|
حکایتها و سخنان پندآموز
|
|
۹:۱۲, ۲۲/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #154
|
|||
|
|||
|
بسم الله
شبی ، مقدّس اردبیلی (رحمةالله علیه) برای نماز شب بیدار شد و دید به غسل نیاز دارد، لذا بر سر چاه رفت تا برای غسل آب بكشد وقتی سطل را بالا كشید دید درون سطل پر از طلا و جواهر است، آنها را در چاه ریخت و گفت: خدایا مقدّس، از تو آب میخواهد تا به نماز شب برسد، نه طلا... **مردان خدا این چنین هستند...** یا حق. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حکایات و سخنان پندآموز 2 | Ramin_Ghn | 56 | 26,473 |
۲۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۷:۲۱ آخرین ارسال: aboutorab |
|






