|
حکایتها و سخنان پندآموز
|
|
۱۵:۵۹, ۵/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/مهر/۹۰ ۱۶:۲۴ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #179
|
|||
|
|||
|
مردى خدمت امام حسين عليه السلام رسيد، و عرض كرد كه شخص گنه كارى هستم و نمى توانم خود را از معصيت نگهدارم ، لذا نيازمند نصايح آن حضرت مى باشم . امام عليه السلام فرمودند: پنج كار را انجام بده ، بعد هر گناهى مى خواهى بكن ! اول : روزى خدا را نخور، هر گناهى مايلى بكن ! دوم : از ولايت خدا خارج شو، هر گناهى مى خواهى بكن ! سوم : جايى را پيدا كن كه خدا تو را نبيند، سپس هر گناهى مى خواهى بكن ! چهارم : وقتى ملك الموت براى قبض روح تو آمد اگر توانستى او را از خودت دور كن و بعد هر گناهى مى خواهى بكن ! پنجم : وقتى مالك دوزخ تو را داخل جهنم كرد، اگر امكان داشت داخل نشو و آن گاه هر گناهى مايلى انجام بده ! بحارالانوار جلد 87 صفحه 126 ابوبصير رحمة الله مى گويد: در كوفه بودم ، به يكى از بانوان درس قرائت قرآن مى آموختم . روزى در يك موردى با او شوخى كردم ! مدت ها گذشت تا اينكه در مدينه به حضور امام باقر عليه السلام رسيدم . آن حضرت مرا مورد سرزنش قرار داد و فرمود: - كسى كه در حال خلوت گناه كند، خداوند نظر لطفش را از او برمى گرداند، اين چه سخنى بود كه به آن زن گفتى ؟ از شدت شرم ، سرم را پايين انداخته و توبه نمودم . امام باقر عليه السلام فرمود: - مراقب باش كه تكرار نكنى . بحارالانوار جلد 46 صفحه 247 سیراب شدن علامه امینی از قول فرزند علامه امینی قدس سره نقل می کند: وقتی پدرم را دفن کردیم ، یکی از بزرگان آمد و به من تسلیت گفت و فرمود: من در این فکر بودم ببینم مولا امیرالمؤمنین علیه السلام چه مرحمتی در مقابل زحمات و خدمات مرحوم امینی می نمایند. در عالم خواب دیدم: حوضی است و آقا امیرالمؤمنین علیه السلام بر لب آن ایستاده اند. افراد می آیند و مولا از آن حوض ، به آنها آب می دهند. گفتند: این حوض کوثر است.در این حال آقای امینی به نزدیک حوض رسید حضرت ظرف را گذاشتند، آستینها را بالا زده و دستان مبارکشان را پر از آب کردند و به علامه آب خورانیدند و خطاب به او فرمودند: [b][highlight=#NaNNaNNaN][highlight=#NaNNaNNaN]بیض الله وجهک کما بیضت وجهی پروردگار رو سفید کند تو را کما اینکه مرا رو سفید کردی[/highlight][/highlight] [/b]علامه نسبت به حضرات معصومین علیه السلام بسیار ادب داشت. وقتی وارد حرم مطهر حضرت امیر علیه السلام می شد از پایین به بالای سر نمی رفت. روبروی حضرت می ایستاد و گریه شدیدی می نمود. خود ایشان به من فرمودند: از آن وقتی که در نجف هستم از سمت بالای سر حرم نرفته ام. از پایین وارده شده و از همان سمت خارج می شدند. انما یخشی الله من عباده العلماء همانا تنها مردمان عالم خداترسند. سوره فاطر: آیه ۲۸ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حکایات و سخنان پندآموز 2 | Ramin_Ghn | 56 | 26,487 |
۲۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۷:۲۱ آخرین ارسال: aboutorab |
|






