|
حکایتها و سخنان پندآموز
|
|
۲۲:۱۹, ۸/آبان/۹۰
شماره ارسال: #219
|
|||
|
|||
|
پیر خرد یک نفس آسوده بود
خلوت فرموده بود کودک دل رفت و دو زانو نشست مست مست! گفت :تورا فرصت تعلیم هست گفت: هست گفت :که ای خسته ترین رهنورد سوخته و ساخته گرم وسرد بر رخت از گردش ایام گرد چیست برازنده بالای مرد؟؟ گفت درد!! گفت چه بود؟ ای همه دانندگی راست ترین راستی زندگی! پیر که اصرار خرد خوانده بود سخت در اندیشه فرو مانه بود ناگه از شاخه ای افتاد برک گفت: مرگ!!! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حکایات و سخنان پندآموز 2 | Ramin_Ghn | 56 | 26,473 |
۲۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۷:۲۱ آخرین ارسال: aboutorab |
|






