کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بهاییت دین یا انحراف ؟
۱۵:۴۴, ۱/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/اسفند/۹۰ ۱۵:۴۹ توسط hesam110.)
شماره ارسال: #14
آواتار
از اینکه دوستان با احترام به مباحثه با یکدیگر می پردازند کمال سپاس گذاری را دارم.




تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل......
فرش قرمزی برای پیامبر
همان طور که در عکس زیر مشاهده می کنید حکومت استعمارگر انگلیس به پاس سالها وطن فروشی وتفرقه افکنی به عبدالبهاء(مدعی دروغین پیامبری) لقب SIR اهدا می کند. به راستی کدامین پیامبر الهی را در طول تاریخ سراغ داریم که از سوی حکومتهای جبار و استعمارگر زمان خود مورد پشتیبانی و تقدیر و تشکر قرار بگیرد آنگونه که عبدالبهاء(عباس افندی) مورد تقدیر حکومت استعمارگر انگلستان قرار گرفت؟!

[img]http://forum.bidari-andishe.ir/[تصویر: wehv0vwcoc4ll2j4zbjy.jpg][/img]

بد نیست تاریخچه ای اندک در مورد بهاییت را تقدیم دوستان کنم.




پیدایش فرقه بابیه:

سید علی محمد شیرازی، ملقب به باب از آغاز جوانی به عبادت طولانی و رازونیازهای غیرعادی که با قرائت ادعیه و زیارات مذهبی همراه بود مشغول بود. او در ابتدای نوجوانی به فراگیری علوم ابتدایی مشغول گردید، ادبیات فارسی و عربی را در سطح بسیار پایینی فرا گرفت و در سلک طلاب علوم دینی درآمد. ریاضت و گوشه گیری و چله نشینی رویه او بود. اندکی بعد درس و بحث را رها کرد و به دایی اش در بوشهر پیوست تا به امور تجارت و منشیگری بپردازد.
بر اساس پژوهشهای صورت گرفته پیوندهای اولیه علی محمد باب و پیروان او با کانون های معینی تأکید دارد که شبکه ای از خاندان قدرتمند و ثروتمند یهودی در زمره شرکای اصلی آن بودند.پس ازحضور پنج ساله علی محمد باب در تجارتخانه دایی اش در بوشهر و ارتباط با کمپانی های یهودی و انگلیسی مستقر در این بندر و کارگزاران ایشان بود که وی در سال 1260ق دعوی خود را اعلام کرد و با حمایت کانونهای متنفذ و مرموزی به سرعت شهرت یافت. دوران اقامت باب در بوشهر مقارن است با سالهای اولیه کمپانیهای ساسون (متعلق به سران یهودیان بغداد) در بوشهر و بمبئی. (ساسون ها در دهه های بعد به امپراطوران تجاری شرق بدل شدند و در زمره دوستان خاندان سلطنتی بریتانیا جای گرفتند).
پس از کشف ادعای باب در بوشهر، نزدیکان او این وضعیت را ناشی از هوای گرم بوشهر دانستند که ذهن باب را پریشان ساخته است. از اینرو برای تغییر روحیه او را به عتبات عالیات در عراق فرستادند ولی در آنجا در مسلک شاگردان سید کاظم رشتی (جانشین شیخ محمد احسایی، رئیس فرقه شیخیه) درآمد و تحت تأثیر او بود. البته بعدها طرفداران باب بر این اصرار می کردند که او در محضر کسی درس نیاموخته و علم او لدنی و الهامی است و خود او امی بوده و بدین وسیله سعی داشتند به لاطائلات او رنگ و حیاتی ببخشند. خود باب به شاگردی سید رشتی اعتراف کرده و در مدت اقامت نزد وی به شدت تحت تأثیر سخنان او بوده است . در اینجا لازم است نکته ای را متذکر شویم و آن دانش مذهبی بسیار سطحی و ابتدایی علی محمد باب است. این واقعیت را با مطالعه کتاب «بیان» او به درستی می توان یافت. اقوال و آثار منتسب به علی محمد باب مونتاژی است از الفاظ و ادعیه شیعه امامیه و برخی اصطلاحات عرفانی شیخیه که بر آنها پسوند و پیشوندهای الف و لام دار افزوده شده. در کتاب بیان و یا دیگر ادعیه و متون منتسب به او حتی یک جمله عربی سالم و صحیح که با ادبیات کلاسیک و متون درسی یا عقیدتی حوزه های علمیه شیعه فراهم آمده باشد نمی توان یافت.
باب در حدود سن 24 سالگی ادعای بابیت کرد و اندکی بعد مدعی مهدویت شد. بر اثر غائله او و فشار علما به حاکم فارس او دستگیر و به شیراز گسیل شد. پس از مدتی وی به تهران اعزام شد. محمدشاه قاجار که از وجود او در تهران بیمناک بود او را از تهران به ماکو فرستاد تا در قلعه ای زندانی گردد. پس از به سلطنت رسیدن ناصر الدین شاه در سال 1266ق علماء تبریز باب را به حضور پذیرفتند تا بدانند این بچه طلبه کیست و چه می گوید. ابهت علمی علما و هیبت و جلالشان باب را سخت به وحشت انداخت و از پاسخ به سئوالات ابتدایی صرف و نحو آنان عاجز ماند و شروع به توبه و استغفار نمود. پس از آن باب در قلعه چهریق زندانی بود و پیروان او در گوشه و کنار با نیروهای دولتی درگیر بودند. نهایتا تصمیم بر این شد که علی محمد باب، به دلیل ادعاهای دروغین خود و نیز آشوبهایی که پیروان او در نقاط مختلف بر پا می داشتند اعدام شود و بدینسان وی در 27 شعبان 1266 در میدان عمومی تبریز به فرمان امیرکبیر(سیاستمدار شایسته وبالیاقت تاریخ ایران) تیرباران شد و پرونده حیات این مدعی دروغین بسته شد.
پس از باب، میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل (1266-1330) جانشین وی شد. او به اتفاق برادرش میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله و عده ای از بابیان به عراق تبعید شدند. در عراق مابین آن دو برادر بر سر جانشینی اختلاف افتاد و پیروانشان نیز به نزاع پرداختند . عراق که تحت الحمایه دولت عثمانی بود، نتوانست آنها را نگاه دارد، از اینرو خلیفه عثمانی این دو برادر را به قبرس و فلسطین تبعید کرد. صبح ازل در قبرس و بهاءالله در عکا در فلسطین مستقر شدند.

بابیان به طرفداری صبح ازل پرداختند و ازلی نام یافتند . بهائیان پیرو بهاءالله گردیدند و بهائی نام گرفتند. در ابتدا بهائیان به ازلیان حمله کردند و آنان را کافر و مرتد می دانستند. این اختلافات علنی بود ولی بعدها رهبران این دو فرقه ساختگی صلاح دیدند که آشکارا چیزی بر زبان نرانند.
میرزاحسنعلی نوری فرزند نوری مازندرانی در سال 1233ق در تهران متولد شد. او از کسانی بود که به باب پیوست و از یاران وی شد.وی که معروف به بهاءالله است مورد حمایت شدید سفارت روسیه در ایران بود. در تاریخ بهائیت هم آمده که سفیر روس به صدراعظم ایران هشدار داد که باید مسئول حفظ جان بهاءالله باشد. میرزا حسینعلی نوری به مراتب با سوادتر از علی محمد باب بود و انتظار داشت که جانشین باب شود، اما صبح ازل مورد توجه باب بود و به جانشینی برگزیده شد. رقابت بین دو برادر به نزاع کشیده شد و به دشمنی و عناد و انشعاب انجامید. در آغاز اکثریت را ازلیان تشکیل می دادند ولی تدابیر بهاءالله موجب شد تا ازلیان در اقلیت قرار بگیرند و به تدریج رو به انقراض نهند. در سال 1330ق که صبح ازل در قبرس درگذشت، ازلیان که تعداد اندکی بودند به فراموشی سپرده شدند.بهاءالله نیز در سن 76 سالگی در سال 1309ق در عکا در فلسطین اشغالی درگذشت.
پس از او فرزندش میرزاعباس نوری خود را ملقب به عبدالبهاء کرد و جانشینی پدر را به عهده گرفت. او پیروان خود را عباسیان حقیقی و موحد قلمداد کرد و با حمایت دولت انگلیس آزادی عمل فراوانی یافت. عبدالبهاء از دولت وقت انگلستان لقب «سِر» دریافت نمود و تا آخر عمر به آن مفتخر بود. پس از مرگ عباس افندی یا همان عبدالبهاء، شوقی افندی ربانی راه باطل و گمراهی آفرین او را تداوم بخشید و در تقویت و گسترش مذهب استعمارساخته بهائی از هیچ تلاش و فعالیتی دریغ نورزید. از آنجاکه عباس افندی به هنگام مرگ پسر نداشت تا او را به پیشوایی و رهبری بعد از خود بگمارد به همین دلیل برای رهبری بهائیت چاره ای دیگر اندیشید که عبارت بود از بنیان نهادن سلسله ولایت امرالله بر اساس آنچه عباس افندی تحت عنوان الواح وصایا از خود باقی گذاشت. ولی امرها باید پی در پی و یکی پس از دیگری زمام رهبری و ریاست را عهده بگیرند و هر کدام از آنها باید جانشین بعد از خود را تعیین کند. شوقی افندی بهائیت را به صورت یک تشکیلات حزبی، محافل منتخب محلی و ملی و شرکتهای تجاری قوام بخشید و در گسترش آن به شدت کوشید. بر اساس نظام کنترل اجتماعی تثبیت شده در این تشکیلات هرکس که بر خلاف نظر و تمایل شوقی افندی عمل می کرد ابتدا از تشکیلات تحت عنوان قلمرو اداری اخراج می شد و سپس از جامعه تحت عنوان قلمرو روحانی رانده و منفور می گردید و بدین وسیله مجازات می شد.
در دوران حیات شوقی افندی و پس از تشکیل اسرائیل با همراهی انگلستان فرقه بهائیت به دلیل سرسختی و عداوت علیه اسلام و قرآن مورد توجه و نظر خاص اسرائیل قرار گرفت و اموال آنان تحت حمایت در آمد و از مالیات معاف شد. شوقی افندی هم به سرسپردگی و خدمت خالصانه برای اسرائیل همت گماشت و هم او بود که برای اولین بار نام ارض اقدس و شرق الاذکار را برای بزرگداشت اسرائیل استفاده نمود و با یهودیان و صهیونیستها در اوج احترام و بزرگداشت بود و این درحالی بود که بر اساس تعالیم ساخت استعمار، عباسیان مال و جان و ناموس مسلمانان را مباح اعلام می نمودند و به شکنجه و سپس شهادت آنان می پرداختند. سرانجام شوقی افندی در سال 1336ق در لندن پایتخت انگلستان درگذشت ودر همانجا مدفون شد.
پس از مرگ شوقی افندی چند دستگی و نزاع در میان عناصر اصلی بهائیت شدت گرفت و بر سر جانشینی و رهبری این مذهب به اختلاف و کشمکش روی آوردند. گروهی از عباسیان، زن آمریکایی شوقی افندی به نام «روحیه ماکسول» را به رهبری انتخاب کردند، گروه دیگر «چارلز میسن ریمی» را برگزیدند و گروه سوم به سمائی ها معروف هستند. اما نکته اساسی اینجاست که گروههای انشعابی بهائیت با وجود اختلافات فرقه ای با یکدیگر در اصول و مبانی و تعلیم بهائیت و اهداف و مأموریتهای سیاسی و استعماری و سرسپردگی برای کشورهای غربی همچون انگلیس و آمریکا و اسرائیل، مشترک و متحد عمل می کنند.
اکنون مرکز اصلی بهائیان بیت العدل است که دربندرحیفا در فلسطین اشغالی قرار دارد. این مرکز در دامنه کوه کرمل قرار دارد و متشکل از یک هیئت 9 نفره است که هر 5 سال یکبار انتخاب می شوند وتحت حمایت های گسترده مالی وسیاسی اسرائیل وانگلیس قرار دارند وبه تصمیم گیری درباره چگونگی گسترش بهائیت می پردازند.



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، saloomeh ، میلاد.م ، وحید110 ، فاطمه خانم ، خادمة الزهرا ، MohammadSadra ، ELENOR ، یاســین
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پیام در این موضوع
بهاییت دین یا انحراف ؟ - وحید110 - ۱/اسفند/۹۰, ۱۳:۵۶
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۱/اسفند/۹۰, ۱۶:۲۵
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - saloomeh - ۱/اسفند/۹۰, ۱۶:۵۰
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - saloomeh - ۱/اسفند/۹۰, ۱۷:۰۰
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۱/اسفند/۹۰, ۱۷:۱۳
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - hesam110 - ۱/اسفند/۹۰, ۱۷:۱۸
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - saloomeh - ۱/اسفند/۹۰, ۱۷:۲۰
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۱/اسفند/۹۰, ۱۷:۳۴
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - najmeh - ۱/اسفند/۹۰, ۱۷:۳۴
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۱/اسفند/۹۰, ۱۷:۳۵
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۱/اسفند/۹۰, ۱۷:۴۶
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - saloomeh - ۱/اسفند/۹۰, ۱۷:۵۲
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۱/اسفند/۹۰, ۱۷:۵۶
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - saloomeh - ۱/اسفند/۹۰, ۱۸:۰۳
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۱/اسفند/۹۰, ۱۸:۰۲
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۱/اسفند/۹۰, ۱۸:۰۵
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۲/اسفند/۹۰, ۷:۳۸
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۲/اسفند/۹۰, ۱۰:۳۷
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۲/اسفند/۹۰, ۱۳:۰۵
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۲/اسفند/۹۰, ۱۴:۲۹
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۲/اسفند/۹۰, ۱۴:۴۵
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۲/اسفند/۹۰, ۱۷:۴۶
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۲/اسفند/۹۰, ۲۱:۱۵
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۳/اسفند/۹۰, ۱۰:۲۲
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۳/اسفند/۹۰, ۱۵:۰۱
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۳/اسفند/۹۰, ۲۰:۳۸
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۴/اسفند/۹۰, ۰:۳۵
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۴/اسفند/۹۰, ۱۱:۲۵
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - saloomeh - ۴/اسفند/۹۰, ۱۲:۰۸
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۴/اسفند/۹۰, ۱۲:۲۶
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - saloomeh - ۴/اسفند/۹۰, ۱۲:۳۶
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۴/اسفند/۹۰, ۱۳:۰۵
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - saloomeh - ۴/اسفند/۹۰, ۱۳:۱۶
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۴/اسفند/۹۰, ۱۳:۳۸
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - ELENOR - ۴/اسفند/۹۰, ۱۳:۵۲
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - saloomeh - ۴/اسفند/۹۰, ۱۴:۰۸
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۴/اسفند/۹۰, ۱۴:۲۷
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - saloomeh - ۴/اسفند/۹۰, ۱۴:۳۸
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - ELENOR - ۴/اسفند/۹۰, ۱۴:۴۴
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۴/اسفند/۹۰, ۱۸:۵۲
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - vahrakan - ۴/اسفند/۹۰, ۲۰:۱۳
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۴/اسفند/۹۰, ۲۳:۴۱
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۵/اسفند/۹۰, ۱۸:۳۷
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - MAHDI59 - ۵/اسفند/۹۰, ۱۸:۵۱
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۶/اسفند/۹۰, ۱۰:۲۰
RE: بهاییت دین یا انحراف ؟ - emadm - ۶/اسفند/۹۰, ۱۲:۲۵
RE: ارتداد و احکام ان - saloomeh - ۱/اسفند/۹۰, ۱۴:۳۲
RE: ارتداد و احکام ان - rastin - ۱/اسفند/۹۰, ۱۴:۵۸
RE: ارتداد و احکام ان - میلاد.م - ۱/اسفند/۹۰, ۱۵:۱۶
RE: ارتداد و احکام ان - emadm - ۱/اسفند/۹۰, ۱۵:۱۶
RE: ارتداد و احکام ان - Hadith - ۱/اسفند/۹۰, ۱۵:۲۰
RE: ارتداد و احکام ان - emadm - ۱/اسفند/۹۰, ۱۵:۲۰
RE: ارتداد و احکام ان - Hadith - ۱/اسفند/۹۰, ۱۵:۲۳
RE: ارتداد و احکام ان - وحید110 - ۱/اسفند/۹۰, ۱۵:۲۷
RE: ارتداد و احکام ان - saloomeh - ۱/اسفند/۹۰, ۱۵:۲۷
RE: ارتداد و احکام ان - hesam110 - ۱/اسفند/۹۰ ۱۵:۴۴
RE: ارتداد و احکام ان - rastin - ۱/اسفند/۹۰, ۱۵:۴۸
RE: ارتداد و احکام ان - mohamad - ۱/اسفند/۹۰, ۱۶:۰۳

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  اعتراف وهابیت به انحراف فرقه ضاله بهاییت mahdy30na 0 942 ۲۳/فروردین/۹۶ ۱۲:۳۸
آخرین ارسال: mahdy30na
Question اعلان علنی نسخ بهاییت mahdy30na 0 1,915 ۲۱/آبان/۹۳ ۱:۴۲
آخرین ارسال: mahdy30na
  محمد علی باب(بهاییت) و تجلی شیطان بر او وحید110 2 2,695 ۳/شهریور/۹۱ ۰:۴۰
آخرین ارسال: حوریه سادات

پرش در بین بخشها:


بالا