|
افراد در شرف ازدواج توجه کنید(مراسم و جشن عروسی)
|
|
۰:۵۳, ۷/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/اسفند/۹۳ ۲۲:۰۸ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
یک پیشنهاد خواهرانه از افراد مجرد و یا در شرف ازدواج دارم: پولی که می خواهید صرف برگزاری جشن عروسی بکنید که یه عده میان و میرن و پشت سرتون حرف می زنند و بالاخره هم از یه چیزی ایراد می گیرند، بدهید به یک موسسه خیریه تا برای ازدواج چند تا جوون دیگه مثل شما که بضاعت ندارن خرج بشه. یا به یک سفر زیارتی مثل مکه بروید. باور کنید این کار به نفع دنیا و آخرتتونه. می دونید چرا؟ به خاطر اینکه مهمترین گناه بزرگی که در یک مراسم عروسی ما انجام میشه اسرافه. مخصوصا اسراف مقدار خیلی زیادی غذا که می تونه صدها آدمو سیر کنه. چون اکثر مواقع در عروسی های ما غذا خیلی بیشتر از مهمان هاست چون تعداد زیادی از افرادی که دعوت شده اند نمی آیند. عروسی تموم میشه و کلی غذای دست خورده و دست نخورده وارد سطل آشغال میشه. و گناهش به پای شما نوشته میشه. راستشو بخواهید من خودم راضی نشدم که جشن نگیریم و به جاش به یک مسافرت بریم اما الان مثل.... پشیونم اول به خاطر اون همه غذا،میوه و ژله و.. که دور ریخته شد. احساس می کنم زندگیمو با گناه شروع کردم. دوم به خاطر حرف و حدیث هایی که پیش اومد (از طرف خانواده خودم راجع به مراسم و...) الان یک سال و چند ماه از عروسیم می گذره اما هنوز اون حرفا و انتقادا راجع به مراسم هست و گذشته از این که خودمو آزار می ده، باعث قطع رحم،غیبت و... شده در صورتیکه اگه ما مراسم نمی گرفتیم هیچ کدوم از این مسائل پیش نمی اومد. الان از شما می خوام به توصیه من حقیر فقط فکر کنید. اگه بتونید بر هوای نفستون غلبه کنید و بدون جشن وارد زندگیتون بشید ضرر نکردید. خواهرهای خوبم اگه آرزوی لباس عروس پوشیدن دارید و نمی تونید ازش بگذرید اشکالی نداره لباسو بگیرید برید باهاش چندتا عکس بگیرید اما یه مراسم 4 ساعته که سریع می گذره و هیچی ازش نمی فهمید به گناهش می ارزه؟ اشتباه منو تکرار نکنید من می تونستم با اون پول کار خیری کنم و توشه ای برای آخرتم بفرستم اما این فرصتو از دست دادم. فقط یه چیزو در نظر بگیرید: این دنیا بازیچه است، به فکر اون دنیا باشید. (۱۲/اسفند/۹۳ ۱۱:۵۳)مجید املشی نوشته است: ذکر یک نکته رو لازم میدونم و مدنظر دارم که روشن کنم در این موضوع دو مسئله ای که اشاره می کنم رو از هم تفکیک کنید: |
|||
| آغاز صفحه 12 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۱۸, ۱۵/دی/۹۰
شماره ارسال: #111
|
|||
|
|||
|
از نظر بنده مهم ترین ویژگی برای کامل بودن مرد یا زن "مومن واقعی" بودن است. نه فقط در کلام و ظاهر. البته نه اینکه کلام و ظاهر مهم نباشد منظور این است که به واقع ایمان کامل به خدا داشته و تمام دستورات دینی را عمل کند.
این خصوصیت، اخلاق و همه صفات خوب دیگر را هم در بر می گیرد. ولی سخت ترین کار انتخاب است نه ملاک انتخاب. همه ما با صفات خوب آشناییم اما یافتن کسی که به واقع و نه فقط در ظاهر این صفات را داشته باشد سخت است. زیرا حقیقت انسان ها برای ما نمایان نیست و سوال بزرگ من در زمینه ازدواج اینست که چگونه میتوان "مومن واقعی" را از متظاهر و ریاکار تشخیص داد. چطور بفهمیم در جلسه خواستگاری مخاطب دروغ می گوید یا خیر. اگر نظر یا پاسخی دارید خوشحال میشم بشنوم. |
|||
|
|
۱:۲۲, ۱۵/دی/۹۰
شماره ارسال: #112
|
|||
|
|||
|
توی یه جلسه که نمی شه ولی یه سری سوال روانشناسی هست که می تونه کمک کنه...
البته این سوالات یه جور پیچوندن طرف است تا از اون حالت خاص در بیاد |
|||
|
|
۲۰:۰۱, ۱۵/دی/۹۰
شماره ارسال: #113
|
|||
|
|||
|
بسم ا...
سلام بحث، بحث خوب و جالب و منطقی ای هست، نظرات هم مفیدند، اما یه سوال برا من پیش اومده و اون اینکه این بحث تا کجا قراره ادامه پیدا کنه؟ و آیا ادامه ی اون با این روند تأثیری در نزدیک تر شدن ظهور آقا داره....؟ التماس دعای فرج..... |
|||
|
|
۱۶:۵۲, ۱۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #114
|
|||
|
|||
|
من خودم به عنوان يه پسر با نگرفتن مراسم عروسي موافقم! چون با اين وضعيت مراسم عروسي تو جامعه ما يا بايد عروسي نگرفت يا اگه ميگيري به پيروي از شكل عروسي هاي اين دوره باشه.شمارونميدونم تو فك و فاميلهاي ما كه اينجوريه.
از همون روز خواستگاريم اين رو با خانواده عروس طي ميكنم.خدا كنه بتونم از پس اين امر مهم بر بيام. پسري دم بخت
|
|||
|
|
۱۷:۰۳, ۱۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #115
|
|||
|
|||
(۱۶/دی/۹۰ ۱۶:۵۲)مجيد نوري نوشته است: من خودم به عنوان يه پسر با نگرفتن مراسم عروسي موافقم! چون با اين وضعيت مراسم عروسي تو جامعه ما يا بايد عروسي نگرفت يا اگه ميگيري به پيروي از شكل عروسي هاي اين دوره باشه.شمارونميدونم تو فك و فاميلهاي ما كه اينجوريه. سلام دوست عزیز در جامعه ما بعضا رسوم و عادات بدی خواسته یا نا خواسته مرسوم شده. ای کاش ما بتوانیم به اندازه توانمون در جلوگیری از پیشرفت آن ها موثر باشیم. شما اگر مراسمی سالم و کم هزینه بگیرید این می تواند در عده ای تاثیر بگذارد و در تصمیمات آن ها برای برگزاری جشن های آن چنانی موثر باشد. |
|||
|
|
۱۷:۰۴, ۱۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #116
|
|||
|
|||
(۱۵/دی/۹۰ ۲۰:۰۱)فدک زهرا نوشته است: بسم ا... بی تاثیر هم نیست کسی که زندگی و ازدواج درستی داره مسیر تعالی رو طی میکنه . گرچه فکر میکنم چون ما فقط داریم صحبت میکنیم و نظرمون چیزی نیست که تو جامعه پیاده بشه .... متاسفانه فقط داریم حرف میزینم . با این وضع آشفته فرهنگی و اقتصادی ( البته نظر مسئولین زحمت کش و مدیران دولتی چیز دیگه ای هست . ) مگه فقط مولا مهدی کمک کنه تا دردی دوا بشه .
|
|||
|
|
۲۰:۵۴, ۱۷/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۰ ۲۰:۵۵ توسط فدک زهرا.)
شماره ارسال: #117
|
|||
|
|||
|
mahdy_mir
بی تاثیر هم نیست کسی که زندگی و ازدواج درستی داره مسیر تعالی رو طی میکنه . گرچه فکر میکنم چون ما فقط داریم صحبت میکنیم و نظرمون چیزی نیست که تو جامعه پیاده بشه .... متاسفانه فقط داریم حرف میزینم . با این وضع آشفته فرهنگی و اقتصادی ( البته نظر مسئولین زحمت کش و مدیران دولتی چیز دیگه ای هست . ) مگه فقط مولا مهدی کمک کنه تا دردی دوا بشه . بسم ا... سلام حرف شما متین و منطقیه، اما دارین میبینید که تو این بحث هر کسی اومده که حرف خودشو بزنه، نیومده که کار تازه ای به رسم و رسومش اضافه کنه. من خودم به شخصه اصلا قبل اینکه وارد این تالار بشم نظرم و اعتقادم در مورد ازدواج فقط و فقط رضایت امام زمانم بوده و هست و تا حالا هم به این صورت عمل کردم، قبل از اجازه خانوادم هم باید از امام زمانم اجازه بگیرم و اگر قرار باشه مراسم عروسیم طوری باشه که امامم و اهل بیت نتونن بیان اصلا و ابدا مراسم عروسی ای نخواهم گرفت، چون اونا اولین کسانی هستن که به عروسی من دعوت خواهند شد و البته به بیانی صاحب حقیقی مجلس و حتی زندگی من، اونا هستن و من حاضر نخواهم بود بهترین شب زندگیم رو بدون حضور اونا بگذرونم چون آرزومه که ازدواج و زندگی مشترک من، البته با یکی از منتظران واقعی آقا، پله ی صعود و نزدیک کننده ای بشه به سمت خود مولام.... میبینید، من قبل اینکه بیام اینجا این نظر رو داشتم اما در طی بحث ندیدم کسی به خاطر آقا نظرشو عوض کنه، هر کی اومده رسم رسوم خودشو توجیه کنه و آیا این تأثیری در ظهور و یا افزایش محبت آقا در دل دیگران خواهد داشت؟؟ من اصلا و ابدا عددی هم نیستم اما اگه یه نفر با شرکت در این بحث نظرش واقعا و حقیقتا و عملا تغییر کرده و حاضر شده خواست آقارو بر خواست خودش ترجیح بده، خواهشا بگه تا حداقل من حقیرم کمی دلم از ادامه این بحث آروم شه! دوس دارم جایی بحث کنم و حرف بزنم که رد پای امام غریب تر از امام حسینم رو بیشتر حس کنم .... التماس دعای فرج.... |
|||
|
|
۱۲:۱۴, ۲۰/دی/۹۰
شماره ارسال: #118
|
|||
|
|||
|
بسم ا...
سلام چی شد پس؟! یکی یه جواب بده دیگه! من هنوز امید دارم که این مباحث حداقل رو یه نفر اثر گذاشته باشه و یکی رو امام زمانی تر کرده باشه ها، فقط مارم در جریان بذارید لطفا! التماس دعای فرج.... |
|||
|
|
۱۴:۰۱, ۲۰/دی/۹۰
شماره ارسال: #119
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
با سلام دوستان من همیشه از یه چیز ترسیدم . نمیدونم اینجا جاش هست که بگم یا نه . البته پست قبلی دلیلی شد بر اینکه بخوام مطرح کنم . اگه ناظر انجمن صلاح دید زحمت پاک شدن پست رو بکشه . و دیگه اینکه روی سخن منم با شخص خاصی نیست . حالا خود چیزی که میخوام بگم . بعضی از آدمها یه مشخصاتی ازشون در ظاهر دیده میشه . مثال اینکه مثلا من حاج رضایی ( برای جلوگیری از غیبت اسم فقط خیالی است ) رو میگم : ایشان هر موقع اسم حضرت زهرا میاد اشک از چشماش سرازیر میشد . مردم دور و برش میدیدند که ایشان تمام محرم و صفر مشکی میپوشند و حال نزار و گریه دارند . خودش میگفت همه چشی فقط مال خدا و معصومینه . این حاج آقای ما , برای نماز همیشه آستین بالا میزد و دور شرکت میچرخید و همه وقتی میدیدند که میخواد نماز بخونه دنبالش میرفتند تا در صف اول با ایشان باشند . در زمان جنگ از بسیجیان مخلص بود . همیشه میگفت من اون موقع فقط یه یخچال داشتم که گفتم خانم اینو هم به شما بخشیدم و میخوام وقتی پیش خدا میرم از مال دنیا هیچ نداشته باشم . همیشه نشون میداد که دل و قلب و روح و روان و زندگیش فقط برای معصومینه و خلاصه این آدم یه قدیس بود .... وقتی سر جلساتش با شاگرداش رفتم : اظهار میکرد که با امام زمان دیدار داشته و ایشان بهش گفته به همه بگو که منو دیدی!!! در حال سخنرانی بود که وقت نماز اوئل وقت گذشت و ایشان هنوز گرم عزاداری برای سید الشهدا بودند!!! بعضی نوچه هاشو پرو خطاب میکرد و با احترام خاصی کتکشون هم میزد . مجلس خاصی برای بانوان داشت و تمام 50 نفر از مستمعین رو با نام میشناخت و فقط برای رضای خدا با چندین نفرشون صیغه خواهری خونده بود .از قران خوندش همین بس که تقریبا 70 درصد کلماتو غلط میگفت . ...... ......... ............ دوستانیکه این پستها رو میخونید حتما متوجه دو روی سکه میشین !!!! همه ما آیت الله بهجت رو تقریبا میشناسیم و خیلی دیگه از دینداران رو , و میدونیم اگه چیزی داشتند مخفی بود . ما در این پستها میایم و نظراتومون رو میگیم . خدا نکنه که به امتحان و سختی مبتلا شیم . ![]() اونموقع معلوم میشه که سکه های ما چند تا رو داره . اینو میخوام بگم که همه در درون خودشون وقتی واقعا وجدانی به مسائل نگاه میکنن میدونن چه کاری خوبه و یا چی بد . ما میدونیم خدا و اماو زمان چی میخوان اما سر موقع ...... ![]() آخه چی بگم , تو همین پستها شما حسابی میتونین ایده ال پیدا کنین اما وقتی میرین خواستگاری باید از سد خواسته های پدر دختر .....مادرش ....عمه خانم بزرگه ...... خاله خان باجی ....... داداش عروس خانم ..... دختر خاله اش که مهریه اش 5000 سکه اس ........ خواهرش که تو پاریس عقد کردن ....... اشکهای مادرش که مراسم باشکوهی میخواد...... و غیره بر بیایید. ببینید ظاهر خیلی تند اسلامی میتونه شبیه طالبانیسم بشه . نه باید کاری کنیم که شب عروسی شبیه مراسم تعزیه بشه و از حاج منصور هم بخواهیم ذکر مصیبت بگه .... نه از اون طرف بریم لیدی گاگا رو دعوت کنیم و تو مراسم شامپاین بدیم ![]() بیاییم ظاهرمون مسلمانی باشه که , همه از خلق زیبا و ادب گفتار و نمازش میفهمنن که مسلمونه . نه مثل اون حاج آقا که عرض کردم , فقط ظاهرمون قراره امام زمانی باشه . فکر کنم طولانی شد . اما نتیجه اینکه امتحانات سخت , خواهند آمد که یکی ممکنه مرحله ازدواج باشه . اونوقت من میرم خواستگاری و باید دید وقتی ظاهر عروس خانم و ملک و املاک و زندگی باباش رو میبینم میتونم بگم من مسلمان و میخوام تحت سنت رسول خدا ازدواج کنم ؟ یا میگم ای بابا سکه میدیم و مراسم میگیریمو به پول باباهه میرسیم اونوقته که دردسر امتحان شروع میشه .خانمها آیا میتونین در مقابل اشکهای مادرتون که میخواد شما رو با آبرو عروس کنه ( تا از دختر خاله کم نیارین ) مقاومت کنین؟ خانمها میتونین در برابر پدرتون بایستید و بخدا توکل کنید و بگید من مسئولیت قبول میکنم و با این آقا پسر با 14 سکه و مراسم امام زمانی ازدواج میکنم ؟ واقعا میتونین اینکارو بکنین ؟ ![]() تمام زندگی یه امتحانه . برای همه ما ..... مومن با ایمان میتونه عبور کنه . نه در ظاهر بیایم حرف امام زمان بزنیم و متدین نشون بدیم . عذر خواهی که طولانی شد . |
|||
|
|
۱۶:۳۰, ۲۰/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/دی/۹۰ ۱۷:۱۰ توسط فدک زهرا.)
شماره ارسال: #120
|
|||
|
|||
|
بسم ا...
سلام دوست عزیز حرفای شما کاملا منطقیه، امروزه ما تو جامعه مون آدم منافق صفت کم نداریم، من خودمم تو محیط کارم و اصلا تو دور و برم خیلی از این آدما رنج میبرم و همیشه ازشون یه عنایتی هم بهم میرسه که آخریش همین دیروز بود، شاید همه فک کنند پزشکا دیگه مشکلی ندارن و دیگه از دنیا چی میخوان اما اگه آدم بخواد خدارو همیشه شاهد اعمالش ببینه فرقی نمیکنه پزشک باشه یا یه آدم معمولی، براش زندگی سخت خواهد بود، طوریکه دیگه حتا منم به جایی رسیدم که دیگه از طبابتم بدم اومده و از کاری که همیشه عاشقش بودم زده شدم! چون هیچکسی دیگه براش مهم نیس و اصلا دوس نداره باور کنه که آخرتی هست یا نه( البته منظورم این نیس که ادعا کنم من دیگه آخرشم و آدم باخدایی هستم و همیشه هم درستکارم، اما حداقلش اینه که سعی میکنم تو زندگیم و کارم با وجدان و انصاف پیش برم)، و در نتیجه اگر کسی بخواد درست و با باور به حضور همیشگی و نگاه دائمی خدا کاراش و حرفاش رو انجام بده یه جورایی کلاهش پس معرکه خواهد بود، و تو این دوره زمونه هیچکسی حاضر نیس کلاهشو بندازه پس معرکه! یکی از نزدیکان ما یک خانوم چادری و کاملا محجبه و ظاهرا مذهبی و مومنه و زیارت آل یاسینش هم ترک نمیشه اما در عمل که میرسه اصلا تو کاراش خدا و اعتقادات مذهبی رنگی نداره و به حدی رسیده که همسرش راضیه ازش جدا بشه! من اونقدر ازین موارد دیدم که دیگه از هرچی تریپ مذهبیه زده شدم و با وجود اینکه خودمم به ظاهر اونطوری هستم اما اصلا دلم نمیخواد روابطم و برخوردام نمای مذهبی به خودش بگیره، اما هرگز دوس ندارم وجود امام زمانم رو با این چیزا قاطی کنم، اینا رو نمیگم که بقیه فک کنن تجربه ندارم و همینطوری دارم حرف میزنم، تجربشم داشتم و تو عمل هم پیاده کردم. من تو پست قبلیم منظورم این بود که بعضی اعتقادات و باورها باید از درون سرچشمه بگیره و با گفتن و بحث کردن تغییر نخواهد کرد، چون انقدر نفاق تو جامعه ی اسلامی ما زیاد شده که همه دوس دارن با نقاب اسلام کارای نادرست خودشون رو توجیه کنن و خواسته ها و آرزوهاشون رو به کرسی بنشونن و به این صورت عملا اعتماد کردن خیلی سخت شده و باید از همه ترسید مخصوصا اگر فردی ظاهر مذهبی هم داشته باشه!! اسلام دو قسمت داره، یه هسته و یه پوسته ی ظاهری، یه عده فقط هستشو دارن و یه عده هم رو پوستش گیر کردن، هیچکدوم اینا هم درست نیس و پوسته ی بدون هسته و برعکسش، هیچکدوم نه به درد دنیا خواهد و نه به درد آخرت ( البته فقط پوسته ش ظاهرا تو مملکت ما به درد میخوره!!). آدمایی که هم خدارو میخواند و هم خرمارو، کم که نیستند هیچ، بسیار هم فراوانند، کسی که واقعا به خدا معتقد باشه و امام زمانش رو واقعا دوس داشته باشه دیگه اشک مادرش و نظرات فک و فامیل براش مهم نخواهد بود، واسه همینه که میگم هرگز نباید گول ظاهر طرف رو خورد. کسی که اعتقادش محکم باشه باید اعتمادش به خدا هم محکم باشه، اگه یه جایی کاری با این شرایط بلنگه باید به ضعف اعتماد و توکل خودمونم شک بکنیم که نکنه یه جایی خواست خودمون رو هم دخالت دادیم... فقط از خدا میخوام که همونطور که عشق خودشو اهل بیت رو، وقتی که خبر نداشتیم تو دلمون کاشت.... ، خودشم کمک کنه تا در هیچ زمینه ای حرفامون فقط حرف نباشه و تو عمل هم پیادش کنیم تا به این امانت سنگین اسلام که رو دوشمون گذاشتیم خیانت نکنیم و باعث نشیم که بقیه هم از این دین پاک و بی نظیر که حتی آقا امام زمان هم برای یاری اون در روی زمین ذخیره شده، زده بشند. فک کنم دیگه جایی برای ادامه ی بحث تو این تاپیک نمونده باشه، خدا آخر عاقبت هممون رو ختم به خیر کنه انشاا... به امید ظهور صاحب هستی .... التماس دعای فرج..... |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اگر عاقل هستید با یک دیوانه ازدواج کنید! | FNS4565 | 0 | 989 |
۱۳/آبان/۹۵ ۱۲:۵۰ آخرین ارسال: FNS4565 |
|
| تمایل ازدواج با افراد بیمار و معلول | nafas | 1 | 1,800 |
۲۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۰:۱۱ آخرین ارسال: سدرة المنتهی |
|
| گناه و شادی در مراسم عروسی | sarallah | 25 | 13,214 |
۲۴/آذر/۹۱ ۱۴:۴۳ آخرین ارسال: viana |
|









کسی که زندگی و ازدواج درستی داره مسیر تعالی رو طی میکنه . گرچه فکر میکنم چون ما فقط داریم صحبت میکنیم و نظرمون چیزی نیست که تو جامعه پیاده بشه ....
متاسفانه فقط داریم حرف میزینم . با این وضع آشفته فرهنگی و اقتصادی ( البته نظر مسئولین زحمت کش و مدیران دولتی چیز دیگه ای هست . ) مگه فقط مولا مهدی کمک کنه تا دردی دوا بشه .
با چندین نفرشون صیغه خواهری خونده بود .
اونوقته که دردسر امتحان شروع میشه .