|
چرا در تالار شبهات مطرح نمی شود؟
|
|
۱۲:۱۲, ۱۵/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
یکی از دوستام قراره مستند ظهور رو به دست من برسونه ...هر چی بیشتر تو فروم شما میگردم بیشتر مشتاق میشم انو ببینم!!امیدوارم که منم اونو که دیدم از افکارم برگردم و بفهمم چه خوابی بودم ...وگرنه الان که هر چی بیشتر اینا رو میخونم شاید از اون استاد زبان دوست گرام مون نگاه هم عاقل اندر سفیه تر باشه ....چیزی نمیگم چون می بینم که تاکید ویژه ای رو اون مستند دارین. سعیم اینه که تا اونو ندیدم سکوت کنم...
ولی در دفاع از اون استاد گرام باید بگم حتی اگه این حرفها درست باشد و حتی اگه نماد المپیک که سهل است دورتا دور ورزشگاه ها رو هم بنویسن صهیون ، ایرادی بر اونا نیست چرا که اگه عیبی باشه از ماست ....ما هم باید با تکیه بر اصول اسلام پیشرفت می کردیم اونقدر بزرگ میشدیم که همه ی دنیا به مسلمونا غبطه بخورن!...آره کم که میاریم میگیم اصول اسلام رو غربی ها گرفتن و انجام دادن و پیشرفت کردن ...میگیم اینجا مسلمانی داریم و اونجا اسلام! و علاوه بر این حتی اگر از تمام کارتون ها، تمام فیلم ها و تمام دنیا نه به صورت پوشیده که به صورت واضح پر باشه از علایم آنچه شما به اون ماسونی می گویید چه عیبی داره اگه ما اعتقادمون قوی باشه!و بشناسیم چیزی که بهش اعتقاد داریم ،با درک و فهم بهش اعتقاد داشته باشیم؟!مشکل جایی هست که اعتقادات ظاهری باشه!اون وقت است که باید از ماهواره از اینترنت از کارتون از صهیون از نمیدونم اسباب بازی هم بترسیم ..چرا که علامت شیطان پرستی داره! آره تا وقتی که من بیام تو این سایتی این چنینی و چندین جا بخوانم که از بیان شبهات دینی فرار شده و گفته شده ما که مختخصص دین نیستیم همین خواهد بود... برادر من در اصول اعتقادی همه باید متخصص دین باشیم ...اتفاقا باید خوشحال باشیم شبهات مطرح بشه و اگه نتونستیم جوابش رو پیدا کنیم بریم دنبال جواب چرا که از اون به بعد اون شبهه واسه ما هم هست و اگه به جواب رسیدیم که بگیم و اگه نرسیدیم عقیدمون رو عوض کنیم .مگر نه اینکه اعتقاد ما باید بر اساس عقل باشد و نه تقلید.... و چه حکم عظیم و بزرگی و پر مغزی است اینکه "تقلید در اصول اعتقادی حرام است" شرمنده که خیلی غیر متمرکز نوشتم ..... باز هم امیدوارم من اشتباه کرده باشم و بعد از چندین سال که از بلوغم میگذره از این راه غلط بیام بیرون و اگه چنین نشد از این به بعد متمرکز تر مینویسم(عاجزانه از دوستانم تقاضا دارم اگر گمان میکنند من گمراهم به من کمک کنند !) |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۴۸, ۱۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۱۷/بهمن/۸۹ ۱۲:۱۷)سینا نوشته است: دوست من، من از شما یک سوال دارم ،از نظر شما حایل بین آنچه شما بدان "شبهه" در دین می گویید با "اصل دین" چیست؟دوست عزیز دقیقا همینجا شما بحث رو دارید اشتباه جلو می برید.مگر معجزه بودن قرآن جزء اصول دین است؟ آیا معجزه بودن و نبودن قرآن در اصل مسلمانی تغییری ایجاد می کند؟ خدایابی-خداشناسی و ... مراحل مسلمان شدن هستند حالا شما فرض کن یک قصاب نداند که قرآن معجزه است یا نیست.چه اتفاقی می افتد؟مسلمانیش مشکل دار می شود؟ غیر از اصول دین و احکام روزانه فردی و اجتماعی، بقیه مسائل اسلامی را هر کسی به حد نیاز باید بداند و یاد بگیرد.یکنفر تاجر است باید احکام تجارت را یاد بگیرد.یک نفر پزشک است ... احکام پزشکی اگر قرار باشد همه محقق علوم دینی باشند و حجت الاسلام و ... که دیگر وقت نمی کنند به کار دیگری برسند. ضمنا همانطوری که گفتم دانستن یک مطلب به صورت تمام و کمال دلیل نمی شود که: 1-بتوانید به همه به خوبی منتقل کنید و آن را آموزش دهید 2-به هر سوالی که در آن مورد از آن شد بتوانید پاسخ دهید من دلایل شکلی و ماهوی زیادی در معجزه بودن قرآن می دانم.اما ممکن است نتوانم به درستی برای شما شرح دهم.یا اگر سوالی هوشمندانه پرسیده شود نتوانم پاسخ دهم هر کسی با توجه به علم و آموزشهایی که دیده می تواند برای جایگاهی مناسب باشد |
|||
|
۱۴:۰۹, ۱۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
دوست عزیز ، علایم ظهور
اولا: اینکه اصل سوال مرا بی جواب گذاشته و روی مثالی که زدم بحث کردید را این چنین برداشت میکنم که حرف مرا در کل پذیرفته اید،علما میگوند که "در مثل مناقشه نیست" خوب شما در پست قبلی من به جای "قرآن معجزه نیست" بگذارید " خدا نیست"یا" خلافت داریم نه امامت " یا هر چیزی که جزو اصل دین است ....در اصل سوال من مشکلی ایجاد نمیشود که حایلی بین اصل و شبهه(یا سوال) وجود دارد؟(از نظر من نه) (در ضمن اعتقاد به معجزه بودن قرآن جزو اعتقادات اساسی ماست ...وگرنه اگر قرآن از خدا نباشد و معجزه ی جاوید پس خطا در آن راه دارد و چه بسا تحریف شده باشد و نتوان به آن استناد کرد) ثانیا: محقق علوم دینی، حجه اسلام ،آیت الله و مرجع تقلید همه تسلط آنها در فقه (و گاها فلسفه است) در اعتقادات که از آن ها تبعیت نمیکنیم و هر آنچه گفتند بپذیریم (که کاری حرام است) ثالثا: نقل قول:ضمنا همانطوری که گفتم دانستن یک مطلب به صورت تمام و کمال دلیل نمی شود که:بلی حرف شما درست است و در پاسخ به این من توجه شما رو جلب میکنم به نقل قولی از جواب قبلیم به شما : نقل قول:باید دلیل محکمتری که برای اعتقادمان داریم را رو کنیم و دست کم خودمان را اقناع کنیم ؟من آنجا هم گفتم تاکید من روی اقناع خودمان است ،زیرا اگر کسی چیزی بگوید که با اعتقاد ما جور در نیاید و ما هم نتوانیم دلیل بیاریم که خودمان را اقناع کنیم باقی ماندن بر آن اعتقاد گول زدن خود و صرفا تقلیدی است! مهم این است که هر کس بتواند از درون با دلیل بر اعقاد خود بماند یا با دلیل اعتقادش را تغییر دهید (بلی این را قبول دارم که بین قانع شدن از درون و توانایی در بیان و قانع کردن دیگران تفاوت و فاصله است و این دومی کار هر کسی نیست!) |
|||
|
۱۹:۱۵, ۱۷/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۸۹ ۲۳:۳۵ توسط m.shirazi80.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
جناب سینا .جوابهای خوبی به سوال شما دادند
ولی شما همه رو از دیدن خودتان میبینید . عملکرد همه مثل هم نیست اگر اینطور بود جایگاه انسانها در آن دنیا در یک مرتبه بود . این ما نیستیم که بخواهیم برای دیگران راه تعیین کنیم و با دید خودمان داوری کنیم که چه کسی ایمانش بالاتر یا پایین تر هست . ما فقط وظیفه مان آگاهی دادن هست .دیگران رو به مطالعه در دین تشویق میکنیم و زمینه ها رو ایجاد میکنیم اما اجبار در این راه درست نیست . داستان موسی و شبان رو شنیدین.مصداق همین موضوع هست از طرفی همه آدمها اهل تحقیق نیستند .یکنفر ممکنه با یک شبهه از راه به در بشه . نباید اینطور بگیم که این شخص که با یک شبهه از دین خارج شد همون بهتر که کافر شد . قرآن چقدر انسانها رو به تفکر و تعقل دعوت کرده . اما همه میدونیم که عموم مردم اینگونه نیستن . یکسری مسائل هست که عواقبش جنبه عمومی داره مثل شبهات .نمیتونیم باگسترده کردن شبهات در عموم به دنبال آن انتظار داشته باشیم مردم تحقیق و پیگیری کنند. اگر یقین داشتیم که همه اهل تحقیق بودن اون موقع بیان شبهات در عموم خوب بود اما چون میدانیم عموم مردم اینگونه نیستند بنابراین برای مصلحت عموم این روش مناسب نیست به فرض اگر با بیان شبهات مثلا 4 نفر ایمانشان قوی تر میشه و در عوض 10 نفر فقط به خاطرشنیدن شبهه و تحقیق کافی نکردن از دین خارج شوند این به صلاح نیست و ضررش بیشتره. ------------------------- سایت های ضد دین رو اگر با دقت موشکافی کنید به یک ریشه مشترک در 90 درصد این سایتها میرسین میدونید او ریشه چیه؟ مخالفت با نظام فعلی هست. من خیلی ها رو سراغ دارم که به خاطر دیدی که به نظام داشتند و عملکرد آنها رو اسلامی میپنداشتند و در بعضی موارد خلافش رو دیدن به خاطر همین از اسلام گریزان و کارشان به جایی رسیده که ضد دین هم شدند. و در بیشتر موارد بحث کردن با اینگونه افراد هیچ نتیجه ای نداره مگر اینکه براشون دعا کنید . متاسفانه شرایط طوری شده جوانهای داخل ایران با یک شبهه میلغزند و خیلی ها هم که اصلا دنبال شبهه نبودن فقط به خاطر مخالفت با نظام از دین خارج شدند از طرفی خیلی ها رو هم میشناسم که با وجود اینکه به خارج رفتن .با وجود شرایط آنجا اعتقادشان کاملا بر عکس زمانی که در ایران بودند شده و به اسلام گرایش پیدا کردند و زندگی کاملا اسلامی دارند |
|||
|
۲۱:۰۷, ۱۷/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۸۹ ۲۱:۱۱ توسط سینا.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
خانم " m.shirazi80"
از اینکه به بحث ما وارد شدین متشکرم و ممنون از نظرتون، ابتدا بگویم که عنوان تاپیک از من نیست (در چند پست قبلی توضیح داده ام) من گمان میکنم که یا شما کامل مطالب قبلی رو نخوندین یا اینکه بعضی موارد را به غلط برداشت کرده اید(که البته قصور از من است که نتوانسته ام منظورم را درست برسانم) نقل قول:شما همه رو از دیدن خودتان میبینید . عملکرد همه مثل هم نیست اگر اینطور بود جایگاه انسانها در آن دنیا در یک مرتبه بود .من نمیدونم کجا برای دیگران راه تعیین کرده ام و کجا همه را مثل هم پنداشته ایم (که بی شک پنداری غلط است)،کجا داوری کرده ام چه کسی ایمانش بالاتر است و یا چه کسی پایین تر؟ من این حرفهای شما را همگی قبول دارم ، من میگویم وظیفه ما و هر بنده ی مسلمانی است (حتی قبل از آگاهی دادن و تشویق دیگران به مطالعه در دین!) که خودش اعتقاداتش را تعمیق کند و سعی در حل سولات و مشکلات اعتقادی خویش کند تا به اعتقادی راسخ و درست رسد که از گزند گمراهی در امان باشد، گفتم دستور خدا در مورد همه یکی است اما همگان به وسع و توان خویش مسئولیت دارند و این است تفاوت انسانها،وگرنه ما کیستیم که بتوانیم کسی را به کاری مجبور کنیم؟!کاری خدا هم نکرده است.... نمیدونم چی باعث شده این برداشت ها را از حرفهای من بکنید... واسه اینکه بهتر بگم یکبار دیگر در یک عبارت نظر خودم رو در برخورد با شبهات میگویم : "از نظرمن: در دین اسلام ،هر فرد مسلمان موظف است که در اصول اعتقادی دین خود به اجتهاد برسد و بدون تقلید از دیگران بلکه از راه عقل به آنها راه یابد و معتقد شود و منظور من از کلمه شبهه، مشکلات و سوالاتی است که در راه رسیدن عقلی به این اعتقدات و در ادامه راه ممکن است برای ما به وجود بیاید که این شبهات و مشکلات جدای از راه رسیدن عقلی به آن اعتقادات نیست بلکه جزیی از همان راه است و همانند پیمودن آن راه که بر هر مسلمانی لازم است برطرف کردن این شبهات نیز الزام دارد و در واقع این شبهات و مشکلات همانند موانع این راه می باشد ،آری پیمودن مسیر بدون از میان برداشتن موانع امکان پذیر نمیباشد. و البته آگاهی دارم که از آنجایی عموم جامعه ما از راه درست به این اعتقادات دینی نرسیده اند و مسیر اصلی را طی نکرده ند ممکن است هنگامی که مانعی را در راه ببینند از ادامه ی مسیر منحرف شده و در واقع بیخیال مسیر شوند ، به گمان من اینها که از ابتدا بدون پیمودن مسیر عقلی و از راه تقلید از عموم به ظاهر به این عتقادات رسیده بودند از همان ابتدا هم مسیری را که اسلام الزام کرده است را طی نکرده بودند و در واقع در اسلام نبوده اند که خارج شوند. و از نظر ظاهری قبول دارم که اگر فضای بحث و تبادل نظر پیرامون اعتقادات در جامعه شکل بگیرد ممکن است کسانی از اعتقادات فاصله بگیرند و به ظاهر از اسلام و صلاح دور شوند ولی برایند این کار را مثبت میدانم و گمان میکنم عمقی سازی اعتقادات نه تنها مسلمانان را در مسیر محکم تر میکند بلکه در صورتی که اعتقادات از پایه محکم باشد دیگر کاری از دشمنان بر نمیآید ، و گمان میکم بسیاری از مشکلات دینی در جامعه ما ناشی از عمقی نبودن اعتقادات است (مشکلاتی که باعث میشود از ماهواره و اینترنت و ماسون و... لطمه بخوریم) و از نظر من.....(این ادامه رو بعدا خواهم گفت)" نقل قول:از طرفی همه آدمها اهل تحقیق نیستند .یکنفر ممکنه با یک شبهه از راه به در بشه . نباید اینطور بگیم که این شخص که با یک شبهه از دین خارج شد همون بهتر که کافر شد .دوست گرامی ، من جواب اینها رو هم در اون عبارت بالایی دادم ،آری عموم جامعه ما اهل تحقیق نیستند (با تخقیق به اصول دین خود نرسیده اند) که خلاف نص صریح قرآن است ،حال ما باید بگذاریم همین روند ادامه پیدا کند ؟!کاری که مورد نکوهش قرآن است....از نظر من مصلحت معنی ندارد اینجا و باید این جامعه را بیدار کرد...از نظر من 1 مسلمان واقعی بهتر از 10 مسلمان تو خالی است ،با این جو جامعه ما داریم خیلی از جوان هایمان را هم اینچنین بار میآوریم و این ظلم بزرگی است به آنها،حتی در کلاس های دینی مدارس ما هم بحث های دینی شکل نمیگیرد!! (و امیدوارم از این ترویج پذیرش بدون تفکر دین (که خلاف قرآن است) برای گمراه کردن و دادن اعتقادات خرافی و غلط به مردم استفاده نشود که متاسفانه میشود )،آری اینها هم مضرات اینگونه بودن جامعه و سکوت در برابر کار خلاف قرآن است !!! قرآن گفته است تفکر کنید ...کجای قرآن گفته حالا اگه مصلحت نبود این کار رو رواج ندین؟) این دین گریزی در بین جوانان دقیقا به همین دلیل است،(اینکه طبق آمار همه ی دنیا بیشترین گرایش به سمت دین اسلام است ولی تو ایران دارن از دین گریخته میشن،مسجد دانشگاه رو دیدن؟ تو خوابگاه ما از 5 نفر فقط 2 نفر نماز میخونن...بازم بگم؟ همه و همه به خاطر عمقی نبودن اعتقادات است ) شرمنده من کمی عصبانی شدم ![]() ............................................................................................ نقل قول:سایت های ضد دین رو اگر با دقت موشکافی کنید به یک ریشه مشترک در 90 درصد این سایتها میرسینمن در مورد قسمت اول این تیکه نوشته ی شما حرفی نمی زنم (چون بحث سیاسی میشه که صلاح نمیدونم) ولی در مورد قسمت بله تو کشور ما جوان ها با یک شبهه میلغزند و ما متاسفانه همیشه داریم سعی میکنیم اونا رو از شبهات دور نگه داریم ...همیشه دور نگه داریم از تفکر در دین تا اینکه دشمن اون شبهات رو به رخ اونا بکشه و به قول شما بلغزند!!حرف من همینه خواهر گرامی که بیایم ما از دشمن پیشی بگیریم!!! سوال من اینا چرا باید جوان ها با یک شبهه بلغزند؟!!!!کاری کنیماین چنین نباشه.... بله اینجا با اینترنت فی*ل*تر شده و ماهواره ممنوع و کتاب های ممنوع الچاپ جوانان ما میلغزند،ولی بعضی ها حتی اونور که میرن تو دل کفر و نفاق ، تو دل صهیون و نمیدونم ماسون نه تنها نمی لغزند بلکه اعتقادشون محکمتر هم میشه!..چرا؟!به دلیل اینکه اعتقادات اونا عمقیه و با تفکر به دست اومده و این بدون فکر در شبهات و مشکلات شکل نمیگیره! نباید بترسیم،باید اگر اصلی از اسلام (که منظور من تفکر در دینه) تا حالا بهش توجه نکردیم از همین الان شروع کنیم و دستور خداوند را فدای مصلحت نکینم ممنون از شما که نظر دادین |
|||
|
۲۲:۴۴, ۱۷/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۸۹ ۲۲:۴۶ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
آقا سینا متاسفانه باز هم من همون بحث نسخه عمومی رو مشکل کار می دونم.
فرمودین نقل قول:به گمان من اینها که از ابتدا بدون پیمودن مسیر عقلی و از راه تقلید از عموم به ظاهر به این عتقادات رسیده بودند از همان ابتدا هم مسیری را که اسلام الزام کرده است را طی نکرده بودند و در واقع در اسلام نبوده اند که خارج شوند.تمام مردم روستایی و حتی فرزندانشون بعضا اینطوری هستن. بهترین اعتقادات رو باید تو روستاها جستجو کرد. همون بنده خدا (مرحوم) بدون اینکه مثل من 5 جلد کتاب فلسفه حج رو بخونه ذوق و شوقش برای رفتن به مکه بسیار از من بیشتر بود، اشکش، معرفتش و ... بیشتر از من بود. این یعنی با وجودیکه اعتقاداتش با تعریف شما ارثی و ظاهری بوده اما از اعتقادات من مطالعه کرده محکمتر بوده. یعنی اسلام اینها مشکل داره و اینها تو اسلام نبودن؟ مطمئنا اینطور نیست. این نوع اعتقادات به دل هست خیلی به کتاب خوندن نیست. مثالها در این زمینه فراوانند. البته قبلش فرمودین در این مورد با من هم نظر هستین اما بعدش این نقل قول رو گذاشتین که اشتباهه. من صحبت اول شما رو ملاک قرار میدم. حالا که من و شما با اون بنده خداها فرق داریم این قبول. اما اینکه شبهات رو عمومی مطرح کنیم چه در این سایت یا سایتهای مشابه، از کجا می دونین مخاطب شما جزو کدوم دسته هست؟ جز امثال اون مرحوم و روستائیان با صفا و ... هست (جهانبینی روستایی مد نظرم هست نه خود در روستا زندگی کردن) یا مثل من و شما تحصیل کرده و ... وقتی چنین اطمینانی وجود نداره پس نمیشه نسخه عمومی داد. از طرفی نمونه ای بود از همسایه ها که زنی بیسواد در جلسه ای مذهبی شرکت کرده بود و شبهه ای رو مطرح کرده بود که از قضا معلم جلسه هم بلد نبوده. اخبارش که به من رسید می دونستم چه اتفاقی افتاده. جوانان خانه شبهه رو در سایتها دیدن و به هر طریق بی اعتقاد شده بودن و رفته بودن روی اعتقادات پدر و مادر هم تاثیر گذاشته بودن. پس اینترنت یعنی اتاقی با مخاطبان با طیف بسیار گسترده و متفاوت. حساب من و شما و چهار تا دانشجو نیست. بله من هم با شما هم صدا هستم که هر کس شبهه ای در اعتقاداتش به وجود اومد، وظیفه داره تا پیدا کردن جواب دنبالش بره تا تکلیفش روشن بشه. شخصا هم اینکارو کردم و الان به ندرت پیش بیاد دنبالش میرم. اما این فرق داره با اینکه خودم رو بندازم تو دریای شبهات و بعد بیفتم دنبال جوابها. یه مدت پیش اتفاقی شبهه ای دیدم و دنبال جوابش رفتم اصلا با جوابها قانع نشدم چون مربوط به برزخ و اون دنیا بود. اصلا هم برام مهم نیست که قانع شدم یا نه چون فرقی نداره. من وظیفه خودم مشخصه روی این دنیا. اون دنیا میریم جزئیاتش رو می بینیم. به من چه الان عالم برزخ چیه و چه جوریه؟ خواستم بگم درصد بسیار زیادی از این شبهات بعضا تلف کننده وقت آدمی هستن. این رو هم باید مد نظر داشت. برای چی مراکز پاسخگویی گذاشتن؟ برای اینکه اگر کسی برای فهمیدن اصول دینش تحقیق کرد و به سوالی برخورد کرد به مرجع شبهات رجوع کنه و همون سوال خودش رو پیدا کنه. چندین و چند عالم عمر خودشون رو گذاشتن برای اینکار. من که نمی تونم تمام شبهات رو بخونم و همه رو هم بفهمم. شغل من و کار من چیز دیگه ای هست. نمی تونم همه شبهات رو برم دنبالش. مگه تموم میشه؟ در عوض، من مطالعه میکنم. مشکل و سوالی برام پیش میاد. میرم دنبالش. این مطلوب من و شماست. بیشتر از این هر چی بگم تکراری گفتم. اگر از علما و متخصصین این امر مشورت می گرفتیم خیلی بهتر بود. |
|||
|
|
۲۳:۰۶, ۱۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
دوستان عزیز سلام
برای من یه سوال پیش اومده! بحث بر سر چه موضوعی هست؟ ![]() آیا موضوع اینه که چرا توی تالار شبهات مطرح نمی شه؟( البته دوستمون گفتن که عنوان این تاپیک توسط خودشون انتخاب نشده) جواب این سوال که خیلی واضح هست! البته از نظر بنده! برای انجام هر کاری نیاز به یک بستر مناسب هست. برای مثال: طرح کرسی آزاد اندیشی، این طرح در دانشگاه انجام می شه یعنی در یک فضای کاملا علمی البته با توجه به قوانین که وجود داره. که البته این طرح تازه داره جا می افته و ان شاالله برکات زیادی خواهد داشت. یکی مواردی که در این طرح وجود داره گفتگوی رو در رو هست. خیلی از حرفها و بحث ها فقط در چارچوب گفتگوی چهره به چهره قابل انجام هست نه در فضای مجازی.خود من با افرادی بحث می کردم مثلا سر موضوع ولایت فقیه. ولی بعد از مدتی با توجه به عکس العملهای ایشون در قبال موضوعات مطرح شده متوجه شدم موضوع چیز دیگه ای هست، شاید باور کردنش یه مقدار سخت باشه اما مثلا موضوع سر گران شدن سیب زمینی و پیاز بود که این بنده خدا کشونده بودش به ولایت فقیه! بحث بر سر این موضوع نیست که نباید به دنبال سوالات خودمون بریم یا نه! این که جوابش مشخصه مقام معظم رهبری در جایی فرمودن: (( رسا بگید ،روشن بگید ، مبین بگید ، اونچه را که می فهمید. هیچ انتظار نیست، حق هم نیست که انتظار باشه که کسی بر خلاف فهمیده خودش حرف بزنه.اما اونی رو که فهمیدی بگید ، سعی هم کنید اونچه که فهمیدید درست باشه.)) اما در کجا؟ توی تاکسی؟! بقالی سر محل؟! نخیر ایشون مکانش رو هم خودشون مشخص می کنن.مثل کرسی آزاد اندیشی بلکه بحث سر اینه که آیا فضای مجازی و بطور خاص این تالار بستر مناسبی برای این کار هست یا نه؟ به نظر من مناسب نیست.در واقع با این کار این تالار حکم آب گل آلودی رو پیدا می کنه که فقط و فقط دشمنان ازش ماهی میگیرن! البته جناب سینا از اسم دشمن خوشش نمیاد. حالا ما می گیم دوستان نا آگاه ! مثلا اگه کسی به واسطه شبهه ای که اینجا براش ایجاد می شه به خاطر اینکه کسی نمی تونه فورا به اون شبهه یا سوال پاسخ بده از راه منحرف بشه ، این اشکالی نداره؟ دوستمون گفتن دین کسی که با یه شبهه از بین میره ، همون بهتر که بره! ولی برادر من اینجا یه نکته هست چه کسی این بستر رو فراهم کرده که اون بنده خدا از مسیر اصلیش منحرف بشه؟ با عرض شرمندگی اینجا میشه جناب بیداری اندیشه به نظر شما این حق الناس نیست؟ شاید نیت شما برای مطرح کردن یه سوال پاک و خالص باشه ولی آیا شما تضمین می کنی نیت همه افرادی که سوال و یا شبهه مطرح می کنن پاک هست؟ مثلا دوستان ناآگاه وهابیمون!! در مورد خارج از کشور گفتید. من این حرف رو اصلا قبول ندارم.ببخشیدا ! ![]() من فکر می کنم ما در مورد بانوان کشورمون یه مقدار بی انصافی می کنیم. واقعا چند نفر مسلمان واقعی با اعتقادات محکم در خارج از کشور داریم؟ چند نفر بانوی محجبه در خارج از کشور داریم؟ شما دارید یه کشور 70 میلیونی رو با یه دنیای چند میلیاردی مقایسه می کنید. ببخشید زیادی رفتم روی منبر ![]() یا علی |
|||
|
|
۲۳:۳۷, ۱۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
در پست ارسالی بالا در این تاپیک که توسط من ارسال شد
در بخشی از متنم نوشته بودم : " حدیث داریم که به اندازه تمام انسان های زمین راه رسیدن به خدا وجود داره " ظاهرا این جمله حدیث نیست که بابت اشتباهم از کاربران عذرخواهی میکنم |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













