کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 30 رای - 4.6 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
او از چگونگی مسلمان شدنش می گوید...(مسلمان شدن یک غیر مسلمان دیگر)
۵:۳۶, ۱۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
به گزارش خبرنگار مشرق، لیلا حسین نام زنی است که در مصاحبه با شبکه "اهل‌البیت تی‌وی" می گوید، به خاطر شیفتگی به زیبایی های حجاب، از دین یهودی به دین اسلام مشرف شده و حجاب کامل را برگزیده است.
مصاحبه زیر، خلاصه ای از گفتگوی لیلا حسین با زهرا علوی (مجری نوجوان شبکه اهل‌البیت که سرزندگی او مثال نقضی است برای کسانی که حجاب را مایه افسردگی می دانند) است:

لیلا حسین: من 6 سال قبل به اسلام گرویدم. و من در یک جامعه یهودی‌نشین زندگی می‌کردم. خیلی سخت نبود که به حجاب کاملا اسلامی روی بیاورم. اما اشخاص برداشت‌های کاملا متفاوتی نسبت به ایمان دارند. آنها به زنان یهودی بیشتر از زنان مسلمان احترام می‌گذارند.

زهرا علوی: قبل از اینکه به اسلام روی بیاوری، چه نگرشی نسبت به زنان مسلمان داشتی؟

لیلا حسین: اگه صادقانه بخوام بگم، هرچند ما با نوعی تنفر نسبت به مسلمانان بزرگ شده بودیم، اما همیشه شیفته زنان محجبه بودم و آنها را خیلی پاک و باوقار می‌دیدم. و از نظر من آنها زیبایی خاص خودشان را داشتند.

زهرا علوی: پس از اینکه به اسلام گرایش پیدا کردی و نوع پوشش اسلامی را پذیرفتی، اولین چیزی که برات الهام‌بخش بود چی بود؟

لیلا حسین: نخستین چیز که الهام‌بخش من بود قرآن بود، کلیه شواهدی را که من پیدا کردم نشان‌دهنده این بود که این، یک دین حقیقی است، چرا که تمامی انبیا و نیز امامت را قبول دارد که از نظر من بسیار مسئله منطقی‌ای بود.

کم کم این دانش و شناخت را پیدا کردم که اسلام تنها بعد بیرونی ندارد بلکه دارای بعد درونی نیز هست و باید از درون هم به حفظ و نگهداری آن پرداخت.

خانواده من فکر می‌کردند که من خودم را دارم محروم می‌کنم، چون من در فرانسه زندگی می‌کردم و در آنجا حجاب کاملا ممنوع است. با پوشیدن روسری، شما نمی‌توانید به مدرسه و محل کار بروید و از بسیاری از زندگی‌های اجتماعی محروم می‌شوید. برای خانواده من بسیار سخت بود که ببینند من تنها به خاطر پوشدن لباس زندگی‌ام را به لحاظ اجتماعی به خطر می‌اندازم. از نظر آنها لازم نبود که من مسلمان باشم و لازم نبود که با پوشیدن روسری مسلمانی خودم را نشان بدهم و کافی بود که تنها قلبا به آن ایمان داشته باشم. اما برای من این مسئله مهم بود چرا که در قرآن و بسیاری از سنت‌های پیامبر به اهمیت حجاب و شناخته‌شدن به عنوان مسلمان برای کسب احترام اشاره شده است. و من حاضر نبودم که آن را کنار بگذارم چرا که برای من چیزی بیشتر از پوشیدن لباس است.

...کسانی که می‌شناسم حجاب دارند بسیار خوشحال هستند، چرا که این برای آنها یک افتخار است که خودشان را از نگاه دیگران پوشیده نگه می‌دارند. اگر ایمان شما ضعیف باشد شما این نکته را متوجه نخواهید شد و برای شما مهم نخواهد بود و فقط می‌خواهید که با دیگران اختلاط داشته باشید و می‌خواهید آنطوری زندگی کنید که آنها می‌گویند. مجددا می‌گویم که لازم است به اصول خود بازگردید و دریابید که چرا مسلمان هستید. چرا که اسلام دینی است که شما باید خود را تطبیق دهید و دینی نیست که توسط والدین به ارث برسد. و از این طریق باید به زیبایی اسلام و نیز زیبایی حجاب برای زنان و فایده آن برای آنها پی ببرید.

با وجود رشد روزافزون تبلیغات اسلام‌هراسانه و اسلام‌ستیزانه رسانه‌های غربی، آمارها حکایت از رشد روزافزون گرایش به اسلام در جوامع غربی دارد. به آمارهای انتهای این گزارش توجه کنید.
آنچه که آمارها نشان می‌دهند حاکی از آن است که جمعیت کسانی که به دین اسلام مشرف می‌شوند در همه‌جای جهان رو‌‌‌به افزایش است و مهمتر این‌که جمعیت‌ زنانی‌ که به اسلام می گروند تقریبا دو برابر مردان است.
تحقیقات نشان می‌دهد مهمترین عوامل گرایش بیشتر زنان به دین اسلام، جذابیت حجاب برای آنان بوده و آرامشی که محجبه بودن به آنها می‌دهد و پس از آن آداب مسلمانی که برای مردم دیگر ادیان به صورت فطری جذاب است.

مصاحبه با زنان تازه مسلمان شده، بیانگر این است که ابتدا به ساکن آنها با دیدن زنان محجبه در جامعه خود به جاذبه زیبایی حجاب و بعد کنجکاوی در مورد اسلام رسیده‌اند و سپس با برگزیدن حجاب برای خود آرامش محجبه بودن را درک کرده‌اند. از این روست که دولتمردان اسلام‌ستیز غربی، با درک جنبه تبلیغی که حجاب زنان برای اسلام دارد، زنان محجبه را محدود و مهار می‌نمایند. (این مساله بی‌گمان، کسانی که در فرهنگ انقلاب اسلامی رشد کرده‌اند را به حقانیت وصیت شهدا می‌رساند که " خواهران من، دشمن از چادر سیاه شما بیشتر هراس دارد تا خون سرخ من!")

...و این همه در شرایطی رخ می‌دهد که روز‌به‌روز شرایط با حجاب زیستن در شهرهای اروپایی سخت تر می‌شود. علی‌رغم آن‌که آزادی زنان برای داشتن حجاب نقض شده و حقوق شهروندی زنان محجبه سلب می‌شود؛ میل به مستوری و پوشیدگی در میان زنان جهان درحال افزایش است و این امر به صورت فطری رخ می‌دهد. لذا بنیان آنچه که حاصل تلاش دولتمردان غربی برای مهار رشد اسلام گرایی در اروپا صورت می‌گیرد از این رو بر باد است، که آنها با نمادهای ظاهری اسلام همچون مناره‌های مساجد و حجاب زنان مبارزه می‌کنند و حال آن‌که باطن اسلام ریشه در فطرت انسانها دارد و تاریخ نشان داده که مردم را نمی‌توان بیشتر از مدت کوتاهی وادار به رفتن راه خلاف فطرت کرد.

در نهایت باید این نهیب را به جامعه و خانواده‌ها و سپس مسئولان فرهنگی زد، که آیا مادران محجبه جامعه ما توانسته‌اند حکمت داشتن حجاب را به صورت عقلی و فطری به دختران خود (که مادران آینده هستند) بیاموزند؟ از آن‌جا که بارها در جامعه، مادر و دخترهایی را دیده‌ایم که علی‌رغم آن‌که مادر با چادر به خیابان می‌آید، دخترش در کنار او با حجاب حداقلی قدم می‌زند، و این نگرانی دغدغه مندان فرهنگی را افزایش می‌دهد! اما به هر حال بی صبرانه به انتظار تحقق وعده های الهی می نشینیم که انسان به راه فطرت خود بازگردد.

فاقم وجهک للدین حنیفا ، فطرت الله التی فطر الناس علیها، لاتبدیل لخلق الله ، ذلک الدین القیم و لکن أکثر الناس لایعلمون (روم/30).

روی دلت را سوی این دین اعتدال گردان و برآن پایدار باش، آیینی برخاسته از فطرت الهی که قلوب انسانهاآن را می‌طلبد،چرا که بر آن سرشته گشته، این آفرینش توحیدی تغییر پذیر نخواهد بود، این است دینی که تکیه‌گاهی استوار است، هرچند این حقیقتی است که بیشتر مردم آن را نمی‌دانند.

بخشی از آمار گرایش به اسلام و حجاب در جهان

براساس سالنامه کتاب واقعیات در سرشماری اخیر در آمریکا مشخص شد که سالانه 100هزار نفر در این کشور به دین اسلام میگروند.

موسسه تحقیقاتی و پژوهشی فیث‌ماترز اعلام کرده است که تعداد کسانی که در انگلیس در ۱۰ سال گذشته به اسلام گرایش یپدا کرده اند، ۱۰۰هزار نفر می باشند که بیشتر آنان را زنان تشکیل می‌دهند. در این میان، تعداد دختران جوان 20 تا 30 ساله و دارای تحصیلات دانشگاهی که به دین اسلام گرویده‌اند، چشمگیرتر است.

روزنامه "تایمز" لندن سال گذشته در گزارشی اعلام کرد: تعداد افرادی که در انگلیس به دین اسلام روی می‌آورند، روز به روز افزایش می‌یابد. این درحالی است که تعداد مسیحیان این کشور که هر هفته به کلیسا رهسپار می‌شوند، 2 درصد کاهش می‌یابد. در این میان تعداد زنان مسلمانی که برای ادای نماز به مسجد جامع لندن می روند، دو سوم تعداد مسلمانان این شهر است که بیشتر آنان کمتر از 30 سال سن دارند.

روزنامه کریستین ساینس مانیتور می نویسد: شمار افرادی که در آمریکا به اسلام می گروند روزافزون است و این رقم در میان اسپانیایی زبانان مقیم آمریکا 30 درصد افزایش نشان می دهد . جمعیت کسانی که در ده سال اخیر درآمریکا به زبان لاتین سخن می گویند و به دین اسلام مشرف شده اند به 200هزار نفر می رسند.

روزنامه سان سنتیال نیز در این باره می گوید: تعداد دختران بین 18 تا 30 سال که در ایالت فلوریدا با حجاب و روسری مشاهده می‌شوند نسبت به یک دهه گذشته افزایش چشمگیری داشته است.

نتایج یک بررسی جدید در ترکیه نشان می‌دهد در چهار سال اخیر، تعداد بانوان با حجاب در این کشور، چهار برابر افزایش یافته است.

مرکز مطالعات اسلامی اسپانیا در آمار جدید از مسلمان شدن 256 زن اسپانیایی در دو سال گذشته خبر داده است. این مرکز تأکید کرده است که اولین علت گرایش زنان به اسلام، مواجه شدن با افراد مسلمان و جذب رفتار و آداب آن‌ها است.
آمار منتشره پایگاه اینترنتی گروه تحقیقاتی "آیجی" در مرکز نیویورک بیانگر آن است که نسل جدید دختران جوان نیویورکی برخلاف نسل‌های قبلی علاقه چندانی به خودنمایی و پوشیدن لباس‌های بدن‌نما ندارند و مردم به پوشیدگی بیشتر روی آورده‌اند. علت اصلی این امر بی‌بند و باری است که در چند سال اخیر رایج شده بود و اکنون در عکس‌العمل به آن، گرایش به پوشیدگی بیشتر در میان دختران جوان و نوجوان اوج می‌گیرد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، هدهد ، MESSENGER ، bagheri4 ، Abasaleh ، أین المنتظر ، nafas ، فاطمه خانم ، خادم الرضا ، rastin ، MohammadMeraj

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۳۷, ۵/تیر/۹۱
شماره ارسال: #31
آواتار
انگار هر کی میره تو آرسنال مسلمون بیرون میادSmile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۴۷, ۱۳/تیر/۹۱
شماره ارسال: #32
آواتار
به نام خدا
«اسم من راکایل است. پیش از این افسر پلیس بودم و از سال 1996 تا 2004 در اداره ی پلیس دترویت آمریکا کار می کردم تا اینکه یک روز در سال 2002 حین انجام وظیفه مورد ضرب گلوله قرار گرفتم و مرگ را از نزدیک لمس کردم و به خوبی می دانم که یک زندگی دوباره به من داده شد.»

به گزارش شفقنا، راکایل می گوید: پیش از این نمی دانستم چطور باید از خداوند پیروی کنم و بنده او باشم. حتی نمی دانستم باید از چه دینی پیروی کنم تا اینکه با تعدادی از دوستان مسلمانم آشنا شدم و خیلی مسایل را برایم توضیح دادند.

ابن اتفاق به راستی مسیر زندگی ام را تغییر داد طوریکه الان هیچ ترسی از مرگ ندارم و تنها از خداوند می ترسم. هیچ کس نمی داند چه موقع مرگ از راه می رسد. پس بهتر است ما هم راه شهدا را الگو قرار دهیم و ایمان داشته باشیم که تنها یک خدای یگانه وجود دارد.

آن روز من در دو قدمی مرگ بودم و اگر آن وقت می مردم نمی دانم سرنوشتم چه بود و آیا به آتش دوزخ افکنده می شدم یا نه. اما اکنون احساس آرامش و اطمینان و خوشبختی می کنم و می دانم اگر امروز هر اتفاقی برایم پیش آید به کجا خواهم رفت و چه سرنوشتی در انتظارم خواهدبود.

قبل از آنکه به اسلام ایمان بیاورم اعتقادات دینی خاص و محکمی نداشتم و طرفدار یا مخالف اسلام نبودم. به همه انسان ها با هر اعتقاد و آیینی که داشتند احترام می گذاشتم و این مساله نکته تمایز من از دیگر اعضای خانواده ام بود.

بسیاری مواقع از اینکه یک افسر پلیس بودم احساس ناراحتی و انزجار می کردم. به خصوص پس از حادثه ی 11 سپتامبر، وقتی می دیدم بسیاری از مردم آمریکا بدون هیچ دلیلی به مسلمانان حمله می کنند، به شدت آزرده و عصبانی می شدم. اینکه یک عده فقط به خاطر مسلمان بودن متهم به افراط گرایی و تروریسم می شدند، به نظرم اصلا درست و منطقی نبود. در هر گروه و قشری خوب و بد وجود دارند. دیدن این رفتارها و صحنه ها قلبم را به درد می آورد و به این ترتیب عملا بعد از حادثه ی 11 سپتامبر توجهم به اسلام جلب شد.

امروز به مسجدی در لاس وگاس آمده ام و تعدادی لباس برای کمک به نیازمندان خریده ام. اینجا فقط کافی است هدیه ها را روی میزی که برای این کار در مسجد قرار داده شده بگذارید افراد نیازمند خودشان می آیند و هرچیزی که بخواهند از میان آنها برمی دارند.

یکی از مسایلی که با آن روبرو هستم یادگرفتن زبان عربی است. برای خیلی ها ممکن است یادگیری یک زبان جدید ملال آور و سخت باشد اما برای من اینطور نیست و فقط دوست دارم زودتر آن را یادبگیرم. به نظر من هر زبان یک فرهنگ جدید و خاص را به همراه خود دارد. من تنها زندگی می کنم و اغلب در خانه تنها هستم. به همین خاطر تقریبا همه کارهایم را به کمک اینترنت انجام می دهم. زبان عربی و حتی نحوه ی بستن روسری را هم از اینترنت یاد می گیرم. این برایم یک تجربه فوق العاده است. تجربه ای توام با لذت و آرامش.

من هر روز قرآن می خوانم و عبادت میکنم. وقتی نماز می خوانم هرچند هنوز آن را به زبان عربی حفظ نیستم اما ترجمه انگلیسی آن را می دانم و با خواندن معنی این عبارات و نیایش ها قوت قلب و احساس امنیت می کنم.

طی دو سال اخیر خیلی چیزها درباره مسایل دینی و معرفت و شناخت، آموختم اما هیچ وقت عملا آن ها را با همه ی وجود درک نکرده بودم. دوستان مسلمانم همیشه از مسجد برایم چیزهایی تعریف می کردند اما این اولین باری است که خودم شخصا به مسجد آمده و از نزدیک تجربه می کنم.

چیزی که در اسلام برایم بسیار ارزشمند و جالب است و شدیدا مرا جذب کرد، مساله ی حجاب بود. از داشتن حجاب واقعا خوشحالم به خصوص در اینجا که مردها نگاه کالامحور و خریدارانه ای نسبت به زن دارند. احساس می کنم حجاب از من محاقظت میکند. برایم یک جور امنیت است.

مسلمانان دیگر با من رفتار بسیار خوب و دوستانه ای دارند و با اینکه می دانند من زبان عربی را بلد نیستم سعی می کنند راهنمایی ام کنند و چیزهایی به من یاد بدهند. دوستان و برادران زیادی در اینجا پیدا کرده ام و امام جماعت مسجد هم نکات زیادی را برایم توضیح داده و به من آموخته است.

[تصویر: 230379_108.jpg]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدايي ولايت ، *راحیل* ، تفکر ، وحید110 ، alipc9000
۱۰:۳۷, ۲۷/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/تیر/۹۱ ۱۰:۳۸ توسط AMINI.)
شماره ارسال: #33
آواتار

[B][تصویر: IMAGE634781173463847927.jpg]استاد دانشگاه الازهر مصر: کتاب خواندم شیعه را نابود کنم، شیعه شدم!
[تصویر: 1.png]دین - خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) نوشت:


یک وهابی که به تازگی شیعه شده درباره ماجراي شيعه شدنش گفت: كتابی از شيخ مفيد درباره اهل بيت را به من سپردند و خواستند كه نقد و تحليل محكمی را براي اين كتاب و مضامين آن بنويسم و معتقد بودند با نوشتن نقد بر اين كتاب شيعه نابود خواهد شد، ولی من پس از مطالعه آن شيعه شدم.

«عصام العماد» استاد دانشگاه الازهر مصر، در جمع دانشجويان شركت كننده در ضيافت انديشه قرآنی، دانشگاه صنعتی همدان درباره اصول و اعتقادات وهابيت افزود: مهمترين و اساسی‌ترين اختلاف وهابيون و شیعیان بر سر اميرالمومنين (علیه السلام) است كه اين مساله در طول نسل‌های متوالی به صورت تقليدی ادامه می‌يابد، اما من با شناخت و تحقيق فراوان درباره زندگی حضرت علی(علیه السلام) تغيير عقيده داده و شیعه شدم. وی درباره شكل‌گيری فرقه وهابيت اظهار كرد: من معتقدم آمريكا و انگليس حامیان وهابیت هستند و مشكل وهابیون اين است كه راه خود را گم كرده‌اند.

عصام العماد تصريح كرد: از اشكالات ديگر وهابيون اين است كه اهل‌بيت (علیه السلام) را به هيچ عنوان قبول ندارند و اگر كسی به اهل‌بيت (علیه السلام) علاقه ورزد از وهابيت طرد می‌شود. وی درباره رابطه با خانواده وهابی خود ادامه داد: تلاش‌های فراوانی كردم كه نظر آنان را نسبت به وهابیيت تغيير دهم، اما متاسفانه موفق نشدم. اين وهابي شيعه شده خاطرنشان كرد: بيداری يعنی بصيرت و نگرش افراد قبل و بعد از بيداری تغيير می‌كند، اين بيداری كه در عربستان، بحرين و يمن ايجاد شده باعث به وجود آمدن همبستگی در بين جوامع آنان شده است.

عصام‌العماد بزرگ‌ترین اشتباه وهابیت را تفسیر اشتباه لغات عنوان و خاطرنشان كرد: با تفسیر اشتباه می‌توان قرآن را 180 درجه تغییر داد و مشکل محمدعبدالوهاب این بود که قرآن را بر اساس لغت‌نامه اعراب و نه بر اساس لغت‌نامه قرآنی تفسیر کرد و همان اشتباهی را کرد که خوارج با تفسیر اشتباه خود از قرآن کردند.

وی ادامه داد: اعتقاد وهابیت به شرک بودن توسل به بقاع متبرکه و حرم اهل بیت(علیه السلام) اشتباه در تفسیر کلمات وهابیت است، چراکه دشمنان درصدد بودند تا برای شیعه مشکلاتی را فراهم کنند و در این زمینه وهابیون به گمراهی کشیده شده و در کتاب‌های خود به جای خداشناسی به قبرشناسی رسیدند تا جایی که قبل از شیعه شدنم اینقدر در مورد این مسائل با سایرین صحبت می‌کردیم که من زمانی متوجه شدم به سمت مشکلات روانی حرکت کرده و اعتقادات اسلامی ما در حال گرایش به قبور است.

وی تصریح کرد: در وهابیت به قرآن توجه شده، اما به عمق و مفاهیم آن توجهی نمی‌شود. عصام‌العماد بیان کرد: دلیل گرایش من به مذهب شیعه این است که شیعه از عمق اسلام برآمده است.[/B]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا صاحب الزمان ، mhvvhm ، revenger ، vahrakan ، saloomeh ، سید ابراهیم ، sevenmoons ، aghah ، zainab ، rahi ، black ، azade ، Hadith ، alipc9000
۱۹:۴۶, ۲۱/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مرداد/۹۱ ۲۲:۵۲ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #34
آواتار
یک زن اسرائیلی با نام تالی فهیما که وابسته به حزب راستگرای اسرائیل بود بعد از اعلام مسلمان شدنش نه تنها قصد دارد از ملت مظلوم و بی دفاع فلسطین در مقابل صهیونیست ها دفاع کند بلكه می خواهد در بین آنها نیز زندگی كند.
تصمیمی که بازتاب زیادی در جامعه صهیونیستی داشته است چرا كه فهیما مسلمان شدنش را مدتی قبل به اطلاع عموم رسانده بود، اینك از طریق درج یك آگهی در روزنامه فلسطینی القدس گفته است كه او برای ترک اسرائیل (سرزمین های اشغالی) به دنبال یافتن یك فرصت شغلی در فلسطین است تا بتواند در آنجا زندگی کند.
[تصویر: 0.194140001333025766_parsnaz_ir.jpg]
فهیما در این آگهی اعلام كرده است كه دوست دارد تا آخر عمر در فلسطین زندگی کند و دیگر هرگز به اسرائیل برنگردد.

در سال 2004 میلادی فهیما برای اولین بار با فرمانده گردان های الاقصی زكریا زبیده دیدار و در پی آن برای انجام تحقیقات، وی از سوی شاباك دستگیر و برای مدتی زندانی شد.همچنین فهیما از سوی دادگاه اسرائیل به همدستی با تروریست های الاقصی متهم شد و حتی پس از اعتراض وكلای مدافع وی، تجدید نظری در رأی صادره صورت نگرفت و فهیما به 2 سال زندان محكوم شد.

فهیما پس از آن نیز تحت نظر بود و حتی اجازه مسافرت به خارج از اسرائیل را تا 1 سال نداشت و تا چهار سال نیز اجازه نداشت به سرزمین های فلسطینی برود.
[font=Tahoma][/font]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohamad ، Agha sayyed ، سدرة المنتهی ، فانوس *7* ، azade ، وحید110 ، bahareh ، vahrakan ، فاطمه خانم ، أین المنتظر ، جویای حقیقت ، بیداری12 ، خیبر110 ، black ، yamin ، شیدا ، cernel ، حقیر ، alipc9000
۲۲:۰۶, ۱۰/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #35
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
پژوهشگر آندلسی که شیعه شد؛ جستجوی بی‌پایان از جبل الطارق تا قم




[تصویر: 19371_941.jpg] مقصد اصلی "یحیی پانز" جستجوی حقیقت بود. او برای یافتن و کشف گمشده خود به ایران سفر کرد؛ کشفی که بیش از 12 سال به طول انجامید.

به طور قطع آندولسی‌‌های زیادی پیدا نمی‌شوند که وقتی درباره ایران حرف می‌زنند، بهت و حسرت در چهره‌اشان دیده شود، اما یحیی پانز برایم از سرگردانی و امید به روزنه‌های حقیقت در آن گوشه دنیا می‌گوید و حسرتی که از گذشته در چین‌های صورتش نهفته است را باز می‌کند.

یحیی پانز 20 ساله بود که جوشش «چرا»ها در ذهنش جوانه زد. از آن زمان بود که چراغ فکر او روشن شد اما یافتن حقیقت در سرزمین کفر و گم شدن برای او سخت بود.

وقتی پانز وسائل سفر از جبل الطارق به مقصد شهرهای مختلف را آماده می‌کرد، دیوار ذهنش به کوتاهی رسیدن به گروه‌های محیط زیست بود. او اصلا قرار نبود مسلمان شود، یا به خاطر دینی که انتخاب کرده سر بر سجده بگذارد و نماز بخواند، روزه بگیرد و عادت‌های بی‌ارزش و لذت‌های زودگذر را ترک کند و دل در صحرای عشق به خداوند بشوید، اما در میانه راه، - به گفته خودش - به چاله افتاد و این اهداف برای او بی‌ارزش و بی‌معنی بود و از این عادت پست زندگی ناراضی.

«چرا»های زیادی که در ذهن یحیی پانز وجود داشت او را به دنبال حقیقت اصلی دین کشاند. سال‌ها از راه دور و نزدیک نظاره‌گر زندگی پیروان ادیان الهی و البته مسلمانان بود.

او که پس از تشرف به اسلام اسم خود را از "جان پانز" به "یحیی پانز" تغییر داده می‌گوید: وقتی با مسلمانان بحث می‌کردم خیلی برایم جالب بود، بنابراین فهمیدم که دین اسلام چیزهایی دارد که بقیه ادیان الهی ندارند. از آن زمان جرقه مسلمان شدن در ذهنم خطور کرد. اولش در مورد شیعه یا سنی بودن چیزی نمی‌دانستم و مثل مسلمانان سنی مذهب در اسپانیا نماز می‌خواندم اما بعدها فهمیدم که شیعه چیزی است که من دنبالش بودم.

پانز 50 ساله، با لحنی پر از حس کنجکاوی که از تکان دادن دست‌ها و سرش قابل درک است می‌گوید: به مرور زمان با مردمانی که در اسپانیا بعد از انقلاب امام خمینی(رحمة الله علیه) شیعه شدند آشنا شدم. یکی از دوستان وصیت نامه امام را به من داد و با مطالعه آن احساس کردم یک نور وارد فکر من شد. با خودم گفتم این مردی که در غرب از او به اسم دیگری نام برده می‌شود واقعا یک فرشته و مرد نورانی است. فهمیدم که باید دنبال اسلامی که امام خمینی(رحمة الله علیه) می‌گوید باشم.

بعد از مدتی برای یحیی پانز مسجل شده بود که باید به جای ماندن در آندولس به ایران سفر کند، اما پیش از آن، به خاطر علاقه زیاد به فرهنگ مقاومت به همراه دوستانش راهی جنوب لبنان شد. یک سال بعد یحیی برای کشف حقیقت راهی ایران و سپس قم شد؛ کشفی که بیش از 12 سال به طول انجامید.

امام خمینی(رحمة الله علیه) پدر آینده من

از او می‌پرسم پیش از مسافرت و سکونت در ایران چه تصویری از این کشور در ذهن داشته است. با لبخندی بر لب می‌گوید: قبل از اینکه به ایران سفر کنم انقلاب اسلامی و مقاومت حزب الله را حرکت‌های نجات بخش می‌دانستم و می‌دیدم که نوری در تاریکی اروپا می‌درخشد اما این حالت من کمی احساسی بود که از دور نگاه می‌کردم؛ درست مثل توپ بهشت که همیشه دنبالش بودم. بعد از اینکه به ایران آمدم وارد حقیقت شدم و بعد از مدتی فهمیدم که هنوز مشکلاتی در ایران وجود دارد ولی این برای من مسجل شده بود که ارزش‌هایی که انقلاب اسلامی دارد قابل مقایسه با اهداف مادی نیست.

چون دنبال فهمیدن بودم انگار از صفر وارد زندگی دیگری شدم. حرف‌های همه را باور می‌کردم اما هر حرفی که امام خمینی(رحمة الله علیه) بیان می‌کردند را نمی‌شد به سادگی از کنارش گذشت، بنابراین امام خمینی پدر آینده من شد و هر چه ایشان می فرمودند تشنگی مرا برای فهمیدن بیشتر می‌کرد. از آنجا بود که فهمیدن اینکه در دنیا چه کنیم مهم‌ترین اولویت آینده من و سخت ترین قسمت زندگی‌ام شد.

خنجر زهرآلود عادت بر قلب تمدن آندولس

خوشحالی خودش را هنگام روایتش پنهان نمی‌کند و برایم از خنجر زهرآلود عادت‌های بی‌مهابا که بر قلب تمدن کهن آندولس فرود آمده می‌گوید: اسپانیا حدود 8 قرن در دست مسلمانان بود و نور آن تمدن اروپا را نورانی ساخته بوده و علم و ادب و صنعت فقط در همین سرزمین اروپایی رونق داشت، از همین رهگذر بود که علوم مختلف در اسپانیای اسلامی تکمیل شد و به بار نشست.

این تحول و پیشرفت زمانی بود که اروپا گرفتار دوره رکود علمی قرون وسطی بود و از نادانی و جهالت رنج می‌برد، اما بعد از مدتی فساد و تباهی و اختلاف را در تمام پیکره جامعه اسلامی رسوخ دادند و جامعه اسلامی را از درون تهی و توان مقاومت را از آنها گرفتند و این فرهنگ و تمدن اسلامی دچار اضمحلال شد.

از نظر یحیی پانز وقتی موسوعه عادت‌های ضدارزشی وارد زندگی هر جامعه بشری شود ارزش‌های آن جامعه را کمرنگ می‌کند. از این روست که او به جامعه ایران هشدار می‌دهد که دشمنان در صدد از بین بردن فرهنگ اسلامی که زیربنای جامعه اسلامی هستند.

شنیدن این جملات از کسی که نگاه متفاوتی به ایران دارد قابل تامل است که "متاسفانه در این زمان حساس موضوع فرهنگ امری ناقص و بی‌ارزش دیده می‌شود و روزنامه، تلویزیون، هنر، سینما و... جزئی از این مهم نیست. آندولس در این عادت‌ها افتاده که وارد کار نفهمیدن ارزش فرهنگ شد."

با اندکی تامل می‌گوید: "الان در ایران مشکل دورشدن از فهم فرهنگ دین را می‌بینم و بسیاری از مسائلی که در ایران می‌گذرد از جمله اقتصاد و... غربی است ولی رنگ فرهنگ اسلامی دارد.

در آندولس از حالت انقلابی و پاک مسلمان بودن سرگرم عادت‌های غلط و گیج کننده شدند و به جای حقیقت و عدالت به دنبال عادت‌ها رفتند اما در ایران روح آندولس بلکه قوی‌تر از آن وجود دارد و ایران توانست یکی از ارکان بزرگ تفکر شیعی یعنی ولایت فقیه را پیاده کند."

ایجاد شهرک نمونه برادری

یحیی پانز زندگی مدرن امروزی را مثل یک کشتی می‌داند که با فکر و عادت غلط هر روز پوسیده‌تر شده و مسافران خود را دچار مشکلات و سختی‌های مختلفی می‌کند.

می‌گوید: "تعمیر این کشتی هر روز پیچیده‌تر می‌شود و حتی اگر تعمیر شود استحکام و قدرت یک کشتی نو را ندارد. تمام مشکلات انسان به هم پیوسته است و راه حل جامع و پیوسته‌ای می‌طلبد اما به دلیل راه‌حل‌های جزئی و ناقص تلاش و کوشش متخصصان ما به نتیجه مطلوب و دلخواه نمی‌رسد."

یحیی بر این باور است: "خارج شدن از کشتی امروزی بشر ممکن نیست مگر با داشتن جایگزین مناسب، و حضرت امام(رحمة الله علیه) چارچوب این کشتی جدید را به ما دادند و از ما خواستند تا بعد از انقلاب سیاسی، انقلاب فرهنگی را بسازیم."

او پیشنهاد می‌دهد که "ما باید در ساخت این کشتی نجات از تاریخ اسلام به ویژه اوایل دوره طلایی آندولس که با بصیرت عمیق و سبقت در خیرات از بهترین تجربه‌های مسلمانان شده، استفاده کنیم. ما می‌خواهیم با هدایت مقام معظم رهبری در گوشه‌ای از ایران یک جامعه کامل‌تر بسازیم و این جامعه کامل را در قالب یک شهرک اجرا کنیم.

این جامعه (کشتی) باید بدون نفوذ افکار غلط رایج از ابتدا با فرهنگ صد در صد اسلامی و الهی باشد تا شرایط برای برپایی دولت موعود فراهم شود.

حال ما برای ساخت این جامعه قدم‌هایی برداشته‌ایم و در موضوعات شهرسازی، تغذیه و کشاورزی الهی و... طرح‌هایی را اجرا کرده‌ایم تا مردم به ویژه جوانان با دیدن یک روش کامل و انقلابی با ما در ساخت این جامعه نمونه همکاری کنند."

یحیی معتقد است که فکر کامل، پیروی از ولایت فقیه، کار جدی و برادرانه، زمین و آب از مهم‌ترین نیازها برای ساخت شهرک نمونه است.

چرا قم؟

قطعا برای خیلی‌ها این سئوال پیش می‌آید که چرا یحیی پانز از میان همه شهرهای فرهنگی، تاریخی و مذهبی کشور، شهر قم را برای سکونت انتخاب کرده است؟

یحیی شهر قم را مرکز علم شیعی دنیا می‌داند و می‌گوید: "مقام معظم رهبری می‌فرماید قم باید نمونه باشد. قم کانون تفکر شیعی است و من برای رسیدن به حقیقت راه میان‌بر را انتخاب کرده‌ام."

او در مدت اقامت خود در قم تجربه‌های زیادی را پشت سر می‌گذراند.

یحیی پانز را خدا برای جستجوی حقیقت و فهمیدن خلق کرد. او افتخار می‌کند که تنها مسلمان شد و هیچ کسی او را به خدا معرفی نکرد.

یحیی عاشق حقیقت است و این عشق روز به روز در او جوانه می‌زند اما همیشه در حسرت این است که چرا قبل از رحلت امام خمینی(رحمة الله علیه) دیداری با ایشان نداشته است.

منبع: خبرگزاری مهر
صلوات
یا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yektasepas ، Hadith ، فدايي ولايت ، جویای حقیقت ، وحید110 ، محمود ، alipc9000
۱۶:۱۶, ۹/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/آبان/۹۱ ۱۶:۲۴ توسط Anti-satanism.)
شماره ارسال: #36
آواتار
تنها مجری باحجاب تلویزیون روسیه، بانویی تاتار است که در نتیجه علاقه و تحقیق، دین اسلام را پذیرفته است.

دیناره صدرالدینف تنها مجری محجبه تلویزیون روسیه در مقاله ای که در روزنامه Moskovskiy Komsomoleç منتشر کرده، به بیان گوشه هایی از زندگی خصوصی خود پرداخته است.

او در این مقاله می گوید از این که اسلام را انتخاب کرده پشیمان نیست؛ دیناره که مجری یک برنامه دینی در تلویزیون روسیه است از شغل خویش راضی است.

او می نویسد: “پیش از برنامه فعلی، مجری برنامه دینی دیگری در یکی از شبکه های ماهواره ای بودم. به تازگی فارغ التحصیل شده بودم و دامن کوتاه می پوشیدم. برخی اوقات در اثنای برنامه لازم بودم روسری به سر کنم. دامنم دیده نمی شد. یک بار خود را با دامن کوتاه و روسری در آیینه دیدم. از این که موجب می شدم بینندگان مرا باحجاب بدانند احساس عذاب وجدان کردم. بعد از گذشت مدت کمی توبه و استغفار کردم.

[تصویر: 02.jpg]

دیناره ادامه می دهد: “به مرور زمان شروع به استفاده از حجاب به معنای واقعی کردم. پیش از من خواهرم نائله رو به سوی آموزه های دینی آورده بود. در دهه ۹۰ میلادی دین دوباره جایگاه پیشین خود در حیات خانوادگی و اجتماعی را می یافت و به عنوان عنصری تعیین کننده شناخته می شد. اسلام در میان تاتارها به عنوان یک سنت کهن همچنان زنده بود. مردم برای به یاد آوردن مردگان خود دور هم جمع می شدند و قرآن می خواندند. بزرگان مان کمک می کردند تا با دین مان آشنا شویم. پدر و مادرم دین را قبول داشتند اما آن ها هم مانند من در دوره ای واجبات دینی را به جا نمی آوردند. خواهرم تصمیم گرفته بود باحجاب شود و این برای مادرم عجیب بود؛ عکس العمل نشان داد ولی در هر صورت با من که پس از خواهرم باحجاب شدم مخالفتی نکردند.”

به گزارش ایربا این مجری تلویزیون در ادامه بیان مراحل تحول فکری خود و تبعات آن می گوید: “من به اطرافیانم هم توصیه می کنم از حجاب استفاده کنند. البته گاه شاهد برخوردهای منفی هم هستم اما توجه زیادی به آن ها نمی کنم.”

دیناره با این که با یک الجزایری ازدواج کرده و به تعدادی از کشورهای اسلامی نیز سفر نموده اما ترجیح می دهد همچنان در مسکو زندگی کند و در این شهر پروژه های شغلی دیگری را محقق سازد.


منبع:چارخونه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، وحید110 ، فاطمه خانم ، بیداری12 ، Hadith ، عاشورايي ، alipc9000
۲۱:۵۳, ۶/آذر/۹۱
شماره ارسال: #37
آواتار
دیامس خواننده و نوازنده زن فرانسوی با بیان اینکه خلاصی از افسردگی را در نماز و قرائت قرآن یافته در کتابی اعلام کرد که اسلام آورده و حجاب اختیار کرده است.
فارس به نقل از پایگاه خبری نورت مصر، دیامس خواننده و نوازنده زن فرانسوی است که اخیرا با انتشار کتابی اعلام کرد اسلام گزیده و حجاب اختیار کرده است.
دیامس با نام اصلی «میلانی جورجیادس» البته در نوامبر ۲۰۰۹ در حالی که حجاب داشت از یکی از دانشگاه‌های فرانسه خارج شده بود و در آنجا از بیان هرگونه مطلبی درباره وضعیت پوشش خود به رسانه‌ها امتناع کرده بود.
اما این روزها با انتشار کتابش با عنوان «حسب حال دیامس» همگان را از زندگی، سختی‌ها و نهایتا اسلام آوردن و انتخاب حجاب آگاه کرده است.
وی در این این کتاب از زندگی بدون پدر و ورود به عرصه نوازندگی و همراهی‌اش با خواننده‌های آمریکایی و بازیگران فرانسوی و به دست آوردن مال و شهرت سخن می‌گوید و می‌گوید: در اوج موفقیت از افسردگی شدیدی رنج می‌بردم و بارها به روانشناسان مختلفی مراجعه کردم اما هیچ کدام کمکی به من نکردند.
دیامس ۳۲ ساله که دارای کودکی ۴ ساله به نام مریم است، می‌افزاید: راه حل خلاص شدن از افسردگی را در نماز و قرائت قرآن یافتم و نهایتا هنگامی که در دسامبر ۲۰۰۸ به جزیره موریس سفر کردم، شخصا اسلام گزیدم.
وی با بیان اینکه از آن زمان تصمیم گرفتم حجاب داشته باشم و مرکزی برای حمایت از ایتام ایجاد کنم، درباره واکنش‌ها به اسلام آوردنش می‌گوید: انتخاب حجاب برای بسیاری از اطرافیانم عجیب‌تر از تغییر دینم بود.
http://www.javanonline.ir/vdciyva5qt1avv2.cbct.html
پایگاه خبر

لینک زیر رو هم بخونید:

http://zananpress.com/archives/1262
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: KABOOTAREHARAM ، مفقود الاثر ، mhvvhm ، 135 ، أین المنتظر ، Amirsaeed ، Hadith ، alipc9000
۸:۳۰, ۱۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #38
آواتار
«سهیل اسعد» مبلغ آرژانتینی و استاد حوزه علمیه با بیان روایت متفاوتی از تبلیغ اسلام در کشورهای آمریکای لاتین گفت: ذکر جمله حکیمانه‌‌ای از حضرت امیر(علیه السلام) در جمع فیلسوفان اسپانیولی‌زبان، موجب مسلمان‌شدن یکی از آنان شد.


[تصویر: 24651_141.jpg]

به گزارش «شیعه نیوز»، «سهیل اسعد» از طلاب فعال حوزه علمیه در آرژانتین و از پدر و مادری لبنانی‌الاصل متولد شده است. او تا جوانی در آرژانتین بزرگ شده و سپس برای خواندن دروس حوزوی و دانشگاهی راهی لبنان و ایران شده و اینک بیش از یک دهه است که بخشی از سال را در ایران زندگی می‌کند. او شش ماه از سال در قم تحصیل می‌کند و شش ماه دیگر را در 25 کشور دنیا فعالیت فرهنگی دارد.
تخصص «اسعد» فلسفه و عرفان اسلامی است و در موضوعاتی چون نظام سیاسی اسلام، اندیشه امام خمینی(رحمة الله علیه)، انقلاب اسلامی و ... هم برای طلاب خارجی تدریس می‌کند. با زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی و اسپانیولی آشناست. از این رو، برنامه‌ای هم در شبکه تازه‌تأسیس هیسپان ‌تی‌وی دارد که با حضور حجت‌الاسلام عبدالکریم پاز اجرا می‌شود.
اسعد که امروز در بازدید از نوزدهمین نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها در پاسخ به این پرسش که جذاب‌ترین خاطره شما از تبلیغ دین اسلام چیست، اظهار داشت: در نشست تخصصی «فلسفه اسلامی» که در یکی از کشورهای آمریکای لاتین برگزار شد، به ذکر حدیثی از امیر مؤمنان(علیه السلام) پرداختم که موجب مسلمان شدن یکی از فیلسوفان شد.
وی افزود: من در آن نشست تخصصی-فلسفی گفتم یکی از فیلسوفان اسلامی به نام امیر مؤمنان جمله‌ای دارد مبنی بر اینکه؛ من خدای متعال را به این دلیل می‌پرستم که شایستگی پرستش دارد.
اسعد ادامه داد: در آن نشست گفتم، امیر مؤمنان پرستش را چند نوع می‌دانند که یک نوع پرستش، پرستش تجارت‌پیشگان است. برای آن که این افراد خدا را به این دلیل خدا را می‌پرستند که به بهشت بروند، یک نوع پرستش مختص افراد ترسو است به این دلیل این افراد خدا را می‌پرستند که به جهنم نروند. به گفته مولای متقیان، نوعی دیگری از پرستش، پرستش آزادگان است که خدا را به این دلیل که لایق پرستش است، می‌پرستند.
این مبلغ آرژانتینی ادامه داد: پس از بیان این سخن حکیمانه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، آن فیلسوف اذعان کرد که در هیچ‌یک از متون فلسفی و تاریخی چنین جمله حکیمانه‌ای ندیده‌ است که پرستش را با آزادگی جمع کند. به همین دلیل متأثر از شخصیت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به اسلام گروید و مذهب تشیع را برگزید.

منبع : فارس
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ضحی ، سید ابراهیم ، مجید املشی ، SAViOR ، Hadith ، soshiant ، molasadra ، یا ثارالله ، gomnam ، aleerz ، یا زهرا(س)
۸:۵۸, ۳/دی/۹۱
شماره ارسال: #39
آواتار
(۳/تیر/۹۱ ۱۹:۲۴)Admirer نوشته است:  

فیلیپ سندروس عضو تیم ملی سوییس و بازیکن تیم فولام انگلستان که سابقه بازی در آرسنال را نیز دارد با حضور در مرکز اسلامی منچستر به دین مبین اسلام و مذهب ناب تشیع گروید.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، فیلیپ قبل از گرایش به اسلام تحصیلات خود را در در رشته ادیان به پایان رسانده و مطالعات بسیاری در زمینه مذاهب مختلف داشته است. او در مصاحبه ای که با نشریه آرسنال داشت کفته بود که اگر فوتبالیست نمی شد بعنوان یک روحانی در کلیسا به زندگی خود ادامه می داد. فیلیپ در نهایت با مطالعه بر روی کتب اسلامی در نهایت به اسلام و مذهب تشیع گرایش پیدا کرد.

[تصویر: 68775_624.jpg]

____________________

admirer : لازم به ذکره که این باشگاه توسط یک مصری سلفی اداره میشه و جای تعجب داره که چطوری ایشون شیعه شدن!Huh فقط احتمالا باید منتظر اخراج شدنشون از باشگاه باشیم.Dodgy

ضمن این که ایشون بعد از والکات، فن پرسی، هانری و آنلکا اگر اشتباه نکنم پنجمین بازیکنی هستن که در لیگ انگلیس مسلمان میشه!

التماس دعا
فلیپ سندروس، اگر فوتبالیست نمی شد حتما روحانی کلیسا می شد اما حالا در روزهای اوج شهرت و عضویت در تیم ملی سوییس و توپ زدن در فولهام انگلیس، تحصیلاتش را در رشته ادیان به پایان رسانده و با دختری از ایران آشنا شده که دریچه ای جدید را به رویش گشوده است.

همسر فعلی فیلیپ سندروس، دختری تهرانی و از سادات است که فیلیپ، اسلام شیعی او را دینی دوست داشتنی یافته و به شیعه گرویده است. امام مرکز اسلامی منچستر، فردی است که به فیلیپ در درک اسلام و تشیع کمک کرده است. او نقش همسر فیلیپ را در شیعه شدنش مهم می داند و معتقد است، غیرمسلمانان در ابتدا می خواهند اسلام بیاورند و خیلی تفاوت شیعه و سنی را نمی دانند و مذهب آنها به آشنا شدن و مواجهه آنها با اولین مسلمان بستگی دارد.

حجت الاسلام و المسلمین بدیعی، امام مرکز اسلامی منچستر که فیلیپ سندروس بازیکن سابق آرسنال را انسانی بسیار متواضع معرفی می کند، در گفت وگو با شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) بیان می کند: فیلیپ پس از آشنایی با اسلام به تشیع روی آورد و قرار است سفری به ایران داشته باشد. او برنامه های اسلامی اش را به طور مرتب دارد و کتاب های لازم و مورد نیاز برایش ارسال شده است.

به گفته بدیعی، خانواده فیلیپ خانواده ای مسیحی و معتقد هستند که در این میان فیلیپ به اسلام گرایش پیدا کرده است.

امام مرکز اسلامی منچستر، اولین مواجهه غیرمسلمانان با مسلمانان را در آشنایی آنها با اسلام و انتخاب گرایش و مذاهب آنها مهم می داند و معتقد است که بیشتر تازه مسلمانها اسلام را به همان شکلی یاد می گیرند که اولین بار با آن مواجه شده اند بنابراین شیعه یا سنی بودن اولین مسلمانی که از او تاثیر می پذیرند در گرایش افراد به این مذاهب نقش دارد.

او درباره سیر گرایش به اسلام در غرب، به حوزه فعالیت خود در منچستر و حومه آن اشاره می کند و به شفقنا می گوید: با وجود تبلیغات منفی زیاد و اسلام هراسی موجود، گرایش به اسلام، نسبت و وضعیت خوبی دارد.
او افرادی که در غرب به اسلام گرایش پیدا کرده اند را افرادی با سطح تحصیلات بالا معرفی می کند و به جایگاه اجتماعی برخی از افرادی که به شیعه گرویده اند، اشاره می کند که در سطح استادان مشهور دانشگاه در رشته های خود هستند.
بدیعی، پروفسور علی هوگو، استاد زمین شناسی را که در منچستر مسلمان شده است از جمله افراد سطح بالایی می داند که با علم و آگاهی به تشیع گرویده اند و اشاره می کند به سفر این استاد به ایران و زیارت مشهد مقدس و بازدید از اصفهان.

او با بیان اینکه قریب یکصد تن از افراد رشته های مختلف در منچستر به مذهب تشیع گرویده اند، این آمار را در شرایط تبلیغات منفی و فشارهای مختلف در غرب علیه مسلمانان خوب می داند و می گوید: پایین ترین میزان تحصیلات در میان مسلمانان جدید منچستر، جوانی است که هنوز در کالج تحصیل می کند.

بدیعی با وجود اینکه کارهای انجام شده را بسیار خوب توصیف می کند اما تاسیس مرکزی برای تازه مسلمانان را ضروری می داند. او می گوید: با توجه به فرهنگ متفاوت این افراد با دیگر مسلمانان مقیم، تاسیس مرکزی ویژه ی آنها کمک می کند که راحت تر و بهتر برنامه های دینی خود را دنبال کنند.

امام مرکز اسلامی منچستر درباره دامنه ی تبلیغات اهل تسنن نسبت به تبلیغات تشیع در غرب بیان می کند: از نظر جمعیت، تعداد اهل تسنن در غرب بیشتر هستند و سابقه مهاجرت آنها و مراکز اسلامی آنها هم بیشتر است بنابراین به دلیل سابقه حضور در غرب و کثرت مراکز اسلامی شان، سازماندهی بیشتری دارند و در بحث تبلیغ گسترده تر عمل می کنند.

او می گوید که در مرکز اسلامی منچستر بیشتر به دنبال راه اندازی موسسه ای برای تازه مسلمانان هستند چون نیازهای آنها به گونه ای است که باید برنامه ها و مراسم متفاوت برایشان در نظر گرفت.
بدیعی همچنین به مشکلات موجود در انتشار کتاب های مورد نیاز این افراد اشاره می کند و از این مشکلات با عنوان فقر در انتشار کتب لازم تعبیر می کند.

امام مرکز اسلامی منچستر به موضوع گرویدن مخفی به اسلام نیز اشاره می کند و می گوید: افراد و شخصیت هایی مهم و مشهور به تشیع روی می آورند اما علاقه ای به اعلام شدن آن ندارند و در این زمینه ملاحظاتی دارند که بخشی از این ملاحظات خانوادگی است و بخشی ملاحظات، مباحث دیگر را شامل می شود.

او به جلساتی با تازه مسلمانان اشاره می کند که تلاش داشته در جریان پرسش های آنها قرار گیرد و دلیل گرایش آنها به اسلام را بررسی کند. بدیعی معتقد است که در راه تبلیغ تشیع هنوز در ابتدای راه هستیم.

منبع: شفقنا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Hadith ، mohammad reza ، alipc9000
۱۰:۰۲, ۴/دی/۹۱
شماره ارسال: #40
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
مسلمان شدن در 91 سالگی
[تصویر: 85f74c3348a6af0017656f92cf6bfc69_M.jpg]
ماجرای آغاز گراییدن زن فرانسوی به اسلام


به گزارش «شیعه نیوز» ،در توبه و بازگشت به سوی خدا، در هر سنی باز است، این مطلبی است که زن تازه مسلمان شده ی فرانسوی "ژیورقات لوبیول" بر آن تاکید دارد، کسی که نام "نور" را بعد از مسلمان شدن برای خود انتخاب کرد.

خانم "نور" چگونگی اسلام آوردنش را اینگونه نقل میکند: یکی از فرزندانش تصمیم داشته او را به آسایشگاه سالمندان ببرد، در این حین همسایه اش آقای" محمد مداح" که آشنایی آنها به 40 سال پیش برمیگردد پیشنهاد میدهد با آنها زندگی کند.


در خلال برخوردهای نور با خانواده ی محمد او متوجه روابط انسانی والایی که این خانواده با هم دارند میشود، از جمله برپاداشتن نماز جماعت، احترام کوچکتر به بزرگتر و اسوه قرار دادن حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) توسط همه ی اعضاء در زندگی، و اینها چیز هایی بود که او در خانواده فرانسوی اش نداشت. در ماه مبارک رمضان ، حالتی ایمانی غریب در خود حس کرد و این آغاز گراییدن او به اسلام بود تا مسن ترین اسلام آورندگان در جهان باشد.
صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Hadith ، Reza71 ، alipc9000
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  داستان مسلمان شدن رئیس جمهور قرقیزستان از زبان خودش ام البنین 1 1,111 ۲۱/مرداد/۹۴ ۹:۴۴
آخرین ارسال: zaviyehdid
  انّا لله و انّا الیه راجعون ... (درگذشت عالم مسلمان) seyyedi 19 8,108 ۲۳/خرداد/۹۲ ۱۸:۰۲
آخرین ارسال: arax
  مسلمان‌نماياني که از فيلم موهن حمايت کردند aleerz 0 1,260 ۳۰/شهریور/۹۱ ۱۶:۱۹
آخرین ارسال: aleerz
Photo اگر مسلمان بودم الان تروریست بودم!! AMINI 4 2,513 ۳۱/مرداد/۹۱ ۲۲:۳۵
آخرین ارسال: azade

پرش در بین بخشها:


بالا