|
او از چگونگی مسلمان شدنش می گوید...(مسلمان شدن یک غیر مسلمان دیگر)
|
|
۵:۳۶, ۱۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به گزارش خبرنگار مشرق، لیلا حسین نام زنی است که در مصاحبه با شبکه "اهلالبیت تیوی" می گوید، به خاطر شیفتگی به زیبایی های حجاب، از دین یهودی به دین اسلام مشرف شده و حجاب کامل را برگزیده است.
مصاحبه زیر، خلاصه ای از گفتگوی لیلا حسین با زهرا علوی (مجری نوجوان شبکه اهلالبیت که سرزندگی او مثال نقضی است برای کسانی که حجاب را مایه افسردگی می دانند) است: لیلا حسین: من 6 سال قبل به اسلام گرویدم. و من در یک جامعه یهودینشین زندگی میکردم. خیلی سخت نبود که به حجاب کاملا اسلامی روی بیاورم. اما اشخاص برداشتهای کاملا متفاوتی نسبت به ایمان دارند. آنها به زنان یهودی بیشتر از زنان مسلمان احترام میگذارند. زهرا علوی: قبل از اینکه به اسلام روی بیاوری، چه نگرشی نسبت به زنان مسلمان داشتی؟ لیلا حسین: اگه صادقانه بخوام بگم، هرچند ما با نوعی تنفر نسبت به مسلمانان بزرگ شده بودیم، اما همیشه شیفته زنان محجبه بودم و آنها را خیلی پاک و باوقار میدیدم. و از نظر من آنها زیبایی خاص خودشان را داشتند. زهرا علوی: پس از اینکه به اسلام گرایش پیدا کردی و نوع پوشش اسلامی را پذیرفتی، اولین چیزی که برات الهامبخش بود چی بود؟ لیلا حسین: نخستین چیز که الهامبخش من بود قرآن بود، کلیه شواهدی را که من پیدا کردم نشاندهنده این بود که این، یک دین حقیقی است، چرا که تمامی انبیا و نیز امامت را قبول دارد که از نظر من بسیار مسئله منطقیای بود. کم کم این دانش و شناخت را پیدا کردم که اسلام تنها بعد بیرونی ندارد بلکه دارای بعد درونی نیز هست و باید از درون هم به حفظ و نگهداری آن پرداخت. خانواده من فکر میکردند که من خودم را دارم محروم میکنم، چون من در فرانسه زندگی میکردم و در آنجا حجاب کاملا ممنوع است. با پوشیدن روسری، شما نمیتوانید به مدرسه و محل کار بروید و از بسیاری از زندگیهای اجتماعی محروم میشوید. برای خانواده من بسیار سخت بود که ببینند من تنها به خاطر پوشدن لباس زندگیام را به لحاظ اجتماعی به خطر میاندازم. از نظر آنها لازم نبود که من مسلمان باشم و لازم نبود که با پوشیدن روسری مسلمانی خودم را نشان بدهم و کافی بود که تنها قلبا به آن ایمان داشته باشم. اما برای من این مسئله مهم بود چرا که در قرآن و بسیاری از سنتهای پیامبر به اهمیت حجاب و شناختهشدن به عنوان مسلمان برای کسب احترام اشاره شده است. و من حاضر نبودم که آن را کنار بگذارم چرا که برای من چیزی بیشتر از پوشیدن لباس است. ...کسانی که میشناسم حجاب دارند بسیار خوشحال هستند، چرا که این برای آنها یک افتخار است که خودشان را از نگاه دیگران پوشیده نگه میدارند. اگر ایمان شما ضعیف باشد شما این نکته را متوجه نخواهید شد و برای شما مهم نخواهد بود و فقط میخواهید که با دیگران اختلاط داشته باشید و میخواهید آنطوری زندگی کنید که آنها میگویند. مجددا میگویم که لازم است به اصول خود بازگردید و دریابید که چرا مسلمان هستید. چرا که اسلام دینی است که شما باید خود را تطبیق دهید و دینی نیست که توسط والدین به ارث برسد. و از این طریق باید به زیبایی اسلام و نیز زیبایی حجاب برای زنان و فایده آن برای آنها پی ببرید. با وجود رشد روزافزون تبلیغات اسلامهراسانه و اسلامستیزانه رسانههای غربی، آمارها حکایت از رشد روزافزون گرایش به اسلام در جوامع غربی دارد. به آمارهای انتهای این گزارش توجه کنید. آنچه که آمارها نشان میدهند حاکی از آن است که جمعیت کسانی که به دین اسلام مشرف میشوند در همهجای جهان روبه افزایش است و مهمتر اینکه جمعیت زنانی که به اسلام می گروند تقریبا دو برابر مردان است. تحقیقات نشان میدهد مهمترین عوامل گرایش بیشتر زنان به دین اسلام، جذابیت حجاب برای آنان بوده و آرامشی که محجبه بودن به آنها میدهد و پس از آن آداب مسلمانی که برای مردم دیگر ادیان به صورت فطری جذاب است. مصاحبه با زنان تازه مسلمان شده، بیانگر این است که ابتدا به ساکن آنها با دیدن زنان محجبه در جامعه خود به جاذبه زیبایی حجاب و بعد کنجکاوی در مورد اسلام رسیدهاند و سپس با برگزیدن حجاب برای خود آرامش محجبه بودن را درک کردهاند. از این روست که دولتمردان اسلامستیز غربی، با درک جنبه تبلیغی که حجاب زنان برای اسلام دارد، زنان محجبه را محدود و مهار مینمایند. (این مساله بیگمان، کسانی که در فرهنگ انقلاب اسلامی رشد کردهاند را به حقانیت وصیت شهدا میرساند که " خواهران من، دشمن از چادر سیاه شما بیشتر هراس دارد تا خون سرخ من!") ...و این همه در شرایطی رخ میدهد که روزبهروز شرایط با حجاب زیستن در شهرهای اروپایی سخت تر میشود. علیرغم آنکه آزادی زنان برای داشتن حجاب نقض شده و حقوق شهروندی زنان محجبه سلب میشود؛ میل به مستوری و پوشیدگی در میان زنان جهان درحال افزایش است و این امر به صورت فطری رخ میدهد. لذا بنیان آنچه که حاصل تلاش دولتمردان غربی برای مهار رشد اسلام گرایی در اروپا صورت میگیرد از این رو بر باد است، که آنها با نمادهای ظاهری اسلام همچون منارههای مساجد و حجاب زنان مبارزه میکنند و حال آنکه باطن اسلام ریشه در فطرت انسانها دارد و تاریخ نشان داده که مردم را نمیتوان بیشتر از مدت کوتاهی وادار به رفتن راه خلاف فطرت کرد. در نهایت باید این نهیب را به جامعه و خانوادهها و سپس مسئولان فرهنگی زد، که آیا مادران محجبه جامعه ما توانستهاند حکمت داشتن حجاب را به صورت عقلی و فطری به دختران خود (که مادران آینده هستند) بیاموزند؟ از آنجا که بارها در جامعه، مادر و دخترهایی را دیدهایم که علیرغم آنکه مادر با چادر به خیابان میآید، دخترش در کنار او با حجاب حداقلی قدم میزند، و این نگرانی دغدغه مندان فرهنگی را افزایش میدهد! اما به هر حال بی صبرانه به انتظار تحقق وعده های الهی می نشینیم که انسان به راه فطرت خود بازگردد. فاقم وجهک للدین حنیفا ، فطرت الله التی فطر الناس علیها، لاتبدیل لخلق الله ، ذلک الدین القیم و لکن أکثر الناس لایعلمون (روم/30). روی دلت را سوی این دین اعتدال گردان و برآن پایدار باش، آیینی برخاسته از فطرت الهی که قلوب انسانهاآن را میطلبد،چرا که بر آن سرشته گشته، این آفرینش توحیدی تغییر پذیر نخواهد بود، این است دینی که تکیهگاهی استوار است، هرچند این حقیقتی است که بیشتر مردم آن را نمیدانند. بخشی از آمار گرایش به اسلام و حجاب در جهان براساس سالنامه کتاب واقعیات در سرشماری اخیر در آمریکا مشخص شد که سالانه 100هزار نفر در این کشور به دین اسلام میگروند. موسسه تحقیقاتی و پژوهشی فیثماترز اعلام کرده است که تعداد کسانی که در انگلیس در ۱۰ سال گذشته به اسلام گرایش یپدا کرده اند، ۱۰۰هزار نفر می باشند که بیشتر آنان را زنان تشکیل میدهند. در این میان، تعداد دختران جوان 20 تا 30 ساله و دارای تحصیلات دانشگاهی که به دین اسلام گرویدهاند، چشمگیرتر است. روزنامه "تایمز" لندن سال گذشته در گزارشی اعلام کرد: تعداد افرادی که در انگلیس به دین اسلام روی میآورند، روز به روز افزایش مییابد. این درحالی است که تعداد مسیحیان این کشور که هر هفته به کلیسا رهسپار میشوند، 2 درصد کاهش مییابد. در این میان تعداد زنان مسلمانی که برای ادای نماز به مسجد جامع لندن می روند، دو سوم تعداد مسلمانان این شهر است که بیشتر آنان کمتر از 30 سال سن دارند. روزنامه کریستین ساینس مانیتور می نویسد: شمار افرادی که در آمریکا به اسلام می گروند روزافزون است و این رقم در میان اسپانیایی زبانان مقیم آمریکا 30 درصد افزایش نشان می دهد . جمعیت کسانی که در ده سال اخیر درآمریکا به زبان لاتین سخن می گویند و به دین اسلام مشرف شده اند به 200هزار نفر می رسند. روزنامه سان سنتیال نیز در این باره می گوید: تعداد دختران بین 18 تا 30 سال که در ایالت فلوریدا با حجاب و روسری مشاهده میشوند نسبت به یک دهه گذشته افزایش چشمگیری داشته است. نتایج یک بررسی جدید در ترکیه نشان میدهد در چهار سال اخیر، تعداد بانوان با حجاب در این کشور، چهار برابر افزایش یافته است. مرکز مطالعات اسلامی اسپانیا در آمار جدید از مسلمان شدن 256 زن اسپانیایی در دو سال گذشته خبر داده است. این مرکز تأکید کرده است که اولین علت گرایش زنان به اسلام، مواجه شدن با افراد مسلمان و جذب رفتار و آداب آنها است. آمار منتشره پایگاه اینترنتی گروه تحقیقاتی "آیجی" در مرکز نیویورک بیانگر آن است که نسل جدید دختران جوان نیویورکی برخلاف نسلهای قبلی علاقه چندانی به خودنمایی و پوشیدن لباسهای بدننما ندارند و مردم به پوشیدگی بیشتر روی آوردهاند. علت اصلی این امر بیبند و باری است که در چند سال اخیر رایج شده بود و اکنون در عکسالعمل به آن، گرایش به پوشیدگی بیشتر در میان دختران جوان و نوجوان اوج میگیرد. |
|||
|
|
۲۱:۱۹, ۲/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
امروز در حال وبگردی بودم مطلب زیر رو خوندم برام جالب بود گفتم شما دوستان هم بخونید.
دهکده سیاسی: اخبار رسیده از شهر کربلای معلا حاکی از آن است که یک شهروند مسیحی عراقی در شب شهادت أمیرالمؤمنین علی (علیه السلام) با حضور در حرم سید و سالار شهیدان، أباعبدالله الحسین (علیه السلام) به دین مبین اسلام و مذهب شیعه گروید. به گزارش شیعه آنلاین، در همین راستا «علی عارف الموسوی» از مسئولان بخش فرهنگی آستان مقدس امام حسین (علیه السلام) پس از اعلام این خبر، گفت: نام این شهروند مسیحی «عمر عصام جرجیس» است. او با زبان روزه به حرم أباعبدالله (علیه السلام) آمد و به دین اسلامی و مذهب شیعه اثنی عشری گروید. «علی عارف الموسوی» در ادامه افزود: این جوان تازه شیعه شده، درگذشته زمینه مناسبی برای تغییر دین و مذهب خود داشت زیرا پیش از این دو تن از خاله های وی به دین اسلام و مذهب شیعه گرویده بودند و به مرور زمان روی او تأثیر گذاشته بودند. او با آغوشی باز دین مبین اسلام و مذهب اهل بیت (علیهم السلام) را پذیرفت. او همچنین گفت: «عمر عصام جرجیس» اطلاعات خوبی در مورد دین اسلامی و مذهب تشیع داشت زیرا با خاله ها و دوستان خود صحبت های زیادی کرده بود اما با این حال برخی ضروریات مانند چگونگی نماز خواندن و روزه گرفتن و دیگر واجبات دینی را برای او شرح دادیم. پس از آن او به زیارت أباعبدالله الحسین (علیه السلام) رفت. منبع:http://village-diplomacy.blogfa.com |
|||
|
|
۱۶:۴۴, ۳/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/شهریور/۹۰ ۱۶:۴۴ توسط Abasaleh.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
حجاب زيباست،زيبايي نيست.
(مقام معظم رهبري) |
|||
|
|
۱۸:۴۲, ۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
|
|||
|
|
۱۹:۰۷, ۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
باسلام و عرض خسته نباشید خدمت دوستان عزیز
حجاب یعنی پوشش به عنوان مثال : پوشیدن چادری که بخاطر زیبایی اش انتخاب شده شامل کلمه حجاب نمی شود. حجاب زینت نیست .....!! که زیبایی بیفزاید حجاب پوشاننده زینت است . تا کلمه حجاب را می خوانم همیشه جمله ی شخص عزیزی در نظرم مرور می شود به حرمت و غربت فاطمه (سلام الله علیها) حیا کنید و مجحوب شوید [b]
|
|||
|
|
۱۵:۵۳, ۲۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
ریستا برمر (Krista Bremer)، نویسنده و روزنامه نگار آمریكایی، در نشریه معروف آمریكایی O. The. Oprah تجربه عینی خود را از برخورد با حجاب به قلم آورده است. برمر از ناشران نشریه ادبی The Sun است كه در سال ۲۰۰۸ برنده جایزه معتبر ادبی «پوشكارت» شده و در سال ۲۰۰۹ جایزه ادبی «بنیاد رونا جاف» را از آن خود كرده است.
مامان برام روسری بخر! نُه سال پیش، در اتاق نشیمن خانه ام در «كارولینای شمالی»، دختر شیرخوارم را با موسیقی كودكانه ای می رقصاندم كه در دهه ۷۰ رایج بود و من در دوران كودكی همه اشعارش را كه درباره مدارا با دیگران و تساوی زن و مرد بود، حفظ كرده بودم. همسر لیبیایی تبارم اسماعیل، او را در آغوش می گرفت و ساعتها در ایوان خانه با صدای غژ و غژ صندلی راحتی آهنی تكانش می داد و برایش آوازهای قدیمی عربی می خواند. او همچنین دخترمان را پیش شیخی مسلمان برد تا در گوش های نرم و كوچولویش اذان و اقامه بخواند. چشمان قهوه ای و مژه های ناز و مشكی دخترم به پدرش رفته بود و پوست شیرقهوه ای اش در آفتاب تابستان خیلی زود به تیرگی می زد. اسم دخترمان را «عالیه» گذاشتیم- كه در عربی به معنای «بلندمرتبه» است- و با هم توافق كردیم كه وقتی بزرگ شد، از بین فرهنگ های كاملاً متضاد ما، هر كدام را كه خودش خواست، انتخاب كند. خیالم از این تصمیم راحت بود و شك نداشتم كه دخترم زندگی مرفه آمریكایی من را به فرهنگ اسلامی و لباسهای پوشیده سرزمین پدرش ترجیح خواهد داد. پدر و مادر اسماعیل در خانه سنگی محقری در كوچه ای كثیف و پر پیچ و خم در حومه طرابلس زندگی می كنند. بر دیوارهای این خانه، به جز آیاتی از قرآن كه بر روی چوب حك شده، هیچ نقش و نگاری وجود ندارد. فرش اتاقها هم فقط تشكچه هایی است كه شبها تایشان می زنند و به عنوان تختخواب استفاده می كنند. اما پدر و مادر من در خانه ای مجلل در «سانتافه»، مركز ایالت «نیومكزیكو»، زندگی می كنند كه سه پاركینگ، تلویزیونی صفحه تخت با صدها كانال، یخچالی پر از غذاهای سالم و طبیعی و یك كمد پر از اسباب بازی برای نوه ها دارد. تصور می كردم كه عالیه هم مثل خودم اهل خرید از فروشگاه های زنجیره ای معروف Whole Foods باشد و از انبوه هدایای زیر درخت كریسمس خوشش بیاید، ولی در عین حال لحن آهنگین زبان عربی، باقلواهای عسلی كه اسماعیل با دست خالی درست می كند، و حنابندی پاهای خاله اش را كه هنگام سفر به لیبی دیده بودم، تحسین می كردم. هیچ وقت فكر نمی كردم كه عالیه فریب حجاب دختران مسلمان را بخورد! تابستان سال قبل در جشن عید فطر شركت كردیم كه در پاركینگ پشت مسجد نزدیك خانه مان برگزار شده بود. بچه ها روی وسایل بازی جست و خیز می كردند و ما پدر و مادرها هم زیر سایبانی پلاستیكی نشسته بودیم و مگس ها را از روی بشقابهای مرغ سوخاری، برنج و باقلوا می پراندیم. من و عالیه داشتیم در نمایشگاهی دور می زدیم كه به مناسبت عید بر پا شده بود و چیزهایی مثل سجاده، حنا و لباسهای اسلامی عرضه می كرد. به قسمت روسری ها كه رسیدیم، عالیه رو به من كرد و با خواهش بسیار گفت: «مامان! یكی برام بخر.» دخترم شروع كرد به برانداز كردن روسری ها كه مرتب روی هم چیده شده بودند و فروشنده كه خانمی سیاه پوست و سر تا پا مشكی پوش بود، به عالیه لبخندی زد. مدتی بود كه عالیه به دختران مسلمان هم سن و سالش با دیده تحسین و احترام می نگریست. دلم به حالشان می سوخت كه حتی در گرم ترین روزهای تابستان دامن های بلند و لباسهای آستین دار می پوشیدند، چون بهترین خاطرات دوران كودكی ام مربوط به زمانی می شد كه با پوشیدن لباسهای برهنه، می گذاشتم پوستم آفتاب بخورد... ولی عالیه به حال آن دختران مسلمان غبطه می خورد و از من خواسته بود برایش مثل لباسهای آنها بخرم. حالا دلش روسری هم می خواست! پیشتر بهانه می آوردم كه در بازارچه نزدیك خانه از آن روسری ها گیر نمی آید، ولی حالا روسری ها جلوی چشم عالیه بودند و او می خواست با ۱۰دلار از پول توجیبی خودش روسری سبز سیری را بخرد كه محكم در دست گرفته بود. سرم را به علامت مخالفت كامل تكان دادم، ولی ناگهان یاد قراری افتادم كه با اسماعیل گذاشته بودیم. بنابراین دندان هایم را از خشم به هم فشردم و روسری را خریدم، به این خیال كه عالیه خیلی زود آن را كنار می گذارد. یك زوج ناهمگون یك روز بعد از ظهر كه برای خرید از خانه بیرون می رفتم، صدای عالیه از اتاقش بلند شد كه می خواهد با من بیاید. چند لحظه بعد، سر و كله اش- یا بهتر بگویم، نصف سر و كله اش- بالای پله ها پیدا شد. او از كمر به پایین، دخترم بود؛ با همان كفش های اسپرت، جورابهای رنگ روشن و شلوار جینی كه سر زانوهایش كمی نخ نما شده بود. اما از كمر به بالا، دختری غریبه بود. صورت گرد و روشنش كه در یك خیمه پارچه ای تیره محصور شده بود، به ماهی در آسمان بی ستاره می مانست. پرسیدم: «با همین سر و وضع می خواهی بیایی؟» با همان لحنی كه از چندی پیش با من به كار می برد، آرام جواب داد: «بله.» در راه مغازه، از آینه ماشین او را دزدكی می پاییدم. ساكت و سرد و بی اعتنا نشسته بود و از پنجره بیرون را تماشا می كرد. انگار یك مقام بلندپایه مسلمان داشت از شهر كوچك ما در جنوب آمریكا دیدن می كرد و من فقط راننده اش بودم. لبم را گزیدم. می خواستم از او بخواهم قبل از پیاده شدن روسری اش را در آورد، ولی نتوانستم حتی یك دلیل منطقی برای این كار پیدا كنم، جز اینكه با دیدن آن صحنه فشار خونم بالا می زد. من همیشه تشویقش كرده بودم كه استقلال شخصیتش را ابراز كند و در برابر فشار هم سن و سال هایش بایستد، ولی حالا احساس ترس و نگرانی می كردم، انگار كه آن روسری را خودم به سر كرده باشم. در پاركینگ عمومی Food Lion تمام بدنم غرق در هوای گرم شد و موهای عرق گرفته ام را دم اسبی بستم، ولی انگار هوای گرم اصلاً عالیه را اذیت نمی كرد. لابد مردم ما را مثل یك زوج ناهمگون می دیدند: زنی قد بلند و مو بور با شلوار جین و تاپ تنگ كه دست مسلمانی یك متر و بیست سانتی را گرفته است. دخترم را به خودم نزدیكتر كردم و وارد مغازه شدیم.همچنان كه در میان قفسه های فروشگاه با چرخ دستی مان جولان می دادیم، مشتری ها چنان خیره خیره نگاهمان می كردند كه انگار با معمایی حل نشدنی رو به رو شده اند و وقتی چشممان به چشم هم می افتاد، بی درنگ نگاهشان را پایین می انداختند. كشف دیگری از آزادی من در دهه ۷۰ در جنوب كالیفرنیا با این فكر بزرگ شده بودم كه آزادی زنان مساوی با برهنگی بیشتر است و زنان می توانند هر كاری را انجام دهند. كشف آزادی جسمی برای من بخش مهمی از روند كشف شخصیتم بوده است، اما این تجربه ارزان به دست نیامده است. ساعتهای متمادی را جلوی آینه، سرگرم تحقیق درباره تصویر خودم بودم: از شكل و قیافه خودم تعریف می كردم؛ گاه از آن بدم می آمد؛ گاه با خودم فكر می كردم دیگران چه نظری درباره قیافه ام دارند. و گاهی فكر می كردم كه اگر همین دقت نظر را در زمینه دیگری به كار می بستم، فكرم چقدر باز شده بود، یا می توانستم رمانی بنویسم، یا حداقل سبزی كاری را یاد گرفته بودم! حالا عالیه در این مرحله از زندگی خود، همه حواسش به دنیای پیرامونش است، نه تصویر خودش در آینه. عالیه كلاس چهارم دبستان است و دختران همكلاسی اش محبوبیت را با طرز لباس پوشیدن مرتبط می دانند. چند هفته پیش عالیه با عصبانیت تعریف می كرد كه یكی از همكلاسی هایش همه دختران كلاس را بر اساس شیك پوشی شان درجه بندی كرده است. آنجا بود كه فهمیدم با اینكه برهنگی به من در مواردی آزادی می دهد، اما عالیه توانسته است با انتخاب حجاب و پوشیدگی، آزادی دیگری را كشف كند. نمی دانم علاقه عالیه به پوشش اسلامی تا كی ادامه خواهد یافت. اگر تصمیم بگیرد مسلمان شود، مطمئنم كه اسلام برایش مدارا، تواضع و عدالت خواهی را به ارمغان خواهد آورد، چنان كه برای پدرش هم به ارمغان آورده است. و چون می خواهم سرسختانه پشتیبان و مراقبش باشم، نگرانم كه نكند این انتخاب، زندگی را برایش در كشور خودش سخت كند. او به تازگی سوره حمد را حفظ كرده است و به اصرار از پدرش می خواهد كه به او هم عربی یاد بدهد. عالیه تنها ولی با هدف راه می رود؛ بسیار متفاوت با رفتاری كه من در سن و سال او داشتم، و من یك بار دیگر فهمیدم كه هنوز چقدر تا شناخت دخترم فاصله دارم. این فاصله نه فقط به خاطر آن روسری، بلكه از آن رو بود كه او اصلاً به واكنش دیگران اهمیت نمی دهد؛ ترجیح می دهد به جای شیرجه زدن در دریا، توی كتاب فرو برود و آن قدر غرق مطالعه می شود كه صدای من را از اتاق بغلی نمی شنود. به این فكر می كنم كه روسری می تواند با قدرت جادویی خود، تخیل نامحدود، دریافتهای زیركانه و معصومیت فطری عالیه را حفظ كند. تصور می كردم كه وقتی به اتاق آینه فروشگاه های لباس برود، مثل نوجوانان دیگر، در دام آن زرق و برق نخواهد افتاد و حجاب، او را مانند صدفی در میان خواهد گرفت. فكر می كردم كه حجاب، دخترم را از احساس فراگیر نارضایتی در عین ناز و نعمت خلاص خواهد كرد و در پرواز او به سوی آینده ای كه برایم كاملاً نامعلوم است، زیر پر و بال خواهد گرفت. منبع:قدس آنلاین |
|||
|
|
۱۶:۰۶, ۲۹/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۰ ۱۶:۳۱ توسط علیرضا110.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
مصاحبه با زن یهودی تازه مسلمان شده: حجاب را به خاطر زیباییاش برگزیدم
مشرق: مصاحبه زیر، خلاصه ای از گفتگوی لیلا حسین با زهرا علوی (مجری نوجوان شبکه اهلالبیت که سرزندگی او مثال نقضی است برای کسانی که حجاب را مایه افسردگی می دانند) است: لیلا حسین نام زنی است که در مصاحبه با شبکه "اهل البیت تی وی" می گوید، به خاطر شیفتگی به زیبایی های حجاب، از دین یهودی به دین اسلام مشرف شده و حجاب کامل را برگزیده است. لیلا حسین: من 6 سال قبل به اسلام گرویدم. و من در یک جامعه یهودینشین زندگی میکردم. خیلی سخت نبود که به حجاب کاملا اسلامی روی بیاورم. اما اشخاص برداشتهای کاملا متفاوتی نسبت به ایمان دارند. آنها به زنان یهودی بیشتر از زنان مسلمان احترام میگذارند. زهرا علوی: قبل از اینکه به اسلام روی بیاوری، چه نگرشی نسبت به زنان مسلمان داشتی؟ لیلا حسین: اگه صادقانه بخوام بگم، هرچند ما با نوعی تنفر نسبت به مسلمانان بزرگ شده بودیم، اما همیشه شیفته زنان محجبه بودم و آنها را خیلی پاک و باوقار میدیدم. و از نظر من آنها زیبایی خاص خودشان را داشتند. زهرا علوی: پس از اینکه به اسلام گرایش پیدا کردی و نوع پوشش اسلامی را پذیرفتی، اولین چیزی که برات الهامبخش بود چی بود؟ لیلا حسین: نخستین چیز که الهامبخش من بود قرآن بود، کلیه شواهدی را که من پیدا کردم نشاندهنده این بود که این، یک دین حقیقی است، چرا که تمامی انبیا و نیز امامت را قبول دارد که از نظر من بسیار مسئله منطقیای بود. کم کم این دانش و شناخت را پیدا کردم که اسلام تنها بعد بیرونی ندارد بلکه دارای بعد درونی نیز هست و باید از درون هم به حفظ و نگهداری آن پرداخت. خانواده من فکر میکردند که من خودم را دارم محروم میکنم، چون من در فرانسه زندگی میکردم و در آنجا حجاب کاملا ممنوع است. با پوشیدن روسری، شما نمیتوانید به مدرسه و محل کار بروید و از بسیاری از زندگیهای اجتماعی محروم میشوید. برای خانواده من بسیار سخت بود که ببینند من تنها به خاطر پوشدن لباس زندگیام را به لحاظ اجتماعی به خطر میاندازم. از نظر آنها لازم نبود که من مسلمان باشم و لازم نبود که با پوشیدن روسری مسلمانی خودم را نشان بدهم و کافی بود که تنها قلبا به آن ایمان داشته باشم. اما برای من این مسئله مهم بود چرا که در قرآن و بسیاری از سنتهای پیامبر به اهمیت حجاب و شناختهشدن به عنوان مسلمان برای کسب احترام اشاره شده است. و من حاضر نبودم که آن را کنار بگذارم چرا که برای من چیزی بیشتر از پوشیدن لباس است. آنچه که آمارها نشان میدهند حاکی از آن است که جمعیت کسانی که به دین اسلام مشرف میشوند در همهجای جهان روبه افزایش است و مهمتر اینکه جمعیت زنانی که به اسلام می گروند تقریبا دو برابر مردان است. تحقیقات نشان میدهد مهمترین عوامل گرایش بیشتر زنان به دین اسلام، جذابیت حجاب برای آنان بوده و آرامشی که محجبه بودن به آنها میدهد و پس از آن آداب مسلمانی که برای مردم دیگر ادیان به صورت فطری جذاب است. مصاحبه با زنان تازه مسلمان شده، بیانگر این است که ابتدا به ساکن آنها با دیدن زنان محجبه در جامعه خود به جاذبه زیبایی حجاب و بعد کنجکاوی در مورد اسلام رسیدهاند و سپس با برگزیدن حجاب برای خود آرامش محجبه بودن را درک کردهاند. از این روست که دولتمردان اسلامستیز غربی، با درک جنبه تبلیغی که حجاب زنان برای اسلام دارد، زنان محجبه را محدود و مهار مینمایند. (این مساله بیگمان، کسانی که در فرهنگ انقلاب اسلامی رشد کردهاند را به حقانیت وصیت شهدا میرساند که " خواهران من، دشمن از چادر سیاه شما بیشتر هراس دارد تا خون سرخ من!") ...و این همه در شرایطی رخ میدهد که روزبهروز شرایط با حجاب زیستن در شهرهای اروپایی سخت تر میشود. علیرغم آنکه آزادی زنان برای داشتن حجاب نقض شده و حقوق شهروندی زنان محجبه سلب میشود؛ میل به مستوری و پوشیدگی در میان زنان جهان درحال افزایش است و این امر به صورت فطری رخ میدهد. لذا بنیان آنچه که حاصل تلاش دولتمردان غربی برای مهار رشد اسلام گرایی در اروپا صورت میگیرد از این رو بر باد است، که آنها با نمادهای ظاهری اسلام همچون منارههای مساجد و حجاب زنان مبارزه میکنند و حال آنکه باطن اسلام ریشه در فطرت انسانها دارد و تاریخ نشان داده که مردم را نمیتوان بیشتر از مدت کوتاهی وادار به رفتن راه خلاف فطرت کرد. در نهایت باید این نهیب را به جامعه و خانوادهها و سپس مسئولان فرهنگی زد، که آیا مادران محجبه جامعه ما توانستهاند حکمت داشتن حجاب را به صورت عقلی و فطری به دختران خود (که مادران آینده هستند) بیاموزند؟ از آنجا که بارها در جامعه، مادر و دخترهایی را دیدهایم که علیرغم آنکه مادر با چادر به خیابان میآید، دخترش در کنار او با حجاب حداقلی قدم میزند، و این نگرانی دغدغه مندان فرهنگی را افزایش میدهد! اما به هر حال بی صبرانه به انتظار تحقق وعده های الهی می نشینیم که انسان به راه فطرت خود بازگردد. فاقم وجهک للدین حنیفا ، فطرت الله التی فطر الناس علیها، لاتبدیل لخلق الله ، ذلک الدین القیم و لکن أکثر الناس لایعلمون (روم/30). روی دلت را سوی این دین اعتدال گردان و برآن پایدار باش، آیینی برخاسته از فطرت الهی که قلوب انسانهاآن را میطلبد،چرا که بر آن سرشته گشته، این آفرینش توحیدی تغییر پذیر نخواهد بود، این است دینی که تکیهگاهی استوار است، هرچند این حقیقتی است که بیشتر مردم آن را نمیدانند. موسسه تحقیقاتی و پژوهشی فیثماترز اعلام کرده است که تعداد کسانی که در انگلیس در ۱۰ سال گذشته به اسلام گرایش یپدا کرده اند، ۱۰۰هزار نفر می باشند که بیشتر آنان را زنان تشکیل میدهند. در این میان، تعداد دختران جوان 20 تا 30 ساله و دارای تحصیلات دانشگاهی که به دین اسلام گرویدهاند، چشمگیرتر است. روزنامه "تایمز" لندن سال گذشته در گزارشی اعلام کرد: تعداد افرادی که در انگلیس به دین اسلام روی میآورند، روز به روز افزایش مییابد. این درحالی است که تعداد مسیحیان این کشور که هر هفته به کلیسا رهسپار میشوند، 2 درصد کاهش مییابد. در این میان تعداد زنان مسلمانی که برای ادای نماز به مسجد جامع لندن می روند، دو سوم تعداد مسلمانان این شهر است که بیشتر آنان کمتر از 30 سال سن دارند. روزنامه کریستین ساینس مانیتور می نویسد: شمار افرادی که در آمریکا به اسلام می گروند روزافزون است و این رقم در میان اسپانیایی زبانان مقیم آمریکا 30 درصد افزایش نشان می دهد . جمعیت کسانی که در ده سال اخیر درآمریکا به زبان لاتین سخن می گویند و به دین اسلام مشرف شده اند به 200هزار نفر می رسند. روزنامه سان سنتیال نیز در این باره می گوید: تعداد دختران بین 18 تا 30 سال که در ایالت فلوریدا با حجاب و روسری مشاهده میشوند نسبت به یک دهه گذشته افزایش چشمگیری داشته است. نتایج یک بررسی جدید در ترکیه نشان میدهد در چهار سال اخیر، تعداد بانوان با حجاب در این کشور، چهار برابر افزایش یافته است. مرکز مطالعات اسلامی اسپانیا در آمار جدید از مسلمان شدن 256 زن اسپانیایی در دو سال گذشته خبر داده است. این مرکز تأکید کرده است که اولین علت گرایش زنان به اسلام، مواجه شدن با افراد مسلمان و جذب رفتار و آداب آنها است. آمار منتشره پایگاه اینترنتی گروه تحقیقاتی "آیجی" در مرکز نیویورک بیانگر آن است که نسل جدید دختران جوان نیویورکی برخلاف نسلهای قبلی علاقه چندانی به خودنمایی و پوشیدن لباسهای بدننما ندارند و مردم به پوشیدگی بیشتر روی آوردهاند. علت اصلی این امر بیبند و باری است که در چند سال اخیر رایج شده بود و اکنون در عکسالعمل به آن، گرایش به پوشیدگی بیشتر در میان دختران جوان و نوجوان اوج میگیر |
|||
|
|
۱۰:۵۱, ۲۷/مهر/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از مرکز خبر حوزه، یکی از جوانان کلیمی با حضور در بیت مرجع فقید حضرت آیتالله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه) با ادای شهادتین به مذهب حقه شیعه گروید. جوان کلیمی صبح امروز با حضور در بیت حضرت آیتالله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)، در دیدار با رییس مرکز فقهی ائمه اطهار (علیه السلام)، بر یگانگی خدا، رسالت پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ولایت حضرت علیبن ابیطالب (علیه السلام) شهادت داد. حجتالسلام و المسلمین محمد جواد فاضل لنکرانی در حاشیه این مراسم در گفتوگو با خبرنگار مرکز خبر حوزه، مظاهر عبادی اسلام را دلیل گرویدن این ایرانی کلیمی به اسلام دانسته و گفت: آنچه موجب شد که این جوان کلیمی به مکتب تشیع روی آورد، مظاهر عبادی دین اسلام و آموزههای غنی آن بود. وی با بیان این که جامعیت اسلام در هیچ دین و مکتبی وجود ندارد، افزود: اگر این گونه فرض کنیم که تورات تحریف شده نیست، باز هم مطالبی که در این کتاب وجود دارد، قابل مقاسه با آموزهها وتعالیم قرآن وبرنامهای که برای زندگی انسان در آن وجود ندارد، نیست. رییس مرکز فقهی ائمه اطهار (علیه السلام) ادامه داد: از جمله مسائلی که قرآن توجه زیادی به آن دارد، مسئله معاد است که مبحثی اعتقادی، تربیتی و مهم برای شخص و اجتماع میباشد؛ به گونهای که اگر فرد و جامعه نسبت به حیات پس از مرگ و پاسخگویی آنها در برابر اعمال خود در این دنیا ایما داشته باشند، بسیاری از مشکلات برطرف میشود. وی با اشاره به وجود بیش از 2 هزار آیه درباره معاد در قرآن، خاطرنشان کرد: هر انسان از خود میپرسد که بعد از این دنیا، به کجا میرود که اسلام بهترین، کاملترین ودقیقترین را ارائه نموده است و سرای بعد از مرگ را برای انسان مجسم ساخته است. حجتالاسلام والمسلمین فاضل لنکرانی با بیان این که عبادات و ارتباط دوستان این فرد با خداوند، تأثیر بسزایی در مسلمان شدن او داشت، خاطرنشان ساخت: عبادت وارتباط با خدا، نیازی در ذات انسانها است که همین عامل موجب اسلام آوردن او شد. وی در پایان با تأکید بر این که مکتب اهلبیت (علیه السلام) میتواند تمامی نیازهای انسان را پاسخ دهد، اظهار داشت: روز به روز بر حقانیت شیعه و کارآیی این مذهب در جهان که میتواند نیازها را پاسخ دهد، بیشتر برای مردم ثابت میشود و توجه جهانی به این مکتب را افزایش داده است. |
|||
|
|
۱۷:۱۶, ۱/آبان/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به گزارش شیعه آنلاین، حوزه نیوز نوشت: مرحوم آیت الله سید محمدهادی میلانی(رحمة الله علیه) دچار بیماری معده شدند و پروفسور برلون را از اروپا برای جراحی ایشان آوردند و پس از یک عمل سه ساعته و زمانی که ایشان در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور داد تمام کلماتی که ایشان در حین به هوش آمدن میگویند را برایش ترجمه کند، مرحوم میلانی در آن لحظات فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت میکردند و پس از این مساله پروفسور برلون، گفت؛ کلمه شهادتین را به من بیاموزید؛ زیرا از این لحظه میخواهم روی به اسلام بیاورم و پیرو مکتب این روحانی باشم. وقتی دلیل این کار را جویا شدند، پروفسور برلون گفت؛ تنها زمانی که انسان شاکله وجودی خود را بدون این که بتواند برای دیگران نقش بازی کند، نشان میدهد، در حالت به هوش آمدن است و بنده دیدم که این آقا، تمام وجودش محو خدا بود، در آن لحظه به یاد اسقف کلیسای کانتربری افتادم که چندی پیش در همین حالت و پس از عمل در کنارش ایستاده بودم و دیدم که او ترانههای کوچه بازاری جوانان آن روزگار را زمزمه میکند، در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد کدام مکتب است و بعد از آن هم وصیت کرد که وی را در شهری که مرحوم میلانی را در آن دفن کرده اند به خاک بسپارند که هم این که قبر این پروفسور مسلمان شده در خواجه ربیع، محل مراجعه مردم و افرادی است که حقیقت اسلام را باور کردهاند. |
|||
|
|
۱۸:۰۶, ۱/آبان/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
پدرم آیت اله میلانی را در سال دهه 30تا40 در مشهد از نزدیک می شناختند شاهد مناظره ایشان با چندین غیر مسلمان که
به دین مبین مشرف شدند بودند وحتی نحوه دستگیری ایشان را به خاطر دارند از فضایل آیت الله میلانی سخن بسیارست |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| داستان مسلمان شدن رئیس جمهور قرقیزستان از زبان خودش | ام البنین | 1 | 1,113 |
۲۱/مرداد/۹۴ ۹:۴۴ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| انّا لله و انّا الیه راجعون ... (درگذشت عالم مسلمان) | seyyedi | 19 | 8,112 |
۲۳/خرداد/۹۲ ۱۸:۰۲ آخرین ارسال: arax |
|
| مسلماننماياني که از فيلم موهن حمايت کردند | aleerz | 0 | 1,262 |
۳۰/شهریور/۹۱ ۱۶:۱۹ آخرین ارسال: aleerz |
|
| اگر مسلمان بودم الان تروریست بودم!! | AMINI | 4 | 2,519 |
۳۱/مرداد/۹۱ ۲۲:۳۵ آخرین ارسال: azade |
|










![[تصویر: cu1as6to0ti2yggdie6p.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/cu1as6to0ti2yggdie6p.jpg)