کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 10 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
✿اَلسَّلامُ عَلَيْکَ ياحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ(علیه السلام)✿
۱۴:۳۰, ۲۴/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۱ ۱۵:۳۶ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يَابْنَ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمينَ
اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یابْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يَابْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يا اَبا مُحَمَّدالْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ.
حدود 40 روز مانده به 28 صفر.یعنی یک اربعین مانده تا سالروز شهادت کریم ابن کریم،حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام).
امامی که هرگاه نامی از او ساری و جاری شود ذهنیتی جز غربت و مظلومیت در اذهان نقش نمی بندد.
و مادر اشتباهی بزرگ به سر می بریم چراکه حسن ابن علی (علیه السلام) سردار رشید سپاه حیدر کرار و از امامان عالم و مجاهد بودند.


در این تاپیک داستانهایی کوتاه را ازین همام ارسال خواهم داشت،باشد که کریم اهل بیت (علیه السلام) دست گیر ما در حشر گردد.



زینت بخش این فضا،غزلی در رثای حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام):

هنوز راه ندارد کسی به عالم تو
نسیم هم نرسیده به درک پرچم تو
نسیم پنجرهء وحی! صبح زود بهشت
"اذا تنفس ِ" باران هوای شبنم تو
تو در نمازی و چون گوشواره می لرزد
شکوه عرش خدا، شانه های محکم تو

به رمز و راز سلیمان چگونه پی ببرم؟
به راز عِزّةُ للّه نقش خاتم تو
من از تو هیچ به غیر از همین نفهمیدم
که میهمان همه ماییم و میزبان همه تو
تو کربلای سکوتی و چارده قرن است
نشسته ایم سر سفرهء مُحرم تو
چقدر جملهء"احلی من العسل " زیباست
و سالهاست همین جمله است مرهم تو
هوای روضه ندارم ولی کسی انگار
میان دفتر من می نویسد از غم تو
گریز می زند از ماتمت به عاشورا
گریز می زند از کربلا به ماتم تو
***
فقط نه دست زمین دور مانده از حرمت
نسیم هم نرسیده به درک پرچم تو.


یک
صـبح جمعه،15 رمضان،سال سوم هجری

کودک را دادند به پیامبر برای نام گذاری.پارچه ی زردی دورش بود،
پیامبر آن را با سفید عوض کرد.قبلا فرموده بود به بچه ها لباس زرد
نپوشانید.نشست در انتظار وحی.

جبرئیل نازل شد،تبریک می گفت: " محمد جان! علی برای تو مثل هارون است برای موسی. نام پسرش را همان بگذار که نام پسر بزرگ هارون بوده."

چه بوده؟
شبر؛به عربی می شود حسن.

نامش را گذاشتند حسن،نامی که تا آن روز هیچ کس نداشته.


کشف الغمه،ج 1،ص 526
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: تازه مسلمان ، ترنم ، nafas ، paradise ، میلاد.م ، rastin ، m.hossein ، saloomeh ، MohammadSadra ، hesam110 ، Seyed Mohsen ، بیداری اندیشه ، فاطمه خانم ، yamin ، MAHDI59 ، Hadith ، MESSENGER ، علمدار133 ، محب الزهرا ، أین المنتظر ، یاران مهدی ، Agha sayyed ، مسافر ، Admirer ، محیصا ، zarati313 ، Abasaleh ، shiri6469 ، shafagh_mah ، only_y2d ، bagheri4 ، arman mohseny ، 7parsa4 ، nooromahdi ، حسن.س. ، SARV ، حسام+ ، meshkat ، mhvvhm ، آزرم‌شاه ، K-1 ، mohammad727 ، آرین (الهه.ع) ، نسیم ، یا ثارالله ، یا صاحب الزمان ، Amirsaeed ، خادمة الزهرا ، فطرس ، bi neshani ، انتصـار ، حسنیه ، mahdy30na ، تفکر ، fatemeh zahra ، azade ، rahi ، العبدالفانی ، mohamad ، جویای حقیقت ، بچه شیعه ، AFG Shia ، حفیظ ، شهیدطیبه واعظی ، حقیر ، ztb ، ilidin ، zahra.shakiba ، Farzaneh ، امیریان ، rahgozar.f ، ali.khm ، سید هادی ، vahrakan ، منادی حق ، مجید املشی ، mohammad reza ، boghz ، هدهد ، Night moans ، sagheb ، عبدالرحمن ، Bahar ، آیلار ، Aryha ، Night_World ، عبدالرحیم ، mahyamatin ، سجاد313 ، لبخند خدا ، aboutorab ، رضوانه ، help me ، soora ، آفتاب ، میثاق ، مجنون العباس ، fiftynine ، میم.حسین.الف ، Eve ، Tolou ، MohammadMeraj ، حضرت عشق

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۵۴, ۸/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/دی/۹۰ ۱۴:۲۷ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #41
آواتار
با سلام خدمت همه دوستان گرامی اجر همتون با خود امام حسن (علیه السلام)
آنقدر این امام همام غریب است هم در زمان خودش و متاسفانه هم در این زمان که مطمئن باشید با این موضوعاتی که باز میکنید حتما و حتما مورد رضایت مادر بزرگوارشان حضرت زهرا (سلام الله علیها) قرار میگیرد
کارتون فوق العاده است توروخدا ادامه بدهید از امام حسن هزاران صفحه میتوان نوشت ولی متاسفانه کم تر کسی از ایشان اطلاع دارد
درضمن اگر بتوانید در مورد باقی امام ها مخصوصا از امام هایی که متاسفانه کم تر به آنها پرداخته ایم مطالبی را بیاورید نو علی نور میشود....
یا علی مدد

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، MohammadSadra ، محیصا ، yamin ، hesam110 ، آرین (الهه.ع) ، بیداری اندیشه ، خادمة الزهرا ، mohamad ، azade ، منادی حق ، boghz ، Eve
۱۸:۳۳, ۸/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۱ ۱۹:۲۰ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #42
آواتار
بیست و هفت

پـیرمرد داشت وضو می گرفت اما ، اشتباه.

باید امر به معروفش می کردند. شروع کردند به بحث و جدل.

حسن گفت :" ای شیخ ! تو بین ما داوری کن. می خواهیم بدانیم وضوی کدام مان به پیامبر شبیه تر است ."

پیرمرد با دقت وضو گرفتن هر دو را نگاه کرد ، آخرش گفت :" هردوتان. اما وضوی من پیر جاهل تا به حال اشتباه بوده !"

پیرمرد اشتباهش را فهمیده بود.
بحار الانوار ،ج 43، ص319

امضای حسن عزتي
اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد
به خاک پای عزیزت که عـهـد نشکستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی به سزا برنیامد از دستم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، Agha sayyed ، میلاد.م ، تازه مسلمان ، أین المنتظر ، yamin ، hesam110 ، Seyed Mohsen ، K-1 ، آرین (الهه.ع) ، یا ثارالله ، بیداری اندیشه ، خادمة الزهرا ، العبدالفانی ، mohamad ، azade ، منادی حق ، boghz ، حسنیه ، میم.حسین.الف
۱۲:۵۱, ۱۰/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۱ ۱۹:۲۰ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #43
آواتار
بیست و هشت

پـیامبر بود و علی،ابوبکر،عمر و عثمان هم با عده ای از مهاجرین و انصار نشسته بودند دورپیامبر،حرف هایش را گوش می کردند.

حسن از دور می آمد.پیامبر دیدش.فرمود:" حسن را ببینید؛ جبرئیل هدایتش می کند،میکائیل هوایش را دارد،پاره ی تن من است ،پدرم فدایش شود."

بلند شد . اصحاب هم با او به استقبال حسن رفتند.دستش را گرفت، آورد نشاند کنارش،نگاهش را از او بر نمی داشت.

فرمود:"این پسر هدیه ای است از طرف خدا برای مردم، بعد از من هدایت شان می کند،متولی کارهایم می شود، سنتم را زنده نگه می دارد.هرکس که قدرش را بداند و گرامی اش بدارد مرا گرامی داشته،خدا او را رحمت کند."

العددالقویه، ص42
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: تازه مسلمان ، yamin ، MohammadSadra ، أین المنتظر ، میلاد.م ، Agha sayyed ، saloomeh ، hesam110 ، Seyed Mohsen ، K-1 ، یا ثارالله ، بیداری اندیشه ، خادمة الزهرا ، العبدالفانی ، mohamad ، azade ، منادی حق ، boghz ، حسنیه ، میم.حسین.الف ، شیدا
۱۶:۴۸, ۱۱/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۱ ۱۹:۲۱ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #44
آواتار
بیست و نه

مـحمد را نمی شناخت.

می گفتند بی کس و کار است، اگر بکشی اش کسی را ندارد که قصاصت کند.

وعده ی پول و مقامش دادند.به راه افتاد برای کشتن پیامبر.شب در بیابان بلا و مصیبتی کشید که تا به حال ندیده بود.

از تصمیمش منصرف شد.
۞۞

رسیده بود مدینه.

پیامبر نشسته بود، اصحاب هم دورش.سلام نکرده گفت :" محمد ! شنیده ام ادعای پیامبری کرده ای.پیامبران معجزه دارند، معجزه ی تو کو ؟"

پیامبر فرمود:" اگر معجزه ام را بخواهی ،پاره تنم نشانت می دهد."

پس به حسن اشاره کرد.مرد پوزخندی زد و گفت :" این بچه ؟! "

حسن اما گفت ، هر چه در راه بر مرد گذشته بود تعریف کرد، حتی اینکه قصد قتل پیامبر را داشته. دهان مرد از تعجب باز ماند، شهادتین گفت و ایمان آورد.
۞۞

آمده بود دیدن پیامبر.

با جمعیتی که همه را مسلمان کرده بود.

از آن روز به بعد وقتی مردم حسن را می دیدند می گفتند: " خدا عنایتی به او کرده که به هیچ کس دیگر نکرده است. "
العدد القویه، ص42
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، تازه مسلمان ، MohammadSadra ، Agha sayyed ، میلاد.م ، فاطمه خانم ، hesam110 ، Seyed Mohsen ، K-1 ، آرین (الهه.ع) ، zarati313 ، یا ثارالله ، خادمة الزهرا ، تفکر ، العبدالفانی ، mohamad ، azade ، saloomeh ، منادی حق ، boghz ، میم.حسین.الف ، Eve
۱۷:۱۹, ۱۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #45

اللهم الرزقنا شفاعت الحسن ابن علی صلی الله علیه و اله وسلم یوم الورود
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، حسن عزتي ، MohammadSadra ، تازه مسلمان ، yamin ، علمدار133 ، zarati313 ، only_y2d ، یا ثارالله ، mohamad ، azade ، منادی حق ، boghz
۱۷:۴۰, ۱۱/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۱ ۱۹:۲۲ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #46
آواتار
(۱۱/دی/۹۰ ۱۷:۱۹)jafar نوشته است:  اللهم الرزقنا شفاعت الحسن ابن علی صلی الله علیه و اله وسلم یوم الورود
بنام ستار معاصی عاصیان


وجودم به تلاطم می افتد و نگاهم به نام اربابم امام مجتبی(علیه السلام) خیره می ماند ،زمانی که در این فضای مجازی ارادتمندان حضرت را می بینم که عاشقانه قلم می زنند و با غریب مدینه اینگونه نجوا می کنند.


یا امام مجتبی(علیه السلام)، یا کریم؛ دستان خالی ما نوکران و سایه پر رحمت شما


ابیاتی تقدیم به مقام نورانی و ملکوتی امام حسن مجتبی (علیه السلام) :
مست از غم توام غم تو فرق می کند

محو توام که عالم تو فرق می کند

با یک نگاه می کشی و زنده می کنی

مثل مسیح، نه، دم تو فرق می کند


یک دم نگاه کن که مرا زیر و رو کنی

باید عوض شد آدم تو فرق می کند


تنها کمی به من نظر لطف می کنی؟

آقای مهربان! کم تو فرق می کند


زخمی است در دلم که علاجی نداشته است

جز مرحمت که مرهم تو فرق می کند


اشک غمت برای من احلی من العسل

گفتم برای من غم تو فرق می کند

صلح تو روضه است حماسه است غربت است

ماه تو و محرم تو فرق می کند

باید خیال کرد تجسم نمود؛ نه ؟

نه؛ گنبد تو پرچم تو فرق می کند


لختی بخند قافیه ام را بهم بریز

آقای من! تبسم تو فرق می کند

سید محمد رضا شرافت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: تازه مسلمان ، MohammadSadra ، محب الزهرا ، Agha sayyed ، میلاد.م ، فاطمه خانم ، paradise ، hesam110 ، yamin ، Seyed Mohsen ، آرین (الهه.ع) ، zarati313 ، only_y2d ، یا ثارالله ، بیداری اندیشه ، خادمة الزهرا ، تفکر ، العبدالفانی ، mohamad ، azade ، saloomeh ، منادی حق ، boghz ، Eve
۱۹:۱۰, ۱۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #47
آواتار
بسم الله
.
.
امام صادق عليه السلام فرمود: حسن بن على عليهماالسلام در يكى از سفره هاى عمره اش همراه مردى از اولاد زبير بود كه به امامتش معتقد بود، در يكى از آبگاهها، زير درخت خرماى خشكى كه از تشنگى خشك شده بود، فرود آمدند،
.
در زير آن درخت فرشى براى امام حسن انداختند و در برابرش فرشى براى زبيرى ، زير درخت خرماى ديگرى ، زبيرى سر بالا كرد و گفت : اگر اين درخت خرماى تازه مى داشت از آن مى خورديم ، امام حسن فرمود: خرما ميل دارى ؟
زبيرى گفت : آرى ،
.
حضرت دست به سوى آسمان برداشت و دعا كرد به سخنى كه من آن را نفهميدم ، پس درخت سبز شد و بحال خود برگشت و برگ و خرما برآورد،
ساربانى كه مركوب از او كرايه كرده بودند،
.
گفت : بخدا، اين جادو است ، امام حسن عليه السلام فرمود: واى بر تو، جادو نيست ، بلكه دعاى مستجاب پسر پيغمبر است ، پس به سوى درخت بالا رفتند و هر چه خرما داشت چيدند و آنها را كفايت كرد.
.
.
اصول كافى جلد 2 صفحه 361

امضای میلاد.م
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: تازه مسلمان ، حسن عزتي ، ترنم ، Agha sayyed ، فاطمه خانم ، saloomeh ، MohammadSadra ، yamin ، K-1 ، hesam110 ، zarati313 ، only_y2d ، یا ثارالله ، بیداری اندیشه ، خادمة الزهرا ، تفکر ، العبدالفانی ، mohamad ، منادی حق ، boghz ، میم.حسین.الف
۱۹:۵۳, ۱۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #48
آواتار
1- قیل له ‏علیه السلام: فما الحلم؟ قال‏علیه السلام:" كظم الغیظ و ملك ‏النفس." ( تحف ‏العقول، ص 227) از حضرت امام حسن‏ علیه السلام پرسیده شد كه بردبارى یعنى چه؟ فرمودند: بردبارى عبارت از فرو بردن خشم و اختیار نفس را داشتن .

امضای ترنم
آب را گل نكنید . . .
شاید از دور علمدار حسین،
مشك طفلان بر دوش،
زخم و خون بر اندام،
می رسد تا كه از این آب روان،
پر كند مشك تهی، ببرد جرعه آبی برساند به حرم،
تا علی اصغر بی شیر رباب، نفسش تازه شود و بخوابد آرام . . .
آب را گل نكنید . . .

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، حسن عزتي ، فاطمه خانم ، saloomeh ، MohammadSadra ، تازه مسلمان ، yamin ، hesam110 ، zarati313 ، only_y2d ، یا ثارالله ، بیداری اندیشه ، العبدالفانی ، mohamad ، منادی حق ، boghz ، حسنیه ، میم.حسین.الف
۱۰:۲۹, ۱۲/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۰ ۱۴:۱۷ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #49
آواتار
سلام دوستان،
شاید جاش نباشه ولی فکر کردم چی بهتر از حرف های این سرور برای شناختنش. میگن وقتی می خوای یکی رو بشناسی ببین چی میگه. تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.

موضوع: 1- شناخت هدايت

«وَ اعْلَمُوا عِلْمًا يَقينًا أَنـَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدى، وَ لَنْ تُمَسِّكُوا بِميثاقِ الْكِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْكِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى حَرَّفَهُ، فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِكَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّكَلُّفَ وَ رَأَيْتُمْ الْفِرْيَةَ عَلَى اللّهِ وَ التَّحْريفَ وَ رَأَيْتُمْ كَيْفَ يَهْوى مَنْ يَهْوى.»

به يقين بدانيد كه شما هرگز تقوا را نشناسيد تا آن كه صفت هدايت را بشناسيد، و هرگز به پيمان قرآن تمسّك پيدا نمىكنيد تا كسانى را كه دورش انداختند بشناسيد، و هرگز قرآن را چنان كه شايسته تلاوت است تلاوت نمىكنيد تا آنها را كه تحريفش كردند بشناسيد، هر گاه اين را شناختيد بدعتها و بر خود بستن ها را خواهيد شناخت و دروغ بر خدا و تحريف را خواهيد دانست و خواهيد ديد كه آن كه اهل هوى است چگونه سقوط خواهد كرد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، حسن عزتي ، تازه مسلمان ، ترنم ، yamin ، hesam110 ، zarati313 ، only_y2d ، یا ثارالله ، بیداری اندیشه ، خادمة الزهرا ، mohamad ، منادی حق ، boghz ، میم.حسین.الف
۱۰:۴۷, ۱۲/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۹۰ ۱۰:۴۸ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #50
آواتار
خبردادن از شهادت خویش

روزی امام حسن علیه السلام به فرزندان و بستگان خویش فرمود: «انی اموت بالسم; من با سم به شهادت می رسم .» اهل بیت ایشان پرسیدند: چه کسی به شما سم خواهد داد؟ فرمودند: «جاریتی او امراتی ; کنیزم یا همسرم .» به او عرض کردند: «اخرجها عن ملکک علیها لعنة الله; او را - که لعنت خدا بر او باد - از ملک خویش خارج سازید .»امام علیه السلام فرمودند: «هیهات من اخراجها و منیتی علی یدها; هرگز چنین نمی کنم و حال آنکه آرزوی من به دست او محقق می شود .» . «ما لی منها محیص و لو اخرجتها ما یقتلنی غیرها کان قضاء مقضیا و امرا واجبا من الله; مرا گریزی از این شهادت نیست و اگر او را خارج کنم کسی غیر از او نیست که مرا بکشد [درحالی که] شهادت من قضای حتمی و امر واجبی از ناحیه خداوند است .»چند روزی از این خبر نگذشته بود که معاویه (لعنة الله علیه) همسر آن حضرت را فریب داد و به واسطه او، آن حضرت را به شهادت رساند . امام علیه السلام درهنگام شهادت به همسرش چنین فرمود: «یا عدوة الله! قتلتنی قاتلک الله اما والله لاتصیبن منی خلفا و لاتنالین من الفاسق; عدو الله خیرا ابدا; ای دشمن خدا! تو مرا کشتی، خدا تو را بکشد، آگاه باش که به خدا سوگند! از من فرزندی باقی نخواهی گذاشت و از [معاویه] فاسق و دشمن خدا به تو خیری نخواهد رسید .»
[sup]
[/sup][/b]
[sup]
[/sup]
[sup]
[/sup]
[b][sup]مناقب ابن شهر آشوب، همان، ج 3، ص 175 .[/sup]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، حسن عزتي ، تازه مسلمان ، ترنم ، yamin ، Seyed Mohsen ، K-1 ، hesam110 ، zarati313 ، only_y2d ، یا ثارالله ، بیداری اندیشه ، خادمة الزهرا ، mohamad ، منادی حق ، boghz ، میم.حسین.الف
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# علی 110 14 13,607 ۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷
آخرین ارسال: imaneavare_59
  طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) آفتاب 22 11,395 ۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰
آخرین ارسال: آفتاب
  چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ در جستجوی سختی 2 2,255 ۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱
آخرین ارسال: Mohammad Trust
Rainbow امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان bahareh 1 1,954 ۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱
آخرین ارسال: Bamdaad
  عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} بچه های گمنام 36 11,750 ۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲
آخرین ارسال: بچه های گمنام
  حسین علیه السلام آمد عمار رهبری 3 2,595 ۱/خرداد/۹۴ ۱۱:۲۱
آخرین ارسال: عمار رهبری
  قصه های قرآنی - حضرت هود علیه السلام جواد مخبریان 0 1,711 ۲۲/بهمن/۹۳ ۱۰:۲۹
آخرین ارسال: جواد مخبریان

پرش در بین بخشها:


بالا