کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 7 رای - 4.29 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بررسی كارتون علاء الدين
۲۲:۰۰, ۱۸/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/بهمن/۸۹ ۱۵:۰۱ توسط Amir.)
شماره ارسال: #1

خوب بعد از افسانه ديو و دلبر امروز نوبت كنكاوش كارتون زيبا و فراموش نشدنی علاءالدين هست. (نقد كوتاه اضافه شد)

كليت داستان در مورد جوان فقيری كه عاشق پرنسی ميشه و بعد از اون با بدست آوردن چراغ جادو و با استفاده از غول اون يا همون جينی تبديل به پرنس علی پولدار ميشه و بعد از فراز و نشيب های بسيار به معشوقه خودش می رسه.

خوب بعد از افسانه ديو و دلبر امروز نوبت كنكاوش كارتون زيبا و فراموش نشدنی علاءالدين هست.


نقد كوتاه:

كليت داستان در مورد جوان فقيری كه عاشق پرنسی ميشه و بعد از اون با بدست آوردن چراغ جادو و با استفاده از غول اون يا همون جينی تبديل به پرنس علی پولدار ميشه و بعد از فراز و نشيب های بسيار به معشوقه خودش می رسه.

اما در پس اين داستان زيبا چه چيزی نهفته است؟

در سكانس ها اول يك عرب شتر سوار رو ميبينيم كه بنا به تقدير از قد كوتاهی هم برخورداره، اما آيا اين قدر كوتاه تصادفی است؟ يا در قسمتی كه جعفر(ابر شخصيت بد داستان) با دزدی خرده پا به نام كاظم به محل چراغ جادو می روند، در قسمت مذكور نيز كاظم از جعفر بنا به دلايلی كوتاه تر است، حاكم داستان ما هم از كوتاهی قد رنج میبرد! در هر سه مورد شخصيت ها دارای ساده لوحی خاصی هستند. حالا به شخصيت های قد بلند داستان توجه كنيد، اشخاصی مثل جعفر، سردسته نگهبانان قصر، مرد بازاری كه جزمن از اون سيب ميدزدد، همگی افراد خشن(در هر حالتی نشان داده شدند) به طور كلی يكی از موارد القای اين بخش نشان دادن اعراب به اشكال يا بسيار ساده لوح و احمق و يا بسيار خشن است.

در تمامی سكانس ها دو چيز كاملا مشهود است، استفاده مكرر و غليظ از رنگ قرمز و همچنين سيب. لازم بذكر نيست كه سيب جزوء ميوه های مقدس فرماسون هاست(در اين مورد میتونيد به گوگل رجوع كنيد) همچنين رنگ قرمز هم از جمله علاقه مندی های اين دسته است(مجددا به گوگل رجوع كنيد) و اگر دقت كنيد شايد يك يا دوبار سيبی به زنگ سبز ببينيد، اما سيب قرمز در اكثر صحنه ها حضور فعال دارد.

در اغلب سكانس ها كه شخص سيب حضور دارد، محيط بسيار عاطفی و همه چيز بسيار خوب است، همچنين از سيب در برخی سكانس ها به شكل كاملا مشهود برای شستشوی مغزی(مانند سكانس آخر كه جعفر جزمن و حاكم رو اسير خودش كرده) استفاده می شود.

اما يكی از مهمترين موارد القایی اين كارتون چيست؟ نشان دادن زن به عنوان يك ابزار و همين طور ساده بينی جنس مونت، برای فهم بيشتر شما با نگاه به علاء الدين يك شخص با باطن بسيار خوب و قلب رئوف را خواهيد ديد، اين مورد در سكانس های ابتدایی زمانی كه تكه نانی را دزديده كاملا مشهود است كه بعد از همه ی تعقيب و گريز ها نان مذكور را به دختر و پسری فقير میبخشد. اما در همين سكانس قسمتی را ميبينيم كه علاء الدين به خانه وارد ميشود كه سه دختر در آن به همراه مادر خود زندگی ميكند در لحظه آخر يكی از اين افراد علاء الدين را از پنجره به بيرون پرت ميكنن(نشانه ی اينكه دخترها بايد ظاهر رو مدنظر قرار دهند) حالا در زمانی كه پرنس علی وارد ماجرا می شود شما سيل عظيمی از دختران رو مشاهده می كنيد(دختران رقاص، دخترانی كه بر روی فيل او را باد می زنند، دختران نشسته بر روی طاووس بزرگ) حال در سكانسی ديگر سه دختر روی بالكن حضور دارند(همان سه دختر) اينبار به صورت ايما و اشاره به هر شكل به پرنس علی ابراز علاقه می كنند و زمانی كه جينی با جادوی خود برای چند لحظه هيبتی عظيم به پرنس علی میدهد اين آتش بيشتر زبانه میكشد و در نهايت با يك حركت علاء الدين جينی كه پشت سه دختر و به شكلی زنی قرار دارد دختران را از بالكن به بيرون پرت میكند و به بيان سادهتر فدای علاء الدين می شوند(دختران در اين سكانس با رقبت اين عمل جينی را میپذيرند و واكنشی نشان نمیدهند، گویی كه از خدايشان است).


تصوير 1 تا 3 در شروع داستان تعقيب و گريز ماموران حاكم و علاءالدين:

(مجددا آپ خواهد شد)

به طور واضح در تصوير 1 و 2 استفاده خصمانه از ارتباط چشمی رو ميبينيم.

در تصوير سوم به شكل لباس شلوار يا حالا دامن خاصشون توجه كنيد. (جداسازی رنگ ها رو ميبينيد؟)

در تصاوير 3 و 4(اتفاقات در بازار و بعد اون ميافتن): ماجرای اين قسمت از اين قراره كه جزمن به يك پسر بچه يكی از سيب های ميوه فروش رو ميده بعد ميوه فروش ميخواد دستش رو قطع كنه و علاء الدين واسطه ميشه كه اين خواهر منه و يه مقدار ديوونس و ميمون ميپرسته و...

تصوير 4: ابو ميمون علاء الدين رو ميبينيد كه علاوه بر سرقت پول و انگشتر و اشيا قيمتی چند سيب هم دزديده، يعنی سيب رو در رديف اين اشياء و اينقدر مهم و ارزشمند توصيف كرده.
[تصویر: 31.JPG]

تصوير5: صحبت های علاءالدين و جزمن داره به ثمر ميرسه و سيب هم در تصوير ديده ميشه.
[تصویر: 32.JPG]


تصوير 6: پيشنهاد جعفر در لباس مبدل به علاء الدين برای ملحق شدن به اون و پيدا كردن گنج (رنگبندی رو ببينيد)
[تصویر: 33.JPG]


ورود علاء الدين به محل چراغ جادو: در اين مكان به غير از چراغ نبايد به جسم ديگه دست بزنيد.

تصوير7: جواهرات نظر ابو رو جلب ميكنه اما قبل از دست زدن به اونها علاء الدين جلوشو ميگيره (رنگ قرمز)
[تصویر: 34.JPG]

تصوير8: سرانجام ابو طاقت نميآره و يكی از جواهرات رو بلند ميكنه (توجه به رنگ)
بعد از لمس جواهر دروازه بسته ميشود و علاءالدين، ابو و قاليچه پرنده در آنجا حبس می شوند.
[تصویر: 35.JPG]


تصوير9: آزاد شدن جينی توسط علاء الدين
[تصویر: 42.JPG]

تصاوير زير مربوط به جشنيست كه جينی بعد از آزادی خود می گيرد(تصاوير كاملا گوياست و نياز به توضيح اضافه ی نيست فقط در تصوير 11 به دست چپ علاء الدين دقت كنيد و در بقيه تصاوير حالت صورت رو مدنظر قرار بديد):

(مجددا آپ خواهد شد)

تصوير14: پايان جشن (انفجار نور بالای سر جينی و همين طور به ياقوت پايين تصوير)
[تصویر: 6.JPG]

تصوير15: ديو و دلبر! (اين حركت در بسياری از انيميشن های شركت والت ديزنی مشاهده میشود و بيشترين توجه به ميكی موس است)
[تصویر: 7.JPG]

تصوير16: ورود پرنس علی به شهر (قسمت ورود پرنس علی به شهر تا تموم شدن اون به كاخ دارای بينهايت موضوع است اما به دلايلی از بحث پيرامونش خودداری ميكنيم.) حالات و استايل ها + نوع پوشش در تصوير زير بحث برانگيز است.
(مجددا آپ خواهد شد)

تصاوير17 و 18 و 19:

تصاوير 17 و 18 مربوط به قرار جزمن و علاء الدين بر روی بالكن است.

تصوير 17 زمانيست كه فوكوس دوربين روی چهره پرنس علی و تصوير بعد وقتی كه به حالت نورمال برمیگرده
[تصویر: 9.JPG]
[تصویر: c54kzdsfpe3a6e397ykn.jpg]

تصوير 19، بعد از گردش و روی پشت بام رو نشون ميده (بازهم سيب و اين دفعه به محل قرارگيریش دقت كنيد)
[تصویر: ooxlro1sxsd70wouawwl.jpg]

تصاوير زير تماما" مربوط به صحنه های آخر داستان هستند. (بررسی از نظر رنگ و باز هم وجود سيب و نحوه قرارگيری دست)
(مجددا آپ خواهد شد)

صحنه پايانی، خداحافظی جينی در حالی كه كلاه گوفی بر سر دارد:
[تصویر: 19.JPG]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: F.E.A.R ، mohamad ، Amir ، مسافر ، oO DaViD Oo ، بیداری اندیشه ، makyouf ، محب الزهرا

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۵:۲۷, ۲۸/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #11
آواتار
تصویر پشتش هم به صورت آتش هست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۰۶, ۲۹/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #12
آواتار
(۲۸/فروردین/۹۰ ۰:۱۷)gerdu نوشته است:  
با سلام،
قبلا تحلیلی از کارتون علاء الدین نوشته بودم که در این آدرس قابل مشاهده است. هنگام نوشتن آن تحلیل حدس هایی در مورد نحوه نوشتن اسم کارتون می زدم:

[تصویر: 96625147031555642037.jpg]

تا این که امشب طلسم این شیطان پرستان را به لطف خدا شکستم. أعوذ بالله من الشيطان الرجيم این است حقیقت طلسم کثیفشان:

[تصویر: 98641483275904158998.jpg]

[تصویر: 64410127619462759146.jpg]

[تصویر: 51304889045825979461.jpg]

نمی دونم چی بگم، تصاویر به قدر کافی گویا هستند. خداوندا گناهان ما را ببخش و ما را به راه راست هدایت بفرما.


سلام دوستان یک چیز دیگر هم من کشف کردم
اول محمد دوم اله سوم لالا و چهارم دوباره کلمه اله نوشته شده است ببینید با یک کمی دقت راحت متوجه میشوید منتهی نوع نوشتنش با اله سری قبل فرق داره
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ara ، ANTI satan ، ONLY66
۹:۵۰, ۳۰/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #13
آواتار
[/quote]
سلام دوستان یک چیز دیگر هم من کشف کردم
اول محمد دوم اله سوم لالا و چهارم دوباره کلمه اله نوشته شده است ببینید با یک کمی دقت راحت متوجه میشوید منتهی نوع نوشتنش با اله سری قبل فرق داره
[/quote]

آره می تونه اله باشه، نقطه ش من رو شک انداخت که ممکنه یه کلمه دیگه باشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۰۳, ۴/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/اردیبهشت/۹۰ ۱۶:۰۳ توسط gerdu.)
شماره ارسال: #14
آواتار
دوستان عزیز حدس می زنم از این دست طلسم ها در بقیه انیمیشن ها هم استفاده شده باشد. Dodgy
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۴۶, ۵/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #15
آواتار
تو رو خدا gerdu جون اين اثر بزرگ در هنر جهاني رو طلسم نخون بذار من ازت يه سوال كنم
اگه دولت ما يا فيلم سازان ما يا انيميشن سازان ما با دنياي انيميشن در حد خود اروپايي ها انيميشن مي ساختن حلا در هر موردي مثل ساختن انيميشن شاهنامه ي فردوسي كه در جهان تك بود باز هم انيميشن رو با اسم طلسم كثيف انيميشن صدا مي كردي؟Undecided
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: marjan4900
۹:۳۹, ۵/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #16
آواتار
(۵/اردیبهشت/۹۰ ۸:۴۶)Gryffen نوشته است:  تو رو خدا gerdu جون اين اثر بزرگ در هنر جهاني رو طلسم نخون بذار من ازت يه سوال كنم
اگه دولت ما يا فيلم سازان ما يا انيميشن سازان ما با دنياي انيميشن در حد خود اروپايي ها انيميشن مي ساختن حلا در هر موردي مثل ساختن انيميشن شاهنامه ي فردوسي كه در جهان تك بود باز هم انيميشن رو با اسم طلسم كثيف انيميشن صدا مي كردي؟Undecided

دوست عزیز من با انیمیشن مشکل ندارم که!!! وقتی آرم کوکاکولا می چسبونن به بطری آب و تبدیل میشه به طلسم آب، یعنی آب بده؟ فکر کنم شما منظورم رو بد متوجه شدید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آوای انتظار ، صابر
۱۰:۳۴, ۵/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #17
آواتار
دوست عزيز من حرف هاي شما رو قبول دارم و از تيز بيني شما خوشحالم اما لسم تاپيكت يه ذره بده اخه نمي شه گفت طلسم كثيف انيميشن درسته تو اين دوران انيميشن مثل يك طلسم حوچيك و بزرك رو پاي تلوزيون مي كشونه اما نه ديگه به اين لحني كه شما مي گيد :دي
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۴۴, ۵/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/اردیبهشت/۹۰ ۱۳:۳۵ توسط marjan4900.)
شماره ارسال: #18
آواتار
سلام دوستان
واقعا نمی دونم چی بگم.اما نظر من اینه.احساس می کنم ماها زیادی دچار توهم طلسم زدگی شدیم.
شکی نسیت که در فنگشویی و خیلی علوم ازین دست علائم و نمادها دارای انرژی هستند.و تاثیر می گذارند.
اما اینکه ما یک اسم و یا یک برند رو 5،6بار بچرخونیم و از هر زاویه یه معنی شیطانی استخراج کنیم نمیشه که.
من به این میگم توهم دشمن نه خود دشمن.این درگیری وسواس گونه ما به نماد ها ما رو از اصل موضوع دور انداخته.
تا جایی که من یادمه تو احادیث بیشتر از همه رو خود سازی تاکید شده.وسواس داشتن رو اینکه از هر چیزی یه نماد بسازیم خودش حربه شیطانه.و گرنه من هم میتونم برم حتی قرانی که خود امام علی (علیه السلام) با دست خودشون به خط کوفی نوشتن رو بردارم و اونقد به هر زاویه ای بچرخونم تا بالاخره یکی ازین نمادها رو از توش در بیارم!!!اونوقت لابد میخواید بگید ایشونم فراماسونر بوده(استغفر الله).
من برای همه مون این آرزو رو دارم.از ظواهر امر بیایم بیرون.اصلا چشم بسته من قبولتون دارم.کل فیلم ها رو فراماسونر داره میسازه.حالا چی؟می خوایید تا آخر دنیا بشینیم این موضوع رو اثبات کنیم؟یا بریم رو خودمون کار کنیم.
موفق و پیروز باشید.در پناه خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آوای انتظار ، sasa ، onidona
۱۱:۲۹, ۶/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #19
آواتار
(۵/اردیبهشت/۹۰ ۱۲:۴۴)marjan4900 نوشته است:  سلام دوستان
واقعا نمی دونم چی بگم.اما نظر من اینه.احساس می کنم ماها زیادی دچار توهم طلسم زدگی شدیم.
دوست عزيز ما دچار توهم نيستيم مي شه گفت ما رفته رفته تسليم عقايد فراماسونري داريم مي شيم
شما اگه تو بحر ماسون ها بشي مي بيني كه ان افراد نميان بگن اقا ما ماسونيم اقا ما اليم يا ما بليم اون ها از جايي وارد عمل مي شن كه خودمون هم نمي دونيم از كجا داريم ضربه مب خوريم
دوست عزيز يه بار شما سخنراني استاد رائفي پور رو ببيني و پيرامون حرف هاش تحقيق كوچولويي هم انجام بدي رديف رديف مي شه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا