|
درد دل یک دختر 18 ساله
|
|
۲۲:۵۳, ۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
یه مدتیه خیلی دلم پره حس میکنم یه بغض سنگین تو گلومه خستم روانم کلا به هم ریخته نمیدونم چه کار باید بکنم از وقتی اومدم دانشگاه این بلا سرم اومده البته قبلا هم بود اما الان دیگه داره گلوم رو فشار میده سنگینیه نگاهشون رو همش حس میکنم مجبورم زیاد بیرون نیام حتی تو محوطه دانشگاه فکر می کردم دانشگاه جای تحصیله اگه تو بحث دخترا بری دارن از پسرا میگن و اگه تو بحث پسرا بری دارن از دخترا می گن تو جمع حس تنهایی می کنم طرف آمار همه ی پسرا رو داره امروز کی چی چرا پوشید گاهی فکر می کنم پسرا هم اینقدر روی دخترها زوم می کنند و حرکاتشون رو تحلیل می کنند این قدر آمارشون رو دارن معلومه که آره حتی بدتر اگه به هم کلاسیت سلام ندی میان اعتراض میگن مغروری میگن 4 سال باهمیم میگن سلام که خوبه اشکالی نداره اگه سلام بدی با لبخند هرزه ای جوابت رو میدن اگه بخوای با پسرا شوخی کنی که وا ویلا دیگه ولت نمیکنن اگه از این حرکات ضد دین دوری کنه تنهای تنهایی مجبوری با اخم راه بری کجا تو دانشگاه جایی که مثلا باید درس بخونی دانشگاه برای این جا اومدن این همه تلاش ارزشش رو داشت اگه برای آقا این همه تلاش کرده بودم الان.......... اگه دانشگاه اصلاح شود مملکت اصلاح می شود تو دانشگاه کیان ما هستیم دیگه پس اگه من و شما اصلاح بشیم مملکت اصلاح میشه نباید به دیگران انقدر توپید مشکل از ماست تازه این تو دانشگاه بود تو خوابگاه بماند..................... |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۰:۵۸, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
برنامه ی استوا که از شبکه ی سه پخش میشد یه بار به این موضوع اشاره داشت که: رابطه ی جنسی دو انسان فرق میکنه با رابطه ی انسانی دو جنس (مخالف)
شما سعی کن اولا نیت خودت پاک باشه ، یعنی سعی در برقراری رابطه ی انسانی داشته باشی (چه با جنس مخالف چه با جنس موافق) از قدیم گفتن در دروازه رو میشه بست اما در دهن مردم رو نمیشه بست. تقریبا هیچکس تو دنیا نیست که مردم پشت سرش یا جلوی خودش در مورد کاراش نظر ندن ، پس کاری خیلی در قید و بند اینکه دیگران چی میگن نباش (البته این حرفم فرق میکنه با عدم حفظ آبرو!) بعد هم همونطور که دخترا پاک و خوب و بد دارن ، پسرها هم همینطورن ، سعی کن ارتباط با پسر های پاک و خوب داشته باشی نه با پسر های هوس باز.... |
|||
|
|
۲۱:۱۰, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
با سلام
دقیقا یادم نیست این جمله رو از کی شنیدم اما خیلی رو زندگیم تاثیر گذار بود هروقت احساس کردید عوامل گناه در اطرافتون زیاد شده به واجباتتون اهمیت بیشتری بدید و مستحبات بیشتری انجام بدید. امتحانش ضرر نداره درمورد من جواب داده درضمن با رفتار خوب و اسلامی می تونید خیلی ها رو به خودتون جذب کنید لزومی نداره که با کسایی که در مقابل اسلام و حق جبهه می گیرن و گوششون به این حرفا بدهکار نیست بحث کنید اینجور آدما با رفتار بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرن تا حرف |
|||
|
|
۲۱:۱۵, ۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۰ ۲۱:۱۷ توسط خادم الامام.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
امضای Asma.r تنگدستی یکنوع بلاست و سخت تر از تنگدستی,بیماری تن است و سخت تر از بیماری تن,بیماری دل است. امام علی (علیه السلام) البته من دوسال دیگه میرم اون دانشگاه اینها رو برا شما دانشجو ها میگم وبرای خودم پیش ضمینه میسازم |
|||
|
|
۲۱:۲۸, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
داداش این خانه از پایبست ویران است...
همه ی دانشگاه های ایران هم اینطوری نیستند خدایش اون دانشگاه هایی که دانشجو هاش باید شب زنده داری کنن تا به اونجا برسن دیگه اونطور رفتار نمی کنن... ولی بعضی ها هم که به دانشگاه پا می ذارن اخلاقشون عوض می شه... دایی من استاد دانشگاهه و خودش از زمان دانشگاهش که می گفت هیچ کس روش نمی شد به صورت یه دختر نگه کنه ولی بعد از سال ۷۹ این قضیه عوض شد... توی علوم و تحقیقات داشتم با یکی سر همین قضیه حرف می زدم گفت دانشجو ها تویه دوره قلیانات نفسی وارد دانشگاه می شن و تازه می فهمن دختر یعنی چی و می مونن وسط یه راه که باید چه جوری برخورد کنن... |
|||
|
|
۲۲:۰۴, ۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۰ ۲۲:۰۷ توسط G.F.B.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
بابا اینطوری ادمو نترسونید! سال بعد ایشالله میریم دانشگاه(إنشالله!)... مگه تونل وحشته!! مگه چی میشه ادم دوست دانشگاهی نداشته باشه! یا اصلا چی میشه دوست "یکم منفی" داشته باشه!!والله! دوست یکم منفی ادمو به حال و حول میاره! البته تا وقتی که به قول معروف "دیگه دیگه" بازی درنیاره! هر کی دوست خیلی مثبت سراغ داره به ما هم بگه!! به نظرم،خواهر بنده،شما انتظارتون از یه دوست خیلی زیاده... شما میتونین برین تو جلد اونا بعد اونارو اصلاح کنین(SECRET AGENT!)من خودم توی نت و فیس بوک دوستامو اینطوری آدم میکنم!؛) البته میدونین که دیگه نباید زیادی برین تو جلدشون یهو میبینی...........! خواهر من اکثر دانشگاها یا اصلا همشون اینطورین! فرقی نمیکنه از دانشگاه پزشکی تهران قبول بشی یا دانشگاه******* ! دوستی که گفتن تو دانشگاه های خفن مثل تهران،اینجور چیزا کمه؛اتفاقا! بالاخره ما هم تو فامیل و دوست و اشنا حداقلش یه نفر که داریم از اوضاع و احوال دانشگاهش ازش بپرسیم! اونجا اتفاقا حرفه ای تر هستن اینا! یه عمر درس خوندن و حالا دارن به قول خودشون "جوونی" میکنن!
|
|||
|
|
۲۲:۲۶, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
مشکل شما رو من در تموم سالهای دانشگاه داشتم.از یه طرف تنها بودم به این دلیل که از لحاظ دینی هم فکر نداشتم و از طرفی دیکه تنها بودم به این دلیل که خودم بچه تهرون بودم و تازه به شهرستان محل زندگیمون نقل مکان کرده بودیم و ارتباط برقرار کردن با ادمهایی که منو نمیفهمن و من اونا رو نمیفهمم فوق العاده مشکل بود و هنوز هم هست.خدابیامرز مادریزرگم میگفت تنهایی فقط در شان خداست.کار خوبی کردی مشکلت رو اینجا مطرح کردی.امیدوارم نظرات دوستان برات مفید باشه.شاید هر کسی قدرت بیان نداشته باشه تا رو دیکران تاثیر بذاره ولی اینکه نذاری دیگران رو شما تاثیر منفی بذارن با توکل به خدا قطعا ممکنه.حفظ کردن ایمان تو تنهایی هنر نیست.هنر اینه که بین مردم باشی و دینت رو حفظ کنی. تو میتونی
|
|||
|
|
۲۲:۳۸, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
تنهایی که چاره نیست من چی داداش من اگه تنها باشم که دق می کنم...
|
|||
|
|
۲۲:۴۶, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
(۲/دی/۹۰ ۲۱:۱۰)تازه مسلمان نوشته است: با سلام مشابه همین حرف رو من به نقل از مقام معظم رهبری که به امام جمعه شیعیان نیویورک می گفتند ، شنیدم ... واقعا درسته . |
|||
|
|
۲۳:۰۳, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
سلام دختران و پسران خوبم و دوستان و همسنگران عزیزم
اگر بنده رو پیرمرد ندونید و حرفهام رو مثل توصیه سایر دوستان برادرانه و دلسوزانه بدونید و بپذیرید چند تایی حرف حساب با شما دارم. اول اینکه دوستانی که در کارشناسی تحصیل میکنند نگاهشون رو اینطور تغییر بدهند که قرار است 4 سال فرصت داشته باشند تا عالم بشوند و نه از طریق دانشگاه بلکه بطور خود کفا. چند تا راه هست که خیلی ها چه از من پرسیدند و چه خودشون بطور خودجوش انجام دادند.مثلا شما همیشه یه سیر مطالعاتی واسه خودتون انتخاب کنید.مطالعه برای شما دنیایی دلپذیر تر از دنیای واقعی درست میکنه. بنده هم اگر قرار باشد مدت مدیدی را مجبور به ماندن در جایی باشم به مطالعه روی می آورم و از همین مطالعات مجبوری!!!!ا البته خیلی در وقتم صرفه جویی شد و بسیاری از مطالب را آموختم.الان دیگه این یه عادته که توی هر جایی به جای پرداختن به اطرافیانی که احساس شدیدا خود شیفتگی میکنند به دنیای علم روی بیارم. دوم اینکه دوران 4 ساله کارشناسی فرصت مغتنمی است برای دست به قلم شدن. من اینجا در این تالار قصد داشتم کلاس فیلمنامه نویسی بگذارم که ماحصل این همه فکرهای خوب و بچه های خوب بشود محصول برای تلویزیون و سینمای ما...حداقل آنهایی که در این مجموعه ها دنبال خوب میگردند. حالا اگر اهل نوشتن داستان و فیلمنامه نیستید بیایید روی بیاورید به نوشتن شعر و خاطره و یا مطالب علمی. به هر حال نوشتن شما را با کاغذ انس میدهد و این نوشتن خودش میشود یه دنیای جدید که شما را از تعلق به دنیای بیرونی بی نیاز میکند. سوم اینکه دوستی شاید بگوید اصلا نه اهل خواندنم و نه نوشتن.میگویم عیبی ندارد شما بیا رجوع کن یک فنی یاد بگیر یک هنری بیاموز.یه هنر کم خرج و کم جا. یه دانشجوی دختر من داشتم این گلدوزی میکرد و من یک هدیه هم از ایشون داشتم. البته ایشون میگفت که چند کاری هم فروخته و خوب از این جهت هم کمک مالی میشد. حالا اگر پسری بیا نرم افزاری سخت افزاری یاد بگیر به هرحال این آینده ای که مال شماست دنیای تکنولوژی است. و در آخر هم اگر نخواستید همه آنها را بروید دنبال یادگیری زبان. زبان یاد بگیرید که این فرنگی ها را بفهمید....یادگیری زبان خیلی کمکتان میکند آرا و نظراتتان را بسط بین المللی دهید و یا اینکه بتوانید منابعی ارزشمند را از سمت دیگری از جهان بدست آورید. باز هم اگر حرفهایم پیرمردی بود عذر میخواهم. ان شاء الله عاقبت بخیر شویم جمیعا و رحمه الله و برکاته در پناه حق |
|||
|
|
۲۳:۲۳, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
حرف خوبی زدی استاد...
ما در روز یک ساعت و نیم وفت آزاد داریم و اونم برای بازی های کامپوتری و ... می گذره... به طور کلی تمام اعمال روزانه برای ما برنامه ریزی شده است و در برنامه های ما در روز های چهارشنبه و شنبه به طور کلی دو ساعت در شب برای ما زمانی را برای رابطه با ... گذاشته اند ولی من با مشاوران حرف زده ام و عذر خواهی کرده ام ولی اینم بگم که بار ها وسوسه شده ام ولی به خاطر کشورم دوام آورده ام چون اگر ما هم مثل آن ها باشیم خدا به آینده این مملکت رحم کنه...با این حال باید بگم دانشگاه و محیط درسیش اینطوری نیست همه به فکر درس هستند چون برای همین زندگی می کنند ولی در کنار این به کار های دیگر هم می رسند ولی مثل دانشجو های ما ندید بدید بازی در نمی یارن همه چی سر نظم و اصوله...در کل جوونای ما آبروی ما رو بردن به خدا هیچ کانالی در اون جا فیلم هایی تنها برای مقاصد ... نشون نمی ده ولی ایرانی ها با کله می رن توی تله ای که براش پهن شده... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شعرخوانی جالب دختر 8 ساله درباره حیا و حجاب | سیمرغ | 2 | 1,667 |
۱۰/آذر/۹۳ ۰:۴۱ آخرین ارسال: یاوران مهدی |
|











