|
بالاخره ازدواج، خوب است یا بد؟
|
|
۲:۵۵, ۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۰ ۱۲:۳۶ توسط rastin.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
موفقیت : پرسیدن این سوال، بدیهی به نظر می رسد. یعنی انگار که بپرسیم اکسیژن برای بدن، خوب است یا نه. از آنجایی که بشر، اجتماعی آفریده شده و نیاز به حس مالکیت و ایجاد خانواده و آرامش هم دارد، پس می توان ازدواج را توجیه کرد. از آنجایی هم که نهاد خانواده، مانند نهادهای آموزش و پرورش و نظام سیاسی و...، جزو نهادهای ابتدایی و بدیهی هر اجتماعی است، باز این اتفاق را می توان توجیه کرد.
اگر ازدواج خوب است، پس چرا این همه طلاق و نارضایتی؟ ظاهرا به نظر می رسد که باید سوال اولیه را، جور دیگر یا جورهای دیگری مطرح کنیم تا بتوانیم به جواب های درست تری برسیم. ![]() پس وقتی که ما می پرسیم ازدواج، خوب است یا نه، درواقع به ازدواج های امروزی و عواملی که باعث ایجاد چنین سوال و تردیدی در جوانان شده توجه داریم؛ نه به ذات و ماهیت چنین اتفاقی. بیش از این درنگ جایز نیست. این شما و این، پرونده ویژه موفقیت برای بررسی بیشتر و دقیق تر امر ازدواج. چرا ازدواج! یک ضرب المثل چینی می گوید: «اگر از دوران مجردی ات لذت نمی بری ازدواج کن تا از فکر کردن به دوران مجردی لذت ببری!» (ظاهرا چینی ها بازار ازدواج را هم بی بهره نگذاشته اند!) این روزها در مرد ازدواج حرف های چندان خوبی نمی شنویم. متاسفانه برای بسیاری از ما در مورد لذت های زندگی مجردی و مشکلات ازدواج به شدت اغراق شده است. اما آیا این تمام قضیه است؟ می گویند اگر ازدواج نکنی و همسر و فرزند نداشته باشید مسوولیت هم نداری و زندگی برایت راحت تر است. قضیه ازدواج مثل این ضرب المثل است که می گوید: «هرکه بامش بیش برفش بیشتر». اگر اصلا خحانه نداشته باشید دیگر بام هم ندارید که لازم باشد پارو کنید. اما در عوض برف مستقیم روی سر خودتان می بارد! اگر ازدواج نکنید مسوولیت هم ندارید، اما از مزایای آن هم بی بهره خواهید ماند. درمورد مشکلات و محدودیت هایی که ممکن است ازدواج برای فرد ایجاد کند زیاد شنیده اید. در این جا می خواهیم درمورد مزیت های ازدواج برایتان بگویی. البته جای تاکید دراد که مزایای ازدواج مربوط به ازدواج سالم است. این که چطور درست ازدواج کنیم مقاله ای دیگر می طلبد. فقط این نکته را به خاطر داشته باشید که ازدوج سالم بهتر از ازدواج نکردن است و ازدواج نکردن بهتر از ازدواج ناسالم. اگر باز هم بخواهیم به ضرب المثل فوق اشاره کنیم، ازدواج ناسالم مثل داشتن یک خانه سست و بی بنیاد است: اگر برف روی سر آدم ببارد بهتر است تا اینکه سقف خانه روی سرتان خراب شود! اما اصلا چرا باید ازدواج کنیم؟ شاید تا به حال به این موضوع فکر نکمرده باشید. اگر تا به حال هزهار دلیل برای ازدواج نکردن شنیده باشید، ما می خواهیم هزار و یک دلیل برای ازدواج کردن برایتان بیاوریم! ![]() یک لحظه تصور کنید که هیچ ازدواجی در طبیعت وجود نداشته باشد... البته اتفاق خاصی نمی افتد؛ فقط خیلی زود همه ما به دایناسورها می پیوندیم! ازدواج از همان روز نخست آفرینش جهان هستی جزء قوانین آفرینش بود. آدم و حوا اگر باهم ازدواج نمی کردند الان انسانی روی زمین وجود نداشت. نه فقط انسان، بلکه قانون زوجیت برای همه موجودات جهان از گیاهان و جانوران گرفته تا مولکول ها و اتم ها وجود دارد و انسان هم برای این که به کامیابی حقیقی برسد باید خودر ا با قوانین هستی هماهنگ کند. ازدواج خوشبختمان می کند! حتما پایان داستان های شیرین دوران کودکی یادتان هست: «آن دو با هم ازدواج کردند و تا پایان عمر به خوبی و خوشی زندگی کردند!» شاید تا به حال فکر می کردید که این افسانه ای بیش نیست، اما امروزه دانشمندان ثابت کرده اند که ازدواج واقعا روی خوشبختی ما تاثیر زیادی دارد. در یک مطالعه اخیر که در 17 کشور پیشرفته دنیا انجام شد مشخص شد که «افراد متاهل بسیار خوشبخت تر از مجردها هستند». جالب این که همه این ملت ها – مثل خودمان – خوشبختی و ازدواج را به شدت به هم مربوط می دانستند مارتین سلیگمن، روان شناس برجسته دانشگاه پنسیلوانیا و پایه گذار روان شناسی مثبت می گوید: «ازدواج بیشتر از هر پیوند دیگری بین انسان ها، در خوشبختی آنها نقش دارد.» او معتقد است که ازدواج است که به زندگی افرد معنا می دهد و می گوید خوشبخت ترین افراد دنیا از میان افرادی هستند که ازدواج کرده اند. طبق شواهد موجود و نظر کارشناسان، دو عاملی که بیشترین نقش را در خوشبختی تمام انسان های کره زمین ایفا می کنند عبارتند از: 1 – ایمان به خدا و 2 – از ازدواج. ازدواج به ما آرامش می دهد وقتی ازدواج می کنیم راطه مان را با کسی که به او عشق می ورزیم دایمی و همیشگی می کنیم و همین می تواند ما را از استرس ها و تنش های یک رابطه عاشقانه نجات دهد. با ازدواج رابطه ما از آن چه که هست استوارتر می شود و دیگر این نگرانی را نداریم که ممکن است او را از دست بدهیم. یک علت این آرامش عشق است. نیروی عشق آرامشی بی نظیر به ما می دهد که در کمتر جایی می توانیم آن را پیدا کنیم. این نکته را خداوند هم در قرآن مجید نقل به مضمون فرموده است: «برای شما همسرانی از جنس خودتان آفریدیم تا به واسطه آنها به آرامش برسید و بین شما محبت و دوستی برقرار کردیم.» دکتر افرزو آرامشگری را مزیت اصلی ازدواج می داند. ازدواج برای سلامتی مان خوب است! همه می دانیم که برای حفظ سلامتی مان باید ورزش منظم و مصرف میوه ها و سبزیجات تازه را در برنامه روزانه مان داشته باشیم. اما من یک عامل دیگر را هم به آن اضافه می کنم: ازدواج! یک همسر خوب می تواند نقش موثری در سلامتی شما داشته باشد. دانشمندان قدیم و جدید بارها و بارها ثابت کرده اند که ازدواج نقش مثبتی در سلامتی افراد دارد. در یک بررسی نشان داده شد که رابطه خوب با همسر سیستم دفاعی بدن را به میزان قابل توجهی تقویت می کند و این که حتی زخم های افرادی که رابطه خوبی با همسرشان دارند زودتر خوب می شود! شاید یکی از علت هایش این باشد که وقتی ازدواج می کنید کسی هست که مراقب شما باشد و در دوران بیماری و ضعف از شما پرستاری کند و این که کسی هست که مدام به شما می گوید: «مواظب خودت باش!» نقش ازدواج در سلامتی روان هم به همین میزان ثابت شده است. نتایج یکی از این مطالعات بسیار جالب توجه بود: افراد متاهل کمتری درصد افراد بستری شده در بیمارستان های روانی را تشکیل می دهند (بیشترین تعداد، مربوط به کسانی بود که در رابطه شکست خورده و از همسر خود جدا شده بودند). ازدواج می تواند شما را از گرفتاری به بسیاری از ناراحتی های روانی ازجمله افسردگی نجات دهد، البته اگر در پی یک ازدواج غلط راهی تیمارستان نشده باشید! ![]() متوسط درآمد سالانه متاهل ها بیشتر از مجردهاست. بعضی از تحقیقات نشان می دهد که مردان متاهل حتی تا سه برابر بیشتر از همتایان مجردشان درآمد دارند. یکی از مطالعات جالب توجه که در سال 2004 در نشریه دیدگاه های روان شناسی به چاپ رسید حاکی از این بود که احتمال صاحب خانه بودن متاهل ها 7 برابر بیشتر از مجردهاست و متاهل ها 80 درصد بیشتر از مجردها دارای ثروت و سرمایه و پس انداز هستند. ازدواج کردن یعنی شریک شدن زندگی با شخصی دیگر و این شراکت نه فقط از نظر روانی و عاطفی بلکه از نظر اقتصادی هم اتفاق می افتد؛ وقتی زندگیمان را با کسی شریک می شویم یعنی هزینه هایمان، تلاش هایمان و سرمایه هایمان را هم با اهم شریک می شویم. اما مهم تر از مقرون به صرفه بودن، قولی است که خداوند در این باره به ما داده است: «مردان و زنان مجرد خود را همسر دهید، ... اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می کند. خداوند گشایشگر و آگاه است.» (32، نور) البته هیچ کدام از این ها به این معنا نیست که می شود با دست خالی ازدواج کرد و چشم به درگاه آسمان دوخت. همیشه گفته اند از تو حرکت از خدا برکت. عشق واقعی را در ازدوج تجربه می کنیم «دوستت دارم» حتی خواندنش هم شیرین است. این طور نیست؟ در یک مطالعه که در سال 2000 توسط کونتز در ایالات متحده منتشر شد بیان شد که مهم ترین چیزی که مردم از ازدواج انتظار دارند عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن است. در مطالعه ای دیگر وقتی از افراد مجرد خواستند که بگویند با ازدواج نکردن چه چیزی را از دست خواهند داد، 45 درصد مردان و سه چهارم زنان اعلام کردند «عشق و دوستی». زندگی بدون عشق برای اکثر ما معنایی ندارد. ازدواج به زندگی ما معنای بیشتری می دهد مارک تواین می گوید: «ازدواج دو خط شکسته را یکی می کند، به دو زندگی بی هدف، کار می بخشد و نیروی هرکدام را برای انجام آن کار دوبرابر می کند. به دو سرشت جست و جوگر دلیلی برای زندگی کردن می دهد و چیزی که به خاطر آن زندگی کنند.» ازدواج باعث می شود هدفمندتر زندگی کنیم. اگر پیش از ازدواج هنوز بچه مامان و بالا بودیم، حالا دیگر همسر کسی هستیم و به زودی هم ممکن است پدر یا مادر کسی شویم و این یعنی زندگی ما بیشتر از آن ارزش دارد که بخواهیم سرسری آن را بگذرانیم. بعد از ازدواج دیگر مال خودمان نیستیم بلکه مال همسر و فرزندانمان هم هستیم. به خاطر همین باید بیشتر به فکر زندگیمان باشیم. مسوولیتی که ازدواج برای فرد همراه دارد باعث می شود زودتر خودش را جمع و جور کند و آینده نگری بیشتری داشته باشد. پیمودن مسیر زندگی با ازدواج لذت بخش تر می شود اگر بخواهید سینما یا پارک بروید با دوست مورد علاقه تان بیشتر به شما خوش می گذرد یا تنهایی؟ اگر بخواهید مسافتی طولانی را برای انجام کاری بپیمایید چطور؟ یا وقتی می خواهید به مسافرت تفریحی بروید؟ اگر انسان سالمی باشید قطعا در هر سه مورد همراهی دوست تان را به تنهایی ترجیح می دهید. در مورد زندگی هم همین طور است. وقتی با کسی که به او علاقه دراید باشید سفر زندگی برایتان لذت بخش تر می شود. در سختی ها به هم کمک می کنید و در خوشی ها هم شادیتان را با هم شریک می شوید. ازدواج از تنهایی نجاتمان می دهد شما از یک خانواده پرجمعیت هستید. اقوام و فامیل زیادی دارید که همه دور و بر شما هستند و دوستان و آشنایان زیادی هم دارید و با دوستانتان رابطه بسیار صمیمانه ای دارید. بنابراین به نظر نمی رسد که هیچ وقت تنها بمانید. 20 سال بعد چطور؟ آیا همه افراد خانواده تان مانند الان در کنار شما هستند؟ حتی اگر این طور نشود، بازهم نمی توان رابطه با همسر را با روابطی که با دوستان و اقوام دارید مقایسه کرد. وقتی ازدواج می کنیم کسی را داریم که تمام مدت شبانه روز و در تمامی شرایط خوب و بد در کنار ماست و نمی گذارد احساس تنهایی کنیم. ویلیام گود می گوید: «درست است که دوستان ما می توانند از ما حمایت عاطفی بکنند، بانک می تواند به ما پول قرض بدهد و تعمیرکار می تواند لوله های خانه مان را تعمیر کند؛ اما فقط خانواده است که همیشه با ماست و حمایت عاطفی، دلبستگی و مساعدت آن دایمی و مادام العمر است.» ازدواج برایمان اعتبار می آفریند قبول کنیم یا نه، متاهل ها در جامعه اعتبار بیشتری دارند. در محل کار آنها را بیشتر تحویل می گیریند و در میان دوستان و آشنایان نیز افراد متاهل بیشتر از مجردها مورد اطمینان و احترام اطرافیان هستند. علاوه بر این، متاهل ها از مزایای بیشتری هم برخوردارند. وام ها و پاداش ها و اضافه حقوق ها و خیلی چیزهای دیگر فقط برای متاهل هاست. حتی مجردها در بعضی از شغل ها هم نمی توانند مشغول شوند (این جمله حتما برایتان آشناست: به یک راننده متاهل و متعهد نیازمندیم!). در اماکن تفریحی و توریستی معمولا جاهای خوب و امکانات خوب برای خانواده هاست. نه فقط در جامعه ما بلکه تقریبا در همه کشورها همین طور است. شاید برایتان جالب باشد که بدانید در آمریکا افراد متاهل بیشتر از همکاران مجرد خود حقوق می گیرند و هرچه هم از ازدواجشان سال های بیشتری می گذرد اضافه حقوقشان بیشتر می شود. متاسفانه اعتراض مجردها هنگام خواندن این مطلب تغییری در این فرهنگ ایجاد نمی کند! با ازدواج جامعه بهتری خواهیم داشت شاید این حرف که خانواده رکن اصلی جامعه است، برایتان خیلی تکراری و کلیشه ای باشد. ولی به هر حال، از دیدگاه اجتماعی هدف اصلی ازدواج این است که کانون مطمئن برای پرورش فرزندان و اجتماعی کردن آنها شکل بگیرد؛ کاری که خود اجتماع نمی تواند از پس آن بربیاید. آدام اسمیت می گوید: «نخستین نشانه تمدن بشر، ازدواج و تشکیل خانواده است.» در جوامع غربی هم بعد از این که همه آزادی ها و... را تجربه کردند باز به همان نقطه اول برگشتند که برای داشتن جامعه سالم ازدواج و تشکیل خانواده نقش حیاتی دارد. این نتیجه گیری از آنجا حاصل شد که معلوم شد هیچ رکنی در جامعه متمدن، نه آموزش و پرورش، نه دانشگاه و ... هیچ کدام نتوانست مثل خانواده در درونی کردن ارزش ها و ارائه آموزش ها و همچنین برآورده کردن نیازهای روانی و عاطفی کودکان موثر باشد. در ازدواج نیازهای ما برآورده می شود این که ازدواج سکوی امنی برای برآورده کردن نیازهای غریزی ما است. دیگر جای تاکید ندارد. اما این که برآورده ساختن نیازهای غریزی چقدر می تواند در رفاه حال ما تاثیرگذار باشد کمتر مورد بحث قرار گرفته است. برخی نظریه پردازان معتقدند همه اختلالات شخصیتی به غریزه جنسی برمی گردد. تحقیقات و آمار نشان داده است که ارضای نیازها و داشتن رابطه جنسی در جوامع مختلف همواره در قالب ازدواج بهترین شکل را داشته است. ازدواج باعث می شود خودمان را بهتر بشناسیم شنیده اید که می گویند مومن آینه مومن است؟ این را درمورد همسر هم می توانیم بگوییم: همسر، آینه همسر است. افراد متاهل در سایه یک رابطه نزدیک و صمیمانه و همچنین در شرایط جدید و مسوولیت های تازه می توانند خودشان رابهتر بشناسند و به نقاط قوت و ضعف خودشان پی ببرند. البته فقط نقاط ضعف نیست که طی ازدواج برای ما آشکار می شود بلکه بسیار از توانمندی های و قدرت هایی که در وجود ما نهفته بوده و تا به حال شرایطی برای بروز پیدا نکرده بود نیز برایمان روشن می شود. شاید تا پیش از ازدواج با غرور فکر می کردید که از پس خیلی چیزها برمی آیید یا خیلی از کارها را به خوبی بلدید، اما بعد از ازدواج وقتی در موقعیتش قرار گرفتید پی ببرید که به این سادگی ها هم نیست یا برعکس، شاید اصلا فکر نمی کردید که بتوانید از پس بسیاری از کارهایی بربیایید که ازدواج شما را در موقعیت انجام قرار داد. با ازدواج نصف دینمان را خریده ایم! ازدواج علاوه بر این که اطاعت از امر خداوند است، به واسطه همین که مامنی برای برآورده کردن نیازهای ماست ما را از ارتکاب به گناه باز می دارد. چه بخواهیم و چه نخواهیم ما در جامعه در معرض شرایط مختلف آلودگی به گناه قرار داریم که شاید تقوا و ترس از گناه نتواند جوابگوی این همه نیاز باشد. این جاست که برآورده کردن نیازها از طریق ازدواج در واقع ما را در برابر این دست گناهان بیمه می کند. ![]() بعد از ازدواج مسوولیت های ما بیشتر می شود، انتظارات خودمان از خودمان و دیگران از ما بیشتر می شود و تلاش بیشتری می کنیم. همین باعث می شود رشد کنیم و استعدادهایمان در خیلی از زمینه ها شکوفا شود. با ازدواج از همه مستقل می شویم و نقش های جدید همسر بودن، عروس یا داماد بودن، پدرشدن یا مادرشدن و... باعث می شود ما در موقعیت های گوناگون و بی شماری قرار بگیریم و تجربه های زیادی به دست بیاوریم. نقش هایی که بدون ازدواج هرگز تجربه نخواهیم کرد. تجربه پدر یا مادرشدن یکی از تجربه های عمیق زندگی است که ازدواج آن را به ما هدیه می کند و از طریق آن وارد دنیایی جدید و پر از تازگی می شویم. به این صورت به تدریج شخصیت ما وسیع تر و کامل تر می شود. ازدواج از ما محافظت می کند شاید در فیلم ها دیده باشید که گاهی زنان در یک ازدواج ناسالم می مانند تا «فقط سایه کسی بالای سرشانب اشد». به نظر ناعادلانه می آید اما واقعا ازدواج می تواند برای ما چنین نقشی داشته باشد. ازدواج به ما حمایت می دهد. این حمایت می تواند عاطفی باشد، یا اقتصادی، اجتماعی، جسمانی، معنوی، مذهبی و خیلی موارد دیگر. ازدواج حالمان را خوب می کند! ازدواج علاوه بر اینها مزایای دیگری هم دارد که در این جا ذکر نشد. اگر بخواهیم همه اینها را در یک کلام جمع کنیم می شود این که در کل «ازدواج حالمان را خوب می کند.» هنوز ازدواج نکرده اید؟ همین حالا آستین ها را بالا بزنید! |
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۹:۴۲, ۱/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم.
(۱/خرداد/۹۱ ۰:۵۵)kohnavard نوشته است: خوب ،دوست عزیز این چه ربطی به موضوع تاپیک داره؟ |
|||
|
|
۱۰:۰۳, ۱/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/خرداد/۹۱ ۲۱:۳۴ توسط seyed313.)
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
|
به نام خالق هستی
من بعداز گشتی در تالار به این نتیجه رسیدم بحث هایی که درباره ی ازدواج شده ماشاالله بیشتر از همه خواننده داشته وبیشتر نظرات درموردازدواج مثبت بود منظورم اینکه بابابیاییم خیال خودمون راحت کنیم اخرش که همه باید ازدواج کنیم پس بهتره از الان به فکر باشیدواز خدا کمک بگیرید که ازدواج موفق داشته باشید. |
|||
|
|
۱۶:۵۸, ۲/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #63
|
|||
|
|||
|
همش میگین خدامیرسونه!!!!
آره ولی چطور خداهم ازدست ماخسته شد باورکنین اینطورهم نیست که بشینین خدابرسونه لابد شنیدین که میگن ازتو حرکت ازخدابرکت دیگه؟؟؟؟ |
|||
|
|
۱۷:۵۱, ۲/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #64
|
|||
|
|||
(۲/خرداد/۹۱ ۱۶:۵۸)علمدار133 نوشته است: همش میگین خدامیرسونه!!!!سلام خیلی رو راست بگم(در مورد خودم دارم می گم) مگه من به خدا و حرفهای خدا ایمان دارم؟ چی جواب بدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر ایمان داشتم که الان این حال و روزم نبود... (هر کاری میکنم نمیتونم حرفم ادامه بدم) |
|||
|
|
۱۵:۲۶, ۴/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #65
|
|||
|
|||
|
مهریه عروسهای قدیمی چه بود؟ ![]() هیچكس فكر نمیكرد پس از ثبت مهریه در قانون حمورابی در حدود 3700 سال پیش، پسر رعنایی سراز پانشناخته 24 كیلو شمش طلا و 1364 سكه طلای بهار آزادی مهر معشوق خود كند به امید روزهای طلایی. قانون حمورابی برای نخستین بار، مهریه را به صورت رسمی همراه با ضمانت اجرایی ثبت كرد. [b]مهريه عروسهای قدیمی چه بود؟ البته از میزان و نوع مهریه در دیگر دورههای تاریخی همچون عصر كشاورزی، آهن و آتش و...، اطلاعی در دست نیست! آیا داس و محصول زراعی را مهر زنان خود میكردند و آیا مهریه شدن دایناسورها دلیلی بر انقراض آنها بوده است! پاسخش بماند تا كشف دادههای جدید... اما مهر یا همان مهریه به مالی گفته میشود كه هنگام عقد نكاح، مرد باید آن را به همسرش بپردازد. مهر لازمه نكاح است و دارای الزام قانونی سخت و سفت است. میزانش به صورت توافقی است گاه جنگ سختی در میگیرد در این میان و عقد ناخوانده را باطل میكند. مادر بزرگ مهرش را گرفت، نگرفت؟! میآمدند و میماندند تا آخرش؛ مادربزرگ و پدربزرگها را میگویم كه وقتی زندگیشان را در اتاقی از خانه پدری شروع میكردند، تمام رویاهایشان را نیز در همان اتاقك در ذهن خود نقاشی میكردند برای همدیگر.عروس با لباس سفید میآمد و با رخت سفید رخت برمیبست. میدانید كه ازدواج در آن روزگار سبك دیگری بود؛ یك روز مادر، دختری را كه در مهمانی یا گرمابه دیده بود انتخاب میكرد بعد... یا یكی از آشنایان و فامیلهای خود را به پسرشان پیشنهاد میدادند و پسر هم به رسم روزگار قند در دلش آب میشد و بیدرنگ موافقت میكرد. میرفتند خواستگاری و همه چیز به همین سادگی آغاز میشد و عروسی شكل میگرفت. مهریه نیز وزن و میزانش آنقدر بود كه جوان قدیم میتوانست آن را ادا كند. در بسیاری موارد همان زمان عقد، مهریه پرداخت میشد. در بیشتر موارد هم عروسهای قدیم آن را نمیگرفتند، تنها مهریه میماند در قباله ازدواج. میزان این مهریهها كه بیشتر به صورت نقدی یا ملكی بود برحسب پایگاه اقتصادی و اجتماعی، نوع فرهنگ و عرف، مكان و موقعیت جغرافیایی متغیر بود. آینه و شمعدان و یك جلد مصحف شریف، تقریبا پای ثابت بیشتر مهریهها بود. مهریهها در دهه 20 كه از 100 تومان بندرت فراتر میرفت، درست در دهه 40 به حدود هزار تومان رسید. در همین دهه قیمت متوسط یك خانه 200 متری در شهر تهران با همه مصالح آجر و آهن، چیزی حدود 10 هزار تومان است. در دهه 50 كمكم پای طلا به مهریهها باز شد و در سالهای پس از 58 سكه بهار آزادی تقریبا در بیشتر عقدنامهها جا خوش كرد تا هر روز تن مردانی را كه كوچكترین اختلافی با زوجه محترمه دارند، از نوسان نرخ آن به لرزه دربیاورد یك برش زمانی نه این كه فكر كنید زیاد بودن میزان مهریه مختص و منحصر به زمان ما بوده است؛ اصلا. زوجهای جوان در دوران ایران باستان هم حس جوانهای امروزی را داشتند. عقدنامههای پهلوی و پازند كه مربوط به دوران زرتشتی است، نشان میدهد میزان مهریه در آن دوران خیلی زیاد بوده است. در یكی از این سندها چنین آمده است: «به نام آفرین دادار هروسب آگاه... بخشش كند 2000 درم سیم سپید ویژه(ناب) و دو دینار زر سرخ سره نیشابوری به نام و سروری فلانی رسید. در حضور شما خویشاوندان این سروری كه به وصلت مسطور هر دو آمد، فلانی در حضور شما در مورد دادن مبلغ فوق و نیز وفای به عهد به زبان قبول كرد...». جالب این كه پس از این دوره، میزان مهریه رو به كاستی گذاشت. فكرش را هم نكنید كه داماد در صورت توانایی و استطاعت لازم باید آن را پرداخت میكرد؛ خیر. مهریه در گذشته به صورت عندالمطالبه بوده است. كافی بود عروس خانم لبتر كند... از طرف دیگر ادیان آسمانی خود متغیرهای مهمی در میزان و نوع مهریه بودهاند. مهریه در دین یهود نیز برای عقد نكاح، الزامی است اما هنگامی پرداخت میشود كه زن از همسر خود جدا شود، در غیر این صورت مهریه پرداخت نخواهد شد. در گرایش كاتولیك اصلا چیزی به نام مهریه وجود ندارد، میان پروتستانها هم این امر تا اندازهای اختیاری است. مهريه عروسهای قدیمی چه بود؟
|
|||
|
|
۱۷:۲۳, ۴/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/خرداد/۹۱ ۱۷:۴۲ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #66
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
ازدواج ؟ این چیزی که تو این دوره اتفاق میوفته ازدواج نیست. جدی میگم ایم یه مراسمی هستش برای اینکه رسما در کنار هم بودن رو به دیگران معرفی کنن. موقع قبل عقد که کلی حرف گفته میشه( مهریه چی اصلا نمیخوایم ) سر عقد کلی حرفا جابجا میشه ( مهریه و .... بودنش یه رسمه) بعد عرزوسی هم مطالبه میکنن.( یعنی چی مگه من کلفت خونم؟مهر مال منه بده ) نمیدونم دیگر دوستان هم اینارو گفتن یا نه ولی خیلی با اینکه در کنار هم هستن ولی دچار طلاق عاطفی میشن. بچه هم که خدا بخیر کنه یا اینقد دیر بدنیا میاد که دیگه به بابا میگه بابا بزرگ.... .یا اینکه دیگه قیدشو میزنن میگن حالا موقیتش نیست و فعلا جونیمو پول جمع کنیم. حالا شما قضاوت کنین با این اوصاف میشه اسم این کار رو ازدواج گذاشت؟ مخالف کار و درآمد و .... نیستم ولی هر چیزی باید بجا باشه سطح توقعات معقولانه بشه خونواده هم باید پشت باشن. با این مسئله هم موافق نیستم که پولدار حتما باید با پولدار ازدواج کنه ((( پول رو پول میاد ، راست میگن .))) دیگه دوستان خودشون قضاوت کنن که به این کار میگن (ازدواج) یا (همراه زندگی) ؟؟؟؟؟؟ یاعلی سلام به همکارای گرامی ازدواج ؟ تو این دوره که کسی ازدواج نمیکنه ! بیشتر این مراسما و کارا برای اینه که به دیگران شامی بدن و خودشونو زیر بار قرض ببرن. تازشم بعد یه مدت دیگه خودشونو گم میکنن و سطح توقعات خودشونو با دیگران مقایسه میکنن و میگن ببین فلانی رو .... . من به این کار ازدواج نمیگم شما یه نگاهی گذرا به مراحل از قبل تا بعد ازدواج دوره کنید .( قبل : تفاهم مهمه و اصلا مهریه و جهاز سنگین و .... نمیخوایم ) خود مراسم عقد مهریه که سنته 000000000000000000000000000سکه به نیت دور زدن زمین به دور خورشید . بعد هم که 1دقیقه نشده مهرمو بده مال منه گه من کلفت خونتونم ؟ آقا هم از همون لحظه دیگه مدیون خانم میشه و ..... . حالا شما قضاوت کنین این ازدواجه ؟ این سنته ؟ حالا بچه که دیگه حرفشو نزنین ما حالا خودمون بچه هستیم و از این حرفا (طرف خودش 30 سال داره بعد میگه بچه هستم ) چطور پس تشکیل خونواده دادی عزیز جان.؟؟؟؟؟ بعدش میگن ما هنوز خونه و سرمایه و مسایل روز دیگه خودتون بهتر میدونین رو میگن.داریم کار میکنیم تا پس انداز اینده کنیم بعدشم که بچه . بچه یا به دنیا نمیاد یا اگه بیاد به باباش میگه بابا بزرگ ![]() حالا شما حساب کنین این خونواده صمیمیشه ، بعد از یه مدت که دیگه سرد میشن و طلاق عاطفی میگیرن . شما که مطرح کردین این همه طلاق واسه چیه اونم دلایل متفاوتی داره که یکیش میتونه عدم هماهنگی و شناخت اولیه طرفین باشه. دیگه ادامه نمیدم چون از هرچی ازدواج بدتون میاد. اما نکاح از سنت هستش و حتی تاکید شده که مجرد نمونه. حتی حدیثی هم داریم که در سن کم به نکاح هم در آورید تا دلبستگی بین طرفین زیاد شود. شما اینم در نظر بگیرین که تو هر سنی ازدواج کنی اگه علاقه وجود نداشته باشه تو هر سنی یکی دلفریبی کنه اون طرف هم از زندگی خودش دستت میکشه. وسلام یا علی |
|||
|
|
۱۸:۰۶, ۴/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #67
|
|||
|
|||
|
به نظر من دوستان متاهل هر کدوم بیان و صادقانه بگن که تو زندگی هاشون چطوری ازدواج کردن. و چی کار کردن که الآن حس خوشبختی دارن بابا!
اگه الآن کسی بیاد بگه ما دخترمون رو به 14 تا سکه میدیم، همین خانواده پسر و خود آقا داماد مشکوک میشن که چرا اینا دارن دخترشون رو اینقدر با مهریه پایین میدن؟!!! یه کاسه ای زیر نیم کاسه است. آقا عقد به هم خورد.... ترس همه آقا پسرهایی که توی این تالار میان فقط و فقط از مهریه است؟ هیچ نمی ترسین از این که دختر شلخته باشه؟ نمی ترسین اگه تو خونه آشپزی نکنه و بگه مگه کلفت آوردی؟ نمی ترسین اگه بعد از ازدواج دیدین این خانم چند تا دوست پسر داشته؟ نمی ترسین از این که عروس خانم بهتون بدبین باشه و هی رفت و آمد زندگیتون رو چک کنه؟ نمی ترسین از این که مادر عروس هر روز توی زندگی شما سرک بکشه؟ نمیترسین از این که با دختر محبوبتون ازدواج کنین و فردا صبح بعد از روز عروسی ببینین وقتی از خواب پا میشه اصلاً اونی نیست که توی این مدت میدیدینش؟ (یعنی همیشه با آرایش دیدینش، حالا بدون آرایش بخوره تو ذوقتون؟) نمی ترسین از این که آدم سردی باشه وبلد نباشه اظهار محبت کنه؟ نمی ترسین از این که تو زندگی مال من و مال تو بکنه؟ نمی ترسین از این که شب عروسی اختلاف فرهنگی باعث بشه تا عمر دارین شما با عمو و اون با خاله اش قطع رابطه کنه؟ نمی ترسین از این که فردا یه گوشی دست دوستش دید، آنی از شما نخواد؟ از این که کلاس و درس و دانشگاه و ادامه تحصیل رو به شما ترجیح بده نمیترسین؟ نمیترسین بشینه تا 11-12 شب من و تو ببینه و نمازش رو اگه بخونه قضا کنه؟ نمی ترسین از این که از بچه بدش بیاد و حاضر به بچه دار شدن نشه؟ از هیچی نمیترسین و تنها گیرتون مهریه است؟ به جون مامانم که برام خیلی عزیزه دغدغه اصلی دخترهای امروزمون هم خونه و کار، اونم برای حساب کردن روی درآمدشه. من نمی خوام طرف دخترها رو بگیرم که مقصر اصلی کم شدن آمار ازدواج رو دخترها میدونم. اما پسر ها هی جمع میشین اینجا و هی میگین مهریه، مهریه.... خیلی خیلی دارین یه طرفه به قاضی میرین. چون اکثرتون پایتخت نشین هستین. یا حداقل شهرنشین هستین و نفستون از جای گرم درمیاد. چه بسیارند دخترهایی که روزی 10 دست کتک میخورن از شوهر معتاد و لاابالی شون، اما چون چاره دیگه ای برای زندگی ندارن تن به ادامه زندگی میدن. یعنی هر ازدواجی هم که به طلاق منجر نشد، دلیل بر خوشبختی طرفین نیست. درسته... مهریه هم مهمه و خیلی هم مهمه... اما یه سری به دادگاه های خانواده بزنین، بالاترین دلیل طلاق رو اعتیاد میبینین، نه به اجرا گذاشتن مهریه... خیلی ها از سر شکم سیری و تفریحات روزمره دست به طلاق میزنن، اما به خدا چندین برابر اون ها مجبورن... شما رو به خدا خودتون رو درست کنین و جلوی رسم و رسوم غلط آبا و اجدادیتون وایسین، جامعه خودش درست میشه. شما آقا پسری که حاضر نیستی 14 تا سکه بیشتر مهریه بدی، خودت یه سرپناه واسه دختر مردم داری؟ شماهایی که دنبال دخترهای 14 سکه ای میگردین، مطمئنین که همه مشکلها و اختلافات بینتون حل شده و فقط مشکل مهریه است؟ هیچ اختلاف نظر و مشکلی ندارین و همه چیز بینتون رله است، فقط مشکل مهریه است؟ یعنی این تالار 4 تا متاهل نداره بیان و به این همه مجرد بگن که زندگی اونقدر پیچ و خم داره که کوچیک کوچیکش مسائل مالیه. به خدا قسم اگه کسی رو پیدا کنین که اخلاقش با شما مچ باشه، مطمئن باشین در مورد مهریه هم به تفاهم میرسین. بگردین دنبال کسی که همه چیزش به شما بخوره. اخلاقش... خانواده اش... تحصیلاتش... سطح اجتماعیش... نه اونی که مهریه کمتر میگیره... اعصاب واسه آدم نمیذارین دیگه...D: موفق باشین. |
|||
|
|
۱۳:۴۲, ۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #68
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
یه موضوعی که ماداریم میبینم وباعث طلاق زیادی میشه مسئله دخالت اطرافیان مخصوصا مادر عروس هست متاسفانه تا عروس میره خونه مادر شوهر البته اوائل خیلی بیشترمخصوصا نامزدی البته خداروشکرطرفهای ماهنوز نامزدی مد نشده همون بعد عقد تا عروسی رومیگن نامزدی دختر باید بیاد تمام ریزو درشت اتفاقات اونجا رو تاچی خوردن رو به مامانش بگه واستارت اتفاقات میخوره چرا تواونجا جاروزدی مگه کلفت شونی ووووو.......شروع مشکلات یکی از چیزهائی که من میخوام به همه دوستان چه خانم وچه آقا بگم واز تجربه 16سال زندگی ام بگم اینه {دوستان دقت کنین بعداز ازدواج سعی کنین دور زندگی تون یه حصار بکشین یه حصار بلند وبه هیچکس دقت کنین به هیچ کس اجازه سرک کشیدن از روی این حصار رو ندین هیچ کس شامل خانواده خودتون هم میشه} البته اینو بگم بعضی مواقع راهنمائی بزرگترهاخوبه به شرطی که بتونین تشخیص بدین که داره راهنمائی میکنه یا دخالت |
|||
|
|
۱۵:۱۴, ۸/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/خرداد/۹۱ ۱۵:۱۷ توسط مهسا110.)
شماره ارسال: #69
|
|||
|
|||
(۳/دی/۹۰ ۲۳:۴۲)mahdy_mir نوشته است: دوستان ازدواج اصلا شوخی نیست . (۳/دی/۹۰ ۲۳:۴۲)mahdy_mir نوشته است: دوستان ازدواج اصلا شوخی نیست .فکر نمی کنید یه کم تند رفتید ...؟! |
|||
|
|
۱۶:۱۰, ۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #70
|
|||
|
|||
|
البته این دوستمون هم بد نمیگه لابد دیده یا چوبش رو خدای نکرده خورده
اما مهریه متاسفانه یه چماق دست عروس میشه البته چه عروسی اونیکه میخواد استفاده کنه وگرنه خانم من که میدونه من یه دونه اش روهم نمیتونم بدم اوندفعه کلی باهم بحث کردیم سر اینکه مهریه ات چندتا سکه هست؟نه اون یادش بود نه من اما چه قدر دخترهارودیدیم وداریم خودم یکی از بستگانم حاضر شدتمام مهریه 300تا سکه رو ببخشه ولی راحت طلاقش رو بگیره طلاق عقدی روکه به یک سال هم نکشید
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: 52174_607.jpg]](http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/9/22/52174_607.jpg)
![[تصویر: 52176_391.jpg]](http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/9/22/52176_391.jpg)
![[تصویر: 52175_828.jpg]](http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/9/22/52175_828.jpg)
![[تصویر: 52179_786.jpg]](http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/9/22/52179_786.jpg)





![[تصویر: za4-691.jpg]](http://www.beytoote.com/images/stories/wedlock/za4-691.jpg)





