کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بالاخره ازدواج، خوب است یا بد؟
۲:۵۵, ۲/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۰ ۱۲:۳۶ توسط rastin.)
شماره ارسال: #1
آواتار
موفقیت : پرسیدن این سوال، بدیهی به نظر می رسد. یعنی انگار که بپرسیم اکسیژن برای بدن، خوب است یا نه. از آنجایی که بشر، اجتماعی آفریده شده و نیاز به حس مالکیت و ایجاد خانواده و آرامش هم دارد، پس می توان ازدواج را توجیه کرد. از آنجایی هم که نهاد خانواده، مانند نهادهای آموزش و پرورش و نظام سیاسی و...، جزو نهادهای ابتدایی و بدیهی هر اجتماعی است، باز این اتفاق را می توان توجیه کرد.

اگر ازدواج خوب است، پس چرا این همه طلاق و نارضایتی؟ ظاهرا به نظر می رسد که باید سوال اولیه را، جور دیگر یا جورهای دیگری مطرح کنیم تا بتوانیم به جواب های درست تری برسیم.

[تصویر: 52174_607.jpg]
امروز امر ازدواج در کشور ما، دچار دگردیسی ها و تغییراتی شده است. هدف ابتدایی از ازدواج، تحت الشعاع اهداف فرعی و حاشیه ای آن قرار گرفته و کم رنگ تر شده است. زمان و انرژی ای هم که جوانان و خانواده هایشان برای ازدواج می گذارند، ظاهرا نسبتی با اهمیت این اتفاق مهم نداشته و ندارد.

پس وقتی که ما می پرسیم ازدواج، خوب است یا نه، درواقع به ازدواج های امروزی و عواملی که باعث ایجاد چنین سوال و تردیدی در جوانان شده توجه داریم؛ نه به ذات و ماهیت چنین اتفاقی.

بیش از این درنگ جایز نیست. این شما و این، پرونده ویژه موفقیت برای بررسی بیشتر و دقیق تر امر ازدواج.

چرا ازدواج!

یک ضرب المثل چینی می گوید: «اگر از دوران مجردی ات لذت نمی بری ازدواج کن تا از فکر کردن به دوران مجردی لذت ببری!» (ظاهرا چینی ها بازار ازدواج را هم بی بهره نگذاشته اند!)

این روزها در مرد ازدواج حرف های چندان خوبی نمی شنویم. متاسفانه برای بسیاری از ما در مورد لذت های زندگی مجردی و مشکلات ازدواج به شدت اغراق شده است. اما آیا این تمام قضیه است؟

می گویند اگر ازدواج نکنی و همسر و فرزند نداشته باشید مسوولیت هم نداری و زندگی برایت راحت تر است.

قضیه ازدواج مثل این ضرب المثل است که می گوید: «هرکه بامش بیش برفش بیشتر». اگر اصلا خحانه نداشته باشید دیگر بام هم ندارید که لازم باشد پارو کنید. اما در عوض برف مستقیم روی سر خودتان می بارد! اگر ازدواج نکنید مسوولیت هم ندارید، اما از مزایای آن هم بی بهره خواهید ماند.

درمورد مشکلات و محدودیت هایی که ممکن است ازدواج برای فرد ایجاد کند زیاد شنیده اید. در این جا می خواهیم درمورد مزیت های ازدواج برایتان بگویی. البته جای تاکید دراد که مزایای ازدواج مربوط به ازدواج سالم است. این که چطور درست ازدواج کنیم مقاله ای دیگر می طلبد. فقط این نکته را به خاطر داشته باشید که ازدوج سالم بهتر از ازدواج نکردن است و ازدواج نکردن بهتر از ازدواج ناسالم.

اگر باز هم بخواهیم به ضرب المثل فوق اشاره کنیم، ازدواج ناسالم مثل داشتن یک خانه سست و بی بنیاد است: اگر برف روی سر آدم ببارد بهتر است تا اینکه سقف خانه روی سرتان خراب شود!

اما اصلا چرا باید ازدواج کنیم؟ شاید تا به حال به این موضوع فکر نکمرده باشید. اگر تا به حال هزهار دلیل برای ازدواج نکردن شنیده باشید، ما می خواهیم هزار و یک دلیل برای ازدواج کردن برایتان بیاوریم!

[تصویر: 52176_391.jpg]
ازدواج طبیعت خلقت است

یک لحظه تصور کنید که هیچ ازدواجی در طبیعت وجود نداشته باشد... البته اتفاق خاصی نمی افتد؛ فقط خیلی زود همه ما به دایناسورها می پیوندیم!

ازدواج از همان روز نخست آفرینش جهان هستی جزء قوانین آفرینش بود. آدم و حوا اگر باهم ازدواج نمی کردند الان انسانی روی زمین وجود نداشت. نه فقط انسان، بلکه قانون زوجیت برای همه موجودات جهان از گیاهان و جانوران گرفته تا مولکول ها و اتم ها وجود دارد و انسان هم برای این که به کامیابی حقیقی برسد باید خودر ا با قوانین هستی هماهنگ کند.

ازدواج خوشبختمان می کند!

حتما پایان داستان های شیرین دوران کودکی یادتان هست: «آن دو با هم ازدواج کردند و تا پایان عمر به خوبی و خوشی زندگی کردند!» شاید تا به حال فکر می کردید که این افسانه ای بیش نیست، اما امروزه دانشمندان ثابت کرده اند که ازدواج واقعا روی خوشبختی ما تاثیر زیادی دارد.
در یک مطالعه اخیر که در 17 کشور پیشرفته دنیا انجام شد مشخص شد که «افراد متاهل بسیار خوشبخت تر از مجردها هستند». جالب این که همه این ملت ها – مثل خودمان – خوشبختی و ازدواج را به شدت به هم مربوط می دانستند مارتین سلیگمن، روان شناس برجسته دانشگاه پنسیلوانیا و پایه گذار روان شناسی مثبت می گوید: «ازدواج بیشتر از هر پیوند دیگری بین انسان ها، در خوشبختی آنها نقش دارد.» او معتقد است که ازدواج است که به زندگی افرد معنا می دهد و می گوید خوشبخت ترین افراد دنیا از میان افرادی هستند که ازدواج کرده اند.
طبق شواهد موجود و نظر کارشناسان، دو عاملی که بیشترین نقش را در خوشبختی تمام انسان های کره زمین ایفا می کنند عبارتند از: 1 – ایمان به خدا و 2 – از ازدواج.

ازدواج به ما آرامش می دهد

وقتی ازدواج می کنیم راطه مان را با کسی که به او عشق می ورزیم دایمی و همیشگی می کنیم و همین می تواند ما را از استرس ها و تنش های یک رابطه عاشقانه نجات دهد. با ازدواج رابطه ما از آن چه که هست استوارتر می شود و دیگر این نگرانی را نداریم که ممکن است او را از دست بدهیم.
یک علت این آرامش عشق است. نیروی عشق آرامشی بی نظیر به ما می دهد که در کمتر جایی می توانیم آن را پیدا کنیم. این نکته را خداوند هم در قرآن مجید نقل به مضمون فرموده است: «برای شما همسرانی از جنس خودتان آفریدیم تا به واسطه آنها به آرامش برسید و بین شما محبت و دوستی برقرار کردیم.»

دکتر افرزو آرامشگری را مزیت اصلی ازدواج می داند.

ازدواج برای سلامتی مان خوب است!

همه می دانیم که برای حفظ سلامتی مان باید ورزش منظم و مصرف میوه ها و سبزیجات تازه را در برنامه روزانه مان داشته باشیم. اما من یک عامل دیگر را هم به آن اضافه می کنم: ازدواج! یک همسر خوب می تواند نقش موثری در سلامتی شما داشته باشد.

دانشمندان قدیم و جدید بارها و بارها ثابت کرده اند که ازدواج نقش مثبتی در سلامتی افراد دارد. در یک بررسی نشان داده شد که رابطه خوب با همسر سیستم دفاعی بدن را به میزان قابل توجهی تقویت می کند و این که حتی زخم های افرادی که رابطه خوبی با همسرشان دارند زودتر خوب می شود! شاید یکی از علت هایش این باشد که وقتی ازدواج می کنید کسی هست که مراقب شما باشد و در دوران بیماری و ضعف از شما پرستاری کند و این که کسی هست که مدام به شما می گوید: «مواظب خودت باش!»

نقش ازدواج در سلامتی روان هم به همین میزان ثابت شده است. نتایج یکی از این مطالعات بسیار جالب توجه بود: افراد متاهل کمتری درصد افراد بستری شده در بیمارستان های روانی را تشکیل می دهند (بیشترین تعداد، مربوط به کسانی بود که در رابطه شکست خورده و از همسر خود جدا شده بودند). ازدواج می تواند شما را از گرفتاری به بسیاری از ناراحتی های روانی ازجمله افسردگی نجات دهد، البته اگر در پی یک ازدواج غلط راهی تیمارستان نشده باشید!

[تصویر: 52175_828.jpg]
ازدواج وضعمان را خوب می کند!

متوسط درآمد سالانه متاهل ها بیشتر از مجردهاست. بعضی از تحقیقات نشان می دهد که مردان متاهل حتی تا سه برابر بیشتر از همتایان مجردشان درآمد دارند. یکی از مطالعات جالب توجه که در سال 2004 در نشریه دیدگاه های روان شناسی به چاپ رسید حاکی از این بود که احتمال صاحب خانه بودن متاهل ها 7 برابر بیشتر از مجردهاست و متاهل ها 80 درصد بیشتر از مجردها دارای ثروت و سرمایه و پس انداز هستند.

ازدواج کردن یعنی شریک شدن زندگی با شخصی دیگر و این شراکت نه فقط از نظر روانی و عاطفی بلکه از نظر اقتصادی هم اتفاق می افتد؛ وقتی زندگیمان را با کسی شریک می شویم یعنی هزینه هایمان، تلاش هایمان و سرمایه هایمان را هم با اهم شریک می شویم.

اما مهم تر از مقرون به صرفه بودن، قولی است که خداوند در این باره به ما داده است: «مردان و زنان مجرد خود را همسر دهید، ... اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می کند. خداوند گشایشگر و آگاه است.» (32، نور)

البته هیچ کدام از این ها به این معنا نیست که می شود با دست خالی ازدواج کرد و چشم به درگاه آسمان دوخت. همیشه گفته اند از تو حرکت از خدا برکت.

عشق واقعی را در ازدوج تجربه می کنیم

«دوستت دارم» حتی خواندنش هم شیرین است. این طور نیست؟ در یک مطالعه که در سال 2000 توسط کونتز در ایالات متحده منتشر شد بیان شد که مهم ترین چیزی که مردم از ازدواج انتظار دارند عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن است.

در مطالعه ای دیگر وقتی از افراد مجرد خواستند که بگویند با ازدواج نکردن چه چیزی را از دست خواهند داد، 45 درصد مردان و سه چهارم زنان اعلام کردند «عشق و دوستی». زندگی بدون عشق برای اکثر ما معنایی ندارد.

ازدواج به زندگی ما معنای بیشتری می دهد

مارک تواین می گوید: «ازدواج دو خط شکسته را یکی می کند، به دو زندگی بی هدف، کار می بخشد و نیروی هرکدام را برای انجام آن کار دوبرابر می کند. به دو سرشت جست و جوگر دلیلی برای زندگی کردن می دهد و چیزی که به خاطر آن زندگی کنند.»

ازدواج باعث می شود هدفمندتر زندگی کنیم. اگر پیش از ازدواج هنوز بچه مامان و بالا بودیم، حالا دیگر همسر کسی هستیم و به زودی هم ممکن است پدر یا مادر کسی شویم و این یعنی زندگی ما بیشتر از آن ارزش دارد که بخواهیم سرسری آن را بگذرانیم. بعد از ازدواج دیگر مال خودمان نیستیم بلکه مال همسر و فرزندانمان هم هستیم. به خاطر همین باید بیشتر به فکر زندگیمان باشیم. مسوولیتی که ازدواج برای فرد همراه دارد باعث می شود زودتر خودش را جمع و جور کند و آینده نگری بیشتری داشته باشد.


پیمودن مسیر زندگی با ازدواج لذت بخش تر می شود

اگر بخواهید سینما یا پارک بروید با دوست مورد علاقه تان بیشتر به شما خوش می گذرد یا تنهایی؟ اگر بخواهید مسافتی طولانی را برای انجام کاری بپیمایید چطور؟ یا وقتی می خواهید به مسافرت تفریحی بروید؟

اگر انسان سالمی باشید قطعا در هر سه مورد همراهی دوست تان را به تنهایی ترجیح می دهید. در مورد زندگی هم همین طور است. وقتی با کسی که به او علاقه دراید باشید سفر زندگی برایتان لذت بخش تر می شود. در سختی ها به هم کمک می کنید و در خوشی ها هم شادیتان را با هم شریک می شوید.

ازدواج از تنهایی نجاتمان می دهد

شما از یک خانواده پرجمعیت هستید. اقوام و فامیل زیادی دارید که همه دور و بر شما هستند و دوستان و آشنایان زیادی هم دارید و با دوستانتان رابطه بسیار صمیمانه ای دارید. بنابراین به نظر نمی رسد که هیچ وقت تنها بمانید. 20 سال بعد چطور؟ آیا همه افراد خانواده تان مانند الان در کنار شما هستند؟ حتی اگر این طور نشود، بازهم نمی توان رابطه با همسر را با روابطی که با دوستان و اقوام دارید مقایسه کرد. وقتی ازدواج می کنیم کسی را داریم که تمام مدت شبانه روز و در تمامی شرایط خوب و بد در کنار ماست و نمی گذارد احساس تنهایی کنیم.

ویلیام گود می گوید: «درست است که دوستان ما می توانند از ما حمایت عاطفی بکنند، بانک می تواند به ما پول قرض بدهد و تعمیرکار می تواند لوله های خانه مان را تعمیر کند؛ اما فقط خانواده است که همیشه با ماست و حمایت عاطفی، دلبستگی و مساعدت آن دایمی و مادام العمر است.»

ازدواج برایمان اعتبار می آفریند

قبول کنیم یا نه، متاهل ها در جامعه اعتبار بیشتری دارند. در محل کار آنها را بیشتر تحویل می گیریند و در میان دوستان و آشنایان نیز افراد متاهل بیشتر از مجردها مورد اطمینان و احترام اطرافیان هستند. علاوه بر این، متاهل ها از مزایای بیشتری هم برخوردارند.

وام ها و پاداش ها و اضافه حقوق ها و خیلی چیزهای دیگر فقط برای متاهل هاست. حتی مجردها در بعضی از شغل ها هم نمی توانند مشغول شوند (این جمله حتما برایتان آشناست: به یک راننده متاهل و متعهد نیازمندیم!). در اماکن تفریحی و توریستی معمولا جاهای خوب و امکانات خوب برای خانواده هاست.

نه فقط در جامعه ما بلکه تقریبا در همه کشورها همین طور است. شاید برایتان جالب باشد که بدانید در آمریکا افراد متاهل بیشتر از همکاران مجرد خود حقوق می گیرند و هرچه هم از ازدواجشان سال های بیشتری می گذرد اضافه حقوقشان بیشتر می شود.

متاسفانه اعتراض مجردها هنگام خواندن این مطلب تغییری در این فرهنگ ایجاد نمی کند!

با ازدواج جامعه بهتری خواهیم داشت

شاید این حرف که خانواده رکن اصلی جامعه است، برایتان خیلی تکراری و کلیشه ای باشد. ولی به هر حال، از دیدگاه اجتماعی هدف اصلی ازدواج این است که کانون مطمئن برای پرورش فرزندان و اجتماعی کردن آنها شکل بگیرد؛ کاری که خود اجتماع نمی تواند از پس آن بربیاید. آدام اسمیت می گوید: «نخستین نشانه تمدن بشر، ازدواج و تشکیل خانواده است.»

در جوامع غربی هم بعد از این که همه آزادی ها و... را تجربه کردند باز به همان نقطه اول برگشتند که برای داشتن جامعه سالم ازدواج و تشکیل خانواده نقش حیاتی دارد. این نتیجه گیری از آنجا حاصل شد که معلوم شد هیچ رکنی در جامعه متمدن، نه آموزش و پرورش، نه دانشگاه و ... هیچ کدام نتوانست مثل خانواده در درونی کردن ارزش ها و ارائه آموزش ها و همچنین برآورده کردن نیازهای روانی و عاطفی کودکان موثر باشد.

در ازدواج نیازهای ما برآورده می شود

این که ازدواج سکوی امنی برای برآورده کردن نیازهای غریزی ما است. دیگر جای تاکید ندارد. اما این که برآورده ساختن نیازهای غریزی چقدر می تواند در رفاه حال ما تاثیرگذار باشد کمتر مورد بحث قرار گرفته است. برخی نظریه پردازان معتقدند همه اختلالات شخصیتی به غریزه جنسی برمی گردد. تحقیقات و آمار نشان داده است که ارضای نیازها و داشتن رابطه جنسی در جوامع مختلف همواره در قالب ازدواج بهترین شکل را داشته است.

ازدواج باعث می شود خودمان را بهتر بشناسیم

شنیده اید که می گویند مومن آینه مومن است؟ این را درمورد همسر هم می توانیم بگوییم: همسر، آینه همسر است. افراد متاهل در سایه یک رابطه نزدیک و صمیمانه و همچنین در شرایط جدید و مسوولیت های تازه می توانند خودشان رابهتر بشناسند و به نقاط قوت و ضعف خودشان پی ببرند.

البته فقط نقاط ضعف نیست که طی ازدواج برای ما آشکار می شود بلکه بسیار از توانمندی های و قدرت هایی که در وجود ما نهفته بوده و تا به حال شرایطی برای بروز پیدا نکرده بود نیز برایمان روشن می شود. شاید تا پیش از ازدواج با غرور فکر می کردید که از پس خیلی چیزها برمی آیید یا خیلی از کارها را به خوبی بلدید، اما بعد از ازدواج وقتی در موقعیتش قرار گرفتید پی ببرید که به این سادگی ها هم نیست یا برعکس، شاید اصلا فکر نمی کردید که بتوانید از پس بسیاری از کارهایی بربیایید که ازدواج شما را در موقعیت انجام قرار داد.

با ازدواج نصف دینمان را خریده ایم!

ازدواج علاوه بر این که اطاعت از امر خداوند است، به واسطه همین که مامنی برای برآورده کردن نیازهای ماست ما را از ارتکاب به گناه باز می دارد. چه بخواهیم و چه نخواهیم ما در جامعه در معرض شرایط مختلف آلودگی به گناه قرار داریم که شاید تقوا و ترس از گناه نتواند جوابگوی این همه نیاز باشد. این جاست که برآورده کردن نیازها از طریق ازدواج در واقع ما را در برابر این دست گناهان بیمه می کند.

[تصویر: 52179_786.jpg]
ازدواج باعث رشد ما می شود

بعد از ازدواج مسوولیت های ما بیشتر می شود، انتظارات خودمان از خودمان و دیگران از ما بیشتر می شود و تلاش بیشتری می کنیم. همین باعث می شود رشد کنیم و استعدادهایمان در خیلی از زمینه ها شکوفا شود.

با ازدواج از همه مستقل می شویم و نقش های جدید همسر بودن، عروس یا داماد بودن، پدرشدن یا مادرشدن و... باعث می شود ما در موقعیت های گوناگون و بی شماری قرار بگیریم و تجربه های زیادی به دست بیاوریم. نقش هایی که بدون ازدواج هرگز تجربه نخواهیم کرد. تجربه پدر یا مادرشدن یکی از تجربه های عمیق زندگی است که ازدواج آن را به ما هدیه می کند و از طریق آن وارد دنیایی جدید و پر از تازگی می شویم. به این صورت به تدریج شخصیت ما وسیع تر و کامل تر می شود.

ازدواج از ما محافظت می کند

شاید در فیلم ها دیده باشید که گاهی زنان در یک ازدواج ناسالم می مانند تا «فقط سایه کسی بالای سرشانب اشد». به نظر ناعادلانه می آید اما واقعا ازدواج می تواند برای ما چنین نقشی داشته باشد.

ازدواج به ما حمایت می دهد. این حمایت می تواند عاطفی باشد، یا اقتصادی، اجتماعی، جسمانی، معنوی، مذهبی و خیلی موارد دیگر.

ازدواج حالمان را خوب می کند!

ازدواج علاوه بر اینها مزایای دیگری هم دارد که در این جا ذکر نشد. اگر بخواهیم همه اینها را در یک کلام جمع کنیم می شود این که در کل «ازدواج حالمان را خوب می کند.»

هنوز ازدواج نکرده اید؟ همین حالا آستین ها را بالا بزنید!

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: اکبر.ع ، saloomeh ، Agha sayyed ، Ramin_Ghn ، Resistance ، حسن.س. ، ema1392 ، MAHDI59 ، irandoost ، یاران مهدی ، hesam110 ، 872325 ، yashar1374 ، chista3 ، shafagh_mah ، میثاق ، sahel ، محب الزهرا ، MohammadSadra ، mhvvhm ، خاک ، nasimesaba ، Hadith ، MESSENGER ، فدک زهرا ، mohammad reza ، یوسف خان ، شهرام ، منتظر72 ، Patriot ، heaven ، rezvan ، andishe ، mia'd ، K-1 ، kohnavard ، ali.khm ، نگار ، M03TAFA ، carol ، mostafa1367 ، bahareh ، بچه شیعه ، behzad-jn ، viana ، farzad313 ، احیاء ، hsmoa ، help me

آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۳۸, ۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #71
آواتار
دوباره سلام.

دو تا چشم خودتون دارین که هیچ...
2 تا هم مادرتون و 2 تا هم ان شاء الله خواهرتون...
اگه خواهر بیشتر داشتین که به تعداد چشم ها اضافه میشه.
یعنی با حداقل 6 تا چشم دارین میرین خواستگاری.
چشماتون رو باز کنین تا گیر کسی که 2012 تا سکه مهریه میخواد نیفتین.
اگه 4 جلسه با هم حرف بزنین متوجه میشین طرف چقدر لاف میاد و چقدر صادقه. چقدر مادیات براش مهمه و چقدر پز سکه و مهریه رو میده.
فقط کافیه اون حداقل 6 تا چشم رو تا جایی که میشه باز کنین.
قبل از ازدواج چشماتون رو خوب باز کنین تا بعدش بتونین راحت ببندین.
شنیدین این شعر رو؟
تو مو میبینی و من پیچش مو
تو ابرو من اشارت های ابرو
این یعنی این که مامانتون براتون بره خواستگاری. چون اون چیزایی رو میبینه که عمراً شما ببینین.


خوشبخت باشین لطفاً!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علمدار133 ، Reza2035 ، یاســین
۱۸:۴۳, ۸/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/خرداد/۹۱ ۱۸:۴۵ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #72
آواتار
سلام
کاش مراجع تقلید هم جوری می شد که فتوی می دادند بر کاهش مهریه ، واقعا یکی از بزرگ ترین دردهای جامعه افزایش مهریه و نفقه ، در نتیجه کاهش قدرت مرد هست.اگر مردها کمی قدرت داشته باشند ، می تونند جلوی آفاتی مثل نبود حجاب کافی ، اسراف و تجمل گرایی و خیلی مشکلات رو بگیرند ، اما در شرایط حاضر اگر مرد بخواد کمی از عقل مدیریتش استفاده کنه ، و مخالفت داشته باشه با خواسته های زن ، سریع چماق مهریه و نفقه بالا میاد.

(۸/خرداد/۹۱ ۱۸:۳۸)moze84 نوشته است:  دوباره سلام.

چشماتون رو باز کنین تا گیر کسی که 2012 تا سکه مهریه میخواد نیفتین.
اگه 4 جلسه با هم حرف بزنین متوجه میشین طرف چقدر لاف میاد و چقدر صادقه. چقدر مادیات براش مهمه و چقدر پز سکه و مهریه رو میده.
سلام
"گفت آنچه یافت می نشود آنم آرزو است!"
برادر من ، بابا الآن بیشتر خانواده های مذهبی هم زیر 200 تا سکه به زور قبول می کنند ، تازه خیلی از مردم پایین شهر هم همین طور.
مطمئن باشید اگر قرار باشه هر مرد معتقدی با یک زن معتقد مهریه پایین ازدواج کنه ، این کار عملی نیست ، مگر این که فرهنگ سازی بشه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علمدار133 ، mhvvhm ، Reza2035 ، یاســین ، sadegh-a
۱۹:۱۹, ۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #73
آواتار
چرا شماهمه چسبیدین به مهریه البته نمیگم مشکل نیست این هم یکی از مشکلات ازدواجه
اما اگه قانون میگه مهریه عندالمطالبه ازاون طرف حقی هم برای مرد قائل شده کافیه مرد هم بگه من نمیزارم بری خونه مامانت اینا!!یا هرجائی دیگه البته نمیگم اینکارو بکنه ولی اونم یه پلتیک هست درمقابلش هیچ زنی هم نمیتونه دوام بیاره زنی هم نیست که تحمل کنه یه مدت خونه مامانش اینا!!نره یا نتلیفه باهاشون
ضمنا دل خسته جان خواهرمن نه برادرمن ایشون خواهرموننWink
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: زینب خانوم ، mhvvhm ، Reza2035 ، یاســین
۲۰:۱۷, ۸/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/خرداد/۹۱ ۲۰:۲۰ توسط mia'd.)
شماره ارسال: #74

سلام دوستان
واقعانميخواين ي كم ب پستاتون دقت كنينAngryAngry
بنظرتون تنهامشكل ازدواج خانم ها هستند ..تنها مشكل مهريه ومادرزنه.. شما ميخواين ازدواج كنين يا اسير بگيرين ؟يعني چي اقا نذاريم بره خونه مادرش ؟شما مگه مسلمون نيستين مگه نميدونين اگه قصد پرداخت نكردن مهرخانمتونو از اول نداشته باشين عقدباطله شما تو جامعه زندگي نكردين؟ مگه تابحال مرد فاسدنديدين ك زن بنده خداش تنها راه گذرون زندگيش بعد ازطلاق همين مهريس..ميخواين برين ب خدا پيشنهاد بدين قانون مهريه رو برداره..زن برده مرد نيس..شما بعنوان مرد بايد همسرتونو تكريم كنيد..مگه الگوتون امام علي نيس..شما بايدتوكار خونه كمك خانمتون باشين..وظيفه زن توخونه فقط همسرداري و مادريه..نه نظافتچي منزل..شما اقايون درصورت تمكن مالي بايد كسيو بيارين كار خونه رو انجام بده..اين حرف من نيس..حرف اسلامه..درضمن بنظر من بزرگترين مشكل سرراهه ازدواج عدم تربيت درست خانواه ها براي مستقل باراودرن بچه هاست..دخترپسراي ما تا بيست وچندسالگي هيچي از خودشون ندارن..اقايوني ك ميگن تمام مشكلات مهريس شما خودتون ميتونين ي زندگي ساده رو بچرخونين ؟ايا مهارتي يا دانشي دارين تابتونين ي خرج حداقلي بدين؟شما اقايون ميخواين نه خانمتون شاغل باشه نه مهريش بالا باشه..ب اين فكر كرين اگه هوس كردين طلاقش بدين از كجا بياره زندگي كنه؟ي كم فكر كنين..
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علمدار133 ، Reza2035 ، یاســین ، sadegh-a ، Eve
۲۰:۳۲, ۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #75
آواتار
ای بابا شماهم دچارسوتفاهم شدین کهConfused
چطورمهریه قانون خداست اما اینی که من میگم مال خودمه!!!!Huh
اونم قانون خداست
ضمنا من نگفتم اینکارو بکنن میگم اگه خدااونو گفته اینم هست پس فقط به نفع خانومهانیستBlush
یه پستی زدین که درمورد تک تک کلمات تون میشه یه تاپیک زد
بزارین ببینم دوستان چی میگن من هم نظرخودم رو درمورد نوشته هاتون میگم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035
۲۱:۴۶, ۸/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/خرداد/۹۱ ۹:۰۰ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #76
آواتار
سرکار خانم میعاد!
یه بنده خدایی از همکارای مامانم بود که عقایدش خیلی مثل شما بود.
ایشون مدیر یه مدرسه غیرانتفاعی هم بودن و هم خودشون و هم همسرشون تمکن مالی داشتن.
از اونجایی که خانم مدیر قصه ما فوق العاده سرشون شلوغ بود، همسرشون برای رفع امور منزل یه خانمی رو می آرن که کمک دست خانم خونه باشه.
صبح ها به بچه ها صبحونه بده و راهی مدرسه شون کنه، ناهار بپزه، خونه رو تر و تمیز کنه و خلاصه کارهایی که شما ازش به عنوان کارهای نظافتچی یاد کردین رو انجام بده.
کم کم کم کم این خانم جای خانم خونه رو گرفت.
یعنی این دوست مامان من، با دست خودش واسه خودش هوو درست کرد.
روزی هزار بار به خودش فحش و لعنت می فرستاد که کاشکی تو خونه بودم و هواسم به شوهر و زندگیم بود.
من نمیخوام از کار آقای خونه دفاع کنم. یا خانم خونه رو زیر سوال ببرم.
اما من به شخصه حاضرم همه کارای خونه مون رو بکنم، اما چشم آقامون به یه خانم دیگه تو خونه مون نیفته.
متوجه منظورم میشین؟
و اما نظر دومم...
به نظر من توی پایین اومدن آمار ازدواج خانمهای ما بیشتر از آقایون مقصرن.
ببخشین که اینقدر رک میگما...
اما اگه همه پسرای ایران هم یه زنی مثل آنجلینا جولی میخواستن، دخترای ما باید یه " به درک" میگفتن و باز هم زندگی خودشون رو ادامه میدادن. اینطوری پسرها هم مجبور بودن با سیستم هیکلی و قیافه ای دخترای ایرانی کنار بیان. یعنی چاره ای نداشتن جز این که پاشون رو روی زمین سفت بذارن و توی واقعیت قدم بزنن.
اما امروز ماکسیمم دخترهای ایرانی دچار فقر آهن بسیار بالایی هستن و دچار سوء تغذیه هستن.
یعنی دخترهای مانکن ایرانی، نمونه هایی مثل قحطی زدگان سومالی هستن. نه مادرزادی لاغر.
یعنی از نخوردن و ضعف بدنی اینقدر لاغرن. نه از نژاد و ورزش و آمادگی جسمانی.
یعنی دخترای ما حاضرن هم خودشون یه نسل بیمار و ضعیف باشن، هم نسل بعدی که به دنیا میارن یه مشت بچه ناسالم و ناقص باشن، اما پسرا ازشون خوششون بیاد.
حالا فهمیدی دخترهای ما مقصرن؟
اگه دخترهای ما با رقصیدن به هر ساز آقا پسرها جامعه رو اینجوری نمی کردن، اوضاع ازدواج الآن خیلی بهتر بود.
و اما در مورد اصل مهریه...
من هم با شما تا حدودی موافقم. مهریه برای زن بی پناه بعد از ازدواج یه آب باریکه محسوب میشه.
اما چند تا چیز...
اگه اون زن بی پناه نباشه چاره چیه؟
اگه شغلش ازدواج و طلاق باشه برای کسب مهریه چی؟
اگه آب باریکه نخواد و دلش دریا بخواد تکلیف چیه؟

تمام حرف آقای علمدار و من (البته تا اونجایی که من متوجه شدم) اینه که اگر زن و شوهر بخوان که همدیگه رو اذیت کنن، راه زیاده. مهریه نشد، بچه. بچه نشد، مادرشوهر. مادرشوهر نشد، رفیق و ....
ما حرفمون اینه که اگه تو زندگی با همسر آینده تون تفاهم داشته باشین، هیچ وقت صحبت بعد از شامتون درباره مهریه نخواهد بود.
این موضوع فراموش میشه...
مهریه درسته که عندالمطالبه است.
اما زنی که وضعیت مالی شوهرش رو ببینه و نخواد که عذابش بده، فراموش میکنه.
عوض صحبت از طلاق و مهریه صحبت از هزار و یک چیز دیگه میشه.
هم آقای علمدار و هم من از کش اومدن این قضیه مهریه خرسند نیستیم و توی پست هامون هم کاملاً واضحه.

بد قاطی کردین ها!!!!Wink
موفق باشین.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علمدار133 ، Mohammad Trust ، sadegh-a ، فاطمه خانم ، فدک زهرا ، Reza2035 ، یاســین
۲۰:۱۲, ۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #77
آواتار




برای اینکه زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، لازم نیست که بیخودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. ضمن اینکه باید بدانید که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، هیچ ارتباطی به رویاپردازی و ایده آل نگری نداشته و در عین حال چیزی نیست که بدون هیچگونه تلاش و اراده ای، تحقق بپذیرد. پس لازم است بدانید که اگر واقعا قصد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان را دارید، یکی از بهترین اقداماتی که می توانید انجام بدهید، شناسایی عوامل مخرب در زندگی است که ما در این مطلب از آن ها با نام دشمن زندگی زناشویی یاد می کنیم و قصد داریم تا ۹ مورد از آن ها را در ادامه ی مطلب بیاوریم. البته هر کدام از شما ممکن است به فراخور شرایط زندگی خودش، بخواهد به این موارد، مورد دیگری نیز بیفزاید.

۱- تلویزیون

تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی‌گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده‌اید که وقتی به رختخواب می‌روید‌، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آنکه در این کار زیاد سخت‌گیری نکرده باشید‌، می‌توانید موافقت کنید که در هفته‌، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلوزیون در رابطه ی میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.

۲- خانه‌نشینی
ممکن است به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نروید! البته حتما لازم نیست که رستوران های آنچنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا اینکه اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که صله ی رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش‌های دونفره و شب‌نشینی‌های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده‌اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلوزیون جدید شما باشد!

۳- ساعات اضافی
دیگر دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت‌تان را با خود به خانه می‌آورید‌ که حقیقتا هیچ کار خوشایندی برای فرزندان وهمسرتان نیست! تنها کافی‌است که کار، تمام زندگیتان را به‌خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می‌شود که از آن در خانه حرف می‌زنید. بس کنید! سعی کنید به حد کافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آنکه توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هر ازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هر گاه به خانه بر می گردید، همانطور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آن ها را درون جوراب هایتان بریزید.

۴- رسیدگی به وضع ظاهر
فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می‌گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی‌خیال شوید! چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند، تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد. پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا‌مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت‌و‌پاش‌کردن در خانه خودداری کنید و به‌خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه که هستید دوست دارد، با این‌حال چرا سعی نمی‌کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می‌دهید که حضور او و تاثیری که بر او می‌گذارید برایتان مهم است!

۵- بی‌توجهی
یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بی‌توجهی است. در اینجا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زمانی‌که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید؛ به‌خصوص زمانی ‌که او را شیک و زیبا می‌بینید و یا وقتی‌ که او با تعریف‌های بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید‌ها همیشه خوشایند هستند‌، اما تنها زمانی‌که درست و بجا به‌کار برده شوند.

۶- حسادت مفرط
دست از پاییدن و سین‌جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی دو جانبه بنا می‌شود. شک و بدگمانی‌های بیش از حد شما‌، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می‌دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید.

۷- خانواده همسر
نه، مطمئنا تمام خانواده‌های همسر آنگونه که در فیلم‌ها به‌صورت منفی نشان داده می‌شوند، نیستند. پس سعی کنید که از تلقین منقی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می‌تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نکته مهم آن است که بدانید زمانی‌که این تفاهم به حد کافی وجود دارد‌، چیزی را به همسرتان تحمیل نکنید. چنانچه احساس می‌کنید که همسرتان از رفت‌وآمد‌های آخر هفته کم‌کم خسته می‌شود به او اصرار نکنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی‌های همکاران و دوستان قدیمی نیز صدق می‌کند.

۸- نبود برنامه
تشکیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر‌گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده‌تان را بسازید. از برنامه‌های کوتاه‌مدت (مکانی که تعطیلات را در آنجا می‌گذرانید، خرید اتومبیل و…) گرفته تا برنامه‌های بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و…) بی‌درنگ در مورد آینده‌تان و اینکه چگونه با آن روبه‌رو می‌شوید فکر کنید. این عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پیش‌روی در زندگی را در شما شعله ور می‌کند!

۹- سکوت
مطئنا عدم‌گفت‌وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی‌توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در بالا از آنها نام برده‌ایم. با این‌حال، معمولا گفت‌وگو میان زن و مرد صورت می‌گیرد، اما هیچ‌یک از طرفین به حرف‌های یکدیگر گوش نمی‌دهند… در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی‌درنگ از یک روان‌درمانگر کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است… پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.
mehrabnews.ir



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: somayeh ، سرباز سید علی ، MOHSEN-Z ، M03TAFA ، taleb
۲:۰۶, ۱۶/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مرداد/۹۱ ۹:۵۷ توسط rastin.)
شماره ارسال: #78
آواتار
خوب عزیزم رخت میشوری غذا میپزی جارو میکنی و حین کار فکر میکنی بدبختی؟!
اگه واقعا اینجوری فکر میکنی پس هنوز نفهمیدی کی واقعا بدبخته!!


تویی که میتونی مهریه داشته باشی اون بنده خداهمون (مهر معنوی) تورو داشته باشه براش بسه!

تویی که میتونی واسه کار کردن تو خونه ازش پول بگیری اون فقط مجبوره صبح تا شب کار کنه خرج تو و رفاهتو بده!کدبانو!
اگه لباسشو اتو میکنی غر نزن:مگه خودت دست نداری!
چرا داره!دوتام داره! اما دوست داره تو براش اتو کنی!کیف میکنه که تو بهش توجه میکنی!


اگه غذا درست میکنی لطف میکنی!وظیفه اونه که برات ندیمه(با کلاس کلفت!)بگیره!تویی که داری بهش علاقتو ثابت میکنی چون مجبور نیست بخاطر حقوق ندیمه تو هم کار کنه!پس باید ازت ممنون باشه!
تویی که مادر میشی!اون هیچ وقت حس مادری رو تجربه نمیکنه!پدر شدن هم خوبه اما حسی که تو داری..کجا..مال اون کجا! بذار راحت بگم تویی که اگه بچت نصفه شب گریه کنه ساکتش میکنی چون دلت آروم نمیگیره تا وقتی بچه ساکت نشده اما اون بالش میذاره رو گوشش میخوابه یا انقد وای میسته تا بچه ساکت شده!بعید هم نیست بره بالش رو بذاره رو دهن بچه!اون لحظه درک نمیکنه باید بچه رو بقل کنه و تکونش بده تا ساکت شه!البته استثنائات هم وجود داره ها من عمومش رو میگم!
بانو! تویی که حق داری واسه شیر دادن بچه خودت ازش پول بگیری!(دینتو نگاه کن خدایی برو حالشو ببر!)
تویی که فقط میتونی نفرت،دعوا،بدی،سختی رو توی خونه به عشق،آشتی،خوبی و آرامش تبدیل کنی!
تویی که بهشت زیر پاته!اون پاشو کج بذاره بدبخته!
تویی که میتونی تکیه گاه خانواده باشی!
تویی که ستون خونه ای!
تویی که اگه یه روز نباشی همه چی بهم میریزه!


تویی که گوش شنوای اونی! اگه نفهمی اونم عقلش نمیرسه میره یه گوش دیگه پیدا میکنه!!!(اینو میدونم همتون گوش میدید!)
ذاتش اینه بابا! مثل شما که عادت دارید فقط عاشق همون بمونید!اون با یه استانداردهایی عاشق می مونه که وظیفه تو رعایت کردنشه!
همین!

حق اون از زندگی همینه!در برابر حق های بی شماری که خداوند به تو داده!
سوره داده به اسم تو!سوره زن!
سوره ی مرد داریم؟!
نداریم!
تو انقد مهم بودیا!
ارزشت رو به اندازه سوره ای که به اسمته حفظ کن!اسمشو حداقل!


پ.ن:الان میدونم تو دلتون میگین تو هنوز مجردی نمیفهمی!نه بابا می فهمم!چون ذاتیه می فهمم!و می بینم اطرافمو که به خاطر هیچ و بازم هیچ چه زن و شوهرایی که دارن از هم جدا میشن..این یه درده که با ندونستن و یا بعضا عمل نکردن به یه سری حقوق رشته ی خانواده از هم پاره بشه و اصلا از کجا معلوم دو طرف بعد از هم با کس دیگه خوشبخت تر بشن؟البته استثنا هست یعنی یه زمانی جدایی به نفع هر دوتاست اما به جرات میگم اکثر مشکلات رو میشه با صبر و با عشق حل کرد.موقع سختی موقع بی پولی موقع دعوا بهم فرصت ،آرامش و(حق) بدید! خدا رو فراموش نکنید که معجزه میکنه!!
نظراتتون برام ارزشمنده! ضمنا++
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sadegh-a ، Asma ، دل خسته ، mhvvhm ، علمدار133 ، taleb ، فدک زهرا ، Reza2035 ، Havbb 110 ، help me
۱۰:۲۰, ۱۶/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مرداد/۹۱ ۱۰:۲۲ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #79
آواتار
به نام خدا
به عنوان یک متاهل از قشر متوسط میگویم : در شرایط اقتصادی کنونی اگر تمکن مالی به خصوص اگر خانه ندارید به هیچ وجه ازدواج نکنید چون هر روز شرمنده خانواده تان میشوید و با این گرانیهای روز افزون اجاره ها و اقلام خوراکی و مصرفی، مشکلات روانی بسیار بدی به سراغتان خواهد آمد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mhvvhm ، علمدار133 ، Reza2035
۲۰:۴۱, ۱۶/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #80
آواتار
من که ترجیح میدم زاهد باشم تا اینکه ازدواج کنم 'این طوری ادم بهتر میتونه خودشو وقف خدا بکنه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا