|
حق الناس هست یا نه ؟؟؟!!!
|
|
۱۶:۴۱, ۵/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۰ ۱۹:۳۳ توسط Resistance.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
حق الناس به نظر شما چیه فقط مسائل مادی ؟ یا نه میشه همه جا و برای همه چیز حق الناس رو در نظر گرفت ؟
باقیش رو شما بگو !!!امام رضا فرمود: هر مسوؤلي و هر فردي بايد طوري كار كند كه اگر در نماز جمعه خواست بگويد خجالت نكشد. هركاري ميكني كه در نماز جمعه خجالت ميكشي بگويي پيداست در كارت يك ايرادي است. خانم يك پولي برميدارد و به فقير ميدهد. اگر همان لحظه شوهرش ببيند رنگش نپرد معلوم ميشود كارش درست است، اگر رنگش پريد معلوم ميشود كارش خلاف است. مرد هم همينطور است. بايد طوري زندگي كنيم كه خانم ما را ديد رنگ ما نپرد. هركس كاري ميكند، من بايد خانه و زندگيام طوري باشد كه شما بتواني در اتاق مهمانخانهي من بيايي، اگر گفتم فلاني آمد، در را قفل كن، پرده را بكش، اين پيداست اتاق مهمانخانهي من يك چيزهايي در آن است كه ميخواهم شما نبيني. هركس از اينكه مردم كارشان را ببينند وحشت دارد پيداست در كارش ناپاكي است. خدايا قبل از مردن ما را از حقالناس نجات بده. ايماني بده كه وقت مرگ آن ايمان ما را حفظ كند. |
|||
|
|
۱۷:۲۸, ۵/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۹۰ ۱۳:۱۹ توسط ewsha.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
هيچوقت دلم نمي خواست و نمي خواد كه به هيچ كدوم از مباحث مطرح شده تو تالار جوابي بدممم هميشهه بعنوان مهمان فقط خواندم و رفتم
اما واقعا يه سوال هميشه رو دلم سنگيني مي كنه اهاي شماها كه ختم قران ميگيريد شماها كه هرچي بلديد به ديگران ياد ميديد خودتون چقد به اون قراني كه ميخونيد عمل مي كنيد همون خدايي كه قران و راهنماي زندگيتون قرار داد مگه نگفت دل شكستن حق الناس...گفت يا نگفت گفت عمل به وعدهاتون جزيي از ايمانتون هست گفت يا نگفت قراني كه ميخونيد وقتي بهش عمل نمي كنيد چه فايده؟؟؟؟؟ علمي كه ياد گرفتيد و فقط بلديد باهاش به ديگران فخر فروشي كنيد چه فايده؟؟؟؟ شماها كه مبحث ايجاد ميكنيد و حرفايي ميزنيد كه شايد تا اخر عمرمم نفهمم شون بهتر نيستت اول خودتون به حرفاتون عمل كنيد باورش كنيد بعد تاپيك ايجاد كنيد اين اخرين باري خواهد بود كه من اينجا موضوع ايجاد ميكنم و از مديران تالار عاجزانه خواهش ميكنم اين نام و كاربري و حذف كنن چون من اول مي خونم ياد ميگيرم شعار نميدم عمل ميكنم وقتي شد جزيي از زندگيممم فريادش ميزنم.... چون دوست دشمن است شکایت کجا برم |
|||
|
|
۱۷:۴۰, ۵/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۰ ۱۸:۰۳ توسط Resistance.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
حقیقت زنددگی هم همینه باید حرفی رو که میزنیم عمل کنیم . زندگی فراز و نشیب زیاد داره انسان خطاکاره و برای گذر از خطاها و اشتباهات باید توبه کرد و حلالیت خواست و از خدا مدد بخواهیم . نباید فقط شعار داد باید عمل کرد از هر وقت هم شروع کنید دیر نیست .
درسته دل شکستن هم حق الناس هستش حق الناسی سخت که باید از اون دوری کرد . گذر از مراحل سخت زندگی فقط با توکل به خدا ممکن است باید زندگی رو جور دیگر دید . توکل به خدا کنید و از همین حالا برای رضای اون قدم بردارید . یا علی مدد |
|||
|
|
۱۸:۰۲, ۵/دی/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
خوشحالم كه تا اخر عمرم زندگيم و با چشم نابيناي خودم مي بينم نه با چشم ادماي مثلا بينا كه فقط بلدن شعار بدن حرف بزنن
تو نگاه نابيناي من به زندگي محبت انقد جا داره كه بخاطرش همه كار كردم تو نگاه غلط و نابيناي من دل شكستن گناه كبيره ست تو زندگي من دروغگو و دروغگويي جايي نداره عمل به وعده هام از واجبات زندگيمه زندگي كوچيك و حقير من زيباست ...البته تنهايي و بدون حضور ادمايي كه فقط بلدن بگن بگن بگن بگن كاش مي تونستم از خدا بپرسم چه حالي داري وقتي ما ادما رو مبيني كه روح بزرگت و كوچيك كرديم...پيش خودت چي فكر ميكني وقتي قلبي و مي شكنيم كه تو توش هستيييي چرا................... |
|||
|
|
۱۸:۲۶, ۵/دی/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۵/دی/۹۰ ۱۸:۰۲)newsh نوشته است: خوشحالم كه تا اخر عمرم زندگيم و با چشم نابيناي خودم مي بينم نه با چشم ادماي مثلا بينا كه فقط بلدن شعار بدن حرف بزنن سلام دوست خوبم رسیدن به خیر. من تو این سایت هیچ کاره هستم و فقط به کاربرم. تو صحبتاتون دلگیریه شدیدی می بینم. دوست من درسته که من تو عمل صفر که هیچ، زیره صفرم. اما نمی دونم چه چیزی انقدر شما رو رنجونده. کاش یه ذره موشکافی کنید بیشتر دوزاریمون بیفته. من به شخصه از شما حلالیت می طلبم. |
|||
|
|
۲۰:۴۴, ۵/دی/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام
انگار newsh از يه جاي تالار دلش گرفته !! درست فكر كردم ؟؟ اگه مشكلي هست حتما بگو آقا يا خانم newsh! شايد براتون سوءتفاهم شده ، بچه هاي تالار خيلي خوب و با ايمانند ، من اگه مطمئن نبودم هيچ وقت وارد اين تالار نمي شدم ! اهل اينترنت نيستم ، خيلي هم وقت ندارم پست جديدي بذارم . راستش اگه هم بذارم خيلي طرفدار نداره ![]() بيشتر ترجيح ميدم مطالب بچه ها رو بخونم و ياد بگيرم . شايد گاهي يه بحثي پيش بياد ،اما اين خيلي طبيعيه !! نمي دونم منظورتون چيه . اما فكر كنم بهتر باشه با بزرگان تالار ،اگه حرف و يا دلگيري هست در ميون بذارين! دلتنگ نباش بچه هاي تالار بيداري انديشه عاشق آقاشونند و چشم براه ، چطور ممكنه دل بشكنند . ياحق
|
|||
|
|
۲۳:۳۲, ۵/دی/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۵/دی/۹۰ ۱۷:۲۸)newsh نوشته است: هيچوقت دلم نمي خواست و نمي خواد كه به هيچ كدوم از مباحث مطرح شده تو تالار جوابي بدممم هميشهه بعنوان مهمان فقط خواندم و رفتم سلام به روی ماهت خانوم. اولا" که خیلی خیلی خوش اومدی.. دوما" با توجه به اینکه توی چند تا مورد،احساس کردم جزو دسته هایی میشم که ازشون دلخورید، احساس وظیفه کردم بپرسم چه اتفاقی افتاده که اینقدر دلخورید... اگر جائی ناراحتی ای پیش اومده، بدونید قطعا" عمدا" نبوده؛اینکه میگم قطعا"،چون فکر می کنم بیشتر از کاربرای جدید الورود،با مدیران و ناظران حشر و نشر داشتم.. خیلی عامیانه بگم،تو مرام بچه های اینجا نیست عمدا" دل بشکنن یا کسی رو آزار بدن.. اما اینجا دنیا،دنیای مجازیه.. ما تو دنیای واقعیمون هم وقتی با یکی رو در رو صحبت می کنیم،بازهم سوء تفاهم پیش میاد،چه برسه به اینجا که نه لحن ها مشخصه،نه نیت پشت صحبت ها.. من بازم میگم چون نمی دونم علت ناراحتی شما از کی و کجاست،نمی تونم راحت صحبت کنم و منطقا" دلیل بیارم براتون.. (نه اینکه توجیه کنم؛چون اگر ببینم اشتباه از من بوده،جلوی همه عذرخواهی می کنم و ابائی ندارم...نه من،خیلی ها همینطورند..) اما خواهرانه یا دوستان بهتون پیشنهاد می کنم نذارید موضوعی اینقدر ناراحتتون کنه...با طرف صحبتتون،ناراحتیتون رو درمیون بذارید و هم به اون کمک کنید خودش رو اصلاح کنه،هم خودتون آرامش بیشتری بدست میارید و ان شاءالله که به ثواب هم نزدیک تر باشه.. می خواستم براتون پیام خصوصی بفرستم همین صحبت ها رو،اما به نظرم رسید اگر کسی مثل شما ناراحتی ای داره ،این رو اینجا بگم که خدای نکرده کینه یا دلخوری ای از کسی باقی نمونه.. امیدوارم به زودی زود شاهد فعالیت های شما در این سایت باشیم و از اطلاعات هم استفاده کنیم.. ![]() در پناه خدا باشید..
|
|||
|
|
۰:۰۶, ۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت محترم جناب newsh (۵/دی/۹۰ ۱۸:۰۲)newsh نوشته است: اهاي شماها كه ختم قران ميگيريد شماها كه هرچي بلديد به ديگران ياد ميديد خودتون چقد به اون قراني كه ميخونيد عمل مي كنيد همون خدايي كه قران و راهنماي زندگيتون قرار داد مگه نگفت دل شكستن حق الناس...گفت يا نگفت گفت عمل به وعدهاتون جزيي از ايمانتون هست گفت يا نگفت قراني كه ميخونيد وقتي بهش عمل نمي كنيد چه فايده؟؟؟؟؟ علمي كه ياد گرفتيد و فقط بلديد باهاش به ديگران فخر فروشي كنيد چه فايده؟؟؟؟ شماها كه مبحث ايجاد ميكنيد و حرفايي ميزنيد كه شايد تا اخر عمرمم نفهمم شون بهتر نيستت اول خودتون به حرفاتون عمل كنيد باورش كنيد بعد تاپيك ايجاد كنيد اين اخرين باري خواهد بود كه من اينجا موضوع ايجاد ميكنم و از مديران تالار عاجزانه خواهش ميكنم اين نام و كاربري و حذف كنن چون من اول مي خونم ياد ميگيرم شعار نميدم عمل ميكنم وقتي شد جزيي از زندگيممم فريادش ميزنم.... من که شرمنده ی خدا و بندگانش هستم.واقعا اگر به آنچه می گفتیم عمل می کردیم بنا به تضمین خداوند چشمه های حکمت از قلب هایمان جاری می شد.ولی دریغ........ (۵/دی/۹۰ ۱۸:۰۲)newsh نوشته است: كاش مي تونستم از خدا بپرسم خیلی عالی بود معلوم است که واقعا با نفس خودت صادق هستی و با کمال خودآگاهی و اخلاص می نویسی؟!؟!خدا خیرت دهد و دلت را بیش از پیش نورانی کند و نزدیکترین جایگاهها به خودش را به شما عنایت کند تا بتوانی از منظر خداوند عالم را ببینی و عجب لذتی دارد این چنین معرفتی. از این حالات و جملات بیشتر بنویس بلکه این قلب من سیاه رو متنبه شود.در هر صورت اگر جسارت شده است، کمبودی است،عرض کنید؛ اینجا آمده ایم که با کمک خداوند و یاری و همکاری همدیگر حلش کنیم. التماس دعا. |
|||
|
|
۰:۱۴, ۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
حق الناس از دانه خردلي شروع ميشود تا وعده مسئولي و ...
با اين تفاوت كه خوردن دانه خردل عذاب كمتري از خوردن حق مردم دارد... نكته جالب اسلام در نظم در چينش خوبي ها و بدي هاست.اگر خوب نگاه كنيم زنجيره اي از گناه ها و ثواب ها را پشت هم ميبينيم.مثلا بدي كسي را گفتن، اگر راست باشد ميشود غيبت، اگر دروغ باشد ميشود تهمت و ... |
|||
|
|
۲۰:۵۴, ۱۰/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/دی/۹۰ ۰:۲۱ توسط ewsha.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
دوباره آسمان این دل ابری شده .
دوباره این چشمهای خسته بارانی شده . دوباره دلم گرفته است و شعر دلتنگی را برای این دل میخوانم. میخوانم و اشک میریزم ، آنقدر اشک میریزم تا این اشکها تبدیل به گریه شوند. در گوشه ای ، تنهای تنها و خسته از این دنیا . دوباره این دل بهانه میگیرد و درد دلتنگی را در دلم بیشتر میکند. خیلی دلم گرفته است ، مثل همان لحظه ای که آسمان ابری می شود. خیلی دلم گرفته است ، مثل همان لحظه ای که پرنده در قفس اسیر است و با نگاه معصومانه خود به پرنده هایی که در آسمان آزادانه پرواز میکنند چشم دوخته است. دلم گرفته است مثل لحظه تلخ غروب ، مثل لحظه سوختن پروانه ، مثل لحظه شکستن یک قلب تنها . دوباره خورشید می رود و یک آسمان بی ستاره می آید و دوباره این دل بهانه میگیرد. به کنار پنجره میروم ، نگاه به آسمان بی ستاره . آسمانی دلگیرتر از این دل خسته یک شب سرد و بی روح ، سردتر از این وجود یخ زده. خیلی دلم گرفته است ، احساس تنهایی در وجودم بیشتر از همیشه است. تنهایی مرا می سوزاند ، دلم هوای تو را کرده است دوباره این دل مثل چشمانم در حسرت طلوعی دیگر است. آسمان چشمانم پر از ابرهای سیاه سرگردان است ، قناری پر بسته در گوشه ای از قفس این دل نشسته و بی آواز است. هوا ، هوای ابریست ، هوای دلگیریست. میخواهم گریه کنم ، میخواهم ببارم . دلم میخواهد از این غم تلخ و نفسگیر رها شوم . اما نمی توانم… دوباره دلم گرفته است ، خیلی دلم گرفته است، اما کسی نیست تا با من درد دل کند ، کسی نیست سرم را بر روی شانه هایش بگذارم و آرام شوم… هیچکس نیست! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











بيشتر ترجيح ميدم مطالب بچه ها رو بخونم و ياد بگيرم . شايد گاهي يه بحثي پيش بياد ،اما اين خيلي طبيعيه !!
بچه هاي تالار بيداري انديشه عاشق آقاشونند و چشم براه ، چطور ممكنه دل بشكنند . ياحق 