کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آماری از قربانیان جنایت‌های آمریکا در جهان
۳:۱۴, ۱۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار

به گزارش مشرق به نقل از فارس، «رابرت الیاس»، استاد علوم سیاسی آمریکا، به تهیه فهرستی از اقدامات تروریستی و جنگی آمریکا در نقاط مختلف دنیا پرداخته است؛ این استاد علوم سیاسی آمریکا معتقد است برای تهیه این فهرست از منایع معتبر و قابل استناد و رسمی استفاده کرده است.
استفاده از سلاح های کشتار جمعی:
استفاده آمریکا از بمب ها، معمولاً خارج از شرایط جنگی اعلام شده، برای تخریب بی دلیل و بدون هدف نظامی، که اهداف و قربانیان آن افراد غیرنظامی هستند، یا آنچه که امروزه «خسارت جنبی» نامیده می شود:
ژاپن (1945) / چین (46-1945) / کره و چین (53-1950) / گواتمالا (69-1967، 1960، 1954) / اندونزی (1958) / کوبا (61-1959) / کنگو (1964) / پرو (1965) / لائوس (70-1964) / ویتنام (73-1961) / کامبوج (70-1969) / گرنادا (1983) / لبنان (84-1983) / لیبی (1986) / ال سالوادور (دهه 1980) / نیکاراگوئه (دهه 1980) / ایران (1987) / پاناما (1989) / عراق (2000-1991) / کویت (1991) / سومالی (1993) / بوسنی (95-1994) / سودان (1998) / افغانستان (1998) / پاکستان (1998) / یوگسلاوی (1999) / بلغارستان (1999) / مقدونیه (1999)
استفاده آمریکا از سلاح های شیمیایی و بیولوژیکی:
آمریکا از امضاء کنوانسیون ها علیه گسترش و استفاده از سلاح های شیمیایی و بیولوژیکی سر باز زده و این سلاح ها را کشورهای ذیل (بدون اطلاع رسانی به جمعیت غیرنظامی) استفاده یا آزمایش کرده است:
باهاما (اواخر دهه ی 1940 و اواسط دهه ی 1950) / کانادا (1953) / چین و کره (53-1950) / کره (69-1967) / ویتنام، لائوس، کامبوج (70-1961)، پاناما (دهه ی 1940 – دهه ی 1990) / کوبا (96، 81، 71، 70، 69، 1962)
آمریکا این سلاح ها را برروی غیرنظامیان آمریکا، بدون اطلاع آن ها، در این مکان ها نیز آزمایش کرده است:
«واترتن»، نیویورک و جزایر «ویرجین» آمریکا (1950) / ناحیه خلیج «سانفرانسیسکو» (67-1957، 1950) / «میناپولیس» (1953)، «سنت لوئیس» (1953) / منطقه واشنگتن (1967، 1953) - فلوریدا (1955) / «ساوانا» در ایالت «جورجیا» / «آون پارک» در فلوریدا (58-1956) / نیویورک (1966، 1956) / شیکاگو (1960)
آمریکا کشورهای زیادی از جمله کشورهای ذیل را به استفاده از این سلاح ها ترغیب نموده و فن آوری لازم برای گسترش این سلاح ها را در اختیار آن ها قرار داده است:
مصر – آفریقای جنوبی – عراق
مداخله های نظامی و سیاسی آمریکا از سال 1945
آمریکا از سال 1945، اغلب برای روی کار آوردن رژیم های دست نشانده، یا شرکت در فعالیت های سیاسی مانند کمپین هایی برای بدنام کردن دولت ها، حمایت مالی یا هدف قراردادن گروه های سیاسی مخالف (بسته به چگونگی خدمت آن ها به منافع آمریکا)، تضعیف جناح های سیاسی، کمپین های خرابکاری و ایجاد وحشت و غیره، دست به یک سری مداخلات نظامی و سیاسی زده است. فهرست ذیل برخی از کشورها و مناطقی هستند که آمریکا در آن دست به این اقدامات زده است:
چین (51-1945) / آفریقای جنوبی (دهه ی 1960 – دهه ی 1980) / فرانسه (1947) / بولیوی (75-1964) / جزایر مارشال (58-1946) / استرالیا (75-1972) / ایتالیا (75-1947) / عراق (75-1972؛ ۱۹۹۱؛ ۲۰۰۱) / یونان (49-1947) / پرتغال (76-1974) / فیلیپین (53-1945) / تیمور شرقی (99-1975) / کره (53-1945) / اکوادر (1975) / آلبانی (53-1949) / آرژانتین (1976) / اروپای شرقی (56-1948) / پاکستان (1977) / آلمان (دهه ی 1950) / آنگولا (دهه ی 1980 – 1975) / ایران (1953) / جامائیکا (1976) / گواتمالا (دهه ی 1990 – 1953) / هندوراس (دهه ی 1980) / کاستاریکا (اواسطه دهه ی 1950، 71-1970) / نیکاراگوئه (دهه ی 1980) / خاور میانه (58-1956) / فیلیپین (دهه ی 1990 – دهه ی 1970) اندونزی (58-1957) - «سیشل» (81-1979) / هائیتی (1959) / جنوب یمن (84-1979) / اروپای غربی (دهه ی 1960 – دهه ی 1950) / کره جنوبی (1980) - «گیانا» (64-1953) / چاد (82-1981) / عراق (63-1958) - «گرنادا» (83-1979) / ویتنام (53-1945) - «سورینام» (84-1982) / کامبوج (73-1955) / لیبی (89-1981) / لائوس (73-1957) / فیجی (1987) / تایلند (73-1965) / پاناما (1989) / اکوادر (63-1960) / افغانستان (92-1979) / کنگو (78-1977، 65-1960) / ال سالوادر (92-1980) / الجزایر (دهه ی 1960) / هائیتی (94-1987) / برزیل (64-1961) / بلغارستان (91-1990) / پرو (1965) / آلبانی (92-1991) / جمهوری دومینیکن (65-1963) / سومالی (1993) / کوبا (1959 تا کنون) / عراق (دهه ی 1990) / اندونزی (1965) / پرو (1990 تا کنون) / غنا (1966) / مکزیک (1990 تا کنون) / اروگوئه (72-1969) / کلمبیا (1990 تا کنون) / شیلی (73-1964) / یوگسلاوی (99-1995) / یونان (74-1967)/ افغانستان (۲۰۰۱)
تحریف نتایج انتخابات دیگر کشورها توسط آمریکا:
آمریکا بطور خاص جهت اصلاح یا تحریف نتایج انتخابات در دیگر کشورها دخالت کرده و گاهی نیز تظاهرات انتخاباتی ساختگی را برای خنثی سازی اتهام سرکوبگری های دولت در کشورهای متحد در حوزه نفوذ آمریکا طرح ریزی می کند. این انتخابات جعلی اغلب در میان دیکتاتوری های زورگو و سرکوبگری که مردم خود را قربانی می کنند بکار گرفته شده یا حفظ می شود. در ذیل به برخی از کشورها که این گونه اعمال در آن ها بکار گرفته شده است اشاره می شود:
فیلیپین (دهه ی 1950) / ایتالیا (دهه ی 1970-1948) / لبنان (دهه ی 1950) / اندونزی (1955) / ویتنام (1955) / «گیانا» (64-1953) / ژاپن (دهه ی 1970-1958) / نپال (1959) / لائوس (1960) / برزیل (1962) / جمهوری دومینیکن (1962) / گواتمالا (1963) / بولیوی (1966) / شیلی (70-1964) / پرتغال (75-1974) / استرالیا (75-1974) / جامائیکا (1976) / ال سالوادر (1984) / پاناما (89-1984) / نیکاراگوئه (90-1984) / هائیتی (88-1987) / بلغارستان (91-1990) / آلبانی (92-1991) / روسیه (1996) / مغولستان (1996) / بوسنی (1998)
آمریکا در مقابل دیگر کشورها در سازمان ملل:
آمریکا مکرراً به دنبال تضعیف صلح و پیشنهادات ارائه شده در زمینه حقوق بشر در سازمان ملل است و مدام علیه صدها قطعنامه و معاهده ی سازمان ملل در این خصوص رأی می دهد. آمریکا بدترین سابقه در عدم حمایت از معاهدات سازمان ملل در میان تمام کشورها را دارا می باشد. آمریکا تقریباً در تمام مواردی که رأی منفی داده است، تنها کشوری بوده است که این رأی را داده (در بین 100 الی 103 کشوری که معمولاً رأی می دهند)، و در بقیه موارد 1 یا 2 کشور دیگر رأی منفی داشته اند. در ذیل به نمونه ای از آراء آمریکا طی تنها ۱۰ سال، از سال 1978 تا سال 1987 اشاره می کنیم:
قطع‌نامه‌ها و معاهداتی که تنها رأی منفی آن مربوط به آمریکا بوده است:
ـ کمک به کشورهای توسعه نیافته
ـ افزایش صادرات کشورهای در حال توسعه
ـ ترویج حقوق بشر توسط سازمان ملل
ـ حمایت از کشورهای در حال توسعه در توافقات تجاری
ـ ایجاد نظم اقتصادی نوین جهانی برای کشورهای توسعه نیافته
ـ گسترش حقوق بشر
ـ جلوگیری عملکرد شرکت های چندملیتی در آفریقای جنوبی
ـ مدل های همیاری در کشورهای در حالی توسعه
ـ حق کشورها برای انتخاب سیستم اقتصادی خود
ـ جلوگیری از استفاده سلاح های شیمیایی و بیولوژیکی (حداقل 3 بار)
ـ مخالفت با نظام آپارتاید در نامیب
ـ مخالفت با تهاجم آفریقای جنوبی آپارتاید به کشورهای همسایه (2 بار)
ـ مخالفت با سرمایه گذاری خارجی در آفریقای جنوبی آپارتاید
ـ منشور جهانی برای حمایت از محیط زیست
ـ کنوانسیون های ضد آپارتاید
ـ کنوانسیون های ضد آپارتاید در رقابت های ورزشی بین‌المللی
ـ پیمان منع آزمایش سلاح های هسته ای (حداقل 2 بار)
ـ منع تلاش برای دستیابی به سلاح و تجهیزات نظامی در فضا
ـ نظم اطلاعاتی جدید جهان که توسط یونسکو حمایت می شود (حداقل 2 بار)
ـ قوانین بین‌المللی برای حمایت از حقوق اقتصادی
ـ نام‌گذاری دهه ی ترابری و ارتباطات در آفریقا
ـ منع تولید سلاح های جدید کشتار جمعی
ـ مخالفت با تلاش نیروی دریایی برای دستیابی به سلاح
ـ کمیسیون مستقل خلع سلاح و مسائل امنیتی
ـ ساز و کار رویارویی سازمان ملل با بلایای طبیعی
ـ گزارش کمیته در مورد حذف تبعیض نژادی
ـ مطالعه ی سازمان ملل در مورد پیشرفت نظامی
ـ بزرگداشت بیست و پنجمین سالگرد استقلال کشورهای استعماری
ـ نام‌گذاری دهه ی رشد صنعتی در آفریقا
ـ وابستگی متقابل حقوق سیاسی و اقتصادی
ـ عکس‌العمل جدی تر سازمان ملل به سوء استفاده از حقوق بشر
ـ حمایت از حقوق کارگران مهاجر
ـ حفاظت در برابر محصولات مضر برای سلامتی و محیط زیست
ـ تصویب کنوانسیون حقوق کودکان
ـ تعلیم روزنامه نگاران در کشورهای در حال توسعه
ـ همکاری بین‌المللی در مورد دیون کشورهای جهان سوم
ـ برگزاری کنفرانس سازمان ملل در مورد تجارت و توسعه
یکی از دو رأی منفی در این قطع‌نامه‌ها یا معاهدات مربوط به آمریکا بوده است:
ـ بررسی شرایط زندگی فلسطینیان و حقوق آنان (حداقل 8 بار)
ـ مخالفت با دخالت کشورها در امور کشورهای دیگر
ـ برگزاری کنفرانس سازمان ملل در مورد زنان
ـ مخالفت با انفجار آزمایشی سلاح های هسته ای (حداقل 2 بار)
ـ منع استفاده از سلاح های هسته ای در مقابل کشورهای فاقد سلاح هسته ای
ـ ایجاد منطقه آزاد هسته ای در خاور میانه
ـ منع اسرائیل از در اختیار داشتن سلاح هسته ای (حداقل 2 بار)
ـ ایجاد نظم جدید اقتصادی بین‌المللی
ـ برگزاری کنفرانس اتحادیه کارگری در مورد تحریم ها علیه آفریقای جنوبی
ـ تصویب قانون معاهده ی دریایی
ـ کمک اقتصادی به فلسطینیان
ـ اقدام سازمان ملل علیه گروه ها و اقدامات فاشیستی
ـ همکاری بین‌المللی در مورد پول، مسائل مالی، دیون، تجارت و توسعه
ـ ایجاد منطقه صلح در آتلانتیک جنوبی
ـ پیروی از تصمیم دیوان بین‌المللی لاهه در مورد مسئله نیکاراگوئه و آمریکا
ـ برگزاری کنفرانس و اقدام جهت جلوگیری از تروریسم بین‌المللی (شامل علل و عوامل آن)
ـ پایان تحریم تجاری نیکاراگوئه
یکی از سه رأی منفی در این قطع‌نامه‌ها یا معاهدات مربوط به آمریکا بوده است:
ـ جلوگیری از سوء استفاده از حقوق بشر توسط اسرائیل (حداقل 6 بار)
ـ جلوگیری از آپارتاید آفریقای جنوبی (حداقل 4 بار)
ـ جلوگیری از بازگشت پناهندگان به اسرائیل
ـ پایان تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای (حداقل 2 بار)
ـ تحریم آفریقای جنوبی آپارتاید
ـ رهایی آفریقای جنوبی از نظام آپارتاید (حداقل 3 بار)
ـ استقلال کشورهای استعماری
ـ نام‌گذاری دهه ی زنان در سازمان ملل
ـ جلوگیری از داد و ستدهای زیان بار در سرزمین های استعماری
ـ برگزاری کنفرانس صلح خاور میانه
ـ پایان تحریم ها علیه کوبا (حداقل 10 بار)
علاوه بر این موارد، آمریکا:
ام از پرداخت حق عضویت خود به سازمان ملل خودداری می کند.
ـ دو بار یونسکو را به خاطر اقدام در جهت حقوق بشر ترک کرده است.
ـ دو بار سازمان بین‌المللی کار را برای اقدام در مورد حقوق کارگران ترک کرده است.
ـ از تمدید پیمان ضد موشک های بالستیک امتناع کرده است.
ـ از امضاء پیمان کیوتو در مورد گرم شدن زمین خودداری کرده است.
ـ از تصمیم سازمان بهداشت جهانی در ممنوعیت سوء استفاده از فرمول تغذیه نوزادان حمایت نکرده است.
ـ کنوانسیون ضد سلاح های بیولوژیکی را امضاء نکرده است.
ـ از امضاء کنوانسیون ممنوعیت استفاده از مین های زمینی امتناع کرده است.
ـ در کنفرانس سازمان ملل در «دربان» علیه نژادپرستی شرکت نکرده است.
ـ یکی از آخرین کشورهایی بوده که پیمان سازمان ملل در مورد حقوق سیاسی و شهروندی را امضاء کرده است (30 سال بعد از تصویب آن)
ـ پیمان سازمان ملل در مورد حقوق اقتصادی و سیاسی را امضاء نکرده است.
ـ با پیمان در حال تکوین سازمان ملل مبنی بر حق صلح، توسعه و حفاظت از محیط زیست مخالفت کرده است.
تخمین تعداد کشته شدگان بر اثر مداخلات نظامی آمریکا و حمایت از دیکتاتورهای کشورهای دیگر (طبق محافظه‌کارانه‌ترین تخمین ها):
نیکاراگوئه : 30000 نفر / برزیل: 100000 نفر / کره: 4 میلیون نفر / گواتمالا: 200000 نفر / هندوراس: 20000 نفر / ال سالوادر: 63000 نفر / آرژانتین: 40000 نفر / بولیوی: 10000 نفر / اروگوئه: 10000 نفر / اکوادر: 10000 نفر / پرو: 10000 نفر / عراق: 3/1 میلیون نفر / ایران: 30000 نفر / سودان: 8000 الی 10000 نفر / کلمبیا: 50000 نفر / پاناما: 5000 نفر / ژاپن: 140000 نفر / افغانستان: 10000 نفر / سومالی: 5000 نفر / فیلیپین: 150000 نفر / هائیتی: 100000 نفر / جمهوری دومینیکن: 10000 نفر / لیبی: 500 نفر / مقدونیه: 1000 نفر / آفریقای جنوبی: 10000 نفر / پاکستان: 10000 نفر / فلسطین: 40000 نفر / اندونزی: 1 میلیون نفر / تیمور شرقی: یک سوم الی یک دوم کل جمعیت / یونان: 10000 نفر / لائوس: 600000 نفر / کامبوج: 1 میلیون نفر / آنگولا: 300000 نفر / گرنادا: 500 نفر / کنگو: 2 میلیون نفر / مصر: 10000 نفر / ویتنام: 5/1 میلیون نفر / شیلی: 50000 نفر
مداخلات مرگبار آمریکا
کتاب های آموزش ترور سازمان سیا
ساخت و توزیع جزوات آموزشی برای نیروهای نظامی یا مردم دیگر کشورها، شامل آموزش قتل، براندازی، خرابکاری، کنترل جمعیت، شکنجه، سرکوب، شکنجه روحی، جوخه های مرگ و غیره
ـ کمپین های شکنجه خاص
ساخت و راه اندازی کمپین های مستقیم آمریکا برای حمایت از شکنجه به عنوان ابزار ایجاد وحشت و کنترل اجتماعی برای دولت های یونان، ویتنام، بولیوی، اروگوئه، برزیل، گواتمالا، ال سالوادر، هندوراس و پاناما
حمایت و پناه دادن به تروریست ها
کمک به رشد، حمایت، دادن اسلحه و تجهیز کردن تروریست هایی مانند:
· «کلاوس باربی» و دیگر نازی های آلمان، و فاشیست های ایتالیایی و ژاپنی بعد از جنگ جهانی دوم
· «مانوئل نوریگا» (پاناما)، صدام حسین (عراق)، «رافائل تروجیلو» (جمهوری دومینیکن)، اسامه بن لادن (افغانستان) و دیگرانی که تروریسم آن ها به شکار خود ما (آمریکا) آمده است
· ایجاد کالج عالی جنگ (برزیل) و اولین «دانشکده قاره‌های آمریکا»که آمریکایی ها در آن به سرکوب گران، اعضای جوخه های مرگ و شکنجه گران آموزش می دادند (دومین «مدرسه ی آمریکا» هنوز در پادگان «بنینگ» در ایالت جورجیا دایر می باشد و اکنون تحت عنوان «مرکز همکاری‌های امنیتی در نیمکره غربی» فعالیت می‌کند).
· ایجاد پناهگاه برای تروریست ها، دیکتاتورها و شکنجه گران کوبا، ال سالوادر، گواتمالا، هائیتی، شیلی، آرژانتین، ایران، جنوب ویتنام و دیگر کشورها
ترور رهبران جهان
استفاده از ترور به عنوان ابزار سیاست خارجی، که طی آن سازمان سیا در 50 سال گذشته تلاش کرده است حداقل 40 نفر از سران کشورها را به قتل برساند، و در قتل تعدادی از آن ها مانند «پاتریس لومومبا» (کنگو)، «رافائل تروجیلو» (جمهوری دومینیکن)، «نگو دین دیم» (ویتنام) و «سالوادر آلند» (شیلی) موفق بوده است.
تجارت سلاح و حضور نیروهای نظامی آمریکا:
· آمریکا بزرگ‌ترین فروشنده اسلحه در دنیا است که دیکتاتورها، ارتش ها و تروریست هایی را که مردم را سرکوب یا قربانی می کنند مسلح نموده و آتش درگیری های خشونت بار در سراسر جهان را شعله‌ور می سازد.
· آمریکا بزرگ‌ترین سازنده مین های کشنده زمینی است که حتی در زمان صلح، هرروز چندین نفر را در سراسر دنیا کشته یا حداقل مجروح می کند.
· آمریکا در حداقل 50 کشور جهان دارای پایگاه نظامی است، که این امر باعث قربانی شدن مکرر مردم محلی می شود.
· آمریکا از سال 1983، تقریباً به طور مداوم مشغول هجمه علیه کشورهای مسلمان یا خاور میانه ای، از جمله لبنان، لیبی، سوریه، ایران، سودان، افغانستان و عراق بوده است.
پس این نمونه ای از سیاست های خارجی آمریکا در طول 50 سال گذشته است. پلیس فدرال آمریکا تروریسم را این‌گونه تعریف می کند: «استفاده غیرقانونی از قدرت یا خشونت توسط شخص یا گروهی که با یک قدرت خارجی ارتباط داشته یا فعالیت های او از مرزهای ملی فراتر می رود، علیه اشخاص یا اموال با هدف مرعوب کردن یا مجبور کردن یک دولت، مردم غیرنظامی یا هر مجموعه ای از آنان به منظور پیشبرد اهداف سیاسی یا اجتماعی.» این گونه به نظر می رسد که تا کنون نیز تروریسم را تجربه کرده ایم. این تعریف شباهت خیلی زیادی هم به اعمال و سیاست های آمریکا از سال 1945 دارد که در بالا گفته شد.
[تصویر: 1%20%287%29.gif][تصویر: 1%20%287%29.gif][تصویر: 1%20%287%29.gif][تصویر: 1%20%287%29.gif][تصویر: 1%20%287%29.gif][تصویر: 1%20%287%29.gif][تصویر: 1%20%287%29.gif][تصویر: 1%20%287%29.gif][تصویر: 1%20%287%29.gif][تصویر: 1%20%287%29.gif][تصویر: 1%20%287%29.gif][تصویر: 1%20%287%29.gif][تصویر: 1%20%287%29.gif]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust
۲۰:۰۴, ۸/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #2





[تصویر: 1327660727_iraq.jpg]
جنایات آمریکا در این مقاله مربوط به قبل از جنگ اخیر این کشور با عراق می باشد و رفتار
سبعانه آمریکایی ها در جنگ دوم خلیج علیه مردم مظلوم عراق خود حکایت مثنوی صد من کاغذ دارد:
همانطور كه قبلاً به آن اشاره گرديد،آمريكا از طريق صدام ، هشت سال جنگ را برايران اسلامي تحميل نمود. بعد از جنگ،آمريكا بايد موارد گوناگوني را در ارتباط باعراق و منطقه خليج فارس و...مورد تجزيه و تحليل قرار دهد كه نكات ذيل از اين گونه‏اند
:
اولاً آمريكا با حكومت بعث عراق كه تا بن دندان مجهز به تسليحات شيميايي و انواع‏ سلاح كشتار دسته‏جمعي است-كه آمريكا و متحدانش در اختيار او گذاشته‏اند-چه بايد بكند؟
!
ثانياً دوران جنگ سرد
(Cold War)
به اتمام رسيده و زرّادخانه‏هاي آمريكا در اروپا بايد تخليه گردد،با آنها چه بايد كرد؟
!
ثالثاً آمريكا مقادير زياد و انواع مختلفي سلاح و ادوات جنگي-از موشك و راكت‏
(Missile & Rocket
و مواد اتمي نظير اورانيم تخليه شده
(Depleted Uranium)
گرفته تا خودروهاي زرهي و بالگردان
(Helicopter)-
را در سال هاي اخير توليد نموده وهنوز موقعيت مناسبي براي آزمايش آنان پيدا ننموده است،با آنها چه كند؟
!
رابعاً از اواخر دهه 80،آمريكا با ركود اقتصادي شديدي روبرو گرديده است.اين‏ وضع اقتصادي را چگونه بايد بهبود بخشيد؟!آيا نفت و پول ها و ذخاير اعراب مي‏تواند مرحمي بر اين درد باشد؟
!
خامساً با شيعيان منطقه جنوب عراق كه در اصل حاميان جمهوري اسلامي و ازدشمنان آمريكا و صهيونيسم محسوب مي‏شوند و نيز وجود آنان خطري بالقوه براي منافع‏ آمريكا و اسرائيل در منطقه است،چه بايد نمود؟
!
سادساً سيلي محكمي كه آمريكا در ابعاد و زمينه‏هاي مختلف از جانب جمهوري‏ اسلامي ايران بعد از انقلاب خورده و آن سيلي باعث از دست رفتن موقعيت و اعتبار و آبروي آمريكا شده،آن حيثيت و اعتبار را چگونه باز يابد؟
!
هر چند كه آمريكا از طرق مختلف سعی نموده تا حيثيت،اعتبار،نفوذ و قدرت و منزلت‏ بر باد رفته خود را باز ستاند، ولي موفق نبوده است.در اين راستا حتی از اهرم های‏ تبليغاتی خود نظير هاليوود در ساختن فيلم‏هاي مختلف تخيلي كه آمريكا را قدرتی غير قابل تصور نشان دهد و استفاده از هنرپيشه‏هايی مانند آرنولد شوارتزنگر
(Schwarzenegger)
و يا سيلوستر استلون
(Sylvester Stallone)
در آن فيلم ها بهره‏ جسته ولی اثر مثبتی را كه آمريكا خواستار آن بوده هنوز نيافته است
.
هر چند رؤساي جمهور آمريكا از جيمي كارتر گرفته تا جورج بوش-بعد از هر سيلي‏ محكمی كه بر چهره آمريكا از جانب ايران و حزب اللّه لبنان و...نواخته شده است- فرياد بزنند كه«ما هنوز هم اوّليم»و«ما هنوز اولين ابر قدرت در جهانيم»و عده‏ای هم‏ كف زده و هورا بكشند باز هم مؤثر نبوده و هيچ كس باور نمی كند.زيرا مردم فرار آمريكا از لبنان و نيز اعدام جاسوس سازمان سيا،ويليام باكلی
(William Buckley)
را در لبنان‏ و...فراموش ننموده‏اند
.
از تمام اين ها گذشته،آمريكا فردی را در عراق به نام صدام عفلقی دارد-فردی كه‏ سوابق ديرينه‏ای با سازمان سيا داشته و آن سازمان او را برای استفاده در همين روزها،روی كار آورده است-كسی كه آمريكا با او به هر طريق كه بخواهد بازی مي‏كند و او نيز به‏ راحتی در دام آمريكا قرار گرفته و مطيع است(اين مورد قبلاً نيز در رابطه با حمله به ايران‏اثبات شده است.)
آمريكا با ارزيابی و تجزيه و تحليل و بررسی موارد فوق و نيز نكاتی ديگر،به اين‏ نتيجه رسيد كه بايد آشوبی در منطقه ايجاد نمايد.لذا از طريق سفير خود در بغداد،چراغ‏ سبزی برای اشغال كويت به صدام نشان داد.هر چند سفير آمريكا در بغداد در مصاحبه‏های خود با رسانه‏های عمومی آمريكا اظهار داشت كه در طول ملاقات خود با صدام اين كار را انجام نداده و اين تصميم خود صدام بوده است،ولی شواهد و قرائن‏ موجود،بيانگر اين است كه صدام عفلقی با تجويز و تأييد آمريكا دست به اين كار زد و از تأييدات آنها اين گونه برداشت نمود كه اين بار نيز همچون اشغال ايران،از پشتيبانی تمام عيار مالی،تسليحاتی و سياسی آمريكا برخوردار خواهد شد.
هر چند كه آمريكا از حملات آتی عراق به كويت خبر داشت و تمام حركات نيروهای‏ بعث عراق را از طريق ماهواره نظاره‏گر بود ولی هيچگونه حركتي از خود نشان نداد تا نيروهای بعث عراق،كويت را با خاك يكسان كرده و مردم را قلع و قمع نمايند و مردم‏ كويت تشنه حضور ارتشی گردند كه نقش«فرشته نجات»را بازی كند و در آينده از حضورش در منطقه به علت اين سوابق استقبال شده و به اين ترتيب توجيهی برای‏ حضور دائم خود در منطقه داشته باشد تا به تدريج بتواند منطقه را به تصرف و اشغال‏ خود در آورد.از آن گذشته،اگر قبل از حركت صدام و اشغال كويت،آمريكا نيروهاي‏ بعث عراق را از حركت باز می داشت،سرانجام و عاقبت نكات فوق الذكر(شش مورد ياد شده بالا)به كجا می‏كشيد؟آيا جز اين بود كه آمريكا بايد باز سرش را پايين بيندازد و منطقه را ترك كند؟چون منطقه آرام است و به سگ نگهباني چون نيروهاي آمريكا احتياج ندارد.
لذا صدام به هر قيمتی شده و تا آنجا كه در توان دارد بايد جنايت كند و اين جنايات در آينده نيز ادامه داشته باشد و طبق محاسبات آمريكا،وجود صدام در منطقه به عنوان يك لولو، فعلاً لازم است
!
با اشغال و نابود نمودن كويت و كشتار مردم توسط نيروهای بعث عراق،آمريكا نيز نقش خود را ايفا نمود
.
جنايات آمريكا در جنگ 43 روزه نفت چه بوده است؟!به مواردی چند از اين‏جنايات اشاره خواهيم نمود
:

1-
كشورهای عرب منطقه خليج فارس در سال 1994 اعلام داشتند كه در جنگ‏ نفت،متحمل 620 ميليارد دلار ضرر شده‏اند.يكي از وجوهی كه كشور عربستان بابت‏ حضور نيروهای آمريكايی و هزينه‏های ديگر آمريكا در رابطه با جنگ نفت به آمريكا پرداخت نمود،مبلغ 55 ميليارد دلار بود
.

2-
جنگ نفت(كويت)در حقيقت يك جنگ اتمی بوده است.وزارت دفاع آمريكا،از 50 سال قبل تا كنون بيش از يك ميليارد و 100 ميليون پوند(پانصد ميليون كيلوگرم) اورانيم تخليه شده(زباله اتمی)را در انبارهای خود انباشته است‏.
(1)
در ضمن هر چند كه ميلياردها دلار براي پاكيزه نمودن محيط زيست از زباله‏های اتمی،به بودجه دولت‏ آمريكا اضافه گرديده است،ولی شعبه اصلاح زيست محيطی وزارت انرژی آمريكا
(Environmental Restoration Branch of the Department of Energy
)،اين‏ بودجه را صرف انتقال اين مواد به كشورهايی نموده است كه از آن به عنوان يك مواد بازيافت
(Recycle)
در توليد سلاح استفاده نمايند.يكی از برنامه‏های پاكسازی وزارت‏ دفاع آمريكا از زباله‏های اتمي آن است كه اورانيم تخليه شده
(Depleted Uranium)
رامجاناً در اختيار سازندگان مهمات قرار دهد
.
اورانيم تخليه شده،از مواد اتمی راديواكتيو می باشد و بسيار سمی است‏(
2
)
براي سال ها آمريكا از اورانيم تخليه شده- يك فرآورده فرعی سوخت راكتور اتمی
(Nuclear reactor)
وسلاح-برای توليد گلوله توپ،تير و محافظ زره تانك
(Protective armour of tank)
استفاده نموده‏ است.اين مازاد اورانيم،كه اساساً مركبی از ايزوتوپ اورانيم 238(238
-U)
می ‏باشد،تخليه شده‏
(Depeted)
نام دارد زيرا كمتر از حد معمول،ايزوتوپ 235(235
-U)
را كه يك ماده انشقاقی است، داراست.به جدول ذيل كه درصد وجود ايزوتوپ‏های مختلف در اورانيم طبيعی و تخليه شده را نشان‏ می دهد،توجه نماييد
.
نوع اورانيم‏\\\درصد اورانيم 235\\\درصد اورانيم 236\\\درصد اورانيم 238
اورانيم طبيعی\\\0055\\\7196\\\0000\\\2749/99
اورانيم تخليه شده‏\\\0008\\\2015\\\0030\\\947/99
جدول درصد وجود ايزوتوپ‏های مختلف در اورانيم طبيعي و اورانيم تخليه شده
(Depleted Uranium)
امّا اين ماده يك خاصيت عالي دارد و آن اين است كه بسيار متراكم
(Dense)
بوده و قادر به نفوذ در خودروهاي زرهی بسيار سنگين می باشد.اين خاصيت در قتل عام جنگ نفت در سال 1991 ميلادی توسط آمريكا به اثبات رسيد
.
يكي ديگر از خواص فيزيكی اورانيم تخليه شده اين است كه خود به خود در زمان اصابت می سوزد و به‏ ذرات بسيار ريزی به قطر كمتر از 5 ميكرون تبديل می گردد كه به سادگی در موقع تنفس به داخل ريه و خون و نتيجتاً به قسمت‏های ديگر بدن خواهد رسيد.حداقل 70 درصد از اورانيم تخليه شده در زمان‏اصابت،به اين ذرات كوچك تبديل خواهد شد
.
مواد در موقع اصابت به سرعت سوخته و به ذرات كوچك معلق در هوا تبديل مي‏شود كه ده ها مايل را سير نموده و از طريق استنشاق در ريه و اعضای ديگر بدن انسان وارد می گردد.اين ذرات می تواند،هوا،خاك و آب را نيز آلوده نمايد
.
مؤسسه سياست محيط زيستی ارتش آمريكا
(Army Enviornmental Policy Institute)
در يك گزارش خود می نويسد:
«اورانيم‏ تخليه شده‏ای كه وارد بدن شده،توان آن را خواهد داشت كه نتايج طبی(اختلالات‏جسمی)قابل توجهی را ايجاد نمايد.خطر مربوط به وجود اورانيم تخليه شده در بدن، هم شيميائی است و هم راديواكتيوی». (
3
)اين ماده راديواكتيوی باعث مرگ سلول،
تغييرات ژنتيكی(ناقص العضو شدن)و سرطان‏های گوناگون مي‏گردد
.
اكنون افراد زيادي در بعضی از مناطق عراق دارای فرزندان ناقص الخلقه شده‏اند و به‏ اين علت بعضی از عراقی ها ازدواج نمی كنند و بعضی زوج ها نيز از توليد نسل،به علت‏ ترس از فرزند ناقص،جلوگيری می نمايند. اين نقص عضو و انواع گوناگون سرطان و بيماری های مختلف،می تواند به نسل های آينده نيز منتقل شود
.
اورانيم 238،اشعه آلفا
(Alpha)
و گاما
(Gamma)
از خود منتشر می ‏نمايد.اورانيم 238 به توريوم‏
(Thorium)
و بعد از مدتی به پروتاكتينيم
(Protactinium)
تبديل می شود كه از خود اشعه بتا
(Beta)
و گاما
(gamma)
منتشر می سازند
.
اشعه گاما
(gamma)
به محض ورود به يك سلول،تغييرات ژنتيكي
(Genetic mutation)
را موجب‏ خواهد شد.يعنی ژن از حالت طبيعی خود خارج شده و به يك شكل نامطلوب و زشت درخواهد آمد
.
اشعه آلفا
(Alpha)
و اشعه بتا
(Beta)
،باعث مرگ سلول و يا تغييرات ژنتيكی می گردند.اشعه آلفا مولد سرطان
(Carcinogenic)
مي‏باشد.البته اشعه بتا چون ذره كوچكتری می ‏باشد،كمتر از اشعه آلفا سرطان‏ را باعث می شود.تغييرات ژنتيكی بعد از سالها به سرطان تبديل می گردد.تغييرات ژنتيكی در سلول‏ نطفه
(Germ Cell)-
سلول نطفه ماده
(Ova)
و سلول نطفه نر
(Sperm)-
باعث نقص در نسل‏های آينده‏ نيز خواهد شد.
نيمه عمر
(Half Life)
اورانيم تخليه شده 450 ميليارد سال مي‏باشد و این هدیه آمریکایی برای عراقی ها تا ابد است،هدیه ای که تمام نسل های پس از این از هر نژاد ، مذهب و گرایش سیاسی که باشند باید بپذیرند
.
وجود اورانيم تخليه شده در آب و خاك و هوا،به محصولات كشاورزي نيز صدماتي‏ وارد می نمايد.در بعضی از نقاط عراق به علت بمباران های مختلف آمريكا و غيره،وجود
14
نوع آفت محصول
(Crop disease)
مشاهده گرديده است.
در حال حاضر آمريكا سلاح مجهز به مواد راديواكتيو را در رده سلاح متعارف‏
(Conventional Weapons)
قرار داده و آمريكا و ناتو
(NATO)
از آن در نقاط مختلف دنيا از جمله بوسنی،سوماليا و هايتی
(Haiti)
استفاده نموده‏اند.
صدها تن سلاح مجهز به اورانيم تخليه شده متعلق به ناتو در اروپا انبار شده است
.
بعضی از اين مهمات و مين‏ها در بوسني منفجر شده‏اند.آمريكا اين سلاح را به‏ كشورهای تايوان،تايلند،كره جنوبی،اسرائيل،تركيه،يونان،بحرين،عربستان،كويت و غيره نيز صادر نموده است‏.
در جنگ نفت،آمريكا 000،5 موشك
(Missile)
نظير موشك تاماهاك كروز
(Tomahawk Cruise Missile)
و راكت
(Rocket)
،مجهز به اورانيم تخليه شده را بوسيله جنگنده‏های خود در بيش از 000،110 يورش هوائی
(Aerial sorties)
بر سر عراق پرتاب نمود.هواپيماهای آمريكا بيش از 000،88 تن بمب-يعنی 5/7 برابر بمبی كه آمريكا بر روی هيروشيما پرتاب نمود-بر روی عراق ريختند
.
جنگنده‏های فير چايلدای-10(10
-Fairchild A)
در حدود 000،940 گلوله 30 ميلی متری اورانيم تخليه شده را به سمت عراقی ها شليك كردند.هر گلوله 30 ميلي‏متري محتوي 272 گرم اورانيم تخليه شده مي‏باشد كه در مجموع مقدار 680،255 كيلوگرم(000،564 پوند)اورانيم تخليه شده،از طريق جنگنده‏های فير چايلد-ای-10، بر سر مردم عراق خالی شده است‏.در مجموع،در طول جنگ نفت،بين 3 تا 6 ميليون گرم اورانيم تخليه شده،به صورت ذرات بسيار كوچك در منطقه شناور شده كه‏ اين ذرات هوا،خاك و آب اين مناطق را آلوده نموده است‏ و اینجاست که شما دلیل عدم همکاری کشوررهای عربی را در انتقال غبار به میهن عزیزمان ایران را متوجه می شوید آری کشورهایی همچون عربستان سعودی و اردن و عراق تحت سیطره امریکا خواهان ورورد این غبار سمی به ایران هستند و این نیز دستوری واجب الاطاعه از سوی آمریکایی هاست.
آمريكا 000،697 نفر از نيروهاي خود را در جنگ نفت پياده نمود..بر طبق‏ آمار و وزارت دفاع آمريكا كه در تاريخ 30 سپتامبر 1992 منتشر گرديد،نيمي از اين‏ تعداد،سياه‏پوست
(African-American)
و يا از نژاد آمريكاي لاتين
(Latino)
بوده‏اند
.
در جنگ نفت بيش از 100 هزار نفر از سربازان عراقی كشته و 000،85 نفر از آنان‏ اسير شدند.طبق آمار ژانويه 1992 ميلادی،تعداد 90 هزار از 000،300 نفر سرباز مجروح عراقی،بعد از مدتی،جان خود را از دست دادند
.
در اين جنگ 147 نفر از سربازان آمريكايی مردند كه نيمی از اين تعداد،در اثر آتش‏ نيروهای خودی
(friendly fire)
كشته شدند.
در طول جنگ نفت
(The Gulf War)
،90000 نفر از نيروهاي آمريكايی مبتلا به‏ علائم مشخصه مرض جنگ خليج
(Gulf War Syndrome)
شده‏اند (4).البته بايد اضافه نمود كه اين علائم بعد از گذشت سال ها،بروز خواهد نمود.حال اگر تا سال 1997 ميلادي،000،90 نفر از سربازان آمريكایی مبتلا به عوارض ناشی از اورانيم شده‏اند، پس چند درصد از مردم عراق كه مستقيماً و بدون استفاده از هيچ نوع حفاظی در معرض‏ و زير موشك‏ها و گلوله‏های محتوی اورانيم تخليه شده آمريكا قرار داشته‏اند،بايد به اين‏ عوارض مبتلا شده و يا در آينده مبتلا شوند؟!بيماری ها و علائم مشخصه در سربازان‏ آمريكايی و مردم عراق شباهت زيادي به يكديگر دارد.به طور مثال سرباز آمريكايی بعد از شركت در جنگ نفت به آمريكا آمده و بچه‏دار شده است.بچه او ناقص الخلقه و به جای دو دست در دو طرف كتف،پنج انگشت دارد.دقيقا همين نقص را در بچه‏هاي‏ عراقي كه اولياء آنان در معرض اورانيم بوده‏اند مشاهده خواهيد نمود
.
بايد اشاره نمود كه در جزاير مارشال
(Marshall Islands)
كه آمريكا خود را
«
متولي»آن مناطق می داند نيز،اين نقص عضو در افراد ديده شده است.اين نقص عضوو نقايص ديگري همچون چشم نداشتن يا گوش نداشتن و غيره در هنگام تولد و حتي‏نقص عضو در حيوانات مانند قورباغه‏ای كه 9 پا دارد،به علت بمباران ها و آزمايشات‏گوناگون اتمي آمريكا در اين جزاير و يا در عراق بوده است.البته اگر متولی آمريكا باشد،شما غير از اين را متوقعيد؟
!
آمريكا در طول سال های 1946 تا 1958ميلادی،67 بمب اتمی و هيدروژنی را درجزاير مارشال‏ و در سال 1954ميلادی،بمب هيدروژنی براوو
)(Hydrogen Bomb(15
مگا تن(15 ميليون‏تن)بمب عظيم هيدروژنی -15
)(behemoth Hydrogen Bomb)
كه اندازه آن‏
1000
برابر بمب اتمی هيروشيما بود،در جزيره‏بيكينی
(Bikini)
منفجر نمود.آمريكا باانفجار اين بمب‏ها،مرتكب قتل عام ساكنين اين‏جزاير گرديد و از افرادی كه در اين جزاير زنده‏ماندند،به عنوان حيوانات آزمايشگاهی استفاده‏نمود
.
اگر دولت آمريكا،از شهروندان آمريكايی به‏عنوان حيوانات آزمايشگاهي استفاده كند،حال‏شما تصور كنيد كه با ملل ديگر و مسلمانان چه‏خواهد نمود.به طور مثال،پنتاگون
(pentagon)-
وزارت دفاع آمريكا- بين سال های‏
1945
تا 1963 ميلادی،250 هزار نفر از ارتشيان آمريكا را در معرض آزمايشات‏مختلف هسته‏ای قرار داد
.
يكي از اين آزمايشات كه در حضور ارتشيان آمريكا،در تاريخ 27 ماه اوت سال‏
1957
ميلادی انجام گرفت اين بود كه بمب اتمی را در صحرای ايالت نوادا منفجركرد(48).دولت آمريكا حتی از 23000 نفر شهروندان خود به عنوان حيوانات‏آزمايشگاهی استفاده و بدون اينكه اين افراد مطلع باشند،به آنان پلوتونيوم‏
(Plutonium)
كه يك ماده راديواكتيو و سمی است،تزريق نمود
.
آمريكا در طول 50 سال،يعنی از سال 1945 تا 1995 مبلغ 000،4 ميليارد دلار برایطرح ها و برنامه‏های هسته‏ای هزينه كرده است.هر چند كه جنگ سرد به اتمام رسيده‏ولي هنوز آمريكا در صدد است كه با سلاح اتمی پيچيده‏تر و مخرب تر،بيشتر و راحت‏تربتواند مردم بی گناه دنيا را قلع و قمع نمايد
.
آمريكا در سال 1996 ميلادي،25 ميليارد دلار جهت برنامه‏های هسته‏ای خودهزينه نموده كه به اين مبلغ تا سال 2005 ميلادی،40 ميليارد دلار ديگر اضافه خواهدشد.
حال دولت آمريكا،به دوره و عصري رسيده است كه يك سري از ملل مختلف دنيارا به عنوان مردم زائد و مازاد
(Surplus People)
كره زمين قلمداد مي‏كند و بر همين‏اساس به خود اجازه مي‏دهد كه به هر نحوي آنها را از بين ببرد.مردم آفريقا،فلسطين،سرخپوستان و غيره از اين قبيل مي‏باشند.
اين نمونه‏اي از عربده‏هاي آمريكا پيرامون‏طرفداری از حقوق بشر است
!
در مورد ايده سلطه‏جويی و جنايات آمريكا و پنتاگون و سازمان سيا و... نیز پرداخته می شود.


=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
پینوشت:
(
1
) دو بمب اتمي كه آمريكا در هيروشيما و ناكازاكي استفاده نمود و به ترتيب از نوع پلوتونيوم‏
(Plutonium)
و اورانيم
(Uranium)
بوده كه هر دو انشقاقي
(Fissionable)
بوده‏اند ولي نوعي كه در جنگ نفت بر عليه عراق استفاده نمود از نوع اورانيم تخليه شده
(Depleted Uranium)
و انشقاقي‏نبوده است
.
(
2
)-
.If Depleted Uranium enters the body it has the potentail to generate significant medical"
(
3
) ده ها هزار نفر از سربازان انگليسي،فرانسوي،سعودي،مصري،استراليائي،كانادائي و كشورهاي‏ ديگر كه در جنگ خليج شركت داشتند،نيز بيمار گرديده‏اند.
(4)- نام كتاب : آمريكا بدون نقاب، مولف : مير لوحى _ سيد هاشم انتشارات : كيهان، سال نشر : ‏1380‏ش، نوبت چاپ : 1، محل نشر : تهران صفحه : 60
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
کاری از گروه تحقیقاتی جنبش مصاف


جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: black ، vahrakan
۱۴:۵۲, ۹/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
یادم باشه فردا تو مدرسه بهت یاد بدم چطوری مبحث بذاری و یه جایزه هم بهت بدمBig Grin
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۵:۵۳, ۱۴/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
مروری بر وحشتناک‌ترین کشتارهای دسته‌جمعی در آمریکا


در ماه‌های اخیر به طور مداوم خبرهایی در مورد کشتارهای دسته‌جمعی در آمریکا شنیده‌ایم. وحشتناک‌ترین بخش ماجرا زمانی بود که جوانی با ورود به یک دبستان ابتدایی 26 نفر شامل 20 کودک را به قتل رساند تا تمام آمریکا در بهت و حیرت فرو رود. اما بروز چنین رخدادی در جامعه‌ای که خشونت تبدیل به بخشی از فرهنگ آن بالاخص فرهنگ سرگرمی و رسانه‌ای‌اش شده، حمل سلاح در آن آزاد و بلکه یک حق قلمداد می‌شود و حامیان تملک سلاح قدرتمندترین لابی سیاسی کشور را تشکیل می‌دهند نباید زیاد تعجب‌برانگیز باشد. در گزارش حاضر کشتارهای دسته‌جمعی در آمریکا را از دید آمار، پوشش رسانه‌ای، فرهنگ سلاح و نیز سازمان‌های حامی سلاح مورد بررسی قرار می‌دهیم.




کشتارهای دسته‌جمعی آمریکا در سالی که گذشت

در ادامه لیستی از کشتارهای دسته‌جمعی ارائه می‌‌شود که در سال 2012 رخ داده‌اند. این تراژدی‌ها در مکان‌های مختلفی روی دادند از کلیسا گرفته تا سال‌های نمایش فیلم، مسابقات فوتبال، دادگاه‌ها و هم‌اکنون در یک مدرسه ابتدایی. اما با توجه به تکرار این رویدادهای وحشتناک، شاید اگر با یک دید وسیع‌تر به ماجرا بنگریم به این نتیجه می‌رسیم که رخداد این نوع کشتارها در آمریکا به تدریج تبدیل به رویدادی عادی شده است.

22 فوریه 2012 – یک مرد با تیراندازی در ایالت جرجیا 5 نفر را به کام مرگ کشاند. ظاهرا اختلافات خانوادگی دلیل این حادثه بودند.

26 فوریه 2012 – چندین نفر در یک کلوپ شبانه در تنسی شروع به تیراندازی کردند که در اثر آن یک نفر کشته و 20 نفر دیگر زخمی شدند.

[تصویر: 265790_820.jpg]

لبخند معصومانه 18 کودک از 20 کودکی که در ایالت کنکتیکات قربانی فرهنگ خشونت‌پرور آمریکایی شدند[/i]

27 فوریه 2012 – سه دانش‌آموز در دبیرستان چاردون در مناطق روستایی اوهایو به ضرب گلوله همکلاسی‌شان کشته شدند.

8 مارس 2012 – یک مرد مسلح با ورود به یک بیمارستان روانی در پیتزبورگ پنسیلوانیا، دو نفر را کشته و 7 نفر دیگر را زخمی کرد.

31 مارس 2012 – یک فرد مسلح به روی مردمی که در مراسم سوگواری در خانه‌ای در فلوریدا جمع شده بودند تیراندازی کرد. طی این حادثه دو نفر کشته شده و 12 تن دیگر زخمی شدند.

2 آوریل 2012 – یکی مرد 43 ساله که دانشجوی سابق دانشگاه اویکوس در اوکلند کالیفرنیا بود وارد دانشگاه قدیمی خود شده و هفت نفر را "اعدام" کرد. سه نفر نیز زخمی شدند.

6 آوریل 2012 – دو مرد در شهر تولسا، اوکلاهاما، به خیابان آمده و شروع به تیراندازی به سوی افراد سیاه‌پوست کردند. در پی این حادثه که دارای انگیزه‌های نژادپرستانه بودند سه مرد کشته شده و دو نفر دیگر زخمی شده بودند.

29 می 2012 – یک مرد در سیاتل،‌ واشنگتن، شروع به تیراندازی در یک کافی‌شاپ کرده و 5 نفر را کشت. وی در نهایت خودکشی نمود.

[تصویر: 265791_890.jpg]

[b]قدرت حامیان حمل و مالکیت سلاح در آمریکا چنان زیاد است که فعالین مدنی ضدسلاح و صلح‌طلب در برابر آنها تقریبا هیچ کاری نمی توانند انجام دهند[/i]

9 جولای 2012 – چندین نفر با حمله به یک بازی فوتبال سه نفر شامل یک نوجوان 16 ساله را به قتل رساندند.

20 جولای 2012 – جیمز هولمز وارد یک سالن سینما شده و با اسلحه نیمه اتوماتیک خود شروع به تیراندازی به سوی تماشاچیان نمود. در پی این حادثه دوازده نفر کشته شده و 58 نفر زخمی شدند.

5 آگوست 2012 – یک نژادپرست سفیدپوست و نظامی سابق ارتش آمریکا با ورود به یک معبد سیک‌ها در میلواکی، ویسکونسین، شش نفر را به قتل رسانده و سپس خودکشی کرد.

14 آگوست 2012 – سه مرد در دانشگاه تگزاس توسط یک مهاجم 35 ساله کشته شدند. یکی از افراد کشته شده افسر پلیس بود.

27 سپتامبر 2012 – یک مرد 36 ساله در مینه‌سوتا که به تازگی شغل خود را از دست داده بود به محل کار قبلی خود بازگشته، 5 نفر را کشته و سه تن دیگر را زخمی کرد. وی در نهایت دست به خودکشی زد.

21 اکتبر 2012 – یک مرد 45 ساله به نام رادکلیف فرانکلین هافتون سه زن، شامل همسرش، را به ضرب گلوله از پای درآورد و سه نفر دیگر را نیز زخمی کرد. وی در نهایت دست به خودکشی زد.

11 دسامبر 2012 –یک جوان 22 ساله شروع به تیراندازی در یک مجتمع تجاری در پورتلند، اورگون، نموده، دو نفر را کشت و در پایان به زندگی خود نیز خاتمه داد.

14 دسامبر 2012 – یک مرد مسلح در حدود بیست و دو نفر را در نیوتاون، کنکتیکات از پای درآورده و سپس خودکشی کرد. 20 نفر از قربانیان کودک بودند.




[b]بدترین کشتارهای دسته‌جمعی در تاریخ آمریکا


1. 16 آوریل 2007 – دانشگاه فنی ویرجینیا – وا سونگ هوئی چو (Va. Seung-Hui Cho)، 23 ساله، 32 نفر را کشته و سپس به زندگی خود پایان داد. همه قربانیان به غیر از دو نفر در کلاس درس بودند.

2. 14 دسامبر 2012 – نیوتاون – یک فرد 20 ساله به نام آدام لانزا (Adam Lanza) وارد یک مدرسه ابتدایی شده و 26 نفر را به قتل رساند. 20 نفر از این قربانیان کودکان دبستانی بودند. مهاجم در نهایت خودکشی کرد. بعدها جسد یک نفر دیگر نیز کشف شد و بدین ترتیب تعداد قربانیان به 27 نفر رسید.

3. 16 اکتبر 1991 – تگزاس – جرج هنارد (George Hennard) در یک کافه‌تریا شروع به تیراندازی کرده و قبل از اینکه دست به خودکشی بزند 23 نفر را کشت. 20 نفر نیز در این حادثه زخمی شدند


[تصویر: 265792_354.jpg]


از راست به چپ: تصاویر مربوط به کشتار دانشگاه فنی ویرجینیا (2007)، کشتار سندی هوک (2012) و کشتار تگزاس (1991)
[/i]
بدترین کشتارهای دسته‌جمعی 60 سال گذشته آمریکا در 5 سال اخیر روی داده‌اند!

4. 18 جولای 1984 – سین سیدرو، کلیفرنیا – جیمز اولیور هابرتی (James Oliver Huberty)، یک نگهبان اخراجی، 21 نفر را در یکی از رستوران‌های مک‌دونالد به قتل رساند. وی توسط یکی از تک‌تیراندازهای پلیس کشته شد.

5. 1 آگوست 1966 – دانشگاه تگزاس در آستین – چارلز وایتمن (Charles Whitman) از برج ساعت مدرسه شروع به تیراندازی کرده و قبل از اینکه خودکشی کند 16 نفر را کشته و 31 نفر را زخمی کرد.

6. 20 آگوست 1986 – ادموند، اوکلاهاما – پت شریل (Pat Sherrill)، کارمند 44 ساله اداره پست که در شرف اخراج بود، 14 نفر را در اداره پست شهر کشته و سپس به زندگی خود خاتمه داد.

[تصویر: 265793_387.jpg]

[b]از راست به چپ: کشتارهای سن سیدرو (1984)، دانشگاه تگزاس (1966) و اوکلاهاما (1986)
[/i]
7. 21 آوریل 1999 – دبیرستان کلمباین در لیتلتون، کاورادو – اریک هریس، ‌18 ساله، و دیلان کلبولد، ‌17 ساله، در دبیرستان کلمباین شروع به تیراندازی کرده، 12 نفر از همکلاسی‌هایشان و یک معلم را به قتل رساندند. 26 نفر دیگر نیز در این حادثه زخمی شدند. این دو دانش‌آموز در کتابخانه دبیرستان به زندگی خود نیز پایان دادند.

8. 3 آوریل 2009 – بینگهامتون، ‌نیویورک – جیورلی وانگ (Jiverly Wong)،‌ 41 ساله، 13 نفر را در مرکز مهاجرت "مجمع مدنی آمریکا" کشته و سپس خودکشی کرد.

9. 9 نوامبر 2009 – فورت هود، تگزاس – یک فرد مسلح با تیراندازی در "مرکز آمادگی سربازان" 13 سرباز و غیرنظامی را کشته و چندین نفر دیگر را زخمی کرد.

10. 6 سپتامبر 1949 – کامدن، نیوجرسی – هووارد اونرو (Howard Unruh)، نظامی سابق آمریکایی 13 نفر را در منطقه محل سکونتش از پای درآورد. روانپزشک‌ها اعلام کردند او دچار شیزوفرنی است و بدین ترتیب بدون محاکمه به یک بیمارستان روانی منتقل شد. وی در سال 2009 درگذشت.


[تصویر: 265794_445.jpg]


[b]به ترتیب از راست به چپ: کشتار دبیرستان کلمباین (1999)، کشتار بینگهامتون (2009)

کشتار فورت هوت (2009) و کشتار کامدن (1949)[/i]



[b]آمارها در مورد کشتار دسته‌جمعی در آمریکا چه می‌گویند؟


در ادامه گزارش به منظور ارائه آماری در مورد جنبه‌های مختلف کشتار دسته‌جمعی تعریف خود را از این پدید محدود به پرونده‌هایی خواهیم کرد که در آنها:

الف) حداقل 4 نفر کشته شده باشند،

ب) قاتل فقط یک نفر باشد،

ج) قتل در یک مکان عمومی روی داده باشد.

با توجه به تعریف فوق می‌توان گفت که از سال 1982 تا سال 2012، در حدود 62 مورد کشتار دسته‌جمعی در آمریکا روی داده است. این حوادث در سی ایالت آمریکا از ماساچوست تا هاوائی روی داده‌اند. بیست و پنج مورد از این جنایات از سال 2006 به این سو رخ داده‌اند و 7 مورد تنها در سال 2012 اتفاق افتاده‌اند. این امر نشان از افزایش تصاعدی کشتار دسته‌جمعی در آمریکا دارد.

از 142 سلاح مورد استفاده قاتلین،‌بیش از سه چهارم آنها به صورت قانونی تهیه شده بودند.

[تصویر: 265795_895.jpg]


تسلیحات نیمه‌اتوماتیک و پیشرفته بیشترین نقش را در قتل مردم آمریکا ایفاء کرده‌اند.


[تصویر: 265796_727.jpg]



پوشش خبری کشتارهای دسته‌جمعی در رسانه‌های غربی

دکتر پارک دایتز (Park Dietz)، ‌روانشناس پزشکی قانونی، معتقد است که پوشش خبری بیش از اندازه و مبالغه‌آمیز کشتارهای دسته‌جمعی در رسانه‌های می‌تواند اثرات مخربی داشته باشد. وی این سخنان را در مصاحبه‌ای با شبکه خبری بی‌بی‌سی و پس از کشتار دانش‌آموزان مدرسه‌ای در آلمان اعلام کرد.


مصاحبه دکتر پارک دایتز با شبکه بی‌بی‌سی در مورد تأثیر پوشش رسانه‌ای کشتارهای دسته‌جمعی

برای دانلود اینجا کلیک کنید

دکتر پارک دایتز می‌گوید: "هر زمان که یک کشتار دسته‌جمعی مورد توجه افراطی رسانه‌ها قرار می‌گیرد انتظار داریم که در عرض یک یا دو هفته بعد از آن شاهد رویداد دیگری باشیم. اگر نمی‌خواهید به کشتارهای دسته‌جمعی دامن بزنید،‌ اخبار خود را با آژیر پلیس و سایر جلوه‌های هیجان‌انگیز شروع نکنید، تصاویر قاتلین را نشان ندهید و این رویداد را تبدیل به خبر 24/7 نکنید."

با توجه به سابق پوشش خبری کشتارهای اخیر در آمریکا یا سایر نقاط جهان باید گفت که رسانه‌های غربی درست برخلاف توصیه‌های دکتر دایتز عمل کرده‌اند.

[تصویر: 265797_438.jpg]


پوشش رسانه‌ای نامناسب و افراط‌گونه کشتارهای دسته‌جمعی بیش از آنکه عملی در جهت اطلاع‌رسانی باشد موجب تشدید این نوع رویدادهای می‌شود[/i]

واقعیت این است که پوشش خبری چنین رویدادهایی بیش از آنچه مرتبط با اطلاع‌رسانی آزاد و نشر خبر باشند در راستای افزایش ریتینگ کانال‌های خبری و درآمدزایی آنها هستند. به عبارت دیگر کشتارهای دسته‌جمعی نه تنها مقر درآمدی برای صنایع تسلیحاتی و یا شرکت‌های سازنده جلیقه ضدگلوله هستند، بلکه خوراک خبری خوبی نیز برای رسانه‌ها می آفرینند، رسانه‌هایی که عمل در جهت خیر اجتماعی و اخلاق رسانه‌ای برای آنها کاملا بی‌معنا است.

لیلی او. دانل (Lilly O'Donnell) تحلیلگر مسائل اجتماعی معتقد است: "اگر می‌خواهیم که کشتارهای دسته‌جمعی کاهش یابند باید از برخورد با آنها گویی که یک رویداد ورزشی و یا یک برنامه برای سرگرمی بینندگان هستند بپرهیزیم. مسأله‌ای که تاکنون از جانب رسانه‌ها رعایت نشده‌اند."

[تصویر: 265798_128.png]

[b]رسانه‌های خبری بیش از آنچه تصویری واقعی و در راستای خیر عموم و اجتماع از کشتار دسته‌جمعی ارائه کنند آن را تبدیل به یک فیلم پلیسی و مهیج هالیوودی کرده‌اند.
[/i]
یقینا فردی که مرتکب کشتار دسته‌جمعی در سطح واقعه سندی هوک می‌شود نمی‌تواند از نظر روانی فرد سالمی باشد. احتمالا دچار افسردگی است،‌ از جامعه و اطرافیان خود متنفر شده و می‌خواهد به نوعی توجهات را به خود جلب کند. حال ببینیم پخش هالیوود گونه و مبالغه‌آمیز اخبار کشتار چه پیامی به چنین افرادی ارسال خواهد کرد:

1. رسانه‌ها تو را مشهور خواهند کرد؛

2. رسانه‌ها تضمین خواهند کرد که جنایات تو گفتمان ملی را برای چندین روز یا حتی چندین هفته کنترل خواهد کرد؛

3. رسانه‌ها سعی خواهند کرد جنایات تو را با سیاست‌ها و خط‌مشی‌های ملی مرتبط سازند.

4. هر چقدر جنایت وحشتناک‌تری انجام دهی، توجه بیشتری جلب خواهی کرد؛

5. بحث رسانه‌ای و تأثیرات سیاسی آن چنان شدید خواهد بود که رئیس‌جمهور آمریکا مجبور خواهد شد درباره کار شما صحبت کرده و حتی اشک بریزد، کتاب‌های چاپ شود و فیلم‌ها تولید گردند.




[b]فرهنگ خشونت‌طلبی و سلاح


حمل و مالکیت سلاح ریشه در باورها و سبک زندگی آمریکایی دارد. در سال 1791 میلادی متمم دوم حقوق مدنی به قانون اساسی آمریکا افزوده شد که حق داشتن اسلحه را به عنوان یکی از حقوق انسانی و شهروندی به رسمیت می‌شناخت. آمریکایی‌ها با وجود سلاح توانسته بودند بر بومیانی که قبل از آنها صاحبان واقعی آمریکا بودند غلبه کنند و به مدت مدیدی سیاهپوستان را به بردگی بگیرند تا بدین وسیله بتوانند صنعت و اقتصاد خود را رونق بخشند. از این رو، سلاح بهترین دوست آمریکایی‌ها در طول قرون متمادی بوده است.

[تصویر: 265799_618.jpg]

سربازان آمریکایی در حالیکه اجساد سرخپوستان را در یک گودال می‌ریزند[/i]

سلاح بهترین دوست آمریکایی‌ها در تسخیر سرزمین‌های سرخپوستان و برده‌داری بود و از این رو فرهنگ نگاه مثبت به سلاح و ضرورت حمل آن سابقه‌ای به اندازه خود آمریکا دارد

پس از قرن‌ها فرهنگ توأم با خشونت و اعمال قدرت، هم‌اکنون برخورداری از سلاح تبدیل به یکی از ارزش‌های آمریکایی شده است. ارزشی که صنایع تسلیحاتی قدرتمند آمریکا نیز تا می توانند بدان دامن میزنند تا بتوانند سود مالی خود را هر چه بیشتر بالا ببرند. آمارهای سال 2012 نشان می‌دهند که تقریبا از هر دو خانوار امریکایی یکی دارای سلاح استفروش سلاح در آمریکا در سال 2011، بیش از 16 میلیون قبضه بوده است که این رقم 14‌ درصد بیش از سال 2010 و 50‌ درصد بیش از سال 2002 بود. هم اکنون بیش از 310 میلیون قبضه سلاح گرم غیرنظامی در دست مردم آمریکا وجود دارد و بر این اساس به ازای هر آمریکایی، بیش از یک قبضه سلاح در دست مردم است.

[تصویر: 265800_750.jpg]

فروشگاه‌ها و صنایع تسلیحاتی آمریکا در تلاشند تا تضمین شود هر آمریکایی یک و یا چند سلاح دارد

البته کشتارها و تلفات نشای از این بی‌بند و باری باعث شد که سه بار در تاریخ امریکا سعی در اعمال محدودیت بر اسلحه شود. در 1934 و نیز در 1968 محدودیت‌هایی در حق داشتن سلاح اعمال شد که بعد از مدتی به شکست انجامید. در سال 1994 نیز خرید و فروش سلاح‌های خودکار به مدت 10 سال ممنوع شد که آن هم در سال 2004 در زمان ریاست‌جمهوری جورج بوش لغو گردید. در هر سه مورد لابی قدرتمند انجمن ملی اسلحه توانست حرف خود را به کرسی نشانده و از کارشکنی در چرخه سود آور پول، اسلحه و کشتار جلوگیری کند.




گروه‌های حامی سلاح قدرتمندترین لابی آمریکا هستند

هر زمان سخن از لابی و لابی‌گری به میان می‌آید همه ما لابی صهیونیستی آیپک و قدرت بی‌حد و حصر آن را مجسم می‌کنیم اما خوب است بدانید که لابی سلاح آمریکا موسوم به "انجمن ملی سلاح" دست کمی از آیپک ندارد. "مجمع ملی سلاح" حداقل 24 میلیون دلار در جریان انتخابات 2012 هزینه کرد. این گروه 16.8 میلیون دلار از طریق کمیته اقدام سیاسی و 7.5 میلیون دلار از طریق "مؤسسه اقدام قانون‌گذاری" هزینه کرده است. این در حالی است که "برنامه برادی" – یکی از گروه‌های حامی محدویت مالکیت سلاح – تنها 5.800 دلار در این حوزه خرج کرده است. در حوزه لابی‌گری مستقیم با قانونگذاران نیز "مجمع ملی سلاح" دست برتر را دارد. در ماه جولای، این مجمع در حدود 4.4 میلیون برای لابی‌گری در کنگره پرداخت کرد در حالیکه "برنامه برادی" تنها 60.000 دلار صرف این امر کرده است. همین مسائل باعث شده تا هر نوع برنامه برای محدود کردن حمل و مالکیت سلاح در آمریکا با شکست مواجه شود.




یک فعال مدنی در حال اعتراض در جلسه سخنرانی وین لاپیر

او پارچه‌ای بر دست دارد که روی آن نوشته شده: "مجمع ملی سلاح کودکان ما را می‌کشد"

برای دانلود اینجا کلیک کنید


البته فعالیت‌های این لابی تنها محدود به آمریکا نمی‌شود. سازمان ملل تصمیم گرفته در ماه مارس 2013 به مدت ده روز به مذاکره در مورد مفاد معاهده تجارت سلاح بپردازد. بر اساس این توافقنامه بین‌المللی دولت‌های عضو از ارسال سلاح به کشورهایی که تحت تحریم تسلیحاتی قراردارند و یا در مواردی که صادرات سلاح "بروز نسل‌کشی، جنایت علیه بشریت یا جرائم جنگی" یا دیگر جرائم بین‌المللی را تسهیل می‌کند، منع خواهند شد.

تنها سه روز پس از تصویب زمان مذاکرات، مجمع سلاح آمریکا اعلام کرد هر آنچه در توانش است انجام خواهد داد تا از تدوین این معاهده جلوگیری نماید.

[تصویر: 265801_111.jpg]

[b]وین لاپیر مدیر انجمن ملی سلاح پیشنهاد داده به جای جمع‌آوری سلاح در مدارس آمریکا نگهبانان مسلح بگذارند


دولت آمریکا اعلام کرده این معاهده تأثیری بر فروش سلاح در داخل آمریکا نخواهد گذارد. اما مجمع سلاح آمریکا اصرار دارد که هر گونه تغییر در قوانین چه داخلی و چه خارجی بر حق حمل سلاح که در متمم دوم قانون اساسی آمریکا درج شده است، تأثیر می‌گذارد.




منابع و مآخذ

http://www.motherjones.com/politics/2012...otings-map

http://www.thenation.com/blog/171774/fif...12-84-dead

http://www.washingtonpost.com/wp-srv/spe...ings-2012/

http://www.policymic.com/articles/20866/...ss-murders

http://www.breitbart.com/Big-Journalism/...ass-murder

http://www.mysanantonio.com/newtownshoot...to-3892923

http://www.icana.ir/newspage.aspx?Newsid=214370

http://www.chronicle.com/blogs/conversat...-shootings

http://www.heraldnet.com/article/2013011.../701129949

http://www.infowars.com/what-are-mass-murder-pills/

http://www.empiricalzeal.com/2012/12/24/...us-numbers

http://www.articles.chicagotribune.com/2...ngh-kaleka
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammadhadi ، ANTI satan ، درست پسند ، vahrakan
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  آمریکا سومین کشور افسرده جهان علی املشی 0 969 ۳۰/آبان/۹۵ ۱۷:۴۹
آخرین ارسال: علی املشی
  حقوق بشر یانکی‌ها؛ آمریکا پایتخت اعدام جهان vahrakan 0 976 ۱۱/تیر/۹۵ ۰:۳۳
آخرین ارسال: vahrakan
Heart بـــمـــب اتـــم یـا MOP؟ جنایت علیه یمــــ♥ـــن MEEAAD 5 3,432 ۳۰/تیر/۹۴ ۹:۳۱
آخرین ارسال: MEEAAD

پرش در بین بخشها:


بالا