|
جلوههایی از مهر و محبت امام زمان قسمت اول+دوم
|
|
۳:۳۵, ۱۶/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۰ ۱۸:۰۸ توسط علمدار133.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() جلوههایی از مهر و محبت امام زمان ![]() ![]() السلام علیك أیها الرحمه الواسعه.[1] ان رحمه ربكم وسعت كل شی و أنا تلك الرحمه.[2] اللهم هب لنا رأفته و رحمته و دعاءه و خیره.[3] و اكمل ذلك بابنه رحمه للعالمین.[4] و اشفق علیهم من آبائهم و أمّهاتهم.[5][/b] امام، مظهر اسمای حسنای الهی و تجلی رحمت واسع حق است. كسی كه تربیت شدهی خدای رحمان باشد، مظهر رحمت بیكران الهی است. در وسعت سینهی او كه دریاها هم به چشم نمیآید، كران، تا به كران عشق به همهی انسانها موج میزند. [/b]امام، پدری مهربان، همدمی شفیق و همراهی خیر خواه است.[6] در حجم نگاه سبز او، افق هم، رنگ میبازد. حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ شاهد همهی دردها و آلام انسانها است. دل او، دل بیداری است كه همراه هر تازیانه و هر قطرهی خون و هر فریاد، حضور دارد و درد و رنج مرا از من بهتر و بیشتر احساس میكند و برای من بیش از خود من میسوزد، چرا كه معرفت و محبت من، محدود و غریزی است، در حالی كه معرفت او، حضوری و محبت او به وسعت وجودی او باز میگرد و تجلّی رحمت واسعهی حق است.[7] دریغا! در گوش ما همواره، از قهر مهدی ـ علیه السّلام ـ گفتهاند و ما را از شمشیر و جوی خون او ترساندهاند و از مِهر و عشق او به انسانها و تلاش و فریادرسی او به عاشقان و منتظرانِ خود كمتر گفتهاند! هیچ كس به ما نگفت كه اگر او بیاید، فقیران را دستگیری، بیخانمانها را سامان، بیكسان را همدم، بیهمسران را همراه، غافلان را تذكّر، گم گشتگان را راه، دردمندان را درمان و در یك كلام، خاك نشینان عالم را تاك نشین خواهد كرد. قهر او نیز جلوهی محبت او است، چه این كه قهر او بر جماعتی اندك و ناچیز از معاندان و نژاد پرستانی خواهد بود كه علیرغم رشد فكری انسانها در آن عصر، و هدایتها و معجزات آن حضرت و نزول مسیح ـ علیه السّلام ـ از آسمان و اقتدایش به وی، باز هم به او كفر میورزند و حكومت عدلش را گردن نمیگذارند و در زمین فساد میكنند، كسانی مانند صهیونیستها كه دشمن انسانیّتاند و جز زبان زور، هیچ زبانی نمیفهمند، و این، یعنی خارها را از سر راه انسان و انسانیت برداشتن و مهر در چهرهی قهر. آری، چه سخت است مولای مهربانی را كه رحمت واسع حق است و در دلش، عشق به انسانها موج میزند، به چنین اتهامهایی خواندن و «میرِ مِهر» را، «میرِ قهر» نشان دادن! در اینجا، مروری داریم به گوشههایی از جلوههای مهر و محبت امام رحمت آخرین ذخیره الهی، حضرت ولی عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ : 1ـ نامیدن (حضرت برخی از دوستدان خود را به اسم یاد میكرد) نام هر كس، عاطفیترین، شخصیترین و مورد علاقهترین نشانهی هر كس است. آن گاه كه نام ما را میخوانند، چه بسیار مایهی شادمانی و سرور ما میگردد. هر چه، خوانندهی ما، محبوبتر و زیباتر، شنیدن صدای دلربای او و شنیدن اسم و نام خود از زبان او دل پذیرتر و سرور انگیزتر. به راستی چه ابتهاجی دارد آن كه نام خود را از زبان خدای عالم میشنود: سلامٌ علی ابراهیم، سلامٌ علی نوح، سلامٌ علی آل یاسین، .... مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ همهی مردم و به ویژه شیعیان خود را نیك میشناسد و با نام تك تك آنان آشناست.[8] نامهی اعمال ما، هر هفته، به خدمت حضرتش عرضه میشود. او، هرگز، یاد ما را از خاطر نمیبرد (ولا ناسین لذكركم). چه شعف انگیز است كه در سرزمینی غریب، یكه و تنها آن جا كه راه را گم كردهای، ناگهان، كسی با زبان آشنا، تو را بخواند و با مهربانی، تو را در آغوش نگاهاش بنشاند. ـ روزی آیت الله العظمی بهاءالدینی به من گفت: «امسال، در مكهی معظمه در مجلسی كه آقا امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ تشریف داشتند، اسم افرادی برده شد كه مورد عنایت آقا بودند، از جملهی آنان حاج آقا فخر[9] بود.» خودم را به حاج آقا فخر رساندم و از ایشان پرسیدم: «چه كردهای كه مورد عنایت حضرت واقع شدهای؟»، گریه كرد و پرسید: «آقای بهاء الدینی نگفت چه گونه خبر به ایشان رسیده است؟» گفتم: «نه» حاج آقا فخر گفت: «من، كاری نداشتهام، جز این كه مادر من، علویه است و افلیج و زمینگیر شده است. تمام خدمات او را خود بر عهده گرفتهام، حتی حمام و شستشوی او را. من گمان میكنم، خدمت به مادر، مرا مورد عنایت حضرت قرار داده است.»[10] ـ للأخ السدید و الولیّ الرشید الشیخ المفید أبی عبدالله محمد بن محمد بن النعمان، أدام الله إعزازه.[11] 2ـ سلام (تحیّت و سلام امام بر دوستداران خود) سلام، تحیت و بركت و رحمت و سلامتی است؛ نشانهی محبت و صفا، اخلاص و یك رنگی است؛ رمز عاشق و معشوق، مرید و مراد است. سلام خدا و امام بر هر كس، مُهر تأییدی است بر كارنامهی او. «سلامٌ علی ابراهیم». در روایت است، آن گاه كه فرشتگان الهی، نزد ابراهیم آمدند و بشارت تولد فرزند برای او آوردند و بر او سلام كردند، لذّتی كه ابراهیم ـ علیه السّلام ـ از سلام این فرشتگان برد، با تمام دنیا، برابری نداشت. به راستی چه لذتی دارد سلام مولا![12] «سلام علیك أیّها الولی المخلص لنا فی الدین، المخصوص فینا بالیقین» «سلام علیك أیّها الناصر للحق، الداعی الی كلمه الصدق»[13] ـ چون ثلث از راه را تقریباً (برگشتم) سیّد جلیلی را دیدم كه از طرف بغداد رو به من میآید. چون نزدیك شد، سلام كرد...[14] 3ـ معانقه و در آغوش گرفتن ـ چون نزدیك شد، سلام كرد و دستهای خود را گشود برای مصافحه و معانقه و فرمود: «اهلاً و سهلاً!» و مرا در بغل گرفت و معانقه كردیم و هر دو هم را بوسیدیم.[15] ـ چرا این طور نباشد و حال آن كه حضرت ولی عصر ـ ارواحنا فداه ـ مرا شبی در مسجد كوفه به سینهی خود چسبانیده است.[16] ـ در این موقع وارد مسجد سهله شدیم، در مسجد كسی نبود. ولی پدرم در وسط مسجد ایستاد كه نماز استغاثه بخواند. شخص از طرف مقام حجت ـ علیه السّلام ـ نزد او آمد. پدرم به او سلام كرد و با او مصافحه نمود. پدرم به من گفت: این كیست؟ گفتم: آیا حضرت حجت ـ علیه السّلام ـ است؟ فرمود: پس كیست؟!.[17] 4ـ نظارت (آگاهی از احوالات جامعهی شیعه) «فإنّا نحیط علماً بأنبائكم ولا یعزب عنّا شیء من أخباركم» ما بر اخبار و احوال شما، آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما، بر ما پوشیده و مخفی نمیماند. «إنا غیر مهملین لمراعاتكم ولاناسین لذكركم و لولا ذلك لنزل بكم اللأواء و اصطلمكم الاعداء»؛ ما، در رسیدگی و سرپرستی شما، كوتاهی و اهمال نكردهایم و یاد شما را از خاطر نبردهایم، كه اگر جز این بود، دشواریها و مصیبتها، بر شما فرود میآمد و دشمنان، شما را ریشهكن میكردند. «صاحب هذا الأمر یتردد بینهم و یمشی فی أسواقهم و یطأ فرشهم...»؛ صاحب این امر، در میان آنان، راه میرود و در بازارهایشان رفت و آمد میكند، روی فرشهایشان گام بر میدارد... 5ـ شریك غم و شادی در این مورد، طوایفی از روایات ووجود دارد كه صاحب مكیال المكارم آنها را متذكّر شده است.[18] جدای از آنها از دیگر ائمه ـ علیهم السّلام ـ نیز در این مورد، روایات فراوانی به ما رسیده است: امام امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ میفرماید: «إنا لنفرح لفرحكم و نحزنُ لِحُزنكم...»؛ «ما، در شادمانی شما، شاد، و برای اندوه شما، اندوهگین میشویم...»[19] امام صادق ـ علیه السّلام ـ میفرماید: «والله! لأنا ارحم بكم منكم بأنفسكم...؛» «به خدا سوگند! كه من، نسبت به شما، از خود شما، مهربانتر و رحیمترم.»[20] امام رضا ـ علیه السّلام ـ نیز میفرماید: «ما من احد من شیعتنا ولا یغتّم إلاّ اغتممنا لغمّه ولا یفرح إلاّ فرحنا لفرحه...»؛ «هیچ یك از شیعیان ما، غم زده نمیشود، مگر این كه ما نیز در غم آنان، غمگین، و از شادی آنان، شادمانیم. و هیچ یك از آنان، در مشرق و مغرب زمین، از نظر ما، دور نیستند و هر یك از شیعیان ما كه بدهی از او بماند (و نتوانسته باشد بپردازد) بر عهدهی ما است...». 6ـ دعا برای دوستداران خود امام ـ علیه السّلام ـ همواره، بر دوستدران خود دعا میكند. صاحب مكیال المكارم در اثبات این مدعا، چنین میگوید: چون مقتضای شكرِ احسان، همین است. و دلیل بر آن، فرمایش مولی صاحب الزمان ـ علیه السّلام ـ در دعایی است كه در مُهج الدعوات میباشد: «و كسانی كه برای یاری دین تو، از من پیروی میكنند، نیرومند كن و آنان را جهادگر در راه خودت قرار ده، و بر بدخواهان من و ایشان، پیروزشان گردان....»[21] بدون شك، دعا كردن برای آن حضرت و برای تعجیل فرج آن جناب، تبعیت و نصرت او است؛ چون یكی از اقسام نصرت حضرت صاحب الزمان ـ علیه السّلام ـ یاری كردن به زبان است، و دعا برای آن حضرت، یكی از انواع یاری كردن به زبان میباشد. و نیز دلیل بر این معنا است كه در تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ذیل آیهی شریفه «و إذا حییتم بتحیه فحیّوا بأحسن منها أو ردّوها»[22] و هرگاه مورد تحیت (بدرود و ستایش) واقع شدید، به بهتر یا نظیر آن، پاسخ دهید.» گفته است: «سلام و كارهای نیك دیگر.»[23] واضح است كه دعا، از بهترین انواع نیكی است، پس اگر مؤمن، برای مولای خود، خالصانه دعا كند، مولایش هم برای او خالصانه دعا میكند، و دعای آن حضرت، كلید هر خیر و داس هر شرّ است. [1] . مفاتیح الجنان، زیارت آل یاسین. ------------------------------------- [2] . بحار الأنوار، ج53، ص11. [3] . دعای ندبه. [4] . حدیث لوح از جابر بن عبدالله انصاری، كافی، ج 1، ص 528 - 527؛ بحار الأنوار، ج 36، ص 195؛ الغیبه، شیخ طوسی، ص 146 - 143. [5] . روزگار رهایی، ج 1، ص 129 (به نقل از الزام الناصب، ص 10). [6] . الامام الامین الرفیق و الولد الشفیق، و الاخ الشفیق، و كالامّ البّره بالولد الصغیر مفزع العباد..؛ امام، امین و دوست است، و پدر مهربان و برادر هم زاد است، و مانند مادری مهربان است مهربان است نسبت به فرزند خردسال خود، و پناهگاه مردم است. (تحف العقول، ص 324). [7] . إن رحمه ربّكم وسعت كلّ شىء و أنا تلك الرحمه. (بحارالانوار، ج53، ص11). [8] . ر.ك: آیه 105 از سورهی توبه و روایت ذیل آن. [9] . حاج آقا فخ، از صالحانی بود كه چند سال پیش، در قم، از دار دنیا رحلت كرد. [10] . سیری در آفاق (زندگی نامهی حضرت آیت الله العظمی بهاء الدینی، ص374). [11] . نامه به شیخ مفید. [12] . تفسیر نمونه، ج27، ص186. [13] . نامهی حضرت به شیخ مفید، بحار، ج53، ص175 ـ 176. [14] . داستان حاج علی بغدادی، (النجم الثاقب، حكایت...، مفاتیح الجنان در زیارت كاظمین). [15] . داستان حاج علی بغدادی، (النجم الثاقب، حكایت...، مفاتیح الجنان. [16] . داستان علامه بحر العلوم (عنایات حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ به علما و طلاب، محمد رضا باقی اصفهانی، ص262). [17] . توجهات ولیعصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ به علما و مراجع تقلید، عبدالرحمن باقر زاده بابلی، ص84. [18] . ز.ك: ترجمه ی مكیال المكارم، ج1، ص341 ـ 342. [19] . مكیال المكارم، ج2، ص94 و 53. [20] . مكیال المكارم، ج1، ص94 و 53. [21] . مهج الدعوات، ص302. [22] . نساء/86. [23] . تفسیر القمی، ج1، ص145. |
|||
|
|
۰:۲۹, ۲۳/دی/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
![]() جلوههایی از مهر و محبت امام زمان - قسمت دوم ![]() ![]() شاهد و مؤیّد این مدعا، روایتی است كه قطب راوندی، در خرایج آورده كه گفت:«جمعی از اهل اصفهان، از جمله ابوالعباس احمد بن النصر و ابو جعفر محمد بن علویه، نقل كردند كه: شخصی به نام عبدالرحمن، مقیم اصفهان شیعه بود. از او پرسیدند: «چرا به امامت حضرت علی النقی ـ علیه السّلام ـ معتقد شدی؟» گفت: «چیزی دیدم كه موجب شد من این چنین معتقد شوم. من مردی فقیر، ولی زباندار و پر جرأت بودم. در یكی از سالها، اهل اصفهان مرا با جمعی دیگر برای شكایت به دربار متوكل بردند، در حالی كه بر آن دربار بودیم دستوری از سوی او بیرون آمد كه علی بن محمد بن الرضا ـ علیه السّلام ـ احضار شود. به یكی از حاضران گفتم: «این مرد كیست كه دستور احضارش داده شده؟» گفت: «او، مردی علوی است كه رافضیان، معتقد به امامتش هستند.»[/b] سپس گفت: «چنین میدانم كه متوكل، او را برای كشتن احضار میكند.» گفتم: «از اینجا نمیروم تا این مرد را ببینم چگونه شخصی است؟» گوید: «آن گاه او، سوار بر اسب آمد و مردم از سمت راست وچپ راه، در دو صف ایستاده به او نگاه میكردند. هنگامی كه او را دیدم، محبتش در دلم افتاد. بنا كردم در دل برای او دعا كردن كه خداوند، شرّ متوكل را از او دفع كند، او، در بین مردم پیش میآمد و به كاكل اسبش نگاه میكرد، و به چپ و راست نظر نمیافكند، من در دل پیوسته برایش دعا میكردم. هنگامی كه كنارم رسید صورتش را به سویم گردانید. آن گاه فرمود: «خداوند، دعایت را مستجاب كند، و عمرت را طولانی، و مال و فرزندت را زیاد.» از هیبت او، بر خود لرزیدم و در میان رفقایم افتادم. پرسیدند: «چه شد؟» گفتم: «خیر است». و به هیچ مخلوقی نگفتم.پس از این ماجرا، به اصفهان برگشتیم. خداوند، به بركت دعای او، راههایی از مال بر من گشود، به طوری كه امروز، من، تنها، هزار هزار درهم ثروت در خانه دارم، غیر از مالی كه خارج از خانه، ملك من است، و ده فرزند دارا شدم، و هفتاد و چند سال از عمرم میگذرد. من، به امامت این شخص معتقدم كه آن چه در دلم بود، دانست و خداوند، دعایش را دربارهام مستجاب كرد.»[1] میگویم: ای خدرمند! نگاه كن چگونه امام هادی ـ علیه السّلام ـ دعای این مرد را پاداش داد به این كه در حق او دعا كرد به آن چه دانستی، با این كه در آن هنگام او از اهل ایمان نبود، پس آیا چگونه دربارهی حضرت صاحب الزمان ـ علیه السّلام ـ فكر میكنی؟ به گمانت اگر برایش دعا نمایی، او دعای خیر در حقت نمیكند، با این كه تو از اهل ایمان هستی؟ نه! سوگند به آن كه انس و جن را آفرید، بلكه آن جناب برای اهل ایمان دعا میكند، هر چند كه خودشان از این جهت غافل باشند، زیرا كه او، ولیّ احسان است. در تأیید آن چه در این جا ذكر شد، یكی از برادران صالح، برایم نقل كرد كه آن حضرت ـ علیه السّلام ـ را در خواب دیده، آن حضرت، به او فرمودند: «من، برای هر مؤمنی كه پس از ذكر مصائب سید الشهداء در مجالس عزاداری، دعا كند، دعا میكنم.» از خداوند، توفیق انجام دادن این كار را خواهانیم كه البته او، مستجاب كنندهی دعاها است.[2] 7ـ آمین بر دعاهای دوستداران خود امام مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ برای دعاهای ما «آمین» میگوید. امام امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ به زُمَیْله میفرماید: ای زمیله! هیچ مؤمنی نیست كه بیمار شود، مگر این كه به مرض او مریض میشویم، و اندوهگین نشود مؤمنی، مگر این كه به خاطر اندوه او، اندوهگین گردیم، و دعایی نكند مگر این كه برای او آمین گوییم، و ساكت نماند مگر این كه برایش دعا كنیم.[3] 8ـ نامه (به شیخ مفید، سید ابوالحسن اصفهانی و...) «إنّه قد أذن لنا فی تشریفك بالمكاتبه. هذا كتابنا إلیك أیّها الأخ الولی.» «هذا كتابنا بإملائنا و خطّ ثقتنا. هذا كتاب إلیك... ولا تظهر علی خطنا الذی سطرناه.»[4] «ارخص نفسك و اجعل مجلسك فی الدهلیز و اقض حوائج الناس، نحن ننصرك»؛ «خودت را برای مردم ارزان كن و در دسترس قرار بده، محل نشستنت را در دهلیز خانهات انتخاب كن، تا مردم، سریع و آسان، با تو ارتباط داشته باشند و حاجتهای مردم را برآور. ما، یاریت میكنیم.»[5] 9ـ عیادت داستانهای متعددی از عیادت حضرت حجت ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ از دوستداران خود در كتابها نوشته شده است. از جملهی آنها عیادت حضرت، از حاج ملا عباس تربتی و حاج سید عبدالله رفیعی است.[6] 10ـ تشییع حضرت، در تشییع جنازهی برخی دوستداران مخلص خود، شركت میكند. در این مورد، نمونههای فراوانی است: ـ حضرت آیت الله امامی كاشانی، در جلسهی سوم مجلس ختمی كه در «مسجد اعظم قم»، از طرف اساتید حوزهی علمیهی قم برگزار شده بود، در سخنرانی خود فرمودند: یكی از افرادی كه مورد وثوق است و گاهی اخباری را در دسترسم قرار میدهد، گفت: «به منظور شركت در تشییع جنازهی حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی ـ رحمه الله علیه ـ از تهران به قم رفتم و به مسجد امام حسن مجتبی ـ علیه السّلام ـ رسیدم. در آنجا به دو نفر از اصحاب حضرت حجت، أرواحنا فداه، برخورد كردم. آنان به من گفتند: «امام زمان ـ علیه السّلام ـ در مسجد امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ تشریف دارند، برو آقا را ملاقات كن.» با عجله، خودم را به مسجد امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ رساندم و وارد مسجد شدم. در آن هنگام اذان ظهر را گفته بودند. من، متوجه شدم كه حضرت، با سی نفر از اصحاب، مشغول نماز هستند. اقتدا كردم. بعد از نماز، حضرت فرمودند: «ما، از همین جا تشییع میكنیم...». از مسجد خارج شدیم و دنبال جمعیت، با آقا رفتیم تا به صحن رسیدیم.»[7] ـ مرحوم آیت الله سید محمد باقر مجتهد سیستانی، پدر آیت الله العظمی حاج سید علی سیستانی، دامت بركاته، در مشهد مقدس، برای آن كه به محضر امام زمان ـ علیه السّلام ـ شرفیاب شود، ختم زیارت عاشورا را چهل جمعه، هر هفته در مسجدی از مساجد شهر آغاز میكند. ایشان میفرمود: «در یكی از جمعههای آخر، ناگهان، شعاع نوری را مشاهده كردم كه از خانهای نزدیك به آن مسجدی كه من در آن مشغول به زیارت عاشورا بودم، میتابید. حال عجیبی به من دست داد و از جای برخاستم و به دنبال آن نور، به در آن خانه رفتم. خانهی كوچك و فقیرانهای بود كه از درون آن، نور عجیبی میتابید. در زدم. وقتی در را باز كردند، مشاهده كردم كه حضرت ولی عصر امام زمان ـ علیه السّلام ـ، در یكی از اتاقهای آن خانه، تشریف دارند و در آن اتاق، جنازهای را مشاهده كردم كه پارچهای سفید روی آن كشیده بودند. وقتی كه من وارد شدم و اشك ریزان سلام كردم، حضرت، به من فرمودند: «چرا این گونه به دنبال من میگردی و این رنجها را متحمل میشوی؟! مثل این باشید (اشاره به آن جنازه كردند) تا من به دنبال شما بیایم.» بعد فرمود: «این، بانویی است كه در دورهی بیحجابی (دوران رضا خان پهلوی)، هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرم او را ببیند.»![8] و [9] 11ـ دفع بلا «أنا خاتم الأوصیاء و بی یدفع الله عزّوجلّ البلاء عن أهلی و شیعتی»؛ «من، آخرین وصیّام و خداوند، به واسطهی من بلا را از اهل و شیعیان من دور میسازد.»[10] داستان انار، نمونهای از برطرف شدن بلا به واسطهی امام زمان ـ علیه السّلام ـ است. ـزمانی كه شهر بحرین در تصرف غربیها بود، شخصی را به حكومت آنجا گماشتند تا موجب آبادی بیشتر بحرین شود و بهتر بتواند به وضع مردم رسیدگی كند. این حاكم، مردی ناصبی بود و وزیری داشت كه تعصبش از وی بیشتر بود. آن وزیر نسبت به مردم بحرین كه دوستدار اهلبیت ـ علیهم السّلام ـ بودند، بسیار دشمنی مینمود و برای نابودی و ضرر زدن به آنها حیلهها میكرد. یك روز وزیر در حالی كه اناری در دست داشت، نزد حاكم رفت و انار را به او داد. حاكم دید بر روی پوست انار چنین نوشته شده است: «لا اله الا الله، محمد رسول الله، ابوبكر و عمر و عثمان و علی خلفاء رسول الله» حاكم وقتی كه به دقت به آن نگریست، دید این عبارت به طور طبیعی در پوست انار نوشته شده است و ساختهی دست بشر نمیباشد و از این نظر در شگفت ماند! حاكم به وزیر گفت: این دلیل روشن و برهان محكمی بر ابطال مذهب شیعیان است، نظر تو در این باره چیست؟ وزیر گفت: این جماعت، متعصب بوده و منكر دلایل هستند. امر كن كه آنها را حاضر كنند و این انار را به آنها نشان بده، اگر پذیرفتند و به مذهب ما در آمدند كه شما ثواب فراوان بردهاید و چنانچه نپذیرفتند و همچنان بر گمراهی خود باقی ماندند، آنها را در قبول یكی از سه چیز مخیر كن: یا حاضر شوند كه با ذلت و خواری مثل یهود و نصارا جزیه بدهند، یا جوابی برای این دلیل بیاورند، یا این كه مردان آنها كشته شوند و زنان و بچههایشان اسیر و اموالشان مصادره شود. حاكم، رأی وزیر خود را مورد تحسین قرار داد و بزرگان شیعه را احضار كرد، انار را به آنها نشان داد و گفت: اگر جواب قانع كنندهای نیاورید یا باید كشته شو و زنان و بچههایتان اسیر و اموالتان ضبط شود، یا همچون كفار جزیه بپردازید. آنها چون انار را دیدند، سخت شگفت زده شدند و در آن حال، نتوانستند جواب شایستهای بدهند. پس از چند لحظه بزرگان شیعه به حاكم گفتند: سه روز به ما مهلت بده، تا جوابی كه مورد پسند واقع شود، آماده كنیم و گرنه هر طور كه خواستی میان ما حكم كن. --------------------------------------- [1] . الخرائج، باب حادی عشر فی معجزات الامام علی بن محمد الهادی ـ علیه السّلام ـ . [2] . ترجمه مكیال المكارم، ج1، ص447 و 449. [3] . مشارق الأنوار، ص452؛ مكیال المكارم، ج1، ص163. [4] . ر.ك: احتجاج طبرسی، ج2، ص323. [5] . آثار الحجه، ج1، ص134؛ عنایات حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ به علما و طلاب، ص141. و نیز حكایت 62 و 63 از كتاب عنایات حضرت...، ص142 و 143. [6] . عنایات حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ ...، ص349 ـ 360. [7] . شیفتگان حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ ، ج2، ص137. [8] . شیفتگان حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ ، ج3، ص158. [9] . و نیز ر.ك: عنایات حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ ، ص361 ـ 370. [10] . الغیبه، شیخ طوسی، ص246. [/b] |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تا رسیدن به محضر امام زمان : شناخت مادر امام | مصباح | 5 | 3,034 |
۳/اسفند/۹۴ ۱۱:۲۹ آخرین ارسال: مصباح |
|
| (A+)صفتی که تمام یاران امام زمان دارند و صفتی که هیچ یک از یاران امام زمان ندارند!!!!!!!! | علی 110 | 4 | 21,752 |
۲۴/آبان/۹۳ ۹:۴۵ آخرین ارسال: راوی110 |
|
| امام زمان عليه السلام در زمان غیبت از ما چه چیزی خواسته اند؟ | aboutorab | 0 | 1,812 |
۲۰/تیر/۹۳ ۲۳:۲۹ آخرین ارسال: aboutorab |
|
| جلوههایی از مهر و محبت امام زمان | vahrakan | 0 | 1,730 |
۱۱/بهمن/۹۰ ۱:۴۹ آخرین ارسال: vahrakan |
|
| امكان ملاقات با امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه - قسمت اول ودوم | علمدار133 | 1 | 1,339 |
۱۰/دی/۹۰ ۰:۳۴ آخرین ارسال: علمدار133 |
|
| محبت در پی معرفت2قسمت+انتظار و شناخت بهتر امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) | علمدار133 | 2 | 1,855 |
۳/آذر/۹۰ ۲۲:۵۳ آخرین ارسال: علمدار133 |
|
| چه کنیم در زمان ظهور در حمایت امام زمان باشیم؟ | حسن | 3 | 3,447 |
۱۶/خرداد/۹۰ ۱۱:۲۹ آخرین ارسال: علی 110 |
|






![[تصویر: 13167101381.jpg]](http://s1.picofile.com/file/7207149458/13167101381.jpg)
![[تصویر: 21401545894742438327.jpg]](http://www.upload.iranvij.ir/images_aban/21401545894742438327.jpg)


