کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
غرور و راه های در مان آن
۱۳:۳۲, ۱۶/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/دی/۹۰ ۱۳:۵۶ توسط تازه مسلمان.)
شماره ارسال: #1
آواتار
با سلام
انشالله در این تایپک بیماری غرور ، انواع آن و درمان آنها را ذکر خواهیم کرد.
قسمت اول از کتاب معراج السعاده می باشد.

غرور


که منشا اکثر آفات و شرور است و اصل معنی غرور، فریب خوردن است.
و مراد از آن در این مقام، فریفته شدن به شبهه و خدعه شیطان است، در ایمن شدن از عذاب خدای تعالی، و مطمئن گشتن به امری که موافق هوا و هوس، و ملایم طبع باشد.
پس هر که را اعتقاد آن باشد که او بر راه خیر است و آن طریقه ای که دارد طریقه صحیح است، و چنین نباشد، آن شخص مغرور است.


مراد از غرور، مغرور شدن است به صحت آن کاری که می کند، و درست بودن آن و چون بیشتر مردم به خود گمان نیک دارند، و افعال و اعمال خود را درست پندارند، و حال اینکه در آن گمان، خطاکارند، پس ایشان مغرورند.

[/b]

مثل کسانی که مال مردم را می گیرند، و به مصرف خیرات و مبرات می رسانند، و مساجد و مدارس بنا می نهند، و پل و رباط می سازند، و چنان می پندارند که عمل نیکی کرده اند، و به سعادتی رسیده اند و این، محض غرور و غفلت است. و شیطان لعین او را فریب داده است و


بدانکه منبع هر هلاکتی، و سرچشمه هر شقاوتی، غرور و غفلت است.


و به این سبب، سید رسل (صل الله علیه و آله و سلم) فرموده:
خوشا خواب زیرکان و افطار کردن ایشان، که چگونه مغبون کرده اند بیداری احمقان و سعی و اجتهاد ایشان را، زیرا حمق موجب غرور به بیداری و اجتهاد می گردد. و هر آینه به قدر ذره ای از عمل صاحب تقوی و یقین، بهتر است از عملی که روی زمین را مملو کرده اند از مغرورین.
انشالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: jkb ، MohammadSadra ، amin015 ، محیصا ، EMPERATOR ، yamin ، paradise ، یا ثارالله ، Agha sayyed ، yashar1374 ، SARV ، Abasaleh ، بیداری اندیشه ، نسیم ، أین المنتظر ، MESSENGER ، مجید املشی

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۵:۲۹, ۱۸/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/دی/۹۰ ۱۵:۳۴ توسط yashar1374.)
شماره ارسال: #11
آواتار
اما بازهم فکر می کنم تعریفتون از غرور با اون چیزی که اینجا مطرح شده متفاوته
ببخشيد پس ميشه بگيد اسم اون رفتاري كه بنده عرض ميكنم چيه ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: تازه مسلمان ، MohammadSadra
۲۱:۰۴, ۱۸/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/دی/۹۰ ۹:۵۷ توسط paradise.)
شماره ارسال: #12
آواتار
با سلام
(۱۸/دی/۹۰ ۱۵:۲۹)yashar1374 نوشته است:  
اما بازهم فکر می کنم تعریفتون از غرور با اون چیزی که اینجا مطرح شده متفاوته

ببخشيد پس ميشه بگيد اسم اون رفتاري كه بنده عرض ميكنم چيه ؟

آقا یاشار اگه اجازه بدید با پیغام خصوصی براتون توضیح میدم
و اگه به نتیجه قابل قبولی رسیدیم در همین تایپک نتیجه رو قرار می دیم انشالله.

البته با عرض معذرت
و اما
نوع دوم:
کسانی هستند که سبب غرور ایشان، گمان اینست که لذات دنیا امری است یقینی و لذات آخرت چیزی است احتمالی، و یقینی از احتمالی بهتر است.
و منشا این تفکر چیزی نیست جز کفر ظاهری یا باطنی که اظهار نمی کند. و دفع این نوع غرور، به تحصیل یقین به امور معاد است به ادله واضحه و قطعیه.
بنابراین انسان باید لذت کدورت آلوده چند روزه دنیا را مضایقه دارد که دست بردارد به امید لذت جاوید آخرت که به اعتقاد او اگر چه احتمالی باشد ولیکن اعاظم عقلا از انبیا و اولیا و اساطین حکما و عرفا بر وجود آن گواهی داده اند و به این دو نوع از مغرورین اشاره است آنچه را که خداوند عالم فرموده است که:«زندگی دنیا و حیات این عاریت سرا، ایشان را فریفته کرده است»(70انعام)

نوع سوم: طایفه ای هستند که: شیطان ایشان را به خدا مغرور نموده، چنان که خدای تعالی فرموده است:«و غرکم بالله الغرور»
ایشان جماعتی هستند که دنیا فی الجمله به ایشان روی آورده است و بعضی از نعمتهای آن از برای ایشان میسر شده. پس نعمت های خدا را در دنیا از برای خود ملاحظه نمایند و بسیاری از مومنین را مشاهده نمایند که محتاج و فقیر و شکسته و علیل اند. آنگاه شیطان در مقام فریب ایشان بر می آید که: معلوم است که خدا را نظر لطف و مرحمتی با ماست که با فقرا نیست.
اما اینان باید بدانند که این خیالی باطل است. بلکه در نظر ارباب بصیرت این عین ذلت و پستی و خواری و نگون ساری است، زیرا نعمتهای دنیا و لذتهای آن همه موجب هلاکت، و باعث دوری از درگاه رب العزه اند.
پس اگر این بنده چنین داند که مولای او، او را دوست تر دارد بسی نادان و احمق خواهد بود و از این سبب بود که اکابر دین، هر وقت که دنیا به ایشان رو می کرد، محزون می گشتند و می گفتند: نمی دانیم چه گناهی از ما سرزده است!!!
اما اهل غفلت و غرور از این غافل اند و چنان پندارند که اقبال دنیا کرامتی است از خدا، و ادبار آن ذلت و پستی است. و از حقیقت امر غافل گشته اند و دیده بصیرت ایشان پوشیده شده تا زحمت را رحمت، و ذلت را عزت دانسته اند.
و خدا از احوال ایشان خبر داده و می فرماید:«اما چون پروردگار انسان را امتحان کند، و نعمتی به او دهد، از راه جهل و نادانی می گوید: خدا به من اکرام کرده است و چون امتحان او کند، و روزی او را تنگ گیرد، گوید خدا مرا خوار خواسته است» (15و16فجر)
اما این مغرورین باید بدانند که
هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش می دهند
و گذران راندگان درگاه عزت، چون قارون و فرعون و شداد و غیر ایشان از کفار و پادشاهان جبار را ملاحظه کند.
و آیات کتاب کریم را بخواند ودر آنها تامل کند:«آیا گمان می کنند که آنچه را امداد کرده ایم، ایشان را به آن از اموال و اولاد، خیراتی است که از برای ایشان پیش فرستادیم،؟ نه چنین است بلکه ایشان نمی فهمند»
(55و56مومنون)
و می فرماید:«پس گشودیم بر ایشان درهای هر نعمتی را، تا چونانکه شاد و فرحناک شدند به آنچه به ایشان عطا شده است ناگاه بی خبر ایشان را گرفتیم»(44انعام)
و می فرماید:«این است و جز این نیست که برایشان می نماییم از نعمتهای دنیا تا غافل گردند، و گناه را زیاد کنند» (178آل عمران)
انشالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، paradise ، SARV ، yashar1374 ، MohammadSadra
۲۲:۵۱, ۲۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #13
آواتار
به نام خالق بی همتا

امام صادق(علیه السلام) از پدران بزرگوار خود نقل می‌کنند که امیرمؤمنان(علیه السلام) فرمودند: «در شگفتم از آدمی که آغازش نطفه، پایانش مردار و در این بین حامل کثافات است چگونه تکبر می‌ورزد».


واژه غرور در لغت به معنای فریب خوردن و فریفته شدن و گول خوردن می‌باشد[۱] و در اصطلاح عبارت است از «اعتماد و تکیه کردن نفس به آنچه که مطابق هوی و هوس باشد و طبع انسان به خاطر شبهه‌افکنی و فریب شیطان به آن گرایش یابد. پس هرکس بر اساس شبهه فاسدی معتقد شود که در دنیا یا آخرت به خیر و سعادت رسیده مغرور است». [۲]

غرور یکی از مرضهای قلبی است که انسان را از درون تهی می‌کند و اعمال و رفتار انسان را نابود می‌کند و در حقیقت به جای اینکه پروردگار بی‌همتا را پرستش کند از نفس، مال، مقام و علمش بتی ساخته و آنها را عبادت می‌کند.

ریشه‌های غرور:

۱.جهل و نادانی: انسان سراسر ضعف و عجز وناتوانی است، هزاران نقص و نیاز وجودش را فراگرفته و در اثر ناآگاهی از حقیقت خویش، امتیازات و کمالاتی را در خود توهم کرده به غرور مبتلا می‌گردد و به سبب علاقه شدید به خویشتن، دیگران را پایین‌تر و فاقد کمالات به حساب می‌آورد و به خاطر غرور، دیگر نمی‌تواند حقیقت را تشخیص دهد و پیوسته در مسیر گمراهی گام برمی‌دارد.

۲. کمبود ظرفیت: انسانها از نظر استعدادهای درونی یکسان نبوده و دارای قابلیت‌ها و ظرفیت‌های متفاوت می‌باشند. برخی با مشاهده کم‌ترین امتیاز مادی یا مقام و مرتبه معنوی خود را گم‌کرده، آنچنان مست غرور و تکبر می‌شوند که گویی قلّه‌های کمال و مدارج بلند علم و معرفت را فتح کرده‌اند: ولی اگر به دید انصاف نظر شود اولاً معلوم نیست که برتری‌ها و فضیلت‌های شخص مغرور دارای ارزشی حقیقی باشد ثانیاً بر فرض دارا بودن ارزش حقیقی اصولاً از ما نیست، بلکه در حقیقت، امانت و عاریه‌ای است که در اختیار ما قرار گرفته و صاحب اصلی آن آفریننده آسمان‌ها و زمین است و خردمند را شایسته نیست که به آنچه در حقیقت از دیگری است فخر بفروشد و مباهات نماید، خصوصاً اگر مایه افتخار خود را در معرض فنا و نابودی ببیند.

۳. عقده حقارت: یکی دیگر از ریشه‌های غرور، عقده حقارت و نوعی پستی و ذلت است که شخص مغرور در باطن خویش احساس می‌کند و با ابزار بزرگی و دست زدن به کارهایی که شایسته او نیست می‌کوشد تا حقارت درونی خویش را از مردم پنهان کرده و شکست و واماندگی خود را از قافله ره‌پویان طریق کمال و سعادت جبران نماید.

امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:

«هیچ کس لاف بزرگی نمی‌زند مگر به خاطر ذلّتی که درخود احساس می‌نماید»[۳]

روان‌شناسان و دانشمندان امور تربیتی بر این نکته تأکید دارند که هر نوع انگیزه برتری خواهی و کبر و غرور ریشه در احساس عدم امنیت روحی داشته و از عقده حقارت نشأت می‌گیرد.



کسانی که در آنها زمینه غرور هست

۱ـ کافران: گروهی از کافران را زندگی دنیا فریفته است و گروه دیگر را شیطان فریب می‌دهد. آنان، دنیای زودگذر را برای خودشان اصل و هدف انتخاب کرده‌اند و به خاطر همین تا آنجا که بتوانند تاخت‌وتاز کرده تا مرحله فرعون و نمرود و معاویه و یزید شدن پیش می‌روند؛ آنان برابر حق قرار گرفته‌اند و خدا آنان را به حال خودشان رها کرده و به سبب نعمتهای ظاهری دنیا فکر می‌کنند که از عذاب ایمن هستند درحالی¬که اینگونه نیست. قرآن کریم در این‌باره می‌فرماید: «اینها همان کسانی هستند که آخرت را به زندگی دنیا فروخته‌اند، لذا مجازات آنها تخفیفی داده نمی‌شود و کسی آنها را یاری نخواهد کرد.»[۴]

۲ـ گنهکاران: کسانی هستند که از گناه دوری نمی‌کنند و می‌گویند خدا بخشنده است و ما به عفو و گذشت او امیدواریم. آنها به این امید تکیه دارند و در اعمال خود سهل‌انگار هستند و گمان می‌کنند چنین امیدواری مقام ستوده‌ای در دین است،‌ چنین افرادی خود را از غضب الهی، ایمن می‌دانند.
پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می‌فرمایند:

«شخص هوشیار کسی است که نفس خود را به خدمت گیرد و برای پس از مرگ تلاش کند و فرمود احمق کسی است که از هوای نفسانی پیروی کند و به خدا آرزو (امید‌بی‌جا) داشته باشد».[۵]

امیدواری صحیح به خداوند جایی است که شخص گنهکار از گناهان خویش پشیمان شود و توبه کند. چنین شخصی باید به خدای کریم امیدوار باشد، چنانکه قرآن کریم می‌فرماید: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد همانا او بسیار آمرزنده و مهربان است و به درگاه پروردگارتان توبه کنید و در برابر او تسلیم شوید»[۶]

۳ـ عابدان غافل: هنگامی که انسان خود را از چیزی برخوردار می‌بیند که دیگران فاقد آن هستند، به تناسب بالا بودن ارزش آن و کمبود ظرفیت خود، شا‌د شده و به خود می‌بالد. کسی که موفق به عبادت می‌شود در اثر غفلت و کمبود ظرفیت، خود را برتر از دیگران پنداشته و غرور دامن‌گیر او می‌گردد؛ بامداد شبی که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به معراج تشریف بردند شیطان خدمت آن حضرت مشرّف شد و عرض کرد؛ یا رسول الله! شب گذشته که به معراج تشریف بردید در آسمان چهارم منبری شکسته و سوخته و به رو افتاده بود، می‌دانید آن منبر از آن کیست؟ فرمودند: از کیست؟ عرض کرد: آن منبر از من بود بالای آن می‌نشستم؛ تمام ملائکه از عبادت من تعجب می‌نمودند، ناگاه دیدم امر برعکس شد و اینک کسی در پیشگاه خداوند از من بدتر نیست.

یا محمد مبادا به خودت غرور راه دهی، چه آنکه از کارهایی است که کسی از عواقب آن آگاه نیست.[۷] چنین افرادی باید توجه داشته باشند که توفیق این عبادت اندک از خداست، علاوه بر آن معلوم نیست عبادت شخص حتماً مقبول درگاه حق واقع شده باشد.

۴ـ جویندگان علم[۸]: غرور علمی، آفت خطرناکی است که همواره جویندگان علم را تهدید کرده و سرچشمه مفاسد فراوانی در جهان گشته است.

به جرأت می‌توان گفت که اکثر قریب به اتفاق کسانی که در مسیر تحصیل علم و کسب دانش گام برمی‌دارند، چنانچه در مقام اصلاح نفس و تهذیب و خودسازی نباشند، به این بیماری خطرناک گرفتار خواهند شد و رهایی از آن نیز جز با تلاش‌های گسترده و مجاهدت‌های بسیار سخت میسّر نمی‌گردد و در روایتی از امام صادق(علیه السلام) تحصیل‌کنندگان علم به سه دسته تقسیم شده‌اند که از جمله آنان کسی است که علم را برای برتری‌جویی و فریفتن دیگران می‌طلبد؛ چنین شخصی نیرنگ‌باز است و بر همدوشان خود گردن فرازی می‌کند و در پایان روایت آمده که چنین فردی دینش را از دست می‌دهد.[۹]

۵ـ صاحبان مال و مکنت:[۱۰] افراد کم ظرفیت‌ هنگامی که به مال و منال دست می‌یابند خود را گم کرده، مست غرور می‌شوند چنانکه امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند:

«چهار نوع مستی وجود دارد: مستی شراب، مستی مال، مستی خواب و مستی ریاست و قدرت».[۱۱]
برای چنین افرادی، مال و ثروت و حسب و نسب، پُست و مقام، قدرت و سلطنت، فرزند و فامیل، مرید و هوادار و امثال آنها اصل است.

به همین جهت با برخورداری از کم‌ترین امتیازی از این قبیل، مغرور آن‌ها شده و آن‌چنان در پندار باطل فرو می‌روند که برای هیچ‌کس ارزشی قایل نبوده و آبرو و حیثیت دیگران در نظرشان بی‌ارزش جلوه می‌کند و از این حقیقت غافلند که دنیا و زرق آن دیر نمی‌پاید و به زودی همه آن‌ها همچون خود آنان دستخوش باد فنا و طعمه مرگ و نیستی خواهد شد و چیزی که زوال می‌پذیرد شایسته غرور و بزرگی نباشد.



دنیا متاع غرور:

بیشترین عاملی که باعث فریب خوردن انسان می‌شود زرق و برق‌های زودگذر دنیوی است که با دل‌بستن به مطامع دنیوی روشنی توحیدی درونی انسان خاموش می‌شود و دیگر نمی‌تواند هدف اصلی را ببیند و راه را گم می‌کند و در دره منیّت و خودخواهی سقوط می‌کند حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند:

«دل‌بستن به دنیا، بزرگترین فریب است»[۱۲]

و در جای دیگر می‌فرمایند:

«از فریب دنیا بپرهیزید؛ زیرا دنیا هر خوبی و نعمتی که فریبکارانه به انسان دهد، همواره پس می‌گیرد و کسی را که به دنیا دل ببندد و در آن‌جا خوش کند، کوچ دهد»[۱۳]

باید از گذشتگان عبرت بگیریم؛ کسانی که از هرگونه امکانات و آسایش دنیوی بهره‌مند بودند و زر و زور مادی قابل توجهی داشتند ولی امروزه نه از خودشان اثری هست و نه از کاخها و ثروتشان اثری دیده می‌شود و نعمت و موقعیت همچون سایه‌ای زودگذر است و انسان خردمند هیچگاه فریب دنیا را نمی‌خورد و همیشه هدف اصلی که همان رسیدن به کمال انسانیت است را دنبال می‌کند و در جاهایی که احتمال لغزش وجود داشته باشد پا نمی‌نهند.



راههای درمان غرور

۱ـ یادآوری اصل و پایان خویش: اگر انسانی به نوع آفرینش خویش دقت کند در می‌یابد که از آب نجس بدبو به وجود آمده و در آخر تبدیل به مرداری می‌شود که اگر چند روز در بیرون بماند بوی متعفن او همه‌جا را فرا می‌گیرد و بهترین عزیزان نیز از او فرار می‌کند.

امام صادق(علیه السلام) از پدران بزرگوار خود نقل می‌کنند که امیرمؤمنان(علیه السلام) فرمودند:

«در شگفتم از آدمی که آغازش نطفه، پایانش مردار و در این بین حامل کثافات است چگونه تکبر می‌ورزد»[۱۴] مهلّب بن ابی‌صفره که از جانب عبدالملک مروان، والی خراسان بود روزی جامه نفیس و گران‌قیمتی بر تن کرده و با تکبّر فراوان عبور می‌کرد. شخصی به او گفت: ای بنده خدا راه رفتن به این شکل مورد خشم خدا و رسول است. مهلّب گفت: مرا می‌شناسی؟ پاسخ داد: آری می‌شناسم؛ در آغاز نطفه کثیفی بوده‌ای و سرانجام مردار خبیثی خواهی شد و در این بنین حمّال کثافاتی! مهلّب پس از این هشدار از رفتار تکبّرآمیز خود دست برداشت».[۱۵]

۲ـ تواضع کردن، توجه به هدف خلقت: یکی از عوامل از بین رفتن غرور در انسان، تواضع می‌باشد و باید گونه‌های مختلف تواضع را در این زمینه مراعات کند مثلاً یکی از آنها سلام دادن به دیگران است و یا متواضعانه و نرم با مردم سخن بگوید و سعی کند دیگران را برخود مقدم بدارد و بیشتر با فقیران نشست و برخاست کند در حدیثی از رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده است:

«هرکس برای خدا تواضع کند خداوند او را از مقام رفیع بهره‌مند سازد و هرکس تکبّر و غرور ورزد خداوند خوارش می‌کند.»[۱۶]

و در حدیثی از حضرت علی(علیه السلام) آمده است:

« به سبب تواضع کردن با تکبر و غرور مبارزه کنید»[۱۷]

۳ـ تفکّر در آفرینش هستی: اگر انسان نظاره‌گر عالم هستی باشد عجز و ناتوانی خود را در می‌یابد و اگر تمام انسانها گرد هم آیند تا بال پشه‌ای را به وجود آورند از انجام چنین کاری ناتوان خواهند بود وحتی اگر انسان در خودش تأمل نماید مشاهده می‌کند خداوند چه کارخانه عظیمی را در وجود او نهادینه کرده و همه آنان با نظم و ترتیب حیرت‌آوری به کار خود مشغول‌ هستند؛ در این هنگام است که انسان خود به خود عظمت خدا را اذعان می¬کند و از کبر و غرور در امان می¬ماند.





...........................................................
[۱] . دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ش، چاپ اول، ج۱۰،ص۱۴۶۹۹.

[۲] . کاشانی،محسن؛ راه روشن، مترجم عبدالعلی صاحبی، مشهد، استان قدس رضوی،۱۳۷۹، چاپ دوم، ج ۶، ص۴۱۴.

[۳] . عاملی،حر؛ وسائل‌الشیعه، قم، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۹ق، چاپ اول، ج۵، ص۳۷۹.
[۴] . سوره¬¬¬ بقره، آیه۸۵.


[۵] . طبرسی، حسن بن فضل؛ مکارم الاخلاق، انتشارات مؤمنین، مترجم محمد حسن رحیمیان، قم، چاپ اول، ۱۳۸۶،ج۲، ص۵۲۲.

[۶] . سوره زمر، آیه ۵۳-۵۴.

[۷] . فاطمی ،حسینی؛ جامع الدرر،تهران،انتشارات امیر کبیر، مصحح صادق حسن زاده، ۱۳۸۴، تهران، چاپ اول، ج۲، ص۳۴۸.

[۸] . اسماعیلی یزدی، عباس؛ برگرفته از کتاب فرهنگ اخلاق، انتشارات جمکران، ۱۳۸۵ش، ص۵۰۱.
[۹] . کلینی، محمد بن یعقوب؛ کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۶۵ش، چاپ چهارم، ۱، ص۳۹.

[۱۰] . اسماعیلی یزدی، عباس؛ برگرفته از کتاب فرهنگ اخلاق، انتشارات جمکران، ۱۳۸۵ش، ص۵۰۱.
[۱۱]. مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۴ق، ج۱۰، ص۱۱۴.

[۱۲] . تمیمی آمدی، عبدالواحدین محمد؛ تصنیف غررالحکم و در رالکلم، مطبعۀ مکتب الاعلام الاسلامی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات، ۱۳۶۵ ه ش، چاپ دوم، ص۱۳۶ .

[۱۳] . همان،ص۱۳۵.

[۱۴] . مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۴ق، ج۷۰، ص۲۳۴.

[۱۵] .ورام بن ابی فراس؛ مجموعه ورام، قم، انشارات مکتبة الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۱۹۹.

[۱۶] . مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۴ق، ج۷۲، ص۱۲۲.

[۱۷] . تمیمی آمدی، عبدالواحدین محمد؛ تصنیف غررالحکم و در رالکلم، مطبعۀ مکتب الاعلام الاسلامی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات، ۱۳۶۶ ه ش، چاپ دوم، ص۲۴۹ .

امضای N.Mahdavian


از هر راهي كه داري ميري همين الان پات رو بكوب رو ترمز!
فرمون رو بچرخون و بنداز تو "صراط مستقيم"
تا تـــهِ تــــــهِ ش برو
ميرسي به خـــــــــــدا...
حتي اگه آخرش بن بست باشه!




[تصویر: t945_9n09smhkxpumq9k5q34.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، ترنم ، أین المنتظر ، yashar1374 ، تازه مسلمان ، MohammadSadra
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  غرور عبادت‌سوز عمار رهبری 0 847 ۲۳/مرداد/۹۳ ۲۰:۰۹
آخرین ارسال: عمار رهبری

پرش در بین بخشها:


بالا