|
قدم اول: وجود خدا اینگونه ثابت میشود!!!
|
|
۱۲:۱۶, ۲۵/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آذر/۹۱ ۱:۲۶ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام به همه منتظران حضرت یار
در تاپیک قبلی خوب مباحث وجود خدا بیشتر جنبه شهودی و علمی و از روی براهین نظم در عالم بود که این حقیر به شدت مخالف آن براهین هستم و ادعای من این است که نمیشود با آن موارد به اثبات آن خدایی که ما با مذهبمان قبول کرده ایم برسیم... در عوض براهین دیگری است که با تکیه بر عقل محض جلو آمده است و بسیار محکم و عالی است و به واسطه آنها نه تنها وجود خدا اثبات میگردد بلکه به تکیه بر آنها میتوان صفات و افعال خداوند تبارک و تعالی را نیز اثبات کرد. به همه دوستان همین جا میگم که مطالبم را به عمد copy و paste نمیکنم البته همه اش از روی مطالب بزرگان این فن است ولی به عمد خودم تایپ میکنم و چون دارم با تمام وجودم روش کار میکنم لذا ازتون میخوام واقعا با من جلو بیایید تا به یک جای مناسب و خوب برسیم... این بحث باید به صورت مکالمه ای و گفتمانی باشد ... اگر امر خاصی دارید بفرمایید من به گوشم... |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۵۱, ۲۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
پس نتیجه می گیریم که آن چه در خارج مشاهده می کنیم یعنی موجودات، از دو حال خارج نیستند، یا واجب الوجودند یا ممکن الوجود، زیرا موجود نمی تواند ممتنع الوجود باشد. چون ممتنع الوجود، وجود و تحققش در خارج ممتنع و محال است. بنابراین آن چه که موجود است و وجود خارجی دارد یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود.و اینکه فکر میکنم تعریف ممتنع الوجود صرفاً برای روشن شدن ممکن الوجود یا واجب الوجود آمده . |
|||
|
|
۱۴:۵۴, ۲۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
صحیح، قبول. ادامه بدید لطفاً.
|
|||
|
|
۱۴:۵۷, ۲۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
با تشکر از سالومه که کاملا حرف درستی را زد.
به محمد صدرای عزیزم اصلا خسته نمیشم و با هر سوال شما مشتاق به تفکر بیشتر میگردم. محمد جان ما دو وجود داریم: وجود خارجی و وجود ذهنی. این دو را باید کاملا از هم تمیز داد. مثلا سیب : یک بار در عالم خارج آن را میبینیم ولی بار دیگر تنها صورتی از آن را در ذهن می آوریم. برخی از حقایق هستند که تنها در عالم ذهن جای دارند و به عالم خارج نمیآیند: که آن به دوعلت است یا اصولا محال عقلی اند و یا مابه ازای خارجی ندارند مانند مفاهیم ریاضی و یا مفاهیم فلسفی. ما در مورد علت بحث میکنیم ولی در هیچ جای عالم نمیتوانید چیزی را نشان بدهیم و بگوییم این علت است. کلا موجودات ذهنی بسیار متکثر و بی انتها هستند. حال به قول سالموه بحث به این جا می رسید که موجود خارجی یا ممکن الوجود است و یا واجب الوجود. درست؟ |
|||
|
|
۱۵:۰۱, ۲۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
به نظرم بهتره در ادامه بحث بصورت ریز روی ممکن الوجود ها و شرایط احراز این عنوان بحث کنیم تا بتوانیم به تعریف دقیقتری از واجب الوجود برسیم .
|
|||
|
|
۱۵:۰۴, ۲۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
رسیدیم به جایی که دو نوع موجود خارجی داریم، واجب الوجود و ممکن الوجود. قبول، ادامه بدید لطفاً.
|
|||
|
|
۱۵:۱۰, ۲۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
بنا به فرمایش سالومه کمی در معنای ممکن الوجود بحث میکنیم که در اصل در ادامه بحثمان هست.
بچه ها ممکن الوجود در ساده ترین معنا یعنی ذاتی که در حالت تساوی کامل است بین وجود و عدم. الف هنوز به وجود نیامده است و نسبتش به وجود و عدم کاملا تساوی است ... دو کفه مساوی ترازو را در نظر بگیرید. مساوی مساوی. بدون هیچ ارجحیتی. حال این الف به وجود میرسد و یکی از کفه ها (وجود) سنگین تر میشود. سوال اساسی بحثمان این است چرا ذاتی که هیچ اولویتی نسبت به این دو نداشت به یکباره وجود پیدا کرد؟ آن ممکن الوجود که هم میتوانست موجود شود و هم معدوم چه چیزی بر ذاتش اضافه گشت که آن را لایق وجود و موجودیت کرد؟ |
|||
|
|
۱۵:۱۷, ۲۷/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/دی/۹۰ ۱۵:۱۹ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
خیلی قابل فهم نیست. قرار ما این بود. دو نوع موجود خارجی .... موجود خارجی، موجوده. حالا شما این موجود خارجی را در تساوی بین وجود و عدم قرار می دید و ناگهان با عاملی غیبی به سمت وجود سوق می دید؟ (نکنه می خواید نتیجه بگیرید واجب الوجود این کار رو کرد؟)
|
|||
|
|
۱۵:۲۴, ۲۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
سوالی که مطرح می شود اینکه مگر ممکن بودن وجود یک ماده جز ذاتیاتش نیست ؟ و اگر هست این اضافه شدن موضوعیت پیدا می کند ؟ هر موجود بنا به تقسیم عقلی یا ممکن الوجود است یا واجب الوجود، اگر واجب الوجود باشد نیاز جهان به یک علت یا فاعل واجب الوجود ثابت میشود و اگر ممکن الوجود باشد لامحاله باید به واجب الوجودی منتهی شود تا بتواند موجود شود زیرا می دانیم که ممکن الوجود از ناحیه ی خود ایجاب نمی کند که موجود یا معدوم باشد.
|
|||
|
|
۱۵:۲۶, ۲۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
نه دیگه دقت کن محمد جان... من اول موجودات را به ممکن الوجود و واجب الوجود تقسیم کردم بعد گفتم در مورد یک موجود فرضی بحث میکنیم الف. این الف یا واجب است یا ممکن. اگر واجب باشد ادعای ما یعنی وجود حقیقتی واجب در جهان ثابت میگردد.
حال فرض گرفتیم آن الف ممکن است. در این جا من برگشتم کمی عقب تا در مورد معنای ممکن بحث کنیم. سوال این جا است این الف که الان موجود است چرا موجود شده است؟ مگر نمیگویم الف ممکن است و مگر نمیگوییم ممکن الوجود موجودی است که رابطه اش با وجود و عدم یکی است. حال چرا این الف به جای اینکه معدوم شود موجود شده است. ذات که همان ذات است و تغییر نکرده است(بچه ها تغییر در ذات محال عقلی است) پس چه چیزی به ذات الف اضافه شده که او را از خال تساوی بین وجود و عدم خارج کرده است؟ پذیرفتید؟ |
|||
|
|
۱۵:۳۲, ۲۷/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/دی/۹۰ ۱۵:۳۴ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
آقا سید ببخشید تا حالا ما سه تا تعریف داشتیم. ذات رو تعریف نکردیم که تغییر رو در اون محال یا ممکن بدونیم. (ببخشید من سطح علمیم پایینه، غرض اذیت کردن نیست. منبعی باشه مطالعه می کنم.)
ببخشید میشه بحث رو متوقف کنیم تا من زمان برای فکر کردن داشته باشم. واقعاً پیچیده شد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| وجود خدا را ثابت کن؟! | Abasaleh | 85 | 35,382 |
۱۹/شهریور/۹۲ ۰:۱۶ آخرین ارسال: علی ع |
|
| ایا اسلام این است؟ایا اینگونه میشناسندش؟ چرا؟!! | وحید110 | 68 | 28,925 |
۲۳/آبان/۹۱ ۱۵:۰۳ آخرین ارسال: mahdy_mir |
|
| ثابت کن خدا خوب است! | One to be | 31 | 17,431 |
۲۹/آبان/۹۰ ۰:۳۲ آخرین ارسال: محمود |
|









