|
زیباترین پیامک انتظار!!!
|
|
۱۳:۰۶, ۲۶/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/بهمن/۸۹ ۱۴:۴۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
ایده ی این رو از یه جایی تقلب کردم البته خیلی به دلم نشست زیباترین پیامک ها رو با مهوریت امام زمان و انتظار ارسال کنید در این پست برنده اون پیامکی هست که از همه بیشتر تشکر میشه از اون به 5 نفر اول هم جایزه میدیم البته میدونم اینجا اینقدر رفقا از ته دلشون میان متن پیامک میگذارند که کسی به این جایزه هم کاری نداره اما برای قدردانی خالی از لطف نیست در مورد جایزه هم سوال نفرماید!!!! برای شروع هم خود من اولین پیامک رو میگذارم لطفاً متن پیامک ها طولانی نشه و اگه شد اون رو با فونت با اندازه بزرگ ارسال کنید یا علی پیامک ارسالی من این هست: خدایا مرا زنده نگهدار تا روزی که این پیامک را دریافت کنم: ای اهل عالم ، یوسف زهرا آمد! |
|||
| آغاز صفحه 32 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۰۹, ۱۰/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #311
|
|||
|
|||
|
بر غربت تو گر همه ی عمر بگریم ای یار سفر کرده ی من باز غریبی دیده را فایده آن است که دلبر بیند
ور نبیند چه بود فایده ی بینایی |
|||
|
|
۱۹:۴۴, ۱۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #312
|
|||
|
|||
|
یوسف زهرا !
گذشت سن حضورت ز سن نوح ولی... شمار مردم کشتی نکرد تغییری |
|||
|
|
۲۲:۱۷, ۱۲/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #313
|
|||
|
|||
|
تا دلِ آشفتهام، شیفته روی توست
هر طرفی رو کنم، روی دلم سوی توست به گردِ بیتالحرام، طواف بر من حرام ای صنم خوشخرام،کعبه من کوی توست دل ندهم از قصور، به صحبت حُسن حور بهشت اهل حضور، صحبت دلجوی توست سوز و گداز جهان، از غم غمّازیات راز و نیاز همه در خَم ابروی توست |
|||
|
|
۰:۰۹, ۱۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #314
|
|||
|
|||
|
سر راهت در انتظارم / برده هجرت صبر و قرارم
جز ظهورت ای گل زهرا / به خدا حاجتی ندارم |
|||
|
|
۱۳:۴۶, ۱۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #315
|
|||
|
|||
|
بنام ستار معاصی عاصیان
ای مهر! بیا میان شهریور باش ای جمعه! بیا و جمعه آخر باش ما منتظر حلول ماه از قدسیم ای عید! بیا و جمعه دیگر باش... شعری از استاد کاوه |
|||
|
|
۱۴:۱۹, ۱۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #316
|
|||
|
|||
|
و جمعه مثل همیشه شروع این قصه
کسی که نیست تویی باز در همین قصه نه یوسفی که به پیراهنی شوم دلخوش نه میرسی که شود قصه، بهترین قصه و قصه همه جمعهها شبیه هم است کجاست جمعه آخر... نه... آخرین قصه؟ تمام هفتهام از غصه پر شده بیتو چه میشود پایانش دوباره این قصه؟ تو میرسى و جهان غرق نور خواهد شد تمام میشود اینبار این چنین قصه |
|||
|
|
۱۰:۲۸, ۱۴/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #317
|
|||
|
|||
|
بسم رب المهدی
میرسد از راه مردی از دیار آشنایی بر زبانش مهربانی در نگاهش روشنایی روشنایی می دهد خورشید را برق نگاهش می گذارد آسمان هر روز پیشانی به راهش می رسد مهدی به دستش تیغ سرخ اقتدار لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار |
|||
|
|
۲۲:۴۵, ۱۴/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #318
|
|||
|
|||
|
از شهر وعدههای تو آرام میرود
آنکه تو را ندیده و ناکام میرود دارد ازین سهشنبه و این جمکران سرد چشم انتظارِ خسته و گمنام میرود شاید هم آمدى، منِ غافل ندیدمت ... (از حال ـ این دچار به اوهام ـ میرود) یکروز روشنایی چشمان عاشقم با گریه مدام، سرانجام میرود... |
|||
|
|
۱:۲۱, ۱۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #319
|
|||
|
|||
|
مـژدهی آمـدنت قیمـت جـان میارزد
تاری از موی تو آقـا به جهـان میارزد |
|||
|
|
۱۰:۳۷, ۱۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #320
|
|||
|
|||
|
بنام ستار معاصی عاصیان
آقا نگاهت جای آهوهاست، می دانم دستان پاکت مثل من تنهاست، می دانم آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد جای دل تو وسعت دریاست ، می دانم می آیی و با دستهایت پاک خواهی کرد اشکی که روی گونه مان پیداست ، می دانم برگشتنت در قلب های مرده مردم همرنگ طوفانی ترین دریاست ، می دانم جای سرانگشتان پر نورت در این ظلمت مانند رد باد بر شنهاست ، می دانم در باور کوتاه این مردم نمی گنجد وقتی که بیایی اول دعواست ، می دانم ای کاش برگردی که بعد از این همه دوری یک بار حس بودنت زیباست ، می دانم آقا اگر تو برنمی گردی دلیل آن در چشمهای پر گناه ماست ، می دانم کی بازمیگردی ، برایم بودن با تو زیباترین آرامش دنیاست ، می دانم |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













