|
فیلم آوتار ( Avatar )
|
|
۰:۴۱, ۱۸/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/بهمن/۹۰ ۲۱:۴۱ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام
سال قبل جیمز کامرون کارگردان نامی و یهودی HOLLY WOOD فیلمی با عنوان AVATAR عرضه کرد که با توجه به محتوایش با واکنش شدیدی از سوی مسلمانان کشورهای مختلف روبرو شد . در صورت امکان در مورد محتوای فیلم توضیح دهید یا نقدی از فیلم را برای درک بهتر در دسترس قرار دهید. با تشکر. |
|||
|
|
۲۰:۳۹, ۱۸/آبان/۸۹
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
به این عکس دقت کنید:
|
|||
|
|
۲۰:۴۳, ۱۸/آبان/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
ممنون از لینک ارائه شده و راهنمایی های که انجام دادید
|
|||
|
|
۲:۲۳, ۳۰/آبان/۸۹
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام در مورد نقد آواتار یه نکته بسبار مهم وجود دارد که میشه گفت در واقع خط تعلیق اصلی فیلم هستش. اینکه نمادهای جزئی و مسائل کوچک در اینگونه فیلمها هستش جای شک و شبهه نیست منتها باید توجه داشت هر فیلمی یک خط سیر کلی دارد که در واقع منظور سازندگان آن رسیدن به هدفی است که در انتهای این خط سیر در اذهان نقش میبندد. در مورد این فیلم خط تعلیق را " ترسیم جهان جدید با انسانهایی که خوی حیوانی آنها آزاد گشته." می توان بیان کرد. خوب دقت کنید: ما 2 نوع تفکر داریم : تفکر الهی یا همان جهانبینی الهی و ماورائی که معتقد به وجود خدا و .... است و فرستاده شدن پیامبران را جزء اصلی ترین اعتقادات همراه دارد در مقابل تفکر مادی یا جهانبینی مادی و دنیایی که همه لذت را در همین دنیا معنا میکند من خیلی سریع میرم سر اصل مطلب نماینده این جهانبینی مادی ، بودا است و دیده اید و می بینید و خواهید دید که از این تفکر بسیار در فیلمهای هالیوودی استفاده می شود. حتی در جدیدترین فیلم بنام The lLast Airbender کاملا از این تفکر حرف به میان آمده و شاید بتوان گفت تبلیغ بودا است. حالا سوال اینست : چرا بودا تبلیغ می شود ؟ آنها که مسیحی اند! مسئله همین جاست. آنها در واقع برای رد ادیان و جهانبینی الهی از قدیمی ترین تفکر مادی که قدمت چند هزار ساله دارد بهره برده اند. میدانید که تمدن آسیای دور یا همان بودا که البته ریشه های اولیه اش از هندوستان آمده با اینکه یک جهانبینی مادی و ماتریالیستی است ولی روش زندگی و ایدئولوژی دارد. در واقع با چند هزار سال پیشینه و تجربه ی صرفا مادی در مسائل مختلف و دیدگاه کاملا ماتریالیستی و بدور از هر گونه خداگرایی فقط در پی حل مشکل بشریت از راههای مادی است. نمونه این تفکر را در طب و ورزش و تغذیه و ذن و ..... میتوانید جستجو کنید ( که این خود یک دنیا مطلب دارد که جای نقد آن در اینجا نیست و بدلیل نداشتن حوصله در این حقیر از آن صرفنظر میکنم) برای همین هم میخواهند که این تفکر در مقابل تفکر الهی قد علم کند . حلول ارواح در موجودات که از اعتقادات بوداست در این فیلم موضوع شخصیت اصلی است. یا همچنین حیات داشتن به معنای روح داشتن گیاهان و حیوانات.( البته با مدل بودیسم) و یا دیگر تفکرات بودیسم. یا حتی عبادت دسته جمعی پای درخت مقدس که کاملا از نمادهای عبادت بودائیان تقلید شده. حتی همانطور حلقه وار و با همان تکانهایی که آنهایی که فیلم مستند Baraka را دیده اند کاملا شباهت آنرا درک می کنند. ![]() تمام حرف دنیای غرب این است که ای انسان تو یک حیوانی که میتوانی از حیوان بودنت لذت ببری . خب این موضوع چقدر جالب تو این فیلم به تصویر کشیده شده طوری که بیننده در آخر فیلم در یک حالت جایگزینی شخصیت ایجاد شده با جک کاملا آرزو میکند که ای کاش او هم مانند او میتوانست خوی حیوانی خود را آزاد کند. در واقع افرا آن قبیله حیواناتی انسان نما هستند که خوی وحشیانه آنها در بعضی حالات با نشان دادن دندانهای سبوعانه خویش مشخص می شود. یا از درخت بالا رفتنشان یا ... و بیننده در تمامی مراحل فیلم در حقیقت خود را در بهشتی متصور می بیند که خوی حیوانی او حرف اول را میزند. البته داستان فیلم داستان کاملا تکراری است که در بسیاری از فیلمهای قبل از این هم استفاده شده مانند " با گرگها می رقصد" و " آخرین سامورایی " و ... |
|||
|
|
۳:۰۲, ۳۰/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۸۹ ۳:۰۵ توسط مهدی.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
البته این بحثهای انرژی و انرژی گرایی حتی از نوع انسانیش خیلی هم با دین با ناسازگار نیست
همین عکس را با کعبه مقایسه کنید: ![]() ![]() در اسلام هم طبق آیات و روایات مختلف هر کار نیک و بدی دارای تاثیرات دنیوی و اخروی است. مثلا درک ما از این حدیث اصولا اخروی است: نقل قول:حدیث جالبى در بیان فضلیت نماز جماعت است که قسمتى از آن در رساله هاى عملیه هم ذکرشده که ترجمه تمام حدیث چنین است: اما آیا تا کنون با خود فکر کردید که با توجه به قوانین فیزیک و شیمی شناخته شده و ناشناخته دنیوی ، فرق نماز جماعت 3 نفره با 6 نفره با 11 نفره احتمالا متفاوت باشد؟ ![]() مطمئنا همزمانی حرکات مامومین که نباید از امام جلوتر باشد هم غیر از دلایل نظم ظاهری دلایل پیچیده تری که همزمان در دنیا هم تاثیرات خاصی خواهد گذاشت دارا باشد؟ البته اینها رو سوالی مطرح کردم چون به طور قطع نمی شود حرفی زد تا چیزی ثابت نشده هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ(بقره /29) |
|||
|
|
۱۰:۰۱, ۳۰/آبان/۸۹
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
مهدی عزیز
سلام البته من از قرار دادن اون عکس سعی در تایید یا رد عبادت دسته جمعی رو ندارم بلکه مطلبی رو که عرض کردم در این رابطه هستش که این فیلم کاملا در راستای تبلیغ بودیسم و نئو ماتریالیزم است و در واقع این عکس که از عبادت بودائیهاس رو با عبادت پای درخت مقدس توی آواتار مقایسه کردم. با تشکر |
|||
|
|
۱۰:۳۷, ۸/آذر/۸۹
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
آواتارAVATAR اصطلاحي شرقي به معناي تجسد الهي است. درفيلمي به همين نام ماجراي سرزمين موجوداتي به نام ناوي روايت مي شود كه انسانها براي نفوذ و آشنايي به آن كالبدهايي را شبيه به ناوي ها طراحي مي كنند كه با اتصال ذهن و روح انسانها زندگي دارند. اين موجودات را آواتار نام گذاشته اند: در ظاهر ناوي و در باطن انسان.
فکر می کنم اين ماجراي اصلي فيلم نيست. در حقيقت آواتار ماجراي پاسخ به تشنگي بشر مدرن به كشف سرزمين هاي تازه است و ناگفته نماند كه اين كشف با تسخير همراه مي شود يعني در انيجا يك اكتشاف صورت مي گيرد نه انكشاف و اكتشافگران تماشاگر صرف نيستند و خود در سزمين جديد نقشي را بر عهده مي گيرند. به نظرم اين سومين بار است كه بشر در سينما سرزمين جديد و سنتي اي را دستمايه حركتهاي به ظاهر بشردوستانه و در باطن اكتشافي مي كند. اولين بار رقصنده با گرگها بود كه كوين كاستنر با سرخپوستان يگانه شد. دومين بار تام كروز آخرين سامورايي شد تا جايي كه پس از فراگيري آداب سامورايي ها براي آنها مقابل بعد خشن مدرنتيه ايستاد و درپايان پس از كشته شدن همه سامورايي ها خود ادامه دهنده آيين سامورايي ها شد. سومين بار سرزمين جديد يك سرزمين ماورايي بود و آواتار به بزرگ ناوي ها تبديل شد. اين سه فيلم نشان از علاقه فيلمساز به سنت دارند. اما در واقعه اين فيلم ها ادامه دهنده نوع نگاه شرق شناسان هستند: شرق با تفسير غربي نه شرق آنگونه كه هست! سوال اين است چرا سفيدپوست به يار سرخ پوست ها تبديل مي شود؟ چرا آخرين سامورايي يك غربي است؟ چرا يك انسان ناجي ناوي ها مي شود؟ مگر نه اينكه بشر مدرن معتقد است كه سنت در ذيل مدرنيته مي تواند حيات پيدا كند؟ |
|||
|
|
۱:۲۴, ۱۲/آذر/۸۹
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
آواتار» تازه ترین ساخته «جیمز کامرون» کارگردان موفق هالیوود با جلوه های ویژه بی نظیر و قهرمانانی با پوست های آبی رنگ که با استقبال شدید و کم نظیر مردم در سراسر جهان روبه رو شد. اما دلیل این استقبال بی نظیر و توجه مخاطبان چه بود؟
در تعريف واژه «آواتار» نوشتهاند آواتار به معناي حلول روح يك ربالنوع در قالب خاكي و انساني و همچنين تجسد نيكيهاست. يا به عبارت ديگر، تجسم زميني يك وجود آسماني. در فلسفه آيين هندو، آواتارا (Avatara) حكايت از تناسخ و تجسد روحي برتر در قالبي خاكي و زميني دارد كه با هدف انجام ماموريتي مهم از آسمان به قلمرو خاك هبوط كرده است. اين تعاريف موجود از واژه آواتار صراحتا نمايانگر صبغه ديني آخرين فيلم جيمز كامرون است. ویژگی های این فیلم از دو منظر ظاهری و درون مایه قابل یررسی است. از منظر فنی و ظاهری استفاده از جلوه های ویژه و خلق مناظر شگفت انگیز، موسیقی عالی، نوع جدیدی از فیلمبرداری و در واقع ایجاد سبکی نو در جلوه های ویژه و نمایش سه بعدی مهمترین مشخصه های این فیلم است. اکشن و ماجرایی: این فیلم دارای صحنه های بسیار جذابی است که حالاتی چون دلهره و اضطراب، کنجکاوی و تخیل و تنفر و عشق را در بیننده تداعی می کند. سکانس های ایتدای فیلم که جیک سالی به جنگل می رود و تعقیب او توسط یک حیوان درنده و عجیب، تعقیب و گریز های او و در نهایت گم شدن او در جنگل از همان ابتدا بیننده را کاملا جذب فیلم می کند. صحنه های تعقیب و گریز در این فیلم به خوبی به تصویر کشیده شده و در سکانسهای مختلف فیلم بیننده را دچار هیجانات و دلهره های زیادی می کند. فانتزی و تخیلی: آواتار به خوبی کنجکاوی و تخیل بیننده را تحریک می کند و در سراسر فیلم همه چیز با دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم متفاوت است. در این فیلم زیبایی های طبیعت به حد اعلایی به تصویر کشیده می شود و این رویارویی پیوسته بیننده با مناظر جدید و تخیلی در تمام طول فیلم ذهن و تخیل او را درگیر فیلم می کند. دارام و عاشقانه: در این فیلم شاهد سکانس های عاطفی و احساسی بسیار قوی، پیوند عاطفی میان انسان با خدا و تقدسات، انسان و طبیعت، انسان و وطن و انسان به انسانی دیگر هستیم. صحنه هایی از آواتار یادآور سه فیلم است: دیدن حیوانات عجیب الخلقه و شبیه دایناسور که یادآور سری فیلم های پارک ژوراسیک است، انتقال ذهن انسانی از بدنی به بدنی دیگر که یادآور سری فیلم های ماتریکس است و طغیان و سرکشی یک سرباز از انجام وظیفه و همراهی او با مردم بومی که یاد آور فیلم رقصنده با گرگ است. در واقع آواتار ترکیبی است از ویژگی های: اکشن و ماجرایی، فانتزی و تخیلی، درام و عاشقانه. اما ویژگی هایی که در بالا بیان شد جنبه های ظاهری و ابتدایی زیبایی این فیلم بود. این فیلم و یا کلا هر فیلم دیگری دارای ویژگی هایی می باشد که سطحی عمیق تر و درونی تر از حس زیبایی شناسی بیننده را جذب می کند و در واقع اثر و کششی نامحسوس دارد. درون مایه فیلم مهمترین عامل تاثیر گذار بر این سطح است و غالب اوقات بیننده متوجه تاثیری که لایه های پنهانی فیلم بر او گذاشته نمی شود. درونمایه آواتار آواتار صحنه تقابل تمدن جدید غرب و انسان هایی است که هنوز از فطرت خود فاصله نگرفته اند. سرزمین پانادورا همراه با ساکنین آن که ناوی ها نامیده می شوند در واقع نمادی از انسان های باستان اند که هر چند از بسیاری از مظاهر تمدن جدید غرب برخوردار نیستند اما از فطرت خود فاصله نگرفته اند، اعتقاد به خدا، عشق و رابطه عمیقی که ناوی ها با طبیعت و اجداد خود دارند و بی ارزش بودن مظاهر و تمدن غرب در پیش چشم آنها در واقع بیانگر پایبندی آنها به اصالت ها و ارزش های انسانی است. جمیز کامرون در این فیلم انسان وحشی، جنگ طلب، مغرور و خود پسند، کافر و بی اعتنا به معنویت، بی احساس و دنیا طلب را، در مقابل مردم پاندورا قرار می دهد. در واقع نوك پيكان انتقاد فيلم «آواتار» به سوي تمدن جديد غرب و به ویژه سیاست های جنگ طلبی و استعماری امریکا است. در این فیلم ژنرال آمریکایی که قبلا سه ماموریت در نیجیریه انجام داده نمادی از جنگ طلبی آمریکا و انسان وحشی و کافر غربی است. اما کامرون در این فیلم جنبه دیگری از تمدن غرب را که همان علم گرایی و کشف حقایق جدید است نیز به تصویر می کشد که نماد این افراد در فیلم دکتر و پژوهشگری به نام گریس اگوستین است. جمیز کامرون با این دو شخصیت در واقع در پی نشان دادن دو جنبه زشت و زیبای تمدن غرب است و در این میان مردم پاندورا حلقه گمشده ی تمدن غرب را به تصویر می کشد. «آواتار» داستان تقابل كفر و ناسپاسي ناشي از تكثرگرايي و بيايماني و بيثباتي تمدن جديد است با ايمان و اعتقاد ناشي از نگرش و وحدت وجودي انسان قديم. همين مضامین كافي است براي اينكه فيلم قرباني سياستورزيهاي هميشگي آكادمي اسكار شود و برخلاف اقبال گسترده عمومي و نيز برخلاف اقبال فراگير منتقدان و صاحبنظران مقوله تكنيك و محتواي سينمايي، در اين رقابت هر ساله جهاني فيلم، آنطور كه بايد مورد توجه و تحسين قرار نگيرد و به جاي جوانب مضموني بلندش تنها جايزه طراحي صحنه و فيلمبرداري و جلوههاي ويژه دريافت كند. ما در اين فيلم جانب انسانهايي را ميگيريم كه بدوي و بيتمدن هستند و به لحاظ فيزيكي به نسل حيوانات نزديكترند تا انسانهاي خوشظاهر و مدعي ولي از درون مسخشدهاي كه خود را مركز كائنات ميپندارند و خداوندگار هستي. دنياي اين انسانهاي بدوي به دليل يكپارچگي و وحدتي كه با طبيعت پيرامون دارند، به مراتب متعاليتر از دنياي انسانهاي متمدن و مدرني است كه غايت زندگيشان تسخير بيچون و چراي طبيعت در راه ارضاي خواهشهاي نفسانيشان است. انسانهاي باصطلاح پيشرفتهاي كه به تصريح فيلمساز، پايين آمدن ارزش سهام سهامداران در نظرشان امر مهمتري است تا با خاك يكسان شدن يك سياره زيستي زيبا و به خاك و خون كشيده شدن ساكنان بومي آن. بدين ترتيب «آواتار» نظام سرمايهداري غرب را هم به چالش ميكشد و بخصوص تفكر مصرفي و منش پروپاگاندايي (تبليغاتي) آن را هم آشكارا زير سوال ميبرد آنجا كه در قالب ويدئوي خاطرات «جيك سالي» به ما ميفهماند كه آمريكاييها براي هر قوم و تباري كه فريبا و آرماني باشند براي ناويها (بوميهاي سياره پاندورا) نه فقط اينچنين نيستند بلكه اساسا هيچ متاعي ندارند كه به وسيله آن بخواهند با ناويها وارد معامله بشوند و همان بلايي را سرشان بياورند كه با اليناسيون (ازخودبيگانگي) برسر جوامع بشري كره زمين آوردهاند. بوميهاي پاندورا به بيان ريشخندگونه جيك سالي نه نيازي به آبجو! و شلوار جين! آمريكاييها دارند و نه نيازي به هيچكدام از باصطلاح پيشرفتهاي علمي و فرهنگي آنها. ناويها به داشتههاي خود قانعاند و هنوز اسير بلاي ويرانگر «نياز كاذب» كه بشر جديد را در حد مرگ گرسنه و تشنه محصولات جامعه مصرفي جديد كرده، نشدهاند. ناويها در پيوندي ناگسستني با طبيعت پيرامونيشان هر آنچه ميخواهند از آن بهدست ميآورند بدون آنكه همچون انسانها با زيادهخواهي و حرص و آز و در يك كلام ارضاي نيازهاي كاذب، نامسوولانه به تخريب و نابودي اين منابع طبيعي غني دست يازند. جیمز کامرون در این فیلم اساسا تمركز خود را بر موضوع تقابل كفر و ايمان قرار داده نه تقابل علم و ايمان. كامرون در اين فيلم، دانش و انديشه را تقبيح نميكند بلكه به سوء استفادههاي غير انديشمندانه از يافتههاي علمي ميتازد و به جاي اين كه طبق روال مرسوم و البته سطحي، خرد را در مقابل ايمان قرار بدهد، انحرافات پديد آمده در غايات علمي و به دنبال آن فراهم شدن امكان سوء استفاده ويرانگر انساننماهاي درندهخو از فرآوردههاي علمي را مقابل خداباوري و تفكر ايماني و وحداني قرار ميدهد و بهجاي اينكه كفر را ماحصل عقلانيت علمي معرفي كند آن را نتيجه بندگي هواهاي نفساني و عبور از مرز اخلاق عنوان ميكند. و اين نگرش معتدل و غيرافراطي كه بهجاي اصرار بر دوگانگي عقل و عشق يا همان علم و ايمان، بر وحدت آنها تكيه دارد تا اندازهاي همخوان با آموزههاي دين مبين اسلام است كه نه با تحجر سازگاري دارد و نه با تجدد. شاهد بر اين مدعا در فيلم، دفاع «گريس» (كه پس از مرگ برادر «جيك»، دانشمند درجه اول پروژه تحقيقاتي آواتار است) از درخت مقدس ناويهاست كه از ديرباز زيارتگاه آنها و محل راز و نيازشان با خدا بوده و به نوعي نماد باورها و اعتقادات آنها محسوب ميشود كه البته در نظر گريس توجيه بيولوژيكي هم دارد. گريس با بيان اينكه درخت ناويها يك جادوي كفرآميز بيارزش نيست و رابطهاي الكتروشيميايي با محيط پيرامون دارد اولا مخالفت خود را با ايمان بيپايه و غلط كه از آن با تعبير «جادوي كفرآميز» نام ميبرد ابراز ميكند و ثانيا به توجيه عقلاني اين باور اشاره ميكند كه نمايانگر وابستگي او به رهيافتهاي علمي در قبول يا رد نگرش ايماني است. بدين معنا شايد موضع گريس يا به عبارتي تفكر علمي، كاملا مطابق با موضع ناويها و حتي موضع «جيك» كه با عشق به ايمان رسيده نه با علم نباشد اما معارض و معاند با آن هم نيست. حتي در مواردي مكمل آن نيز هست. حال آنكه سرهنگ و دار و دسته او بدون دليل و منطق و انديشه و فقط از روي هواپرستي و زيادهطلبي و غرضورزي كمر به مخالفت با باورهاي اعتقادي ناويها بستهاند و حتي با افيوني خواندن گريس و جيك آنها را بهخاطر دفاع از اين ايمان مسخره ميكنند. گريس اگرچه دانشمند است و بيش از آنكه ايمان قلبي داشته باشد، به محاسبات علمي و آزمايشگاهي وابسته است اما ناتوان از تجربه ايماني نيست. چنانچه ميبينيم هماوست كه در لحظه مرگ، خداي پاندورا، «ايوا» را ميبيند و با شهادت و اعتراف به وجود و حتي زيبايي اين آفريننده لايزال، جان ميسپارد. و اما می رسیم به شخصیت اصلی داستان : جیک سالی جمیز کامرون به طرز زیبا و زیرکانه ای از کشش و فطرت درونی انسان ها به موعود گرایی و ظهور منجی استفاده کرده است. جیک همان منجی و نجات دهنده مردم پاندوراست. او در سکانسی که نیتیری، جیک را از دست حیوانات وحشی نجات می دهد و جیک به دنبال او می رود در صحنه ای تعداد زیادی قاصدک به سمت جیک می روند و تمام سطح بدن او را می پوشانند، اینجاست که نیتیری این را یک نشانه می داند و در واقع او را انتخاب شده معرفی می کند و به میان مردم خود می برد. نیتیری مامور آموزش جیک می شود و در حین این روابط جیک آرام آرام دلبسته نیتیری می شود و همزمان اعتقادات و افکار نیتیری او را جذب می کند، و تا جایی پیش می رود که شب قبل از حمله انسان ها به صورتی خالصانه با ایوا که همان خداوند ناوی هاست سخن می گوید و از او طلب مدد می کند. در سکانس انتهایی فیلم جایی که به نظر می رسد مقاومت منجی و مردم بومی شکست خورده است و در اوج ناامیدی نیتیری، ایوا دعای منجی را اجابت می کند و تمامی حیوانات پاندورا را به سمت انسان ها و ادوات آنها حمله ور می سازد و انسان ها شکست می خورند. جمیز کامرون توانسته با بهره گیری از شخصیت جیک، روح حماسی و پایداری را در فیلم بدمد و با بهر گیری از ایوا، خداوند ناوی ها موفق شده حس خداجویی و پرستش بیننده را تحریک کند. خدایی که گریس آن را در لحظه مرگ می بیند و می ستاید، خدایی که در سکانس پایانی فیلم روح را از کالبد انسانی جیک به کالبد ناوی او می دمد. |
|||
|
|
۱۶:۴۲, ۲۳/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم خب اولین چیزی که اینجا باید مورد بررسی قرار بگیره اسم سیاره است که پاندورا نام گرفته ...اما پاندورا چیست ؟ پاندورا (به یونانی: Πανδώρα)، در اسطورههای یونان، نخستین زن روی زمین است. هفائستوس او را به دستور زئوس از آب و گِل ساخت تا پرومتئوس که با انسانها دوستی میکرد را مجازات کند. خدایان به او نعمتهای فراوانی بخشیدند؛ آفرودیته به او زیبایی بخشید، آپولو موسیقی، هرمس اعتقادات دینی و هر خدای المپین دیگری نیز به همین ترتیب هدیهای به پاندورا داد؛ از این رو در پایان هرمس نام پاندورا به معنی «تمام نعمتها» را روی او میگذارد. پرومتئوس او را از زئوس نپذیرفت، اما برادرش اپیمتئوس او را به همسری برگزید. پاندروا در جعبهای که گفته شده بود هرگز نگشاید، گشود و مصیبتها بر روی زمین پراکنده شد. تنها امید در جعبه باقی ماند تا تسلای بشر باشد. همون طور که از اسم سیاره معلومه باید سیاره ای پر از نعمت باشه همون طور که توی فیلم شاهد هستیم که سیاره از اکوسیستم فوقالعاده قوی ای برخورداره و دارای منابع گران قیمت زیادی که انسان ها اومدن تا اون منابع رو به نفع خودشون صادر کنند حتی به قیمت نابود شدن ناوی ها (همان موجودات ابی رنگ ) . شخصیت اول فیلم به نام جیک سولی است که برادرش در تحقیقات روی سیاره یک دانشمند بوده و جیک سولی چون با برادرش دوقلو هست انتخاب میشه تا ادامه ی عملیاتی به اسم اواتار رو انجام بده ... اما نکته ای جالب راجع به اسم جیک سولی هست اونم اینه که در انگلیسی اسم جیک مخفف اسم جیکوب هست ...اما جیکوب کیست ؟ جیکوب یا همان یعقوب پیامبر بنی اسرائیل است . بذارین مطالب رو کم کم جمع اوری کنیم تا گم نشیم توی حجم مطالب ... پس تا اینجا یعقوب وارد سیاره پاندورا یا همون سیاره تمامی نعمت ها میشه یه چیز جالبی که راجع به ماموریت اواتار هست اینه که هر انسانی میتونه به وسیله ی دستگاهایی به اسم لینک وارد اواتار مخصوص خودش بشه . اما این چه معنی میده ؟ ![]() اینجا به صورت رسمی وجود چیزی به اسم روح رو نفی میکنه چطور ممکنه انسانی از جسم خودش خارج بشه و به جسم دیگری بره ؟ ایا این چیزی به جز عقاید ماتریالیستی (مادی گرایی) در غرب امروزه ؟ در قسمت های بعدی فیلم که جیک توی جنگل گم میشه دختر رئیس قبیله ی ناوی ها (ناوی در زبان عبری به معنای نبی است)میخواد اونو بکشه که نشانه ای از درخت مقدس خودشون یعنی ایوا میبینه که مانع از کشته شدن جیک میشه ![]() و بعد هم جیک رو با خودش به داخل قبیله میبره ... نکته ی جالبی راجع به درخت مقدس ناوی ها هست که اسمش ایواست اما ایوا در زبان عبری به چه معناست ؟ ایوا به چه معنا است؟ در فیلم به خوبی ایوا و نقش آن در سیار پاندورا توصیف شده؛ درختی که مرکز شعور سیاره و پیوند حیاتی تمام موجودات آن است و از این رو، ایوا درخت حیات نام گرفته است. ناوی ها درخت مقدس خود را به نام ایوا Eywa می خوانند که تلفظ این واژه بسیار نزدیک به تلفظ واژه Eva در زبان انگلیسی است. Eva برگرفته شده از واژه عبری Hawwah است که در سنت اسلامی به صورت حوا تلفظ شده و نام همسر حضرت آدم (علیه السلام) است. مشابهت نزدیک تلفظ واژه Eywa با واژه Eva تا اندازه ای ارتباط با آن را بیان می کند و با توجه به دلالت معنایی می توان گفت که برگرفته از آن است. ایوا در فیلم آواتار تنها نام یک درخت نیست بلکه به معنای درخت حیات نیز هست و نام حوا در ادیان ابراهیمی با حیات و زندگی ارتباط دارد چنان که در آیه 20 از باب 3 سفر آفرینش تورات چنین می خوانیم؛ «آدم زن خود را حوا نامید، چون او می بایست مادر همه زندگان باشد». این نکته چیز عجیبی نیست که جیمز کامرون در فیلم خود از واژگان عبری استفاده کرده چرا که اکنون در مورد واژه ناوی Na'vi نیز این بحث مطرح شده که این واژه از دومین کتاب اصلی دین یهود به نام کتاب انبیاء یا نوییم، Nevi'im، اخذ شده است. جیک در میان ناوی ها یاد میگیره که چه جوری با حیوانات اونجا ارتباط برقرار کنه و اونا رو مسخر خودش کنه ...یک بار اگه اشتباه نکنم داشتم تلمود رو میخوندم که توش نوشته شده بود ..غیر یهودیان حیوانند و همگی برای خدمت به قوم برتر یعنی ما یهودیان افریده شدند ![]() خب توی فیلم هم میبینیم که قبیله ی ناوی ها به راحتی از حیوانات استفاده میکنند و تمامی حیوانات مسخر اونا هستند ... همون طور که گفتم ناوی به معنای نبی است وقتی میگیم که قوم ناوی ها یعنی قوم پیامبران و همه گی میدونیم که قوم پیامبران کسانی نیستند جز قوم بنی اسرائیل ... اما برای اینکه شکمون بر طرف بشه دوباره سراغ فیلم میریم یه صحنه از فیلم هست که جیک قراره همسره خودشو انتخاب کنه و دختر رئیس قبیله بهش میگه که : نینات بهترین خوانندمونه . ![]() این سکانس فیلم توی سینما های اسرائیل باعث خنده اسرائیلی ها شده چون نینات مشهورترین خواننده ی زن اسرائیلیه ... پس یعقوب پیامبر به سرزمین نعمت ها میاد و به سوی قوم پیامبران میره . توی فیلم مدام به این اشاره میشه که جنگل و حیوانات دارای روح و انرژی هستند و با توجه به توصیفات درخت مقدس ایوا متوجه این میشیم که دینی که در سیاره ی پاندوراست چیزی نیست جز کابالا جالبه که توی ائین کابالا به درخت سفیرات درخت زندگی هم گفته میشه چیزی که بارها توی فیلم به درخت ناوی ها اطلاق میشه ...مطئنا این درخت رو در فیلم ارباب حلقه ها 3 در شهر میناس تریس به یاد دارید !!! در سکانسی که انسان ها به مکان زندگی ناوی ها حمله میکنن کاملا شاهد یک هولوکاست دیگه هستیم صحنه هایی پر از اتش و ناوی هایی که در اتش میسوزند به خصوص در این سکانس اگه دقت کرده باشید مردان نیستند و صدا گذاری طوری انجام شده که ما فقط صدای زنان و کودکان رو در حال زجه میشنویم ![]() خب بعد از اینکه خیانت جیک مشخص میشه ... جیک یه راه حل داره تا بتونه بین مردم برگرده و اونم کاری نیست جز مسخر کردن موجده پرنده ای به اسم توروک که شبیه به یک اژدهای قرمز رنگ است و در فیلم جیک متوجه میشود تنها کسی که سوار بر توروک است میتواند مردم رو دوباره به سمت خود جلب کند ازدهای قرمز رنگ در نماد شناسی معنای ریشه زندگی و حمایت از وحدت میباشد ... حمایت از اژدهای قرمز در نماد شناسی یعنی اطاعت بی چون و چرا از اژدهای قرمز بدون چون و چرا با علم اینکه یک نیروی الهی از انها حمایت خواهد کرد . ![]() اخر قسمت فیلم هم که انسان ها رو از پاندورا بیرون میکنند جیک سولی در کنار درخت ایوا از بدن انسانی خودش به بدن اواتار خودش کاملا منتقل میشه همچین چیزی باز در عرفان یهودی ها به اسم تناسخ موضوعیت داره که میگن هر انسانی بعد از مرگ دوباره در یک جسم دیگه متولد میشه اما کامل تر از گذشته است ...چقدر این جمله نزدیکه به جمله ای که جیک توی فیلم میگه که : هر ادمی دوبار متولد میشه اما دفعه ی دوم دیگه همه اونو میشناسن . پایان دوستان اگر نظری دارن لطفا بگن تا نقدمون از فیلم اواتار کامل تر باشد...لطفا اگر میخواین نماد شناسی کنید در زمینه ی ماسونری از منطق خودتون استفاده کنید و هر چیزی رو به ماسون ها ربط ندید مثله اینکه ناوی ها ابی بودند پس همان جن های ابی در فراماسونری هستند ... در نماد شناسی شما برای رسوندن یک مطلب باید حداقل دو یا سه نماد رو در ارتباط با یه موضوع اثبات کنید .برای سلامتی وجود مبارک امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تعجیل در فرج ظهور ایشان صلواتی عنایت بفرمائید. |
|||
|
|
۱۸:۰۶, ۲۳/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
خیلی عالی بود. اما نکات دیگری هم که حائز به اهمیت هستند؛ یکی رنگ پوست ناوی هاست که "آبی" است! و یه نظر من ایوا علاوه بر اینکه تلفظی نزدیک به حوا داره فوق العاده شبیه "شیوا" هم هست: شیوا :یکی از بلندپایه ترین ایزدان آئین هندو است. شیوا خدای آفریننده، نگهدار آسمان و زمین، نابودکننده اهریمنان، بخشاینده گناهان و بسیارکننده روزیست.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تحلیل کارتون " آواتار - Avatar " | oem0390 | 8 | 10,316 |
۲۲/مرداد/۹۲ ۰:۵۱ آخرین ارسال: ehsanagiyan |
|









![[تصویر: c824be2be6ac.jpg]](http://1.xm.comuf.com/images/c824be2be6ac.jpg)
![[تصویر: baraka0198.jpg]](http://img227.imageshack.us/img227/6384/baraka0198.jpg)
![[تصویر: 1274206032_khane-kaaba.jpg]](http://wmb.ir/uploads/1274206032_khane-kaaba.jpg)


![[تصویر: 79760571614964314053.jpg]](http://myup.ir/images/79760571614964314053.jpg)
![[تصویر: 59740645298045045633.jpg]](http://myup.ir/images/59740645298045045633.jpg)
![[تصویر: 68800452007955343990.jpg]](http://myup.ir/images/68800452007955343990.jpg)
![[تصویر: 27628878060208238363.jpg]](http://myup.ir/images/27628878060208238363.jpg)
![[تصویر: 55604854685991695546.jpg]](http://myup.ir/images/55604854685991695546.jpg)
![[تصویر: 49700704066142224350.jpg]](http://myup.ir/images/49700704066142224350.jpg)
در نماد شناسی شما برای رسوندن یک مطلب باید حداقل دو یا سه نماد رو در ارتباط با یه موضوع اثبات کنید .