|
بررسی هری پاتر
|
|
۱۸:۲۳, ۲۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
هری پاتر مهم ترین اتفاق ادبیات در ابتدای قرن 21 بود و جای بحث هم زیاد داره
هرکس سند و مدرکی داره که محکم و مستدله بیاره...چه درجهت تایید و چه در جهت تکذیب ماسونی بودن این کتابها... من خودم هم یه سری اسناد دارم که میزارم... ضمنا ملاک اول برای بحث کتابهاست نه فیلمها... |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۰۷, ۲۲/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
عزیز من از اینکه نظرم رو خوندی ممنونم من در این تاپیک 1 پست درباره ی فراماسونری و هری ÷اتر فرستادم و اگه نظر های بعدی منو خونده باشی به تحلیل خود هری پاتر پرداختم .لطفا قبل از اینکه جوابمو بدی اون ها رو بخون ببین هری پاتر یه پروژه س اول کتاب ها بعد فیلم بعد بازی هری پاتر میاد توی بازار و بعد کتاب بعدی ببین عزیزم اونا دلشون نمیخاد جو هری پاتر خاموش بشه ببین من تمام کتاباشو خوندم 3 تا از فیلم هایش رو هم دیدم خودت بگو این فیلم و کتاب چه اثری میذاره ببین هری پاتر از دور قشنگ به نظر میاد اما واردش که میشی بیچاره میشی اینو من تجربه کردم یک ماه تمام با رویای هری پاتر زندگی کردم شبی نبود که خواب هری پاتر رو نبینم اما وقتی چشمامو باز کردم دیدم قلبم سیاه شده از بس از خدا دور شده بودم نمیدونستم که خدای مهربون منو قبول میکنه یا نه هنوز دارم به خاطرش میسوزم بعد اومدند با حضور خود هری پانرو هرمیون و ...پارک هری پاتر رو درستکردند با بودجهی بیش از 256میلیون دلار !!!!
و چند وقت پیش آکادمی مدرسه ی خاکستری رو درست کردندacademic gray schoolخودت سرچ کن توی این مدرسه از طلسم گرفته تا هنر کیمیا درس داده میشه تا بعد. فی امان الله . |
|||
|
|
۲۲:۵۰, ۲۲/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
در مورد هری پاتر شک نکنید ، داستان هری پاتر فراماسونری است و شیطان پرستی ، نه به خاطر جادو ، کلا میگم ، هری پاتر ماسونی است فیلمش و کتابش. شک نکنید.
|
|||
|
۲:۴۴, ۲۳/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
نقل قول:ولي به نظر من شما با جادو گري مشكل داريد مشکل دارم با جادوگری دوست عزیز به خاطر اینکه کمترین حد شرعی برای سحر و جادو اعدامه ... مشکل دارم با این فیلم چون داره مردم رو دعوت میکنه به سحر و جادو و شیطان پرستی ...این حرفو من مسلمون نمیزنم بلکه نتیجه ی جلسه توی مکزیک بزرگترین اسقف ها و کاردینال ها ی مسیحیت بود که هری پاتر رو مهم ترین جریان دعوت به شیطان پرستی اعلام کردند !!! |
|||
|
|
۱۲:۰۵, ۲۳/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
اول شما اصلا حرف اسقف ها و كاردينال هاي مسيحي رو نگو كه گندشون تو تاريخ در اومده
دوم خطاب به masudfarahani آناليزت واقعا حرف نداشت انصافا به اين همه هوش و ذكاوت حسوديم مي شه اما بذار يه چيز هايي بهت بگم: 1- فرقه ي ماسوني در جهان يه كاري كرده كه شما هر كاري بكني مردم ميگن شما فراماسونري هستي براي مثال من از نماد صليب شكسته خوشم مياد خب اول مي گن نازيسمه بعد هم ربطش مي دن به فراماسونري دوم اصلا يه راست مي گن ماسونيه و چند تا حرف ديگه حالا بزار يه چيز هايي من بگم 1- گودريك گريفندور يا بهتر گروه گريفندور تشكيل شده از گريفن+دور گريفن يعني چي؟ گريفن يا همون شير دال حيوان سلطنتي ما ايراني ها شما اگه تو تخت جمشيد به سر ستون ها نگاه كنيد حتما شيردال مي بيني پس مي تونيم بگيم گروه گريفن دور در واع همون ايراني ها هستند و هري پاتر هم از ايران بلند ميشه خودتون بهتر مي دونيد ما چندين شخص در تا ريخ داشتيم كه بر ضد حكومت بني اميه و عباس بلند شدند مثل ابومسلم خراساني و ....... در ضمن حيواني كه زخم هاي هري پاترو تو كتاب هري پاتر و تالار اسرار خوب مي كنه چيه درسته حيون محبوب دامبلدور يعني ققنوس كه ذاتا ايرانيه در ضمن اين رو هم بگم كه تو كتاب دوم هري پاتر اين ققنوس بود كه باسيليك رو چشمش رو كور مي كنه باسيليك در واقع اون مار عظيم الچثه يا بهتر مار امو كه مظهر يهودي هاست يعني ما ايراني ها در حال مبارزه با يهودي ها هستيم در ضمن گودريك گريفندور شمشير داشته و تو تاريخ هم معمولا ايراني ها و مسلمان ها از شمشير استفاده مي كنن 2- هري+پاتر" هري يا همون هاري به معني عجله و پاتر يا پات+ر كه پات يا بهترpott در زبان انگليسي يعني گل و پوتر هم ميشه گل ساز يا بهتر كسي كه مجسه سازي ميكنه 3- من نمي دونم شما تو كتاب چي خوندي كه مي خواي خدا شما رو ببخشه مگه تو كتاب به شما جادوگري ياد داده يا شما با يه چوب تونستي يكي رو طلسم بكني شما اگه كتاب هاي دن براون و جورج اورول و كتاب هايي در سبك رئاليسم جادويي يا فلسفه ماركس يا بهتر اگه از مضمون كتاب آيات شيطاني رو بفهمي نمي دونم كه چي كار مي كني ادم بايد جنبه داشته باشه 4- فعلا وقت ندارم به بقيه پست هات پاسخ بدم پس منتظر پست بعدي من باش در ضمن هيتلر در سال 1921 قدرت رو تساحب مي كنه در ضمن چمبرلن هم نخست وزير نبوده در واقع وزير واردات صادرات بوده كه اين شغل رو از پدرش به ارث م بره |
|||
|
|
۱۲:۳۹, ۲۳/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
(۲۳/اسفند/۸۹ ۱۲:۰۵)Gryffen نوشته است: اول شما اصلا حرف اسقف ها و كاردينال هاي مسيحي رو نگو كه گندشون تو تاريخ در اومده برداشت من از حرف های شما دوست عزیز اینکه ، شما می گید داستانهای هری پاتر در حمایت از ایران و بر علیه یهودیت هست اگر اشتباه کردم تصحیح بفرمایید فقط یک نکته هم در آخر اضافه کنم ، مجموعه فیلم های هری پاتر توسط کمپانی برادران وارنر (برادران وارنر یکی از بزرگترین تهیهکنندگان فیلم و برنامههای تلویزیونی جهان است که در سال ۱۹۱۸ توسط مهاجران یهودی لهستانی به آمریکا تأسیس شده است) ساخته شده ، همون کمپانی که فیلم 300 رو ساخته است. |
|||
|
|
۰:۳۲, ۲۶/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
اگه بر علیه یهود بود کمپانی وارنر نقش اول رو به دنیل رادکلیف نمی داد که یهودیه
ببین هری پاتر برعلیه اسلامه که تو ایرونی هم مسلمونی نیستی ؟اگه یهود با اسلام دشمن نبود نمی اومد زمان پیامبر از سرزمین خوش آب و هوای فلسطین که بهش سرزمین موعود میگفتند بیایند اطراف مکه قلعه خیبر رو بسازند و توی بر بیابون زندگی کنند مگه مریض بود نه برای این که ریشه ی اسلام رو از جا بکنند ببین یهود دین نیست یک نژاده یعنی اگه تو بری جلوی کنیسه ها بگی من میخام یهودی بشم میگند برو پی کارت پس به عمق دشمنیش پی ببر قرآن میگه "و قطعا یهود را از همه دشمن تر میابی" عزیز من یهود چون کمند از سینما که وسیعه حرفش رو بزنه ببین جوزف نایت میگه ما دیگران اغوا میکنیم با مدیریت حب و بغض "(دوستی و کینه)وقتی تو به هری پاتر دل ببندی نمیتونی درباره اش بد بگی رای هر چیزش یه دلیل پیدا میکنی که اگه حتی دیگران هم قبولش نکنند برای تو پذیرفتنی ببین یه مادر هیچ وقت از بچه اش بدش نمیاد چون بچه شو دوست داره امام علی (علیه السلام) می فرمایند حب الشی یعمی و یصم حب هر چیزی انسانو کور میکنه تا بعد |
|||
|
|
۲۰:۰۹, ۱۷/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
اين داستان هم زنده كننده يادِ واقعه ي مشكوك هلوكاست است و هم نشان دادن يك الگو و منجي (آمريكا) و هم منحرف كننده اذهان به ماورا الطبيعه است.
من يكي از خوانندگان مجموعه كتاب هاي هري پاتر و بينندگان فيلم هاي هري پاتر هستم. مدتي پيش كه تازه كتابهاي هري پاتر را به پايان رساندم، به نكاتي برخوردم، كه تقديم خوانندگان جست و جوگر مي كنم . شايسته است پيش از هر چيز به خلاصه ي داستان توجه فرماييد: هزاران سال پيش در جامعه ساحران چهار جادوگر بزرگ به نام هاي گودريك گريفندور، هلگا هافلپاف، روينا رونكلاو و سالازار اسليترين به تاسيس مدرسه اي با نام هاگوارتز براي آموزش سحر اقدام كردند. اين چهار جادوگر كه چهار گروه را در مدرسه به وجود آوردند، بنا به سليقه و تفكر خود به آموزش پرداختند. اما در ميان اينها سالازار اسليترين به اين عقيده داشت كه بايد جادوگراني را در مدرسه تعليم دهيم كه داراي خون خالص جادوگري هستند، يعني پدر و مادر آنها جادوگر باشند (و انواع ديگر جادوگران به اين صورت است كه: يكي از والدين جادوگر باشد، يا هيچ يك از والدين جادوگر نباشد و فقط فرزند ساحر متولد شده باشد ) آن سه جادوگر ديگر با عقيده ي وي موافق نبودند بنابراين اسليترين از مدرسه خارج شد و قبل از خروج از مدرسه تالاري را در اعماق آن بنا كرد و هيولايي را در آن نهاد و درب تالار را بست به اميد اينكه روزي نواده واقعي اش برگردد و با باز كردن درب تالار، مدرسه را از وجود خون ناخالص پاك كند. هزاران سال بعد از آن چهار جادوگر، پسري به نام « تام مارلو ريدل » كه داراي استعداد جادوگري است همراه ديگر محصلين وارد هاگوارتز مي شود و سال اول تحصيل خود را آغاز مي كند. سالها مي گذرد و آن پسر كوچك كه اينك نوجواني شده، متوجه مي شود كه مادرش جادوگر و پدرش غير جادوگر بوده و در عين حال از خون مادري اش به سالازار اسليترين مي رسد. او در مدت تحصيلش در هاگوارتز دوستاني را در كنار خود جمع مي كند. ‹ تام › براي خلاص شدن از نام پدرش كه يك غير جادوگر بوده، اسم خود را به « لُرد ولدمورت » تغيير مي دهد. او يك بار موفق به باز كردن تالار اسرار مي شود كه در پي آن دختري به وسيله ي هيولاي آزاد شده از تالار، كشته مي شود. تام ريدل از آنجايي كه زير نظر يكي از اساتيد خود به نام دامبلدور بوده موفق به باز كردن تالار براي بار دوم نمي شود و بعد از مدتي تصميم به ترك مدرسه مي گيرد . سال ها بعد ولدمورت به همراه يارانش كه به مرگخواران معروف اند با نيروي سياه خود به جامعه جادوگري حمله مي كنند و با اين كه با مقاومت هايي روبرو مي شوند ولي باز به كشتار ادامه مي دهند. پيش گويي رخ مي دهد كه در آن گفته شده است كه كودكي به دنيا خواهد آمد، كه ولدمورت را نابود مي كند، ولدمورت در صدد كشتن آن كودك بر مي آيد و زماني كه كودك يك سال دارد، ولدمورت او را پيدا مي كند. ولدمورت پدر و سپس مادر كودك را به قتل مي رساند. و زماني كه مي خواهد كودك را با طلسم مرگ به قتل برساند، طلسم به خودش بر مي گردد و او نابود مي شود. جهان جادوگري دوباره روي آرامش را مي بيند. پسرك يك ساله كه هري پاتر نام دارد، توسط جادوگران نماينده خير به خاله اش سپرده مي شود. هري پاتر بزرگ مي شود و در سن يازده سالگي به مدرسه جادوگري مي رود و در مدت تحصيل دوستان و دشمناني پيدا مي كند. هري پاتر در مدت تحصيل بارها مانع از قدرتمند شدن دوباره ي ولدمورت مي شود (كتابهاي يك و دو). ولي بالاخره ولدمورت پس از سيزده سال در برابر چشمان هري پاتر، قدرتمند مي شود (كتاب چهار). با اين كه هري، بارها به جامعه جادوگري مي گويد كه ولدمورت بازگشته، ولي هيچ كس جز معدودي از جادوگران از جمله دامبلدور كه مدير مدرسه ي جادوگري است و همچنين حامي هري مي باشد اين موضوع را قبول نمي كند. نبرد كوتاهي ميان دامبلدور و ولدمورت رخ مي دهد (در وزارتخانه) و از آنجايي كه وزير براي چند ثانيه ولدمورت را مي بيند، بازگشت ولدمورت را تاييد مي كند (كتاب پنج). وزير جادوگري عوض مي شود، پس از مدتي نبردي در هاگوارتز (مدرسه جادوگري) رخ ميدهد كه طي آن دامبلدور (حامي هري) كشته مي شود (كتاب شش). هري و دوستانش در جهت وظيفه اي كه دامبلدور به آنان واگذار كرده ديگر به مدرسه نمي روند، و از سوي ديگر ولدمورت وزارتخانه ي جادوگري را تحت كنترل مي گيرد، و آموزش را كنترل مي كند و در برخورد با خون ناخالص جادوگري بسيار اهتمام مي ورزد بالاخره هري براي مبارزه به مدرسه باز مي گردد، معلمين طرفدار هري، مدرسه را از وجود طرفداران ولدمورت خالي و هاگوارتز را جبهه ي مقاومت مي كنند ؛ مرگخواران به مدرسه حمله مي كنند و جنگ در مي گيرد بالاخره هري و ولدمورت در مقابل هم قرار مي گيرند و ولدمورت به دست او كشته مي شود (كتاب هفت). اين خلاصه اي بود از داستان هري پاتر كه با درج شماره كتاب آن را عرضه نموديم. داستان هري پاتر كه از چند كتاب تشكيل شده، فراتر از يك داستان معمولي براي نوجوانان و جوانان است! اين داستان كه در آن به شدت از قوه ي خيال استفاده شده و در عين حال همچون اسطوره ها يك سير منطقي را دنبال مي كند داراي محتوايي مخفي و دور از خيال است، محتوايِ پنهانِ اين داستان داراي مضامين تاريخي و واقعي مي باشد. به عبارت ديگر داستان هري پاتر، داستاني است خيالي درباره سحر و جادو، جامعه ي جادوگري، رويارويي خير و شر، محبت و كينه، عشق و سرخوردگي؛ ولي اين داستان به ظاهر خيالي داراي چندين لايه ي معنايي است كه سطحي ترين لايهي آن، كه براي همه قابل درك است، همان مضاميني بود كه ذكر كرديم . و بايد دانست كه لايه هاي پنهان داستان به طور ناخودآگاه در ذهن خواننده نقش مي بندد و در جاي خود نمود مي كند. در اينجا به شرح اين لايه هاي پنهان پرداخته ايم تا خوانندگانِ محترمِ مجموعه كتابهاي هري پاتر، بدانند كه چه هدفي با نوشتن اين داستان طولاني و درعين حال مجذوب كننده، دنبال شده. لايه اول: لايه ي تاريخ به نظر من خانم رولينگ، زيركانه، چند رخ داد تاريخي را در لايه اي نامرئي و نسبتا طولاني در اين داستان قرار داده است. حوادثي كه در تاريخ معاصر اروپا رخ داده است . 1. با اقدام آلمان در سال 1914، جنگ جهاني اول شروع شد كه كُشتار زيادي در پي داشت. ولدمورت به جامعه ي جادوگري حمله كرد. در اين جنگ هم از طرف خوبي و خير و هم از طرف بدي و شر كشته هاي زيادي در جهان باقي مي ماند. 2. آمريكا به نفع متفقين وارد جنگ شد كه در نتيجه حدود يك سال بعد آلمان شكست خورد و اثري از شكوه آلمان باقي نماند . طبق پيشگويي كه در داستان ذكر شده: «پسري به دنيا مي آيد كه باعث نابودي ولدمورت مي شود»، ولدمورت در صدد يافتن آن كودك بر مي آيد و زماني كه آن پسر يك ساله را پيدا مي كند (يك سال از ورود آمريكا به جنگ مي گذرد) با طلسم مرگ به او حمله مي كند ولي طلسم به خود ولدمورت بر مي گردد (هر اقدام آلمان برعليه آمريكا، بر ضد خودش تمام مي شود) و ولدمورت نابود مي شود، برخي مي گويند كه او مرده ولي برخي ديگر مي گويند كه فقط ضعيف و ناتوان شده است. 3.آلمان پس از جنگ اول جهاني در صدد رشد و تجديد قوا برآمد ولي فشار هاي پيمان ورساي وكشور هاي اروپايي مانع از آن مي شود. ولدمورت سعي مي كند كه دوباره قدرتمند شود ولي با مقابله ي هري پاتر (با پشتوانه ي دامبلدور = مدير مدرسه جادوگري هاگوارتز) روبرو مي شود، كه اين مطلب در دو كتاب يك و دو كاملا مشهود است ؛ هري پاتر و دامبلدور در اينجا نماد متفقين هستند . 4. آدولف هيتلر در راس حزب نازي در تلاش بود كه در انتخابات مجلس آلمان، حزب نازي كرسي هاي بيشتري بدست آورد و همچنين قصد داشت، به مقام صدارت اعظمي آلمان برسد و اين اقدامات هيتلر در راه كسب قدرت پس از سيزده سال پس از شكست آلمان در جنگ جهاني اول (1918) شدت يافت و بالاخره حزب نازي در انتخابات مجلس موفق مي شود و هيتلر به صدارت اعظمي آلمان رسيد (1933). انگلستان و در راس آن چمبرلن نخست وزير انگلستان به اين ماجرا اهميت نداد و توجهي به اين جنب و جوش هيتلر نكرد ولي افرادي در انگلستان و آمريكا بودند كه از اين تحركات سياسي آلمان نگران بودند و يكي از آن سياستمداران انگليسي، چرچيل بود. ولدمورت در برابر چشمان هري پاتر، پس از سيزده سال ضعف و دوري از جهان جادوگري، دوباره قدرتمند مي شود.(ولدمورت پس از13 سال قدرتمند مي شود = آلمان در 1918 ضعيف مي شود و در حدود 1931 كه هيتلر در حال قدرت گرفتن است، آلمان رو به قدرتمند شدن مي رود) (بايد در نظر داشت كه خانم رولينگ نمي توانسته دقيقا سالها را ذكر كند و يا مدت زمان هاي ضعف و قدرت ولدمورت را بيان كند زيرا كه اين كار باعث لطمه ديدن اصل داستان و سير منظم آن مي شود و بايد بدانيم كه داستان ها و يا فيلم هايي كه به طور كامل سفارشي و براي كنايه به مطلبي هستند، بسيار رسوا مي باشد و آنقدر كه داستان هري پاتر مشهور و مقبول شده نمي توانست مقبول شود، براي نمونه مي توان به فيلم ضد ايراني 300 اشاره كرد كه از آغاز تا پايان بر ضد فرهنگ غنــي ايران است و همان طور كه مي دانيـم فقط مدتي غوغا به پا كرد و بلافاصله تاريخ مصرفش به پايان رسيد.) ولدمورت در كتاب چهار نماد آلمان به پا خواسته، است. هري پاتر پس از بازگشت به سوي دامبلدور كه در راس جبهه ي خير است و به عبارتي نماد شعور جمعي جامعه ي انگلستان است، به او مي گويد كه ولدمورت برگشته (آمريكا به جامعه ي اروپا مي گويد كه در آلمان تغييرات مهمي در حال وقوع است) و دامبلدور اين سخن را باور مي كند. ولي برخي از جادوگران كه در راس آنها وزير جادوگري است اين سخن را باور نمي كنند (چمبرلن نخست وزير انگلستان توجهي به قدرت گرفتن آلمان نمي كرد.) 5. تلاش هيتلر براي بدست آوردن قدرت ادامه دارد و او در سال 1933 صدر اعظم آلمان مي شود. پس از ملحق شدن اتريش و چكسلواكي به خاك آلمان به دست هيتلر، اروپاييان متوجه خطر آلمان هيتلري شدند، نخست وزير انگلستان (چمبرلن) از خواب غفلت بيدار شد والبته جامعه اروپا در راه الحاق كشور مورد نظر هيتلر يعني لهستان سنگ اندازي كردند. ولدمورت قدرتمند شده و براي قدرت بيشتر تلاش مي كند (در كتاب 5 مشهود است)، نبردي بين ولدمورت (هيتلر) و دامبلدور (جامعه اروپا) رخ مي دهد و اين نبرد كه بيشتر يك زور آزمايي است (تلاش هيتلر براي الحاق لهستان به شيوه ي قانوني) بالاخره بي نتيجه به پايان مي رسد و ولدمورت متوجه مي شود اين نبرد بي فايده است، و از مقابل دامبلدور مي رود (هيتلر به اين نتيجه مي رسد كه نمي تواند مانند دو كشور اتريش و چكسلواكي، لهستان را به راحتي، بدست آورد، اقداماتي كه هيتلر براي به دست آوردن اتريش و چكسلواكي انجام داد عبارت است از :1- سخنراني ها 2 - تحركات نظامي در مرز كشور هاي اتريش و چكسلواكي 3- تهديد كشور هاي مذكور و...) در آخر اين نبرد كه در وزارتخانه رخ داده، جادوگران به همراه وزير جادوگري وارد وزارتخانه مي شوند و وزير در يك نگاه كوتاه ولدمورت را مي بيند. و قدرت گرفتن ولدمورت را تاييد مي كند. (چمبرلن به اشتباه خود پي برد، و متوجه شد، كه هيتلر در صدد توسعه قلمرو بوده ؛ البته همان طور كه مي دانيد توسعه قلمرو كاري است كه انگلستان سالها در پي آن بوده و بعد از اينكه، از اين كار دست كشيده- و باز آن هم به دلايل سياسي نه براي راحتي ملت هاي تحت سلطه -دوست ندارد اين اقدام را ديگر ملت ها انجام دهند، زيرا قدرت گرفتن ديگر كشور ها خارج از تحمل انگلستان است.) 6. قدرت نمايي هيتلر آغاز شده و تحركات نظامي او ادامه مي يابد. حمله به لهستان آغاز مي شود. مدتي بعد چرچيل بجاي چمبرلن نخست وزير انگلستان شد، بايد دانست كه قدرت انگلستان در آن زمان تقليل يافته و وقت آن فرارسيد كه جاي اين كشور استعمارگر كهن را كشور قدرتمندي بگيرد و البته اين از مدت ها پيش اتفاق افتاده و آمريكا جاي انگلستان را در صحنه جهاني گرفته بود. حملات توسط ولدمورت و يارانش شروع ميشود. وزير سحر و جادو عوض مي شود، و ‹اسكريمجور› بجاي ‹فاج› مي آيد و اين همان جابجايي چرچيل با چمبرلن است. به هاگوارتز (هاگوارتز، نمادي ازمكان هايي است كه مورد تعرض هيتلر قرار گرفت) حمله مي شود و دامبلدور به دست اسنيپ – از مرگخواران سابق - كشته مي شود (كتاب 6). اين در حالي است كه در كتاب 7 مي خوانيم كه دامبلدور (نماد انگلستان)مدتها قبل به وسيله ي طلسمي ضعيف شده، و خودش به اسنيپ گفته كه تو مرا بكش چون من مرگ را انتخاب كرده ام (و اين همان جايجايي قدرت جهاني، آمريكا با انگليس است كه با رضايت انگليس انجام شد.)و بارها در اين مجموعه كتابها از قول ياران دامبلدور براي يكديگر نقل شده كه دامبلدور گفته: اميد ما هري پاتر است. و اين همان انتقال قدرت به آمريكا است و از نگاه متفقين پيروزي به دست آمريكا محقق مي شود (كتاب 6). 7.هيتلر پس از به قدرت رسيدن به نظم بخشيدن امور پرداخت و اين شامل آموزش هم شد. او آموزش را سازمان دهي كرد و تحت كنترل گرفت. از سوي ديگر علاقه ي زياد هيتلر به خون خالص آريايي چيزي بود، كه اكثريت مردم درباره ي آن مي دانند. او در عزل و نصب مقامات و سران كشوري و لشكري اصل و ريشه و به عبارتي خون آريايي را در نظر گرفت. اين دو نكته تاريخي را مي توان در كتاب هاي هري پاتر و به ويژه در كتاب 7 ملاحظه كرد. در سراسر داستان هري پاتر درباره ي علاقه ولدمورت به خون خالص جادوگري صحبت شده و در كتاب 7، جامعه جادوگري نماد جامعه ي آلمان در نظر گرفته شده و وزارت جادوگري هم نماد دولت آلمان است. در اين كتاب نوشته شده كه ولدمورت افرادي را در وزارت جادوگري بر سر كار مي گذارد كه به نوعي با او همراه هستند و همچنين درباره اصل و ريشه كاركنان وزارتخانه بررسي مي شود، همچنين آموزش در هاگوارتز به وسيله ي دست نشانده هاي ولدمورت كنترل مي شود. 8. آلمان در دو جبهه در جنگ بود و سرانجام هم از اين دو جبهه مورد هجوم قرار گرفت. ياري زياد آمريكا به متفقين باعث شد تا آلمان در جنگ جهاني دوم شكست بخورد. يكي از دلايل بزرگ شكست آلمان تمركز ندادن نيرو ها در يك جبهه بود. هيتلر با ايجاد چند جبهه (شرق و غرب آلمان و همچنين آفريقا) يكي از عوامل شكست خود را به دست خود ايجاد كرد. چطور مي شود كه بعد از معروف شدن دانيل رادكليف به عنوان هري پاتر، او بايد نقش يك سرباز متفقين را بازي كند (در حالي كه يهودي است) و در مقابل، رالف فيناس كه ولدمورتِ شناخته شده است و دشمن هري پاتر، بايد نقش يك آلماني ارتباط بر قرار كرده با يك نازي را بازي كند؟! كمي فكر كنيم... ! |
|||
|
|
۱:۴۹, ۱۸/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
به نظر کتاب های هری پاتر باز هم برای دقیق شدن جا دارد چرا که با تشکر از خانم رولینگ این مجموعه کتاب را چون دیوان حافظ هرکسی که می خواند شرحی نو بر آن می نویسد
|
|||
|
۲۲:۰۹, ۱۳/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
مجموعه هفتجلدي «هري پاتر» يكي از معروفترين و پرفروشترين كتابهاي فانتزي در دهه هشتاد بوده است كه هم هواداران پروپاقرص و مشتاق دارد و هم مخالفانِ جدي و سرسخت. عدهاي (مانند جواد جزيني، نويسنده و مدرس) معتقدند هريپاتر يك پديده است و برخي ديگر (مثل مصطفي رحماندوست، نويسنده و شاعر) استقبال از كتابهاي جي. كي. رولينگ را نوعي تب و مد ميدانند كه فراگير شده است. گروه موافق (مانند محمدرضا گودرزي، نويسنده و منتقد) استفاده از گنجينه عظيم ادبيات كلاسيك و تركيب عناصر اسطورهاي و جديد در ساختار داستاني را دليلِ جذابيت ماجراهاي اين جادوگر عينكي ميدانند و گروه مخالف (مثل اميرحسين فردي، نويسنده و سردبير) اصرار دارند كه قصههاي پسرك يتيمِ رولينگ از نظر ساختاري و محتوايي اثري نازل و بيارزش است.
مهدي حجواني، نويسنده و پژوهشگر، معتقد است «اگر براي ادبيات فقط معيارها و مصداقهايي محدود و معين قائل شويم، ممكن است هري پاتر از نظر زيباييشناسي و جنبههاي ادبي، اثري نازل به شمار آيد اما اگر به تنوع مصداقهاي ادبيات داستاني واقف باشيم، آنگاه در مييابيم كه در كنار جنبههاي نازل هريپاتر، به وجوهي نيز برميخوريم كه از حيث ادبي، درخشان و تاثيرگذارند. نكته ديگر اينكه اگر هريپاتر از چشم بزرگسالان كتابخوان، مورد ارزيابي قرار گيرد، احتمالا از نظر ادبي نمره زيادي نخواهد گرفت اما اگر بررسي چنين اثري، معطوف به رويكرد «مخاطبمحور» باشد، آنگاه جايگاه برتري خواهد يافت. البته، منظور جايگاهي برتر در نوع خود است.» چرا هري پاتر پرفروش شد؟ اولين كتابهاي هريپاتر در اواخر دهه هفتاد از سوي انتشارات كتابسراي تنديس براي نوجوانان چاپ شد و تاكنون، بيشتر از يك ميليون جلد از آن بهفروش رفته است. شايد بتوان گفت هريپاتر تنها كتابي است كه بيشترين مخاطب را در گروههاي مختلف سني دارد و موفقيت آن در تاريخ ترجمه در ايران بيسابقه است. مهدي حجواني درباره كاركرد هريپاتر به دو مورد اشاره ميكند؛ افزايش تعداد مخاطب و اهميت دادن به سليقه او. از مريم الف (متاهل، 30ساله) ميپرسم آيا كسي را ميشناسد كه كتابهاي هري پاتر را خوانده باشد و از داستانهاي آن خوشش نيامده باشد؟ ميخندد و ميگويد: «اصلا نميتوانم تصور كنم كه كسي كتابهاي هري پاتر را خوانده باشد و دوست نداشته باشد! مگر ميشود؟ من از 20 سالگي خواندنِ اين كتابها را شروع كردم و مثل اين بود كه در دنيايي موازي با جهان واقعي زندگي ميكنم. ميشود گفت كه در ماجراهاي هريپاتر غرق ميشدم. بهنظر من، هريپاتر خيلي بيشتر از يك كتاب بود.» مهدي حجواني در كتاب «زيباييشناسي ادبيات كودك» درباره علتِ موفقيت هري پاتر از دو گروه از عوامل نام ميبرد؛ عوامل متني و عوامل فرامتني و مينويسد: «دشوار بتوان نقش رسانهها را در تبليغ و شيوه عرضه هري پاتر ناديده گرفت اما بسندهكردن به تبليغ و عرضه رسانهاي هم نوعي ناديدهگرفتن از نوع ديگر است.» الف) عوامل متني: وقتي از ويدا اسلاميه درباره دلايل استقبال بينظير مردم از هريپاتر سوال ميكنم، او ميگويد: «بهنظر من، هم تبليغات در فروش كتابهاي هريپاتر موثر بوده و هم جذابيتِ داستانهاي جي.كي.رولينگ.» بهترين و پرطرفدارترين مترجم كتابهاي هريپاتر ادامه ميدهد: «من با خود اثر و با مخاطبهاي آن در ارتباط بودم و هستم، براي همين فكر ميكنم كتابهاي هري پاتر بخصوص براي نوجوانها جذابند. البته ديدهام كه افراد از گروههاي مختلف سني كتابهاي هري پاتر را ميخوانند. حتي پدرها و مادرها يا پدربزرگها و مادربزرگها اين كتابها را خواندهاند. به خاطر اينكه ديدهاند بچههاي يا نوههايشان از اين كتابها استقبال ميكنند و آنها هم ميخواستند كتاب را بخوانند تا بفهمند موضوع چيست؟ و حالا خودشان هم طرفدار هريپاتر شدهاند و از داستانهاي خانم رولينگ خوششان آمده است.» اسلاميه ادامه ميدهد: «بهندرت ديدهام كه بچهها كتابي را براي چندبار بخوانند، اما درباره هريپاتر اينگونه بود مثلا بچهها ميآمدند به من ميگفتند كه ما هفتبار اين مجموعه را خواندهايم. اگر داستانهاي هري پاتر جذابيت يا حرفي براي گفتن نداشته باشد آدم آن را نميخواند. من نميتوانم يك كتاب را حتي براي دومينبار بخوانم ولي ببينيد هري پاتر چقدر جذابيت دارد كه بچهها آن را براي چندمينبار ميخوانند.» اسلاميه ميافزايد: «زمانيكه اولين كتاب از اين مجموعه منتشر شد، متن نسبت به زمان خودش زبانِ نو و تازهاي داشت. خانم رولينگ از ابرازهايي كه در ادبيات است، جادوگري و عوامل فانتزي بهشكل جديدي استفاده كرده بود و به خوبي توانسته بود داستان را پرداخت كند و براي همين بود كه كتابهاي هريپاتر گيرايي خاصي داشت.» توصيف: ويدا اسلاميه با تاكيد بر ويژگيهاي مثبتِ مجموعه كتابهاي هري پاتر از نظر ادبي، ميگويد: «اين كتابها هم مثل هر كار ديگري نقطه قوت و ضعف دارند اما نميتوانم بگويم فقط سرگرمكنندهاند. از نظر ادبي و بهدليل نوع نگاه نويسنده به مسائل اجتماعي يا رواني نيز آثاري ارزشمندند مثلا خانم رولينگ در كتاب سوم از ديد روانشناختي به قضيه نگاه كرده و درباره احساسات و عواطف بچهاي كه پدر و مادرش را از دست داده نوشته است يعني نميشود گفت كه مجموعه كتابهاي هري پاتر بهطور كلي اثر ضعيفي هستند و نميتوان گفت كه شاهكارند. شايد به نسبت اين همه استقبالي كه از هري پاتر شد بتوان گفت اينقدر هم ارزش نداشت ولي بهنظر من باز هم نميشود گفت كه كاملا بيارزش است.» وي در ادامه از توصيف بهعنوان يكي از ويژگيهاي مثبت در داستانهاي هريپاتر ياد ميكند: «خانم رولينگ خيلي به جزئيات ميپردازد و خوب توصيف ميكند. به طوريكه وقتي كتاب را ميخوانيم بهسادگي ميتوانيم آنچه را كه در داستان رخ ميدهد تصور كنيم و ميتوانيم خودمان را جاي شخصيتهاي داستان ببينيم. براي اينكه توصيفهايش بسيار دقيق هستند.» شخصيتپردازي: مترجم رسمي هري پاتر در ايران شخصيتپردازي خوب را يكي ديگر از ويژگيهاي قابلتوجهِ نويسندگي رولينگ ميداند. اما مهدي حجواني، با طرح اينكه هري پاتر از نظر شخصيتپردازي ضعيف است، درباره دلايل خود ميگويد: «از جمله مواردي كه ضعف شخصيتپردازي در هري پاتر را آشكار ميكند، سياه يا سفيدبودن اغلب شخصيتهاست. خانواده دورسليها كه هري پاتر تا 10سالگي در آن بزرگ شده است، شامل عمو ورنون، خاله پتونيا و تنها پسرشان دادلي، هر سه بيهيچ انعطافي، مطلقا عوضي، بيشعور و حيوانصفت نشان داده شدهاند. دوستان دادلي هم مثل خودش هستند. همين مطلقنگري، در ساختن شخصيتهايي كه در گروههاي مدرسه هاگوارتز حضور دارند هم مشهود است.» حجواني ميافزايد: «نكته مهم در ساخت و پرداخت شخصيتهاي اين رمان، توانايي آنها در يادگيري جادو و استفاده از قدرت جادويي است كه رمان را تا اين حد در چشم و دل خوانندگان و بهويژه خوانندگان كودك و نوجوان، روشن ساخته است اما اگر اين خصلت كه تازه و بديع هم نيست ، كنار گذاشته شود، شخصيتهاي هري پاتر وقتي وارد فضاي جادويي ميشوند و رفتهرفته خواننده به خصلت جادوگري آنها عادت ميكند، معمولي ميشوند و از اينجا به بعد، آنچه داستان را جذاب ميكند و پيش ميبرد، حوادثي است كه پيدرپي رخ ميدهند.» مايههاي اسطورهاي: ويدا اسلاميه ميگويد: «استفاده نويسنده از اساطير باعث شده مردم با فرهنگهاي مختلف در سرتاسر دنيا بتوانند نشانهاي از خودشان را در داستانهاي هري پاتر پيدا كرده و با آن احساس نزديكي كنند. وي ميافزايد: «كتابهاي فانتزي رويارويي خير و شر است و اين موضوعي است كه انسانها هميشه با آن روبهرو هستند و جذابيت خاص خودش را دارد.» ولي حجواني درباره مايههاي اسطورهاي هريپاتر معتقد است: «هري پاتر اسطوره نيست بلكه قصهاي است كه منطق اسطوره دارد و از اسطورهها و شخصيتهاي اسطورهاي مدد گرفته است. اگر به چنين ساختاري معتقد شويم، آنگاه بخشي از شگفتي ما نسبت به استقبال بيسابقه از هري پاتر برطرف ميشود زيرا منطق و ساخت و پرداخت اسطورهاي: اولا، گستره جهاني دارد و در ثاني، از سوي بچهها بهتر درك و دريافت ميشود.» ب) عوامل فرامتني: «از كجا بايد بدانيم يك كتاب چرا پرفروش ميشود؟ چه راهي داريم براي دريافت چنين نكتهاي؟» علياصغر سيدآبادي، شاعر و نويسنده، ميگويد: «شايد راهش يك نظرسنجي علمي باشد، هرچند معتقدم آن هم نميتواند به خوبي پاسخ دهد و شايد تحليل محتواي كتابهاي پرفروش و استخراج ويژگيهاي مشترك آن، اما فروش هري پاتر تفاوتي معنادار با بقيه پرفروشها داشت كه وجود ويژگيهاي مشترك به مثابه علل پرفروش را دستنيافتني ميكند. وي ميافزايد: «بااينهمه هري پاتر تبي را فراگير كرد كه تأمل در آن ميتواند به روشنشدن علل پرفروش شدنش كمك كند. پس از هري پاتر موجي از رمانهاي نوجوانان راه افتاد كه از عنصر جادو، جادوي سياه و نبرد بين خير و شر با چاشني جادو به عنوان دستمايه محوري استفاده كرده بودند. شركتهاي فيلمسازي نيز نظرشان به رمان نوجوان جلب شد و تقريبا ميشود گفت كه رمانهايي از جنس هري پاتر به ژانري مورد توجه تبديل شد و حتي اين موج به ايران نيز رسيد و رمانها و داستانهاي بلند زيادي با نيم نگاهي به هري پاتر نوشته شد اما اغلب اين آثار چنان كه انتظار ميرفت مورد توجه واقع نشد.» سيدآبادي درباره چرايي اين مسئله ميگويد: «به نظرم اين موضوع به غير از عامل جادو به نحوه نوشتن هريپاتر هم برميگشت. روايتي جذاب، پرتحرك و پرهيجان و سرراست از دنيايي عجيب و حضور قهرماني كه كمكم در رمانهاي مدرن كودك و نوجوان جايش را به جمع ميداد. در واقع، بهرغم همه بحثهايي كه درباره قهرمانگرايي و پايان دورهاش ميشود، هنوز حتي فيلمهاي پرفروش هاليوودي كه شاخص سليقه جهاني عوام است، قهرمانگرايي را پايانيافته نميداند.» نويسنده كتاب «شاهزاده بيتاج و تخت زيرزمين» با تاكيد بر عامل تبليغات ادامه ميدهد: «در كنار همه عوامل دروني رمان، به نظرم تبليغ هوشمندانه ناشر كتاب و همكاري نويسنده را نبايد ناديده گرفت. حجم خبري كه در كشوري مثل ايران از هريپاتر منتشر شده است با هيچ كتاب ديگري قابلمقايسه نيست. اگر به روزنامههاي نخستين روزهاي انتشار هري پاتر نگاهي كنيم و نوع خبررساني درباره اين پديده را ببينيم، در خواهيم يافت كه انگار همه ما تبديل شده بوديم به روابط عمومي انتشارات بلومزبري.» ويدا اسلاميه نيز دراينباره ميگويد: «تبليغات در فروش هري پاتر خيلي موثر بود چون كتابهاي زيادي در دنيا يا در ايران وجود دارند كه ممكن است داستانهاي جالبي داشته باشند اما درباره آنها تبليغات نميشود و كسي اين كتابها را نميشناسد. بنابراين، نميتوانند مخاطب خود را پيدا كنند.» وي ميافزايد: «امروز، ما در عصر ارتباطات زندگي ميكنيم و تا اتفاقي در اين طرف دنيا ميافتد، مردمِ آن طرف دنيا خيلي سريع ميفهمند. براي همين فكر ميكنم تبليغات در شناخت كتابهاي هري پاتر خيلي موثر بود و مردم قصه را دنبال ميكردند و بسياري هم خوششان آمد.» اين مترجم، با اشاره به نخستين سالهاي انتشار هري پاتر در ايران، ادامه ميدهد: «اوايل، هري پاتر خيلي شناخته شده نبود تا اينكه فيلمهاي آن به بازار آمد. البته فيلمهاي هريپاتر خيلي جالب نبودند مثلا اولين فيلم، يعني هريپاتر و سنگ جادو، اصلا فيلم خوبي نبود و بهنظر من اگر كسي كتاب را نخوانده بود، شايد از فيلم سردرنميآورد كه قصه چي شد؟ بااينوجود، تبليغات جهاني باعث شده بود كه نام هريپاتر دهان به دهان بچرخد و همه بخواهند اين را بدانند كه هريپاتر كيست؟ شايد مردم فيلم را ديدند و احتمالا از موضوع سردرنياوردند. بهنظر من، بعد از فيلم دوم و سوم بود كه استقبال مردم بيشتر شد؛ هم از فيلمها و هم از كتابها. فكر ميكنم فيلمهاي هري پاتر در معرفي اين اثر به جامعه ايراني نقش موثري داشت.» بااينحال، خوانندگان كتابهاي هريپاتر و بينندگان فيلمهاي آن نظرهاي متفاوتي دارند. نجات اتحادي (بيست وچهارساله) از فيلمهاي هريپاتر متنفر است اما كتابهاي آن را خوانده و خيلي دوست داشته است. اين دانشجوي رشته علوم اجتماعي ميگويد: «كتابهاي هري پاتر نسبت به ساير كتابهاي تخيلي متفاوت بود مثلا كتابهاي گرگ و ميش اصلا مرا جذب نكرد. ضمنا ترجمه ويدا اسلاميه هم خيلي خوب بود. براي همين بهنظر من، هري پاتر از آن دسته كتابهايي است كه آدم را جذب ميكند. بهطوري كه من ديگر دلم نميخواست كتاب را بگذارم زمين. حالا اينكه چرا؟ واقعا نميدانم.» |
|||
|
|
۶:۲۸, ۱۴/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
به نظر من هری پاتر که هیچی در مرتبه اول رولینگ خودش یه جادوگره
فقط کسایی حرف منو میفهمن که کتابارو خونده باشن. اونقدر داستان رو جالب نوشته و به اون پر و بال داده که آدم کاملاً غرق در اعماق قصه میشه و.... بسه دیگه بیشتر بگم تبلیغ میشه ![]() من یادمه چون درسام زیاد بود از ساعت 12 به بعد وقت داشتم کتابو بخونم وقتی مامانم با تحدید مجبورم میکرد بخوابم با نور گوشی زیر لحافم بقیشو میخوندم ![]() منم موافقم که رنگ و بویی از خدا توی قصه هاش نیست حتی روحانی قصه آخر کار همجنسباز از آب در میاد (البته مستقیماً بهش اشاره نشده و تلاش هری هم برای زدودن این تهمت از روی اون بی نتیجه توی قصه گم میشه) ولی در کل اینجور کتابا خطرناکن! چون خواننده مثل موم تو دست نویسندس و اون هر چیزی رو از این طریق خیلی راحت به خواننده میتونه القا کنه. مخصوصاً که مخاطبینش هم معولاً نوجوونا بودن که واقعا رنج سنی حساسیه نیازی هم نیست رولینگ خودش با هدف خاصی کتابو شروع کرده باشه. میتونه ایده ای باشه که به ذهن هر آدم خلاقی برسه اما مهم اینه که این ایده به نفع کیا بوده؟ معلومه همونا که حمایتش کردن و تبلیغش کردنو احتمالا به ادامه جریان قصه جهت هم دادن. یا علی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











