کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 4.6 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شهدا و آزاده ها و جانبازان زن
۲۱:۰۴, ۲۵/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/خرداد/۹۱ ۱۰:۵۲ توسط rastin.)
شماره ارسال: #1
آواتار
ما باید بدانیم که دفاع مقدس شهدای زن را نیز به خود دیده است. معمولا هیچکس ازآنها یاد نمیکند. ما 26 قبر در بستان داریم که متعلق به 26 شهید گمنام زن هستند. که معمولا یادواره ای برای آنها گرفته نمیشود و اگر هم گرفته شود بسیار کم گرفته میشود. (همین شهدا هستند که با خونشان درخت اسلام را آبیاری کرده اند) یکی از آزادگان زن میگوید:من وکسی دیگر از زنان را به اسارت بردند و مارا با چادر ومقنعه میدواندند وتیر میزدند و میخندیدنددوست من جیغ میزد و فحش میداد آنها پس تجاوز به او زنده سینه اش را چاک چاک کردند وسرش را بریدند. امیدئارم شما نیز مطلبی در این باره بگذارید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Hadith ، میلاد.م ، أین المنتظر ، تازه مسلمان ، شهیدطیبه واعظی ، saloomeh ، سید هادی ، بچه شیعه ، آفتاب ، fiftynine ، Asma ، hessam ، حسن.س. ، mahdy30na ، mahramaneh ، یاســین ، مرغ باغ ملکوت ، محمد حسین ، Mohammad Trust

آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۵۴, ۲۳/تیر/۹۳
شماره ارسال: #81
آواتار
به نام خدا


زمان شاه بود...
داشتیم تو خیابون قدم می زدیم .خانم بد حجابی داشت جلومان راه می رفت.
فاطمه رفت جلو و بدون هیچ مقدمه ای ازش پرسید:«ببخشید خانم،اسم شما چیه؟»
خانم با تعجب جواب داد:«زهرا،چطور؟مگه چیه ؟»
فاطمه خندید و گفت:هم اسمیم...
بعد گفت:«می دونی چرا روی ماشینا،چادر می کشند؟»
خانم که هاج و واج مانده بود گفت:«لابد چون صاحبشون می خوان سرما و گرما و گرد و غبار و این جور چیزا به ماشینشون آسیب نزنه »
فاطمه گفت:«آفرین!من و تو هم بنده های خدا هستیم و خدا به خاطر علاقه اش به ما،
پوششی بهمون داده تا با اون از نگاه های نکبت بار بعضیا،حفظ شویم و آسیبی نبینیم.
خصوصا ما كه همنام حضرت فاطمه سلام الله علیها هم هستیم»
بعدها که اون خانم رو دیدم محجبه شده بود.
شهیده فاطمه جعفریان
شهادت:۱۳۵۶
علت شهادت:توسط ساواک
رژیم شاه
شادی روح شهدا صلوات...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، soheyl68 ، شهیدطیبه واعظی ، m.hossein ، آفتاب
۱۰:۰۲, ۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #82
آواتار
بسم الله
سلام ، تکراری هست ولی ارزش دوباره خوندن رو داره :





[تصویر: 06b18ecb09fe95469efdec204f7bb2ca-425]




چیز زیادی از او نخواسته بودند، گفتنه بودند به خمینی توهین کن تا آزادت کنیم؛ همین! اما همین چیز کوچک برای او خیلی بزرگ بود. آنقدر بزرگ که حاضر شد بخاطرش ماه ها اسارت بکشد، با سر تراشیده در روستاهای اطراف چرخانده شود. ناخن هایش را بکشند و بعد از کلی شکنجه زنده بگورش کنند. برای دختر هفده ساله ای بنام «ناهید فاتحی» که بعدها سمیه کردستان معروف شد، تحمل همه اینها آسانتر بود از آنکه به امام و رهبرش توهین کند...

شادی روح شهدا صلوات.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، شهیدطیبه واعظی ، مصباح ، N.Mahdavian ، آفتاب
۱۱:۳۷, ۲۸/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #83
آواتار
کلام شهدا
همبستگی دین به سیاست به معنی وابستگی دین به سیاست نیست ، بلکه به معنی وابستگی سیاست به دین است.
خاطرات شهدا
اعلام کرده بودن که راهپیمایی برائت از مشکرین ممنوعه و حسابی هم تهدید کرده بودن . ولی حافظه ، صبح خیلی زود بلند شد ، غسل شهادت کرد ، ساق بست و مقنعه اش رو محکم کرد . می گفت : می خوام اگه تو خیابون زد و خورد شد حجابم بهم نخوره. یه بازوبند از روی چادر به بازوش زد که روش نوشته بود : انتظامات خواهران یه کتری بزرگ هم برداشت تا تو راهپیمایی به حاجیا آب بده . وقتی داشت می رفت بیرون بهم گفت : امروز اولین سالگرد شهادت پسرم حسینه... همون روز رفت پیش حسینش و هیچ وقت هم جسدش پیدا نشد شهیده حافظه سلیمان شاهی
منبع:برگرفته از : میهمان خدا ، صفحه 95 و 97
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، آفتاب
۱۳:۲۶, ۲/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #84
آواتار
کلام شهدا
انسان هرچه به صفر نزدیک می شود ، حد ( روح ) او به بی نهایت می رسد.
شهید احدی
خاطرات شهدا
گفت : میخوام خونه مون بشه حسینیه تا هیچ وقت شهدا رو فراموش نکنیم گفتم : چطوری میخوای یادشون رو زنده کنی ؟ گفت : دور هم جمع میشیم و بعد از روضه و دعا ، براشون فاتحه می خونیم و ازشون خاطراه تعریف میکنیم ... واقعا هم خونه شون شده بود حسینیه شهدا اصلا هر وقت خودشو میدیدم یاد جبهه و جنگ می افتادم . مخصوصا اینکه از دو سالگی هم شدیدا مجروح شده بود. شهیده منیره ولی زاده
منبع:کتاب چادرهای سرخ - گردآوری : خانم ف.ص. فلاح زاده (صبر)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Lightbulb ویژه ی خانواده ی شهدا، جانبازان و ایثار گران MAHDI59 63 34,533 ۲۵/بهمن/۹۳ ۱۳:۱۵
آخرین ارسال: شهیدطیبه واعظی
  شنای گروهی از جانبازان در محل شهادت شهدای ایر باس yektasepas 0 1,374 ۱۲/تیر/۹۲ ۱۵:۲۸
آخرین ارسال: yektasepas

پرش در بین بخشها:


بالا