|
دعا برای شهادت (یک جان بیشتر نداریم،چگونه جانتان را با خدا معامله میکنید ؟)
|
|
۱۸:۳۲, ۲۷/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/فروردین/۹۱ ۱۲:۰۹ توسط 59-11(یامهدی).)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
11:66-7 - در این تاپیک هرکس که آرزوی شهادت دارد،می تواند بگوید که می خواهد چگونه شهید شود،و برای امضا شدن نامه ی شهادتش توسط امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و سرور شهیدان (علیه السلام) چگونه دعا می کند. - همچنین می توانید آرزوهای یک شهید برای شهادتش و نحوه ی شهادت شان را ارسال کنید. - - اهداف ایجاد این پست شناخت پیدا کردن نسبت به موارد زیر است : - - چند نفر در بین ما زندگی می کنند که آرزوی شهادت دارند. - اتنخاب بهترین نحوه ی شهادت . - بهترین شکل درخواست شهادت از خدا.
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۰۱, ۳۱/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/تیر/۹۱ ۰:۵۸ توسط 59-11(یامهدی).)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
11:66-7 . (۲۷/بهمن/۹۰ ۱۸:۴۲)sarallahe73 نوشته است: فکر نکنم کسی باشه که دلش نخواد شهید بشه.. .این اولین پست این تاپیک بود. .. هدف من هم از ایجاد این تاپیک یادآوری یک نکته بود. . استاد پناهیان در یکی از سخنرانی هاشون می فرمودند که : درسته که بعضیا میگن در قرآن جز حق و باطل به چیز دیگه ای پرداخته نشده (البته در ظاهر) اما ما به جز حق و باطل تو دنیا چیز دیگه ای هم نداریم، ما باید به خدا متوسل شویم، چون با جدایی از خدا در این دنیا جز راه ضاله مسیر دیگه ای نداریم.یعنی با دور شدن از خدا جای دیگه ای نیست که ما به اون پناه ببریم و همش مثل مرداب. .. و این که بگم با ارزش ترین و شیرین ترین چیزی که خدا به ما بخشیده جان ماست.و ما یک جان بیشتر نداریم.می خواستم بگم این یه دونه جونمون رو چطوری با خدا معامله کنیم؟ از شما بخوام به من بگید قشنگترین راه معامله با خدا چیه و خدا کدومش رو بیشتر دوست داره ؟ .00 با این که تا حالا تعداد کسانی که در این تاپیک شرکت کردند از انگشتان دست بیشتر نبوده اما من مطمئنم همه اعضای این تالار عاشق شهادتند، و دوست دارند این راز بین خودشان و معبودشان باقی بماند.اما اگه حتی این طور باشد، بازهم از شما می خواهم که نظرتان را بنویسید، آخه یه جون بیشتر که نداریم !! . البته شهادت انواع بسیاری دارد که برترین آنها تسلیم جان در راه خداوند است.(انواع شهدای آخرت) 00 00 این هم زیبا ترین آرزوی شهدا 0 در روایتی از پیامبر گرامی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) این معنا مورد توجه و تاکید است که شهیدان آرزوی خروج از بهشت را دارند: قال رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): ما من احد یدخل الجنه فیتمنی ان یخرج منها الا الشهداء فانه یتمنی ان یرجع فیقتل عشر مرات مما یری من کرامه الله؛ کسی نیست که وارد بهشت شود و آرزو کند از آن بیرون آید مگر شهید که به خاطر کرامتی که از جانب خداوند دیده است آرزو می کند به دنیا برگردد و ده بار کشته شود. (مستدرک وسایل الشیعه، محدث نوری، ج ۲، ص ۲۴۳) فکر می کنم روایت بالا در مورد تعدادی از شهدا درست باشه: خوش به حال شهدایی که یکبار در راه خدا جنگیدند و زیبا شهید شدند. و پس ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با رجعت خود، بار دیگر همپای او خواهند جنگید و این بار زیباتر شهید خواهند شد. . سعی می کنم از این به بعد بیشتر به آوردن دعای شهادت بپردازم. . دعا کنید که مردن ما در راه خدا و شهادت باشه ... . یا مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) |
|||
|
|
۱۲:۲۹, ۳۱/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/فروردین/۹۱ ۱۲:۳۱ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
یکی درد و یکی درمان پسندد --- یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران --- پسندم آنچه را جانان پسندد پس رواق منظر چشم من آشیانه توست --- کرم نما و فرودآ که خانه خانه توست |
|||
|
|
۱۰:۵۳, ۱/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت یعنی در راه خدا وبرای خدا شهید شدن. همیشه دعا کردم در رکاب حضرت صاحب الزمان شهید بشم ولی همیشه قبل از اینکه دعا بکنم شهید بشم قبلش از خدا خواستم که لیاقتش بهم بده. یاحسین. |
|||
|
|
۲۲:۲۸, ۱/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
آن ها که رفتند، خدایی شدند و رفتند!
خدایا دلم می خواهد که خدایی شوم ولی زرق و برق دنیا عقلم می رباید و آرزوهای دور و دراز امیدم را ناامید می کند! کوله باری از گناه بر گردن دارم که احدی را یارای بر دوش گرفتن آن نیست! آه از نهادم بر می خیزد که چه لحظه ها و فرصت ها را که می توانست صرف عبادت و اطاعت تو شود، صرف اطاعت از نفس ویرانگر خود کردم! شرمم باد که کوچکت شمردم با آنکه کوچکترین و ناچیزترین ذره ی عالمم! خدایا گناهانم را بیامرز که من محتاج ترین بندگانت به آمرزش تو هستم! خدایا خداییم کن! خدایا به عزت و جلالت سوگند که اگر تو یاریم نکنی یاریگری نخواهم داشت! خدایا شهادت در راه تو آرزوی عارفان حقیقی توست! ادعا نمی کنم که تو را شناخته ام ولی به مرگی نیازمندم که گناهانم را بزداید و پاکم کند! خدایا به من اراده ای بده تا در راه تو چنان کوشم که لیاقت شهادت در راهت را به کف آرم! وقتی وصیت نامه ی شهید چمران را خواندم و دیدم که چگونه جایگاه علمی و مال و ثروت و زن و فرزندان دلبندش را رها کرد و به فقیرترین مناطق لبنان هجرت کرد و با دشمنان دینت جنگید و سرانجام در همین راه به شهادت رسید، به حال خودم افسوس می خورم که چگونه دل به این تعلقات ناچیز دنیوی بسته ام! خدایا! چرا انسان را این چنین فراموشکار آفریدی؟ می ترسم که این حرف هایم را لحظه ای بعد از یاد ببرم و دوباره به این دنیا و تعلقات آن بچسبم! خدایا دلم به یاری تو خوش است! ناخوشم مکن! |
|||
|
|
۱۴:۲۱, ۲/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۱۵ توسط mahdavi61313.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
![]() اگر برای خداست میخواهم گمنام بمانم... اما این معامله ای که دوستان میگن خیلی باید جالب باشه.معامله یه چیزی که بهش میگن جان.اونم نمیشه بعدفروختنش دوباره پشیمون شد ومعامله رو فسخ کرد یا اصلا دوباره خریدش یا نه؛ازیکی موقتا قرض گرفت.پس گمونم خیلی معامله سنگینیه.درسته؟ به نظر من معامله اگه توش سودی نباشه مفتش هم گرونه. خیلی دیدم بعضی آدما توی دعایی که صبح میخونن به خداشون میگن ...والمستشهدین بین یدیه.به معنای ساده یعنی خیلی انتظار بکشی و یار محبوبت رو ببینی و بعدش از خدا بخوای جلوی چشای یار محبوبت کشته بشی.خیلی جالبه نه؟ راستش رو بخواین توی یه کتابی از سیدبن طاووس خوندم که خداوند متعال یه بنده ای داشت که خیلی دوسش داشت.اسمش حسین(علیه السلام)بود.یه روز که داشت راهی سرزمین کربلا میشد پسرش ازش سوال کرد آیا توی این سفر زنده میمونیم یا نه.آقا فرمودند:نه پسرم.پسر دوباره سوال کرد چرا خوب داریم میریم؟امام فرمود خدا دوست داره من رو کشته ببینه... وقتی امام حسین(علیه السلام)همه چیزش رو برای خدا فدا کرد حتی همون پسر و آخرش هم جانش رو ،خدا هم همه چیزش رو برا امام حسین(علیه السلام)گذاشت.میگین نه به قلب خودتون رجوع کنید میفهمین. همراه امام حسین عده کمی به شهادت رسیدن که یکیشون برادر باوفاشونه به نام ابوالفضل(علیه السلام).امام سجاد(علیه السلام)می فرمایند:برای عمویم عباس(علیه السلام)در بهشت مقامی است که تمام شهدا به آن مقام قبطه میخورند. توی معامله یه ثمن داریم یه مثمن.حالا توی معامله با خدا ثمن که مشخصه.جان ناقابلیه که خود خدا بهمون داده.برا همین میگم ناقابل چرا که مثل اسب پیش کشیه که خیلی از ماها هی دندوناش رو میشموریم که مبادا کم بشه. به نظر شما توی معامله با خدا مثمن چی باشه بهتره؟اگه غیر خدا باشه واقعا باختیما.از من گفتن. من هروقت یاد شهید و شهادت می افتم اول آرزو میکنم خدا توفیقش رو نصیبم کنه.الهم ارزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک بحق حبیبک محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بعدش هم میگم خدا،من میخوام خودم رو فدای خودت کنم.پس خودت رو بهم بده نه بهشتت رو. همین.البته همینطوری هم که نه،واسطه میبرم ،واسطه میارم تا که شاید قبول کنه. یه خواهش هم از شما دارم.آره از شما؛اگه میشه با اون دل پاکی که دارین واسطه بشین و واسطه گری کنید.باشه؟ به خدا بگین این بندت خیلی دوست داره با شهادت از این دنیا بره.لطف کنید و آرزوش رو براورده کنید. شرمنده. شهادت چون حیاط جاودانست میان مرگ ها زیباترین است یا علی |
|||
|
|
۱۹:۲۵, ۲/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
دوست دارم توی گمنامی شهید شم.یعنی هیچکس نفهمه شهید شدم هیچوقتم جنازه ای برای تشییع نداشته باشم هیچکس یادم نکنه.............
فقط فقط خدابدونه فکر کنم ان وقت پیش خدا عزیزترم............. التماس دعا |
|||
|
|
۱۸:۵۷, ۳/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
بسم رب الشهدا و صدیقین
حقیقتش هر وقت که اومدم در مورد شهادت چیزی بگم یا بنویسم قطره های اشک مجالی بهم نداد و جز اشک هیچکاری نکردم اما امروز میخوام برای اولین بار این طلسمو بشکنم بنویسم بگم که شهادت یه رویای ناتمومه زندگیمه و آرزومه شهادت نعمت بزرگیه و نصیب هر کس نمیشه میدونم که لیاقتشو نداشتم و ندارم اما هیچوقت نخواستم ناامید شم به خدا میگم که انقدر دعا میکنم انقدر ازت میخوام تا یه روزی مستجاب بشه دوست دارم در رکاب آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهید شم برای همینم هست که دیوانه ی دعای عهد هستم همیشه به داییم که 19 سالش بوده و شهید شده غبطه میخورم درسته ندیدمش اما خیلی دوستش دارم همیشه وقتی باهاش درد ودل میکنم ازش میخوام که برای همه ی اونایی که عاشق شهادتن دعا کنه اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه آمین رب العالمین التماس دعا |
|||
|
|
۱۵:۵۹, ۹/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ آرزوی شهادت من در همین آیه است. شهید شدن در رکاب آقا. شهید شدن برای برقرای حکومت عدل الهی. شهید شدن در راهی که به عبد شدن بشریت منتهی می شود. آرزوی من همیشه این بوده که همه مردم (و قبل از همه خودم) خداوند را بپرستند و بندگی غیر خدا را کنار بگذارند. پس چه بهتر که شهادتم هم در این راه باشد. التماس دعا |
|||
|
|
۱۶:۴۰, ۹/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
آقا ما شهيد بشيم
هرجوري خودش ميخواد و جعلنا من المستشهدين بين يديه |
|||
|
|
۱۱:۵۲, ۱۹/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
دعايي كه بوي شهادت ميدهد عنصر شهادت در دعاي علوي مصري
در برخي از تشرفات، امام عصر(علیه السلام) شيعيان خود را به خواندن زياتنامهها و ادعيههايي سفارش نمودهاند. بيشترين تأكيد امام(علیه السلام) در اين تشرفات فراوان، دعا براي فرج ايشان بوده كه در بخشهاي مختلف كتابهاي معتبر، مرتب به آنها اشاره شده است. در اينجا، نخست به معرفي دعايي خواهيم پرداخت كه كمتر در جامعة امروز ما به آنها پرداخته شده است. دعاي «علوي مصري» از جمله دعاهايي است كه امام خود شخصاً به «علوي مصري» ياد دادهاند. برخي از دعاها بهخاطر اينكه امام آن را به فرد مورد نظري ياد دادهاند، بهنام همان شخص مشهور شدهاند؛ مثل دعاي «كميل»، دعاي «ابوحمزه ثمالي»، دعاي «يماني»، دعاي «خضر»، دعاي «ادريس» و نماز «جعفر طيار».دعاي علوي مصري از حيث محتوا بسيار جامع و پرمغز است و همة جنبههاي مادي، معنوي و اجتماعي را در خود دارد. مرحوم سيدالمراقبين، عارف كامل «سيدبن طاووس» كه در قرن ششم ميزيست، ميفرمايد: «من اين دعا را در نسخهاي بسيار قديمي ديدهام.» و در كتاب خود با ذكر ماجرا و داستان دعا، آن را نقل نموده است. اين دعا در كتابهاي معتبر و قديمي ادعية جهان تشيع، مكرر نقل شده است؛ از جمله در كتاب شريف «بلدالامين» كفعمي كه در قرن نهم زندگي ميكرد. اين دعا براي رفع گرفتاريها، سختيها و شدايد بسيار مؤثر است و يكي از نكات برجستة دعا، اين است كه امام در آن از خداوند درخواست شهادت در راه او را ميطلبد. و اما ماجرا و داستان دعاي علوي مصري: «ابوالحسن عليبن حماد مصري» ميگويد: «ابوعبدالله الحسينبن محمد علوي» به من خبر داد و گفت: «محمدبن علي علوي حسيني مصري» براي من چنين حكايت كرده است كه مردي از اهل ديار من و از فرمانداران آن، مرا در فشار و سختي قرار داد. بنابراين اندوهي شديد از او به دلم افتاد كه هرگز اميد نجاتي از آن نداشتم. قصد زيارت پدران خود را نمودم تا به آنها پناه ببرم و در كنار مرقد پاك آنها آرام گيرم و فريادرسي نمايم. پانزده روز در حائر حرم امام حسين(علیه السلام) مشغول گريه و زاري بودم و شب و روز خود را با راز و نياز، به سر آوردم. تا اينكه امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر من رخ نمود و مرا در جذبة ملكوتي ديدارش غرق شادي و سرور نمود. در بين خواب و بيداري بودم كه امام نزد من آمد و به من فرمود: فرزندم! آيا از فلاني بيم و ترس داري؟ عرض كردم: آري! او براي من مشكلاتي فراهم آورده و قصد آزار و نابودي مرا دارد. از اين رو به سراغ امامان خود آمدهام و شكايت نزد ايشان آوردهام تا مرا از چنگال اين ظالم نجات دهند. امام(علیه السلام) به من فرمود: پس چرا خداي خود و پدرانت را با آن دعا نميخواني كه اجداد من و انبياي الهي (صلوات الله عليهم اجمعين) به وقت بروز سختي و فشار ميخواندند و خداوند گرفتاريها را از آنها رفع مينمود؟ عرض كردم: آن دعا كدام است كه آن را بخوانم؟امام(علیه السلام) فرمودند: وقتي شب جمعه فرا رسيد، برخيز و غسل كن و نماز خود را بهجاي آور. وقتي از سجدة شكر برخواستي، در حالتي كه نشستهاي، با ديدة اشكبار و دل شكسته اين دعا را بخوان. راوي ميگويد: حضرت، پنج شب پيدرپي تشريف آوردند و گفتار خود را تكرار كردند و هر بار دعا را به من ياد دادند تا آن را كامل آموختم و در خاطرم نگه داشتم. شب جمعه نيز ديدار با امام(علیه السلام) حاصل نشد. برخواستم و طبق دستور امام(علیه السلام) عمل كردم. پس از نماز شبم دعا را خواندم. شب شنبه بود كه امام با همان هيأت و هيبت پيشين تشريف آوردند و فرمودند: اي محمد! خواستة تو برآورده شد. خداوند قادر متعال دشمنت را نابود كرد، او به قتل رسيد. وقتي صبح شد، وداع كردم و به سوي خانهام حركت كردم. قسمتي از راه را رفته بودم كه فرستادهاي از طرف فرزندانم به من رسيد و نامة آنها را به من داد. آنها در نامة خود آورده بودند كه آن مرد بد سرشتي كه تو از شر او گريختي، عدهاي از دوستان خود را به ميهماني فراخوانده بود. همگي خوردند و آشاميدند و پراكنده شدند و آن مرد و خدمتكارانش خوابيدند. صبحدم بعد از اينكه همه بيدار شدند، از او خبري نيافتند، تا اينكه سراغ او رفتند و روانداز او را كنار زدند. ديدند كه گردن او از پشت سر بريده شده و خون از آن روان است. اين حادثه در شب جمعه اتفاق افتاد و هنوز كسي نميداند كه قاتل او كيست؟ آنگاه فرزندانم از من خواسته بودند كه به خانة خود بازگردم. وقتي به خانة خود رسيدم و از ماجرا پرسيدم، دريافتم كه كشته شدن او درست در همان زماني رخ داده است كه من از دعاي خود فارغ شده بودم و آن دعا اين است: رَب مَن ذالَّذي دعاك فَلم تجِبه و مَن ذالذي سألك فَلم تعطله... در دعاي علوي مصري در هر بند آن به تناسب، نامهاي حضرت آدم(علیه السلام)، ادريس(علیه السلام)، نوح(علیه السلام)، صالح(علیه السلام)، ابراهيم(علیه السلام)، اسماعيل(علیه السلام)، لوط(علیه السلام)، يعقوب(علیه السلام)، يوسف(علیه السلام)، موسي(علیه السلام)، داود(علیه السلام)، سليمان(علیه السلام)، ايوب(علیه السلام)، يونس(علیه السلام)، عيسي(علیه السلام)، آصفبن برخيا(علیه السلام)، زكريا(علیه السلام)، آسيه(سلام الله علیها)، مريم(سلام الله علیها) و پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آورده شده است و كلمة «يا قريب»، فراوان در آن تكرار شده است. در اينجا شايسته است به بخشهايي از اين دعا اشاره شود: اي خداي بزرگ! من بر آستان تو دست نياز آوردهام. مسكيني هستم كه در خانهات را ميكوبم و بيچارهاي هستم كه بر كنار خانهات ايستادهام. خدايا! ...در همة كارها و برنامهها براي من خير اراده فرما و مرا از آن خشنود نما. بر من و پدر و مادرم و همة فرزندان با ايمان و مسلماننم؛ چه زنده و چه مرده، رحمت فرست. خدايا بر محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و آل محمد(علیه السلام) درود فرست و ستمكاران و فرومايگان را در دامهايي كه گستراندهاند، بيفكن؛ آنها را در گودالهايي كه كندهاند سرنگونشان ساز؛ با تيرهاي خودشان، آنها را از پاي درآور؛ با كاردهايي كه خود آماده كردهاند، جانشان را بگير؛ بيني آنها را به خاك بمال؛ گلويشان را بفشر؛ نيرنگشان را به خودشان بازگردان و پشيماني را سبب هلاكتشان قرار ده... آنها اسير همان بندهايي شوند كه آرزو داشتند، ما را در آن بندها ببينند. خدايا! ...تو هستي كه همه چيز را در اختيار داري. اينك اي سرور من! اين همه گناه را در برابر چند قطره اشك ببخش و ناپديد كن. امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و درخواست شهادت در راه خدا امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آخر اين دعا به خداوند چنين عرضه مينمايند: اَسئَلُك اَن تُصَلي عَلي مُحمَّدٍ و آل محمد و اَن تحييني حياة السعداء وَ تميتني مَيتة الشُّهداء... از تو ميطلبم كه بر محمد و آل محمد درود فرستي و مرا همچو نيكبختان، زنده بداري و مانند شهيدان بميراني و آنگونه كه دوستانت را نزد خود ميپذيري، مرا پذيرا باشي... خدايا! به تو پناه ميآورم و به حمايت تو دل بستهام... و خود را به تو ميسپارم و از تو امان ميطلبم و از آستان تو توان ميجويم و از تو ميخواهم كه بر محمد و آل محمد(علیه السلام) درود فرستي و مرا از درگاه غفلت خود بازگرداني... مرا از هرگونه امر ناگوار رهايي بخش و هر ستمي را از من دور گردان. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| برای کسی که ادعا دارد: شهیدی که بعد از شهادت گوشتش را خوردند | خیبر110 | 0 | 1,677 |
۲۷/مهر/۹۲ ۱۱:۲۳ آخرین ارسال: خیبر110 |
|










![[تصویر: 1t10n439ngpazv77vwn.jpg]](http://up98.org/upload/server1/02/i/1t10n439ngpazv77vwn.jpg)

