کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 4.2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آیا اینیشتین شیعه بود؟
۲۰:۳۴, ۱۹/آبان/۸۹
شماره ارسال: #1
آواتار
با عرض سلام و خسته نباشید.
چندی پیش مطلبی درباره شیعه شدن اینیشتین در سایتهای خبری منتشر شده بود. من فکر می کردم که ممکن است این هم از همان بازی های رسانه ای با خبرهای ضد و نقیض باشد که موجب مشغول شدن اذهان از واقعیات موجود می شود. با این حال از طریق عزیزی که در قم ساکن است تحقیق کردم و متوجه شدم که بیت آقای بروجردی وجود نامه نگاری بین ایشان و اینیشتین را تایید می کند. اگر از دوستان کسی در این زمینه اطلاعاتی دارد ممنون می شوم مطرح کند. درضمن اینکه گفتم بیت آیت الله بروجردی نامه نگاری ها را تایید کرده جزء شنیده های من از یک دوست قابل اعتماد است و من از دو لب آن عزیزان نشنیدم.

خداوند چشم ما را به دیدن یوسف زهرا روشن کند...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: oO DaViD Oo ، خاک ، وحید الف ، محمود ، آرین (الهه.ع) ، یا صاحب الزمان ، freewish ، hesam110 ، یاســین ، سرباز امام
۱۴:۰۴, ۲۰/آبان/۸۹
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله ارحمن ارحیم

مطلبی در سایت آیت الله بروجردی درباره اینیشتین دیدم که قسمتی از آن را در ذیل می آورم. اگر تمایل به خواندن کل مقاله دارید به آدرسی که در پایان قرار دادم مراجعه فرمایید.

آخرین کتاب انیشتین / موضوع : نامه نگاری انیشتین با آیت الله العظمی بروجردی قدس سره

[تصویر: anishtain-alfred-name-broujerdi-small.jpg]

آلبرت اینشتین در رساله­ ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ"، یعنی : بیانیه" ، که در سال 1954 ( =1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­ دهد و آن را کامل­ترین و معقول­ترین دین می­ داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ ی اینشتین با آیت ­الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده­ ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.

اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خو درا با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج ­البلاغه و بیش از همه بحارالانوار علامه­ ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی و ... توسط حمیدرضا پهلوی (فوت 1371 ش) و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می­ شده تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی­ شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده­ اند. از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل می­ کند که : هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می­ خورد و آن ظرف واژگون می­ شود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از معراج جسمانی باز می­ گردند مشاهده می­ کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ... اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه­ ی "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می ­نویسد....

پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله بروجردی

خداوند چشم ما را به دیدن یوسف زهرا روشن کند...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سلمان ، oO DaViD Oo ، خاک ، hosseinta ، وحید الف ، محمود ، آرین (الهه.ع) ، hesam110 ، سرباز امام
۱۴:۴۳, ۲۰/آبان/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آبان/۸۹ ۱۸:۳۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #3
آواتار
سلام
آغاز آشنایی انیشتین با اسلام برمی گردد به مطالبی که الکساندر فلمینگ کاشف پنسیلین در باره روایاتی که در کتاب علامه مجلسی خوانده است.
روایت اصلی که توجه فلمینگ را به اسلام جلب کرد روایتی در باره پشه بود
روایت این است : اگر پشه روی غذا نشست و بلند شد آن را نخورید و دور بریزید و اگر نشست و به طور مثال غذا در حال پختن بود و پشه در آن حل شد آن را می توانید بخورید.
در پشت پشه ماده ای مانند پاد زهر وجود دارد که مانع بیمار شدن پشه در عین تماس داشتن با انواع آلودگی هاست
زمانی که چشه فقط روی غذا بشیند آلودگی را بر جای می گذارد و اگر در غذا حل شود آن پاد زهر در غذا پخش شده و اثر آلودگی را خنثی می کند و فلمینگ این مطلب را می دانست و همین باعث ادامه تحقیقاتش درباره اسلام شد و این مسائل را با انیشتین هم در میان گذاشت.
انیشتین هم به مطالعه ی احادیث کتب مجلسی پرداخت تا اینکه به حدیث معراج رسید و که در آنجا در مورد کیفیت معراج هم توضیح داده شده و گفه شده در عین طولانی بودن زمان معراج از نظر پیامبر اما از لحاظ گذر زمان در زمین ، معراج در زمان بسیار کمی رخ داده . این خصوصیات معراج تطابق حیرت انگیزی داشت با نظریه نسبیت و نظریه های او در مورد اتفاقاتی که هنگام حرکت با سرعت نور رخ می دهد در ابعاد فضا و زمان
انیشتین در ادامه برای تحقیقات عمیق تر درباره اسلام و به ویژه تشیع (به علت ناب بودن معارفی که در احادیث شیعی یافته بود) با نفر اول عالم شیعه در آن زمان یعنی آیت الله بروجردی مکاتباتش را آغاز می کند.
گویند در آخر عمر آلبرت انیشتین به اسلام و مذهب تشیع گرویده و اسنادی هم در این زمینه وجود دارند که زحمتش یک سرچ در گوگل است.
یک نکته ی بسیار مشکوک در باره ی انیشتین این است که در آخر عمر شخصیت او را شدیداً کوبیدند و به او تهمت خرفت شدن زدند
او هیچگاه زیر بار برخی فرضیه های اثبات نشده ی نظریه کوانتوم مثل اصل عدم قطعیت هایزنبرگ نرفت
جمله ای معروف دارد که خدا تاس نمی ریزد و
همچنین در کلامی دیگر می گوید
من می خواهم بدانم (خدا) چگونه این جهان را آفریده است. علاقه ای به این یا آن پدیده ندارم. در (طیف) این یا آن عنصر لطفی نمی بینم. من می خواهم اندیشه های ( او ) را بدانم؛ مابقی، جزییات است.

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سلمان ، chelcheleh ، asier ، arnh ، oO DaViD Oo ، خاک ، مسافر ، hosseinta ، MAHDI59 ، وحید الف ، محب الزهرا ، بیداری12 ، محمود ، آرین (الهه.ع) ، یا صاحب الزمان ، black ، hesam110 ، سرباز امام
۱۹:۱۸, ۲/آذر/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۸۹ ۱۹:۲۵ توسط خاک.)
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام بر دوستان
دوست عزیز chelcheleh در پستی به نام آیا اینیشتین شیعه بود؟

موضوع جالبی مطرح کردند
من با تشکر از ایشان
این موضوع را مطرح می کنم که واجب است به آن پرداخته شود
این کتاب باید تکثیر شود هر طوری که شده باشد

آخرین کتاب انیشتین / موضوع : نامه نگاری انیشتین با آیت الله العظمی بروجردی قدس سره

آلبرت اینشتین در رساله­ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ"، یعنی : بیانیه" ، که در سال 1954 ( =1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­دهد و آن را کامل­ترین و معقول­ترین دین می­داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ی اینشتین با آیت­الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده­ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.

اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خو درا با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج­البلاغه و بیش از همه بحارالانوار علامه­ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی و ... توسط حمیدرضا پهلوی (فوت 1371 ش) و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می­شده تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی­شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده­اند. از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل می­کند که : هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می­خورد و آن ظرف واژگون می­شود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از معراج جسمانی باز می­گردند مشاهده می­کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ... اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه­ی "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می­نویسد....

همچنین اینشتین در این رساله "معاد جمسانی" را از راه فیزیکی اثبات می­کند (علاوه بر قانون سوم نیوتون = عمل و عکس العمل .) او فرمول ریاضی "معاد جسمانی " را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" می­داند: E=M.C2>>M=E:C2 یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.

اینیشتین در این کتاب همواره از آیت­ الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز"...

3000000 دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسور ابراهیم مهدوی (مقیم لندن) با کمک برخی از اعضاء شرکت­های اتومبیل بنز و فورد و .. از یک عتیقه­ دار یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانه­ای چک شده و تأیید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. هم اکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی – توسط دکتر عیسی مهدوی (برادر دکتر ابراهیم مهدوی) و توأم با تحقیق و ارائه منابع مذکور در متن (توسط اینجانب) می­ باشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است . اصل نسخه این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن – بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی – سپرده شده و نگهداری می­شود. توضیحات بیشتر و شماره ثبت آن را برای اطلاع خوانندگان در آغاز برگزیده این کتابچه ارائه خواهیم داد.

گزده­ای از آخرین رساله اینشتین: (DIE ERKLA"RUNG دی ارکلرونگ = بیانیه) ترجمه: دکتر عیسی مهدوی، تحقیق و پیشگفتار و پاورقی: اسکندر جهانگیری

پیشگفتار

در اوائل سال 1382 شمسی (=2003م) پروفسور ابراهیم مهدوی ( تولد 1310 ش ) – مقیم لندن پس از سفری به آمریکا و آلمان و فرانسه و دیدار با برخی سرمایه­ داران شرکت اتومبیل سازی "فورد" در آمریکا و "بنز" در آلمان و "کنکورد" در فرانسه و جلب رضایت برخی از اعضاء آنها جهت کمک مالی برای خریداری این رساله گران­قیمت بالاخره موفق شدند قرار داد خرید آن را از یک عتیقه­ دار یهودی را به امضاء برسانند. بهای این رساله که تماماً به خط خود انیشتین می­باشد سه میلیون دلار تمام شد که به این ترتیب سرشکن شده پرداخت گردید:

1/000/000 $ BENZ به افتخار این که اینشتین آلمانی بود.

1/000/000 $ FORD به افتخار این که در آمریکا میزیست و نیز به افتخار جان . اف. کندی . رئیس جمهور آمریکا ( مقتول 1963 م ) که در این رساله بارها اینشتین از وی نام برده و او را رئیس جمهور آینده آمریکا دانسته است حال آن که در 1954 م ( سال نگارش این اثر ) هنوز 7 سال به زمان انتخاب وی مانده بود! و این از پیشگویی­های اینشتین به شمار می­رود. نیز شاید سرنخ­هایی از معمای حیرت­انگیز ترور زنجیره­ای خاندان کندی در این رساله موجود باشد که بتوانیم دریابیم چرا کندی کشته شد؟ راز این معما کجاست؟ چرا خانواده او نیز قربانی شدند؟ و چرا ... ؟

500/000 $ : CONCORDE به افتخار جناب لاوازیه – مقتول 1794 م در انقلاب / یا شورش / فرانسه – و نیز قانون بقای ماده او که در این رساله بارها یاد شده است.

500/000 $: TITANICبه یاد بود کشته شدگان حادثه اندوهبار کشتی "تایتانیک" انگلیسی و نیز الکساندر فلمینگ انگلیسی (فوت 1955م) – کاشف پنیسیلین و از یاری کنندگان اینشتین در نگارش این رساله – بخش­هایی که مربوط به اسرار علم پزشکی و زیست شناسی و داروشناسی آن می­شود.

شخصیت­های اصلی این رساله : آلبرت اینشتین (فوت مشکوک 1955 م) / الکساندر فلمینگ (فوت 1955م) آیت­الله العظمی سید حسین بروجردی (فوت 1961میلادی) / نیلز بور (بوهر) شیمیدان و فیزیکدان دانمارکی که او نیز با اینشتین در نگارش این اثر همکاری می­کرد (فوت 1962م) / جان . اف . کندی ( مقتول 1963م) / علیرضا پهلوی ( مترجم و رابط ) (کشته شده بر اثر سقوط هواپیما توسط عناصر سازمان «کا. گ. ب» شوروی در 1954م (= 1333 ش – سال نگارش این رساله) / حمیدرضا پهلوی (مترجم و رابط فوت 1371 ش = 1992م ) که نیلز بور او را به اینشتین معرفی کرده و در آن زمان 22 ساله بود.

سؤالی که اینجا مطرح می­شود این است که چرا سه تاریخ مرگ ( 1954 – 1955 و باز 1955م ) و نیز سه تاریخ مرگ (1961 – 1962 – 1963 م ) دقیقاً پشت سر هم واقع شده؟ و چرا نویسنده (اینشتین) با همکار اصلی او در این نگارش (الکساندر فلمینگ) هر دو در یک سال (1955 م ) مرده­اند ؟ و چرا یکی از مترجمین و رابط­ها ( ع ... پ ... ) در همان سال نگارش راسله بر اثر سقوط هواپیما جان داده است؟ و باز چرا همین چند سال قبل دو فرزند مترجم و رابط دیگر (ح ... پ ... ) به نام­های بهزاد و نازک در سن جوانی به طرز مشکوکی در خارج از ایران مسموم شده و مرده­اند؟

و بالاخره چرا باید این رساله از چنین شخصیتی (اینشتین) حدود نیم قرن (!!) مخفی بماند و چرا "صندوق امانات سری انگلیس" به بهانه پرهیز از ایجاد "یک رولوشن (= انقلاب خطرناک مذهبی" اجازه تکثیر این اثر علمی – مذهبی را تحت هیچ شرایطی به ما نمی­دهد؟

سرآغاز متن کتاب، اولین عبارت کتابچه اینشتین / خطاب به آیت ­الله بروجردی این عبارت آلمانی است : Herzliche Gru``&e von Einstein هرتسلیش گروشس فن آینشتاین = با صمیمانه­ترین سلام­ها از اینشتین محضر شریف پیشوای جهان اسلام جناب سید حسین بروجردی. پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و آئین تشیع 12 امامی (*1) را پذیرفته ام / که اگر همه دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس ( مارس) (*2) از سال 1954 ( *3*) است که من مقیم آمریکا و دور از وطن هستم.

به یاد دارید که آشنایی من با شما از ماه آگوست (اوت) (*4*) سال 1946 یعنی حدود 8 سال قبل بود ( *5) . خوب به یاد دارم که وقتی در 6 آوگوست 1945 آن مرد ناپاک پلید (*6*) اکتشاف فیزیکی من را – که کشف نیروی نهفته در اتم بود – همچون صاعقه­ای آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بی دفاع هیروشیما فرو ریخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که موافقتنامه­ای بین المللی به امضاء و تصویب جهانی برسانم.

گر چه در این راه برای من توفیقی حاصل نشد ولی ثمره آن آشنایی با شما مرد بزرگ بود که هم تا حدی من را از آن اندوه عظیم خلاص نمود و هم بالاخره سبب مسلمان شدن پنهانی من شد. و چون این آخرین یادداشت من در جمع­بندی این چهل نامه است / برای خوانندگان گرامی ( بعدی ) نیز می­نویسم همانگونه که آقای بروجردی – مقیم شهر قم / در ایران – می­دانند : من در آوگوست 1939 (*7) طی نامه­ای به روزولت – رئیس جمهور وقت آمریکا – او را از پیشرفت آلمان نازی – که در ابتدای جنگ جهانی دوم بود – در مسئله شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار انرژی عظیم آن جهت کشتار و نابود کردن آنی برخی شهرها مطلع ساختم و اکیداً به او (روزولت ) گفتم که برای بازداشتن آلمان نازی از این نقشه جنایت امیز ... باید ابرقدرتی چون آمریکا – که به نظر من عاقل­ترین و ... خونسردترین ابرقدرت­های دنیای فعلی است – سریعاً گروهی را مأمور بررسی و تحقیق علمی – در شکافتن هسته اتم – بنماید و به سرعت باید بمب اتم را بسازد چون دیر یا زود این سگ از زنجیر در رفته – یعنی آدولف هیتلر نژآدپرست خوانخوار – آن (بمب اتم) را ساخته و چون ببیند از راه جنگ متعارف حریف تمامی دنیا نمی­شود – حتماً متوسل به آن شده و لااقل چندین شهر بزرگ را هدف بمب اتمی خود قرار می­دهد. اما وقتی آمریکا ... آن را از قبل ساخته و اعلان نموده باشد یدگر امثال هیتلر دیوانه نمی­توانند دنیا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پیوس دوازدهم نیز – که آغاز دوره پاپی وی برا مسیحیان کاتولیک جهان / از همان سال 1939 بود – فتوا به این امر صادر کرد و فقط اکیداً قید نمود که : هرگز نباید از این سلاح اتمی برای جنگ – حتی با خود نازی­های آلمان – استفاده شود سپس من نامه­ای به محضر شریف پیشوای اسلامی آن زمان سید ابوالحسن (ابوالحسن اصفهانی – که مقیم نجف بودند – نوشتم / ایشان نیز در جواب گفتند که : از باب ناچاری لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانی­ها بهراسند و دست به حمله اتمی به هیچ کشوری نزنند . ولی استعمال این سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلی ممنوع است و هرگز نباید از آن – به نحو ابتدایی – استفاده شود حتی علیه خود آلمان نازی باز تأکید می­کنم . تا آنجا که امکان دارد نباید سلاح اتمی بکار گرفته شود و باید با اسلحه متعارف با آلمان نازی مقابله کرد"

آری ! جهان در آن روزها وضعی اضطراری پیدا کرده بود . به حکم چنین بزرگ­مردانی (از ادیان و مذاهب مختلف) من (اینشتین) ناچار بودم که روولت را در جریان ساخت بمب اتم قرار دهم و این اقدام مانع عملکرد آلمان نازی شد و با این عمل من جان بسیاری از مردم دنیا نجات داده شد / اما افسوس که این فرمول به دست آن مرد دیوانه دیگر (*6 افتاد و توصیه­های من و روزولت را از یاد برده / دچار وسوسه شیطانی شد و در حال مستی دستور داد که خلبان احمق و جنایتکار او در 6 اوگوست 1945 که دنیا تازه داشت طعم تلخ جنگ دوم را از یاد برده و صلح جهانی در حال استقرار بود – این بمب خطرزا را در هیروشیما فرو افکند !! بمبی که بقدر یک توپ بیشتر اندازه نداشت و به زمین نرسیده در آسمان شهر منفجر و شهری را مبدل به خاکستر کرد !! احساس می­کنم که هر گاه به یاد این حادثه می­افتم چند ماه و یا چندین سال از عمرم کاسته می­شود و پیرتر می­شوم!! و من همان طور که در جنگ اول جهانی بین سال­های 1914 – 1918 در صدد ارائه طرح صلح جهانی بودم و موفق نشدم / در این 6 سال سیاه جنگ دوم 1939 – 1918 نیز دائماً در تکاپو بودم که بنحوی بتوانم طرح صلح جهانی را ارائه بدهم / باز هم نتیجه نگرفتم!! گویا شکافتن هسته اتم بسیار آسان­تر بود از شکافتن قلب سخت و سیاه انسان!! براستی که این موجود دوپا (!) سرسخت­ترین موجودات جهان است !! ... و در مقیاس­های کوچک­تر نیز همواره ناکام بوده­ام / هنگامی که ورزش­ های رزمی از جمله کاراته / جودو/ و کنگ فو و مانند این چیزها {...} از شرق وحشی بی­تمدن و خرچنگ خوار – یعنی چین و ژاپن و کره – به وسیله اروپا و آمریکا آمد / من از جمله مخالفان این گونه ورزشها بودم و تأکید می­کردم که چنین آداب و رسول وحشیانه­ای خشونت را در جامعه رواج می­دهد ... ولی همه مانند دیوار گچی (!) به من نگاه کردند و هیچ نگفتند و چنان که خود حضرتعالی (= آقای بروجردی برای من در جواب نامه ((ایکس – 25)) مرقوم فرموده­اید // در اسلام ... حتی کندن یک مو یا ایجاد یک خراش سطحی و یا حتی اندک ناراحت ساختن یک انسان – غیر مجاز و ممنوع است !!// . آری ! سیاست فقط فکر لحظه­های هیجان­آور را در سر می­آورد / حال آن که این عملکردهای سیاسی همچون قوانین معادلات ریاضی نتایج و عواقبی جبران ناپذیر و غیر قابل دفع را در پی می­آورد!! و اکنون ای جناب ... بروجردی، ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان بسیار از شما سپاسگزارم که در 1952 در پی مرگ (وایتسمن) – رئیس جمهور وقت اسرائیل هنگامی که من از شما تقاضای مشاوره کردم که / آیا ریاست جمهوری اسرائیل را – که رسماً و علناً به من (اینشتین) پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده و مهاجر از وطن می­دانستند – بپذیرم؟ / خود در جواب نامه ((ایکس – 32)) فرمودید: انسان خداترس و خردمند چنین پیشنهادی را هرگز نمی­پذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است . پس شما خود را آلوده سیاست نکنید" لذا من (اینیشتن) نیز به بهانه اشتغالات علمی / این پیشنهاد را رد کردم.

*************************************

1- Zwo"Iffach

2 – Ma"rz

3 – برابر با اواخر سال 1332 ش / یا اوائل سال 1333 ش

4 – 5 – August تقریباً برابر با مرداد ماه 1325 شمسی

6 – احتمالاً منظور وی : هاری ترومن (1945 – 1953) است

7 – تقریباً برابر با مرداد 13

منبع :پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی بروجردی (قدس سره)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، asier ، اسماعیل ، Ramin_Ghn ، علی 110 ، The Arrival ، chelcheleh ، rahbin ، جوینده حق ، mohamad ، وحید الف ، محب الزهرا ، بیداری12 ، bagheri4 ، mostafa.sadin ، آرین (الهه.ع) ، یا صاحب الزمان ، freewish ، hesam110 ، سرباز امام
۱۷:۰۹, ۲۵/دی/۸۹
شماره ارسال: #5
آواتار
Die Erkla"rung - von: Albert Einstein - 1954

یعنی:"بیانیه" که در سال 1954(=۱۳۳۳ش) آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند.

این رساله درحقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی(فوت۱۳۴۰ش=1961م) است که توسط مترجمین برگزیده ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.

اینشتین در این رساله "نظریه ی نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی و... توسط حمید رضا پهلوی(فوت۱۳۷۱ش)و...ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده)تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده ی"نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند. از آنجمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما بعد از اینکه پیامبراکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی " انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...

همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه برقانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:

E = M.C2 >> M = E :C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.

او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملاصدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار میدهد...بطور خلاصه او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی)که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...

در رابطه با "عقل" نیز - با کمال شگفتی - اینشتین نظریه ی اخباریون شیعه را( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند...

در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... .

اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ"حسابی عزیز"...

۳/۰۰۰/۰۰۰دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک برخی از اعضاء شرکتهای اتومبیل بنز و فورد و...از یک عتیقه دار یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است...



پیشگفتار:

در اوائل سال ۱۳۸۲ شمسی(=2003م) پروفسور ابراهیم مهدوی (تولد۱۳۱۰ش) - مقیم لندن - پس از سفری به امریکا وآلمان و فرانسه و دیدار با برخی سرمایه داران شرکت اتومبیل سازی"فورد"در امریکا و "بنز" در آلمان و "کنکورد" در فرانسه و جلب رضایت برخی از اعضاء آنها جهت کمک مالی برای خریداری این رساله ی گرانقیمت بالاخره موفق شدند قرارداد خرید آن از یک عتیقه دار یهودی را به امضاء برسانند...بهای این رساله که تماما" به خط خود اینشتین میباشد سه میلیون دلار تمام شد که به این ترتیب سرشکن شده / پرداخت گردید:

X - BENZ : $ 1/000/000

(به افتخاراینکه اینشتین آلمانی بود)

X - FORD : $ 1/000/000

(به افتخاراینکه در امریکا میزیست و نیز به افتخار جان.اف.کندی -رئیس جمهور امریکا(مقتول1963م)که در این رساله بارها اینشتین از وی نام برده و او را رئیس جمهور آینده ی امریکا دانسته است حال آنکه در 1954م(سال نگارش این اثر) هنوز7 سال به زمان انتخاب وی مانده بود! و این از پیشگوئیهای اینشتین به شمار میرود. نیز شاید سرنخهائی از معمای حیرت انگیز ترور زنجیره ای خاندان کندی در این رساله موجود باشد که بتوانیم دریابیم چرا کندی کشته شد؟ راز این معما کجاست؟ چرا خانواده او نیز قربانی شدند؟ و چرا...؟)

X-CONCORDE:$500/000

(به افتخارجناب لاوازیه - مقتول 1794م درانقلاب/ یا شورش/ فرانسه - و نیز قانون بقای ماده ی او که دراین رساله بارها یاد شده است)

X - TITANIC : $ 500/000

(به یادبود کشته شدگان حادثه ی اندوهبار کشتی "تایتانیک" انگلیسی و نیز الکساندر فلمینگ انگلیسی(فوت1955م) - کاشف پنیسیلین و از یاری کنندگان اینشتین در نگارش این رساله - بخشهائی که مربوط به اسرار علم پزشکی و زیست شناسی و داروشناسی آن میشود...)...

شخصیت های اصلی این رساله:


آلبرت اینشتین(فوت مشکوک1955م) / الکساندر فلمینگ( فوت 1955م)(؟!!)/ آیت الله العظمی سید حسین بروجردی(فوت1961میلادی)/ نیلز بور(بوهر) شیمیدان و فیزیکدان دانمارکی که او نیز با اینشتین در نگارش این اثر همکاری میکرد(فوت1962م)(؟!!)/ جان.اف.کندی(مقتول1963م)(؟؟!!)/ علیرضا پهلوی(مترجم و رابط)( کشته شده براثر سقوط هواپیما توسط عناصر سازمان "کا.گ.ب" شوروی در1954م(=1333ش - سال نگارش این رساله؟؟!!)/ حمیدرضا پهلوی(مترجم و رابط)(فوت1371ش=1992م)که نیلز بور اورا به اینشتین معرفی کرده و در آن زمان 22 ساله بود...



سئوالی که اینجا مطرح میشود این است که چرا سه تاریخ مرگ (1954-1955 و باز 1955م) و نیز سه تاریخ مرگ (1961- 1962 - 1963 م) دقیقا" پشت سر هم واقع شده؟؟ وچرا نویسنده (اینشتین)با همکار اصلی او در این نگارش(الکساندرفلمینگ) هردو در یک سال(1955م) مرده اند؟؟ و چرا یکی از مترجمین و رابطها در همان سال نگارش رساله بر اثر سقوط هواپیما جان داده است؟؟و باز چرا همين چندسال قبل دو فرزند مترجم و رابط ديگر به نامهای بهزاد و نازک در سن جوانی به طرز مشکوکی در خارج از ايران مسموم شده و مرده اند؟؟

و بالاخره چرا باید این رساله از چنین شخصیتی (اینشتین) حدود نیم قرن(!!) مخفی بماند و چرا "صندوق امانات سری انگلیس" به بهانه پرهیز از ایجاد"یک رولوشن(=انقلاب) خطرناک مذهبی" اجازه ی تکثیر این را تحت هیچ شرایطی به ما نمیدهد؟؟...

(سرآغاز متن کتاب)(اولین عبارت کتابچه ی اینشتین/ خطاب به آیت الله بروجردی این عبارت آلمانی است):

Herzliche Gru"&e von Einstein

(هرتسلیش گروسس فن اینشتاین = با صمیمانه ترین سلام ها از اینشتین)

محضر شریف پیشوای جهان اسلام...جناب سید حسین بروجردی...پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و...آئین تشیع 12 امامی را پذیرفته ام/ که اگر همه ی دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس(= مارس) از سال1954 است که من مقیم امریکا و دور از وطن هستم.

به یاد دارید که آشنائی من با شما از ماه اوگوست(= اوت) سال 1946 یعنی حدود 8 سال قبل بود. خوب به یاد دارم که وقتی در 6 اوگوست(اوت) 1945 آن مرد ناپاک پلید اکتشاف فیزیکی من را - که کشف نیروی نهفته در اتم بود - همچون صاعقه ای آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بی دفاع هیروشیما فروریخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که موافقتنامه ای بین المللی ... به امضاء و تصویب جهانی برسانم.

گرچه در این راه برای من توفیقی حاصل نشد ولی ثمره ی آن آشنائی با شما مرد بزرگ...بود که هم تا حدی من را از آن اندوه عظیم خلاص نمود و هم بالاخره سبب مسلمان شدن پنهانی من شد. و چون این آخرین یادداشت من در جمع بندی این چهل نامه است/ برای خوانندگان گرامی(بعدی) نیز مینویسم: همانگونه که آقای... بروجردی - مقیم شهر قم/ در ایران - میدانند:

من دراوگوست(اوت)1939(*7*) طی نامه ای به روزولت - رئیس جمهور وقت امریکا - او را از پیشرفت آلمان نازی - که در ابتدای جنگ جهانی دوم بود - در مسئله ی شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار ان جهت کشتار... و نابود کردن آنی برخی شهرها... مطلع ساختم و اکیدا" به او (روزولت) گفتم که برای بازداشتن آلمان نازی از این نقشه ی جنایت آمیز...باید ابرقدرتی چون امریکا - که به نظر من عاقلترین و...خونسردترین ابرقدرتهای دنیای فعلی است - سریعا" گروهی را مامور بررسی و تحقیق علمی- در شکافتن هسته ی اتم - بنماید و به سرعت باید بمب اتم را بسازد چون دیر یا زود این سگ از زنجیر در رفته - یعنی آدولف هیتلر...نژادپرست خونخوار - آن(بمب اتم) را ساخته و چون ببیند از راه جنگ متعارف حریف تمامی دنیا نمیشود - حتما" متوسل به آن شده و لااقل چندین شهر بزرگ را هدف بمب اتمی خود قرار میدهد.اما وقتی امریکا...آن را از قبل ساخته واعلان نموده باشددیگر امثال هیتلر دیوانه نمیتوانند دنیا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پیوس دوازدهم نیز - که آغاز دوره ی پاپی وی برای مسیحیان کاتولیک جهان / از همان سال 1939 بود - فتوا به این امر صادر کرد و فقط اکیدا" قید نمود که:"هرگز نباید از این سلاح اتمی برای جنگ - حتی با خود نازیهای آلمان - استفاده شود...". سپس (من) نامه ای به محضر شریف پیشوای اسلامی آن زمان...سید ابو-ال- حسن (ابوالحسن) اصفهانی - که مقیم نجف بودند - نوشتم/ ایشان نیز در جواب گفتند که:"از باب ناچاری لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانها بهراسند و دست به حمله ی اتمی به هیچ کشوری نزنند. ولی استعمال این سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلی ممنوع است و هرگز نباید از آن - به نحو ابتدائی - استفاده شود حتی علیه خود آلمان نازی ...باز تاکید میکنم : تا آنجا که امکان دارد نباید سلاح اتمی بکار گرفته شود و باید با اسلحه ی متعارف با آلمان نازی مقابله کرد".

آری ! جهان در آن روزها وضعی اضطراری پیدا کرده بود. به حکم چنین بزرگمردانی (از ادیان و مذاهب مختلف) من (اینشتین)

ناچار بودم که روزولت را در جریان ساخت بمب اتم قرار دهم واین اقدام مانع عملکرد آلمان نازی شد و با این عمل من جان بسیاری از مردم دنیا نجات داده شد/ اما افسوس که این فرمول به دست آن مرد دیوانه ی دیگر افتاد و توصیه های من و روزولت را از یاد برده/ دچار وسوسه ی شیطانی شد و در حال مستی دستور داد که خلبان احمق و جنایتکار او در6 اوگوست (اوت)1945 - که دنیا تازه داشت طعم تلخ جنگ دوم را از یاد برده و صلح جهانی در حال استقرار بود - این بمب خطرزا را ...در هیروشیما فروافکند!! بمبی که بقدر یک توپ بیشتر اندازه نداشت به زمین نرسیده در آسمان منفجر و شهری را مبدل به خاکستر کرد!! احساس میکنم که هرگاه به یاد این حادثه می افتم چند ماه و یا چندین سال از عمرم کاسته میشود و پیرتر میشوم!! و من همانطور که در جنگ اول جهانی ... بین سالهای 1914-1918... درصدد ارائه ی طرح صلح جهانی بودم و موفق نشدم/ دراین 6 سال سیاه جنگ دوم ... 1939-1945 ... نیز دائما" در تکاپو بودم که بنحوی بتوانم طرح صلح جهانی را ارائه بدهم / باز هم نتیجه نگرفتم!! گویا شکافتن هسته ی اتم بسیار آسانتر بود از شکافتن قلب سخت و سیاه انسان!! براستی که این موجود دوپا (!) سرسخت ترین است!! ... و در مقیاسهای کوچکتر نیزهمواره ناکام بوده ام / هنگامی که ورزشهای رزمی ازجمله کاراته/ جودو/ و کنگ فو و مانند این چیزها از شرق وحشی بی تمدن و خرچنگ خوار- یعنی چین وژاپن وکره - به سوی اروپا و امریکا آمد/ من ازجمله مخالفان اینگونه ورزشها بودم وتاکید میکردم که چنین آداب و رسوم وحشیانه ای خشونت را در جامعه رواج میدهد... ولی همه مانند دیوار گچی (!) به من نگاه کردند و هیچ نگفتند... وچنانکه خود حضرت عالی (= آقای بروجردی) برای من در جواب نامه ی ((ایکس - 25)) مرقوم فرموده اید// ... در اسلام ... حتی کندن یک مو یا ایجاد یک خراش سطحی و یا حتی اندک ناراحت ساختن یک انسان - غیر مجاز و ممنوع است!!//. آری! سیاست فقط فکر لحظه های هیجان آور را در سر می آورد/ حال آنکه این عملکردهای سیاسی همچون قوانین معادلات ریاضی نتایج وعواقبی جبران ناپذیر و غیر قابل دفع را در پی می آورند!! و اکنون ای جناب...بروجردی / ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان... بسیار از شما سپاسگزارم که در1952 در پی مرگ(( وایتسمن)) - رئیس جمهور وقت اسرائیل - هنگامی که من از شما تقاضای مشاوره کردم که / آیا ریاست جمهوری اسرائیل را -که رسما"وعلنا"به من(اینشتین)پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده ومهاجرازوطن میدانستند...- بپذیرم؟/ خود درجواب نامه((ایکس- 32)) فرمودید:"انسان خداترس وخردمند چنین پیشنهادی را هرگزنمیپذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است. پس شما خود را آلوده ی سیاست نکنید!".

لذا من(اینشتین) نیز به بهانه ای/ این پیشنهاد را رد کردم...

************************************************** *
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد ، shia12 ، 7parsa4 ، خاک ، مسافر ، oO DaViD Oo ، ضد ماسون ، علی ، hosseinta ، وحید الف
۱۱:۰۲, ۲۶/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/دی/۸۹ ۱۱:۱۶ توسط رهجو.)
شماره ارسال: #6
آواتار
(۲۵/دی/۸۹ ۱۷:۳۸)ابراهیم همت نوشته است:  من متن بالا رو نخوندم ولی میدونم که انیشتین یه فراماسون بوده(به گفته رائفی پور)

اما حتی اگر به سایت خود ایت ا... بروجردی هم برید این رو نوشته
میگید نه.تو گوگل بزنید مسلمان شدن انیشتین سایت ایت ... بروجردی رو حتما می بینید
(۲۵/دی/۸۹ ۱۹:۲۹)ALPHA نوشته است:  در مورد خود کتاب،
آیا همکنون اطلاع دارید کجا و در دست چه کس و یا گروهی است.

حتما چک میکنم میگم

هم اکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی – توسط دکتر عیسی مهدوی (برادر دکتر ابراهیم مهدوی) می­ باشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است . اصل نسخه این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن – بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی – سپرده شده و نگهداری می­شود.

مشخصات کتاب :گزده­ای از آخرین رساله اینشتین: (DIE ERKLA"RUNG دی ارکلرونگ = بیانیه) ترجمه: دکتر عیسی مهدوی، تحقیق و پیشگفتار و پاورقی: اسکندر جهانگیری

[تصویر: n00026423-b-300x180.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مسافر ، oO DaViD Oo ، hosseinta ، وحید الف
۱۶:۴۳, ۲۷/دی/۸۹
شماره ارسال: #7
آواتار
با سلام
من بعد از خوندن مطالب بالا توی گوگل جستجو کردم
بعضی ها مخالف بودن و بعضی ها فقط نقل قول کردن
حالا یه سایتی اومده مدارک عجیبی در صحت این مسئله ارائه دادهUndecided
http://www.islam-einstein.com/
بد ندیدم دوستان هم نظرشون رو در این باره بدن
به نظر من که این جور مسائل خیلی مهم هستند و باید از اونا ابهام زودایی بشه
SmileSmileSmile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hosseinta ، MohammadSadra ، mostafa.sadin
۱۶:۰۳, ۱/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #8
آواتار
گروهی از الهیون ،علمای اخلاق،عقلی مذهبان و مادیون در باره صحت عقاید خود دچار اختلاف شدند وتصمیم گرفتنددر این باره انیشتن را قاضی و دارو خود قرار دهند.
نزد او رفتند و نظرش را درباره خدا پرسیدند.
پاسخ داد اگر به کشف دستگاهی موفق شدم که به وسیله آن با میکروب ها سخن بگویم ،با میکروب کوچکی که بر سر تار موی انسان زندگی میکند سخن میگفتم و از اومیپرسیدم که خود را چگونه یافته ای؟
بدون تردید پاسخ میداد من خود را بر سر شاخ درخت تنومندی یافته ام که ریشه های آن ثابت و شاخ و برگ آن در آسمان است.به او میگفتم که این تار مویی که بر سرآن زندگی میکنی،یک موی از هزار موی انسان و سر عضوی از اعضای بدن آن است.
ما نسبت به خداوند بزرگ کوچکتر و ناچیزتر از آن میکروب هستیم .چگونه من میتوانم به خدایی احاطه پیدا کنم،که با قوای نامتناهی و عظمت بی پایاین خود بر همه چیز احاطه دارد؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رهجو ، وحید الف ، بیداری12 ، وحید110 ، محمود ، MohammadSadra ، آرین (الهه.ع)
۱۵:۰۶, ۵/آذر/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
[تصویر: 1236094216FFPOFP31Albert-Einstein-Posters.jpg]
با سلام خدمت خوانندگان


آیا میدانستید انیشتین یک یهودی است؟
آیا میدانستید انیشتین در آلمان بوده است و آیا قوم خزری ها را میشناسید و میدانید اجداد یهودی های صهیونیسم امروز به روایتی همان خزری ها هستن.و محل زندگی آنها کجا بوده؟





چندی است در رابطه با این که انیشتین شیعه شده و در خفا به دین ما گرویده و از دوستداران ایرانی ها است مطالبی شنیده ایم خوب دیدم در این مجال کمی این ماجرا را به چالش کشیده تا شاید شما هم به این موضوع فکر کنید. موضوع حرف من در این نگارش این است. آیا انیشتن به راستی روایات شیعه را اثبات کننده نظریه های نسبیت خود میداند وآیا او مسلمان بوده است ؟


آیا او واقعا نامه ای در خفا به مراجع تقلید نوشته است و در آن نامه از دکتر حسابی نام برده است؟





من تردید دارم


!


لازم میبینم سوالاتی مطرح کننم تا شما هم مانند من به آن فکر کنید


.


انیشتین


:


او بچه ای بود که درسن 3 ساله گی تازه به حرف زدن می افتد


.

در دوران زندگی خیلی از اسامی را حفظ نمی کرده است و حتی سرعت صوت را هم از حفظ نمیدانسته و علاقه ای هم به یاد گرفتن و یا حفظ کردن آنها هم نداشته چون از نظر او این گونه موارد کسل کننده بوده است


او گاهی اوقات همسر خود را هم از یاد می برده و او را نمی شناخته اما امکان این ماجرا وجود دارد! اگر در رابطه با زندگی انیشتن مطالعه کرده باشید متوجه حرف های من می شوید حال چطور، انتظار داریم که انیشتین ای که در حفظ کردن نام افراد و چیزهای معمولی مشکل داشته یا علاقه نداشته ، دکتر حسابی بزرگ (رحمت الله)را که یکی از دانشجویان او بوده( یکی از هزاران دانشجو) را به یاد می آورد؟آقای انیشتین یکی از افرادی بوده که به اسرائیل خدمت زیادی کرده بطوری که در بعضی دانشگاه های اسرائیل صهیونیسم هنوز جوایزی به نام انیشتن به دانشجویان برتر داده می شود به طوری که خود انیشتن بعضی از این دانشگاه ها را پایه گزاری کرده است.بمب اتم را او ساخته و مدعی است که از مراجع دینی تمام ادیان حتی شیعه هم برای آن فتوا گرفته که اجازه ساخت آن را به او و آمریکا داده اند!!!؟؟


افراد یهودی در قرآن هم آنها را بزرگترین دشمن مسلمانان معرفی کرده و با اوصافی که از انیشتن گفته ام او یک یهودی ساده نبوده بلکه یک یهودی صهیونیسم بوده که علاقه زیادی هم به اسرائیل داشته چطور انتظار دارید او به این سادگی شیعه شده باشد؟به نظر من که کاسه ای زیر نمیکاسه این خبر ها است. تا آنجا که در رابطه با نظریات نسبیت انیشتن مطالعه کرده ام در نظریه نسبیت انیشتن زمان برای شخصی که بیشتر از سرعت نور حرکت می کند متوقف میشود نه برای اشخاصی که در روی کره زمین هستند یعنی بر اساس نظریه انیشتن اگر شخصی با سرعت نور یک سال نوری حرکت کند برای آن یک سال گذشته اما برای آن انسانی که در روی کره زمین حضور دارد زمان بیشتری گذشته است که از چندین سال تجاوز میکند نه این که زمان برای افراد روی کره زمین هم ثابت شده باشد


.


مثالی ساده میزنم فرض می کنیم که ما قصد داریم سفری به کهکشان دیگر داشته باشیم و سفینه ما سرعتی بیشتر از سرعت نور دارد ما سفر خود را آغاز می کنیم و چندین سال در سفر با سرعت نور هستیم بر اساس نظریه انیشتن زمان برای افرادی که باسرعت نور حرکت می کنند می ایستد یعنی در این چندین سال سفر عمرما کم نشده است اما عمر افرادی که در روی کره زمین هستند کم شده است هم سن و سال های ما بر روی کره زمین در حال حاضر که ما باز میگردیم از ما پیر تر هستند. چون زمان برای آنها در حرکت بوده است و حال ادعا شده که این مبحث را باید با معراج پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مقایسه کنیم پیامبر اعظم حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) زمانی که به معراج میروند برای آن حضرت این سفر چندین سال به طول می آنجامد اما ایشان زمانی که به زمین باز میگردند زمان همان زمانی بوده که ایشان به آسمان رفته اند. بر اساس نظریه انیشتن باید زمان برای شخص سفر کننده بایستد، اما انگار زمان برای افراد بر روی کره زمین ایستاده است به نظر بنده این که معراج پیامبر را به نظریه انیشتن مربوط کردن کار درستی نیست آن یک معجزه الهی بوده و این یک علم است



.


در نامه ای که میگویند از انیشتین باقی مانده و در آن اعتراف به مسلمان شدن کرده است و در آن فرضیه نسبیت را به معراج نسبت داده است. قصد من این نیست که با علم الکن خود نظریات نسبیت را رد یا این که تایید کنم من فقط یک مقایسه ساده میکنم


.
که در این دو ماجرا به هیچ وجه به هم شبیه نیستند. در این رابطه کمی تفکر کنید. باید به این موضوع هم توجه شود.آیا این نامه جعلی نیست؟؟؟



می گویند که این نامه را از یک یهوده عتیقه فروش خریده اند توجه کنید یک یهودی عتیقه فروش؟؟این شخص میاد یک نامه از انیشتین میفروشه به قیمت خیلی بالاو در اون نامه انیشتین اقرار کرده که به دین مبین اسلام گرویده؟؟و مذهب شیعه و این نامه زمان شاه پهلوی ترجمه می شود و به زبان فارسی منتشر میشود


.


آیا نزدیک کردن انیشتن به ایرانی ها همان حرکت مظلوم نمایی یهود نیست که می خواهد خود را هر طور هست در دل ملت های دیگر بگنجاند ما این حرکت را در کورش زدگی ملت خود هم دیده ایم کورش بود که تمام یهودیان را از بابل آزاد کرد و هیکل سلیمان را برای آنان دوباره ساخت و آیا نباید از این نظر هم به موضوع نگاه کرد که نزدیک کردن دکتر حسابی بزرگ و اندیشمند. به انیشتن یهودی برای چیست؟ آیا یهود بار دیگر میخواهد ازکورش جدیدی در ایران استفاده کند ؟؟آیا انیشتین واقعا با دکتر حسابی مرحوم بزرگ دوستی نزدیک داشته وآیا واقعا شیعه شده بوده؟؟


هدف من در این نگارش این بود تا کاری کنم که شما از منظری دیگر به ماجرا نگاه کنید.



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین
۱۵:۲۱, ۵/آذر/۹۰
شماره ارسال: #10

عزیز اینا تماما حرف و اظهار نظر شخصی است. و مدرکی درست و حسابی نیست برای صدق این مطلب
اگر درصدی هم قبول کنیم که شیعه شده به شما با قاطعیت میگم رسانه به هیچ وجه نمیزاره شما این رو بفهمی.هر سندی برای صحت این موضوع وجود داشته باشه از بین میبرند.
اگر این اتفاق بی افته یعنی همه بفهمن انیشتین مسلمان و شیعه شده بود میدونی چه اتفاقی براشون می افته
پس با تمام قبا انکار میکنند و از هرچیزی هم جلوگیری میکنند تا اثبات نشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mostafa.sadin ، aghah ، میرزا احمد ، یاســین
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا