|
موسیقی چیست؟
|
|
۲:۲۷, ۶/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/فروردین/۹۱ ۲:۴۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
موسیقی چیست؟ غنا به چه چیزی میگویند ؟ ایا اسلام با موسیقی مخالف است ؟ چرا ابو علی سینا گفته اگر در روز 20 دقیقه موسیقی گوش نکنید بخشی از مغز شما میمیرد؟! موسیقی چه اثری بر مغز دارد؟ چرا هر کس نوعی خاص از موسیقی را میپسندد؟ چرا بزرگانی مثل ابن سینا و برادر علامه طباطبایی رساله ای در موسیقی دارند؟ مگر موسیقی حرام نیست؟ ارتباط موسیقی با ریاضیات چیست؟ ایا موسیقی شاخه ای از علم ریاضی است؟ و .... میخواستم در این موارد مسایلی رو بنویسم ولی بهتره خودتن گوش کنید ایه الله صمدی . از شاگردان دانشمند بزرگ علامه ذوالفنون حسن زاده عاملی دوستان گوش دادنش میتونه به درک درستی از موسیقی و نظر اسلام در مورد ان کمک کند . واقعا در هر موردی باید به اهلش رجوع کرد . البته شاید یک یا 2 دقیقه اولش در مورد موسیقی نباشد ولی گوش بدید....اصلا هم نترسید از اول بحث محکم با شجاعت گوش بدید برید جلو در پناه خدا http://www.mediafire.com/download.php?i81pagkv8m9z6iv دوستانی که نمیتونند مدیا فایر رو باز کنند از این راه بروند کافیست به سایت مدیافایر آسان مراجعه کرده لینک مدیافایر اصلی خود را در فیلد خالی کپی پیست کرده و دکمه ی جنریت کن را فشار دهید ، در زیر این فیلد لینکی ساخته خواهد شد که محتوی فایل شما بدون هرگونه قیلتری است! درپناه خدا |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۳۲, ۱۶/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
بسیار از دوستان عزیزم تشکر میکنم خوب طبق تقسیم بندی ایشان موسیقی از شاخه های ریاضی است . و در این علم بررسی میشود حالا اینکه زیر مجموعه علم ریاضی است خود گویای خیلی مسایل است طبق این تقسیم بندی هر صوتی قابلیت اندازه گیری و تجزیه در سیستم ریاضی را دارد . بنابرین موسیقی به عبارتی صوت و یا هر صدایی را شامل میشود به همین دلیل تمام ریاضی دانان قدیم رساله ای در موسیقی دارند و فارابی که یکی از بزرگترین ریاضی دانان بوده است رسالاتی در موسیقی دارد و .... اصوات میتواند تاثیراتی را بر مغز داشته باشد . چنانچه اطبای قدیم و روانشناسی جدید از موسیقی به عنوان راه کاری درمانی جهت بهبود بعضی مریضی ها استفاده میکرده اند اثاری در طب و ریاضی و موسیقی موجود است که تاثیرات هر نوع موسیقی را بر روح و جسم انسان به عنوان رابط روح مطرح میکند . بعضی اصوات یا همان موسیقی برای مغز لازم بوده و خداوند به انها سفارش فرموده است مثلا خداوند میفرماید و رتل القران ترتیلا یعنی موسیقی را صوت زیبا بخوانید . و یا جنبه خاصی از اهنگین بودن و موسیقی را برای خواندن قران میپسندد گوش دادن به صدای طبیعت . صدای مرغ خوش الحان . صدای رود خانه ای روان و ... موسیقی های دلپذیری هستند که به لطافت روح کمک میکند همچنین موسیقی هایی که برای درمان نواخته میشود و خود بحثی است مفصل و تخصصی . این تاثیر به تجربه ثابت شده و حتی اثار علمی نیر ان را تایید میکند . همانطور که شنیدیم ابو علی سینا معتقد است در روز 2 بار شنیدن موسیقی مثل خواندن و شنیدن قران به ترتیل و یا اواز خواندن میتواند برای مغز مفید باشد ... حالا بیاییم ببینیم اثار موسیقی بر روح و روان و مغز چیست . همه ما میبینیم که اگر در حال رانندگی اهنگی تند را گوش بدهیم بر هیجانات ما اثر میگذارد و .. دین اسلام به عنوان دینی کامل که بسیاری از موارد لازم برای صحت جسمانی را مطرح و موارد روحی را نیز بررسی میکند به بحث موسیقی پرداخته است در دین مبین اسلام موسیقی و غنا از هم جدا هستند و انچه تحریم شده به صورت اکید (معلوم است مصلحت بزرگی در ان بوده ) غناست غنا اثاری دارد که اسلام ان را تحریم فرموده است . اما غنا چیست ؟.... یا حق |
|||
|
|
۱۵:۰۱, ۱۶/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/فروردین/۹۱ ۱۰:۳۶ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
سلام
سخنران بزگوار در جایی اشاره کرده بودند به این که اگر طبق فتوا موسیقی بالکل حرام باشد ، کل اصوات طبیعت حرام هستند. من این قضیه را مدتی پیش در یک جلسه مطرح کردم ،در فقه اسلامی ، موسیقی را به دو گروه موسیقی ابزاری و غیر ابزاری تقسیم بندی می کنند.ابزارهایی داریم که صرفا برای تولید موسیقی تولید شده اند ، مثل نی ، دایره ... ، که این ابزار نیز به دو گروه خاصه غنا و غیر خاصه تقسیم می شوند ، که گروه اول که ابزار مخصوص لهو و لعب هستند (اگر اشتباه نکنم نی جزو این ابزار به حساب می آید) ، از نظر فیزیکی و فقهی فاقد ارزش مادی هستند (غیر از ماده اصلی تشکیل دهنده آن ها) و اگر ما بالفرض ارگ یک نفر را ، با هر قیمتی بشکنیم ، مسئول شکستن آن نیستیم.ظاهرا نگهداری این ابزار و خرید و فروش آن ها بالکل حرام است(یا مکروه) (نیاز دارد به یک سری نقل قول از مراجع بزرگوار) ، اما در مقابل ابزار موسیقی داریم که در عرف به عنوان ابزار موسیقی لهوی شناخته نمی شوند ، مثل طبل و شیپور ، که این ابزارها استفاده شان به نظر تمام مراجع در غیر از لهو و لعب بلامانع است.مثلا برخی از مراجع مثل آیت الله بهجت (به نقل از کتاب احکام جدید که قبلا مطالعه کرده بودم) این دسته از موسیقی های ابزاری را از دیگر موسیقی ها جدا می کنند. پس این که می بینیم برخی مراجع موسیقی را بالکل حرام می دانند ، منظور موسیقی ابزاری ، به وسیله ابزارهای مخصوص لهو و لعب است ، حالا این موسیقی می خواهد لهوی باشد یا نباشد.در کنار این قضیه ، ابزارهای موسیقی غیر لهوی هم در صورت استفاده لهوی ، سماع آن ها جرام است.موسیقی های غیر ابزاری هم همین جکم را دارند ، مثل خواندن که اگر لهوی باشد به آن غنا می گویند ظاهرا.مثل بعضی اشعار مناسب لهو و لعب.این اشعار اگر بدون موسیقی ابزاری هم به این شکل لهوی خوانده شوند ، باز هم سماع آن ها دارای مشکل است.اما چند نظر بنا به درخواست دوستان :اول از نظری در باب تحریم تمام آلات لهوی سخن می گم : س. گوشدادن به موسيقي چه حكمي دارد؟ آيا فرقي بين انواع موسيقي است؟ ج. بنظر اينجانب تمام آهنگهايي كه از آلات طرب ميباشد حرام است و هيچ نوعي جايز نيست.والله العالم آیت الله صافی گلپایگانی و اما نظراتی درباره تحریم آلات مخصوص لهو و لعب س1: حكم خريد سه تار و يادگيرى نوازندگى با آن چيست؟ ج) آن دسته از آلات موسيقى كه عرفاً از آلات مشترك و قابل استفاده براى كارهاى حلال محسوب مىشود، خريد و فروش و استفاده از آن به قصد منفعت حلال جايز است، ولى خريد و فروش و استفاده از آلاتى كه عرفاً از آلات مخصوص لهو (موسيقى حرام) محسوب مىشود، جايز نيست. آیت الله خامنه ای سؤال :آيا خريدن سنتور اشكال دارد؟ جواب :از الات مختص لهو ولعب است وحرام است . آیت الله سیستانی
|
|||
|
|
۲۱:۵۸, ۱۶/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۱۶/فروردین/۹۱ ۱۵:۰۱)دل خسته نوشته است: سلام نظر بنده این بود که در اینجا وارد مسائل فقهی موسیقی نشویم و صرفا از جنبه علمی و از زاویه ای که جناب استاد صمدی فرموده اند بحث کنیم و برای همین از مدیر محترم خواستم تا پست های بی ارتباط با موضوع حذف شود . از آنجا که این پست جناب دلخسته ، بعد از حذف شدن بعضی از پست ها باقی مانده ، از ایشان می خواهم که منبع این تقسیم بندی که می گویند ، اعلام کنند . از نظر بنده این تقسیم بندی دارای اشکالات اساسی است بخصوص که اسم سازها را هم آورده اند و در این گروه یا آن گروه قرار داده اند . اصولا نوع موسیقی تولید شده به نوع ساز ربطی ندارد . |
|||
|
|
۹:۴۹, ۱۷/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/فروردین/۹۱ ۱۰:۴۱ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۱۶/فروردین/۹۱ ۲۱:۵۸)مجید121 نوشته است: اصولا نوع موسیقی تولید شده به نوع ساز ربطی ندارد .سلام من ان شاء الله سر فرصت در همون پست چند منبع رو ذکر می کنم ، این هایی هم که گفتم شنیده هایی هست که مدتی پیش شنیدم. در مورد ابزار خاص ، می تونم موضوع پاستور رو برای شما مطرح کنم ، تا نوع تفکر فقهی به ابزار مشخص بشه. در حالت کلی بازی کردن با هر وسیله ای ، به صورت قمار حرام هست ، و در غیر قمار حلال ، اما این موضوع در مورد پاستور فرق می کنه ، و حتی بازی کردن به صورت غیر قمار با اون هم حرامه ،اگر از مراجع دلیل چرایی رو سوال کنیم ، می گویند چون پاستور تبدیل شده به آلت قمار ، و آلات قمار استفادشون در هر صورت حرام هست. (سؤال : آيا از نظر شما اگر بازى با پاسور فقط و فقط براى سرگرمى و تفريح باشد و هيچ شرط بندى نباشد باز هم اشكال دارد؟ جواب : اگر پاسور در شهر شما وسيله قمار باشد ولى شما بدون برد و باخت بازى كنيد بنابر احتياط واجب جائز نيست.(آیت الله سیستانی)) می دونید ، در فقه اسلام ، ابزار هم بنا به نوع استفاده تقسیم بندی میشه ، من فکر می کنم شاید دلیلش به وجود اومدن یک نفس شیطانی در اون ابزار ، اون هم به وسیله استفاده نامطلوب از اون هست.یا حتی می تونه به دلیل حفظ شعائر الهی باشه. الآن حتی یک مثال عقلای غیر فقهی می آرم.اگر شما دست یک نفر یک نانچاکو(به قول عموم لانچیکو) رو ببینید ، اولین تفکری که نسبت به شخص پیدا می کنید چیه؟حس می کنید اون شخص رزمی کار هست و این یک سلاح سرده! در صورتی که همین سلاح در واقع اصلا سلاح نبوده و وسیله کندن خار بوده، اما نوع استفاده نفس اون ابزار رو تغییر می ده به یک سلاح ، که شاید در شرایطی نیروی انتظامی هم با دیدن اون به شما اخطار بده.حالا آلات موسیقی هم همین حکم رو داره ، استفاده نادرست از اون ها به صورت زیاد باعث می شه نفسشون یک نفس شیطانی بشه و مثل مثلا علائم ماسونی ، نگهداری و استفاده از اون ها دارای مشکل باشه. |
|||
|
|
۱۴:۲۷, ۲۲/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
سلام
بنده خیلی ادم مذهبی ای نیستم اما به یه سری از اصول پایبندم.خیلی وقته که بهم می گن موسیقی گوش نکن حرامه.اما خوب خیلی سخت بود واسم که این کار رو ترک کنم ،زمانی که تو خونه تنها بودم یا بی حوصله باید موزیک گوش می کردم ،بدون موزیک نمی تونستم ورزش کنم... از زمانی که تو این سایت مضرات این موضوع بطور منطقی و علمی برام آشکار شد قانع شدم که دیگه گوش نکنم ،الان 10 روز پاکی دارم دو -سه روز اول فاجعه بود ،انگار یه چیزی رو گم کرده بودم ولی الان خیلی ارومم و تو همین مدت کم زندگیم خیلی تغییر کرده و حتی گشایش های عجیبی واسم اتفاق می افته .این آرامش واقعی رو خیلی دوست دارم .از همه کسانی که تو این سایت در مورد موسیقی ،غنا و اثرات اون مقاله گذاشتن سپاسگذارم.
|
|||
|
|
۰:۴۴, ۲۵/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
برای اینکه به بحث قبلی برگردیم و از بحث فقهی که موضوع این پست نیست خارج شویم مطلب دیگری که در ارتباط با صحبت های استاد نیز هست عرض می کنم :
استاد در صحبت ها یشان فرموده اند که علمای قدیم به این دلیل فقط 7 کوکب در نجوم مطرح کرده اند که فقط آنها موثر در احوالات زمینیان است ( قریب به مضمون ) و اینطور نبوده که که از وجود سایر سیارات بی خبر بوده باشند و اهمیت عدد 7 و تاثیرات آن در اینجا موثر بوده است . از سوی دیگر در مثنوی نیز آمده است که : بانگ گردش های چرخ است این که خلق / می سرایندش به تنبور و به حلق و همچنین این مطلب نظر بعضی از فلاسفه قدیم مغرب زمین هم بوده است و اینجا این نظریه به ذهن خطور می کند که با توجه به اینکه در موسیقی هم 7 نت اصلی داریم ، ممکن است هر نت ارتباط یا نوعی وابستگی به یکی از این هفت کوکب داشته باشد . جالب اینجاست که حضرت آیت الله قاضی در تفسیر دعای سمات نیز به طور ضمنی این مطلب را تایید می کنند . |
|||
|
|
۱:۱۵, ۲۵/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
این شباهت ها ، از نزدیکی و اشتراکات و شباهت علم هیئت و علم نجوم و علم موسیقی حکایت میکند.....
به نکته خوبی اشاره کردید. |
|||
|
|
۱۶:۰۰, ۲۰/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/تیر/۹۱ ۶:۲۶ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
بسم اللّه الرحمن الرحیم
با عرض سلام . بنده چون خیلی علاقه مند هستم به علم هیئت , سخنرانی های این مبحث شیرین رو که گوش میدم , یادداشت می کنم . البته خیلی وقت گیر هست ولی وقتی می نویسم خیلی بهتر می تونم حلاجی کنم و درک کنم . مثلاً همین سخنرانی که ارتباط پیدا میکنه با بحث موسیقی , بنده وقتی همین طوری گوش دادم خیلی فرق داشت با وقتی که یادداشت کردم . تصمیم گرفتم اون رو در این تاپیک قرار بدم تا دیگران هم استفاده کنن . بنده فعلاً حدود 35 دقیقه از سخنرانی رو گوش دادم که شده تقریباً 8 صفحه ی 27 خطی !!!!! خیلی بابت یادداشت اون زحمت کشیدم و دوست داشتم حاصل زحماتم رو اینجا قرار بدم تا شما هم استفاده بفرمایید نا ببینید چقدر فرق هست بین گوش دادن تنها و این جور بررسی کردن . فعلاً مقداری این این 8 صفحه رو تایپ کردم . التماس دعا . بسم اللّه الرّحمن الرّحیم الحمد لله ربّ العالمین , والصلوةُ و السّلام علی جمیع الانبیاء و المرسلین و علی سیدنا ابوالقاسم محمّد و علی آله الطیّبین الطّاهرین المعصومین . .... خوب , در مورد علم هیئت , آنچه را که قُدمای ما این مسیر را طی فرمودن , اونها در رابطه ی با بسیاری از علوم دیگر بر اساس یه مقاصد بسیار عالیه ای بحث درس هیئت را و نجوم را طی می فرمودن که متأسّفانه باز هم دقت نکردن در یکی از مسائل دینی , موجب اشتباهاتی شده و بعضی از روایاتی که اهل بیت علیهم السّلام در مورد اون روایات , در مورد بعضی از منجّمینِ خاصّ مطلبی فرمودن , شبیه « المُنَجِّمُ کذّاب » , که " الِ " , " المُنَجِّم " , " الِ " عهد ذکنی و ذهنی ( ) بود که اختصاص پیدا می کرد به بعضی از منجّمین که در صدر اسلام و قبل از اسلام , معتقد بودند که ستاره های ثَوابِتِ اسمان در حقیقت تصمیم گیری و خالقِ اصلیِ , زمین و کره ی زمین و موجودات ارضی اند . این اشتباه و خطایِ در فهمیدنِ این گونه از روایات باعث شده که دقّتِ عمل در تحصیل رشته های علمی مثل دروس هیئت و دروس نجوم و ریاضیّات , اینها دُرُست نشه و متأسّفانه کم رنگ شد و ضعیف شد تا به جایی که با کمال تأسّف این زمان ( متوجّه نشدم اینجا رو چی فرمودن استاد 2:53 , ولی فکر کنم فرمودن ما هذا ) این علوم برچیده شد . مطلب دیگر در مورد بحث ریاضیّاتِ جدید و ریاضیّات قدیمه . لطف بفرمایید روی این نکته ای که به عرض می رسانم یه دقّت لازمی بِشه که ریاضیّاتِ جدید بر اساس اون چه که عزیزان دارَن طی می فرمایند , خوب بسیار کار خوبی است , قطعاً این ریاضیّات هم , چون ریاضیّات هَمَش برهانیّات است , مربوطه به اصطلاح , برهانه . چیزی که قطعاً برهانی است , علمی که مبنای برهانی دارد , قطعاً بدونید که یه علم درستی است , علم حقیّه . که البته حالا هر کسی , هر رشته ی علمی روکه و لاحق است تحصیل می کند , از اینکه چه مقصودی برای رسیدنِ در اون رشته ی علمی به اون هدف و مقصود داره , اون مقصودش چی باشه ؟ . بزرگان ما در بین قُدما کتابِ زمان ما مثل علامه ی شعرانی ها , این علم سَیَران پیدا کرد و جریان یافت تا به استاد بزرگوار ما و به بعضی از آقایون رسید , اینها در اینگونه از مسائلِ ریاضیّات که در قدیم رسم بود , به دنبال یک سری نِکاتِ بسیار سنگین توحیدی و عالم شناسی بودن , چون میدونین که عالم , خَلق است , خَلق اندازه ست و اندازه حد است و ریاضیّات علمی است که در مورد حدود و اندازه ها و حدها بحث می کنه . این ریاضیّاته که البتّه متعارف هست , هم شما در علوم جدید ریاضی می خونین , هم ماها بر اساس علوم قدیمه اگر تحصیلاتی هم کرده باشیم یا بکنیم , اینها , البتّه موضوع این ریاضیّات کمّه , در اصطلاح فلسفی است , کمّ هم یکی از اعراض ( 5:26) است . و لذا هیچ ریاضیدانی از اون علم ریاضی اش برایش شناختِ به ذاتِ جوهر حاصل نمی شه . چون برای اینکه اصلاً کلاً موضوع ریاضیّات کمّه , کم هم یا کمّ متّصل است یا کمّ منفصله و کمّ متّصل که از او تعبیر به جسم می شود یا متحرّک است یا ساکنه و کمّ منفصل هم یا بین اعداد او و بین انفصال های او یک نسبت تألیفیه هست یا نیست . که اگر علمی در مورد کمّ منفصلی که بین اعداد او نسبت تألیفیّه نباشد بحث کند , اون علم میشه علم حساب که مربوطه به عدده , اعداده . روی عدد بحث می کند که اصلاً عدد چیست ؟ و اعداد چگونه پدید می آیند ؟ و اعداد چگونه به معدودات تعلّق می گیرند و بحث های اینجوری که پیش می آید . و اگر کسی در علمی راجع به کمّ منفصلی بحث کند که بین اعداد او تألیف هست , اونجا علمی که از او پدید می آید , علم موسیقی است . چون علم موسیقی هم در حقیقت , خودِ موسیقی به نحوه حسابه . چون عدده . منتهی بین اعداد در علم موسیقی ربطی است , نسبتی است , اُلفتی است . اگر بین عددی با اعداد دیگری نسبت تألیفی ایجاد بشه که اینها با هم دیگر اُلفت بگیرند , اگر بین اعداد نسبت تألیفی باشه , اُلفت باشه , چون اعداد از هم متمایزند . یک غیر از دوه , دو غیر دهه , ده غیر از بیسته . ضمن اینکه همه یک وحدت مشخصی هم دارند . یعنی هر کدام از اعداد یک وحدت شخصی برای خودش داره . اگر ما یه علمی داشته باشیم که تک تکِ این اعداد رو شناسایی کند که اینها هر کدوم یک واحد شخصین که هیچ کاری به دیگری نداشته باشن . منتها حالا بیایم بگیم حالا این واحد شخصی رو بخواهیم با واحد شخصیِ دیگری , دوتایی رو با هم جمع کنیم که میشه , که بحث جمع در ریاضیّات , در حساب پیش میاد . حالا اگر اومد این عدد رو از اون عدد کم کنیم , بحث کسر پیش میاد مثلاً . حالا همین جور بحث ها و موضوعاتِ مباحثِ حساب و اینها مطرح میشه . که اینجا بین اعداد نسبت تألیفی و اُلفت نیست . یعنی این عدد با این عدد کنار هم اُلفت نمی گیرن . بلکه اگر می خوای فوقش اینه که اینها رو با هم جمع کنی , باز جمع هم که بکنی , مثلاً بگیم این دو نفر با این دو نفر میشن چهار نفر . الان این چهار تا هم که شدن باز هم وقتی به این تک تکِ 4 تا نگاه می کنی , درسته یک مجموعِ 4 گانَس , یک مجموعِ 4تایی است , امّا بین این عددها , این 4تا , باز میبینیم هیچ نقداً اُلفت نیست . هیچ اُلفتی نیست . و لذا در حساب بحث اعداد هست , امّا هیچ اُلفتی اصلاً نیست . چون اُلفت با هم ندارن و لذا مجبورید اینها رو یا با هم انضمام کنید , ضمیمه ی هم کنید . میگید جمع یا بیاید اینها رو از هم دیگر انفکاک کنید , که هر کجا انفکاک است یک نحو شکستنه . لذا مثلاً میشه کسر , تقسیم و حالا نحوه ی ی کسر اقسامی داره , نحوه ی جمع اقسامی داره . اینها می بینید این کارِ عددی است . حساب میاد توو این وادیا حرف میزنه . امّا یه وقتی ما عدد داریم , اصلاً یک سیستمی داریم یه مطلب وجودی است همش عدده , امّا عددها همش اُلفت دارن با هم . میشه علم موسیقی . مثل صدای شما , همه عدده . یه برگ درخت عدده , عدد داره وقتی صدا می کنه . باد وقتی صدا می کنه عدد داره . هر کجا صوت است , کلاً اصوات اعدادن . امّا اعداد تألیف یافته اند نه بی تألیف . و لذا میشه مو سیقی . حالا این تألیفات اعداد اگر تألیفاتی یاشد که مطرب و رقص آور و هیجان آور و شهوت خیز باشه , اینو میگیم موسقیه غناست . این حرامه . امّا اگر اعداد اینجور تحریکات نداشته باشه , اون اُلفت اعداد , ببخشید , اون اُلفت اعداد اینطور تحریکات نداشته باشد حلاله . جنابالی حرف می زنی , اگه بنا باشه موسیقی کلاً حرام باشد , حرف نزن . حتّی " هیس " نباید بگی . چون " هیس " هم , خودش صدا , موسقیه . تمام ماشین ها هیچ حقِّ ایجاد صوت ندارن , حرامه . تمام بلبل ها حقّ صوت ندارن , حرامه . یه کَس بگه اقا موسیقی حرامه , یعنی همه چی , یعنی کلاً باید صدا مطلقاً برداشته بشه . چرا ؟ برای اینکه اصلاً موسیقی یعنی صدا . صدا , صدایی که بین اعداد اون با همدیگر اُلفت باشد , دیگه تعبیر میشه از او به نغمه . و لذا اصلاً کلاً الان شما هر چی میبینید نغمه است . یه مورچه هم داره راه میره , اون , اون صدای پای او نغمه داره . مار داره راه میره , صدای راه رفتن او , موسیقیه . بلبل میخونه , صدای او موسیقیه , برگ های درختان , به هم دیگر شاخه ها به هم می خورن , صدا میدن , موسیقیه . اصلاً چی می خوایی پیدا کنید در نشأه ی طبیعت که موسیقی نداشته باشه ؟! میشه علم موسیقی . ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ... |
|||
|
|
۷:۰۴, ۲۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
اون کسی که دنبال علم موسیقی راه میافتد دیگه او باید توویِ نظام تکوین بشینه بحث کنه . اون وقت میره تووی صدایِ حیوانات , تووی صدایِ مثلاً , هر چی که عرض کردیم . حتّی تووی جمادات , تووی نباتات . الان یک بمب منفجر میشه , اون صوتش موسیقی داره . یک گلوله , شلیک میشه , صوتش موسیقیه . و لذا علم موسیقی , توو تمام امور وارد میشه . هیچ جا شما نیستید , بی موسیقی . و لذا هیچ درسی بی موسیقی , نمیشه . حالا شما الان می خواهید , از گوینده مثلاً چیزی را بشنوید و بالاخره باید صوتی باشه آقا , نغمه ای باشه , تعداد اعدادی باشن که این اعداد بینشون نسبت تألیفیه تحقق پیدا بکند که این عنوان نسبت تألیفیه بشه حالا کلاسِ درس , یک ساعت , دو ساعت . حالا فلانی میخونه , صدای او گیراست , فلانی میخونه , صدای او گیرا نیست . هر دوتا موسیقین . منتها یکی موسیقی , اون نسبت تألیفیش طوری است دل نوازه , یکی دیگر میبینید که نه خیر , اشمئزاز آوره . لذا صدای انفجار , اشمئزاز آوره . بعد صدای باد و نسیم , باد میبینید که وقتی به بَدَن میوزه , اون طُنِ صدای او بَدَن را طراوت دِهِ . امّا همین باد یه وقتی طوفان میشه , صدای او و نغمه ی او وحشت زاست . و لذا می بینید تووی عالم نغمه و موسیقی , تمامِ طراوت ها , ناراحتی ها , سختی ها , مثلاً مشکلات , اینها تووی اون عالم قابل حلّه . تووی عالم موسیقی . و لذا بزرگان ما در فقه , فرموده اند , اگر فرض , اینها حالا مسئله ی شرعی است , باید از اون مجتهد سؤال کرد که اگر یک نفر مریضی شده , مریضی به صورت معمولاً جنون , دیوانگی ها , که اگر اون نیاز به این داشته باشه که روزی یه چند دقیقه ای اگر موسیقی گوش کند , حالا این موسیقی منظور یعنی همون , یه ساز و آوازهایِ کذایی که خلاصه خوشش میاد , سرِ حالش میاره , ایا در اون مقطع حرامه یا حلاله ؟ اون رو باید از مجتهد سؤال کرد . مثلاً میگن آقا توو این مقطع برای این که مریضه برای او مثلاً حلاله . مثل این که فرض , گوشتِ خوک حرامه امّا اتفاقاً این گوشت خوک از جنبه ی طبّی این کاربرد داره . چه بسا بعضی از مریضی ها رو همین گوشت , دُرُستش کنه . حالا سؤال : اگر مریضی شد که راهی برای شفا جز مثلاً یک تیکه ی این گوشت خوردنِ حرام نداره , اونجا باید از مجتهد سؤال کرد , آیا اجازه میدَن یا نمیدَن ؟ اینها میشن بحث های فقهی . غَرَض اینه که اگر علمی داشته باشیم که این علم در موردِ کمّ منفصل , کمبی که , یعنی امتداد . کمّ الان میگیم امتداد . امتدادِ بریده بریده که بین بریده هایش اُلفتی باشد , بحث کند , اون میشه موسیقی . اگر کمّی باشه که راجع به یه کمّی صحبت کنه که اون کمّ , این کمّ درسته امتداد داره , الان می بینید عدد که شروع شده امتداد داره , یک , دو , سه , ده , هزار , میلیون , میلیارد تا بی نهایت , همین جور برو , هیچگاه تموم نمیشه . درسته اوّل از یه مبدئی شروع میشه , امّا در آخر امتداد پیدا کنه به اتمام نمیرسه . غیر متناهی است . ولی در عین حال تمام , درونِ این امتداد همه مقطع , مقطعه . یک غیر از دوهِ . دو غیر از سهِ . سه غیر از چهاره . چهار غیر از هزارهِ . هزار غیر از دو هزارهِ و میلیون , میلیارد , فرق می کنه . اگه بیاد یک امتدادی باشه , امتدادِ مقطّع , قطعه قطعه که بین این قطعاتش نسبت تألیفیه نباشد , که نسبت تألیفیه به این معنا به یک تعبیری یکی از اقسامِ کیف بالعَرَض است . کیفِ بالعرضه . کیفه که بر این اعدادی که کمّه اگر عارض نشود , اون میشه حساب و لذا حساب , کمّه بی کیفه , موسیقی کمّه با کیفه . اگر کسی می خواهد علم موسیقی بخواند حتماً باید علم حساب هم بخونه .
ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ... |
|||
|
|
۷:۰۶, ۲۲/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۱ ۷:۰۶ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
بعضی از این ضبط ها دارَن , وقتی که صداها پخش میشه از اون ضبط , می بینید اونجا یه چند تا چراغ کوچولو گذاشتن . این صدا اگه کوتاه باشه , وقتی صدا کوتاهه مثلاً چراغ ها که روشن میشه , 1 , 2 ـ بله , 2 , 3 , اگه صدا یه کمی بلند شد می بینید چراغِ اوّلی , دوّمی , سوّمی هم روشن شد . بعد صدا یک مقداری بلندتر میشه , می بینید چهارمی روشن میشه . صدا خیلی بلندتر بشه , پنجمی روشن میشه . بعد مثلاً تا میزان دارد که بابا این دستگاه تا فرض ده تا را میتونه بکشه . اگر صدایی شدیدتر از این داری , دستگاه میسوزه . یعنی این لامپ هایی که خاموش روشن میشه , این لامپ ها , بیانگر نسبت تألیفیه ی بین این اعداده . یعنی این صدا وقتی بر می خیزه , هی عدد داره , , 1 , 2 , 3 , و لذا وقتی بلندگوها را هم می خواهند تنظیم کنند , میگن , 1 , 2 , 3 ـ 1 , 2 , 3 . درست ؟ این که اینجا میگه 1 , 2 , 3 ـ 1 , 2 , 3 , تنظیمش میکنه . نسبت تألیفیه بین اعداد در این موسیقی برقرار میشه , خیال میکنه برای جلسه کافیه ! یکدفعه یک مداحی میاد , ایشون یواش می گفت , 1 , 2 , 3 , درست ؟ همون مداح هم در ظرفِ این زمانی , به اندازه ی همین 1 , 2 , 3 , اون هم 1 , 2 , 3 میگه , امّا نسبت تألیفیه ی بین این اعدادِ گوینده ی 1 , 2 , 3 که یواش می گفت , اون نسبت تألیفیش خیلی شدّت نداره . و لذا میگه آقا بلندگو رو از قبل تنظیم کرده بودیم , الان چی شده ؟! می بینید به محض اینکه یکی دیگر اومد با یه نسبت تألیفیه ی جدیدی بین اعداد , اون موسیقی این بلندگو بهم خورده . چون اونی که می گفت قبلاً تنظیم کردیم , 1 , 2 , 3 , با صدای آهسته تنظیم کزد , حالا همین آقایی که داره تنظیم میکنه , اگر می خوادببینه این بلندگو به درد یک جلسه ی مثلاً ده هزار نفری می خوره یا نه , باید یک , 1 , 2 , 3 ی بگه که به اندازه ی ده هزار نفر صدای او بتونه جواب گو باشه . و لذا غرضم اینه : اینجا نسبت تألیفیه در این موسیقی , اینجا جایگاه پیدا می کنه . پس صِرفِ 1 , 2 , 3 , اون طرف داره بر اساس حساب و عدد و حسابِ ریاضی داره تنظیم میکنه و حال اینکه تنظیم بلندگو به صِرفِ 1 , 2 , 3 گفتن نیست ! باید اون نسبت تألیفیه رو تنظیم کنی . برای همین اومدن یه سری موج های دیگری گذاشتن که یک موج صداست , موج های دیگر تنظیمات اون نسبت تألیفیه است ؛ و لذا باید دستگاه جوری باشه که کسی که اون رو دُرُست می کنه باید علم موسیقی بدونه . حالا مثل یه بلبل , حالا ببینید هر کسی در مقام خوندن , خدای نتعال طوری او را , حنجره ی او را , صدایِ او را , بَدَنِ او را , بَدَنِ این شخص را , طوری تنظیم کرده که وقتی می خواند, موسیقی او به وفق خودِ او در درون او تنظیمه , که اگر همین خوندنِ او رو یکی دیگه بخواهد با حنجره و با دَهَن و با صوت و با زبان و با اینها انجام بده , موسیقی اون شخص به وفق جدول وجودی اون شخصه . و لذا مرحوم شیخ الرئیس می گه که , مرحوم شیخ , میگه هر صبح که پا شدید , هر صبح پا شدید , به اندازه ی یک ربع , بیست دقیقه , به اندازه ی یک ربع الی بیست دقیقه , یک صداهایی خودتون بخونید , بگذارید که صوت شما پاشه , سلولهای مغزی شما این صوت ها را بشنون . چرا ؟ برای اینکه سلول های مغزی اگر هر روزی در ظرفِ زمانیِ مثلاً بیست دقیقه موسیقی نشنون , بعضی از سلول ها یواش یواش یواش یواش رو به انقراض میرَن و اصلاً سلول ها تضعیف می شن . حالا این رو یه کسی میاد این کتاب ها رو می خونه , متوجّه نیست اصلاً قضیه چیه , می گه ببینید شیخ الرئیش میگه موسیقی حلاله , آخه برادر , این داره راجع به علم موسیقی بحث می کنه , این چه ربطی به اون حلال حرام شرعی داره ؟! اصلاً ربطی به اون نداره . این موسیقی یعنی آقا این شخص وقتی صبح از خواب پا شده با یک سری الفاظی که صوت باشه , این صوت , صوتِ موزون باشه به صورت موسیقی . چون هر صوتی که شخص برمیخیزه عرض کردیم موسیقی است . این صوت یک نسبت تألیفی است بین اعدادش ؛ و لذا یه جوری نسبت تألیفیه بین اعدادِ صوتش برقرار کنه , خودش لذّت ببره . خودش هر روز صبح به یک اندازه ای موسیقی داشته باشه . حالا ببینید : شرع مقدّس اومده چه کار کرده , حالا ببینید , یک راه آدم نشون بده که الان بگه اقا این درسته , مشکل مغزی رو ما داریم , اگه سلول های مغزی هر روز موسیقی رو نشنون بالاخره یواش یواش میمیرن , خمود میشن . چه کنیم ؟ میبینی یک دفعه شرع مقدّس به جناب رسول الله فرمود : شب که برخواستی , " وَ رَتِّلِ القُرآنَ تَرتیلا " , قرآن رو با ترتیل بخون . قرآن وقتی با ترتیل که ازش تعبیر میشه به صوتِ حَسَن , وقتی با صوتِ حَسَن خونده بشه , می بینید سلول ها , حالا یکی از برکاتش اینه : تمام سلول ها ی مغزی , همه می آرمند . همه تغذیه میشن .
ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| موسیقی محبوب طالبان چیست؟ | مجید121 | 6 | 4,034 |
۲۲/تیر/۹۱ ۱:۳۱ آخرین ارسال: مجید121 |
|
| اگر نسبت به موسیقی شبهه داری یا معرفی یک نوع موسیقی حلال... | Femme Moderne | 12 | 10,741 |
۲۴/شهریور/۹۰ ۱۴:۱۹ آخرین ارسال: Reza2035 |
|












دو -سه روز اول فاجعه بود ،انگار یه چیزی رو گم کرده بودم ولی الان خیلی ارومم و تو همین مدت کم زندگیم خیلی تغییر کرده و حتی گشایش های عجیبی واسم اتفاق می افته .این آرامش واقعی رو خیلی دوست دارم .

) بود که اختصاص پیدا می کرد به بعضی از منجّمین که در صدر اسلام و قبل از اسلام , معتقد بودند که ستاره های ثَوابِتِ اسمان در حقیقت تصمیم گیری و خالقِ اصلیِ , زمین و کره ی زمین و موجودات ارضی اند . این اشتباه و خطایِ در فهمیدنِ این گونه از روایات باعث شده که دقّتِ عمل در تحصیل رشته های علمی مثل دروس هیئت و دروس نجوم و ریاضیّات , اینها دُرُست نشه و متأسّفانه کم رنگ شد و ضعیف شد تا به جایی که با کمال تأسّف این زمان (