|
چرا عدل از اصول دین هست؟ اصلاً عدل یعنی چی؟#
|
|
۱۸:۳۴, ۱۴/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/اسفند/۹۰ ۱۵:۱۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
در ابتدا بايد مفهوم عدل روشن شود تا بتوان به معناي تحقق عدالت پي برد. عدل اين است كه هر چيزي در جايگاه حقيقي و اصلي خود قرار گيرد و تسويه و اعتدال داشته باشد. عدل اجتماعي به معناي حركت جامعه به سوي هدف صحيح و درست بوده و ظلم نقيض آن است. بنابراين، عدل در مقابل ظلم تنها عدالت و دادگري حكومتي و اجتماعي نيست، بلكه معنايي گسترده دارد كه آنها را برميشمريم: اول: يكي از صفات برجستة الهي است كه امام(علیه السلام) فرمودند: اساس دين، توحيد و عدل است1؛ دوم: از فضايل فردي انسان است. انسان عادل يعني كسي كه مرتكب گناه بزرگ نميگردد و به گناه كوچك اصرار نميورزد؛ سوم: گاهي همطراز حق به كار رفته است و به گفتار درست و حق، قول عدل گفتهاند. به واسطة عدلي كه با ظهور و قيام مهدي(علیه السلام) برپا ميشود هيچ كس نميتواند به ديگري ظلم كند. احاديث زيادي در اين زمينه نقل شده و فراگير شدن عدالت يكي از مهمترين ويژگيهاي مهم دوران ظهور برشمرده شده است. پيامبر اكرم(صلوات الله علیه) فرمودهاند: يملأ الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً2. زمین پر میشود از قسط و عدل همانگونه که پر شده از ظلم و جور
از امام رضا(علیه السلام) روايت شده است كه فرمودند:
خداوند زمين را به دست قائم(علیه السلام) از هر ستمي پاك و از هر ظلمي پاكيزه سازد... آن گاه كه او قيام كند ترازوي عدل را در ميان مردم نهد و بدين گونه هيچ كس نتواند به ديگري ستمي كند3. در تمام دوران زندگي زمين، انبيا و اوليا، انسانها را به فطرت و عقل و نداي تربيتي عدل و عدالت اجتماعي فرا ميخواندند، اما زندگي بشر هيچگاه تماماً ميل به سوي صلاح و تقوا و خالي شدن ظلم و جور و عدل الهي نشده است و اين تنها به دست صاحب اصلي اين قيام حضرت مهدي(علیه السلام) تحقق خواهد يافت. امام صادق(علیه السلام) دربارة استقرار عدل و دادگري امام عصر(علیه السلام) و در زمان قيام و ظهور و حكومتشان اين چنين بيان ميكنند: پس آگاه باشيد. به خدا قسم كه قائم(علیه السلام) عدالت را به درون خانههاي مردم وارد ميسازد. چنان كه سرما و گرما وارد خانههاي آنها ميشود4. به اين ترتيب، با ظهور دولت امام زمان(علیه السلام) و تحولي اساسي، همة آرمانهاي اسلامي بشر تحقق مييابد و عدالت به تمامي طلوع ميكند و بيداد به كلي غروب مينمايد. در اين قسمت با توجه به روايات به مظاهر دولت و عدالت سايهگستر در حيات بعد از ظهور اشاره ميكنيم: 1. نتايج و ثمرات عدالت امام زمان(علیه السلام) احياي زمين و آدميان است. عدالت مهدوي چنان نشاطآور است كه به تغيير قرآن و روايات زمين پيش از تحقق آن عدالت، مرده و بيجان است و با برقراري آن زنده ميگردد و حيات مييابد. چنانچه خداي تعالي ما را از اين شگرفي آگاه ساخته است: إعلموا أنّ الله يحيي الأرض بعد موتها5. بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده ميگرداند. هر كس و هر چيز كه استعداد زنده شدن داشته باشد به دست مهدي(علیه السلام) و با دولت او زنده ميشود. چنانچه بنا بر روايات، تفسير اين آية كريمه احياي زمين با عدالت و بر پا ساختن حدود الهي است. تا جايي كه ميفرمايند: عدالت حيات احكام است. 2. ثمرة برپايي قسط و عدل در حكومت حضرت مهدي(علیه السلام) فطرت و ايمان انسان است. پيامبر اكرم(صلوات الله علیه) ميفرمايند: ساعتي از دولت پيشواي عدل برتر از عبادت هفتاد سال است؛ 3. عدالت دولت امام مهدي(علیه السلام) امنيتي فراگير و همهجانبه را به ارمغان ميآورد. امام باقر(علیه السلام) در توصيف امنيت فراگير دوران ظهور ميفرمايند: چنان امنيتي برقرار شود كه پيرزني ناتوان از شرق به غرب رود و هيچ كس آزاري به او نرساند6؛ 4. عدالت ايشان در سيرة اقتصادي به گونهاي است كه در دوران خويش اموال عمومي را بين مردم به طور مساوي تقسيم خواهند كرد و نخواهند گذاشت كسي از حق خود بينصيب بماند7؛ 5. از نمونههاي عدالت امام مهدي(علیه السلام) آن است كه ايشان به هر كس بنا بر شايستگيهايش سمت ميدهد. پيامبر اكرم(صلوات الله علیه) در خطبة غدير خم ميفرمايند: آگاه باشيد! آخرين امام از ما قائم مهدي خواهد بود... و آگاه باشيد كه او هر صاحب فضلي را بر مبناي فضلش و هر صاحب جهلي را بر مبناي جهلش نشان و سمت ميبخشد8؛ 6. نظام قضاوت و دادرسي نيز در حكومت مهدي(علیه السلام) شكل ويژهاي دارد. آن بزرگوار مانند حضرت داوود به حق حكم ميكند. خداوند ايشان را از اسرار پنهاني مطلع ميسازد و از شاهد و بينه بينيازشان ميگرداند. بدين ترتيب ديگر هيچ ستمي از ديد نافذ امام مهدي(علیه السلام) مخفي نميماند، هيچ مظلومي تنها گذاشته نميشود و هيچ ظالمي راه گريز از اجراي حد و حكم الهي را نمييابد؛ 7. در بيان معناي عدل چنين آمد كه عدل برابر است با حق و انسان عادل كسي است كه به حق عمل كند. پس ظهور امام زمان(علیه السلام) و برقراري از جانب ايشان به اين معناست كه انسانها نه فقط به ديگري ظلم نكنند بلكه در حق خود نيز ظلم ننمايند. به عبارتي عدل با تقوا برابر است و تقوا يعني خود نگهداري و نگه داشتن اعضا و جوارح از انحراف براي تحقق هدف كه همان بندگي و عبوديت است. در آن روزگار آنچه كه از روايات برميآيد: خداوند دلهاي امت را آكنده از بينيازي ميسازد، ريشههاي تهمت و دروغ كنده ميشود. ريا از بين ميرود و در امانتداري رواج مييابد. فحشا و تجاوز ناپديد ميشود و در آن روزگار مردم به عبادت و اعمال شرعي و دينداري روي ميآورند و همواره نماز جماعت به پا ميدارند. پينوشتها: 1. الصدوق، التوحيد، ص96. 2. زمين را آكنده از قسط و عدل ميسازد، همان گونه كه از ظلم و جور پر گشته باشد؛ صافي گلپايگاني، لطفالله، منتخب الاثر، ف2، ب25. 3. الصدوق، كمالالدين و تمامالنعمه، ج2، ص372. 4. المجلسي، بحارالانوار، ج2، ص362. 5. سورة حديد (57)، آيه 17. 6. صافي گلپايگاني، منتخبالاثر، ص308. 7. مجلسي، همان، ج51، ص91. 8. موسوي اصفهاني، سيد محمدتقي، مكيالالمكارم، ج1، ص49. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------- با تشکر از سید عمار علی جعفری منبع :http://943.sub.ir/ |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۹:۴۹, ۱۳/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۰ ۱۰:۱۱ توسط خادم الرضا.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۱۳/تیر/۹۰ ۷:۴۹)mmsmms نوشته است: جواب این سوال شما ساده است بسم الله الرحمن الرحيم سلام اخوي دوست عزيزم يك بار ديگر مبحث را مطالعه بفرماييد ! اصلا سوال اين نبود كه چه كسي گناه كار است سوال اين بود كه چرا بابت گناه شخص ديگر كسي ديگر مجازات مي شود. به عنوان يك برادر بسيار كوچك پيشنهاد ميكنم براي محقق شدن به سنديت حضرت علامه اميني لباس اسلام را از تن بيرون بكشيد و بدون تعصب تحقيق كنيد فلذا يه هيچ عنوان مغلوب نمي شويد و با استناد به آيه ي ذيل هيچ گرايشات منحرفي پيدا نمي كنيد چون : لا اكراه في دين به هر حال بسيار سپاسگزارم از اين كه وقت صرف پاسخ دادن فرموديد با سلام و احترام به نظر عزیزان با مثال مهم ذیل، به بخشی از "شبهه" ایجاد شده پاسخی درخور ارائه میشه.. [color=#000080]از طولانی شدن بحث،عذرخواهی می کنم،ولی چاره ای جز بیان اینگونه، بدلیل "ماهیت چنین شبه هایی" نبوده...! پس اگر زنازاده دارای اعتقاد درست و اهل عمل صالح باشد اجر خود را در بهشت مخصوص زنازادگان خواهد داشت که بهشتی است پایینتر از بهشت مومنان حلال زاده ؛ کما اینکه حیوانات و جنّها نیز بهشت مخصوص خود را دارند. ==================================================================== بسم الله الرحمن الرحيم با تشكر از پاسخ زيبا و بسيار صحيح شما راجع به سوال: زنا زاده كيست وآيا به بهشت وارد مي شود برادرم من شايد صغل كلام دارم !!! كه حتما ايراد از حقير است اما عزيز دلم من مثالي زدم تا مبحث تصورش در ذهن آسان شود . ولي شما به سوي ديگري جهت گرفتيد بنده عرض كردم مگر در زنا زاده بودن شخص مخاطب فاعل است؟ كه ايشان فاعل مادي نيست ؛ اما حال كه فاعل نيست چرا نعمت مرجع تقليد شدن را ندارد ؟ چون احكام خدا در لوح محفوظ نوشته شده است كه براي اثبات وجود اين لوح به آيه 61 سوره يونس اشاره مي كنم (يونس/61). «...و ما يعزب عن ربك من مثقال ذرة فى الارض و لا فى السماء و لا اصغر من ذلك و لا اكبر الا فى كتاب مبين» به هر حال اين قوانين خداوند عادل است كه هر كه در عدل خداوند شك كند به درستي كه از كافران است |
|||
|
|
۱۰:۴۲, ۱۳/تیر/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
نقل قول:بسم الله الرحمن الرحيمببین دوست عزیز سوال شما این بود آيا خداوند شخصي را به خاطر گناه شخص ديگر مجازات مي كند؟ اولا سوال شما یه حالت کلی داره نقل قول:يا مثالي ديگر همانطور كه عزيزان عالم هستند اولين شرط مرجع تقليد شدن حلال زاده بودن است كه انسان حرام زاده در نطفه خود هيچ سهمي نداشته اما خداوند عليم و عادل او را از اين نعمت بزرگ محروم كرده حال توصيف كنيد مجهول كلام را؟دوما متن نوشته شما کمی شبهه برانگیزه سوما من 3 سال پیش این سوال و از دبیر دینی پرسیدم ایشون به من جواب داد همونطور که خدا از کسی که به نون شب محتاجه توقع انفاق نداره همونطورم از یک زنا زاده توقعی که از یک حلال زاده داره نداره یعنی از هرکس به اندازه وسعش عمل صالح میخواهد اسلام دین سادگی هاست اگر اینگونه باشه اونوقت خدا عادل نیست یا قادر |
|||
|
|
۱۴:۰۵, ۱۳/تیر/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۱۳/تیر/۹۰ ۲:۳۴)خادم الرضا نوشته است: 1 _ اگر من نماز نميخوانم اثر فعلي جد يا خانواده من است (ژنتيك) با تشکر از جناب MESSENGER بخاطر توضیح کامل و روشن کننده ای که دادند به نظر من این مبحث ارتباط مستقیمی با قضیه جبر و اختیار دارد از آنجایی که تفاوت اصلی انسان با سایر موجودات، قدرت اختیار آن است، پس هیچ یک از مواردی که شما بعنوان مثال بیان کردید، نمی تواند دلیلی برای گمراهی یا شانه خالی کردن انسان از زیر بار مسئولیت باشد. در اینکه محیط (تربیتی و ژنتیک) تاثیر مستقیمی بر افراد می گذارد شکی نیست، ولی پاسخ نهایی این است که انسان خود راه و سرنوشت خود را انتخاب می کند. |
|||
|
|
۱۸:۱۷, ۱۴/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۰ ۱۸:۱۸ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
لطفا مراعات بفرمایین. این نحوه صحبت کردن دشمن و شیطان رو خوشحال میکنه عزیزان.
علی110 علاقه داره جاهایی متون رو درشت بنویسه اگر چه موارد نادری که کمی عصبی شدن هم درشت نوشتن اما درشت نوشتن همیشه به معنای عصبی شدن و جوش آوردن نیست. خادم الرضا عزیز لطفا حسن ظن شدید داشته باشین نسبت به برادر ایمانی خودتون مگر اینکه یقین پیدا کنین به سوء نیت فرد. علی جان به نظرم بهتره زیاد از متون درشت استفاده نکنین چون باعث سوء تفاهم میشه. فقط از رنگ و بولد کردن برای تاکید استفاده کنین. لطفا بدون حاشیه بحث رو ادامه بدین. با تشکر. |
|||
|
|
۱۱:۵۰, ۱۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
باعرض سلام لازمۀ رسیدن به پاسخ منطقی و دقیق، این سؤال، توجه به تعریف و مقدماتی چند پیرامون عدل الهی است: در بارۀ عدل الهی تعریف های فراوان و گوناگون و مقدمات بسیاری ذکر شده است، جامع ترين تعریف در اين زمينه که نسبتاً جامع و مانع است؛ تعريف استاد مطهري است که مي فرمايد: "رعايت استحقاق ها در افاضه وجود و امتناع نکردن از افاضه و رحمت به آنچه امکان وجود يا کمال دارد" و در توضيح اين تعريف مي فرمايند: هر موجودي در هر مرتبه اي که هست از نظر قابليت استفاضه استحقاقي خاص به خود دارد ذات مقدس حق که کمال مطلق و خير مطلق و فياض علي الاطلاق است به هر موجودي آنچه را که براي او ممکن است از وجود و کمال وجود عطا مي کند و امساک نمي نمايد عدل الهي در نظام تکوين طبق اين نظريه يعني هر موجودي هر درجه از وجود کمال وجود که استحقاق و امکان آن را دارد دريافت مي کند. از نظر حکماي الهي صفت عدل آنچنان که لايق ذات پروردگار است و به عنوان يک صفت کمال براي ذات احديت اثبات مي شود، به اين معناست... حکما معتقدند که هيچ موجودي بر خدا حقي پيدا نمي کند که دادن آن حق انجام وظيفه و اداء دين شمرده شود و خداوند از آن جهت عادل شمرده شود که به دقت تمام، وظايف خود را در برابر ديگران انجام مي دهد. عدل خداوند عين فضل و عين جود اوست يعني عدل خداوند عبارت است از اين که خداوند فضلش را از هيچ موجودي در حدي که امکان تفضل به آن موجود باشد دريغ نمي دارد. براي دقيق تر بودن تعريف با توجه به حوزه هاي اصلي عدالت خداوند مي توان عدل الهي را به اقسام کلي زير تقسيم کرد: 1. عدل تکويني: خداوند به هر موجودي به اندازه شايستگي هاي او از مواهب و نعمت ها عطا مي کند. به بيان ديگر خداوند متعال به هر يک از بندگان خويش به اندازه ظرفيت وجودي و به قدر قابليتشان از کمالات بهرمند مي سازد. 2. عدل تشريعي: خداوند از يک سو در وضع تکاليف و جعل قوانيني که سعادت انسان در گروه آن است فروگذاري نمي کند و از سوي ديگر هيچ انساني را به عملي که بيش از طاقت و استطاعت اوست مکلف نمي سازد. 3. عدل جزائي : خداوند در مقام پاداش و کيفر بندگان خود جزاي هر انساني را متناسب با اعمالش مقرر مي کند. نکته اي که در آخر تذکرش لازم است اين که عدل مانند علم و قدرت يکي از اوصاف خداوند متعال است ولي به دليل اهميت وصف ناپذير آن جايگاه ويژه اي در مباحث اعتقادي و کلامي دارد تا آنجا که از عدل به عنوان يکي از اصول پنجگانه دين يا مذهب ياد مي شود و اين اولا؛ به خاطر نقش اساسي اين اصل در جهان بيني ما. ثانيا؛ به خاطر اين که از همان سده هاي نخست محل بحث بوده و ثالثا؛ به خاطر شبهات زيادي که در رابطه يا اين اصل شده و مباحث مفصل درباره اين اصل مطرح شده که جاي تفصيل نيست. پرسشي كه در مورد عدل الهي غالبا_خصوصا در عصر ما_ اذهان را به خود متوجه مي سازد، در برخي از نابرابريهاي اجتماعي است. که سؤال و ابهام پرسشگر محترم در این تایپیک نیز بر همین محور استوار است: ريشه اين سؤال و اين ابهام، دو چيز است؛ يكي عدم توجه به كيفيت جريان قضا و قدر الهي. سؤال كننده خيال كرده است قضا و قدر الهي، مستقيما عمل مي كند. مثلا ثروتها مستقيما بدون وساطت هيچ سبب و عاملي، از خزانه غيب الهي حمل مي شود و به در خانه مردم تقسيم مي شود، و همچنين سلامتها، زيباييها، قدرتها، مقامها، محبوبيتها، فرزندان و ساير موهبتها. درباره علل تفاوت ها در بين افراد بشر بايد دانست. تفاوت در كيفيت خلقت انسان ها نتيجه و لازمه حتمي نظام مندي و قانونمندي جهان هستي است. يعني: 1) نظام خلقت نظام علت و معلول است. هيچ معلولي بدون علت به وجود نمي آيد و تخلف هيچ معلولي از علت تامه اش ممكن نيست (اصل ضرورت علي). 2) رابطه علت و معلول داراي قوانين و قواعد معين است; يعني چنان نيست كه از هر علتي, هر معلولي قابل ايجاد باشد. به تعبير ديگر هر علت معيني معلول معيني دارد; مثلا از علف خوردن گوسفند, بوعلي سينا درست نمي شود و یا آمريكايي ها به خاطر خوردن قهوه, به كره ماه نرفتند (اصل سنخيت علت و معلول ). اگر دو اصل فوق با ژرفكاوي دقيق فلسفي مورد بررسي قرار گيرد, مشخص خواهد شد بينا يا نابينا تولد يافتن يك فرد، لازمه حتمي مجموعه عللي است كه در به وجود آوردن وي مؤثر بوده اند. در اين امور عوامل بسيار متعددي دخيل اند, حتي كيفيت آميزش والدين, زمان, مكان, روحيات و حالات رواني, وضعيت جسمي, نوع و مقدار غذاهايي كه مصرف كرده اند و ... هر يك به سهم خود نقشي در كيفيت تكوين جنين ايفا مي كنند. در اين جا ممكن است سوال شود كه آيا خداوند نمي تواند با تفاوت چشمگيري كه همه اين عوامل دارند, ولي تأثير همه را يكسان سازد؟ پاسخ آن است كه چنين چيزي سر از تناقض درمي آورد, زيرا لازمه آن اين است كه علت پديده اي محقق باشد, ولي تأثير نكند و علت بودن و تاثير نكردن تناقض آميز(Selt contraclictony) است. و يا معلولي بدون علت پديد آيد, كه لازمه آن اين است كه كل طرح نظام آفرينش به هم بخورد, زيرا در اين صورت پديد آمدن هر چيز از هر امر نامربوطي محتمل مي شود و آن گاه است كه از علف خوردن گوسفند، پدید آمدن بوعلي سينا هم محتمل و ممکن است! در قيامت نيز خداوند هر کس را به اندازه نعمتي که به او داده بازخواست مي کند. از اين رو عدالت خداوند هم در دنيا و هم در آخرت تجلي مي کند.(2) در رابطه با اين موضوع منابع زيادي موجود است که مناسبتر از همه کتب ذيل مي باشد: - عدل الهي، استاد مطهري - آموزش کلام اسلامي، محمد سعيدي مهر. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











