|
تناسخ و بطلان آن در قرآن
|
|
۱۴:۳۹, ۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
تناسخ و بطلان آن در قرآن تناسخ تناسخ اصطلاحی در کلام و فلسفه و عرفان به معنای انتقال روح از جسمی به جسم دیگر. در لغت از ریشة نَسَخَ به معنای برداشتن چیزی و گذاشتن چیزی دیگر به جای آن یا تغییر دادن چیزی به چیز دیگر است
اقسام تناسخ تناسخ به دو قسم كلی تقسیم می شود:
1-تناسخ ملكی:به این معنا كه نفس آدمی بارها كردن بدن مادی خود به بدن مادی دیگری وارد شود . آنچه از مكتب های مختلف هند گزارش می شود , ناظر به این معنا تناسخ است .
2-تناسخ ملكوتی: به این معنا كه نفس با عقاید و افعال خود بدنی مثالی ساخته به صورت آن مجسم شود. الف - تناسخ نزولی : به این معنا كه نفس بدن مادی خود را رها كرده به بدنی نازل تر از بدن ودر همین عالم تعلق گیرد ; مانند اینكه نفس انسانی پس از مفارقت از بدن خود به بدن یكی از حیوانات منتقل شود . تناسخ ملكی خود به دو قسم تقسیم میشود: ب- تناسخ صعودی: به این معنا كه نفس بدن مادی خود را راه كند و به بدنی شریف تر و كامل تر از بدن قبلی تعلق گیرد. درباره تناسخ و قانون کارما: تناسخ به معنی نقل مکان روح از جسم یک مرده به جسمی دیگر و از یک زندگی به زندگی دیگر و تکرار آن است. تناسخ به چرخه های متوالی زندگی گفته میشود و اصلی دارند تحت عنوان کارما و بر اساس آن میگویند بشر به سبب اینکه در زندگی قبلی اش چگونه آدمی بوده و چه کارهایی کرده در حیات بعدی در مرحله پایین تر و یا بالاتر قرار میگیردو میگویند چرخه های متوالی و انتقال روح به قالب های دیگر آنقدر پیش می آید تا کارمای انسان سوزانده شود و بابت کارهایی که کرده تسویه حساب شود. انها نمیگویند انسانی که در این دنیا زندگی میکند به سبب کارهای نیک و بدی که انجام میدهد حساب و کتاب میشود و بعد از مرگ برزخ و معاد است.این عقیده از گذشته بسیار دور تا امروز در تمامی اقوام و ادیان از جمله در مصر باستان ، یونان باستان ، تمدن های بین النهرین ، هند ، شرق دور و حتی سرخپوستان و اسکیموها به نوعی وجـود داشته است . لکن تناسخ به معنـای اخص آن با هنـدوان و فلسفه هندوئیسم و شـاخههای آن ، ریشــه های عمیق دارد .دو عقـیده مهم و اساسی در جامعه هند پیدا شده است که به تدریج به دو پـایـه اسـاسـی فـلسفـه هندوئیسم تبدیل شد.یکی عقیده به تناسخ یا انتقال ارواح Transmigration است که هندوان آن را سامساراSamsara می نامند و دومی اصل علت و معلولی تناسخ یا قـانون کـارما Karma است.
بطلان تناسخ در قرآن از جمله آياتي كه در قرآن كريم با تناسخ در تضاد مي باشد آيه هاي 100-99 سوره مومنون است كه مي فرمايد:{ حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحاً فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ} [المؤمنون : 99-100] « آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مي دهند) تا زماني كه مرگ يكي از آن ها فرا مي رسد مي گويد: پروردگارا مرا بازگردان(99) باشد كه در آنچه ترك كرده ام عمل صالح انجام دهم. حاشا كه بازگردد، همانا سخني كه او مي گويد و هيچ فايده اي ندارد. از پس سرشان برزخ است تا روزي كه برانگيخته شوند.»(100)
در آيات 53-51 سوره يس هم داريم:{ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنسِلُونَ* قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ*ِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ}[یس : 51- 53] «و در صور دميده شود، ناگهان آن ها از قبرها ، شتابان به سوي پروردگارشان مي روند(51) مي گويند اي واي بر ما چه كسي ما را از خوابگاهمان بر انگيخت؟ (آري) اين همان است كه خداوند رحمان وعده داده است و فرستادگان او راست گفتند.(52) صيحه واحدي بيش نيست، ناگهان همگي نزد ما حاضر مي شوند.»(53)
در كنار اين ها وجود عالم برزخ در تضاد كامل با تناسخ است.همچنين در ميان روايات حديثي از امام رضا (عليه السلام) است كه مي فرمايند: هركس قايل به تناسخ باشد نسبت به خدا كافر شده و بهشت و جهنم را تكذيب نموده است.
تناسخ و استناد نادرست به قرآن سوره غافر آيه 11:قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَينِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَينِ فَاعْترَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِّن سبِيلٍ .آنها مى گويند: پروردگارا! ما را دو بار ميراندى و دو بار زنده كردى ، اكنون به گناهان خود معترفيم ، آيا راهى براى خارج شدن (از دوزخ ) وجود دارد؟ منظور از دو بار ميراندن ، مرگ در پايان عمر و مرگ در پايان برزخ است ، و منظور از دو مرتبه احيا، احياى برزخى و احياى در قيامت است.در اينجا اين سؤ ال پيش مى آيد كه ما غير از اين دو حيات حيات سومى هم در اين دنيا داريم و مرگى هم قبل از ورود در اين دنيا داشتيم چرا كه قبلا موجود مرده اى بوديم ، به اين ترتيب سه حيات و مرگ مى شود. پاسخ اين سؤ ال با دقت در خود آيه روشن مى شود، زيرا مرگ قبل از حيات دنيا موت است نه اماته يعنى ميراندن و اما حيات در اين دنيا گرچه مصداق احياء است ولى قرآن در آيه فوق به اين جهت به آن اشاره نكرده است كه اين احيا چندان مايه عبرت براى كافران نبوده ، آنچه كه باعث بيدارى و اعتراف آنها به گناه شده نخست حيات برزخى است و سپس حيات در رستاخيز . در بعضي از تفاسير منظور از مرگ نخستين را مرگ قبل از وجود انسان در دنيا دانسته اند ، چرا كه قبلا خاك بود، بنابراين زندگى اول نيز زندگى اين دنيا مى شود، و مرگ دوم در پايان اين جهان است ، و حيات دوم در رستاخيز. كسانى كه اين تفسير را برگزيده اند به آيه 28 سوره بقره نيز استدلال كرده اند كه مى گويد : كيف تكفرون بالله و كنتم امواتا فاحياكم ثم يميتكم ثم يحييكم ثم اليه ترجعون : چگونه به خدا كافر مى شويد در حالى كه شمامرده بوديد او شما را زنده كرد، سپس مى ميراند، بار ديگر زنده مى كند، سپس به سوى او باز مى گرديد . ولى آيه مورد بحث سخن از دو اماته به معني ميراندن مى گويد در حالى كه در آيه سوره بقره يك موت است و يك
اماته. بعضى از طرفداران تناسخ خواسته اند از اين آيه براى زندگى و مرگ تكرارى انسانها و بازگشت ارواح به بدنهاى جديد در اين دنيا استدلال كنند، در حالى كه آيه فوق يكى از دلائل زنده نفى تناسخ است ، زيرا مرگ و حيات را منحصر در دو قسمت مى كند، ولى طرفداران عقيده تناسخ خبر از مرگ و حياتهاى متعدد و متوالى مى دهند و معتقدند روح يك انسان ممكن است چند بار در كالبدهاى جديد و نطفه هاى تازه حلول كند و به اين دنيا باز گرد. |
|||
|
|
۲۳:۳۶, ۱۳/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
مطلبتون بسیار عالی بود و واقعا ممنون
اما یه موضوعی که مطرح میشه اینه که تا کسی باهاش اتمام حجت نشه ! بدون شک عذاب هم نمیشه ! تو اون ایه ها که مطرح کردی اون اشخصی بودن که ظاهرا حق رو تکذیب کردن و ... و وقتی باهاش مواجه شدن خدا به نقل از اونها این گونه میفرماید !! به هر حال بنده اطلاعاتم بسیار ناچیزه ولی در مجموع احساس میکنم همچین روالی شاید تا حدودی قابل قبول باشه ! البته بازم میگم واسه کسایی که اتمام حجت باهاشون نشده ! |
|||
|
|
۱۲:۴۴, ۱/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
خدا با فرستادن رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حجت رو بر همه تمام كرد و پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)هم با امانت گذاشتن قرآن و عترتش حجت رو برمسلمانان. از تفسير و مفهوم آيات برمي آيد كه بازگشت روح به دنيا ممكن نيست و همين مفهوم با كلي حاشيه پردازي و جذابيت جزو اصول تناسخ هست. در نظر اول معني آيه شايد رد تناسخ رو نرساند. اما تدبر و تفكر در قرآن جوابگوي خيلي از بدعت ها و تناقضات جديد هست.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نگاهی به تناسخ . چیسیتی و چرایی . خرافه یا واقعیت؟ مباحثه | وحید110 | 70 | 30,926 |
۱۲/فروردین/۹۲ ۲۳:۴۰ آخرین ارسال: joseffist |
|
| تناسخ و انواع آن | پاشابهاري | 5 | 3,915 |
۲۴/اسفند/۹۱ ۶:۵۳ آخرین ارسال: joseffist |
|








