|
نگاهی به تناسخ . چیسیتی و چرایی . خرافه یا واقعیت؟ مباحثه
|
|
۲۲:۰۹, ۱/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۱ ۴:۴۸ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
یکی از اصول و مبانی و پایه های اصلی مکاتب شرقی تناسخ است . این که ایا تناسخ امکان عقلی دارد ؟ یا اگر امکان عقلی ندارد به نحو دیگری قابل اثبات است ؟ و پیروان این گونه مکتب چگونه ان را پذیرفته اند مورد نظر ماست . از دوستانی که ادعا میکنند تناسخ یک واقعیت و حقیقت است میخواهم ابتدا : تناسخ را با قوانینش تعریف کنند دوم بفرمایند چگونه قابل اثبات است . چگونه ان را پذیرفته اند مهم : در این تاپیک موضوع صرفا تناسخ و مکاتب شرقیست و حرفی از اسلام به میان نخواهد امد . مهم ۲ : تا قبل از بیان ادعا و بیان اثبات از طرف ایشان لطفا کسی پستی ندهد . اگر بعد از یک هفته ایشان اقدامی نکردند . مطلب همراه با نقدش بیان خواهد شد در پناه خدا |
|||
|
|
۱۴:۴۶, ۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
ابتدا کمی در مورد تناسخ .....
این مطلب اساس و پایه عرفان های جعلی جدید و قدیمی است . اگر این مطلب اثبات نشود و یا رد شود دیگر دلیلی برای صحت این مکاتب وجود ندارد یکی از ویژگی های عرفان های نوظهور این است که این عرفان ها عمدتاً ضد معاد و تناسخ گرا هستند. تناسخ بدین معنا است که وقتی انسان در این دنیا می میرد جسم از بین می رود ولی روح باقی است و وارد یک جسم دیگر می شود؛ و مدام گردش می کند تا به ابدیت نهایی و به تکامل نهایی عالم می رسد(۱). برخی هم معتقدند که در یک دوره زمانی روح و جسم با هم از بین می روند و تمام می شوند؛ یعنی به معاد قائل نیستند.عرفان های غیر دینی اصولاً، غیر از این دنیا، مرحلة دیگری برای زندگی انسان قائل نیستند و تعالیم آنها، هرچه باشد، به کیفیت زندگی آدمی در همین جهان مادّی خلاصه می گردد. این امر به حدی در بین آموزه های این عرفان ها رواج پیدا کرده است که برایان ویلسون در کتاب «جنبش های نوین دینی، چالش ها و راهکارها» می گوید که در ۴۰ سال اخیر، ۳۰ درصد از مردم غرب و مسیحیان، باور به معاد را از دست داده اند و باور به تناسخ را پذیرفته اند. این امر را شاید بتوان نقطه اشتراک تمام عرفان های دروغین و کاذب دانست که حتی ویژگی آیین های هندی نیز می باشد. چنانچه یکی از پایه های اساسی فالون دافا به عنوان یکی از این عرفان ها، مسئله تناسخ روح است و این نظریه به قدری در سراسر کتابها و سخنرانی های لی هنگجی تکرار شده است که نیاز به آوردن همه آنها در این تحقیق نمی باشد . «لی هنگجی» می گوید: «انسان بعد از مرگ دوباره به این دنیا باز می گردد. در هر مرحله که می میرد و دوباره باز می گردد با خود مقداری کارما از زندگی قبلی می آورد و رفته رفته این کارماها موجب بیماری می شوند. استفاده از داروها کارما را به داخل بدن می فرستد و جراحی نیز کاری از پیش نمی برد… انسان های امروزی با کارما روی کارمایی دیگر قرار دارد به این مرحله آمده اند و علاوه بر کارمای بیماری انواع دیگر کارما را دارند که موجب سختی ها ، عذاب ها و تنش ها در زندگی شان می شود و درک نمی کنند که درحال باز پرداخت کارمای زندگی گذشته خودشان هستند. برای ما تزکیه کنندگان غیر از کارمایی که استاد (لی هنگجی) از بین برده است هنوز هم مقداری را باید خودمان پرداخت کنیم»(۲). در این گفتار وی نیز اعتقاد به تناسخ و بازگشت پیاپی روح به این دنیا دیده می شود .اشو نیز منکر معاد و مدافع تناسخ می باشد.و برای اثبات تناسخ به مسئله « تجربه شخصی » استدلال می کند. چنانچه دالایی لاما نیز به تناسخ اعتقاد دارد و یکی از مبانی عرفان وی به شمار می آید. وی به خاطر توجیه دردها و مصیبت ها بر تناسخ تاکید می کند. دالایی لاما معتقد است کسانی که به تناسخ باور دارند، در مصیبت ها یا رنج نمی برند و یا تحمل مصیبت برای او خیلی آسان می شود. مکتب اکنکار نیز یکی از اصول و مبانی آن، اعتقاد به تناسخ می باشد که برای این امر نیز استدلالات مختلفی ذکر کرده است. یکی از استدلالات آنها، قانون علمی «اصل بقای ماده و انرژی» است که طبق این قانون ماده نه هرگز به وجود می آید و نه هرگز از بین می رود. استدلال دیگر آنها اختلافات شخصیتی موجود بین والدین و فرزندان می باشد که برای توجیه آن به تناسخ معتقد شده اند و از این راه سعی در تبیین آن دارند. امروزه نیز اعتقاد در آیین های هندی نیز وجود دارد و عده ای معتقدند که تکریم حیواناتی چون گاو در مذهب آنان، بیانگر این امر است که شاید روح یک انسانی برای مراحل تکمیل خود به بدن این حیوان «مثلاگاو»وارد شده باشد و در واقع یک انسان باشد ! اما در حالی که ایده تناسخ جایگزین مسئله معاد و روز رستاخیر شده است، این امر در ادیان الهی بویژه اسلام مورد نکوهش و رد واقع شده است. قائلان به تناسخ چون نتوانسته اند معاد را به صورت صحیح آن تصویر کنند، تناسخ را جایگزین آن کرده اند. در این عرفان ها استفاده از این مفهوم تبدیل به ابرازی برای توجیه بسیاری از تبعیضات اجتماعی و ظلم و ستم ها را توجیه می باشد که تلاش برای رفع این تبعیضات بی دلیل به حساب می آید. از نظر اسلام قول به تناسخ مستلزم کفر است، و در کتب عقاید ما، درباره بطلان و ناسازگاری آن با عقاید اسلامی به طور مفصل بحثشده است، که ما به صورت خلاصه به طرح آنها می پردازیم . یکی از دلایل فلسفی بر بطلان این مفهوم، محال بودن برگشت روح از فعلیت به قوه است که توسط ملاصدرا را بیان شده است . از یک طرف مسلم است که روح انسان در هنگام مفارقت از بدن، به حالت فعلیت رسیده و از طرف دیگر بنا به تناسخ، روح به کالبد و جسد دیگری ـ بدون دلیل ـ حلول می کند و دوباره به مرحله استعداد و قوه محض تنزل پیدا می کند. لازمه این گفته این است که فعلیت موجود به قوه ـ خروج از فعل به قوه ـ برگردد که امری است محال است و باطل. چون فعل که «وجدان» است هرگز به قوه که « فقدان» است تبدیل نمی شود . این مسئله از نظر علمی نیز مطرود و مردود شناخته و دانشمندان و فلاسفه دلایلی بر ابطال آن آورده اند. به عنوان مثال تایلر می گوید: «نظریه تناسخ ارتباط تنگاتنگی با بقای مستقل ارواح دارد.از دیدگاه این اندیشه، مشابهت اولاد به پدرانشان طی قرنهای متمادی با تناسخ، تبیین می گردید، اما امروز این مسئله، با قانون وراثت به خوبی توضیح داده می شود . » آیات فراوانی نیز همچون آیات ۲۸ سوره بقره، آیه ۹۹ و ۱۰۰ سوره مومنون در قرآن وجود دارد که نظریه تناسخ و بازگشت به این زندگی را برای جبران گذشته، رد کرده است . روایاتی از ائمه اطهار (علیه السلام) نیز وجود دارد که ضمن ابطال قطعی این عقیده، توجه به لوازم آن داده شده است که از جمله آنها روایتی است که از امام رضا (علیه السلام) وجود دارد که در پاسخ مامون درباره تناسخ، فرمود: « من قال بالتناسخ فهو کافر بالله العظیم ؛ یکذب بالجنه و النار»، کسی که به تناسخ اعتقاد داشته باشد به خدا ایمان نداشته و بهشت و دوزخ را انکار می کند. بنابراین در دین مبین اسلام تناسخ با تمام انواع و گونه هایش باطل می باشد، چرا که این مفهوم، باعث زیرسئوال بردن بسیاری از ضروریات دین همچون مسئله معاد و عالم اخروی شده است که از ضروریات و قطعیات دین مبین اسلام به شمار می آید. مسئله ای که لازم است به آن پرداخته و تبیین شود، دلایل طرح مسئله تناسخ در بین این عرفان ها می باشد.شاید دلایل رد مسئله معاد و روز رستاخیر در بین این عرفان ها را بتوان در چند دلیل تببین کرد. یکی از این دلایل آماده ساختن پیروان این مکاتب برای پذیرش ظلم و ستم می باشد که با تناسخ سازگاری دارد. همچنین این مفهوم خود وسیله موثر برای تخدیر افکار، و آماده ساختن افراد برای تن در دادن به انواع محرومیت ها و بدبختی ها و ناکامی ها می شود. آنها سعی دارند که با این مفهوم نوعی شرایط روحی برای افراد فراهم آورند که به بدبختی های موجود سر تسلیم فرود آورند. پی نوشتها: ۱- جریان شناسی ضد فرهنگ ها، خسرو پناه، ص ۲۳۰ ۲- فالون گونگ صفحه ۲۰ و ۲۱ منبع: روزنامه رسالت، شماره ۷۲۲۰ به تاریخ ۱۶/۱۲/۸۹، صفحه ۷ در مورد اینکه چرا تناسخ مردود است به لحاض عقلی و علمی بحث خواهیم کرد اگر از معتقدین به این موضوع کسی برهانی برای اثبات ان دارد بفرماید . اگر نه که بریم بر سر بحث در مورد اینکه تناسخ وهم عده ای انسان قدیمی است که به دنبال توضیحی برای انچه میبینند باشد . یا حقیقتی است غیر قابل انکار در پناه خدا |
|||
|
|
۱۶:۴۴, ۳/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/اسفند/۹۱ ۱۶:۴۷ توسط فرهاد55.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت شما
نقل قول:عرفان های غیر دینی اصولاً، غیر از این دنیا، مرحلة دیگری برای زندگی انسان قائل نیستند و تعالیم آنها، هرچه باشد، به کیفیت زندگی آدمی در همین جهان مادّی خلاصه می گرددنه، هدفشون خارج شدن از چرخه تناسخ هست. نقل قول:این مسئله از نظر علمی نیز مطرود و مردود شناخته و دانشمندان و فلاسفه دلایلی بر ابطال آن آورده اند. به عنوان مثال تایلر می گوید: «نظریه تناسخ ارتباط تنگاتنگی با بقای مستقل ارواح دارد.از دیدگاه این اندیشه، مشابهت اولاد به پدرانشان طی قرنهای متمادی با تناسخ، تبیین می گردید، اما امروز این مسئله، با قانون وراثت به خوبی توضیح داده می شود . »خب دلیلی که اینجا برای ردش آورده شده، این هست که نظریه تناسخ نیاز به اعتقاد به روح داره. از اونجایی که ایشون وجود روح رو از نظر "علمی" مردود دانسته اند (که البته اینطور نیست) نتیجه گیری کرده اند که این موضوع هم غیر علمی است. و تا جایی که من می دونم این اعتقاد ربطی به مسئله تشابه افراد با والدشون نداره. شاید منظورشون "تفاوت" بوده باشه. نقل قول:از یک طرف مسلم است که روح انسان در هنگام مفارقت از بدن، به حالت فعلیت رسیده و از طرف دیگر بنا به تناسخ، روح به کالبد و جسد دیگری ـ بدون دلیل ـ حلول می کند و دوباره به مرحله استعداد و قوه محض تنزل پیدا می کند. لازمه این گفته این است که فعلیت موجود به قوه ـ خروج از فعل به قوه ـ برگردد که امری است محال است و باطل. چون فعل که «وجدان» است هرگز به قوه که « فقدان» است تبدیل نمی شود .منظور شما فراموش کردن خاطرات و تجربیاتی است که فرد پیدا کرده؟ یا چیز دیگری؟ این رو پاسخ بدید تا بیشتر در موردش صحبت کنیم. |
|||
|
|
۱۹:۱۸, ۳/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۱ ۱۹:۵۵ توسط فرمیسک.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
من این پست را در تاپیک فالون دافا گذاشته بودم ولی اکنون که این تاپیک را مشاهده کردم اینجا هم کپی می کنم.
البته من موافق تناسخ نیستم. اما برای اینکه بیطرفی رعایت شود بد نیست از دیدگاه مقابل نیز به تناسخ نگاه کنیم. ابتدا در این باره باید به مفهوم تناسخ در فلسفه اسلامی اشاره کنم: 1. انتقال روح به انسان که نسخ نامیده میشود. 2. انتقال روح به حیوان که مسخ نامیده میشود. 3. انتقال روح به گیاه که فسخ نامیده میشود. 4.انتقال روح به جماد که رسخ نامیده میشود. بنابراین طبق اصطلاحات بالا "تناسخ" فقط به معنی انتقال ارواح در کالبدهای انسانی است. گذشته از آن در حکمت اسلامی تناسخ به دو قسم تقسیم میشود: 1. تناسخ صعودی: چون نفس انسانی، نفسی اشرف است پس باید فیض الهی از پایین به بالا باشد. یعنی اول روح به جماد بعد به گیاه بعد به حیوان و بعد به انسان منتقل شود. 2. تناسخ نزولی: عکس بالا است. در آیین بودا اعتقاد بر این است که هر چهار حالت انتقال وجود دارد. یعنی طبق اعتقاد هندوان روح آدمی یک سلسله توالد و تجدید حیات را طی می کند و از کالبدی به کالبد دیگر می رود و به صورت دائمی ادامه خواهد داشت. این انتقال میتواند به سطوح بالاتر یا پایین تر باشد. بنابراین اینکه بگوییم بوداییان و ... به تناسخ معتقدند و آن را به تناسخ انسانی تعبیر کنیم کاملا صحیح نیست. البته معادلی که در زبان فارسی تناسخ نامیده شده در زبان هندی "سمسارا" است که به معنی حرکت پیوسته و چرخه حیات است. "تناسخ بر این فرضیه استوار است که نوعی روح یا جوهر پایدار از یک بدن به بدنی دیگر منتقل می شوند. من وجود روحی را که ممکن است تناسخ داشته باشد انکار میکنم اما چیز مشابهی را که شاید "تولد دوباره" نامیده شود می پذیرم. نظریه تولد دوباره مدافع رابطه ای علی بین یک زندگی و زندگی دیگر است. زندگی متاخر کاملا جدید است اما به وسیله زندگی قدیمی تر شکوفا میشود" این امر با شعله شمع رو به اتمامی مقایسه میشود که برای روشن کردن شمعی دیگر مورد استفاده قرار می گیرد. (۳/اسفند/۹۱ ۱۶:۴۴)فرهاد55 نوشته است: نه، هدفشون خارج شدن از چرخه تناسخ هست. درست است. هدف از انجام مراقبه و تزکیه رهایی و رسیدن به نیروانا است. نیروانا هم ابطال تناسخ است. یعنی وقتی فرد تمامی کارماهایش پاک شده و دیگر دلیلی برای تولد دوباره وجود ندارد. در این حالت فرد به آرامش می رسد و تناسخ پایان می یابد. |
|||
|
|
۲۰:۴۹, ۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام
ممنون از توضیحات خوبتون جمله آبی رنگی که نقل کردید از کیست؟ |
|||
|
|
۱۱:۳۴, ۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
نقل قول:درست است.1-بعد از پایان تناسخ روح چه میشود ؟ نقل قول: 2-منبع شما برای این حرف چیست؟!! اسلام برای روح 3 کالبد در نظر میگیرد . کالبد مادی که الان داریمش . کالبد برزخی . کالبد معادی با نهایی . 3 - افریننده و کسی که این قانون تناسخ را بنا نهاده کیسن . به چه منظوری ان را ایجاد کرده است . و ایا ایجاد کننده ان عاقل بوده یا احمق؟! 4_ چگونه روحی انسانی در کالبد یک گاو رفتار گاو را دارد با همان درک و فهم و در کالبد یک انسان رفتار و شعور و عقل انسانی؟! 5_ میگویند اوراح وارد چرخه شده اند . این روح را چه کسی افریده . 6_ اولین جسم را چه کسی افریده ؟ 7_ چگونه روح انتخاب میکند به چه کالبدی برود ؟ 8_ تعداد جمعیت بشر در حال زیاد شدن است . ارواح جدید از کجا می ایند ؟! در صورتی که باید یک سری از ارواح از چخه خارج شوند یک عده هم به خر و گاو ملحق شوند ... این ارواح جدید از کجا می اید؟ 9_ اثبات روح در انسان به واسطه شعور و عقل و مسایل دیگر امکان دارد . چگونه وجود روح در جماد و گیاه و حیوان را توضیح میدهید؟ 10 _ حرکات حیوان از روی غریزه و همه مثل هم است . چگونه یک حیوان باید به نیروانا برسد؟ 11_ مقصد بعدی روح گاو کجاست ؟ به خاط غریزه مجازات میشود یا تشویق؟ 12 _ ایا ما باید با همکای طبیعت به یک مظلوم ظلم کنی ؟ چون در زندگی قبلی ادم بدی بوده ؟ و مظلوم مستحق ظلم است؟ 13_ اگر روزی دنیا به پایان برسد که خواهد رسید و نسل بشر و موجودات زنده نابود شود روح ها به کجا میرند و چگونه قرار است به نیوانا برسند؟! در جمادات میمانند؟ 14_ ان کسی که ادعا میکند با وش خاصش روح به نیروانا میرسد ان روش ا از کجا اورده ؟ چه دلیلی بر درستیش دارد؟ 15 _ ایا ممکن است گیاه یا حیوانی روح نداشته باشند ؟ انسن چه طور؟ و چرا؟ ... اینها را جواب دهید تا ببینیم این تناسخ قرار است چه بکند ... تشکر یا حق |
|||
|
|
۱۳:۰۲, ۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
سلام و با تشکر از موضوع خیلی خوبی که باز کردید.
خیلی جالبه خودتون همان اول فرمودید که اصلا سخنی از اسلام به میان نمی آید و تنها به بیان تعریف و ارائه منظور مکاتب شرقی از تناسخ می پردازیم ولی در این جا به غیر از دو پست همه اش نظر اسلام در قالب آیات و احادیث و حتی حکمت اسلامی بیان شد.... ابتدا بپردازیم به اینکه خود این مکاتب در مورد تناسخ چه میگویند..... من از فرهاد گرامی خواهش می کنم که اگر برایشان مقدور هست لطفی کرده و توضیحی در مورد تناسخ بدهند. یا علی مدد |
|||
|
|
۱۴:۰۷, ۴/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/اسفند/۹۱ ۱۴:۱۰ توسط فرهاد55.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت شما
به نظر خانم فرمیسک خیلی کامل توضیح دادند. البته مطالبی که فرمودند از منظر بودیسم بود. توی مکاتب مختلف یه سری تغییرات دیده میشه. همین اول کار هم بگم که توقع نداشته باشید با فلسفه بشه اون رو اثبات کرد. در واقع هیچ کدوم از مکاتب شرقی هم ادعا نکرده اند که با فلسفه به این نتیجه رسیده اند.اما آیا میشه ردش کرد یا نه؟ خب برای ردش یا باید معاد (یا اعتقاد دیگری که با تناسخ در تضاد باشه) رو اثبات کنیم، یا اینکه خود تناسخ رو رد کنیم. توی پست دوم دو تا برهان برای رد این موضوع آورده شده بود: - یکی از تایلر بود که مبتنی بر مردود دونستن وجود روح بود. این رو با توجه به اینکه شما هم به روح معتقدید می گذاریم کنار. - یکی از ملاصدرا بود که میگفت خروج از فعلیت به قوه محال است. حالا باید ببینیم منظور از "خروج از فعل به قوه" چیست؟ اگر منظور فراموش کردن تجربیات و خاطرات باشه، که این موضوع محالی نیست و نمونه هاش رو می تونیم در همین جهان هم ببینیم. سوالات آقا وحید هم کاملاً به جاست. این سوالات رو میشه از نظر هر مکتبی به طور جداگانه بررسی کرد. بعضی از این سوالات در بعضی مکاتب پاسخ داده شده اند و بعضی نه. مثلاً بودیسم خیلی کم به سوالات پاسخ میده و خود بودا هم به وجود موجودات خیلی بالا که مذاهب اونها رو "خدا" می نامند اعتقاد نداشته. خودش می گفته اعتقاد به خدا، روشی است که بعضی افراد برای فرار از گفتن کلمه "نمی دانم" در پاسخ به سوالهاشون استفاده کرده اند.اما بعضی هم اعتقاد دارند که سطح ایشون به حدی نرسیده بوده که این موضوعات رو درک کنه. در مقابل اکنکار سعی می کنه به تمام سوالات پاسخ بده. (حالا درست یا غلط بودن جوابها رو نمی دونم) فالون دافا هم بعضیهاشون رو جواب داده (باز هم درست یا غلط بودن جوابها جای سوال داره) مکتب تائو کمتر بحث کرده و ... بعضی جوابهایی که مکاتب مختلف به سوالات میدن متفاوته و نگاهشون به روش بدست اومدن این اعتقادات هم متفاوته. مثلاً اکنکار این موضوعات رو مثل یک علم بشری می دونه که به مرور داره کامل میشه. اما بعضی مکاتب دیگه نه.احتمالاً در میان این مکاتب هم روشهای درست هست و هم روشهای نادرست. اگر ما بخوایم از دیدگاه یک روش خاص به قضیه نگاه کنیم، نمی تونیم اون رو به تمام مکاتب دیگر هم تعمیم بدیم.من با اجازتون تا جایی که می دونم در مورد اعتقادات فالون دافا می گم (چون تا حدی ازش اطلاع دارم). بعضی سوالها بی جواب می مونه که یا اون مکتب در موردش بحث نکرده یا جایی صحبت شده و اطلاعاتم کامل نیست. نقل قول:1-بعد از پایان تناسخ روح چه میشود ؟بودا میشه. نقل قول:3 - افریننده و کسی که این قانون تناسخ را بنا نهاده کیسن . به چه منظوری ان را ایجاد کرده است . و ایا ایجاد کننده ان عاقل بوده یا احمق؟!در فالون دافا اعتقاد بر این هست که این دنیا و چرخه تناسخ توسط یکی از بوداها آفریده شده تا به اونهایی که سطحشون پایین اومده یه فرصت دوباره داده بشه. نقل قول:5_ میگویند اوراح وارد چرخه شده اند . این روح را چه کسی افریده .فکر کنم اعتقاد بر اینه که فا هست. نقل قول:6_ اولین جسم را چه کسی افریده ؟رجوع به سوال 3 نقل قول:7_ چگونه روح انتخاب میکند به چه کالبدی برود ؟خودش انتخاب نمی کنه. بستگی به سطحش داره. نقل قول:9_ اثبات روح در انسان به واسطه شعور و عقل و مسایل دیگر امکان دارد . چگونه وجود روح در جماد و گیاه و حیوان را توضیح میدهید؟خب خود شما هم به وجود روح در حیوانات اعتقاد دارید. ضمن اینکه اثبات نشدن یک چیز به معنی وجود نداشتنش نیست. نقل قول:10 _ حرکات حیوان از روی غریزه و همه مثل هم است . چگونه یک حیوان باید به نیروانا برسد؟حیوان به خاطر حیوان بودنش زجر می کشه. این بخشی از گناهانش رو پاک می کنه. اما اینکه آیا اختیار داره یا نه رو نمی دونم. نقل قول:12 _ ایا ما باید با همکای طبیعت به یک مظلوم ظلم کنی ؟ چون در زندگی قبلی ادم بدی بوده ؟ و مظلوم مستحق ظلم است؟این اعتقاد تا یه حدی هست. یعنی مثلاً اعتقاد بر اینه که اگر دو نفر دارند با هم دعوا می کنند نباید مداخله کنیم و باید بگذاریم بی حساب بشن. این یکی از جاهاییه که اعتقادات مهم میشه و باید برای فهمیدن خوب یا بد بودن یک کار، درست یا نادرست بودن یک عقیده رو بفهمیم. نقل قول:13_ اگر روزی دنیا به پایان برسد که خواهد رسید و نسل بشر و موجودات زنده نابود شود روح ها به کجا میرند و چگونه قرار است به نیوانا برسند؟! در جمادات میمانند؟در دافا اعتقاد بر اینه که یه عده نابود میشن، یه عده سطحشون تغییر می کنه و ... نقل قول:14_ ان کسی که ادعا میکند با وش خاصش روح به نیروانا میرسد ان روش ا از کجا اورده ؟ چه دلیلی بر درستیش دارد؟خب شاید یه عده به این سطح رسیدن و بعد روششون رو منتشر کردند. نقل قول:15 _ ایا ممکن است گیاه یا حیوانی روح نداشته باشند ؟ انسن چه طور؟ و چرا؟نه فکر کنم همه دارند. |
|||
|
|
۱۴:۴۳, ۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
سلام
نظر بنده این هست که تناسخ و امثالهم ، مثل خیلی دیگر از مسائل فرامادی ، از طریق عقل قابل اثبات یا رد نیستند ، و تنها شرع و گفته های مبارک الله جل جلاله هست که می تونه این امر رو رد یا اثبات کنه. دلیل اصلیش هم این هست که ما از بعد مرگ ، و قبل حیات ، هیچ اطلاعی ، تاکید می کنم ، هیچ اطلاعی نداریم ، پس عقل ما هم قادر نخواهد بود به جزئیات این عوالم بپردازه. |
|||
|
|
۲۲:۴۹, ۴/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/اسفند/۹۱ ۲۳:۱۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
نقل قول:نظر بنده این هست که تناسخ و امثالهم ، مثل خیلی دیگر از مسائل فرامادی ، از طریق عقل قابل اثبات یا رد نیستند ، و تنها شرع و گفته های مبارک الله جل جلاله هست که می تونه این امر رو رد یا اثبات کنه. جناب دل خسته . نظ شما کاملا اشتباه است و این مقوله با عقل کاملا قابل اثبات یا رد هستند . ان شاالله بهش میپدازیم نقل قول:همین اول کار هم بگم که توقع نداشته باشید با فلسفه بشه اون رو اثبات کرد. در واقع هیچ کدوم از مکاتب شرقی هم ادعا نکرده اند که با فلسفه به این نتیجه رسیده اند.اما آیا میشه ردش کرد یا نه؟ خوب وقتی دلیلی ندارند باید بزارند در کوزه ابش رو بخورند . ادم عاقل مگه عمرش رو میزاره روی یه چیزی که نه دلیلی داره و نه منطق ؟!! اون این اعتقادات خنده دار!! و متناقض من واقع دیگه نمیدونم بهت چی بگم .اگبر بخواستی بفهمی تا حالا فهمیده بودی . منتها بحث رو دارم ادامهمیدم برای چیز دیگری نقل قول:خب برای ردش یا باید معاد (یا اعتقاد دیگری که با تناسخ در تضاد باشه) رو اثبات کنیم، یا اینکه خود تناسخ رو رد کنیم. چیزی که اثباتی براش نیست اصلا ردی هم لازم نداره . نقل قول:- یکی از ملاصدرا بود که میگفت خروج از فعلیت به قوه محال است. حالا باید ببینیم منظور از "خروج از فعل به قوه" چیست؟ اگر منظور فراموش کردن تجربیات و خاطرات باشه، که این موضوع محالی نیست و نمونه هاش رو می تونیم در همین جهان هم ببینیم. چیزی که شا یگید حافظه مغزی است و خاطرات است و نه مبحث روح که ایشون گفته . نقل قول:مثلاً بودیسم خیلی کم به سوالات پاسخ میده و خود بودا هم به وجود موجودات خیلی بالا که مذاهب اونها رو "خدا" می نامند اعتقاد نداشته. خودش می گفته اعتقاد به خدا، روشی است که بعضی افراد برای فرار از گفتن کلمه "نمی دانم" در پاسخ به سوالهاشون استفاده کرده اند.اما بعضی هم اعتقاد دارند که سطح ایشون به حدی نرسیده بوده که این موضوعات رو درک کنه. اینها یعنی تناقض مکتبی که کامل نباشه یعنی ناقصه . مکتب ناقص یعنی اشتباه داره و مکتبی که اشتباه داشته باشه یعنی نمیشه بهش اعتماد کرد نقل قول:بعضی سوالها بی جواب می مونه که یا اون مکتب در موردش بحث نکرده یا جایی صحبت شده و اطلاعاتم کامل نیست. بنده این سوالات رو که میپرسیدم میخواستم که به تناقض موجود درش برسی و میدونستم هیچ جوابی هم براش نیست . این همون رد عقلیه . وقتی در چیزی تناقض باشه اون رد میشه این رد تناسخه پس پاشنه اشیل این مکاتب که رد بشه دیکه مکتب رد شده . شما هم از شک میای بیرون نقل قول: بودا میشه. سرم رو بکوبم به دیوار؟ خوب من 10 بار سوال کردم بودا دقیقا چیه؟ شما هدفت بودا شدنه اونوقت نمیدونی بودا چیه؟!! ![]() نقل قول:در فالون دافا اعتقاد بر این هست که این دنیا و چرخه تناسخ توسط یکی از بوداها آفریده شده تا به اونهایی که سطحشون پایین اومده یه فرصت دوباره داده بشه. ی[b]عنی بودا ها قدرت افرینش دارند؟ حالا اگر یه بودای دیگه بخواد چرخه رو حذف کنه چی؟!! یعنی اول بودا افریده شده بعد بودا یه گندی زده که اومده پایین؟ این چه افریننده ایه که اشتباه میکنه؟ و خطا ؟ پس بودا هم چیز به درد بخوری نیست این یعنی تناقض عقلا هم ممکن نیست افریننده ای فاسد باشه و خلقت به فساد کشیده نشود . نقل قول: فکر کنم اعتقاد بر اینه که فا هست. فکر کنم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! برو از یکی سوال کن بیا جواب قطعی بده . اخرش بودا افریده شده یا روح و فرق این 2 تا چیه؟×!!!! نقل قول: خودش انتخاب نمی کنه. بستگی به سطحش داره. کی بهش سطح میده و معین میکنه و میفرستدش توی پوست الاغ؟ نقل قول:خب خود شما هم به وجود روح در حیوانات اعتقاد دارید. خیر ندایم . چون حیوان شعور نداره و شعور دلیل اثبات روح است بازم مغلطه کردی نقل قول:10 _ حرکات حیوان از روی غریزه و همه مثل هم است . چگونه یک حیوان باید به نیروانا برسد؟ نقل قول:به خاط غریزه مجازات میشود یا تشویق؟ حیوان به خاطر حیوان بودنش زجر می کشه. این بخشی از گناهانش رو پاک می کنه. من دیگه موندم اینجا چی بگم بدون شرح نقل قول:این اعتقاد تا یه حدی هست. یعنی مثلاً اعتقاد بر اینه که اگر دو نفر دارند با هم دعوا می کنند نباید مداخله کنیم و باید بگذاریم بی حساب بشن. میدونی این یعنی مجوز هر گونه جنایت ؟ اینه مکتب اخلاقی که اینهمه ازش دم میزدید؟ بکشی کنار و هر ظلمی رو توجیه کنی؟ این رو فقط حکام خون خوار ساختن تا کسی بهشون کاری نداشته باشه. واقعا برای این اعتقاد متاسفم!!!! نقل قول: در دافا اعتقاد بر اینه که یه عده نابود میشن، یه عده سطحشون تغییر می کنه و ... باز هم تناقض باز هم تناقض روی چه حسابی یه عده باید نابود بشن و یه عده سطحشون فرق بکنه ؟!! دیگه دنیایی نیست که بخواد این ها درش قرار بگیره نقل قول: خب شاید یه عده به این سطح رسیدن و بعد روششون رو منتشر کردند. یعنی با روشوشی غیر از روشی که خودشون رسیدن / چطور روششون با هم فرق داره و حتی متناقضه و یه نتیجه میده ؟؟ از کجا معلوم کسی که ادعا میکنه بودا شده راست میگه و خالی نمیبنده ؟ نقل قول: نه فکر کنم همه دارند. خسته نباشی . 8_ تعداد جمعیت بشر در حال زیاد شدن است . ارواح جدید از کجا می ایند ؟! در صورتی که باید یک سری از ارواح از چخه خارج شوند یک عده هم به خر و گاو ملحق شوند ... این ارواح جدید از کجا می اید؟ این رو جواب ندادی واقعا ادم میمونه چی بگه د رمورد اینکه چطور افرادی به بعضی چیزا اعتقاد دارند! یا حق |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تناسخ و انواع آن | پاشابهاري | 5 | 3,910 |
۲۴/اسفند/۹۱ ۶:۵۳ آخرین ارسال: joseffist |
|
| تناسخ و بطلان آن در قرآن | 135 | 2 | 2,521 |
۱/خرداد/۹۱ ۱۲:۴۴ آخرین ارسال: 135 |
|












