|
نظریه ای بر رد تقویم قمری
|
|
۱۹:۴۳, ۹/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/فروردین/۹۱ ۱۲:۲۷ توسط محمدرضا مهدی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام.
ماه Calander با مطالعه تاريخ نجوم از زمانهای اوليه و پيدايش تقويم متوجه مي شويم که انسانهای اوليه برای محاسبه زمان و نشان دادن گذشت زمان روی ديوارها ودرختها خط مي کشیدند.سنگ ريزه در جائي ميگذاشتند ويا بطريقي در جائي علامت های خاص را قرار ميدادند يا مي ساختند و وقايع مهم طبيعي خانوادگي و قبيله ای را به اين طريق ثبت مي کردند.
در آغاز مد ت زمان با روز حساب می شد که از غروب آفتاب تا غروب آفتاب و يا از طلوع آفتاب تا طلوع آفتاب روز بعد بود وبدليل اينکه بشرتغیرات فيزيکي قابل مشاهده در طبيعت را احساس ميکرد دوره های فصلي مانند ( باران-گرما-خشگي-سرما ) رابرای نگهداشتن زمان بکار بردن اعداد ضروری گرديد.بشر کشف کرد که بعضي زاعداد مانند 12 بسادگي قابل تقسيم به قسمت های کوچکتر مي باشد وبعضي مثل 13 به هيچ وجه قابل تقسيم نمي باشد لذا عدد 12 یک عدد مناسب برای تقسيم زمان به واحدهای کوچکتر کرديد وبا اين محاسبه که حرکت خورشيد بدور کره زمين را سال ناميده و آنرا به 12 ماه تقسيم نمودند. [b] سوره توبه آيه 36 [/b] بی گمان شماره ماهها نزد خداوند دوازده ماه است در کتاب خدا روزی که آسمانها وزمين را آفريد........... [b] باگذ شت زمان و پيشرفت علم و اختراع وسائل جديد طلوع وغروب خورشيد حرکات ماه و ستارگان بيشتر مورد مطالعه قرار کرفت اهميت فصل ها بيشتر نمايان شد تقويم نيز پيشرفت کرد و د قيق ترکرديد. [/b] مصرِی ها که بنيِان گذار تقويم (برمبنای نوشته دانشمندان ) تقويم فصلي را پذيرفتند وبخصوص برای ايام شکرگذاری و کشاورزی در موقع زياد شدن آب نيل و چون اين تغیرات فيزيکی در طول شبانه روزبخوبي مشاهده مي شد چهارنقطه فلکی برابری شبانه روز(اعتدالين) وطولانی ترين و کوتاه ترين روزها (انقلابين) وزمانی را مبداء قرار داده و طول مدت اين تناوب را سال ناميدند که آنرا به 12 ماه تقسيم نمودند هر ماه را 30 روز و 5 روزبا قي مانده را در آخرسال به جشن وشکرگذاری مي گذراندند و از اين زمان تقويم خورشيدی ايجاد کرديد. این عمل بر مبنای تورات ( عهد عتيق) اشاره به قسمت شمالی ايران آرارت می باشد ( زمان پس از طوفان) در تورات اولين نشان از شمارش سال در زمان حضرت نوح ميباشد که بر مبنای علم ترتيب تاريِخ chronologyاز روی bibleزمان طوفان در سال2370 پيش از ميلاد بوده و سال تقسيم شده بود به 12 ماه سی روزه و يک پنجه اضافه در آخر سال همانند تقويم مصری و پارسی. [b] سفرپيدايش باب هفتم. 24 / 11 : 7 باب هشتم 5 / 3 : 8 11- و در سال ششصد از زندگانی نوح در روز هفدهم از ماه دوم درهمان روز جميع چشمه های لجه عظيم شگافته شد و روزنهای آسمان گشوده. [b] 24- و آب بر زمين صدوپنجاه روز غلبه يافت باب هشتم [b] 3- وآب رفته رفته از روی زمين برگشت وبعد از انقصای صدو پنجاه روز آب کم شد 5- و در روز هفدهم از ماه هفتم کشتی بر کوههای آرارات قرار کرفت. [b] اين عمل نشان دهنده آنست که از روز هفدهم در ماه دوم تا روز هفده از ماه هفتم برابر با 150 روز می باشد بنابراين هر ماه برابر است با 30روز است. [/b] 150/5=30 [/b] هم چنانکه ميدانيم گردش ماه بدور زمين بطور متوسط برابر است با 29 روز و12 ساعت و 44 دقيقه که بر حسب روز عبارت است از 5305/29 روز بنا براين در پنج ماه 65/147= 5*5305/29 روز می باشد. [b] عدد 147 نشان دهنده اين است که ماهها قمری نبوده چرا که غير ممکن است که پس از 150 روز هلال ماه دوباره ديده شود و اين خود نشان آنست که تقويم شمسی بوده دوازده ماه سی روزه ويک پنجه اضافه در آخر سال هماننده تقويم مصری.تاريخ نويس يهود josephas که در قرن اول ميلاد[/b] ی ميزيسته در کتاب Antiquities of the jews book I pag ,80ch3 , چنين آورده است. [b] اين واقعه اتفاق افتاد در ششصدمين سال حکومت ايام نوح که در آن زمان دومين ماه بوده که مقدونیها Macedonias آنرا ديوس [/b]Dios و يهوديان آنرا مرحشوان Marsuan می ناميدند و آن مطابق قرارداد تقويم مصری بوده است. جا لب اينجاست که مدت زندگانی ايام نوح در تورات و قران برابر با 950 سال است. سفر پيدايش باب نهم 29/ 28 : 9 [b] 28- ونوح بعد از طوفان سيصدوپنجاه سال زندگانی کرد. 29- پس جمله ايام نوح نهصدوپنجاه سال بود که مرد. [b] سوره عنکبوت. 14- همانا فرستاديم نوح را بسوی قومش پس ماند در ايشان هزار سال بجز پنجاه سال پس گرفت ايشان را طوفان درحاليکه بودند ستمگران. 950 = 50 - 1000 سال [b] بحث ديگری که قابل توجه است وقايعی است که در تورات وقرآن مشترک می باشد.اينک بجاست به بينیم اين وقايع مشترک در کجا بيان شده. تعبير خواب حضرت يوسف در مصر بوده و همانطور که در تاريخ علم اثر جورج سارتن ص 23 کتاب خود بيان ميدارد. مصريان حساب زمان و تقويم را بر حسب خورشيد قرار داده بودند. البته خود متن تفسير خواب اشاره به تقويم فصلی ( خورشيدی ) است. [b] سوره يوسف. 47- گفت کشت کنيد هفت سال پياپی پس آنچه را درويديد بکذاريدش در خوشه خود جز اندکی از آنچه ميخوريد. [b] سفر پيدايش باب 41 30 / 29 : 41 29- همانا هفت سال فراوانی بسيار در مصر ميآيد. [b] 30- و بعد از آن هفت سال قحطی پديد آيد وتمامی فراوانی مصر در زمين. سوره يوسف [b] 48- پس بيايد پس از اين هفت سال سخت که ميخوردند آنچه آماده کرديد برای آنها بجز اندکی از انچه نگه ميداريد. داستان سر گردانی قوم يهود بمدت چهل سال. [b] سفر اعداد باب 14 34/ 33 : 14 33- و پسران ايشان در صحرا چهل سال آواره بود. [b] 34-بر حسب شمار روزهائيکه زمين را جاسوسی ميکردند يعنی چهل روز يکسال بعوض هر روز. سوره مائده. [b] 26- گفت همانا حرام است برايشان چهل سال سر کردان مانند در زمين پس در يغ نخور بر گروه کافران. [/b] [b] درجهان اسلام پس ا ز رحلت حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اعراب بخاطر مسيحیت ذ دا ئي و يهوديت تغیرات بنيادی در اسلام انجام داده وبعد با ارائه تز برتری نژاد آنرا به نام اسلام بر قسمتي از جهان تحميل نمودند که يکي ازآنها تقويم و.......... [/b] تقويم قمری فعلِي تقويمی است که در زمان خلافت عمر که دست به تعقیرات بنیادی در اسلام محمدی زد صورت گرفته که با اين عمل یک بحث علمي را با تفاسير غلط به آيات قرآن تحميل نمودند. در آثارالباقيه ابوريحان بیرونی روايتی را از ميمون بن مهران مستندی آورده است (ص 48) [b] " نزد عمربن خطاب آوردند که ظرف پرداخت آن ماه شعبان بود و عمر گفت که مراد کدام شعبان است [/b] آيا اِ ين شعبان که ما در آنيم يا شعبان آينده.پس اصحاب را جمع کرد ودر اين کار با ايشان مشاوره نمود و گفت اين حيرت راکه در امر تاريخ روی داده شما رفع کنيد واصحاب گفتند ما بايد چاره آن را از عادت ايرانيان بدست آوريم وهرمزان را حاضر کردند واين اشکا ل را بدو بازگفتند.هرمزان گفت ما ايرانيان را حسابی است که ماه روز مي گویند يعني حساب ماهها وروزها وچون اين لفظ را تعريف مورخ شد و مصدر آنرا تاريخ قرار دادند وعمر به اصحاب پيغمبر گفت برای مردم تارِيخی وضع کنيد که مردم بکار بندد " [b] بهمين دليل است که مي بینيم اغلب خاورشناسان که برروی تاريخ اسلام کار نموده اند در شک و ترديد بوده. [/b] خاورشناس کرلوالفونسونلينو استاد دانشگاه مصر ودانشگاه پالوم ايتاليا در کتاب خود علم ا لفلک ترجمه احمد آرام نشر پژوهشهاي اسلامي ص 106 چنين آورده است. [b] نمونه مسائلي که هنوز در باره آ ن ترديد و شک داريم نگاهداری حساب وسال در نزد مردم مکه در اواخر دوره جاهليت و اوايل اسلام است و به همين جهت است که نمی توان به درستی معني کلمه نسئ را که در قرآن سوره توبه آ مده است معلوم کرد. [/b] مفسرين کارشان تطبيق بوده نه تفسير وحق تفسير آنست که قرآن بوسيله قرآن تفسير شود وهمانطور که بيان خواهم داشت متوجه مي شويد لغت کلمه نسئ را چگونه مفسرين تا به امروز تفسير نموده اند. [b] سوره توبه آيه- 37 [/b]b] جز اين نيست که فرا موشي ( تعدادی از روزهای سال ) فزونی در کفر است.گمراه ميشوند بدان کساني که کافر شدند یک سال آنرا حلال شمرند و يکسال آنرا حرام ميکنند.تا شمار( ماههايی) را که خدا حرام کرده موافق نمايند پس حلال کنند آنچه را که خدا حرام کرد.اعمال بد ايشان بر آنها آراسته شد و خدا گروه کافران را هدايت نمي کند همانطورکه بیان شد درقرآ ن کلمه (سال) تنها به سالهای شمسي اطلاق مي شود نه سال قمرِی واِ ين آیه درست همان چيزی را مي گوید که ما بدان گرفتار شده ايم فراموشي تعدادی از روز هاي سال به مدت 11 روز و هر سال گرفتار آنيم وهنوز هم استادان کار که حقيقت را در می يابند بخاطر افکار غلط گذشته خود دست از تفاسير غلط بر نداشته و با الفاظ شروع به بازی می نمايند وبعضِي الفاظ چنان تعريف می نمايند که هيچ گونه ربطي به موضوع ندارد. [/b] سوره آ ل عمران آ يه 78 [b] " عده ا ي از اِ يشان زبان را به کتاب می پيچانند تا گفتارشان را از کتاب حساب کنند در صورتيکه از کتاب نيست پس مي بينيم ايرادی که از اين کتاب الهي گرفته می شود وبعضي آ يات با بحث های علمی درست در نمی آ يد از قرآ ن نیست ايراد را بايد از کساني گرفت که با نداشتن علم آ ن شروع به تفاسيرآ يات قرآ ن نموده اند وبا تفاسير خود تقويمي را ساخته اند که هيچگونه پايه واساس علمی نداشته وآ ن را به پيامبر اسلام نسبت ميدهند. نقل قولي را از ابوريحان بيرونی که در آثارالباقيه ترجمه اکبرداناسرشت ص 101بيان ميدارد برايتان نقل ميکنم در تواريخ خوانده ام که ابوجعفرمحمد بن سليمان از طرف منصور حاکم بر کوفه بود عبدالکريم ابن ابي العوجا را که دائي معن بن زائده باشد حبس کرد و اين مرد مانوی بود و شفيعان او در مدينه السلام زياد شدند وبه منصور اصرار کردند که او را رها کند.منصور به عا مل ..................................بياد من آور. پس از اينکه محمد بن سليمان از نماز آدينه بر گشت محمدبن جبار عبدالکريم را يادآوری کرد محمد بن سليمان فرمود گردن او را بزنند همينکه او يقين پيدا کرد که کشته خواهد شد گفت بخدا سوگند ياد مي کنم که اکر شما مسلمانان مرا کشتيد من چهارهزار حديث در دين شما وضع کرده ام که حرام را درآنها حلال و حلال را حرام گردانيده ام و شما را روزیکه بايد روزه بداريد به افطا ر وا داشته ام وروزی را که بايد افطار کنيد به روزه.پس به فرموده محمد بن سليمان گردن او را زدند برای تحقيق در باره اينکه آيا تقويمی که پيش از حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مورد استفاده قرار می گرفته شمسی بوده يا قمری بايد به کتاب زير مراجعه نمود. A study in the origins and first development of the art of counting time among the primitive and early culture By Martin P. Nilson 1920 [b] در اين کتاب در ص237 چنين آمده است "سری ماههائی که حالا به وسيله مسلمانان استفاده ميشود را سری قديمی مکه می نامند که تعيين شده بود از روی اتفاقات مهمی که در آن زمان رخ می داده و نامهای سری مکه عبارت بودند از [b] 1- صفر الاول 2- صفرالاخر 3- ربيع الاول 4- ربيع الاخر 5- جمادی الاول 6- جمادی الاخر 7- رجب 8- شعبان 9- رمضان 10- شوال 11- ذوالقعده 12-ذوالحجه 1- صفرالاول- نام آن را بعدها تغيير دادند و به نام محرم نامگذاری نمودند و يک ماه مقدس می باشد (بنا بر قول نويسنده عرب بخاری Buchari [b] ريشه لغت صفريعنی خالی بودنTo be empty هم چنانکه دو ماه صفر در فصل زمستان قرار می گرفته و فصل بارندگی و سرما بوده است و چون هيچ محصولی در آن موقع برداشت نمی شده بدترين دوره برای بدست آوردن غذا بوده است ( ولهاوزن ص 96 ).[/b] 2- ربيع- پس از پائيز و باران زمستان آغاز می شده و جلگه ها سر سبز می گشته و قبيله ها گله های خود را در دشتها پراکنده می نمودند و شترها دهمين ماه بارداری خود را می گذراندندو اين گفته بوسيله علم صرف Etymology تائيد می شود. 3- ريشه لغت جماد به معنی سبز شدن سخت می باشد که متناسب است با سرمای تيز[1] 4- ماه رمضان يعنی سوزان که هيچ شکی در آن وجود ندارد 5- ماههای شوال و شعبان که ريشه معانی مطمئن آن در دست نيست [2] 6- سه ماه ديگر رجب - ذوالقعده- ذوالحجه از روی جشنها گرفته شده است. در ماه رجب جشنی برگزار می شده در مکان مقدس که شتر و گوسفند قربانی می نمودند و ريشه لغت به معنی بيم داشتن يا احترام گذاردن می باشد و بنا بر اين آن را مقدس می خواندند. 7- دو ماه ديگر نسبت داده شده به ماه زيارت رفتن. ذوالقعده به ماه جلسه يا نشست معروف استThe month of sitting اين نام را برای اين انتخاب نمودندچون هيچگونه سفری در اين ماه انجام نمی شده و يا هيچگونه گردش و شکاری در آن ماه صورت نمی گرفته و آن اولين ماه از ماه صلح می باشد. نام ذوالحجه از خود مراسم حج گرفته شده است." همچنانکه ديديم ماههای عربی اصولا بر مبنای سال شمسی درست شده است و آن بايد ثابت بوده باشد در متد تجربی. البته ماههای سری مکه از اصلاح تقويم سريانی بدست آمده است همچنانکه می بينيم در تقويم سريانی ماهها همانند تقويم عربی می باشد. برای مثال کانون اول – کانون آخر و يا تشرين اول – تشرين آخرکه بر مبنای سالهای شمسی بوده که خود رساله ديگری می طلبد [b] حال به بينيم منظور از اهله که در قران آ مده است منظور چيست. [/b] سوره بقره آ يه 189 [b] از تو سئوال کنند در باره هلا لها بگو آنها هستند فصل های ثابت ( مواقع معين ) برای انسانها و حج آ ن درست... در مواقع معين هلالها که منظور بیش ازيک هلال است در صورتيکه اگر منظور هلال ماه باشد ما یک هلال نمی بينيم ؟ البته مترجم قرآ ن انگليسیMarmaduke-Pickthall مصری( مواقيت) را بهFixed Seasons فضول ثابت ترجمه نموده است. در ادامه آ يه برای انسانها و حج..... که در اينجا قرآ ن فقط یک تقويم را پيشنهاد می کند ولي متاسفانه در همين ايران عزيز داراي سه نوع تقويم می باشيم.[/b] برای اینکه بدانيم منظور از هلالها چيست دانشمند فضائي امریکا Carl-Sagen در کتاب خود COSMOS [/b]در ص 47 بيان ميدارد. [b] On December 21 the first day of winter there are two daggers of sunlight that flank [/b] The spiral a unique application of the midday sun the read the calendar in the sky. در روز 21 دسامبر اولين روز ا ز زمستان ( ا ول ديماه ) نور خورشيد بصورت دو نشان مجموعه ای از هلالها (spiral ( را در ميان گرفته و يک شکل بي نظير برای خواندن تقویم ازروی آ سما ن را بوجود می آ ورد. [b] البته اين یک بحث علمی است چون در آ ن روز خورشيد دروسط روز بر کره زمين عمود واقع ميشود وچون کره خورشيد بزرگتر از کره زمين است لهذا اشعه خورشيد پس از بر خورد به کره زمين روی خود انعکاس يافته و هلال ها را بروی خورشيد می توان مشاهده نمود. [/b] اگرما مبنای تقویم خود را بروی ماههای قمری قرار دهيم نمی توانيم ماههای حرام وحلال یا روزهای خوب و بد را تشخيص دهيم.چنانکه در سوره ابراهيم آيه 5 ميفرماید: [b] " و به يقين ما موسِي رابا آيات خودمان فرستا د يم که قوم خويش را از تاريکی ها بسوی روشنائی در آورد و روزهای خدا را بيادشان بياورد." و درسوره الجاثيه آیه14 ميفرمايد [/b] " آ نانکه ايمان آوردند بگو شما مومنان ا ز مردمی که به ایام الهی امیدوار نيستند در گذرید. [b] این آیات کاملا دلا لت بر ثابت بودن ماهها وداشتن روزهای معين دارد هم چنانکه در تورات آمده است. [/b] سفر خروج باب 23 [b] 14- درهر سال سه مرتبه عید برای من نگاه دارید. [/b] 15- عید فطير را نگاه دار و چنانکه ترا امر فرموده ام هفت روز نان فطیر بخور در زمان معین در ماه ابیب زیرا که درآ ن از مصر بیرون آ مدی و هیچ کس بحضور من تهی دست حاضر نشود. [b] 16- و عید حصاد (Harves) نوبر غلات خود را که در مزرعه کاشته و عید جمع ([/b]Ingathering) را درآخر سال وقتی که حاصل خود را از صحرا جمع کرده.[/b [b] سوره کهف آیه 12 چنین ميفرماید: [b] سپس آ نان را برانگيختیم تا بدانيم کداميک ا زدو گروه نگاهدار ترند روزگاری را که درنگ کردند ودر آ يه25 همان سوره می فرماِيد : ماندند در غارخوِیش سیصد سال وبيفزودند نه را ودر آ یه بعدی تاکید می کند بگو خدا داناتر است بدانچه ماندند. [/b] همانطور که قبلا بیان داشتم در قران سا ل شمسی بوده وبرای اثبات آن فقط کافی است تعداد روزهائی که در قران آمده است را بوسيله یک نرم افزار به بینیم چقدر است 365روز و اکر سال قمری بود انرا 354 روز تکرار می نمود. البته بحث داستان اصحاب کهف و محاسبه انرا در کتاب اینجانب به طور کامل بیان داشته ام. اما سئوالی که در این آیه مطرح است جمع نمودن دو عدد با واحد ها ی مختلف است یعنی [b] سال شمسی + سال قمری(منظور عدد 9)= واحد مربوطه چیست ؟؟؟؟؟؟ [/b] در كتاب Life of Mohammad در قسمت What is Islam اثر W.Montgomery-Watt يكي از بزرگترين محققان غربي در اسلام در ص 187 چنين آمده است: [b] «يكي از غيرمعمول ترين مسائل اسلام قبول نمودن تقويم قمري است كه سال آن 12 ماه يا 354 روز است. و اين بدين معني است كه تمام ماهها حتي ماه زيارت و روزه در هر سال 11 روز زودتر از حد معمول انجام مي شود.» [/b] حال براي اينكه ببينيم نويسنده كتاب (عرب از زمان هاي اوليه تا فروريختن بغداد) اثر Arthur-Gilman درباره ماه مبارك رمضان چه مي گويد. وي در صفحه 70 كتاب خود چنين مي گويد: [b] " نام ماه رمضان كه ماه روزه و نيايش است، معني اصلي آن (فصل گرماي زياد) است ولی چون سالهای عربی اخذ شده از روی ماههای قمری است بنابراین دیگر جائی برای حقیقت نمی ماند و 12 ماه رفته رفته جاهای اصلی خود را نسبت به خورشید از دست داده وماه رمضان بجای اینکه در فصل گرمای زیاد قرار گیرد مطابق میشود با دسامبر و.." ماهها حتی ماه زیارت و روزه در هر سال 11 روز زودتر از حد معمول انجام می شود و شب قدر هم که در ماه مبارک رمضان قرار می گرفته در جای اصلی خود قرار نمی گیرد وشناسائی آن هم دیگر امکان ندارد. برای اینکه بوجود حقیقی نامها پی ببریم وبدانیم که آنها چگونه منظم و مرتب درست شده و چگونه در زمانهای قبل انرا تهیه نموده اند کافی است تقویم اسلامی زمان پیامبر اسلام را با دقت مطالعه نمائیم. ![]() سوره ال عمران-19 همانا دین نزد خدا اسلام است و ................. [/b[b] [b] [url=http://www.blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftnref1][/url] متناسب با سرمای تيزدرست نبوده و متناسب است با گرمای تيز و نويسنده می بايد آن را از جمود که به معنای يخ بستن است گرفته باشد. [2] ماخذ خارجی به خاطر نا آشنايی نتوانسته معانی آنرا بدست آورد در صورتيکه شوال به معنی خنک شدن هواست و اکثر کشاورزان آشنايی با باد شوال دارند که در حدود ده روز پس از ماه ميزان شروع می شود. اما شعبان عبارتست از انشعاب طوائف و گله ها در صحرا ( آثارالباقيه ص 91 ). [3] اين ماه درست ده روز پس از انقلاب صيفي است و از آنجا كه هلال خورشيد در 21 جمادي الآخر ديده مي شده اعراب جاهليت اين ماه را هم مقدس مي شمردند چون اين پديده باعث ترس و وحشت آنها مي شد به همين دليل است كه در آغاز ماه مراسم قرباني در مكان مقدس انجام مي دادند و حتي در بعضي از روايات آمده است كه اعراب در سال دو بار مراسم حج انجام مي دادند، مثلاً «حج سال 541 م در هنگام انقلاب صيفي صورت گرفته» البته منظور مقدس است نه حرام اين متن از كتاب يوناني پروكوپيوس گرفته شده (Prokopios, Debello Persico, II, 16) البته بهترين سند تاريخي در اين رابطه آياتي چند از قرآن كريم است. م.مهدی |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۰:۵۳, ۲/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/تیر/۹۱ ۲۱:۰۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
شاهین جان هر وقت کامل خوندی اونوقت بیا بحث کن عزیز . چون جواب شما توی همون پست موجود است
نقل قول:با سلام. شما الان میخواهید رد کنید استفاده از حدیث را ؟ دقیقا منظورتان چیت؟ در پناه خدا در ضمن بفرمایید شما شیعه ۱۲ امامی هستید یا مذهب دیگری دارید؟! |
|||
|
|
۲۱:۰۸, ۲/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/تیر/۹۱ ۲۱:۱۳ توسط رکسانا.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
درود
سال قمری کاملا غیر واقعی و قراردادی است یعنی عده ای از افراد قرارداد کرده اند که دوازده چرخه ماه (قمر) را یک سال قمری بنامیم .اما سال شمسی اصالت ذاتی و برون-انسانی و نجومی دارد(یعنی اگر هیچ انسانی هم نبود باز هم سال شمسی، همین بود) و بسیار هم کاربرد آن دقیقتر و راحت تر و زیباتر است و برخلاف سال قمری تازی ها، در سال خورشیدی ،فصلها و ماه ها کاملا ثابت و مشخصند ! |
|||
|
|
۲۱:۳۴, ۲/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/تیر/۹۱ ۲۱:۴۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۲/تیر/۹۱ ۱۱:۱۹)محمدرضا مهدی نوشته است: اما دوست عزیزمان مبحث امامان را مطرح نمودند آقای عزیز ما حدود 3 قرن هیچگونه سندی نداریم جز. کتاب ابن اسحاق اولاً کتابت حدیث از زمان خود پیامبر آغاز شده و تا زمان غیبت هم ادامه داشته است در بین شیعیان منابع شیعه هم بسیار قبل تر از این منبعی است که شما معرفی کردید: (۲/تیر/۹۱ ۱۱:۱۹)محمدرضا مهدی نوشته است: اما دوست عزیزمان مبحث امامان را مطرح نمودند آقای عزیز ما حدود 3 قرن هیچگونه سندی نداریم جز. کتاب ابن اسحاق در این مورد به طور تفصیلی میتونید به کتاب "تاریخ حدیث شیعه" تألیف سید محمد کاظم طباطبایی انتشارات سمت مراجعه فرماید به علاوه ماه قمری هم مرود تأیید خدا در قرآن است و هم ملاک احکام دین اسلام است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بی شک قرائت های متعددی از دین مبین اسلام وجود دارد در زمان ما اما دین حقیقی اسلام، تنها فقط و فقط همان اسلامی است که شیعه ی 12 امامی مطرح میکند و لاغیر اگر در مورد این موضوع خواستید حاضریم مناظره کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اگر بخواهید نتیجه گیری کنید که ملاک احکام اسلامی چیزی جز ماه قمری باشد خوب به این به وضوح یک انحراف اعتقادی است و کفر به سنت رسول خدا و اهل بیت و دین خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و مخالف آیات قرآن و روایات است اما اگر بخواهید نتیجه گیری کنید که سال شمسی در قیاس با سال قمری از اتقان و دقت بیشتری برخوردار است که خوب این مسئله ی جدیدی نیست و خود ائمه ی ما این مسئله را تصریح کرده اند در روایاتشان اما این به معنای این نیست که ملاک عملکردهای دینی ما ماه های شمسی باشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|||
|
|
۲۱:۵۷, ۲/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/تیر/۹۱ ۲۲:۱۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۲/تیر/۹۱ ۲۱:۰۸)رکسانا نوشته است: درود خواهشا در مسایل علمی و نجومی این حس ناسیونالیستی خودتون رو کنار بزارید تقویم قمری ریشه در تاریخ دارد . عزیز دل برادر . نجوم (قدیم) و احکام نجومی بیش از ۵۰۰۰ سال قدمت دارد و همه بر اساس ماه قمری و حرکت ماه در اسمان و پایه نجوم پوست پیازی و هیءت ارسطوییی است (البته اشتباها فکر میکنند او زمین را مرکز میدانسته ) در این مورد به هیءت علوم غریبه جادو و ... که ریشه در تاریخ دارد همه بر اساس تقویم قمری است یعنی در محاسبه و بکار گیری احکام نجومی بیشترین اثر را مربوط به کوکب قمر میدانستند . به عنوان مثال قمر در عقرب که در ماه هم بحث حرکت ماه در ان است و هم خورشید . یا در تایین ساعات سهد و نحس باز از همین روش استفاده میشده در این زمینه به کتب قدیمی اکر مانلاءوس . اکر سابزاسیوس و منجمین و ریاضی دادان قدیم مراجعه کنید (بطلیموس) این محاسبات فلکی شامل هفت فلک میشود .... در ضمن اسلام در عربستان وجود داشته و اعراب چون نجوم نمیدانستند در ان زمان از ماه به عنوان معیار که قابل دیدن بود استفاده میکردند . اسلام نیز در تایین ماه ها حج (طبق ایات قران ) و ... از همین روش پیروی کرده است (نظر شخصی) این که دیگر از واضحات تاریخ است . جناب رکسانا بحث دین فرا نژادی است تازی و ترک وفارس ندارد . نژاد ها هم هیچ برتری بر هم ندارند . بتی به عنوان نژاد فلان و چنان درست کرده اند و همه رو به خودشون مشغول همه هم میگن نژاد ما برتره! اینی که نوشتید قراردادی است!! مگر تقویم شمسی اصالت ذاتی دارد ؟!! ناشی از قانین اعتباری و قراردادی نیست؟!!!!! اینکه سال از نظر قران و اءمه شمسی معتبر است قابل قبول و قابل بحث است است . ولی در کنار ان تقویم قمری به جهت مسایلی که خود خدا بهتر میداند جهت مسایل شرعی کاربرد دارد و در این هیچ شکی وارد نشده یا حق |
|||
|
|
۲۲:۱۶, ۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان به نظر من تنها فقط ماه میتونه تاریخ رو مشخص کنه
مامان بزرگ من با نگاه به ماه مشخص میکنه چه روزی هس ما حتی تو قران هم داریم که براساس ماه زمان رو مشخص میکردن |
|||
|
۲۲:۲۱, ۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
نقل قول: در کتاب گرانسنگ توحيد مفضل: امام صادق علیه السلام می فرمایند: بينديش اى مفضّل در طلوع و غروب خورشيد براى برپا كردن دولت روز و شب اگر طلوع نميكرد، همه كار جهان نابود ميشد، و مردم دنبال هيچ كارى نميرفتند، جهان بر آنها تاريك بود و خوشى نداشتند و از روشنى و دلگشائيش بهره نميبردند، نياز به طلوعش نيازى به گفتن ندارد، بلكه سود غروبش را بايد گفت، اگر غروب نميكرد، مردم آرامش نداشتند و آسودگى كه پر بدان نيازمندند براى آنها نبود كه تنشان بياسايد، و حواسشان جمع شود و نيروى هاضمه آنها بكار افتد و غذا را بهمه اعضاء برساند و از آن گذشته مردم را تا آنجا بكار ميكشيدند و دنبالش را ميگيرند كه خود را بيمار ميكنند.
و بسيارى از مردمند كه اگر تاريكى شب جلوشان را نگيرد، آرام و قرارى ندارند، پيوسته دنبال كسب و جمع مال و پس اندازند، بعلاوه زمين بتابش خورشيد گرم مىشود، و هر چه بر آنست از جاندار و گياه را گرم ميكند، و خدا بقدرت و حكمتش آن را اندازه گرفته گاهى تابانست و گاهى پنهان، چون چراغ خاندان كه براى رفع نيازش بيافروزند و براى آسايش و آرامش خاموشش سازند، و روشنى و تاريكى با اينكه ضدند كمك بهسازى و بهداشت جهانند. پس از آن بينديش در بالا و پائين شدن خورشيد براى پيدايش چهار فصل سال و تدبير و بهسازى آن در زمستان گرمى بدرون درخت و گياه برگردد تا مايه ميوهها در آنها بسته شود، و هوا را سنگين كند، تا ابر و باران پديدار گردد، و تن جانداران سخت و نيرومند شود، در بهار تحركى آورد و مايههاى زائيده در زمستان پديد شوند، گياه سر زند و درخت گل دهد و جانداران ميل به نر كنند و در تابستان هوا داغ شود، و ميوهها برسند، و موادّ زيادى بدن آب شوند و روى زمين خشك شود و آماده ساختمان و كار گردد، و در پائيز هوا پاك شود و بيمارى برود، و تندرستى آيد، و شب دراز گردد، و كار كردن را شايد، و هوايش خموش باشد و براى مصلحتهاى ديگرى كه اگر همه را بشمرم سخن بدرازا كشد. اكنون بينديش در جابجا شدن خورشيد در 12 برج براى پا گرفتن سال و آنچه در آنست از تدبير و در اين چرخش چهار فصل سال درست ميشوند، زمستان بهار، تابستان و پائيز، در اين چرخش ساليانه غلهها و ميوهها ميرسند و پايان ميگيرند، سپس برميگردد زندگى را از سر ميگيرد، نبينى سال اندازه گردش خورشيد است از حمل تا حمل ديگر، اين سال و همگنانش پيمانه زمانند از هنگام خلق جهان تا هر وقت و زمان، حسابگر عمر مردم است و وقت بدهى و اجاره و معامله مدت دار و جز آن از امور ديگر، با گردش خورشيد سال پايان يابد، و حساب زمانه درست شود.
[/b] .. ماه را دليل بياور كه سود كلانى دارد، و عموم آن را در شمار ماهها بكار برند و حساب سال با آن درست نيايد زيرا دوره 12 ماه يك سال چهار فصلى ميوه آور و دگرگون ساز نيست، و از اين رو ماه و سال قمرى از ماه و سال خورشيدى جدا است و هر ماه قمرى جابجا مىشود يك بار در زمستان است و يك بار در تابستان بينديش كه ماه در شب پرتو افكن است و بدان نياز است، زيرا با وجود نياز بتاريكى و آسودگى جانداران و خنك شدن گياهان صلاح نبود كه شب ظلمت محض باشد بىنور، و هيچ كار در آن نتوان كرد. همانطور که میبینید شما کار خاصی انجام نداده اید ائمه ی ما در دین مبین اسلام و مکتب حقه ی تشیع به آن تصریح داشته اند لکن احکام دین خدا بر پایه ی ماه های قمری است و در این هم حکمتها نهفته است و خواست خدا بر چرخش به طور مثال روزه گیری در وضعیت های مختلف سال است و مطلقاً به این معنا نیست که : تقویم قمری کاربردی ندارد
|
|||
|
|
۲۲:۲۳, ۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
دمت گرم علی 110 که آب پاکی رو ریختی به تنشون........
|
|||
|
|
۱۴:۴۵, ۳/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/تیر/۹۱ ۱۴:۵۵ توسط محمدرضا مهدی.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
با سلام.کلمه تقویم در زبان عرب عبارت از چفت شدن دو آرواره روی هم وبر همین مبنا کلمه تقویم زمان در نظر کرفتند.در این رابطه ما با دونع تقویم مواجه هستم .تقویم خورشییدی و تقویم قمری بر همین مبنا
دوره های فصلي مانند
( باران-گرما-خشگي-سرما ) رابرای نگهداشتن زمان بکار بردن اعداد ضروری گرديد.بشر کشف کرد که بعضي زاعداد مانند 12 بسادگي قابل تقسيم به قسمت های کوچکتر مي باشد وبعضي مثل 13 به هيچ وجه قابل تقسيم نمي باشد لذا عدد 12 یک عدد مناسب برای تقسيم زمان به واحدهای کوچکتر کرديد وبا اين محاسبه که حرکت خورشيد بدور کره زمين را سال ناميده و آنرا به 12 ماه تقسيم نمودند.و این در حقیقت تعریف سال علمی است سوره توبه آيه 36 بی گمان شماره ماهها نزد خداوند دوازده ماه است در کتاب خدا روزی که آسمانها وزمين را آفريد...........و در لین آیه هیچگونه اشاره ای به تقویم قمری نشده . تقویم قمری. عبارت است محاسبه از روی ماه واین تقویم چون محاسه آن مشکل بود وفضول درجاهای خود قرار نمی گرفتند هر سه سال یکبار ماه سیزدهمی بنام کبیسه به آن می افزودند واین تقویمی بود که یهود از آن استفاده می نمود. حصرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای آنکه زمان را به صورت علمی تعریف کند تعدادماه ها را دوازده دانست و در حقیقت تقویم 13 ماه یهود را رد نمود اما چیزی که امروز جهان عرب استفاده میکند نمی توان تقویم نامید چرا که فصول آن هر سال در گردش است. وقرآن با آیه سوره توبه در حقیقت برای اینکه جتوی این عمل را بکیرد چنین می فرماید جز اين نيست که فرا موشي ( تعدادی از روزهای سال ) فزونی در کفر است.گمراه ميشوند بدان کساني که کافر شدند یک سال آنرا حلال شمرند و يکسال آنرا حرام ميکنند.تا شمار( ماههايی) را که خدا حرام کرده موافق نمايند پس حلال کنند آنچه را که خدا حرام کرد.اعمال بد ايشان بر آنها آراسته شد و خدا گروه کافران را هدايت نمي کند همانطورکه بیان شد درقرآ ن کلمه (سال) تنها به سالهای شمسي اطلاق مي شود نه سال قمرِی واِ ين آیه درست همان چیز را میکوید که امروز در جهان عرب مورد استفاده قرار میکیرد. کلمه نسی اصلا ربطی به کبیسه ندارد ریشه کلمه نسی از نسیان می آید به معنی فراموشی ( تعدادی از روز های سال. اما در رابطه با ماه های حرام در قرآن کتاب خدا تقویمی بعنوان قمری وجود ندارد. تقویم بر مبنای فصول وشمسی میباشد.که معنی ماهها بر مبنای فصول و مراسم جشنها نامگذاری شده است ربیع = بهار رمضان= کرما شوال= خنک شدن هوا(باد شوال) ربیع = بهار) حج= ماه حج در کتاب History of Arabia Ancient Modern by Andrew Crichton در ص 186 چنین آمده است. در حدود اواخر قرن چهارم میلادی، نامهای قدیمی ماهها و روزهای هفته بوسیله کلاب kelab جد پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عوض می شود و پس از آن که قبیله قریش نفوذ و قدرت سیاسی اش زیاد می شود، قبایل دیگر هم از آن تبعیت می کنند. پس می بینیم حدود سه قرن پیش از ورود اسلام ، تقویم اعراب شمسی بوده است در قرآن کتاب خدا هرجا کلمه سال بیان شده به سالهای شمسی اطلاق میشود و معنی کلمه علمی سال هم خود مشخصه آنست. در قرآن کتاب خدا هرجا کلمه سال بیان شده به سالهای شمسی اطلاق میشود و معنی کلمه علمی سال هم خود مشخصه آنست. البته کلمه سال در سوره اصحاب کهف آیه 25 چنین آمده است. چون دوگروه بودند. ماندند در غار خویش سیصد سال و اضافه نمودند 9 را همانطور که میدانیم کلمه سال فقط به 300سال شمسی آمده است و عد نه در حقیقت کسانی هستند که از سال قمری(هلالی) استفاده می کنند. واکر خداوند می خواست از سالهای هلالی استفاده کنند. میتوانست بگوید ماندند در غار خویش سیصد و اضافه نمودند 9 سال را که در این صورت می توانستیم قبول نمائیم که کلمه سال به ماههای هلالی اطلاق می شود. سوره مائده آیه 96- 96-حلال شد برای شما شکار دریا و طعام آن تا شما و کاروانیان از آن بهره مند شوید و شکار دشت حرام شدبر شما در ماههای حرام و بترسید از خدائی که بسوی او محشور می شوید. . یکی از دوستان عرب زبان من که مصری میباشد این آیه را چنین تفسیر نمود. THE word horom. in arabic means forbidden and not sacred as is traditionally taught.The word for sacred in arabic is Muqaddas as you can see God does not describe these months as Muqaddas or sacred .He specifically says forbidden or Horom and we will see why سوره نور آیه 35 35-خدا است نور آسمانها و زمین......... دوستان ماه که نوری ندارد نور آن از خورشید است با تشکر: م-مهدی [ /font] [font=Tahoma] |
|||
|
|
۱۹:۱۷, ۳/تیر/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
حکمتی داره که خدا چرخشی قرار داده تقویم قمری رو، کاربرد خودش رو هم داره در احکام اسلامی ربطی هم به اعراب نداره
تقویم شمسی هم کاربرد خودش رو داره من فارسی نوشتم حدیث به اون واضحی از امام صادق علیه السلام رو هر گونه انکار کاربرد کنونی تقویم قمری با توجه به اینکه مورد تأیید سنت رسول خدا و ائمه و تمام بزرگان دین است کفر به پاره ای از احکام دین مبین اسلام است. |
|||
|
|
۱۶:۱۱, ۴/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۱ ۱۶:۳۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
[توضيحى در مورد تنبه و توجه يافتن انسان به سال و ماه شمسى و قمرى]
در اين دو آيه حرمت ماههاى حرام يعنى ذى القعده، ذى الحجه، محرم و رجب بيان شده " إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ" [مراد از ماههاى دوازده گانه در:" إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً ..." ماههاى قمريست] پس اينكه فرمود:" إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً ..."، ناظر است به ماههاى قمرى كه گفتيم داراى منشاى است حسى، و آن تحولاتى است كه كره ماه به خود گرفته و در نتيجه خود را به اهل زمين به اشكال مختلفى نشان مىدهد. و دليل اينكه گفتيم منظور از آن، ماههاى قمرى است اين است كه اولا بعد از آن فرموده:" مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ" و اين معنا ضرورى و مورد اتفاق است كه اسلام از ماههاى دوازدهگانه، چهار ماه قمرى يعنى ذى القعده، ذى الحجه، محرم و رجب را حرام دانسته نه چهار ماه شمسى را. و ثانيا فرموده:" عِنْدَ اللَّهِ" و نيز فرموده:" فِي كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ" چون همه اين قيدها دليل است بر اينكه عدد نام برده در آيه عددى است كه هيچ تغيير و اختلافى در آن راه ندارد، چون نزد خدا و در كتاب خدا دوازده است، و در سوره" يس" فرموده:" آفتاب را چنين قرار داد كه در مدار معينى حركت كند، و ماه را چنين مقدر فرمود كه چون بند هلالى شكل خوشه خرما منزلهايى را طى نموده دوباره از سر گيرد، نه آفتاب به ماه برخورد، و نه شب از روز جلو افتد، بلكه هر يك از آن اجرام در مدارى معين شناورى كنند" پس دوازدهگانه بودن ماه حكمى است نوشته در كتاب تكوين، و هيچ كس نمىتواند حكم خداى تعالى را پس و پيش كند. و پر واضح است كه ماههاى شمسى از قراردادهاى بشرى است، گر چه فصول چهارگانه و سال شمسى اينطور نبوده و صرف اصطلاح بشرى نيست، و ليكن ماههاى آن صرف اصطلاح است بخلاف ماههاى قمرى كه يك واقعيت تكوينى است و بهمين جهت آن دوازده ماهى كه داراى اصل ثابتى باشد همان دوازده ماه قمرى است نه شمسى. بنا بر اين بيان، معناى آيه چنين مىشود:" شماره ماههاى سال دوازده ماه است كه سال از آن تركيب مىيابد و اين شمارهاى است در علم خداى سبحان و شمارهايست كه كتاب تكوين و نظام آفرينش از آن روزى كه آسمانها و زمين خلق شده و اجرام فلكى براه افتاده و پارهاى از آنها بدور كره زمين بگردش درآمدند آن را تثبيت نمود" و بهمين جهت بايد گفت: ماههاى قمرى و دوازدهگانه بودن آنها اصل ثابتى از عالم خلقت دارد. و مقصود از آن چهار ماهى كه حرام است بدليل نقلى قطعى ماه ذى القعده، ذى الحجه، محرم و رجب است كه جنگ در آنها ممنوع شده. و جمله" مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ" كلمه تشريع است نه اينكه بخواهد خبرى بدهد، بدليل اينكه دنبالش مىفرمايد:" اين است آن دين قائم به مصالح مردم ترجمه الميزان، ج9، ص: 356 فرازی از خطبه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم در «حجّة الوداع»؛ آخرين سفر حجّ اى مردم! إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ (همانا تأخير (و تغيير) ماه حرام به ماهى ديگر افزايش در كفر است كه كسانى كه كافر شدهاند بدان گمراه مىشوند؛ آن را سالى حلال مىشمارند و بسالى ديگر حرام، تا با شمار آنچه خداى حرام كرده است همسان و برابر سازند- توبه: 37)، و به تحقيق روزگار به همان وضعيت و حالتى كه در آن روز خداوند آسمانها و زمين را خلق كرد چرخيده و بازگشته است، و إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ (همانا شمار ماهها نزد خدا دوازده ماه است در كتاب خدا (كتاب آفرينش يا لوح محفوظ) روزى كه آسمانها و زمين را بيافريد؛ از آنها چهار ماه حرام است- توبه: 36) سه ماه آن پى در پى است: «ذو القعدة، ذو الحجّة، و محرّم» و «رجب» كه بين ماه جمادى الثّانى و شعبان است. تحف العقول-ترجمه جعفرى، ص: 36 این حدیث صراحتاً رسمیت تقویم قمری نشان میدهد در احکام خداوند!!!!!!!!!!!!!!! امام سجاد علیه السلام می فرمایند: آگاه باشید که با رویت هلال ماه رمضان روزه بگیرید و با رویت هلال ماه شوال افطار کنید و اگر هلال دیده نشد ، عده ی ماه شعبان را به مدت سی روز کامل کنید. تفسیر روایی البرهان ج 4 ص 595 روایات ذیل آیه 36 سوره ی توبه قرار باشد هر کسی برای خود مفسر قرآن شود و تفسیر به رأی کند در دین خدا سنگ روی سنگ بند نمیشود! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آغاز سال قمری مبارک باد | mdroudgar | 8 | 3,220 |
۳/آذر/۹۶ ۳:۰۸ آخرین ارسال: aaaaa |
|





![[تصویر: i265324_logo.jpg]](http://130.0.img98.net/out.php/i265324_logo.jpg)
![[تصویر: i265336_.bmp]](http://130.0.img98.net/out.php/i265336_.bmp)





