|
همه چیز درباره خانه خدا (حتما مطالعه بفرمایید)
|
|
۰:۱۱, ۶/آبان/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
کعبه بنایی در میان مسجدالحرام در شهر مکه در کشور عربستان سعودی است و مقدسترین مکان در دین اسلام به شمار میرود؛ خانهای که استحکام کامل دارد و تاکنون پابرجا و استوار مانده است. به گزارش مهر، کعبه بنایی در میان مسجد الحرام در شهر مکه در کشور عربستان سعودی است و مقدسترین مکان در دین اسلام به شمار میرود. نام کعبه اشاره به چهارگوش بودن این سازه دارد. * البیت العتیق و البیت الله الحرام از نامهای دیگر کعبهاند. * کعبه ارتباط مستقیم به ارکان اسلام دارد؛ مخصوصاً فریضه حج که زیارت و طواف کعبه از ارکان حج است. همچنین در برپایی نماز نیز کعبه قبلهگاه مسلمانان است. * بنابر روایتها، هنگامی که چشمه زمزم زیر پای اسماعیل از دل زمین جوشید، مردم در این منطقه و به سبب آب این چشمه جمع شدند و شهر مکه را تشکیل دادند و ابراهیم به فرمان خدا ساختمان کعبه را که در اثر طوفان نوح تخریب شدهبود و در آن هنگام اثری از آن نبود، بازسازی کند. * در قرآن در مورد کعبه گفته شده است: «اِنَ أَوَل بَیتٍ وُضِعَ لِلنَاسِ لَلَذی بِبَکَّةَ مُبَارَکاً وَهُداً لٍلعَالَمَینَ» (آل عمران). براساس برخی روایتها، ساختمان کعبه ۱۰ بار بنیان شده است. به این ترتیب: بنیان الملائکه، بنیان آدم، بنیان شیث ، بنیان ابراهیم وپسرش اسماعیل، بنیان العمالقه ، بنیان جرهم ، بنیان مضر، بنیان قریش، بنیان عبدالله ابن زبیر و بنیان حجاج ابن یوسف الثقفی. ساختمان کنونی کعبه از زمان حجاج بن یوسف ثقفی و بازسازی همان ساختمان در دوران خلافت سلطان مراد چهارم از پادشاهان عثمانی است که در سال ۱۰۴۰ (قمری) در اثر سیل در مسجد الحرام و تخریب آن، از نو بازسازی شد. این ساختمان استحکام کامل دارد، به طوری که تاکنون بههمین شکل پابرجا و استوار مانده است. * ارکان کعبه: به هریک از چهار گوشه کعبه، رکن گویند و کعبه بر چهار رکن حجرالاسود، عراقی، شامی و یمانی بنا شده است. * رکن حجر الاسود: سنگ سیاه آسمانی است. هنگام بنای کعبه توسط آدم، این سنگ را فرشتگان از بهشت آوردند و آدم آن را در گوشهای از خانه نصب کرد. پس از بازسازی کعبه توسط قریش، این سنگ به دست محمد قبل از درب کعبه در رکن حجر اسود نصب شد و محل شروع طواف حجاج است. * رکن یمانی: قبل از رکن حجر اسود قرار دارد. در اعتقاد مسلمانان (به ویژه شیعیان) محلی است که به اذن خدا شکافته شد تا فاطمه از آن داخل کعبه شود و علی داخل کعبه متولد شود. هرگاه واژه رکن بدون پسوند به کار رود، مقصود از آن رکنی است که حجرالاسود در آن است. مسیر طواف، از رکن حجرالاسود آغاز شده، سپس به رکن عراقی میرسد و پس از آن به رکن شامی و سپس به رکن یمانی و آنگاه باز به رکن حجرالاسود میرسد و همین جا یک شوط پایان مییابد. برای مطاف حدی وجود ندارد و تا هر جای مسجد الحرام که طواف در آن طواف کعبه صدق کند، طواف مجزی است، ولی مستحب است که اگر اضطرار و ازدحام نباشد در میان کعبه و مقام ابراهیم انجام شود. * بلندی خانه کعبه حدود ۱۵ متر و محیط آن ۴۴ مترمربع است. * جزئیات اضلاع کعبه: طول ضلع در کعبه؛ یعنی از رکن حجر اسود تا رکن عراقی: ۱۱٫۶۸ متر طول رکن عراقی تا شامی، سمتی که حجر اسماعیل در آن قرار دارد: ۹٫۹۰ متر طول رکن شامی تا رکن یمانی: ۱۲٫۰۴ متر طول رکن یمانی تا رکن اسود: ۱۰٫۱۸ متر * سنگ بنای کعبه: دیوار کعبه بنای کعبه از سنگهای سیاه و سختی ساخته شده که با کنار زدن پرده از روی آن، آشکار است. این سنگها که از زمان بنای کعبه از سال ۱۰۴۰ (قمری) تاکنون بر جای مانده، از کوههای مکه به ویژه جبل الکعبه (در محله شُبَیکه مکه)، و جبل مزدلفه گرفته شده است. سنگها اندازههای گوناگون دارند، به گونهای که بزرگترین آنان با طول و عرض و بلندی ۱۹۰، ۵۰ و ۲۸ سانتیمتر و کوچکترین آنان با طول و عرض ۵۰ و ۴۰ سانتیمتر است. پایههای آن از سرب مذاب ساخته شده و بدین ترتیب بنایی نسبتاً استوار است. وروی دیوار آن آثار شکافتهشدن دیوار که بنا به اعتقاد شیعیان هنگام وارد شدن فاطمه بنت اسد مادر امام علی(علیه السلام) به کعبه به وجود آمده است که بارها با سرب پرکردهاند ولی سربهاباز شدند. * درب کعبه: دروازه کعبه در دوران ابراهیم دو درگاه بدون در همسطح زمین برای کعبه گشوده شد. در دوران جوانی محمد، قریش در هنگام بازسازی کعبه برای نخستین بار از درب چوبی در محل فعلی که بالاتر از زمین قرار دارد استفاده کردند. آخرین در کعبه که از چوب ساج و نقره خالص است و با طلا و جواهرات مزین شده، در سالیان گذشته تعویض شده است. * حجرالاسود یا سنگ سیاه، از اجزای بسیار مقدس مسجد الحرام است و در رکن اسود کعبه در بلندی ۵٫۱ متری قرار دارد. این سنگ مقدس، پیش از اسلام و پس از آن همواره مورد توجه بودهاست و در شمار عناصر اصلی کعبه است. * قسمتی از دیوار و پایین دیوار کعبه را که در یک سوی آن حجرالاسود و در سوی دیگرش درب کعبه قرار دارد، "ملتزم" مینامند. این محل را از آن روی ملتزم مینامند که مردم در آن قسمت میایستند و به دیوار ملتزم شده، میچسبند و دعا میخوانند. در روایتی آمدهاست که محمدصورت و دستهای خود را روی این قسمت از دیوار قرار میداد. همچنین، از محمد نقل شدهاست که گفت: "ملتزم، محلی است که دعا در آنجا پذیرفته میشود." * مستجار : محلی در پشت درب کعبه، کمی مانده به رکن یمانی، مقابل ملتزم و در سوی دیگر کعبه، دیوار کنار رکن یمانی را "مستجار" مینامند. "جار" به معنای همسایه و "مستجار" به معنای پناهبردن به همجوار و به صورت کلیتر "پناه بردن" است. این مکان نیز از مکانهای پذیرفتهشدن دعا است. زمانی که خانه کعبه دو در داشت، در دیگر آن در کنار مستجار بود که بسته شد. * شاذروان همان برآمدگیهایی است که در اطراف کعبه قرار دارد و آن بخشی از کعبه است که توسط قریش از ساختمان کعبه کاسته شد و اکنون همانند پوششی اطراف خانه را در برگرفتهاست. شاذروانِ کنونی از ساختههای سلطان مراد چهارم در هنگام ساختمان کعبه در سال ۱۰۴۰ (قمری) است. زمانی که در بازسازیهای کعبه، ابعاد خانه قدری کوچکتر از بنای ابراهیمی آن شد، برای حفظ ابعاد اصلی، فضای عقبنشینیشده را با ساخت سکویی کمارتفاع علامتگذاری کردند که "شاذَروان" نامیده شد و چون ملاک در طواف، حدّ اصلی کعبه است، فقها برای حصول شرط خروج طوافگزار از کعبه، طواف بر روی شاذروان را صحیح نمیدانند. بنابراین، شاذروان همان سنگ مایلی است که بخش پایینی دیوار کعبه را تا روی زمین پوشانیده است، و همین طور بخشی که در مقابل حجر اسماعیل به صورت پلّهی ساخته شده که بلندی آن از سطح زمین ۲۰ سانتیمتر و عرض آن ۴۰ سانتیمتر است. این پله جایگاه مردمی است که برای نیایش و تضرع به درگاه الهی بر روی آن میایستند و سینه و شکم خود را بر کعبه قرار میدهند و دستان را بر بالای سر خود و بر دیوار کعبه میگذارند. علت آنکه در این قسمت شاذروان قرار داده نشده این است که در بنای ابراهیم، حجر اسماعیل جزو خانه کعبه بودهاست که در ساختمان قریش به علّت کمبود مال حلال از خانه کاستند و بر حجر افزودند. همچنین در پایین درِ کعبه، شاذروان قرار داده نشده و به صورت پلهای صاف به طول ۳۴۵ سانتیمتر ساخته شده است که مردم در ملتزم بر آن میایستند و دعا و نیایش میکنند. در بالای شاذروان حلقههای از مس قرار دارد که در هنگام پایین آوردن جامه کعبه (کسوة الکعبه) لب جامه به این حلقهها میبندند تا جامه استوار باشد. * حطیم : مساحت میان حجرالاسود و زمزم و مقام ابراهیم و قسمتی از حجر اسماعیل را "حطیم" میگویند. از مکانهای محترم در مسجدالحرام است و مردم در این قسمت برای دعا جمع میشوند و به یکدیگر فشار میآورند. این که آیا حطیم تنها همان محدوده کنار حجرالاسود و باب کعبه را شامل میشود یا وسعت بیشتری دارد، اختلاف است. در روایتی از امام صادق (علیه السلام)، تنها همین موضع را حطیم مینامند. چنان که شیخ صدوق نیز آوردهاست که حطیم فاصله میان در کعبه و حجرالاسود را گویند، جایی که خداوند توبه آدم را پذیرفت. * حجر اسماعیل فضایی است میان کعبه و دیواری نیمدایره به عرض حدود ۱۰ متر که از رکن عراقی تا رکن شامی را شامل میشود. دیواری است با بلندی ۳۰/۱ متر که قوسیشکل است. حجر اسماعیل یادگار زمان ابراهیم و اسماعیل و مدت زمانی پس از بنای کعبه است و قدمت و پیشینه آن به زمان بنای کعبه به دست ابراهیم میرسد. نقلهای تاریخی تاریخنگاران حکایت از آن دارد که اسماعیل و مادرش هاجر در همین بخش زندگی میکردند. از امام صادق نقل شدهاست: «الحِجرُ بَیتُ إِسمَاعِیلَ وَ فِیهِ قَبرُ هَاجَرَ وَ قَبرُ إِسمَاعِیلَ» (۱۶) "حجر، خانه اسماعیل و محل دفن هاجر و اسماعیل است." از آنجا که حجر اسماعیل داخل در مطاف است، میتواند نشانهای بر بزرگی آن باشد. در اصل، حجراسماعیل جزئی از کعبه است. هرگاه باران بر بام کعبه ببارد، از ناودان رحمت در این فضا میریزد. گویا برای نخستین بار، منصور عباسی، حجراسماعیل را با سنگهای سفید پوشانید. پس از آن در دوره مهدی و نیز هارون الرشید عباسی این سنگها تعویض و نو شد. * ناودان رحمت (به عربی: میزاب الرحمة) یا «ناودان طلا»، ناودانی از طلاست که بر بام کعبه نصب شده و به سمت حجر اسماعیل است. هرگاه باران بر بام کعبه ببارد، آب از ناودان در این فضای حجر اسماعیل میریزد. به اعتقاد مسلمانان، اینجا مدفن اسماعیل و مادرش هاجر و بسیاری از پیامبران است. گویند آن را نخست حجاج بن یوسف ثقفی نهاد تا آب باران بر بام خانه جمع نشود. در روایت آمدهاست که دعا در زیر ناودان کعبه پذیرفته است. * مقام ابراهیم : به محل ایستادن ابراهیم میگویند و سنگی است به طول و عرض ۴۰ سانتیمتر و بلندی تقریبی ۵۰ سانتیمتر که جای پای ابراهیم روی آن است و مقابل درب کعبه قرار دارد. رنگ آن میان زرد و قرمز متمایل به سفید است. طبق اعتقادات مسلمانان این مکان مربوط به زمانی است که ابراهیم دیوارهای کعبه را بالا میبرد؛ آنگاه که دیوار بالا رفت، به اندازهای که دست بدان نمیرسید، سنگی آوردند و ابراهیم بر روی آن ایستاد و سنگها را از دست اسماعیل گرفت و دیوار کعبه را بالا برد. بر روی این سنگ، اثر پای ابراهیم مشخص است اما اثری از انگشتان او نیست. از زمان مهدی عباسی بدین سو، این سنگ با طلا پوشانده شد و در محفظهای قرار گرفت تا آسیب نبیند. حجگزاران پس از طواف واجب، باید در پشت مقام ابراهیم، ۲ رکعت نماز طواف به جای آورند. نماز طواف نساء نیز پشت مقام ابراهیم خوانده میشود. طبق آیات قرآن این مقام یکی از شعائر الهی است: «وَ اتَّخِذُوا مِن مَقامِ إِبراهِیمَ مُصَلَّی» (بقره/۱۲۵) * پرده کعبه بر روی کعبه پوششی سیاه رنگ وجود دارد که به آن "پرده کعبه" یا "جامه کعبه" (به عربی: کسوة الکعبه) گویند. نخستین کسی که خانه کعبه را پرده پوشانید تُبع حمیری پادشاه یمن بود. علی نیز همه ساله از عراق برای کعبه پردهای میفرستاد. چون مهدی عباسی به خلافت رسید خادمان کعبه از انبوهی پردهها بر روی کعبه شکایت کردند و گفتند بیم آن میرود که خانه صدمه ببیند. مهدی عباسی خلیفه مسلمین دستور داد پردهها را بردارند و تنها یک پرده بر آن بگذارند و سالی یک بار آن را عوض کنند این سنت تا به امروز ادامه دارد. و بر آن آیههایی از قرآن قلاب دوزی شده است. |
|||
|
|
۷:۳۱, ۶/آبان/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام به امید روزی که پشت سر امام زمان (علیه السلام) در کعبه نماز بخوانیم . انشاالله .
|
|||
|
|
۱۷:۵۴, ۹/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/فروردین/۹۱ ۱۲:۰۴ توسط محمدرضا مهدی.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
باسلام.
دوست عزیز ازکدام آیه قرآن استفاده نمودی حضرت ابراهیم و هاجر هرگز به مکه نیامده است.
سوره حج آيه 52- نفرستاده ايم پيش از تو رسول و يا نبي اي مگر هرگاه آرزو مي كرد مي افكند شيطان در آرزوي او پس بر مي انداخت خدا آنچه را شيطان مي افكند....
سوره سبا 44-43
44- در صورتی که ما هیچ کتابی که آن را بخوانند یا رسولی پیش از تو بر آنها نفرستادیم .
سوره یس آیه 6 5- تا بیم دهی قومی را که بیم داده نشدن پدران ایشان پس آنانند نا آگاهان .
اگر پيش از حضرت محمد فرستاده يا نبي اي به سرزمين عربستان فرستاده نشد پس داستان ابراهيم و اسماعيل يك داستان تخيلي و خیال پردازی عرب نمي باشد؟
دوستان خانه خدا اين دو هزار و هفتصد سال در كجا قرار داشت؟؟؟
حداقل اين را مي دانيم كه از زمان حكومت هخامنشيان پس از فتح بابل بدست كوروش كبير در سال 538 پيش از ميلاد و فرمان آزادي قوم بني اسرائيل از اسارت و برگشت آنها از تبعيد به اورشليم به فرمان او خانه خدا را كه بوسيله بخت النصر ويران شده بود دستور بازسازي آن را صادر نمود.
عزرا باب 6 آيات 14 و 15 14- و مشايخ يهود به بنانمودن مشغول شدند و برحسب نبوت حجي نبي و زكريا با اين عدو كار را پيش بردند برحسب حكم خداي اسرائيل و فرمان كوروش و داريوش و ارتحشيستا پادشاهان فارس آن را بنا نموده به انجام رسانيدند. 15- و اين خانه در روز سوم ماه آذار در سال ششم داريوش پادشاه تمام شد.
حال ببينيم قرآن درباره شهر مكه چه مي گويد.
سوره بلد
1- قسم نمي خورم به اين شهر
2- و توئي جايگزين در اين شهر (مكه) 3- آفريد انسان را در رنج
كه كلمه رنج خود مشخصه قسم نخوردن به آن شهر است. مولانا آنرا در مثنوي دفتر اول 1709 چنين مطرح مي نمايد:
عاشق رنج است نادان تا ابد خيز و لا اقسم بخوان تا في كبد
از كبد فارغ بودم با روي تـو وز زبد صافي بودم در جـوي تو
پس مي بينيم كه حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پس از آنكه دين ابراهيم را بعنوان دين توحيدي قبول نمود قبله خود را از مكه به سمت بيت المقدس تغيير داد.
سوره ال عمران
96- همانا نخست خانه كه بپا شد براي مردم بكه مباركه است و آنست هدايتي براي جهانيان.
97- در آنست آيت هاي مقام ابراهيم و كسيكه در آيدش ايمن باشد.
بكه به معني شيون و زاري و امروز به ديوار ندبه كه محل شيون و زاري قوم يهود می باشد و مقدس ترين مكان براي اديان اسلامي است. سوره ال عمران آيه 19 دين نزد خدا اسلام است… سوره ال عمران آيه 85 کسي که جز اسلام را بعنوان دين بپذيرد از او پذيرفته نمي شود. پس مي بينيم دين نزد تمام پيام آوران اسلام بوده و حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اولين عربي است که به اسلام ايمان مي آورد. انعام آيه 14 و 163 الزمر آيه 11-12 در رابطه با اسلام کلمه اسلام از شهر اورشليم گرفته شده ( Urshalem ). در زمان حضرت ابراهيم سفر پيدايش باب 14 آيه 18ملک صديق و ملک ساليم نان و شراب بيرون آورد و او کاهن خداي تعالي بود. سور انعام 127- آنانراست خانه سلام (دارالسلام )نزد پرورگار خویش و اوست دوست ایشان بدانچه بودند میکردند. یونس25 25- و خدا میخواند به سوی خانه سلام ( اورشلیم) و هدایت کند هرکه را خواهد به سوی راهی راست. کلمه اسلام در زبان عبري به معني صلح (Peace) مي باشد و آن تائيد مي شود با عبرائيان باب 7 آيه 2 همانطور که مي بينيم در زمان حضرت ابراهيم (Urshalem) در زمان حضرت عيسي (Jerusalem) در زمان حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) (Mosalem) و هر سه در کلمه سلام مشترک مي باشند. پس همانطور که مي بينيم يهوديت و مسيحيت و محمدي شاخه اي از اسلام است. سوره حج آيه 78 خداوند براي شما در دين بيچارگي قرار نداده است اين آئين پدر شما ا براهيم است او شما را مسلمان ناميده است تا قبل از آن که اين شريعت (منظور حضرت محمد) آمده باشد. مقالعه ای تحقیقی در این باره نوشته ام "آینده جهان اسلام. کدام اسلام؟ اسلام خدائی (جهان وطنی) یا اسلام عربی (قومیگرائی و ملیگرائی)
با تشکر:
م-مهدی |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| یورش به خانه وحی ( اسناد حمله به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در منابع اهل سنت) | أین المنتظر | 10 | 7,788 |
۲۳/تیر/۹۱ ۱۳:۵۸ آخرین ارسال: مجید121 |
|








