|
حسن عباسی:جوادی آملی بیاید با من مناظره کند، مرحوم مطهری و ...
|
|
۱۸:۰۷, ۱۴/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/فروردین/۹۱ ۱۷:۴۹ توسط عـلـی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
حسن عباسی در سال ۱۳۸۹ ، طی یک سخنرانی در دانشگاه اصفهان به بیان دیدگاههای خاص خود پیرامون فلسفه اسلامی پرداخت، بخشی از این دیدگاهها بدین شرح است:
قطعا اگر مرحوم طباطبایی و مطهری میدانستند موضوع فلسفه ماده اولیه است هیچگاه بحث فلسفه اسلامی را مطرح نمی کردند. فلسفه اسلامی آکنده از التقاط هست و نمی تواند نجات بخش باشد. انقلاب ما هم صدرایی نبوده است. به عنوان مثال صدرایی ها نتوانستند یک طرح اقتصادی حد اقل دو صفحه هم برای طرح تحول اقتصادی به صورت درست و مفید ارائه بدهند.کسانی که معتقدند که فلسفه ملاصدرا همه چیز دارد بیایند بشینند مناظره کنند (هنوز از مادرشون زاییده نشده). اگر کسی بگوید انقلاب ما صدرایی بوده یعنی میگوید انقلاب ما اسلامی نبوده و این توطئه خطرناکی است و خائن است کسی که بخواهد جا بندازد که انقلاب ما صدرایی بوده است. حکمت متعالیه ملاصدرا هزار و یک اشکال درآن هست که اگر بگویید اسلام است به قرآن و اسلام نسبت داده اید. ملا صدرا علم کلام وعرفان وفلسفه را جمع کرد و گفت این حکمت متعالیه است.کلمه حکمت متعالیه از چه می آید؟ از انتقال از علم حصولی به علم حضوری. این شد دین؟! اگر شما سرتاسر بدایه نهایه مر حوم طباطبایی را بخوانید به ایمانتان اضافه می شود؟!تقوای الهی و قرآنی در حکمت متعالیه و اندیشه ملا صدرا فراموش شده است. اوج ساعات صدا وسیما را می دهند دست صدرایی ها و چپ و راست می گویند حرکت جوهری. چه فایده؟! اسلام چیزی به نام فلسفه ندارد . فلسفه یعنی دوستداری دانش و اصلا ربطی به عقلانیت ندارد و عقلانیت قرآنی چیز دیگر است.فارابی، ابن سینا، ملاصدرا تا فلاسفه امروزی همه اشتباه کردند. فلسفه نه حکمت است و نه عقلانیت.امام خمینی درس صدرایی خوانده ولی از صدرایی بودن عبور کرده و صدرایی نیست. فلسفه عمیقا مسیر هدایت را برای شما کُند می کند چون از ماده و چیستی و وجود شروع می کند و هیچگاه حرف متقن نتوانسته بزند.(تمام فلاسفه یک حرف متقن نزده اند ولی ۱۲۴هزارنبی یک حرف زده اند). الان حکومت همه امکانات و بودجه و تریبون را دراختیار فلاسفه و حکمت متعالیه ها داده و قداست هم دارند العیاذ بالله فکر کردند فقه جعفری شیعه اند.این حجم چند صد هزار دقیقه ای تلوزیونی آقای جوادی یک نفر بگوید در جامعه اثرش چه بوده است؟! هرکجا گفتند ما حاضریم مناظره کنیم و با همان تکنیکی که در بدایه و نهایه است ثابت می کنیم که اینها نمی توانند کاری کنند. اسفار اربعه ملا صدرا ریشه در افکار افلاطون دارد و برای خودش نیست. منبع +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ برای دانلود فایل صوتی این سخنرانی، اینجا را کلیک کنید. +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ محسن غروبان:"حسن عباسی" باید امتحان نهایه دهد، بعد با او گفتگو می کنیم حجت الاسلام غرویان در پاسخ به اظهاراتی که اخیرا از حسن عباسی منتشر شده، گفت: معتقدم در ابتدا باید از آقای عباسی و امثال ایشان امتحان بدایه و نهایه بگیریم تا بعدا در مورد مسائل دیگر با هم صحبت کنیم.به گزارش خبرنگار مهر، اخیرا اظهاراتی از دکتر حسن عباسی در مورد فلسفه و عرفان اسلامی منتشر شده است. وی در این اظهارات تصریح کرد: یک نفر بگوید این حجم چند صد هزار دقیقه ای برنامه های تلویزیونی آقای جوادی آملی در جامعه اثرش چه بوده است؟! هرکجا گفتند ما حاضریم مناظره کنیم و با همان تکنیکی که در بدایه و نهایه است ثابت می کنیم که اینها نمی توانند کاری کنند. وی همچنین افزوده است که قطعا اگر مرحوم طباطبایی و مطهری میدانستند موضوع فلسفه ماده اولیه است هیچگاه بحث فلسفه اسلامی را مطرح نمی کردند. فلسفه اسلامی آکنده از التقاط است و نمی تواند نجات بخش باشد. حجت الاسلام والمسلمین محسن غرویان، عضو هیئت علمی جامعة المصطفی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) العالمیة در مورد اظهارات دکتر حسن عباسی که در پایگاه خبری - تحلیلی پارسینه منتشر شده است، گفت: معتقدم در ابتدا باید از آقای عباسی و امثال ایشان امتحان بدایه و نهایه بگیریم تا مشخص شود بدایه و نهایه را اصلا می فهمند و درست معنا و تفسیر می کنند تا بعدا در مورد مسائل دیگر با هم صحبت می کنیم. وی افزود: فکر نمی کنم که اینها بدایه و نهایه را درست فهمیده باشند و بتوانند امتحان دهند؛ کسی که اینها را نفهمیده و درست نمی تواند تفسیر کند و مراد نویسنده را بیان کند قضاوت کردن اظهارات او چه ارزشی دارد؟! غرویان در ادامه سخنانش در مورد این سخن عباسی که امام خمینی درس صدرایی خوانده ولی از صدرایی بودن عبور کرده و صدرایی نیست، تصریح کرد: امام خمینی(رحمة الله علیه) خودش در مکتب ملاصدرا مبانی ولایت فقیه را به دست آورد. بحث در این مورد زیاد است و فعلا در همین حد اظهار نظر می کنم که آقای عباسی در ابتدا باید امتحان نهایه دهند و بعد با او گفتگو کنیم. منبع |
|||
|
|
۱۸:۵۰, ۱۴/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/فروردین/۹۱ ۱۶:۰۱ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
حرفهای جالبی زده و باید واقعا خیلی مسائل رو بررسی کرد
ولی من همیشه میگم اینایی که یکطرفه در سخنرانی ها و سایتها نقد میکنن، واقعا خروجی مشخصی نداره.در همه زمینه ها بالاخره اون شخصی هم که کاری میکنه یا حرفی میزنه برای حرفهاش دلایلی داره و باید دلایل اون رو هم گوش کرد حالا یه چیز جالبتر: (۱۴/فروردین/۹۱ ۱۸:۰۷)عـلـی نوشته است: اسفار اربعه ملا صدرا ریشه در افکار افلاطون دارد و برای خودش نیست همینجا یک نتیجه جالب میگیریم و آن اینکه نقد یکطرفه و بدون حضور طرف دوم برای دفاع از حرفها و اعمالش بی فایده است. |
|||
|
|
۱۸:۵۷, ۱۴/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
باید روی حرف هایی که دکتر عباسی زده خیلی بحث بشه و علاوه بر اون باید جوانب رو در نظر رفت باید در مورد حرفاشون تحقیق کرد
ولی یه چیزه مهم کلا مدتی هست که روی ایشون زوم بشه تا شخصیت ایشون بد جلوه داده بشه منتقدان همیشه همین بلا ها سرشون زیاد میاد |
|||
|
|
۱۹:۱۹, ۱۴/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/فروردین/۹۱ ۱۹:۲۶ توسط molasadra.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام!
فرض بگیرید حرف ایشان درست(که غلط است ،واضح است ایشان حتی آشنایی کوچکی با افراد مثل سید حسین نصر و آقای داوری اردکانی ندارند وگرنه از ایشان بعید است همچین حرف هایی بزنند) این را چگونه توجیه می کنید: بيانات در ديدار گروهى از فضلاى حوزهى علميهى قم در اینجا به وضوح طرفداری رهبر معظم انقلاب از فلسفه صدرایی را مشاهده می کنید اگر در احوالات سد حسین نصر مطالعه کنید متوجه می شود که در کنفرانسی در ترکیه با استفاده از فلسفه جمعیت زیادی از ماتریالیست ها را شیعه (نه مسلمان بلکه شیعه)کرد. شما می گویید فلسفه ایمان را تقویت نمی کند من می گویم این هم مثال نقض. می گویید فلسفه را به دین چه من می گویم (به قول علامه حسن زاده آملی) قرآن و عرفان و برهان از هم جدا نیستند. به شخصه ، خواندن آثار فلسفی شهید مطهری تأثیرات فراوانی بر روی من ایمان من گذاشته. شما ها که فقط می گذارید تفسیر قرآن آقای جوادی (و احیاناً بعضی از سخنرانی های ایشان) پخش شود و اجازه ی ورود افرادی مثل عبدالرسول عبودیت ، آقای طاهرزاده، آقای داوری اردکانی به رسانه را نمی دهید توقعی بیش از این نداشته باشید. کافیست یک سرچ کوچک در اینترنت بکنید تا متجه شوید امام خمینی و اما خامنه ای از طرفداران سرسخت فلسفه اند و به همین دلیل اما خمینی مجلس تفسیر قرآن خود را در مشهد (برای حفظ وحدت جامعه) تعطیل کردند و آقای خامنه ای از انتصاب آقای جوادی به ریاست حوزه ی قوم منصرف شدند امام خامنه ای در دیدار با مردم آمل در سال 1377 فرمودند: برکات الهی بر شما، در سرسبزی زمین خلاصه نشده است: سرسبزی عالم معنا و فکر و و ذهن ، از این بالاتر است... امروز هم بحمدالله بزرگانی از این منطقه می درخشند که این دو گوهر درخشان منطقه آمل"حضرت آیت الله حسن زاده آملی و حضرت آیت الله جوادی آملی "نمونه های بارز آنند یاحق! |
|||
|
|
۱۹:۳۷, ۱۴/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
با همه احترامی که برای استاد حسن عباسی قائل هستم اما گویا ایشان در این مورد تند رفته اند و یا شاید منظور خود را درست بیان نفرموده اند و باعث برداشت های غلط گردیده است!!!
اهمیت علم فلسفه در بیان امام خامنه ای بسم الله الرحمن الرحیم یا هو یا من لا هو الا هو در طی دیداری که مقام معظم رهبری با طلاب و اساتید حوزه علمیه قم داشتند (در تاریخ 29 مهر 1389)، در چهار قسمت از سخنان پر گهر خویش، اجمالا یا تفصیلا در اهمیت علم فلسفه مطالبی بیان نمودند. دقت در صحبتهای ایشان نشان میدهد که این علم تنها به عنوان یک علم جدلی برای پاسخ به شبهات نیست، بلکه خود این علم میتواند عقاید انسان را شکل بدهد و ارزش ذاتی دارد: لعلهم یعقلون... و اینک قسمت هایی از صحبت امام خامنه ای : 1- ...اگر تحرک گرایشهای چپ و مار کسیستی و حزب توده در دهه ی 20 و اوائل دهه 30 نمی بود، کتاب ماندگاری مثل " اصول فلسفه و روش رئالیسم" تولید نمی شد و به وجود نمی آمد... 2- ...این اجتهاد باید در حوزه تقویت شود. اجتهاد مخصوص فقه هم نیست، در علوم عقلی، در فلسفه، در کلام، اجتهاد کسانی که فنان این فنون هستند، امر لازمی است. اگر این اجتهاد نباشد، خواهیم شد آب راکد. امروز حوزه نباید در صحنه های متعدد فلسفی و فقهی و کلامی در دنیا غائب باشد. این همه سوال در دنیا و در مسائل گوناگون مطرح است؛ پاسخ حوزه چیست؟ نه باید غائب باشد، نه باید منفعل باشد؛ هر دو ضرر دارد. فکر نو لازم است، پاسخ به نیازهای نو به نو لازم است که دارد مثل سیل در دنیا مطرح میشود؛ باید شما برایش جواب فراهم کنید. جواب شما باید ناظر باشد به این نیاز، و نیز ناظر باشد به پاسخ هایی که مکاتب و فرقه های گوناگون میدهند، اگر از جوابهای آنها غافل باشید، پاسخ شما نمیتواند کار خودش را انجام دهد... 3- یک مساله، مساله درس فلسفه و رشته فلسفه است. توجه بکنید اهمیت فقه و عظمت فقه نباید ما را غافل کند از اهمیت درس فلسفه و رشته فلسفه و علم فلسفه، هر کدام از اینها مسئولیتی دارند. رشته فقه مسئولیاتی دارد، فلسفه هم مسئولیت های بزرگی بر دوش دارد، پرچم فلسفه اسلامی دست حوزه های علمیه بوده است و باید باشد و بماند. اگر شما این پرچم را زمین بگذارید، دیگرانی که احیانا صلاحیت لازم را ندارند، این پرچم را بر میدارند؛ تدریس فلسفه و دانش فلسفه میافتددست کسانی که شاید صلاحیت های لازم را برایش نداشته باشند. امروز اگر نظام و جامعه ما از فلسفه محروم بماند، در مقابل این شبهات گوناگون، این فلسفه های وارداتی مختلف، لخت و بی دفاع خواهند ماند. آن چیزی که میتواند جواب شماها را بدهد، غالبا فقه نیست؛ علوم عقلی است؛ فقه و کلام. اینها لازم است. در حوزه اینها رشته های مهمی است...درس فلسفه مهم است؛ اینها رشته های بسیار با ارزشی است.... 4- ...هزاران عالم، پژوهشگر، فقیه و فیلسوف در حوزه های علمیه خواهران تربیت شوند؛ این چه حرکت عظیمی خواهد بود...اثرات بسیار عظیمی را در دنیا میگذارد؛ برای انقلاب آبروست. یاحق
|
|||
|
|
۱۹:۴۲, ۱۴/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
من قضاوت نمیکنم ...
ولی این جبهه گیری در برابر اصول فلسفه ، شبیه همان حرفی است که امام ازش گله میکرد امام میگفت بعضی در حوزه قم بودند که کاسه آب از دست آقا مصطفی نمی گرفتند میگفتند چون پدرش ( امام ) فلسفه میگوید کافر است و پسرش نجس ... فلسفه در واقع مطالعه و تفکر در مسایل کلی مربوط به موضوعاتی مثل ارزش ها و عقاید و آگاهی ها و ... است که میتنی بر دلایل منطقی است . من نمیدونم این جبهه گیری علیه اصل فلسفه از کجا نشأت میگیره ... !!! |
|||
|
|
۲۰:۲۱, ۱۴/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
سلام!
(۱۴/فروردین/۹۱ ۱۹:۴۲)دیدگاه نوین نوشته است:اگر یک سرچی در مورد مکتب تفکیک بکنید متوجه ریشه این حرف می شود( متأسفانه تفکر غالب حوزه های ما (با توجه به شناخت خودم و صحبت هایی که با حوزویان اصفهان و دیداری که از مشهد داشتم) همین تفکیک است) یا حق! |
|||
|
|
۲۰:۵۲, ۱۴/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/فروردین/۹۱ ۰:۰۴ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
ادب مرد به ز دولت اوست آقای دکتر نظرشان محترم ولی با این شیوه ای که بخواهیم همه ی گذشته و آینده را به چالش بکشیم تا سخن خود را به کرسی بنشانیم کاری درست نمی شود.توضیح: بیانات رهبری عزیز(حفظه الله) :(آبی رنگ) (۱۴/فروردین/۹۱ ۱۸:۰۷)عـلـی نوشته است: قطعا اگر مرحوم طباطبایی و مطهری میدانستند موضوع فلسفه ماده اولیه است هیچگاه بحث فلسفه اسلامی را مطرح نمی کردند. فلسفه اسلامی آکنده از التقاط هست و نمی تواند نجات بخش باشد. علامه طباطبایی(رحمة الله علیه) بارها فرموده اند و در اول بدایه و نهایه ایشان هم آمده است که موضوع فلسفه الموجود به ما هو موجود است.بنده از دکتر عباسی تعجب می کنم این جمله ی ایشان سخره گرفتن خودشان است.یعنی علامه و شهید مطهری نمی دانستند موضوع فلسفه ی اسلامی چیست!!!!! این درس اول تمامی کتب فلسفه از اشارات و شفاء تا اسفار و نهایه است که موضوع فلسفه الموجود به ما هو موجود است. همین جمله ی ایشان که می گویند ماده ی اولیه که منظورشان احتمالا همان هیولای فلاسفه است خود نشان از درک ضعیف و نادرست ایشان از فلسفه است.ماده ی اولیه جزوه یکی از منازل کوچک حکمت صدرایی است!!! چگونه ایشان که در موضوع فلسفه ناشیانه نظر می دهند داعیه مناظره با بزرگان را دارند. مكتب فلسفى صدرالمتالهین همچون همه فلسفهها در محدودهى ملیت و جغرافیا نمىگنجد و متعلق به همهى انسانها و جامعهها است. همواره همه بشریت به یك چهارچوب و استخوانبندى متقن عقلایى براى فهم و تفسیر هستى نیازمندند. هیچ فرهنگ و تمدنى بدون چنین پایهى مستحكم و قابل قبولى نمىتواند بشریت را به فلاح و استقامت و طمأنینهى روحى برساند و زندگى او را از هدفى متعالى برخوردار سازد . و چنین است كه به گمان ما فلسفهى اسلامى بویژه در اسلوب و محتواى حكمت صدرایى ، جاى خالى خویش را در اندیشهى انسان این روزگار مىجوید و سر انجام آن را خواهد یافت و در آن پابرجا خواهد گشت.(منبع) (۱۴/فروردین/۹۱ ۱۸:۰۷)عـلـی نوشته است: وظیفه ی حکمت متعالیه چیز دیگری است.حکمت به انسان دید و جهان بینی صحیح می دهد تا با درک عقلانی -الهی از عوالم وجودی ، بهترین تصمیم را با توجه به نسبت خود با آنها بگیرد.این سخن مثل این است که بگوییم چرا فقها در فیزیک مدرن نظریه ندارند. بنده می گویم انقلاب ما اسلامی است و نه صدرایی اما حکمت متعالیه ملاصدرا یکی از عواملی است که در اندیشه ی بزرگان انقلاب مشهود است.از امام(رحمة الله علیه) تا شاگردان علامه طباطبایی(رحمة الله علیه): شهید مطهری ، آیت الله مصباح، جوادی آملی ، حسن زاده ی آملی و بزرگانی چون شهید بهشتی و شخص مقام معظم رهبری(حفظه الله).چرایی این امر مجالی دیگر می طلبد. فلسفهى اسلامى، پايه و دستگاهى بوده كه انسان را به دين، خدا و معرفت دينى نزديك مىكرده است. فلسفه براى نزديك شدن به خدا و پيدا كردن يك معرفتِ درست از حقايق عالم وجود است؛ لذا بهترين فلاسفهى ما - مثل ابنسينا و ملاّ صدرا - عارف هم بودهاند. اصلاً آميزش عرفان با فلسفه در فلسفهى جديد - يعنى فلسفهى ملاّ صدرا - بهخاطر اين است كه فلسفه وسيله و نردبانى است كه انسان را به معرفت الهى و خدا مىرساند؛ پالايش مىكند و در انسان اخلاق بهوجود مىآورد. ما نبايد بگذاريم فلسفه به يك سلسله ذهنيّات مجرّد از معنويت و خدا و عرفان تبديل شود. راهش هم تقويت فلسفهى ملاّ صدراست؛ يعنى راهى كه ملاّ صدرا آمده، راه درستى است. آن فلسفه است كه انسان را وادار مىكند هفت سفر پياده به حج برود و به همهى زخارف دنيوى بىاعتنايى كند. البته نمىخواهيم بگوييم هركس در اين دستگاه فلسفى قرار نداشته باشد، اهل دنياست؛ نه، اما اين راه خوبى است. راه فلسفه بايد راه تديّن و افزايش ارتباط و اتّصال انسان به خدا باشد؛ اين را بايد در آموزش فلسفه، در تدوين كتاب فلسفى، در درس فلسفى و در انجمن فلسفه - همين كه به آن اشاره شد - رعايت كرد. اهل فلسفهاى كه ما قبلاً ديده بوديم، همه همينطور بودند؛ كسانى بودند كه از لحاظ معنوى و الهى و ارتباطات قلبى و روحى با خداوند، از بقيهى افرادى كه در زمينههاى علمىِ حوزه كار مىكردند، بهتر و زبدهتر و شفّافتر بودند.(منبع) (۱۴/فروردین/۹۱ ۱۸:۰۷)عـلـی نوشته است: کسی ادعا نکرده است که حکمت صدرایی همان عقلانیت قرآنی است.تمامی فلاسفه از جمله جناب صدرالمتالهین(رحمة الله علیه) و دیگر بزرگان بارها فرموده اند که این حکمت از سر ناچاری و محذورات است و تنها تلاش شده است که به عقلانیت الهی صحیح برسیم اما حقیقتا جز خود ائمه(علیه السلام) کسی قادر به ارائه آن عقلانیت ناب الهی نیست.چاره چیست؟!؟!؟ نمی شود که دست روی دست گذاشت.مگر فقها در اسلوب یافتن احکام همان شیوه ی ائمه(علیه السلام) را می روند؟!؟! مگر ائمه(علیه السلام) اجتهاد به شیوه ی که باید اصول و منطق و فقه جواهری وغیره خواند ، می کردند!؟!؟ آنها آنگاه که می خواستند می دانستند هر آنچه را که لازم است.پس اینگونه استدلال کنیم باید همه بشینند و منتظر نزول وحی شوند.این سخن مقالطه ای بیش نیست.همانطور که ائمه(علیه السلام) دستور به خواندن و تدبر در قرآن و احادیث فرموده اند با همان اهمیت دستور به تعقل در این عالم هستی و مراتب آن داده اند.در همین راستا بزرگانی که خود فقیه و محدث بی چون و چرا بوده اند رو به تدوین شیوه ای برای درک نظام هستی بر پایه برآورده کردن دید مورد نظر قرآن و احادیث کرده اند. به قول حضرت امام (رحمة الله علیه) حتی علم توحید که اشرف علوم است اگر در حد نظر و نقل بماند حجاب اکبر است و باری بر دوش نفس.حکمت متعالیه تحولی بود در برهانی کردن معارف و عرفان اسلامی و شیوه ای است برای درک روشن تر جهان هستی و مراتب آن. امروز دنيا و جوانان مسلمان به شما نيازمندند و دنياى سرخورده از مادّيت، چشم انتظار شماست. من يك بار در صحبتى اين را گفتم كه يكى از فضلاى برجسته زمان ما كه بهطور كامل با فرهنگ جديد آشنا بود و چند زبان مىدانست و سالها در دانشگاههاى مختلف دنيا تدريس كرده يا تعليم گرفته بود، پس از سفرى كه براى يك فرصت مطالعاتى به اروپا رفته و بازگشته بود، نوشته يا گفته بود كه امروز ذهنيّت دنياى غرب، ديگر دنبال اين زرق و برقها نيست؛ بلكه به دنبال «شيخ انصارى»ها و «آخوند ملّاصدرا»هاست! و اين ديگر حرف منِ طلبه نيست. امروز اين انسانهاى معنوى هستند كه از زير انبار تهمتها مىدرخشند و مردمى را كه در تاريكى ماديّت دست و پا مىزنند، به خود جذب مىكنند. شيخ انصارى و آخوند ملّاصدرا - يكى فقيه و ديگرى حكيمِ عارف - هر دو در دنياى غرب، با خصوصيّت زهد و عبادت فراوان، به ياد ماندنى و تاريخى هستند.(منبع) (۱۴/فروردین/۹۱ ۱۸:۰۷)عـلـی نوشته است: امام خمینی درس صدرایی خوانده ولی از صدرایی بودن عبور کرده و صدرایی نیست. بنده اکثر کتب امام (رحمة الله علیه) را مطالعه ی اجمالی داشته ام.مبانی حکمت متعالیه و عرفان نظری در آن مشهود است.مخصوصا کتاب مصباح الهدایه ایشان.عزیزان در اینترنت فایل های تصویری تفسیر سوره حمد امام موجود است، نگاهی بیندازند.چنان این تفسیر مبانی عرفانی و فلسفی داشت که عده ای امام را متهم به صوفی گری کردند!!!! دیگر از رهبری آشنا تر به تفکر امام بنده نمی شناسم.این کلام ایشان است: مرحوم صاحب حدائق با مرحوم وحيد بهبهانى، نقطهى مقابل؛ هر دو در كربلا زندگى ميكردند؛ معاصر، مباحثه هم ميكردند با هم. يك شب در حرم مطهر سيدالشهدا (سلاماللَّهعليه) اينها سر يك مسئلهاى شروع كردند بحث كردن، تا اذان صبح اين دو نفر روحانى ايستاده - حالا وحيد بهبهانى آنوقت نسبتاً جوان بوده، اما صاحب حدائق پيرمردى هم بوده - بحث كردند! مباحثه هم ميكردند با هم، منازعه هم ميكردند، اما هر دو هم بودند، هر دو هم درس ميگفتند. من شنيدم كه شاگردان وحيد - كه وحيد تعصب شديدى عليه اخباريها داشت - مثل صاحب رياض و بعضى ديگر از شاگردان وحيد، ميرفتند درس صاحب حدائق هم شركت ميكردند! اينجورى بوده؛ ما تحمل را در حوزه بايد بالا ببريم. خوب، يكى مشرب فلسفى دارد، يكى مشرب عرفانى دارد، يكى مشرب فقاهتى دارد، ممكن است همديگر را هم قبول نداشته باشند. من چند ماه پيش از اين، در مشهد گفتم كه مرحوم آ شيخ مجتبى قزوينى (رضواناللَّه تعالى عليه) مشرب ضديت با فلسفهى حكمت متعاليه، مشرب ملاصدرا، داشت - ايشان شديد، در اين جهت خيلى غليظ بود - امام [خمینی] (رضوان اللَّه عليه) چكيده و زبدهى مكتب ملاصدراست؛ نه فقط در زمينهى فلسفىاش، در زمينهى عرفانى هم همينجور است. خوب، مرحوم آ شيخ مجتبى نه فقط امام را قبول داشت، از امام ترويج ميكرد تا وقتى زنده بود. ترويج هم از امام كرد؛ ايشان بلند شد از مشهد آمد قم، ديدن امام. مرحوم آ ميرزا جواد آقاى تهرانى در مشهد جزو برگزيدگان و زبدگان همان مكتب بود، اما ايشان جبهه رفت. با تفسير حمد امام كه در تلويزيون پخش ميشد، مخالف بودند؛ به خود من گفتند؛ هم ايشان، هم مرحوم آقاى مرواريد، اما حمايت ميكردند. از لحاظ مشرب و ممشا مخالف، اما از لحاظ تعامل سياسى، اجتماعى، رفاقتى، با هم مأنوس؛ همديگر را تحمل ميكردند. در قم بايد اينجورى باشد.(منبع) (۱۴/فروردین/۹۱ ۱۸:۰۷)عـلـی نوشته است: عجیب است این دیگر چه ادبیات و استدلالی است.آیت الله جوادی(حفظه الله) در تلویزیون اکثرا بحث تفسیر دارند و چه کسی تفسیر قرآنی دقیقتر از ایشان ارائه می کند تا همان پخش شود. این دیگر چه سخنی است که تاثیر این برنامه ها کجاست!!!!؟!؟! بنده بسیاری را می شناسم که پای تفسیر استاد از تلویزیون نشسته و کسب علم می کنند و زیاد هم در کارها و تفکرشان موثر بوده است.دکتر عباسی بفرمایند پس سخن چه کسی موثر بوده است؟؟؟؟ حتما ایشان معتقند چون پیامبرانی هم در تبلیغشان موفق نبودند مشکل فلسفه داشته اند!!!! خدایا پناه به خودت......
ما ایرانیان بیش از همه به این فلسفه الهى وامدار و بیش از همه در برابر آن مكلفیم. دوران ما با دمیدن خورشیدى چون امام خمینى كه یگانهى دین و فلسفه و سیاست و خود یكى از صاحبنظران برجسته در حكمت متعالیه بود، و نیز با حوزهى درسى و تحقیقى پربركت حكیم علامهى طباطبایى كه استاد یگانه مبانى ملاصدرا در طول سى سال در حوزهى قم به شمار مىرفت، و تلاش تلامذه و هم دورههاى آنان، بىشك دورهى با بركتى براى فلسفه الهى است. و اكنون برپایى این گردهمایى بزرگ از فرزانگان ایرانى و غیرایرانى مژدهى آگاهیهاى ژرفتر و گستردهترى در باب فلسفه ملاصدرا مىرساند. شاید این یكى از موجباتى شود كه مسیر مستقیم و تكاملى و نامتناقض فلسفه كه از ممیزات فلسفهى اسلامى بویژه پس از روشن شدن مشعل حكمت صدرایى است، در ذهن اندیشوران و فیلسوفان غرب، با مسیر پرتقاطع و پرتناقض و پرنشیب و فراز فلسفه غربى در همین چهارصد سال مقایسه شود و فرصت تازهاى براى نقد و بحث در باشگاه جهانى معرفت و استدلال عقلانى، فراهم آید.(منبع) در پایان کلام را به سخنی از مقام معظم رهبری عطر آگین می کنم : فلسفهى اسلامى - همانطور كه شما فرموديد و درست هم گفتيد - فقه اكبر است؛ پايهى دين است؛ مبناى همهى معارف دينى در ذهن و عمل خارجى انسان است؛ لذا اين بايد گسترش و استحكام پيدا كند و برويَد و اين به كار و تلاش احتياج دارد. مركز فلسفه هم بايد حوزهى علميه باشد. يكى از بزرگترين خسارتهايى كه ما كرديم، اين بوده كه مركز فلسفهى اسلامى از حوزهى علميه به مناطق مختلف منتقل شده است. بعضى از آقايانِ اساتيد فلسفه، ماه رمضان پيش من بودند؛ مىگفتند برخى از آقايانى كه اصلاً اهليّت ندارند، در مساجد فلسفه تدريس مىكنند و ناقص و سطحى و به عمق نرسيده و جويده جويده مطالبى را دست افراد مىدهند. اينها خسارت است؛ ما نبايد بگذاريم اين كار ادامه پيدا كند. من خدمت آقاى «جوادى» و آقاى «مصباح» هم به تفاريق مكرّراً گفتهام بايد كارى كنيم كه قم از مركزيّت و مرجعيّتِ فلسفه نيفتد و قطب اصلىِ فلسفهى اسلامى همچنان باقى بماند. بنابراين در اين زمينه هرچه شما تلاش كنيد، بجا و بحق خواهد بود. همه بايد تلاش كنند؛ مديريّت حوزه و اساتيد فلسفه هم بايد تلاش كنند. طلّابِ فلسفه را بايد تشويق كرد.(منبع) التماس دعا
|
|||
|
|
۲۰:۵۶, ۱۴/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
دکتر حسن عباسی خودشون کارشناسی و ارشدشون فلسفه هستش بهتر نیست که بیشتر رویه حرفاش فکر کرد و کل سخنانشون رو در آورد اینطوری می شه همون کات کردن و به جایی نمی رسیم بهتره کل حرفاش رو ذکر کنید تا ببینیم اصلا چرا این بحث رو انجام دادن و نتیجه اش چی بوده!!!
|
|||
|
|
۲۱:۱۴, ۱۴/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
سلاممن نمیخوام در مورد صحبت ایشون قضاوت کنم و نظرم رو هم نمیگم اما این مطلبی که فرمودند حرف جدیدی نیست ، بلکه یکی از بحثهایی هست که در حوزه وجود داره و طرفداران و منتقدان خودش رو داره یک بار هم برنامه زاویه یک گفتگویی گذاشت، که البته هیچ لزومی نیست این بحث های خیلی تخصصی رسانه ای بشه (آقا هم اگر اشتباه نکنند همین رو فرموده بودند) ، که متاسفانه نتیجه ای هم نداشت؛ به دلایل مختلف!من نرسیدم گفتگوی تمام دوستان رو بخونم اما چیزی که در یک چشم دیدم این بود که بعضی ها (این در برنامه زاویه از طرف طرفدار فلسفه هم وجود داشت، متاسفانه!!) با نام بردن از بزرگان و افراد مشهور که موافق یکی از دیدگاهها هستند مانع از این میشن که بحث عقلانی مطرح بشه و حتی ممکنه شخصیت اون بزرگواران هم شکسته بشه یا از ابهتشون (البته درحد و اندازه اش و نه بالاتر !!) کاسته بشه !! و مسلما این چیزی نیست که طرفین مدعی بخوان!!!ضمن اینکه این افراد هیچ کدوم معصوم نیستند و این بحث ها هم در حوزه اصول دین و اعتقادات قرار میگیره که جنبه تقلیدی نداره (مثلا عرفان یا فلسفه به بحث های اعتقادی برمیگرده از خدا و ...) و تقلید هم در این حیطه (اصول دین) جایز نیست!و یک عرض دیگه هم خدمت بزرگواران داشتم این که
همه ما میدونیم این اشخاص معصوم نیستند اما بعضی اوقات بیش از حد سنگشون رو به سینه میزنیم ، که بعضا مورد پسند بزرگواران هم نیست، اما امام علی علیه السلام هم که معصوم بودند در جنگ جمل به یکی از افراد که راهنمایی میخواست و راه رو گم کرده بود فرمودند که اول حق رو بشناس و بعد افراد رو بر اساس اون بسنج!!! من فقط خواهشم این هست که بیاید اول حق رو بشناسیم و بعد ببینیم کدام حرف و کدام عقیده به این حق نزدیکتر ، و در بهترین حالت منطبق با حق، هست |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اظهارات تامل برانگیز آیت الله جوادی آملی | Reza2035 | 19 | 7,947 |
۲۶/اردیبهشت/۹۳ ۲۱:۴۸ آخرین ارسال: Havbb 110 |
|










