کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تخصص در دین!! (کی حق نظر دادن در حوزه ی دین رو داره؟)
۱۶:۴۷, ۱۷/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #1

بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان ، اخیرا دیدم بحثهایی مطرح میشه سر اینکه : "فقط فقیه باید در حوزه ی مسائل دینی نظر بدهد"


در این حوزه آقا وحید با گذاشتن سخنرانی هایی از آیت الله صمدی + در بحثهای شفاهی ، و علی آقا ناظر این بخش هم بارها این نکته رو متذکر شدند....


میخواستم پیشنهاد بدم که اگه موافق باشید ، یکبار برای همیشه مفصل یه بحث خوب داشته باشیم در این زمینه ، تا از این به بعد دیگه اگه گفتیم فلانی مرجع نیست دیگه بحثی توش نباشه و نحوه ی گوش کردن به سخنرانی های مختلف هم دست بعضی از دوستان بیاد!!!


=====

برای ابتدای بحث من یه سوال مطرح میکنم ببینیم به کجا میرسیم.

همه قبول داریم که برای مسائل فقهی و مسائل شرعی باید به مرجع تقلید که فقیه هست مراجعه کنیم و برای دانستن احکام باید به رساله ی علمیه که بازم فقیه نوشته مراجعه کرد.

ولی سوال من اینجاست که این انحصار تا چه حد در دست فقهاست؟ یعنی به عنوان مثال ، آقای دکتر عباسی که فقیه نیست ، حق نداشته بحثی با عنوان "سنت حسنه" رو مطرح کنه و توی اون به بررسی دکترین های معصومین بپردازه؟

یا مثلا آقای رائفی پور حق نداشته بحث عبرتهای بنی اسرائیل رو مطرح کنه؟ (البته دوستانی اخیرا روی این موضوع تشکیک کردند که بنده هم زیاد روش تاکید نمیکنم)


Heart یا علی (علیه السلام) Heart
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، Mohammad Trust ، Admirer ، وحید110 ، MohammadMeraj ، 59-11(یامهدی) ، zarati313 ، Amirsaeed ، black ، mhvvhm ، یاران مهدی ، سرباز سید علی ، دل خسته ، rahi ، saloomeh ، AMINI ، SARV ، heaven ، شهرام ، خاک ، m.hossein ، عبدالرحیم ، مجید املشی

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۳۶, ۶/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۱ ۱۰:۳۷ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #41
آواتار
(۶/مرداد/۹۱ ۴:۴۶)omoridi نوشته است:  ببینم نمیشه به جای 29 روز 40 روز روزه گرفت؟ واقعا اگر نمیشود، برید یک تجدید نظر در مطالعات اسلامی خود بکنید.
نماز شکسته را کامل بخونی چی میشه؟
سلام
بنده باید مطیع باشه ، و الا بنده نیست و طاغی هست.اگر خداوند متعال می فرماید 29-30 روز روزه بگیرید و شما بیشتر بگیرید ، به اسم دین ، این کار بدعت و حرام هست و بدعت جزو بدترین گناهان هست.حتی اگر روز عید فطر روزه بگیرید قطعا حرام هست.دین که بازی نیست ، اطاعته ، ما هم از خودمون قدرتی نداریم ، باید بندگی کنیم.
این جور حرف ها اگر بیشتر از حرف باشه و بره به سمت اعتقاد ، به کفر نزدیک میشه.لطفا مراقب باشید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hooman-za ، aleerz ، وحید110 ، Havbb 110 ، علی 110 ، azade
۱۶:۳۸, ۶/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #42
آواتار
به به، باز هم کم آوردید انگ کافر و بدعت گذاشتید؟؟ عزیز من 40 روز که سهله 60 روز هم میتونی روزه بگیری. اینکار نحی نشده که هیچ سفارش هم شده، پس اگر تا بحال نمیدانستی، این مطلب را خوب مطالعه کنید، شاید اندیشه شما بیدار شود.

شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان وصل مى‌كرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر كه یك روز از ماه مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است كه چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحاب من مى‌دانید این چه ماهى است؟ این ماه شعبان است و حضرت رسول صلى الله علیه و آله مى‌فرمود شعبان ماه من است پس در این ماه براى جلب محبت پیغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بدارید. به حقّ آن خدایى كه جان علىّ بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند یاد مى‌كنم كه از پدرم حسین بن على علیهماالسلام شنیدم كه فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین علیه السلام كه هر كه روزه بگیرد در ماه شعبان براى جلب محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست می‌دارد و در روز قیامت كرامت خود را نصیب او می‌گرداند و بهشت را براى او واجب می‌کند.

شیخ از صفوان جمال روایت كرده كه گفت :
حضرت صادق علیه السلام به من فرمود كسانى را كه در اطراف تو هستند را بر روزه گرفتن در ماه شعبان ترغیب کن. گفتم فدایت شوم مگر در فضیلت آن چیزى هست؟ فرمود: بله همانا كه رسول خدا صلى الله علیه و آله هر گاه هلال ماه شعبان را مى‌دید به مُنادیى امر مى‌فرمود كه در مدینه ندا مى‌كرد: اى اهل مدینه من رسولم از جانب رسول خدا صلى الله علیه و آله به سوى شما.

ایشان مى‌فرماید آگاه باشید همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه یارى كند مرا بر ماه من یعنى روزه در آن ماه روزه بگیرد.

سپس از حضرت صادق علیه السلام و ایشان از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرد که مى‌فرمود:

از زمانى كه شنیدم منادى رسول خدا صلى الله علیه و آله ندا كرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتى كه حیات دارم ان شاء الله تعالى.

سپس مى‌فرمود كه روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خدا است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۵۶, ۶/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #43
آواتار
نقل قول:به به، باز هم کم آوردید انگ کافر و بدعت گذاشتید؟؟ عزیز من 40 روز که سهله 60 روز هم میتونی روزه بگیری. اینکار نحی نشده که هیچ سفارش هم شده

جناب مریدی مثل همیشه چیزی مینویسید که منظورتان نیست !

برداشتی که از نوشته شما میشود:

بسیاری از مطالب که به عنوان دین شناخته میشود اضافی و قابل تغییر و تبدیل است و اصولا جزو دین نبوده و ما اضافه کرده ایم!

جواب به شما در قالب مثال بود که :

یا یک حکم از طرف خدا هست یا نیست . و این قابل بحث است . مدت روزه و قرص و ... مثال بود . که در مثال مناقشه نیست

حالا هم که میفرمایید کلا منظورتون اون نبوده!

همین روزه مستحب هم چون حضرت حق فرموده از طریق قران پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و معصومین(علیه السلام) قابل انجام است و ما حق نداریم ذرررره ای کم و زیاد کنیم . وگر نه میشود بدعت

میماند ۲ بحث که ایا معصوم(علیه السلام) حق تشریع دارد . حدودش چیست

و اینکه ایا فلان حکم را شرع (قران و سنت ) فرموده یا نه

در پناه خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، azade ، دل خسته ، Havbb 110
۱۶:۵۶, ۶/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۱ ۱۷:۰۶ توسط omoridi.)
شماره ارسال: #44
آواتار
جناب بیداری از شما تشکر میکنم متن شما قابل تامل بود، حرف من از پستی که دادم به پاسخ رسیدن اون سوالات نبود، هدف این بود که اگر اصل را که همان خدای متعال است را بتونی درک کنی و با او انس بگیری، از این به بعد ناخود آگاه وقتی وارد مکانی میشی، اسم اونو یاد میکنی، غذا میخوری، خدا را سپاس میگویی، به اراده او همه کارها را انجام میدهی، هر لحظه که خوابیدی، ذکر او را میگویی.
ولی اگر نتونی با او انس بگیری و بشناسیش، وقتی میگن آقا باید 30 روز روزه بگیری، میگی که چی بشه؟
میگن باید نماز بخونی! میگه شما که خوندید چی شد؟
باید غسل بگیری، وقتی حموم میرم تمیز تر از اون غسلی که میگید میشم!
و هزاران مثال دیگه، وقتی تو نتونی اصل را دریابی، چه واجباتی که معین کرده و چه مستحباتش برات غیر لازم میشه، ولی اگر او را درک کنی، سر منشا همه دستورات بصورت واضح در قرآن آمده، اگر کارهایی که گفته را انجام و کارهایی که گفته انجام ندهید را انجام ندهید، هیچگاه مشکل دیگری پیش نخواهد آمد.
همیشه مشکلات از جایی شروع میشود، که برای کار خود دنبال کلاه شرعی میگردیم. آنجاست که باید یک وکیل دینی پیدا شود تا ترفندی پیدا کند که شما را تبرعه نماید.

راستی آقا وحید! شما از کل اون مطلب فقط اون سوالات را دیدید! دیگه چیزی نبود؟؟ خوب چرا درباره ولایت فقیه نظری ندادی؟ درباره اونم نظر میدادی خوب!! شاید منظورت این بوده که اون هم بدعت است!
راستی آقا وحید همیشه چیزی مینویسم که منظورم هست! ولی نه اون منظوری که شما برداشت میکنید! اگر مثال میزنم میخواهم خواننده آگاه شود، که از این بین فقط 2 3 نفری فقط اشتباه برداشت میکنند!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۰۱, ۶/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #45
آواتار
نقل قول:همیشه مشکلات از جایی شروع میشود، که برای کار خود دنبال کلاه شرعی میگردیم. آنجاست که باید یک وکیل دینی پیدا شود تا ترفندی پیدا کند که شما را تبرعه نماید.

این رو باید موردی بیان کنید
برای این کار هم تخصص فقهی لازمه که اقلا حاصل ۱۵ سال تحصیل محکم و پیوسته هست .

مثلا شما برای اینکه حکم را از ایات و روایات کشف کنید باید بر قران . تفسیر . شان نزول و ...
روایات . علم رجال سند و ...
اصول فقه و ادله شرعیه و ... اشراف داشته باشید تا بفهمید چه چیزی حکم است و چه چیزی حکم اشتباه یا به قول شما کلاه شرعی

باز هم میگویم فقه اصلا و ابدا علم ساده و راحتی نیست و بسیار بسیار تحصیل و تجهد و مطالعه و مداقه لازم دارد

در پناه خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، azade ، دل خسته ، عبدالرحیم ، Havbb 110
۱۷:۱۸, ۶/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #46
آواتار
دو مسئله ی بی ربط رو داری مطرح میکنی
اصول دین رو تحقیقی باید بهش برسی
بعد از اینکه فهمیدی اصول دینت رو و معتقد شدی
و پذیرفتی که میخواهی عبودیت کنی
معنای عبودیت اطاعت از معبود است
و در اطاعت در مباحث فروع دین دیگر گفتن جملاتی از این دست که
نقل قول:
من تا نفهمم چرا باید سی روز روزه بگیرم
یا چرا باید 4 رکعت باشه نماز مغرب
و تا اینها رو نفهمم بهش عمل نمیکنم
و این گونه جملات دیگه بهش عبودیت نمیگن
همون انانیت است
بهش بندگی نمیگن
باز همان نفس پرستی است
در فروع بنا بر اطاعت است و صد البته خوب است که همینها هم سعی بشه که انسان برود دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد چرایی ها و مفاهیم کیفیش
بر خلاف تهمت شما که گفتید:

(۶/مرداد/۹۱ ۴:۴۶)omoridi نوشته است:  علی جان باز هم مثل همیشه به ظواهر نگاه میکنی، چرا به عمق مساله نمینگری؟


بنده اگه دنبال ظواهر بودم
بیش از 3000 تابیک در بتیین شبهات و معارف دین نمیزدم
یا دعوت به مطالعه ی چنین کتبی نمیکردم:


معرفی کتاب اسرار الصلاه تألیف آیت الحق جناب میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

کتابی فوق العاده ارزشمند برای طالبان سلوک الی الله

کتابی که مطالعه اش برای هر منتظری مفید است!!!!!!!


طالبین ثبتنام در گردان حسن بن علی باید این کتاب را بخوانند!!!!!!!!***!


(A)حقیقت ایمان و کفر چیست؟!!#


کتابی بسیار مفید در مورد اصول عقاید شیعه 12 امامی

و......

شما چرا اعتراف نمیکنید که این جمله ی شما یک انحراف و اعتقاد غلط مسلم دینی است؟
مگر اثبات نشد
چرا نمیگید من اشتباه کردم
هی توجیه بافی میکنی؟
اینها جملات بی پایه و من در آوردی و انحرافی است مسلم!
غلط ترین بخش صحبت شما این جمله ی بسیار بسیار غلط و انحرافی است!!!!!!!!!!!
(۶/مرداد/۹۱ ۲:۱۱)omoridi نوشته است:  مگر حدیث نیست، زمان ظهور امام زمان همه عالم دین میشند! این یعنی چی؟ یعنی همه به به تمام مسایل دینی واقف میشوند؟ یا اینکه این پر و بالهای الکی که به دین دادیم را کنار میزاریم و به اصل میرسیم. چقدر باید خودمون را درگیر ظواهر دین کنیم و از اصل اون غافل بشیم.


لابد اینجا هم امام جواد علیه السلام نعوذاً بالله پرو بال الکی به دین خدا داده اند
مناظره ی امام جواد علیه السلام با یحی بن اکثم!
در مجلسی که بنی عباس با اجازه مأمون برای آزمایش مقام علمی امام جواد علیه السلام برگزار کرده بودند، یحیی بن اکثم بزرگترین قاضی آن روزگار برای مناظره حضور داشت. امام جواد علیه السلام نیز در حالی که نُه سال بیشتر نداشت وارد مجلس شد و در جایگاه مخصوصی که به سفارش مأمون برایش درست کرده بودند نشست. گروه‌های مختلف مردم نیز در مجلس حضور داشتند.

در آن مجلس يحيي رو به مأمون كرد و گفت: «اجازه مي‎دهي سؤالي از اين جوان بنمايم؟»
مأمون گفت: «از خود او اجازه بگير.»
يحيي از امام جواد ـ عليه‎السّلام ـ اجازه گرفت: امام فرمود‌: «هر چه خواهي بپرس.»
يحيي گفت: «دربارة شخصي كه مُحْرِم بوده و در آن حال حيواني را شكار كرده است چه مي‎گوئيد؟[2]»

امام جواد ـ عليه‎السّلام ـ فرمود:
«آيا اين شخص، شكار را در حِلّ (خارج از محدودة حرم) كشته است يا در حرم؟
عالم به حرمت، شكار در حال احرام بوده يا جاهل؟
عمداً كشته يا به خطا،
آزاد بوده يا برده؟
صغير بوده يا كبير؟
براي اولين بار چنين كاري كرده يا براي چندمين بار؟
شكار او از پرندگان بوده يا غير پرنده؟
از حيوانات كوچك بوده يا بزرگ؟
باز هم از انجام چنين كاري اِبا ندارد يا از كردة خود پشيمان است؟
در شب شكار كرده يا در روز؟
در احرام عمره بوده يا در احرام حج؟!»

يحيي بن اكثم از اين همه فروع كه امام براي اين مسأله مطرح نمود، متحير شد و آثار ناتواني و زبوني در چهره‎اش آشكار گرديد و زبانش به لكنت افتاد به طوري كه حضار مجلس ناتواني او را در مقابل آن حضرت نيك دريافتند.
مأمون گفت: «خداي را بر اين نعمت سپاسگزارم كه آنچه من انديشيده بودم همان شد.»
سپس به بستگان و افراد خاندان خود نظر انداخت و گفت: «آيا اكنون آنچه را كه نمي‎پذيرفتيد دانستيد؟!»
آنگاه پس از مذاكراتي كه در مجلس صورت گرفت، مردم پراكنده گشتند و جز نزديكان خليفه، كسي در مجلس نماند.
مأمون رو به امام جواد ـ عليه‎السّلام ـ كرد و گفت: «قربانت گردم خوب است احكام هر يك را كه در مورد كشتن صيد در حال احرام مطرح گرديد، بيان كنيد تا استفاده كنيم.»
امام جواد ـ عليه‎السّلام ـ فرمود:
«بلي،
اگر شخص مُحْرِم در حِلّ (خارج از احرام) شكار كند و شكار از پرندگان باشد، كفاره‎اش يك گوسفند است
و اگر در حرم بكشد كفاره‎اش دو برابر است؛
و اگر جوجة پرنده‎اي را در بيرون حرم بكشد، كفاره‌اش يك برّه است كه تازه از شير گرفته شده باشد،
و اگر آن را در حرم بكشد هم برّه و هم قيمت آن جوجه را بايد بدهد؛
و اگر شكار از حيوانات وحشي باشد، چنانچه گورخر باشد، كفاره‌اش يك گاو است و اگر شتر مرغ باشد كفاره‎اش يك شتر است و اگر آهو باشد كفارة آن يك گوسفند است
و اگر هر يك از اينها را در حرم بكشد كفاره‎اش دو برابر مي‎شود.

و اگر شخص مُحْرِم كاري بكند كه قرباني بر او واجب شود، اگر در احرام حج باشد بايد قرباني را در «مني» ذبح كند
و اگر در احرام عمره باشد بايد آن را در «مكّه» قرباني كند.
كفاره شكار براي عالم و جاهل به حكم، ‌يكسان است؛ منتها در صورت عمد، (علاوه بر وجوب كفاره) گناه نيز كرده است، ولي در صورت خطا، گناه از او برداشته شده است.
كفارة شخص آزاد بر عهدة خود اوست و كفارة برده، ‌بر عهدة صاحب اوست
و بر صغير، ‌كفاره نيست ولي بر كبير، واجب است
و عذاب آخرت از كسي كه از كرده‎اش پشيمان است برداشته مي‎شود، ولي آنكه پشيمان نيست كيفر خواهد شد.»

مأمون گفت: «احسنت اي ابا جعفر! خدا به تو نيكي كند! حال خوب است شما نيز از يحيي بن اكثم سؤالي بكنيد، همان طور كه او از شما پرسيد.»

در اين هنگام ابوجعفر ـ عليه‎السّلام ـ به يحيي فرمود: «بپرسم؟»
يحيي گفت: «اختيار با شماست فدايت شوم،‌ اگر توانستم پاسخ مي‎گويم و گرنه از شما بهره‎مند مي‎شوم.»

ابو جعفر ـ عليه‎السّلام ـ فرمود:
«به من بگو در مورد مردي كه در بامداد به زني نگاه مي‎كند
و آنگاه حرام است،
و چون روز بالا مي‌آيد آن زن بر او حلال مي‌شود،
و چون ظهر مي‎شود باز بر او حرام مي‎شود،
و چون وقت عصر مي‎رسد بر او حلال مي‎گردد،
و چون آفتاب غروب مي‎كند بر او حرام مي‎شود،
و چون وقت عشاء مي‎شود بر او حلال مي‎گردد
و چون شب به نيمه مي‎رسد بر او حرام مي‎شود،
و به هنگام طلوع فجر بر وي حلال مي‎گردد؟
اين چگونه زني است و با چه چيز حلال و حرام مي‎شود؟»

يحيي گفت: «نه به خدا قسم؛ من به پاسخ اين پرسش راه نمي‎برم، و سبب حرام و حلال شدن آن زن را نمي‎دانم،‌اگر صلاح مي‎دانيد از جواب آن، ما را مطلع سازيد.»
ابو جعفر ـ عليه‎السّلام ـ فرمود:‌ «اين زن، كنيز مردي بوده است.
در بامدادان، مرد بيگانه‎اي به او نگاه مي‎كند و آنگاه حرام بود،
چون روز بالا مي‎آيد، كنيز را از صاحبش مي‎خرد و بر او حلال مي‎شود،
چون ظهر مي‎شود او را آزاد مي‎كند و بر او حرام مي‎گردد،
چون عصر فرا مي‎رسد او را به حبالة نكاح خود در مي‎آورد و بر او حلال مي‎شود،
به هنگام مغرب او را «ظهار» مي‎كند[3] و بر او حرام مي‎شود،
موقع عشا كفارة ظهار مي‎دهد و مجدداً بر او حلال مي‎شود
چون نيمي از شب مي‎گذرد او را طلاق مي‎دهد و بر او حرام مي‎شود
و هنگام طلوع فجر رجوع مي‎كند و زن بر او حلال مي‎گردد.[4]»


اینکه ما جاهل به احکام خدا هستیم معنایش این نیست که خدا در ریز به ریز موارد زندگی انسان حکم در دینش ندارد!!!!!!!


روایت از امام رضا علیه السلام داریم که فقط نماز چهار هزار باب فقهی دارد
باب فقهی فراتر از مسئله ی فقهی است



دین خدا و قوانین دین خدا و دستورات دین خدا ملاک است
خدا رضای خود را با دستورات دینش مشخص کرده
واگذار نکرده به تشخیص خودمان و میل و برداشت خودمان
اینکه یک معامله چگونه مورد رضای دین خداست
باید برود ببیند احکام معامله چیست
اینکه دستشویی رفتن چگونه مورد رضای خداست باید ببیند احکام دستشویی رفتن چیست
اینکه هر عملی را که میخواهد انجام دهد باید ببیند حکم و نظر خدا چیست و بر طبق آن عمل کند
معنای عمل بر طبق تقوا
عمل به دستورات و قوانین دین خداست
امیر المومنین ، امام العارفین سر سوزنی از عمل به احکام بسیار پر شاخ و برگ دین تختی نکرده است!!!!!!!!!!!!
این که توهم کنیم که حقیقت معرفت خدا از راهی جز عمل به احکام بسیار پر شاخ و برگ دین در سرتاسر اعمال انسان از کوچکترین تا بزرگترین تصمیمها حاصل میشود
توهمی بیش نیست!!!!!!!
و انحرافی عظیم است!!!!!!!!
آنها كه طريقت را در عرض شريعت قرار داده و خيال كرده‏اند طريقت راهى است و شريعت راهى ديگر، در مسيرى گام برداشته‏اند كه دير يا زود نشانه‏هاى بطلان راه آنان ظاهر خواهد شد.


اظهارات شما در این مواردی که نقل قول از شما گذاشتم کاملاً من در آوردی است که جایگاهی در دین خدا ندارد و کاملاً انحرافی است

فطرت نمیتواند احکام تشریعی دین خدا را بدست بیاورد

بشر هیچ گاه بی نیاز از آداب بسیار گسترده ی احکام شریعت نیست
و رسیدن به حقایق هم جز از مسیر عمل به احکام ظاهری شریعت امکان پذیر نیست!


اگه لازم باشه باز هم روی تک تک جملاتی که ریشه در اعتقادات مخالف دین و انحرافی من در آوردی شما دارد میشه بحث کرد!!!!!!!!!

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، azade ، fazel ، saloomeh ، heaven ، دل خسته ، m.hossein ، عبدالرحیم ، Havbb 110
۱۸:۱۳, ۶/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۱ ۱۸:۱۵ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #47
آواتار
(۶/مرداد/۹۱ ۱۶:۳۸)omoridi نوشته است:  به به، باز هم کم آوردید انگ کافر و بدعت گذاشتید؟؟ عزیز من 40 روز که سهله 60 روز هم میتونی روزه بگیری. اینکار نحی نشده که هیچ سفارش هم شده، پس اگر تا بحال نمیدانستی، این مطلب را خوب مطالعه کنید، شاید اندیشه شما بیدار شود.


سلام
بنده انگ نزدم ، واقعیت طلب رو گفتم در جهت اطلاع شما ، اما شما چرا برداشت منفی می کنید؟
بالاخره بنده وقتی ببینم شخصی داره مسیر اشتباه می ره ، بر من واجب هست بهش تذکر بدم ، "المومن مرآة المومن"
ببینید ، 29 روز و 30 روز هیچ ، اگر شما یک روز بیشتر به نام روزه واجب بگیرید ، این مصداق بدعت می شه.همانطور که خلیفه دوم نماز مستحب رو به جماعت می خوند ، بر اساس معیار شما ، پس باید گفت "چه اشکالی داره ، نماز نمازه و مورد رضای خدا ، نماز جماعت هم که ثوابی چندین برابر داره ، خوب چرا نماز مستحب رو به جماعت نحونیم؟" ، خوب این تفکر بدون داشتن تخصص در حوزه دین برابر با بدعت هست ، حالا اگر بنده شما رو آگاه نکنم و شما به تباهی کشیده بشید و بعدا چند نفر پیرو شما بشند ، راه توبه یلی سخت خواهد بود ، پس به این خاطر هم بنده به شما به عنوان دوست تذکر می دم تا در چاهی که حواستون بهش نیست نیفتید.
دین خدا بسیار بسیار دقیقه ، یک نقطه از اجکام دین رو هم نمی شه جا به جا کرد ، تعداد یک ذکر رو هم نمی شه بدون دلیل کم و زیاد کرد ، شما ذکر تسبیحات اربعه رو بدون دلیل چهار تا بخونید ، نمازتون باطل می شه ، شما دعای "الهی عظم البلاء" با این همه ثواب رو در دعای دست به صورت کامل بخونید ، نمازتون باطل می شه ، شما آخر صلوات تشهد ، به نام تشهد "و عحل فرجهم" اضافه کنید نماز باطل می شه ، در حالی که اگر به عنوان ذکر و نه تشهد بگید ، ثواب هم می برید.
اصلا چرا راه دور بریم! در امر ازدواج که جزو بهترین اعمال هست ، شما یک نکته در خطبه عقد کم و زیاد کنید ، یا حرفی رو بد ادا کنید ، زندگی آینده شما می شه دروازه ای به سمت جهنم.
دین خدا خیلی دقیق هست ، همونطور که اگر در یک سیستم رایانه ای شما جای یک آی سی رو با آی سی دیگه عوض کنید ، تمام رایانه به هم می ریزه ، در دین خدا امر بسیار حساس تر هست و باعث بدعت میشه ، و بدعت های متعدد باعث خواهد شد دین اسلام تبدیل بشه به چیزی که به جای عابد ، بمب متحرک زنده تربیت می کنه.

در ضمن مثال هایی هم که آوردید ، به عنوان روزه مستحب هست ، نه روزه واجب.روزه واجب (البته غیر از روزه هایی که با نذر و امثالهم واجب میشند) که در قرآن آمده ، 29 یا 30 روز هست و بس.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، علی 110 ، Havbb 110 ، بیداری اندیشه ، عبدالرحیم
۲۰:۰۴, ۶/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #48
آواتار


(۶/مرداد/۹۱ ۲:۲۰)دوست خدا نوشته است:  اقای omoridi با این قسمت حرفتون کاملا موافقم بنظر بنده هم ما بیاد فقط یک مرجع داشته باشیم که احکام را بیان کند. نه اینکه این همه مرجع وجود داشته باشد



دوستان نظراتی میدهند که نه امام خمینی به آنها معتقد بوده است و نه مقام معظم رهبری!!!!!!!!!!!


[/quote]


اولا نگویید نه امام معتقد بوده و نه رهبری. بلکه بگویید انها چنین چیزی را نگفته اند دوماً.مسلم است که امام خمینی و مقام معظم رهبری نباید چنین چیزی را بگویند؟ نکند انتظار دارید که بیایند و بگویند اقا فقط من مرجع هستم و دیگران را کنار بگذارید. از شما که دیگر بعید بود چنین ایرادی بگیری. شما که خودت در مسایل عرفانی سر میجنبانی باید حرف بنده را خوب میگرفتی.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: omoridi
۲۰:۲۱, ۶/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #49
آواتار
دوستان من
حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وقتی خواست دین اسلام را معرفی کند، فرمود: لا اله الا الله و بعد الله اکبر و لا اله الا الله محمد الرسول الله.
آن حضرت کجا اول اومد بگه که نماز اینه، روزه اینه، شرایط فلان چنینه و ... اول خداوند و رسیدن و شناساندن او را ابلاغ کرد، بعد از چندین سال، فروع دین را گفت.

دوست من مهم الله است، تا نتونی او را درک کنی، فروع به هیچ کاری نمیاید.

نقل قول:اصول دین رو تحقیقی باید بهش برسی
بعد از اینکه فهمیدی اصول دینت رو و معتقد شدی
و پذیرفتی که میخواهی عبودیت کنی
معنای عبودیت اطاعت از معبود است

سوال آیا حضرت محمد که از جانب الله ماموریت معرفی دوباره خود را داشت، از فروع شروع کرد؟ یا از اصل؟
آیا با گذشت 1400 سال از معرفی خود، نیاز نیست باز اصل یادآوری شود؟
اگر نیاز نیست، چرا بیشتر ما او را فراموش کریدم؟
آیا رعایت اصول و عبادات از روی عادت و بدون شناخت مقام اصلی او، قابل تعمل نیست؟
کدام معصوم قبل از اینکه ابتدا وجود الله را ثابت کند و یاد آور آن شود که رسول او محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است، اقدام به توضیح فروع کرده است؟
وقتی شما فروع را بدانی و از اصل دور باشی، ممکن است مانند فردی شوی به نام اشعص که نماز شب او هرگز ترک نمیشد، ولی او نتوانست حق را از باطل تشخیص دهد، چرا؟ چون معنی واقعی حق را درک نکرده بود و فقط کارهایی انجام میداد که برگرفته از عادات و یا رعایت یکسری احکام بوده است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۴۳, ۷/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/مرداد/۹۱ ۲:۱۰ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #50
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
اقای مریدی دوستان اینجا فرق اصول دین وفروع دین را می دانند و میدانند اصول دین تحقیقی است وهمچنین اهمیت انراو هر کس باید اول انها رابا تحقیق خود یاد بگیرد وسپس فروع دین است که باز سه مرحله دارد اول تقلید که اگر دوست داشتی می توانی در این مورد تحقیق نمایی تا به مرحله عمل به احتیاط برسی وبعد با تحقیق بیشتر می توانی به مرحله اجتهاد برسی که صحبت اینجا در مورد فروع دین است خواهشن با عوض کردن سوال وبحث نخواه از زیر جواب در بروی لطف کنید صحبتهای علی اقا و اقا وحید که با سند بیان کردن را جواب بدهید و از تفره رفتن بپرهیزید
در مسئله دوم از دوستان خواهش می کنم در این مورد جواب ایشان را ندهند و بگذارند علی اقا و اقا وحید با ایشان بحث کنند چون ایشان از تایپیکهای دیگران سوء استفاده می کنند واز جواب به علی اقا در می رند البته به عنوان یه برادر کوچیک از دوستان معذرت می خوام
و مطلب بعد اینکه از کاربر محترم مریدی خواهش می کنم اگه من اشتباه می کنم سریعا تایپیک نزند وجواب این بنده حقیر را دهد بلکه با بحث منطقی نشان دهد حرفش درست است وعلی اقا اشتباه می کند واگه ثابت کرد بنده در اخر از ایشان عذر خواهی می کنم
در اخر این را بگم کسی که خواب است می شود بیدار کرد ولی کسی را که خودش را بخواب زده نمی توان بیدار کرد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، Havbb 110
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا