|
به کجا چنین شتابان
|
|
۱۲:۲۴, ۲۰/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/فروردین/۹۱ ۶:۳۳ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
یا زهرا شرمنده ایم....................
دختران ترکیه برای برداشتن حجاب گریه می کنند........ ولی در ایران برای داشتن حجاب اشک میریزند.............. (عکسهای بی حجابی به خاطر داشتن مفسده حذف شد.) ما کجا بانو زهرا کجا؟؟؟ به کجا چنین شتابان؟؟؟ یا مهدی شرمنده ایم،دشمنان پهلوی مادرت را شکستند ما هر روز با رفتارمان چندین بار کمر مادرت را می شکنیم...... چند سال پیش شهدای ما با افتخار در مقابل دشمن سینه سپر می کردند ولی امروز برخی ها سینه به دشمن نشان می دهند و خون پاک شهدا را لگد مال می کنند.......... ما کجا اسلام کجا؟حضرت زهرا(سلام الله علیها) انقدر نماز می خواند که ساق پایشان ورم می کرد.حالا ما شیعه ها دخترانمون ساق پاهایشان رو به نامحرمان نشان می دهند |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۹:۱۲, ۲۲/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
نقل قول:ولی ببیند اگر یک کمی محترمانه تر راجع به حجاب صحبت بفرمایید لفظ" دو تکه پارچه " خیلی ناراحت کننده هست .همین تعصباته که آخرش منو میکشه من حرف شما رو قبول میکنم که حجاب ارزشمنده اما نمیشه منکر این شد که واقعا چند تیکه پارچه اس دنیا هم بگید حجاب یک اندیشه اس یا حجاب فلانه و بهمانه من میگم این تفکر پشت حجابه خود حجاب صرفا همون چند تیکه پارچه اس که اگه به زور بشه حکم سرطان پیدا میکنه نقل قول:حجاب هم باعث شان اجتماعی می شود به این صورت که من با حجاب این را می خواهم بگویم که من یک انسان هستم و بقیه روی انسانیت من روی من حساب کنند .آفرین اما چرا در جامعه ای که پوشش زنان اکثرا مانتو هست و حجاب سبک ما باید فکر کنیم اگه مث بقیه باشیم انسان بودنمون زیر سوال میره فقط اگه حجاب داشته باشیم یعنی من یک انسانم مگه مردها حجاب دارن؟؟؟ اما ما قبول کردیم اونا رو همین شکلی ببینیم و همینطوری به انسانیتشون احترام بذاریم علاوه بر اینکه شما که یک خانوم هستین میدونید که در این مورد فرقی بین زن و مرد نیس اگه قلب کسی ایمان نداشته باشه و مریض باشه فرقی نداره طرف زن باشه یا مرد خیلی از دخترا عاشق مردها هم میشن و با نگاه هوس به مردها نگاهع میکنن این به هیچ وجه یک طرفه نیست که حجاب برای ما فقط ضروری باشه اما حالا به دلایلی که ما نمیدونیم حجاب برای ما واجب شده من با اینش کاری ندارم و قبول میکنم اما 2 تا موضوع 1. اینکه اومده پیامبر به زنان و دخترانت و زنان با ایمان بگو حجاب بگیرین که این برای شما بهتره یعنی داره صلاح ما رو میگه من قبول میکنم میگم خدامه یه چیز میدونسته اما غیر از اینه هر جا از پاکدامنی صحبت شده هم به زن گفته هم به مرد؟؟؟ غیر از اینه هر جا به زنا گفته حجاب بگیرید به مردها گفته چشماتون رو از نامحرم بپوشونید؟؟؟ میگم واسه مردا هیچکی ناراحت نیس بقیه ارکان دین هم مهم نیستن مونده همین یک موضوع؟؟؟ نقل قول:و هم عفت می آورد چون با توجه به معنای عفت ، حجاب به این انجام این مسئله ، کمک می کند .حجاب به زور گشت ارشاد عفت میاره؟؟؟ حجاب به زور خانواده هم عفت نمیاره چه برسه به زور گشت ارشاد نقل قول: نه حجاب واجب تر از دروغ نگفتن است و نه دروغ نگفتن از رعایت کردن حجاب واجب تر!درسته که هر گناه بدی خودش رو داره اما فرق بین گناه کبیره با سایر گناه ها چیه؟؟؟ اگه تو انجام سایر گناه ها آزاد باشیم در انجام واجبات که آزادتریم یک سوال من مثل شما قرآن بلد نیستم میتونید 1 آیه از قرآن برای من بیارید مبینی براینکه عذاب بدحجابی چیه؟؟؟ اینو محض سوال خودم پرسیدم و ربطی به موضوع حجاب نداره ![]() ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۵:۰۳, ۲۲/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
نقل قول:ولی ببیند اگر یک کمی محترمانه تر راجع به حجاب صحبت بفرمایید لفظ" دو تکه پارچه " خیلی ناراحت کننده هست . نقل قول:همین تعصباته که آخرش منو میکشه من حرف شما رو قبول میکنم که حجاب ارزشمنده اما نمیشه منکر این شد که واقعا چند تیکه پارچه اس دنیا هم بگید حجاب یک اندیشه اس یا حجاب فلانه و بهمانه من میگم این تفکر پشت حجابه خود حجاب صرفا همون چند تیکه پارچه اس که اگه به زور بشه حکم سرطان پیدا میکنه بنده درک نمی کنم نظر شما بر خراب کردن هست یا آباد کردن! هر نماد مظهر مسئله ای هست و اطلاق تکه پارچه ، به چادر برای من غیر قابل قبول هست و نسبت به بکار گیری اون به شما هشدار می دهم . نمی توانم اجازه بی احترامی به شما بدهم . لطفا رعایت بفرمایید . چادر مظهر تکمله حجاب هست . و این مسئله مبرهن هست و الزامی به اثبات آن نمی بینم . هر کس هم با اجبار اون رو سر کرده ، می تونه برش داره . از همه مسائل ممکن هست استفاده سوء بشه . با چاقو ممکن هست کسی ، کس دیگر رو به قتل برسونه . و این مشکل از استفاده اشتباه اون وسیله هست و این مشکل به چاقو بر نمی گرده و ضارب مقصر هست . اگر کسی رو دیدید که به واسطه چادرش یا هر مسئله دیگر ، سوء استفاده کرده . مسئله جدایی هست . هر کس هم هنوز این مسئله رو متوجه نشده که بدحجابی چه آثار سوئی برجامعه دارد و دنبال رفع مشکل خودش نبود ه ، خودش مقصر هست . راجع به تاثیرات بد حجابی هم به وفور بحث کردیم . وقتی در جامعه ای حجاب رعایت بشود جایی برای نگاههای هرزه باقی نمی ماند . این نگاه کردن مردها هم ، باز هم مشکلش به خانمها بر می گردد . خانمهای دیگر با بدحجابی خودشان برای محجب ها هم مشکل ایجاد کرده اند . نقل قول:آفرین اما چرا در جامعه ای که پوشش زنان اکثرا مانتو هست و حجاب سبک ما باید فکر کنیم اگه مث بقیه باشیم انسان بودنمون زیر سوال میره فقط اگه حجاب داشته باشیم یعنی من یک انسانم مگه مردها حجاب دارن؟؟؟ اما ما قبول کردیم اونا رو همین شکلی ببینیم و همینطوری به انسانیتشون احترام بذاریم همه ارکان به جای خودشون مهم هستند . مردها هم حجاب دارند ، چرا ندارند ! تحقیق بفرمایید . نقل قول:و هم عفت می آورد چون با توجه به معنای عفت ، حجاب به این انجام این مسئله ، کمک می کند . نقل قول:حجاب به زور گشت ارشاد عفت میاره؟؟؟ حجاب به زور خانواده هم عفت نمیاره چه برسه به زور گشت ارشاد من این رو گفتم ![]() خیر!یک کمی منصف باشید عزیز! ولیکن به این اعتقاد دارم که اگر مردم خیر خودشان را نشناسند ، گشت ارشاد لازم هست . نقل قول:درسته که هر گناه بدی خودش رو داره اما فرق بین گناه کبیره با سایر گناه ها چیه؟؟؟ اگه تو انجام سایر گناه ها آزاد باشیم در انجام واجبات که آزادتریم متوجه نمی شوم یعنی چه!!!! در گناه آزاد تریم نقل قول:یک سوال گناهان اگر چه صغیره باشند اما پافشاری برگناهان ، حتی کوچک (به زعم ما البته) گناه کبیره محسوب می شود . بی حجابی و بدحجابی گناه هست . دروغ گفتن هم گناه هست . عذاب بد حجابی!؟ چرا به این مسئله فکر می کنید ! از روی علاقه و بندگی حجاب کنیم . من واقعا دلم برای آقایونی که مجبور به مواجهه با خانمهای بدحجاب حجاب در جامعه هستن می سوزد . نمی توانند چشمشان را در خیابان ببندد که! اگر همه مواظب خودشان باشند ، نهاد خانواده محکم می شود . اصلا ریشه طلاق و بسیاری از مشکلات جامعه امروز ، بد حجابی هست . مایل باشید، در پیام خصوصی برای شما توضیح خواهم داد. وقتتان بخیر |
|||
|
|
۱۵:۵۸, ۲۲/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/فروردین/۹۱ ۱۶:۰۱ توسط M912.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
من گفتنی ها رو گفتم و اگه تا الان بحث میکردم هدفم این بود بحث نتیجه دار باشه اما با توجه به این حرفتون
نقل قول:متوجه نمی شوم یعنی چه!!!!کلا متوجه شدم 90 درصد حرفای من جور دیگه برداشت میشه و اینکه: نقل قول:عذاب بد حجابی!؟ چرا به این مسئله فکر می کنید ! من این سوال رو پرسیدم و گفتم برای خودم میخوام بدونم چه ربطی به علاقه و بندگی داشت؟؟؟ پس بیخیال بحث و به نتیجه رسیدن به 2 دلیل 1. تعصبات(از اولش هم گفتم صدای من یکی به جایی نمیرسه ) 2. داستان میخ و سنگ گفتنی ها رو که گفتیم به قول شما بحث هم زیاد انجام شده پس تمومش کنیم بهتره شما میتونید حتی برداشت کنید 1. جوابی ندارم 2. قانع شدم یک چیز جالب:::: تفکر قالب و همچنین تفکر افرادی که داستان گشت ارشاد رو راه انداختن مثل فاطمه خانومه و تفکر خانوم های بدحجاب شاید حدودی مثل من تا زمانی که برای منی که به شما مایل ترم جوابی نباشه 100 البته برای مخالفینتون هم جوابی وجود نداره پس شهدا شرمندتونیم حالا حالاها تو کشور ما همین بساطه و هیچی هم درست بشو نیست با تشکر ![]() ![]()
|
|||
|
|
۲۳:۰۲, ۲۲/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
شما می توانید اگر سوالی دارید بپرسید . هیچ مسئله ای نیست.
ولی اجازه بی احترامی نمی توانم بدهم . اگر چه شما کم نگذاشتید! بنده به حجاب به صورت یک مسئله ثابت شده نگاه می کنم که توضیح واضحی دارد و قادرم برای هر کس که لازم داشته باشد حتی به صورت خصوصی توضیح عرض کنم . آیه مستقیم عذاب هم برای بی حجابی نداریم . بنده خواستم عرض کنم از روی علاقه و عبودیت حجاب داشته باشیم . نقل قول:این جمله شما هم هنوز برای من مبهم هست! !!! به هر حال اگر تمایل به ادامه گفتگو داشته باشید من حاضرم
|
|||
|
|
۲۳:۰۸, ۲۲/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
ممنون عرض کردم خدمتتون که تمایل به ادامه ندارم و چنانچه بخوام این مسئله روشن بشه با سرچ تو نت هم میتونم به مطالبی که فرمودین دست پیدا کنم ممنون از وقتی که گذاشتین
|
|||
|
|
۲۰:۰۴, ۲۶/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/فروردین/۹۱ ۲۰:۵۴ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
این روزها که باورمان کپک زده است، کجا باید دنبال زندگینامه خورشید گشت؟ کجا باید فضای مناسب برای تنفس جست؟ کجا باید زندگی کرد؟ کجا باید زندگی کرد؟ کجا باید تفریح نمود و راه رفت و قدم زد؟ همه جا شیمیایی است، مردم مصنوعی شده اند. مردهای زن نما همه جا مثل ویروس وول می خورند و جامعه را آلوده کرده اند. این مردان زن صفت فضای شهر را آلوده کرده اند. از در و دیوار گناه می ریزد، چشم عابران آبستن گناه است . خدا سال هاست که از زمین کوچ کرده و هر از چند گاهی توجهی می کند. ، ما عوض شده ایم. ما هویت خود را فراموش کرده ایم، ما یادمان رفته که «جگر گوشه ابریم و پسرخوانده کوه»، ما یادمان رفته که پشتوانه تاریخیمان محکم است و زیبا. این روزها همه فکر می کنند برهنگی تمدن است و فرهنگ! اگر اینطور است پس حیوانات متمدن ترین قشر جامعه هستند. این روزها همه خواهر و برادرند، فقط نام انسان را یدک می کشند. این روزها کسی زیر یک سقف زندگی نمی کند. همه توی خیابان صبح تا شب بدون دلیل راه می روند و دستشان را دور کمر و گردن هم می اندازند و افتخار می کنند. این روزهای خاکستری شیمیایی است. این روزها همه دخترها مِرسی را غلیظ تلفظ می کنند، ولی آدامس خارجی نوشخار می کنند. پالن های کوتاه می پوشند و کلاه حصیری، و فکر می کنند سیندرلا شده اند.، ولی نمی دانند و نخواهند فهمید که «اولئک کالانعام بل هم اضلّ» هستند. این روزها اعضای خانواده همدیگر را خوب نمی شناسند و اگر غریبه ای بینشان بیاید متوجه نمی شوند که آیا از اعضای خانواده است یا نه؟! این روزها در تهران هوا پس است، بعضی ناموسشان را به مزایده گذاشته اند؛ این روزها بی آبرویی آبرو و بی حیایی با حیایی تلقی می شود. این روزها مردم حیا را قی کرده اند و غیرت را افطار نموده اند. این روزها انگل ها و ویروس ها کاملاً با تفاهم کنار هم زندگی می کنند. پارتی ها، مجالس کنسرت موسیقی پاپ و کذا و کذا ... استخر و سونا و جکوزی ها پر شده از متدن ها و با کلاس ها ! این روزها دختربچه ها و پسربچه ها به جای اینکه دست پدر و مادرشان را بگیرند دست سگ و میمون خانگی را می گیرند و بغلشان می کنند. مادرها و پدرها هم بوسیدن بچه ایشان را بهداشتی نمی دانند ولی روزها هزار بار لب سگ ها و میمون ها و ... را می بوسند و شب ها با هم به رختخواب می روند تا ثابت کنند حیوانات حقوقشان رعایت می شود. واي برما...! به كجا چنين شتابان؟!
|
|||
|
|
۱۵:۳۲, ۳۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
تشکر برای زجمت تایپ اما خیلی جاها مفهوم نبود
نقل قول:این روزها همه خواهر و برادرند، فقط نام انسان را یدک می کشند. این روزها کسی زیر یک سقف زندگی نمی کند. همه توی خیابان صبح تا شب بدون دلیل راه می روند و دستشان را دور کمر و گردن هم می اندازند و افتخار می کنند. ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۸:۱۵, ۵/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
کاش اونجاهایی که مفهومه رو بفهمیم.نامفهوماش جای خود
|
|||
|
|
۱۴:۰۶, ۱۹/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
شهداء! دلم زنگار گرفته حس می کنم با زمان پیش نمی روم، از همه
چیز و همه کس عقب افتاده ام؛ مرا کوک کنید تا به موقع بیدار شوم، کمکم کنید تادیگران را نیز از خواب غفلت بیدار کنم. شهداء! دل واپسی هایم را برای شما پُست می کنم تا به من ایمان بیاورید تا بدانید راست می گویم. راستی! من نشانی ام سالهاست عوض شده؛ خواهش می کنم یادداشت کنید: انتهای بُهت زمین ، بالاتر از چهار راه تردید، خیابان گناه، نرسیده به میدان شیطان، کوچه ی نادمین، بن بست سمت چپ،منزل ... . نه منزل ... مهم نیست همه ی مردم محل و ... مرا می شناسند . خوش بحال شما که نشانیتان ثابت است، هنوز یادم هست ببینید : بهشت؛ اعلی علیین، دیگر هیچ چیز اضافه ای لازم نیست همه شما را می شنایسند . من هر روز به خدا زنگ می زنم ولی کسی گوشی را بر نمی دارد. شاید اینقدر سرش شلوغ است که مرا فراموش کرده یا نه؛ شاید شاید با من قهر کرده. مهم نیست من هر روز با شماره ی «24434» تماس می گیرم شاید روزی از پشت خط صدای بفرمائید و بعد خوش آمدید را بشنوم. من مطمئن هستم شماره تلفن خدا عوض نشده، شاید اشکال از سیم های ارتباطی ماست که هی قطع و وصل می شود و گاهی اوقات اصلاً نمی گیرد . شهداء! سیم های ارتباطی مرا درست کنید، واسطه شوید و سفارش کنید و اصرار نمایید. به خدا بگویید گوشی را بردارد، من پشیمان شده ام، هر روز پشت خط گریه می کنم، تازه نیمه شب ها هم تماس میگیرم ولی کسی گوشی را بر نمی دارد. و من باز گریه می کنم . شهداء! قبول دارم که شاگرد تنبل کلاس بوده ام اما به خدا مدرسه عبودیت را دوست دارم، مرا اخراج نکنید . قول می دهم تجدیدی هام را قبول شوم و جبران کنم . هیچ مدرسه ای مرا با معدل پایین نمی پذیرد، حس می کنم شیطان هم از دست کارهای من کم آورده، اصلاً فکر می کنم روزی از همین روزهای خاکستری جایش را با من عوض کند. او شاگرد شود و من استاد . شهداء ! از خودم بدم می آید. دلم برای خودم تنگ شده. مرا تنها نگذارید، کمک کنید تا خودم را پیدا کنم. من سال هاست گم شده ام با اینکه بارها در خودم قدم زده ام ولی خودم را پیدا نکرده ام. ای کاش دستم را از دست شما بیرون نمی آوردم تا حالا مجبور شوم دنبال شما بگردم . شهداء! از آن بالا به راحتی می شود همه چیز را دید. مرا هم می بینید؟ ! حتماً همینطوری است، پس چرا صدایم نمی کنید؟! درست است، من خجالت می کشم سرم را بلند کنم و به شما نگاه کنم ولی شما که می توانید زیر پایتان را نگاهکنید . آی شهداء! من گم شده ام، مرا پیدا کنید |
|||
|
|
۱۳:۳۶, ۲۲/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۴۷ توسط حقیر.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
امروز برا نماز كه بلند شدم تصميم كبري گرفتم...
تصميم گرفتم براي اولين بار دعاي ندبه بخونم... هنوز مونده بود تا آفتاب طلوع كنه...گفتم قبلش يه دعاي عهدي بخونيم... بعد دعا چشامو كه باز كردم ديدم ساعت 9:30 ....! به نظرتون اين يعني چي؟ كل جيگرم داره ميسوزه... يعني امام زمان نخواسته بودتم...؟ من چيكار كنم از دست خودم...؟ يه جاهايي دلم مي خواد خودمو خفه كنم از بس كه بدم... از بس كه بدم... |
|||
|
|
|
|
|











