|
در اهمیت موعظه و تفاوت آن با حکمت&*
|
|
۲۱:۵۹, ۲۹/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۲۰:۲۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
یا خیرالمستانسین
امير المؤمنين عليٌّ عليهالسلام في وَصيَّتِهِ لابنِهِ وهُو يَعِظُهُ: أحيِ قَلبَكَ بالمَوعِظَةِ . امام على عليهالسلام - در مـقام انـدرز بـه فـرزند خود- : دلت را بـا اندرز زنده گردان . المَواعِظُ صَقالُ النُّفوسِ ، وجَلاءُ القُلوبِ . امام على عليهالسلام : اندرزها صيقل بخش جانها ، و جلا دهنده دلهاست . بالمَواعِظِ تَنجَلي الغَفلَةُ . امام على عليهالسلام : با اندرزهاست كه (پرده) غفلت كنار میرود . نکاتی جالب و دقیق در تفاوت موعظه و حکمت: تفاوت موعظه و حکمت در این است که حکمت تعلیم است و موعظه تذکار، حکمت برای آگاهی است و موعظه برای بیداری، حکمت مبارزه با جهل است و موعظه مبارزه با غفلت، سر و کار حکمت با عقل و فکر است و سر و کار موعظه با دل و عاطفه، حکمت یاد می دهد و موعظه یادآوری می کند حکمت بر موجودی ذهنی می افزاید و موعظه ذهن را برای بهره برداری از موجودی خود آماده می سازد حکمت چراغ است و موعظه باز کردن چشم است برای دیدن، حکمت برای اندیشیدن است و موعظه برای به خود آمدن، حکمت زبان است و موعظه پیام روح. موعظه برای رام ساختن و تحت تسلط درآوردن است. موعظه جوششها و هیجانهای بیجا را خاموش می کند. موعظه طوفانهای عقل را فرو می نشاند و زمینه را برای حسابگری و دوراندیشی فراهم می کند. منبع:سیری در نهج البلاغه؛مرتضی مطهری ادامه دارد.. اگر خدا بخواهد. |
|||
|
|
۲۲:۵۸, ۳۱/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
نياز به موعظه
در سال آخر عمر «حاج ملا هادی سبزواری» روزی شخصی به مجلس درس وی آمد و خبر داد که در قبرستان، شخصی پیدا شده که نصف بدنش در قبر و نصف دیگر بیرون و دائماً نگاهش به آسمان است و هر چه بچهها مزاحمش میشوند، به آنها اعتنا نمیکند. حاجی گفت: خودم باید او را ملاقات کنم. بنابراین به نزد آن مرد رفت و از دیدن او بسیار تعجب کرد، اما آن مرد به حاجی اعتنایی نکرد. پس از مدتی، حاجی به او گفت: تو کیستی و چه کارهای؟ من تو را دیوانه نمیبینم، اما رفتارت هم عاقلانه نیست. مرد گفت: من شخص نادان بی خبری هستم، تنها به دو چیز یقین دارم. اول آن که، فهمیدهام من و این عالم، خالقی بزرگ داریم که در شناختن و بندگی او نباید کوتاهی کنیم. دوم آن که، فهمیده ام در این دنیا نمی مانم و پس از مرگ به عالم دیگر خواهم رفت، ولی نمی دانم وضع من در آن عالم، چگونه خواهد بود؟ جناب حاجی، من از این دو موضوع، بیچاره و پریشان حال شدهام، به طوری که مردم مرا دیوانه میپندارند. شما که خود را عالم مسلمانان میدانید و این همه علم دارید، چرا ذره ای درد ندارید، بی باک هستید و در فکر نیستید؟ این پند، مانند تیری دردناک بر دل حاجی نشست. به خانه برگشت در حالی که دگرگون شده بود. پس از آن، باقیمانده کوتاه عمرش را دائماً در فکر سفر آخرت و تهیه توشه این راه پر خطر بود تا این که از دنیا رفت. هر کس، در هر مقامی که باشد، نیاز به شنیدن پند و موعظه دارد، زیرا اگر نسبت به آنچه که میشنود دانا باشد، آن موعظه برایش تذکر است و چون انسان فراموشکار است، همیشه محتاج یادآوری است و اگر جاهل باشد، این موعظه برایش دانش و کسب معرفت است. برگرفته از داستانهای شگفت، شهید آیت الله دستغیب ص 94 |
|||
|
|
۱۸:۴۹, ۱۰/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
موعظه؛ نسخهاي شفابخش
اميرالمؤمنين علي (علیه السلام) در وصيت خويش به امام حسن مجتبي (علیه السلام) ميفرمايد: "فاحي قلبک بالموعظه و امته بالزهد؛ (اي پسرم) دل خود را با پند و اندرز زنده بدار و با زهد و پارسايي بميران"(نهجالبلاغه، نامه 31). حضرت در اين وصيت و پند خويش، موعظه را موجب احياء و زنده شدن قلب انسان معرفي نموده، ثمره اندرز دادن را، "بيدار شدن" انسان دانستهاند: "ثمره الوعظ الانتباه"(غررالحکم2: 547) از ديدگاه آن حضرت، پندها و اندرزها براي کساني که بدانها عمل کنند، نسخهاي شفابخش است: "المواعظ شفاء لمن عمل بها"(همان: 546). تاثيرگذاري مواعظ و پندها بر دلي است که وابسته به خواهشهاي نفساني نباشد و از قيد و بند خواستههاي نفساني تهي باشد(همان:548). حضرت، کساني را که از احوال ديگران پند ميگيرند، عاقل خوانده: "العاقل من اتعظ بغيره"(همان: 546) و کساني را که از مواعظ و اندرز ديگران سود نميبرند، جاهل و نادان معرفي نموده است: "الجاهل لا يرتدع و بالمواعظ لا ينتفع؛ آدم نادان از کار زشت باز نايستد و به اندرزها هم سودمند نشود"(همان: 546). امام جوادالائمه(علیه السلام) در عبارتی به نقش مهم و اساسی دو موعظه گر درون و بیرون اشاره میكند و میفرماید: المومن یحتاج الی ثلاث خصال: توفیق من الله عز و جل، و واعظ من نفسه، و قبول ممن ینصحه؛ مومن نیاز دارد به توفیقی از طرف خدا، و به پندگویی از طرف خودش، و به پذیرش از كسی كه او را نصیحت كند. (تحف العقول، ص480) امام صادق(علیه السلام) نیز درهمین باره میفرماید: من لم یكن له واعظ من قبله و زاجر من نفسه و لكم یكن له قرین مرشد استمكن عدوه من عنقه؛ كسی كه از قلب خویش واعظی و از نفس خویش بازدارنده ای نداشته باشد و همچنین دركنار خود ارشادكننده و راهنمایی نداشته باشد، دشمن خود را بر خویش مسلط ساخته است. (من لایحضره الفقیه، ج4، ص402) درمحضر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از دو مسلمان ذكر فضیلت كردند. یكی را از نظر ارشاد خلق ستودند كه او مردم را به نیكیها ترغیب میكند و پند و اندرز میدهد و دیگری را از نظر كثرت عبادت و روزه داری تمجید و تعریف كردند و پرسیدند كدامیك از این دو بر دیگری امتیاز دارند، حضرت فرمودند: فضل الاول، علی الثانی كفضلی علی الانام؛ فضیلت و امتیاز آن واعظ بر آن عابد همانند برتری من است بر سایر مردم. (ارشادالقلوب، دیلمی، ص17) از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز روایت است كه فرمود: نعم الهدیه و نعم العطیه الموعظه ؛ بهترین و شایسته ترین هدایا پند و اندرز است. (ابواب الجنان، ص8) آن حضرت در سخنی دیگر میفرماید: ما اهدی المسلم لاخیه هدیه افضل من كلمه حكمه تزیده هدی او ترده عن ردی؛ هیچ هدیه ای كه مسلمانی جهت برادر دینی خود فرستد بهتر از كلمه پندآمیز نیست كه باعث ازدیاد هدایت او گردد و یا او را از هلاكت باز دارد. (ارشاد القلوب، ص6) همچنین فرمود: ما تصدیق مومن بصدقه احب الی الله من موعظه یعظ بها قوما یتفرقون و قد نفهم بها و هی افضل من عباده سنه؛ هیچ صدقهای از مومن درپیشگاه خداوند محبوبتر از موعظه نیست كه به حال مردم متفرق نفع بخشد و آنها را گرد هم جمع آوری كند و این موعظه از عبادت یكساله برتر است. (ارشاد القلوب، ص71) |
|||
|
|
۱۹:۰۰, ۱۰/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
ممنون.بسیار استفاده کردم.
فقط اینکه باید طوری پند و اندرز داد که شخص بهش بر نخوره و ناراحت نشه. همونطور که میدونید آدمیزاد از نصیحت شدن متنفره. اینطور که من متوجه شدم بهتر اینه که افراد رو دعوت کنیم. حتی الامکان به صورت غیر مستقیم بگیم بهتر و موثر تر هست. باز هم ممنون. |
|||
|
|
۱۶:۱۰, ۳/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
رسول الله محمد ابن عبد الله(صل الله علیه و اله وسلم):کلمة الحکمة یسمعها المومن خیر من عبادة سنة سخن حکیمانه ای که مومن میشنود از عبادت یکسال برایش بهتر است بحار ج74 ص 174 |
|||
|
|
۰:۰۹, ۴/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/فروردین/۹۱ ۰:۱۰ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
لزوم شنیدن موعظه و نه صرفا مطالعه و خواندن آن!
پای منبر علما بنشین و به سخنرانی آنان گوش فراده! حضرت لقمان علیه السلام به فرزندش فرمود: بر تو باد به شنیدن موعظه و نصیحت، سپس عمل به آن، چون كه شنیدن موعظه و عمل به آن در نزد شخص عاقل از عسل صاف شده شیرین تر است. و آن، براى سفیه و نادان از بالا رفتن پیر فرتوت از نردبان و پله هاى سخت، مشكلتر است. إرشاد القلوب ج1 ص72 |
|||
|
|
۲۱:۵۹, ۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
دوستان خداوکیلی ارسال بسیار ارزشمندی است
خودش موعظه ای است در عین اینکه تبیین گر چیستی موعظه است |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









