کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 1.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شیفتگان طب و تمدن غرب بخوانند
۲۲:۵۰, ۳۱/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
جای تاسف است که هنوز عده ای هستند که وقتی صحبت از طب رایج غرب می شود، آن را پیشرفته، کامل، مبتنی بر شواهد و بدون نقص می دانند و دربست می پذیرند. این افراد وقتی بحث می شود، برخی از نقاط قوت طب رایج که ما نیز آن را قبول داریم را در برابر برخی از نقاط ضعف طب سنتی که ما هم بر آن آگاهیم قرار می دهند و آنگاه در برابر هر منتقدی موضع تمسخر آمیز و بعضاً فحاشانه بخود می گیرند. به چالش کشاندن مبانی طب غرب برای این عده چیزی شبیه زیر سوال بردن هلوکاست برای رژیم صهیونیستی است. همین عده وقتی سخن از "طب اسلامی" به میان می آید، روایات پزشکی را تماما جعلی و غیر قابل اعتناء خوانده و با پاک کردن صورت مسئله خود را راحت می کنند و به دور آتش جهالت خود جشن می گیرند. در اینجا شایسته دیدم بخشهایی از سخنان استاد معظم حوزه جناب آیت الله جوادی آملی را که در جلسه سی و هفتم تفسیر سوره اسراء بیان فرموده اند ذکر کنم تا خوانندگان محترم هرچه بهتر به مقایسه طب و فرهنگ مبتنی بر اسلام با طب و فرهنگ مبتنی بر حیات حیوانی بپردازند. ایشان در این سخنان پاسخهای زیبایی به شکار شدگان جنگ نرم در این حوزه فکری داده اند :

« مهمترین کاری که انبیاء کردند ضمن معرفی توحید از یک سو و معرفی جهان از آغاز تا انجام از سوی دیگر، این است که انسان را به انسان معرفی کردند که انسان چیست؟ با که مربوط است؟ در چه حد باید باشد؟ از کجا آمده و به کجا می رود؟ به وجود مقدس حضرت امیر سلام الله علیه عرض کردند که چرا این قدر خدا را دوست داری؟ گفت، چون راه فرشته ها را برای من انتخاب کرده است. یک برنامه ای برای انبیاء و ملائکه قائل شده، همان برنامه را به من داده. خوب من چرا او را دوست نداشته باشم .... شما روزی یک صفحه دو صفحه نهج البلاغه را با هم مباحثه کنید. ولو در حد ترجمه، مثل خواندن قرآن. واقعاً اینها معادل قرآنند "انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی" این طور نیست که فرمایش اینها در حد یک امر عادی باشد. اینها نور است، مفید است،حکمت است. وجود مبارک حضرت امیر در همین بخش پایانی نهج البلاغه فرموده که، من چرا خدا را دوست نداشته باشم؟ او راه ملائکه را به من نشان داد. من اگر بخواهم فرشته شوم می توانم. راه انبیاء و اولیاء را به من نشان داد و من را به من معرفی کرد. حال بنگرید ببینید غرب در چه آلودگی به سر می برد و اسلام انسان را به کجا برده. انسان آن صبغه ی ملکوتی که دارد، می خواهد فرشته شود. انسان مثل یک دام نیست.... انسان می خواهد بماند، مثل ملک باید بماند یا مثل دام؟ انسان باید بماند. ماندن انسان مثل فرشته ها نیست که قائم به شخص باشد. انسان محفوظ به نوع است. از این نظر که محتاج به نسل است، در این جهت یک صبغه ی حیوانی دارد.....اگر دام باید بماند باید ازدواج کند. انسان هم اگر بخواهد بماند باید ازدواج کند اما انسان آن صبغه ی ملکوتی که دارد می خواهد فرشته شود. انسان مثل دام نیست. انسان بخواهد بماند، مثل ملک باید بماند یا مثل دام؟ آن که انسان را برده در آزمایشگاه موش، مقام شامخ طبابت را پایین آورده و به حد بیطاری رسانده، هرچه که آزمایشگاه موش جواب می دهد به کار می برد، این خیلی بین انسان و موش فرق نمی گذارد چه حلال و چه حرام. هر آزمایشی که در آزمایشگاه موش پاسخ گرفته در باره انسان هم همان معامله را می کند. حالا این مال از راه ربا بوده، از راه حرام بوده، از راه غصبی بوده، با مشروب بود، با الکل بود، اینها برای او فرقی نمی کند! این مقام شامخ طبابت را پایین آوردن است. این انسانیت را به حد دام رساندن است. مشترک بین دام و انسان درست کردن است. تمام بحث های انبیاء این است که انسان که می خواهد بماند، این نوع که می خواهد محفوظ باشد، مثل فرشته ماندنی است یا مثل دام؟ تمام فرق این است. ذات مقدس پیامبر (صلی علیه و آله و سلم) فرمود: ما می خواهیم انسان را نگه بداریم آنجوری که فرشته می ماند نه آنجوری که دام می ماند. فرمود : "النکاح سنتی من تزوج فقد احرض نصف دینه". این از نظر ملکوت دارد به این ازدواج نگاه می کند. این چه کار دارد به ارضاء غریزه و جمع شدن نر و ماده. فرمود: پنجاه درصد دین با تشکیل خانواده حل است. این نگاه کجا، آن نگاه اجتماع نر و ماده کجا؟ این که شما می بینید غرب الان بدین صورت افتاده است، نه مهری در او هست، نه عاطفه در او هست، نه انسانیت در او هست، یک دام متمدنی است، یک باغ وحش منظمی است، این برای آن است که اینها این اصول را رعایت نکرده اند. شما الان بررسی کنید. این امر برای شما تعجب انگیز است و شگفت آور. یک ملتی 60 سال آواره است. در اردوگاه به دنیا می آید، در اردوگاه زندگی می کند و در همان اردوگاه می میرد. از وطنش او را دور کرده اند. حالا 4 تا سنگ در دستش است و دارد از خود دفاع می کند. می گویند این تروریست است. قضیه فلسطین این است دیگه. اینها می گویند ما اینجا بودیم، شما آمدید. ما که از جای دیگر نیامده ایم که، اینها که مسلمانند از جای دیگر نیامده اند، اینها پدرانشان مسیحی و یهودی بوده اند، وقتی اسلام وارد این منطقه شد اینها اسلام را پذیرفتند، مال همین سرزمین اند. مثل این که ما پدرانمان زرتشت بود، وقتی اسلام آمد ما قبول کردیم. ما که از جای دیگر به ایران نیامده ایم که. نمی شود ما که مسلمانیم را از ایران بیرون کنند و بگویند اینجا جای زرتشتی ها است. ما هم پدرانمان زرتشتی بودند، ما هم ایرانی بودیم، ما هم ایرانی هستیم منتهی ما اسلام را قبول کردیم و توی این سرزمینیم. اینها که از جای دیگر نیامده اند که، اینها با سنگ دارند از خودشان دفاع می کنند. بعد می گویند اینها تروریست اند. چطور می شود یک جامعه ای 60 سال اینجوری ظلم را ببیند و برای یک عده واقعاً جا افتاده است که اینها تروریست اند و حالیشان نمی شود. سر آن این است که اینها واقعاً مثل دام دارند زندگی می کنند. ازدواجشان را بنگرید ببینید چگونه است؟ این که می بینید ما این روایات را می بوسیم برای این است که اینها واقعاً ما را آدم کردند. همه ما بالاخره قرآن را می بوسیم اما اگر کتاب حدیث را کسی ببوسد و روی سر بگذارد، ممکن است دیگران این کار را کرده باشند، ما فقط از سیدنا الاستاد مرحوم علامه طباطبایی دیدیم. ایشان وقتی این کتاب حدیث را می بوسیدند، روی چشم می گذاشتند. اینها ما را آدم کردند. بالاخره همین حرف های قرآنی است که بوسیله روایات به ما رسیده دیگه. فرمود شما یک شرکت سهامی دارید. نصف حقوق را زن می گیرد و نصفش را مرد و می خواهید زندگی تان را تامین کنید. مسکن و شکم و لا غیر.
خوب مگر حیوان در آشیانه سازی غیر از این است؟ شما ببینید آن کسی که از طرف آفریدگار ما آمده، از منظر ملکوت دارد به این ازدواج نگاه می کند که ما هم مثل فرشته ها بمانیم، نه مثل گوسفند ها .... این بیچاره خیال می کند که غذا می خورد برای این که لذت ببرد ........ اینقدر نخور که به این دستگاه گوارش آسیب برسانی ..... دین دستور داد وقتی احتیاج به غذا ندارید کنار سفره نروید، یک لقمه مانده سیر شوید بلند شوید، نگذارید این شکم پر شود. هیچ آدم پر شکمی عالم و ملا نخواهد شد " لن تجتمع الفطنه و البطنه" آدم بطین و پرخور که همیشه سیر می شود ممکن نیست ملا شود. این بیان نورانی حضرت امیر است. فطانت با بطانت جمع نمی شود. آدمی که همیشه شکمش سیر است که خوش فهم در نمی آید. اینها را به ما گفته اند. اکثراً بیماریها مال دستگاه گوارش است. تصادف و علل دیگر هم هست ولی 80 درصد بیماریها مال پرخوری و بدخوری است. فرمود آن مقدار که لازم است بخور و بقیه را نخور. برای این که بمانی باید غذا بخوری. تشکیل فرزند و خانواده کار دشواری است. یک لذتی در آن نزدیکی گذاشته که مزد باروری و کارگری است. این خیال کرده نکاح برای همان لذت است. این کجا و آن کجا؟ .... فرمود شما مثل فرشته بمانید. .... غرب الان گرفتار قطع نسل شده است. کشور آنها جوان نیست. جایزه قرار می دهند می گویند هرکس بچه بیاورد این قدر به او می دهیم. این مکتب کجا و آن که بچه قره العین است کجا؟ بچه ثمره فواد است. محبوب دلهاست. همین بچه که محبوب دلهاست، حاضر نیست پدر و مادر را به خانه سالمندان بفرستد. اینها چون برای گرفتن جایزه بچه دار می شوند، او را به مهد کودک می فرستند. از این طرف مهد کودک ساخته شده و از آن طرف خانه سالمندان و اصول خانوادگی هم قطع شده. اگر ما رعایت نکنیم دستوراتمان را معاذ الله، همین می شود دیگه ... الان شما تعجب نکنید جریان فلسطینی ها را یک عده می گویند تروریست برای اینکه اینها اصلاً مجاری ادراکشان "ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه" شد...این که می بینید در دوران سالمندی یک قلاده سگ یا گربه به همراه دارند برای این است که نمی دانند این عاطفه را با چه باید تامین بکنند. بجای نوه، یک عدد سگ یا گربه به همراهشان است ....»


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Dragonborn ، امیرحسن ، بیداری اندیشه ، mahdy_mir ، molasadra ، freewish ، سلامت ، یاســین
۱۱:۳۲, ۱/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/اردیبهشت/۹۱ ۶:۰۳ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #2
آواتار
برخی از نظرات رهبر کبیر انقلاب امام خمینی رحمه الله علیه پیرامون طب سنتی

** كشوری كه دانشگاهی داشته مانند جندی شاپور كه درس خواندگانش پزشك پادشاهان بودند، كار به جایی رسیده كه پزشكانش یا از یهودیان شدند و یا از كسانی كه پیش خود تحفۀ حكیم مؤمنی را خوانده بودند...


** امروز در تمام كشور ایران كه به قول شما, دانشگاهی مانند جندی شاپور داشته، یك نفر كه قانون بوعلی را بفهمد معلوم نیست باشد و این ضربتی است كه این كشور از دست اجانب بوسیله زمامداران بی خرد ما خورد.


** غرب همه چیز استعماری دارد: طب استعماری ، فرهنگ استعماری که برای کشورهای عقب افتاده صادر می کنند . آنها می‌خواهند ما وابسته باشیم و چیزهایی که به ما می دهند وابستگی می آورد، اگرمی خواهید رشد حقیقی پیدا کنید و مستقل شوید اول این وابستگی فکری و قلبی را کنار بگذارید.


** یكی از دكترهای امروزی می‌گفت بر ما و بر دكتر‌های بزرگ این كشور ثابت شده كه كاری از طب اروپا جز جراحی بر نمی‌آید و داروهای اروپایی معالج نیست، بلكه مسكنی است كه ما به كار می‌بریم و انتظار آن داریم كه دورۀ خود را طی كند و یا به خوبی و یا به هلاكت منجر شود. گفتیم پس چرا دكتر‌ها این مطلب را به مردم نمی‌گویند.گفت: كسی قدرت این گفتار را ندارد و درست گفت.


** می دانیم که علومی که در شرق بود ، دسیسه ها اسباب این شد که عقب بزنند آن ها را و به جای آن علوم غرب را بیاورند. دانش هائی که در شرق بود و اروپا از آن تقلید می کرد، دست هائی آمد آنها را عقب زد و محتوی را از ما گرفت و الان وضع ما وضعی شده است که خیال می کنیم که هر چی هست در غرب است و ما هیچ چیز نداریم... اروپا از طب بوعلی تا همین اخر استفاده می کردند، کتاب بوعلی تا همین اخر شاید حالا هم مورد نظر آنها باشد.


** امروز همه چیز كشور ما باهم جور است و تا یك شجاعت ادبی در نویسندگان ما پیدا نشود اصلاح نخواهد شد. امروز اگر كسی از طب اروپایی یا زندگی اروپا مآبی انتقادی كند مورد هو و جنجال بسیار واقع خواهد شد و از نظر جوانان تحصیل كرده ما ساقط می‌شود. لیكن با همه حال ممكن است در بین آنان كسانی به فكر بیفتند و سنجشهایی كرده راهی به خطا كاریهای خود پیدا كنند و برای دوره‌های بعد از این زمان طرفدارانی هم برای این مسلك پیدا شود و قدمهایی برای سعادت نسل آتیه برداشته شود.


** هان! ای نویسندگان به خود آیید و از بیخردان نهر اسید و گفتنیها را بگویید و زندگی پر آشوب اروپا چشمتان را از حقایق نبندد.
همه شنیدید در زمان تصدی رضاخان همین شاه كنونی به تیفوئید مبتلا شد، در وقتی كه تمام دكترهای درجه اول كشور از درمان آن مأیوس شدند، ‌طبیب طالقانی با دستور طب قدیم او را معالجه كرد. خوب بود با چنین امتحانی رضاخان یا زمامداران آن روز به فكر این بیفتند كه طب كشور خود ما نیز باید دستكم در حساب بیاید لكن بقدری اینها خود را باختند و انگاره را از دست دادند كه حاضر نیستند برای خود جزیی فضیلتی قائل شوند و با حسن و هوش خود هر طور شده است مبارزه می‌كنند كه مبادا بر خلاف اروپا سخنی بگویند.



امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy_mir ، heaven ، salar.exe ، سلامت ، یاســین
۱۲:۴۲, ۱/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۲:۴۴ توسط molasadra.)
شماره ارسال: #3

سلام!
تو عید به دعوت یکی از دوستانم رفته بود خانه مشروطه اصفهان.این دوستمون چیزهای جالبی نشونم داد. یکی از چیزهای مشهود در روزنامه های عصر مشروطه، کوبوندن سنت و ارزش دادن به تمدن غرب و تجدد بود. گفتم شاید خوب باشه نظر دکتر حسین روازاده را در مورد طب سنتی بدانیم(ببخشید متن طولانی بود نتونستم کپی اش کنم به همین خاطر لینک دادم):

همه چیز درباره طب اسلامی و نسبت آن با طب نوین
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: heaven ، بیداری اندیشه ، یاســین
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا