|
اشعاری که باید خواند ...
|
|
۱۳:۱۲, ۱۳/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۰ ۱۵:۳۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
شعری که تحسین رهبر انقلاب را بر انگیخت
![]() تمام غصه ی ما بال و پر نداشتن است ز رمز و راز پریدن خبر نداشتن است در این قفس متولد شدیم و می میریم طبیعت قفس عمر در نداشتن است چگونه داغ دلش خون نباشد از غم عشق که شرط داغ ندیدن جگر نداشتن است طبیب حاذق بیمار زندگی مرگ است علاج دردسر عمر سر نداشتن است فقط نصیب شهیدان سرسپرده ی توست سعادتی که سازی سپر نداشتن است |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۴۸, ۲۴/آبان/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد هرجا که بود آهوئی از دشت پا کشید هرجا که بود طایری از آشیان فتاد شد وحشتی که شور قیامت بباد رفت چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد بر زخمهای کاری تیغ و سنان فتاد ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان بر پیکر شریف امام زمان فتاد بیاختیار نعرهی هذا حسین زود سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول |
|||
|
|
۱۹:۲۷, ۲۴/آبان/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
دست من و تو نیست اگر نوکرش شدیم/خیلی حسین(علیه السلام) زحمت مارا کشیده است
|
|||
|
|
۲۰:۰۵, ۲۴/آبان/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
این کشته فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی دود از زمین رسانده به گردون حسین توست این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست این غرقه محیط شهادت که روی دشت از موج خون او شده گلگون حسین توست این خشک لب فتاده دور از لب فرات کز خون او زمین شده جیحون حسین توست این شاه کم سپاه که با خیل اشگ و آه خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست این قالب طپان که چنین مانده بر زمین شاه شهید ناشده مدفون حسین توست چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد |
|||
|
|
۲۲:۰۱, ۲۴/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۹۰ ۱۰:۳۶ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
[b]کای مونس شکسته دلان حال ما ببین ما را غریب و بیکس و بی آشنا ببین اولاد خویش را که شفیعان محشرند در ورطه عقوبت اهل جفا ببین در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین نی ورا چو ابر خروشان به کربلا طغیان سیل فتنه و موج بلا ببین تنهای کشتگان همه در خاک و خون نگر سرهای سروران همه بر نیزه ها ببین آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین آن تن که بود پرورشش در کنار تو غلطان به خاک معرکه کربلا ببین یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد |
|||
|
|
۲۳:۵۲, ۲۴/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۹۰ ۱۰:۳۸ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
خاموش محتشم که دل سنگ آب شد بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد خاموش محتشم که ازین شعر خونچکان در دیده اشگ مستمعان خون ناب شد خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد تا چرخ سفله بود خطائی چنین نکرد بر هیچ آفریده جفائی چنین نکرد ************************************************************************************************** ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای
وز کین چها درین ستم آباد کرده ای بر طعنت این بس است که با عترت رسول بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای ای زاده زیاد نکرداست هیچ گه نمرود این عمل که تو شداد کرده ای کام یزید دادهای از کشتن حسین بنگر که را به قتل که دلشاد کردهای بهر خسی که بار درخت شقاوتست در باغ دین چه با گل و شمشاد کردهای با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو با مصطفی و حیدر و اولاد کردهای حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن آزردهاش به خنجر بیداد کردهای ترسم تو را دمی که به محشر برآورند از آتش تو دود به محشر درآورند |
|||
|
|
۱۲:۴۸, ۲۵/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۹۰ ۱۷:۵۶ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
ترجیع بند معروف هاتف اصفهاني در وصف خداوند با نام «وحده لااله الّاهو»
حتما مطالعه بفرماييد ای فدای تو هم دل و هم جان وی نثار رهت هم این و هم آن دل فدای تو، چون تویی دلبر جان نثار تو، چون تویی جانان دل رهاندن زدست تو مشکل جان فشاندن به پای تو آسان راه وصل تو، راه پرآسیب درد عشق تو، درد بیدرمان بندگانیم جان و دل بر کف چشم بر حکم و گوش بر فرمان گر سر صلح داری، اینک دل ور سر جنگ داری، اینک جان دوش از شور عشق و جذبهٔ شوق هر طرف میشتافتم حیران آخر کار، شوق دیدارم سوی دیر مغان کشید عنان چشم بد دور، خلوتی دیدم روشن از نور حق، نه از نیران هر طرف دیدم آتشی کان شب دید در طور موسی عمران پیری آنجا به آتش افروزی به ادب گرد پیر مغبچگان همه سیمین عذار و گل رخسار همه شیرین زبان و تنگ دهان عود و چنگ و نی و دف و بربط شمع و نقل و گل و مل و ریحان ساقی ماهروی مشکینموی مطرب بذله گوی و خوشالحان مغ و مغزاده، موبد و دستور خدمتش را تمام بسته میان من شرمنده از مسلمانی شدم آن جا به گوشهای پنهان پیر پرسید کیست این؟ گفتند: عاشقی بیقرار و سرگردان گفت: جامی دهیدش از می ناب گرچه ناخوانده باشد این مهمان ساقی آتشپرست آتش دست ریخت در ساغر آتش سوزان چون کشیدم نه عقل ماند و نه هوش سوخت هم کفر ازان و هم ایمان مست افتادم و در آن مستی به زبانی که شرح آن نتوان این سخن میشنیدم از اعضا همه حتی الورید و الشریان که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لااله الاهو إن شاءالله ادامه دارد |
|||
|
|
۱۷:۰۹, ۲۵/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۹۰ ۱۷:۳۵ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
به نام خدا مرثیه ای بی نظیر از ایر ج میرزا برای سالار شهیدان رسم است هر كه داغ جوان دیده دوستان / رأفت برند حالت آن داغ دیده را
یك دوست زیر بازوی او گیرد از وفا / وان یك ز چهره پاك كند اشك دیده را آن دیگری بر او بفشاند گلاب قند / تا تقویت شود دل محنت كشیده را یك چند دعوتش به گل و بوستان كنند / تا بركنندش از دل، خار خلیده را جمعی دگر برای تسلای او دهند / شرح سیاه كاری چرخ خمیده را القصه هر كس به طریقی ز روی مهر / تسكین دهد مصیبت بر وی رسیده را «آیا كه داد تسلیت خاطر حسین / چون دید نعش اكبر در خون تنیده را آیا كه غمگساری و اندوه بری نمود / لیلای داغ دیده ی محنت كشیده را بعد از پدر دل پسر آماج تیغ شد / آتش زدند لانه ی مرغ پریده را.» |
|||
|
|
۱۷:۱۳, ۲۵/آبان/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
این نوحه حضرت زینب
شاید بی ارتباط با موضوع این تاپیک نباشه. دانلود نوحه بنشين تا به تو گويم زينب ... |
|||
|
|
۱۸:۱۳, ۲۵/آبان/۹۰
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
ادامه شعر «وحده لا اله الّاهو» از تو ای دوست نگسلم پیوند ور به تیغم برند بند از بند الحق ارزان بود ز ما صد جان وز دهان تو نیم شکرخند ای پدر پند کم ده از عشقم که نخواهد شد اهل این فرزند پند آنان دهند خلق ای کاش که ز عشق تو میدهندم پند من ره کوی عافیت دانم چه کنم کاوفتادهام به کمند در کلیسا به دلبری ترسا گفتم: ای جان به دام تو در بند ای که دارد به تار زنارت هر سر موی من جدا پیوند ره به وحدت نیافتن تا کی ننگ تثلیت بر یکی تا چند؟ نام حق یگانه چون شاید که اب و ابن و روح قدس نهند؟ لب شیرین گشود و با من گفت وز شکرخند ریخت از لب قند که گر از سر وحدت آگاهی تهمت کافری به ما مپسند در سه آیینه شاهد ازلی پرتو از روی تابناک افگند سه نگردد بریشم ار او را پرنیان خوانی و حریر و پرند ما در این گفتگو که از یک سو شد ز ناقوس این ترانه بلند که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لااله الاهو إن شاءالله ادامه دارد |
|||
|
|
۱۴:۵۳, ۲۶/آبان/۹۰
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
دوش رفتم به کوی باده فروش
ز آتش عشق دل به جوش و خروش مجلسی نغز دیدم و روشن میر آن بزم پیر باده فروش چاکران ایستاده صف در صف باده خوران نشسته دوش بدوش پیر در صدر و میکشان گردش پارهای مست و پارهای مدهوش سینه بیکینه و درون صافی دل پر از گفتگو و لب خاموش همه را از عنایت ازلی چشم حقبین و گوش راز نیوش سخن این به آن هنیئالک پاسخ آن به این که بادت نوش گوش بر چنگ و چشم بر ساغر آرزوی دو کون در آغوش به ادب پیش رفتم و گفتم: ای تو را دل قرارگاه سروش عاشقم دردمند و حاجتمند درد من بنگر و به درمان کوش پیر خندان به طنز با من گفت: ای تو را پیر عقل حلقه به گوش تو کجا ما کجا که از شرمت دختر رز نشسته برقعپوش گفتمش سوخت جانم، آبی ده و آتش من فرونشان از جوش دوش میسوختم از این آتش آه اگر امشبم بود چون دوش گفت خندان که هین پیاله بگیر ستدم گفت هان زیاده منوش جرعهای درکشیدم و گشتم فارغ از رنج عقل و محنت هوش چون به هوش آمدم یکی دیدم مابقی را همه خطوط و نقوش ناگهان در صوامع ملکوت این حدیثم سروش گفت به گوش که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لااله الاهو إن شاءالله ادامه دارد |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اشعاری در وصف اهل بیت که انسان را مست میکنند!!!! | ehsan8taherian | 8 | 3,291 |
۲/آذر/۹۴ ۱۸:۲۲ آخرین ارسال: ehsan8taherian |
|
| اشعاری در مدح امام خامنه ای(حفظه الله) | سجاد313 | 12 | 8,223 |
۱۰/اردیبهشت/۹۳ ۲۰:۰۵ آخرین ارسال: دل خسته |
|
| اشعاری در وصف ائمه (علیه السلام) | ali0077 | 17 | 7,502 |
۱۶/آبان/۹۲ ۲۰:۵۸ آخرین ارسال: پرنیان |
|






![[تصویر: new%20bitmap%20image.bmp]](http://www.emam8.com/images/stories/new%20bitmap%20image.bmp)





