کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 11 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعاری که باید خواند ...
۱۳:۱۲, ۱۳/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۰ ۱۵:۳۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
شعری که تحسین رهبر انقلاب را بر انگیخت


[تصویر: new%20bitmap%20image.bmp]


تمام غصه ی ما بال و پر نداشتن است
ز رمز و راز پریدن خبر نداشتن است

در این قفس متولد شدیم و می میریم
طبیعت قفس عمر در نداشتن است

چگونه داغ دلش خون نباشد از غم عشق
که شرط داغ ندیدن جگر نداشتن است

طبیب حاذق بیمار زندگی مرگ است
علاج دردسر عمر سر نداشتن است

فقط نصیب شهیدان سرسپرده ی توست
سعادتی که سازی سپر نداشتن است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عـلـی ، shafagh_mah ، محمود ، وحید110 ، خادمة الزهرا ، بیداری12 ، oO DaViD Oo ، ريحانه الرسول ، saloomeh ، ST92 ، مبينا ، said_siraj ، Night moans ، لبخند خدا ، عبدالرحمن ، ali0077 ، ADAM ، Fatemeee ، درست پسند ، rahbin ، پرنیان ، Just God ، hessam ، mahramaneh ، ahmbove ، MohammadMeraj ، 313flowers ، محمد امین + ، حسن عزتي ، رضوانه ، help me ، یا امام رضا ، fatemeh-55 ، 135 ، فانوس *7* ، حسن.س. ، aliakbar110 ، امیرخان ، حضرت عشق ، Farzaneh ، فدک زهرا ، fafa* ، Mohammad Trust ، انتصـار ، آفتاب ، یاســین ، مجتبی110 ، نورالسادات ، soora ، vahrakan ، Anti gods
۱۸:۲۴, ۹/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۹۰ ۱۲:۳۴ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #2
آواتار
تقديم به عاشقان حيدر كرار

[تصویر: 00.jpg]
[تصویر: album.jpg]
[تصویر: 01.jpg]
[تصویر: 02.jpg]
[تصویر: 03.jpg]
[تصویر: 04.jpg]
[تصویر: 05.jpg]
[تصویر: 06.jpg]
[تصویر: 07.jpg]
[تصویر: 08.jpg]
[تصویر: 09.jpg]
[تصویر: 10.jpg]
[تصویر: 11.jpg]
[تصویر: 12.jpg]
[تصویر: 13.jpg]
[تصویر: 14.jpg]
[تصویر: 15.jpg]
[تصویر: 16.jpg]
[تصویر: 17.jpg]
[تصویر: 18.jpg]
[تصویر: 19.jpg]
[تصویر: 20.jpg]
[تصویر: 21.jpg]
[تصویر: 22.jpg]
[تصویر: 23.jpg]
[تصویر: 24.jpg]
[تصویر: 25.jpg]
[تصویر: 26.jpg]
[تصویر: 27.jpg]
[تصویر: 28.jpg]
[تصویر: 29.jpg]
[تصویر: 30.jpg]
[تصویر: 31.jpg]
[تصویر: 32.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمود ، مبينا ، فاطمه خانم ، EMPERATOR ، میلاد.م ، بیداری اندیشه ، سدرة المنتهی ، نسیم ، MohammadSadra ، وحید110 ، Hadith ، vahid1878 ، أین المنتظر ، shafagh_mah ، saloomeh ، آزاد اندیش ، Admirer ، ST92 ، mohamad ، blue.blood ، said_siraj ، laanbar1-2-3 ، roohollah ، Night moans ، zryy ، ADAM ، Fatemeee ، N2376DIR ، منادی حق ، رهگذر. ، یا امام رضا ، فانوس *7* ، حسین14 ، امیرخان ، حضرت عشق ، fafa* ، soora ، NARJES ، pure ، نورالسادات ، Wakeup ، سجاد313
۱۲:۲۶, ۱۲/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آبان/۹۰ ۱۲:۲۷ توسط نسیم.)
شماره ارسال: #3
آواتار
بسیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــار بسیـــــــــــــــــــــــــــــار زیبا و عالی بود...
جزاکم الله خیرا

شبروان مست ولای تو علی
جان عالم به فدای تو علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، Anti gods ، shafagh_mah ، blue.blood ، said_siraj ، Night moans ، mahramaneh ، حضرت عشق ، نورالسادات
۲۳:۲۴, ۱۹/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۹۰ ۲۳:۵۲ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #4
آواتار
به نام خدا
متن ترکیب بند محتشم کاشانی
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پروردهی کنار رسول خدا حسین

بنده که توانایی ندارم چیزی در مورد این شعر توضیح بدم.
توخود حدیث مفصل بخوان.
موفق باشید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: jkb ، مسافر ، F_R ، MAHDI59 ، فاطمه خانم ، zohur ، میثاق ، محیصا ، soldier ، aghah ، أین المنتظر ، بهروز ، mohamad ، یاران مهدی ، MohammadMeraj ، محمود ، آزاد اندیش ، بیداری اندیشه ، مبينا ، said_siraj ، Night moans ، ADAM ، Fatemeee ، mahramaneh ، reyhan ، امیرخان ، حضرت عشق
۱۱:۰۰, ۲۰/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۰ ۱۷:۴۹ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #5
آواتار
کشتی شکست خوردهی طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا
گر چشم روزگار به رو زار میگریست
خون میگذشت از سر ایوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و میمکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عیوق میرسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا
آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمهی سلطان کربلا
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد

[font=B Nazanin][/font]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، jkb ، أین المنتظر ، بهروز ، mohamad ، MohammadMeraj ، آزاد اندیش ، بیداری اندیشه ، said_siraj ، mahramaneh ، امیرخان ، حضرت عشق
۱۲:۲۱, ۲۰/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۰ ۱۸:۵۱ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #6
آواتار
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون بیستون شدی
کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعلهی برق خرمن گردون دون شدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیمابوار گوی زمین بیسکون شدی
کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی
کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقه دریای خون شدی
آن انتقام گر نفتادی بروز حشر
با این عمل معاملهی دهر چون شد
آل نبی چو دست تظلم برآورند
ارکان عرش را به تلاطم درآورند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: jkb ، أین المنتظر ، بهروز ، mohamad ، MohammadMeraj ، آزاد اندیش ، بیداری اندیشه ، said_siraj ، mahramaneh ، امیرخان ، حضرت عشق
۱۷:۵۲, ۲۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا به سلسله انبیا زدند
نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند
آن در که جبرئیل امین بود خادمش
اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند
بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها
افروختند و در حسن مجتبی زدند
وانگه سرادقی که ملک مجرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند
وز تیشه ستیزه در آن دشت کوفیان
بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند
پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید
بر حلق تشنه خلف مرتضی زدند
اهل حرم دریده گریبان گشوده مو
فریاد بر در حرم کبریا زدند
روح الامین نهاده به زانو سر حجاب
تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بهروز ، rastin ، mohamad ، أین المنتظر ، jkb ، MohammadMeraj ، آزاد اندیش ، بیداری اندیشه ، said_siraj ، mahramaneh ، امیرخان ، حضرت عشق
۱۸:۵۱, ۲۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
چون خون ز حلق تشنه او بر زمین رسید
جوش از زمین بذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانهی ایمان شود خراب
از بس شکستها که به ارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روحالامین رسید
کرد این خیال وهم غلط که ارکان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین رسید
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلی نیست بیملال
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohamad ، أین المنتظر ، jkb ، MohammadMeraj ، آزاد اندیش ، بیداری اندیشه ، said_siraj ، mahramaneh ، امیرخان ، حضرت عشق
۲۲:۳۶, ۲۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یک باره بر جریده رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق به در آید ز آستین
چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند
آه از دمی که با کفن خون چکان ز خاک
آل علی چو شعله آتش علم زنند
فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت
گلگون کفن به عرصه محشر قدم زنند
جمعی که زد بهم صفشان شور کربلا
در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند
از صاحب حرم چه توقع کنند باز
آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند
پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، jkb ، MohammadMeraj ، آزاد اندیش ، بیداری اندیشه ، مبينا ، said_siraj ، mahramaneh ، امیرخان
۱:۰۱, ۲۱/آبان/۹۰
شماره ارسال: #10
آواتار
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار
موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
ابری به بارش آمد و بگریست زار زار
گفتی تمام زلزله شد خاک مطمن
گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شد آشکار
آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار
جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار
با آن که سر زد آن عمل از امت نبی
روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار
وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد
نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: jkb ، أین المنتظر ، MohammadMeraj ، آزاد اندیش ، بیداری اندیشه ، said_siraj ، mahramaneh ، امیرخان
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  اشعاری در وصف اهل بیت که انسان را مست میکنند!!!! ehsan8taherian 8 3,290 ۲/آذر/۹۴ ۱۸:۲۲
آخرین ارسال: ehsan8taherian
  اشعاری در مدح امام خامنه ای(حفظه الله) سجاد313 12 8,221 ۱۰/اردیبهشت/۹۳ ۲۰:۰۵
آخرین ارسال: دل خسته
  اشعاری در وصف ائمه (علیه السلام) ali0077 17 7,498 ۱۶/آبان/۹۲ ۲۰:۵۸
آخرین ارسال: پرنیان

پرش در بین بخشها:


بالا