|
مباحثي پيرامون سب و لعن در آيات و روايات
|
|
۰:۱۱, ۶/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/خرداد/۹۷ ۱۴:۱۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام.
در طی بحثی که با دوستان در یکی از تاپیک ها داشتیم به نظرم رسید تا در تاپیکی جدا گانه به بحث عقلی در مورد این موضوع بپردازیم و خواهشم از دوستان اینه که هر مطلبی چه موافق و چه مخالف : سند ارائه کنند تا بحث از محور اصلی خارج نشه و تماما با محور دین پیش بره. در همین راستا به دوستان پیشنهاد میکنم به سایت ابوتراب http://www.aboutorab.com سری بزنند و قطعا بی ثمر نخواهد بود .ضمن اینکه این سایت سایت تخصصی امام علی (علیه السلام)هست و قوی کار میکنه. مجله ای که این سایت منتشر میکنه در همون سایت هست و امکان دانلود pdf اون مجله هم هست. این سند و مدرکی هم که در خدمت شما بزرگواران قرار میدم از شماره 2 مجله ذکر منتشر شده در زمستان 89 هست. پرونده ویژه
جایگاه لعن و نفرین در آیات و روایات اين همه لعن و نفرين، چه سودي دارد؟
چند وقتی ست ذهنم درگیر شده است. چرا بايد دشمنان اسلام را لعن كرد؟ مگر نه اينكه اين كار نوعي خشونت و بدبيني محسوب مي شود و احساس تنفر به وجود مي آورد؟ چرا بد خواه دیگران باشیم؟ احتمالا لعن و نفرین بدعت شیعیان افراطی ست. اصلا مگر پیامبر و امامان ما کسی را لعن کردند که ما هم... اصلا ما چه کار به کار بقیه داریم!؟ چرا با این کارها قلب خودمان را کدر کنیم!؟ چرا بايد در زيارت عاشورا صدمرتبه لعن بفرستيم و مسلمانان را نسبت به كيديگر بدبين كنيم؟! به جاي صد لعن، صد صلوات و سلام بفرستيم، اینطوری ثوابی هم می بریم. مگر امروز، زماني نيست كه بايد با همه مردم با خوشي و لبخند رفتار كرد؟ مگر ما مدعي صلح جهاني نيستيم؟ مگر اسلام دين محبت و رأفت نيست؟ اين همه لعن به دشمنان چه سودي دارد؟ ... باید بگردم ، باید ببینم ریشه این لعن چیست... اگر واقعا این کار جزء دین است، باید برای این کار دلیل پیدا کنم... لعن به چه معناست؟ لعن در لغت به معناى طرد کردن و دور کردن است کمی تخصصی تر راغب اصفهانى لعن را به معناى راندن و دور کردن همراه با ناخشنودى و ناراحتى دانسته است چنان که لعن از جانب خدا به معناى قطع رحمت و توفیق دنیوى و عذاب و عقوبت اخروى است. لعن توسط انسان نیز نوعى دعاى بد،نفرین و بدخواهى براى دیگرى میباشد. طریحى می گوید: لعن به معناى دورى از رحمت است. لعن نقطه مقابل صلوات است که هرگاه به خدا نسبت داده شود به معناى فرستادن رحمت است و هرگاه به فرشتگان و مؤمنان منسوب گردد به معناى طلب رحمت میباشد.
احساسات مثبت و منفی سرشت انسان تنها از احساسات و عواطف مثبت ساخته نشده است. آدميزاد موجوديست كه هم داراي احساس مثبت و هم احساس منفي است. همانگونه كه شادي در وجود ما هست، غم نيز هست. هيچ انساني نمي تواند بدون غم يا بدون شادي زندگي كند. در جاي خودش بايد خنديد و در جاي خود هم بايد گريست. تعطيل كردن بخشي از وجودمان، به اين معني است كه از نعمت هايي كه خداوند در ما قرار داده، استفاده نكنيم.
قرآن مي فرمايد:خداوند در ما محبت را آفريده تا نسبت به كساني كه به ما خدمت و نیكي ميكنند،كساني كه كمالي دارند خواه جسماني، يا فكري و رواني و يا عاطفي ابراز علاقه و محبت كنيم. همانگونه كه فطرت انسان چنين است كه كسي را كه به او خدمت می کند، دوست ميدارد، فطرتش نيز بر اين است كه كسي را كه به او ضرر مي رساند، دشمن بدارد. البته ضررهاي مادي دنيوي براي مؤمن اهميتي ندارد، چون اصل دنيا براي او ارزشي ندارد. اما دشمني كه دين و سعادت ابدي را از انسان بگيرد، آيا قابل اغماض و چشم پوشي است؟ " ان الشيطان لكم عدو فاتخذوه عدوا " شيطان دشمن شماست، شما بايد با او دشمني كنيد
با شيطان ديگر نمي شود لبخند زد و با رأفت برخورد كرد؛ وگرنه انسان هم شيطان ميشود؛ منتها شيطان انسانی. اگر بايد با اولياي خدا دوستي كرد، بايد با دشمنان آنها هم دشمني كرد." سِلمٌ لِمَن سالَمَكُم و حَربٌ لِمَن حارَبَكُم " اگر دشمني با دشمنان خدا نباشد، به تدريج و رفته رفته ، رفتار انسان با آنها دوستانه ميشود و در اثر معاشرت، رفتار آنها را مي پذيرد و حر فهايشان را قبول ميكند.
قرآن مي فرمايد: " و اذا رأيت الذين يخوضون في آياتنا فأعرض عنهم " وقتي مي بيني كساني نسبت به دين بدگويي و اهانت ميکنند ، با زبان مسخره و استهزاء سخن مي گويند، به آنها نزديك نشو ، وگرنه بايد بدانند كه عاقبت به آنها ملحق خواهند شد.
" ان الله جامع الكافرين و المنافقين في جهنم جميعا " كسي كه به استهزاء كنندگان محبت مي ورزد ، حر فهاي آنان را گوش مي دهد و روي خوش نشان مي دهد، سرانجام سخن آ نها در دلش تأثير مي گذارد و شك به وجود مياورد؛ و وقتي شك بوجود آمد، اظهار ايمان كردن نفاق است. در ظاهر مي گويد
مسلمانم، اما در باطن قبول ندارد. چنين كساني بواسطه همنشيني با دشمنان خداوند، منافق مي شوند و عاقبتشان جهنم است. ضرورت وجود سيستم دفاعي به عبارت ديگر دشمني با دشمنان، يك سيستم دفاعي در مقابل ضررها و خطرها ايجاد ميکند. بدن انسان همانگونه كه عامل جاذبه دارد و مواد مفيد را جذب ميكند، يك سيستم دفاعي نيز دارد كه سموم و میكروبها را دفع ميكند. اگر اين سيستم ضعيف شد، میكروب ها رشد مي کنند. رشد میكروب ها به بيماري انسان منجر ميشود و بيمار را ممكن است با مرگ روبرو كند. اگر بگوييم ورود میكروب به بدن ايرادي ندارد، به میكروب خوش آمد گفتيم و بگوييم مهمان ما هستيد، آيا در اين صورت بدن سالم مي ماند؟ بايد اين مكیروب را از بين برد تا انسان بتواند به حيات خود ادامه دهد. مهم آن است كه ما جاي جذب و دفع را درست بشناسيم. گاهي امور مشتبه میشود. كسي از روي ناداني سخني به اشتباه گفته و خطايي كرده و بعد پشيمان شده است، و يا اگر براي او توضيح دهيم، از روي انصاف قبول خواهد كرد. نسبت به چنين كسي نبايد دشمني كرد. صرف اينكه كسي مرتكب گناهي باشد، نبايد او را از جامعه طرد كرد، بلكه بايد درصدد اصلاح او برآ ييم. با او نبايد دشمني كرد، مگر اينكه تعمد داشته باشد و علنا گناه را در جامعه رواج دهد. اين خيانت و پليدي است و بايد با چنين شخصي دشمني كرد. اين نكته نيز قابل ذكر است كه در بسياري از روايات آمده است كه محبت و مودت نسبت به اهل بيت بايد همراه با برائت جستن و بيزاري و دشمني با مخالفان آنان باشد؛ تا لطف و محبت ما نسبت به خاندان امامت و ولايت مورد قبول خداوند بوده و در نزد آنان ارزشمند باشد. از اين روست كه در زيارت عاشورا، سلام و درود ما بر ابا عبدالله الحسین با بيزاري و برائت جستن از دشمنان او همراه است.
هر چیزی قانونی دارد
آیین دوستی شرط اساسی دوستی و قوام آن، یکرنگی و یکی شدن با محبوب است، برای این مهم باید از غیر او دور شد تا قرب دوست حاصل شود .
گر عاشق دلداری ، با غیر چه دل داری
کان دل که در او غیر است، دلدار نمی گنجد کلمه ای که شخص را وارد اسلام می کند، کلمه ی توحید، یعنی " لااله الا الله " است ، نکته ی مهمی در این کلمه نهفته و آن شروع با " لا اله " است، یعنی مقدمه لازم و غیر قابل انفکاک توحید ، کنار گذاردن همه خدانمایان دروغین است. و آنگاه است که شخص ، با گفتن " الا الله " در زمره ی سعادتمندان داخل می گردد.
همین نکته به شکل روشن در این آیه نیز هویداست: " فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِن بِاللِّه فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى "
پس هر كس كه به طاغوت كفر ورزد و به خداى ايمان آورد، به چنان رشته استوارى چنگ زده...
در این آیه، مرحله ی اول تمسک به ریسمان محکم الهی ، کفر ورزیدن به طاغوت شمرده شده است. با کمی دقت روشن میشود که این شرط اختصاصی به اسلام نداشته و ملل و اقوام مختلف با هر عقیده و مذهبی به آن ملتزم میباشند.
از هر چه غیر دوست، چرا نگذرد کسی کافر برای خاطر بت از خدا گذشت در مقابل، ادعای محبتِ فارغ از دشمنی با دشمنان محبوب، جز نفاق و دورویی نخواهد بود ، چنانکه خدا در قرآن می فرماید:
"وَ إِذَا لَقُواْ الَّذِينَ ءَامَنُواْ قَالُواْ ءَامَنَّا وَ إِذَا خَلَوْاْ إِلى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكُم.." و چون به مؤمنان میرسند، میگويند : ايمان آورده ايم . و چون با شيطانهاى خويش خلوت میکنند ، میگويند : ما با شما هستيم.
و این زنگ خطری بس بزرگ است، چرا که : " إِنَّ ال مْنَافِقِينَ فىِ الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّار "
هر آينه منافقان در فروترين طبقات آتش هستند.
مفسر راستین قرآن، امام صادق نیز به همین مطلب اشاره دارند: دروغ می گوید کسی که ادعای محبت و دوستی ما را دارد و حال آنکه از دشمنان ما بیزاری نمی جوید.
و امیرالمومنین صریحا می فرمایند : دوستِ دشمن ، در واقع از دشمنان انسان است اگرچه ظاهرا اظهار دوستی کند.
" واعداؤک: عدوک و عدو صدیقک و صدیق عدوک ... " دشمنان تو سه دسته اند: دشمن تو و دشمن دوست تو و دوست دشمن تو هستند. و بعد از این اشاره به لعن در قرآن و کسانی که مورد لعن قرار میگیرند اشاره میشود که حقیر به جهت طولانی نشدن این موضوع از آوردن اون خودداری کردم و هرکس علاقه مند بود میتونه به همون مجله مراجعه کنه . و یه چیز دیگه : ما اصولا با سه واژه لعن و سب و فحش مواجهیم :
در مورد لعن که عرض کردم. سب به معنای نسبت دادن شخصی به حیوان و امثالهم هست ( که نسبت به مومن حرام شده ) و گرنه در مورد غاصبان حق ولایت و باعثان قتل حضرت زهرا (سلام الله علیها) باید گفت بلا نسبت حیوانات نجیبی مثل سگ و الاغ که چنین شیاطینی رو با اونها مقایسه کنیم . و فحش به هر ترتیب حرام است و باز در مورد اون اشخاص این گونه رسیده است که مقام مومن به قدری بالاست که در شان او نیست چنین الفاظی رو به زبان بیاره و گرنه میدانیم و میدانند که شایسته و لایق بدتر از این الفاظ هم هستند. من مسلمانم و معیار و میزانم در جمیع امور کتاب خدا و سخنان تراجم وحی یعنی حضرات معصومین است.مرامم هم تبعیت از گفتار خدا و سیره ی حجج الهی است؛
در مورد لعن و نفرین هم تأسی به این دو معیار و میزان نموده و کسانی را که ملعونون خدا و چهارده معصوم پاک او هستند با تمام وجود و از عمق جان ودل لعن و نفرین خواهم کرد. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۳:۲۹, ۹/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/فروردین/۹۲ ۳:۵۰ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
لعنت به آنكه پایگذار سقیفه شد / لعنت به هر كسی كه به ناحق خلیفه شد لعنت بر آنكه برتن اسلام خرقه كرد / این قوم متحد شده را فرقه فرقه كرد تكفیر دشمنان علی ركن كیش ماست / هر كس محب فاطمه شد،قوم وخویش ماست ما بی خیال سیلی زهرا نمی شویم / راضی به ترك و نهی تبرا نمی شویم پيش من حرفي ز اسرار ولايت برترست / زانکه صد فصل از فنون علم را، از برکني آنچه در وصف علي دانم، اگر گويم، مرا / طعن در محراب گويي، لعن بر منبر کني رازها دارم بدل، گر پرده بگشايم، مرا / طعمه ي شمشير سازي، مثله ي خنجر کني |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| انكار آيات خداوند عامل گمراهی! p# | yashar1374 | 13 | 6,035 |
۲۱/اسفند/۹۰ ۱۷:۵۲ آخرین ارسال: علی 110 |
|








