|
لطفا همه کمک کنید.از زندگی خسته شدم
|
|
۱۷:۵۳, ۹/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۵۴ توسط s.73.h.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان میخوام ازتون یه چیزی بپرسم و دلم میخواد که با صداقت کامل و بدون احساساتی شدن جواب بدید.
چند وقتیه(دو سه سال) که من حس میکنم زندگی کردن خیلی مشکل و طاقت فرسا شده و حدیثی که میگه مردم اخرالزمان ارزوی مرگ میکنن حداقل در مورد من اتفاق افتاده. دیگه من واقعا خسته شدم و تحمل این زندگیرو ندارم.و ارزوی مرگ کار عادیم شده. ایا این چیزهایی رو که گفتم در مورد شما هم اتفاق افتاده و شما هم حس میکنید یا خیر؟ ایا شما هم در زندگی روزمره با این مشکلات سخت مواجه هستید؟ [/b]بازهم ازتون میخوام صادقانه و به دور از احساسات جواب بدید. در ضمن فقط جواب بدید و از دلداری دادن وزدن حرف های امیدوار کننده خودداری کنید. هر کس این تاپیک رو خوند و جواب نداد مدیون هست خواهش میکنم شما هم بگید. ا منتظر جواب همتون هستم |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۴۹, ۹/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
به نام او
دوست عزيز... همه ما در جاهايي از زندگيمون با مشكلات برميخوريم و واكنشامون متفاوت هست و همين واكنش ها هست كه ما رو به خدا نزديك ميكنه يا از خدا دور ميكنه! ميگي حرفاي اميدواركننده نزنيم، اين يعني نميخواي از اين وضع بيرون بياي!شايد ظاهرا بخواي ولي باطنا نميخواي.با خودت اول روراست باش! ديدم كسايي رو كه براي هر مشكل دم از پايان زندگي و اين حرفا ميزنن.و ديدم كسايي رو كه مشكلات اونقدر بهشون فشار مياره كه واقعا چاره اي جز مرگ براي خودشون نميبينن. تنها نسخه اي كه من ميدونم، صبر هست! اگر ميخواي واقعا از اين وضع دربياي، تمرين صبر كن!هر اتفاقي ميافته، اگر تلاشتو كردي، بدون صلاح اين بوده كه اون اتفاق بيفته.اگر تلاشتو نكردي بدون كوتاهي خودت بوده.اما اينو هم بدون كه گاهي امتحاناي الهي اونقدر سنگين ميشه كه آدم ممكنه خدا رو هم انكار كنه! صبور باش كه "ان ا... مع الصابرين" به قول شيخ حسن، "مع الصابرين" از "يحب الصابرين" بالاتره.يعني خدا همراهشونه!يعني اگه زمين بخورن دستشونو ميگيره. نميخوام بگم آدم صبوري هستم، ولي جاهايي كه صبر كردم به مراتب نتايج بهتري از جاهايي كه شكايت كردم رسيدم. باز در خدمتم.خدانگهدار |
|||
|
|
۲۳:۲۶, ۹/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
امام صادق علیه السلام :یاران مهدی مردمانی پولاد دل سرشار از یقین به خدا محکم تر از صخره اند اگر به کوه ها روی بیاورند آنها را متلاشی می کنند
احساس مرگ هر روز که نه ولی آره هر چند روز یه بار دلم کمی مرگ می خواهد این روزها عجیب دلم مرگ می خواهد عجیب حدیث اولی که نوشتم میخواستم بگم فلاکت از سر تا پای دنیای ما میباره ولی باید محکم بود ایستاد و مقاومت کرد |
|||
|
|
۶:۲۰, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۶:۲۲ توسط عبداللهی.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
احتمالا شما دچار روزمرگی شده اید
با فعالیت های مهیج و متناسب با سن و جنس(البته نوع حلالش) خودتان ، خود را مشغول نمایید . انشاالله که حل خواهد شد . هر کمکی که از دست بنده بیاید کوتاهی نمی کنم . اگر تمایل داشتی برایم پیام خصوصی بگذار |
|||
|
|
۹:۵۶, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
اين صفت ( نا امیدی ) از جمله مهلكات عظيمه بلكه گناهانكبيره است و در كتاب كريم نهى صريح از آن شده، چنانچه مىفرمايد: «يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله»[sup] [/sup] يعنى: «اى بندگان منكه بر خود ستم و اسراف كردهايد! از رحمتخدا نا اميد نشويد» . و باز مىفرمايد: «و من يقنط من رحمة ربه الا الضالون». يعنى: «كيست كه نااميد ازرحمتخدا شود، مگر گمراهان و اهل ضلالت» . بلكه از بعضى آيات معلوم مىشود كه ياس از رحمتخدا موجب كفر است،چنانكه مىفرمايد: «لا يياس من روح الله الا القوم الكافرون» يعنى: «مايوس نمىشود از رحمتخدامگر كفار» . شما که خدای نا کرده نمیخاید جز این گروه باشید . ایمان و توکل باعث میشه سخت ترین روزها مایه روشنی چشمت بشه . معنویت رو تو خودتون قوی کنید بیشتر برای خداتون وقت بذارید باهاش دوست بشیدو میبینید که تنها نیستید و چقدر هواتونو داره . اینها که گفتم شعار نیست به تجربه برام ثابت شده . نمیدونم چند سالتونه ولی خوب میتونه تا حدودی مقتضیات سن شما باشه چیز نگران کننده ای نیست . همه ما این دوره ها رو گذروندیم و هنوز هم زنده ایم به لطف خدا !!!!! ![]() [/font] [font=Times New Roman] |
|||
|
|
۱۰:۱۲, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۰:۱۴ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
(۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۵۳)s.73.h نوشته است: دیگه من واقعا خسته شدم و تحمل این زندگیرو ندارم.و ارزوی مرگ کار عادیم شده. مشکلات سخت تا دلت بخواد. نامردی، دزدی، خیانت و ... اونقدر که اگر بشینم برات تعریف کنم باورت نمیشه. میشه قصه هزار و یک شب. راست و حسینی خسته و دلگیر هم شدم. اما من با شما کمی فرق دارم، هیچ وقت نا امید نشدم. هرگز آرزوی مرگ نکردم. به مهاجرت فکر کردم. راستی نا امیدی بزرگترین اسلحه شیطانه. اگر تمام سلاح هاش رو بگیرن همین یدونه براش کفایت می کنه. |
|||
|
|
۱۱:۱۲, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
به نام خداالسلام علیک یا صاحب الزمانباید بگم که منم مدتی به این مشکل گرفتار شدم وآرزوی مرگ میکنم علتش هم اینه که فکر میکنم تا کی میتونم تحمل کنم واگر قراره آدمی بشم که خدا رو داخل زندگیش فراموش کنه و برای بدست آوردن یک سری موقعیت های دنیایی به کارای دیگه رو بیاره بمیرم بهتره!ازطرفی هم سعی میکنم بیشتر وقتم رو صرف کارایی میکنم که مورد پسن خداست(البته تا جایی که عقلم یاری میکنه)واز خدا میخوام نعمت هایی رو که بهم داده درراه رضای خودش صرف کنم که شکر نعمت کرده باشم.ولی در کل باید گفت که زندگی کردن تو این دوره وآدم موندن خیلی سخته وفقط خدا خودش کمکمون کنه
|
|||
|
|
۱۲:۰۵, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
سلام
منم همچین حسی رو بعضی وقتا پیدا میکنم ، احساس میکنم تو قفسم و اگه بمیرم حل میشه ولی بعد یادم میفته اگه بمیرم با اینکه از قفس ازاد میشم ولی مستقیم منو میبرن جهنم ببین با خودت رو راست باش ! اگه بمیری مشکلت حل میشه ؟ اگه واقعا حل میشه من بیام بکشمت ! ![]() حل نمیشه ، به پیر به پیغمبر حل نمیشه ، تو اشتباه فک میکنی ! بنظر من حضرت زینب س و خانم رقیه س رو الگوی خودت قرار بده از خدا بخواه صبری رو که به اونا داده بودو به تو هم بده . وقتی اون حس بهت دست میده یه لحظه کربلا رو بیار ذهنت و به این فک کن که جلوی اون همه زن و بچه مخصوصا حضرت رقیه س سر باباشو بریدن ، بنظر من اگه به مصیبت هایی که تو کربلا اتفاق افتاده فکر کنی حالت خوب میشه ، وقتی گفتی فک کنین جلو چش شما پدرمو دشمنا میزنن بیاد حضرت رقیه س افتادم . اینو باور کن که اگه به حضرت رقیه س متوسل بشی هم حالت و هم مشکلت حل میشه. امتحان کن چرا امتحان نمیکنی؟ از خر شیطون بیا پایین ، همه این حالتهایی که به ما دست میده زیر سر شیطان ملعون شده هستش ، منم سالی که قرار بود کنکور بدم همش به خودکشی فک میکردم ، این حالتها برای فرار از سعی و تلاش هستش . اینو بدون اکثر جوونا تو سن خاص با این مشکلات مواجه میشن. من خودم تازه تازه حالم داشت خوب میشد ولی متاسفانه مشکلات و نیازها اونقد زیاده که اگه یه ذره از خودم غافل بشم مبشم همون ادم سابق. ایشاا... خوب میشی توسلت به حضرت رقیه س یادت نره. |
|||
|
|
۱۳:۲۵, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
سلام
من نميدونم چي باعث شده كه شما اينطوري بشي؟؟ اما ميدونم درسته هركدوم مشكلات خودمون رو داريم و حتي از مشكلات دوروبرمون هم خبر دارين و ناراحت مي شيم و شرايط خوب گاهي ناپديد ميشه..اما همين كه نفس ميكشيم ..تمام افريده هاي خدا رو ميبينيم..و اونو احساس ميكنيم مانع از ارزوي مرگ كردن ميشه...چرا بايد ارزوي مرگ كنيد؟؟وقتي زندگي اين همه لطافت و شيريني داره..اگر داشتن شرايط سخت براي خودتون يا ديدن شرايط سخته ديگران به اينجا رسوندنتون بايد جز اين ارزوها كار ديگه اي بكنيد..كمي فكر كنيد ..قطعا ميشه ..چون همه در مقطعي از زندگي وارد همچين بحراني ميشن..حتي خود من و جز خود ادم كسي نميتونه كمك كنه كه راه مقابله پيدا كني.
|
|||
|
|
۱۴:۳۵, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۳۹ توسط عباس محمدی.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
(۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۸:۳۳)s.73.h نوشته است: در ضمن گفتم که نمیخوام جملات امیدوار کننده بگید فقط واقعیت. با سلام البته یقینا بر اساس برخی واقعیتها به این نتیجه رسیدید . میخوام این استدلالهایی که شما رو به این نتیجه رسونده یک بار دیگه مرور کنید و به سوالات دیل پاسخ بدید و نهایتا دلایل خودتونو ارزیابی کنید . شاید برخی موضوعات موثر در نتیجه گیری هاتون اشتباه بوده یا همه واقعییتها رو ندیده باشید . آیا همه سختی هایی که ممکنه در زندگی کسی رخ بده برای شما رخ داده ؟ آیا فرد یا افرادی رو میشناسید که در وضعییت مشابه شما باشه ؟ آیا همه اونها به همین نتیجه ای که شما رسیدید رسیدن ؟ آیا کسی رو میشناسید که با وجود مشکلات مشابه شما راه حل بهتر از شما پیداکرده باشه ؟ آیا امکان داره راه دیگری به جز نا امیدی و ارزوی مرگ کردن وجود داشته باشه ؟ آیا این راههای دیگری که در سوال قبلی پرسیدم میشناسید ؟ آیا اگر من به شما یکی از راههای مورد نظرم رو که برای حل مشگل شما خیلی موثر هست معرفی کنم میپذیرید ؟ خوب بنده میخوام یک راه حل مشگل به شما پیشنهاد کنم . (((( مثبت اندیشی )))) چرا عرض کردم راه حل مشگل ؟ زیرا بسیاری از ما در مورد مثبت اندیشی دچار سو برداشت هستیم . برخی افراد با فریب دادن خودشون و نادیده گرفتن واقعیتها سعی میکنند روی یک موضوع خاص مثبت فکر کنند و به نتیجه گیری مطلوب هم امیدوار باشند . ولی پس از مدتی به نتیجه دلخواه نمیرسند . و فکر میکنند که مثبت اندیشی به نوعی فریب دادن خودشون بوده و کمکی به حل مشگل نکرده . درحالی که اگر به واقعییتهای موضوع توجه میکردند بخودی به نتیجه مطلوب گرفتن از کاری که امکان نتیجه دادن نداشته امیدوار نمیشدن و در مورد اون مثبت اندیشی بی مورد نمیکردن. حالا مثالی میزنم تا شما ببینید آیا واقعا به همه واقعیتها توجه داشتید که به این نتیجه رسید . یا اینکه ممکنه برخی واقعییتها از نظر شما پنهان مانده . مثال : در مورد آمار بالای بد حجابی مطالب زیادی شنیدید و خیلی از مواقع خودتون به عینه مشاهده کردید . آیا شما مطمئن هستید همه واقعییتها رو دیدید ؟ برای اینکه به شما اثبات بشه که همه واقعیتها رو ندیدید پیشنهاد میکنم چند روز خارج از محیطهای تفریحی و مراکز خرید و برخی مناطقی که معمولا پاتق هنجار شکنان است به حضور خانمهایی که با حفظ حجاب و اعتقادات دینی پایبند هستند توجه بکنید . به حضور بانوان در نماز جمعه ها - مراکز زیارتی - محیطهای خانوادگی - مراکز کار بانوان - مراکز علمی تخصصی بانوان - ...... توجه کنید ببینید چند درصد از حضور بانوان عفیفه کشور مطابق با برخی تبلیغات هدفدار و سیاسی هماهنگی دارد . چند عکس از عدم رعایت عفاف و حجاب در کنار دریا را در محیط مجازی میگذارند و به این بهانه تمام زنان و نوامیس مردم مسلمان ما را فاسد معرفی میکنند . یا اینکه مسئولین اجرایی و فرهنگی را به بی کفایتی متهم میکنند . در حالی که سالیانه چندین میلیون نفر در این محیطهای تفریحی حضور می یابند و اکثر اونها به اعتقادات دینی پایبند هستند ( حتی اگر به ظاهر افراد مقیدی نباشند ) . چرا کسی آمار مثبت حضور مردم مسلمان و بانوان عفیفه را در این مراکز منتشر نمیکنند و از مردم و مسئولین مربوطه تشکر نمیکنند ؟ چرا فقط عاشق نقاط ضعف هستند ؟ و با بزرگنمایی به دنبال اهداف سیاسی هستند و در نتیجه یک کشور مسلمان و اکثریت زنان عفیفه و مردان خانواده دوست را برعکس معرفی میکنند . آیا به این موضوعات فکر کرده بودید ؟ اگر بخواهیم درست قضاوت کنیم باید همه واقعییتها را ببینیم . البته قصد من ورود به بحث حجاب و عفاف نبود ولی باید توضیح بدم که ممکنه در بین چند میلیون نفر چند صد نفر (کمتر یا بیشتر) تخلف کنند و مطابق با قواعد عمل نکنند . که چگونگی برخورد با اینگونه موضوعات بحث دیگریست که در جای خود باید به بحث گذاشته شود . اما اینها را عرض کردم تا ببینید اگر همه واقعیتها را ببینیم و بدانیم . میتوانیم قضاوت درستی داشته باشیم . واگر بخواهیم مثبت اندیش باشیم حتما باید به تمام واقعیتها توجه کنیم . نه اینکه با دیدن بخشی از یک موضوع به نتیجه گیری بپردازیم . پیشنهاد میکنم یک بار دیگر به مشگلات خودتون فکر کنید . به همه واقعییتهای موجود دقت کامل داشته باشید و بر اساس واقعیتها مثبت اندیش باشید . البته با توکل بر خدا |
|||
|
|
۱۵:۴۸, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان عزيز،(روي سخنم در اين نوشته به تمام افرادي هست كه اين پست رو ميخونند نه فقط به
s.73.h ) اول از همه اينو بگم كه من تقريبا هيچ وقت آرزوي مرگ نكردم؛چرا بايد اين آرزو رو بكنم زماني كه ميدونم تمام مشكلات و ظلم و فسادي كه جامعه رو در برگرفته بي ارزش ترين مواردي هستند كه من مي تونم بهشون فكر كنم و يا بخاطرشون نااميد بشم. چرا شما به اصل جهان توجه نميكنيد؟ چرا به اصل اين طبيعت زيباي پيرامونتون كه خداوند اينقدر اون رو زيبا آفريده توجه نميكنيد؟ چرا هميشه فقط نگاهتون به جهان رو به محدودترين حد ممكن ميرسونيد؟چرا هيچ وقت سعي نكرده ايد تا به اين جهان فاني از بالا نگاه كنيد؟ و بالاتر از همه چرا وقتي به جهان و جامعه و زندگيتون نگاه مي كنيد،همه چيز رو مي بينيد الا "باری تعالی جل عظمته" رو! من هم درون اين جامعه زندگي ميكنم و مانند همه ي مردم با بسياري از مشكلاتش دست و پنجه نرم كردم،ولي هيچ وقت مشكلات و نابساماني ها رو به عنوان "بزگترين ها" در زندگيم و در ذهنم ثبت نكردم بلكه به اونها با ديد "بي اهميت ترين و پست ترين ها در زندگيم" نگاه كردم. چرا شما زماني كه خدايي به اين بزرگي داريد و هدف آفرينش شما هم چيزي جز عبادت و رسيدن به خدا(كمال) نيست،دغدغه هاتون رو مكر هاي شيطان و فساد هاي اون قرار داديد؟ منظور من اين نيست كه اصلا به ظلم و ستم و فسادهاي جامعه و اينجور چيزها فكر نكنيم و فقط در فكر عبادت و... باشيم،بلكه برعكس بايد به شدت در فكر اصلاح جامعه(حالا اين اصلاح ميتونه در قدم اول اصلاح خودمون باشه و در قدم هاي بعدي اصلاح خانواده و...) در حد توان و استطاعتمون باشيم(و هميشه تلاش كنيم تا(مسبب)آن تغييري باشيم كه در جامعه مي خواهيم)،ولي اينطوري نباشه كه فكر كردن به جامعه(منظور از جامعه،كل جهان نيست بلكه اين جامعه خانواده ما هم ميتونه باشه) و مشكلاتش باعث بشه كم كم اميد و هدفمون رو از دست بديم چون همونطوري كه گفتم مكر هاي شيطان بسيار دون و پستتر از آن حدي هستند كه ما بخواهيم بخاطرشون خدا و اميدمون به خدا رو از دست بديم،مطمئن باشيد اينطوري حتي بزرگترين مشكلاتتون هم در مقابلتون كوچك جلوه مي كنند) هرگاه به جور و ظلم و فساد(شيطان) بر روي زمين فكر كرديد،در مقابل به قدرت و عظمت و شكوه خداوند فكر كنيد،آنگاه خواهيد ديد كه اينها(مكر شيطان) چقدر ضعيف و دون و كم دوام هستند.(چه برسه به اينكه بخاطرشون آرزوي مرگ كنيد!) اگر برجهان از بالا نگاه كنيد مطمئنا به اين بينش ايمان قلبي مياريد(يعني با تمام وجودتون اين واقعيت رو حس ميكنيد) اميدوارم كه تونسته باشم منظورم رو كامل به اعضاي انجمن رسانده باشم؛ با آرزوي موفقيت و كاميابي براي همه ي اعضاي انجمن |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| لطفا برای انتخاب رشته ی دانشگاهی,کنکوری هارو راهنمایی کنید! | boghz | 65 | 33,173 |
۳۰/آبان/۹۵ ۲۲:۳۹ آخرین ارسال: mhadi |
|
| پسر بچه جوان (لطفا راهنماییم کنید) | Tolou | 30 | 14,212 |
۱۵/مرداد/۹۲ ۵:۴۷ آخرین ارسال: soshiant |
|












