|
چرا با خدا مأنوس نیستم؟ و چرا....(مقاله ای برای خودم)
|
|
۱۴:۲۱, ۱۳/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اردیبهشت/۹۱ ۱۵:۲۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
1- چرا با خدا مأنوس نیستم؟ و لذت خلوت با خدا و مناجات با خدا را حس نمیکنم؟
دلایل زیادی دارد اما یکی از مهمترین دلایلش این است که: با کسانی مأنوس هستی که آنها با خدا انسی ندارند هواست به این آیه ی قرآن باشد که دوزخیان میگویند: يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا(28- فرقان) ای وای بر من ای کاش که فلانی را دوست خود نمی گرفتم!!!!!!!!!!!!!!!! 2- چرا در نماز حضور قلب ندارم؟ دلایل زیادی دارد اما یکی از مهمترین دلایلش این است که: در غیر نماز خود را در حضور خدا حس نمیکنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حضور قلب میوه ی درک در محضر خدا بودن در غیر زمان نماز است !!!!!!! 3- چرا دوستان خاص خدا به سراغ من نمی آیند دلایل زیادی دارد یکی از آنها را امیرالمومنین در استغفار هفتاد بندی فرموده اند امیر المومنین می فرمایند: 60- [b]اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ يُبْغِضُنِي إِلَى عِبَادِكَ وَ يَنْفِرُ عَنِّي أَوْلِيَاءَكَ أَوْ يُوحِشُ مِنِّي أَهْلَ طَاعَتِكَ لِوَحْشَةِ الْمَعَاصِي وَ رُكُوبِ الْحُوبِ وَ كَآبَةِ الذُّنُوبِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِي يَا خَيْرَ الْغَافِرِينَ. [/b] بند60: بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم برای هر گناهی که مرا نزد بندگانت مبغوض میدارد و اولیایت را از من متنفّر میسازد، یا اهل طاعتت را به جهت وحشت از معاصی و ارتکاب و اندوه جرائم، از من به وحشت می اندازد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان! به نظر تو مشکل اصلی من کجاست؟ به نظر من تو سر تاپا مشکلی اما به نظرم این ها را بخوان برخی از مهمترین هایش را می فهمی: (۲۲/آبان/۸۹ ۲۰:۲۸)یک عالم ربانی نوشته است: *****: متأسفانه بسیاری از ما از دین و از حقایق، تنها در پی یادگرفتن الفاظی هستیم که آنها را به دیگران تحویل دهیم و هیچگاه در صدد این نیستیم که آیا مطالبی که یاد گرفته ایم و به حساب خودمان با یادگرفتن آنها خود را مسلمان میدانیم اعتقاد قلبی ما شده یا خیر؟! و همچنین این آیه ی قرآن را: يَا أَيهَا الذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تفعلون(2-صف) كبرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ(3) ای کسانی که ایمان آورده اید چرا چیزی میگویید که به آن عمل نمیکنید؟ «نزد خدا بسیار خشم آور است كه بگویید چیزی را كه به آن عمل نمی كنید»!!!!!!!! چرا؟ بسه فعلاً علی 110 به اندازه ی کافی چرا چرا کردی فعلاً برو فکری به حال خودت بکن و بابت این جوابهایی که دادم بهت و خاک بر سری ات چاره ای بجو خوب چاره اش چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خاک بر سر چند بار بهت بگم تضرع به درگاه خدا توسل به اهل بیت ساعت خلوت با خدا و تلاش حداکثری در این زمینه که : عمل به آنچه که یقین داری درست است و پرهیز از آنچه که مطمئن هستی غلط هست بد بخت بندگی که بلد نیستی [i]حداقل گدای خوبی باش راستی پرسیدی چرا با دوستان خدا نمیتوانم مأنوس شوم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! به این آیه زیاد فکر کن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! وَ کَانُوا يُصِرُّونَ عَلَي الحِنثِ العَظيمِ (46-واقعه) و آنها بر انجام گناهان بزرگ اصرار دارند!!!!!!!!!!!!!!!!! خاک بر سر حیف آن حبی که در قلب تو نیست ، این قدر خودت رو ارزون میفروشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بیچاره البته دقت کنی بالاتر چاره ات را گفته ام اما کو گوش شنوا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! راستی توی اون گوش کرت فرو کن که: دونستن مال عمل کردن هست نه تحویل این و اون دادن
تحویل اینو اون دادن مال بعد از عمل کردنه - اینجوری فکر کنم یه تاپیکم نتونم بزنم که..... خاک بر سرت |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۳۳, ۱۴/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۰۰ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۱۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۰:۴۲)neda نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم [size=medium]بسم الله الرحمن الرحیم سلام؛ اینطور که شما می فرمایید که اصلا امر به معروف و نهی از منکری در جامعه صورت نمی گیره فکر می کنم این حقه شیطانه که وقتی میخوایم امر به معروفی انجام بدیم یا علممون رو در اختیار دیگران هم قرار بدیم یادمون می ندازه که مگه خودت فلان جا اشتباه نداشتی... نقص و اشتباه توی اعمال همه آدما (بجز معصومین) پیدا میشه.پس یعنی هیچ اموزشی نباید صورت بگیره؟ اگر ما واقعا در تلاش برای رفع نواقص و ایجاد خوبی ها باشیم خیلی هم خوبه (و اصلا یک وظیفست) که چیزی که می دونیم رو در اختیار سایرین هم قرار بدیم امام صادق(علیه السلام) می فرمایند : ذکات علم آنست که آن را به اهلش بیاموزی خوب اگه شما ذکات این علمی که داری پرداخت نکنی ، فکر می کنید خدا کمک می کنه که فراموشش نکنی و اون رو در زندگی هم به کار ببندید؟ |
|||
|
|
۲۱:۲۸, ۱۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۱۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۰:۴۲)neda نوشته است: اگه اصلاً نباشه چطور؟ یعنی دیگران را به کاری امر و یا نهی میکنید خودتان هم تصمیم به عمل میگرید اما هنوز نتوانسته اید کاملاً عمل کنید... بازهم مشمول اون آیه های قرآن میشویم؟ منظور از آن آیه تا اینجا بنده میدانم این است که چیزی بگوید شخص که به آن معتقد نیست و بنا ندارد که به آن هم عمل کند! همتی هم در این ندارد که حرفش با عملش یکی شود کسی که حرفش با عملش یکی شود که خوب میشود صدیق و صدیقین از همنشینان انبیا و اولیا و شهدا هستند قرار نیست صدیق باشیم تا امر به معروف و نهی از منکر کنیم اما قرار نیست خودمان چیزی بگوییم که اهل عمل به آن نیستیم و بنا هم نداریم به آن عمل کنیم و یا حقیقتاً معتقد به آن نیستیم!!!! |
|||
|
|
۷:۵۳, ۱۵/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اردیبهشت/۹۱ ۸:۳۹ توسط Tolou.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
(۱۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۰:۴۲)neda نوشته است:(۱۴/اردیبهشت/۹۱ ۹:۲۶)علی 110 نوشته است: وفتی میگید گاهی این امر اختیاری نیست یعنی گاهی هم اختیاری هست! دیشب که جواب این سوالمو نگرفتم فکر کردم... یه کم به خودم... یه کم به خدا.......... دوستت دارمیادم افتاد به حضرت آسیه زن فرعون... که هیچکدوم از اطرافیانش با خدا مانوس نبودند....دیگه بدتر از این حالت که نمیشه.... احساس کردم خدا میگه اگه موارد اختیاریشو درست کنی، اگه وقتی میتونی انتخاب کنی دوست منو انتخاب کنی، و اگه بیای به درگاهم... خودم میشم مانوست... خودم اثر همنشینی با کسانی که با من انسی ندارند را بر تو بی اثر میکنم... خدایا خیلی بزرگی و مهربان.... ![]() |
|||
|
|
۱۱:۳۶, ۱۶/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












