کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تمدن درخشان اسلامی
۱۱:۱۷, ۱۲/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۲۱ توسط شهـاب.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
این جستار جهت آشنایی با "تمدن اسلامی" آغاز گردیده
که حدود 6 قرن برترین تمدن بشری بوده و به قول عبدالحسین زرین کوب:
  • آنچه فرهنگ و تمدن‏جهان امروز بدان مدیونست اگر از دینی که به یونان دارد بیشتر نباشد کمتر نیست...
سعی می کنیم ابتدای جستار را با بخش هایی از کتاب کم نظیر
عبدالحسین زرین کوب "کارنامه اسلام" آغاز کنیم و در ادامه به مباحث دیگر برسیم ...
(لازم به ذکر است ، بسیاری از دوستان زرین کوب را با "دوقرن سکوت" و تحقیر اسلام
می شناسند که در 30 نوشته است ، ولی ایشان در سال 1342 کتاب ارزنده ی
"کارنامه اسلام" را نگاشته که نگاه ناسیونالیستی گذشته را به کلی کنار گذاشته است ...)

کارنامه اسلام- دکتر عبدالحسین زرین کوب
  • کارنامه اسلام یک فصل درخشان تاریخ انسانی است.
    نه فقط از جهت‏توفیقی که مسلمین در ایجاد یک فرهنگ تازه جهانی یافته‏اند بلکه نیز بسبب فتوحاتی که آنها را موفق کرد
    به ایجاد یک دنیای تازه،ورای شرق‏و غرب:
    قلمرو اسلام که در واقع نه شرق بود نه غرب.

    فتح اسلامی البته با جنگ حاصل شد
    اما نشر اسلام در بین مردم‏کشورهای فتح شده به زور جنگ نبود
    خاصه در جاهائی که مردم،از نظراسلام،اهل کتاب بودند
    یا در ردیف آن-یهود، نصارا،مجوس،و صابئین.
    درین میان تکلیف یهود و نصارا معین بود
    چون در اینکه آنها اهل کتابنداختلاف وجود نداشت.
    نسبت‏به مجوس تردید بود اما با آنها نیز به‏دستاویز حدیث معامله اهل کتاب شد.
    حتی بعدها بت پرستان اروپا و هندو تبت نیز توانستند
    به عنوان مجوس در قلمرو اسلام با پرداخت جزیه درصلح و آزادی بسربرند.





تمدن اسلامی که لا اقل از پایان فتوح مسلمین تا ظهور مغول
قلمرواسلام را از لحاظ نظم و انضباط اخلاقی،
برتری سطح زندگی،
سعه صدر واجتناب نسبی از تعصب،
و توسعه و ترقی علم و ادب،

طی قرنهای‏دراز پیشاهنگ تمام دنیای متمدن و
مربی فرهنگ عالم انسانیت قرار داد
(5) ،

بیشک یک دوره درخشان از تمدن انسانی است
و آنچه فرهنگ و تمدن‏جهان امروز بدان مدیونست
اگر از دینی که به یونان دارد بیشتر نباشدکمتر نیست،
با این تفاوت که فرهنگ اسلامی هنوز در دنیای حاضر
تاثیرمعنوی دارد،و به جذبه و معنویت آن نقصان راه ندارد.




پیچیدگی عظیم نژادی و فرهنگی دنیای اسلام حتی در آن‏روزهای آمیختگی اقوام و فرهنگها چنان غریب می‏نماید که مورخ ازخود می‏پرسد روابط دینی باید چقدر استوار باشد تا این مایه عناصرنامتجانس را با هم نگه دارد. (6)


6.524/ Sarton, Introduction, Vol, I
5.10، Durant,W.,The Age of Faith, Part IV, Chap. XIV




فعالیت درخشان گذشته چنین تمدنی که‏اروپا را
از قرون وسطی تا قرن شانزدهم در طب و فلسفه و
شاید ریاضی‏هنوز وامدار خویش نگه داشته بود،
آیا باید به حساب تشویق و مساعدت‏اسلام گذاشته آید
یا به حساب شور و علاقه اقوام مسلمانی
که در ایجاد و به ثمر رسانیدن آن فعالیت داشته‏اند؟
شک نیست که سهم اقوام گونه‏گون‏که در توسعه این تمدن بذل مساعی کرده‏اند نباید از نظر محقق دور بماند
اما آنچه این مایه ترقیات علمی و پیشرفتهای مادی را برای مسلمین‏
میسر ساخت در حقیقت همان اسلام بود .


که با تشویق مسلمین به علم وترویج نشاط حیاتی،
روح معاضدت و تساهل را جانشین تعصبات دنیای‏باستانی کرد !

و در مقابل رهبانیت کلیسا که ترک و انزوا را توصیه می‏کردبا
توصیه مسلمین به‏«راه وسط‏»توسعه و تکامل صنعت و علم انسانی راتسهیل کرد.

در دنیائی که اسلام به آن وارد شد این روح تساهل و اعتدال ‏در حال زوال بود.
از دو نیروی بزرگ آن روز دنیا بیزانس در اثر تعصبات‏مسیحی
که روزبروز در آن بیشتر غرق می‏شد
هر روز علاقه خود را بیش‏از پیش با علم و فلسفه قطع می‏کرد.
تعطیل فعالیت فلاسفه بوسیله‏ژوستی نیان،اعلام قطع ارتباط قریب الوقوع بود بین دنیای روم با تمدن‏و علم.

در ایران هم اظهار علاقه خسرو نوشیروان به معرفت و فکر،
یک دولت مستعجل بود و باز تعصباتی که برزویه طبیب در مقدمه‏کلیله و دمنه (7)
به آن اشارت دارد [b]هر نوع احیاء معرفت را درین سرزمین‏غیر ممکن کرد.[/u]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، وحید110 ، hesam110 ، فاطمه خانم ، revenger ، أین المنتظر ، m.hossein ، مجید املشی
۱۹:۴۰, ۱۲/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
در چنین دنیایی که اسیر تعصبات دینی و قومی بود
اسلام نفحه‏تازه‏یی دمید.



چنانکه با ایجاد دار الاسلام که مرکز واقعی آن قرآن‏بود


-نه شام و نه عراق-تعصبات قومی و نژادی را با یک نوع‏«جهان وطنی‏»چاره کرد،


و در مقابل تعصبات دینی نصارا و مجوس،


تسامح و تعاهد با اهل کتاب را توصیه کرد و علاقه به علم و حیات را.

ثمره این درخت‏شگرف-که نه شرقی بود نه غربی-
بعد از بسط فتوح‏اسلامی حاصل شد
و توسعه و ترقی آن مخصوصا تا وقتی بود
که مشکلات‏سیاسی تساهل و تسامحی را که
اسلام بر خلاف دنیای بیزانس و ایران‏ به آن اجازه رشد می‏داد از بین نبرده بود.

در واقع،رنسانس اروپا از وقتی آغاز شد که قدرت کلیسا به نفع تعصبات قومی و محلی فرو کاست،


در صورتیکه تمدن اسلامی فقط از وقتی به رکود و انحطاط افتاد که درآن تعصبات قومی و محلی پدید آمد



و وحدت و تسامحی را که در آن بوداز میان برد.

این تسامح نسبت‏به‏«اهل کتاب‏»که نزد مسلمین اهل ذمه‏


و معاهد خوانده می‏شدند مبتنی بر یک نوع‏«همزیستی مسالمت آمیز»
بود که اروپای قرون وسطی بهیچوجه آن را نمی‏شناخت (8) .

در واقع،باوجود محدودیتی که اهل ذمه در دار الاسلام داشتند
اسلام آزادی وآسایش آنها را تا حد ممکن تضمین می‏کرد
و بندرت ممکن بود بدون‏نقض عهدی مورد تعقیب باشند.
پیغمبر درباره آنها توصیه کرده بود به‏رفق و مدارا.
حدیثی هم نقل می‏شد که پیغمبر فرمود هر کس
بر معاهدی‏ستم کند یا بروی بیش از طاقت تکلیف نهد،
در روز قیامت من با اوداوری خواهم داشت. (9)

این تسامح با اهل کتاب سبب می‏شد
که آنهادر قلمرو اسلام غالبا خود را در امنیت و آسایش حس کنند
چنانکه نصارائی‏که در بیزانس به وسیله کلیسای رسمی
مورد تعقیب واقع می‏شدند
در قلمرو مسلمین پناه می‏جستند.
یک بطریق نسطوری در اواخر عهدخلفای راشدین
از حمایت و عنایت اعراب، که خداوند
فرمانروایی عالم‏را به آنها واگذاشته است (10 ،

نسبت‏به دیانت مسیح اظهار رضایت می‏کند.





8.متز،الحضارة الاسلامیه،1/57
9.«من ظلم معاهدا و کلفه فوق طاقته فانا حجیجه یوم القیامه‏»،فتوح‏البلدان،/162
10
.131/ Assemani, Bib. Orient. Roma 1917-23 Vol.III
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، وحید110 ، hesam110 ، فاطمه خانم ، revenger ، m.hossein
۱۸:۴۷, ۱۴/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۸:۴۷ توسط شهـاب.)
شماره ارسال: #3
آواتار
قراین بسیار حاکی است که نسطوریها
ظهور مسلمین و اعراب را بمنزله‏
نجات از یوغ کلیسای ملکائی تلقی می‏کرده‏اند.

یک شاهد عمده ‏بر وجود روح تسامح در اسلام این است که
اهل ذمه در امور اداری‏و بعضی مناصب حکومت هم
با وجود کراهت عامه وارد بوده‏اند
وروی هم رفته شواهد موجود نشان می‏دهد که
این روح تساهل در صدراسلام و قرون نخستین آن
قویتر و مؤثرتر بوده است تا در عهد مغول‏و ادوار متاخر. (11)

این سعه صدر و تسامح مسلمین
نه فقط مناظرات دینی وکلامی را در قلمرو اسلام ممکن ساخت‏
بلکه سبب عمده‏یی شد در تعاون اهل کتاب با مسلمین،در قلمرو اسلام.

درست است که در اعمال و اقوال‏آنها از هر آنچه تجاوزی به اسلام تلقی می‏شد غالبا با قدرت جلوگیری می‏گشت اما رویهمرفته،و صرف نظر از هیجانات عمومی و موارداستثنائی،در قلمرو اسلام مثلا احوال یهود بهتر از احوال آنها بود درقلمرو کلیسا.

بعلاوه،چنانکه گفته شد نصارای شرقی،آن تساهل وتسامحی را که در قلمرو اسلام می‏دیدند در حوزه کلیسا نمی‏یافتند
و این‏نکته از اسباب عمده بود در ایجاد رفاه و آسایش،که تمدن و فرهنگ‏انسانی بدان نیاز دارد.
در حقیقت اسلام،در غیر مورد اهل کتاب نیز آن‏خشونت را که سایر ادیان آن اعصار داشته‏اند نداشت.

با وجود اختلاف‏نظری در ماهیت ایمان،در عمل غالبا همان شهادت لسانی ملاک اسلام‏بشمار می‏آمد و حتی خود پیغمبر با منافقین که آنها را می‏شناخت نیزرفتارش توام با اغماض بود و تسامح.

بعد از وی نیز اسلام نه تشکیلات‏انکیزیسیون اروپا را بوجود آورد
نه سیاهچالهای آن را.
اختلاف امت را-مگر در مواردی که اساس اسلام را تهدید کند-
مسلمین غالبا نوعی‏رحمت تلقی می‏کردند و
مذاهب فقهی به همین دستاویز بدون تعارض وتعصب با مسالمت در کنار هم می‏زیستند-جز در موارد نادر و موردشیعه و خوارج که مذاهبشان دواعی سیاسی نیز داشت
و مربوط به‏شخصیت امام و خلیفه بود.چنانکه مذاهب کلامی نیز بر خلاف عالم‏مسیحی بدون خونریزیهای تعصب آمیز پدید آمد و
حدیث‏«ستفترق‏امتی...»نیز که درین مورد نقل می‏شد
حاکی بود از روح تسامح اسلامی‏درین مسائل.

اقدام هشام اموی در قتل غیلان دمشقی و جعد بن درهم‏وسعی مهدی عباسی در تعقیب زنادقه بیشتر جنبه سیاسی و اداری داشت‏و همچنین قضایایی مثل‏«محنه‏»بوسیله معتزله،و تعقیب معتزله و غلاة‏و صوفیه هم که گهگاه در عالم اسلام پیش آمد در تاریخ اسلام غالبااستثنائی بود و به روح کلی تساهل و تسامح آن لطمه‏یی نمی‏زد. بطوریکه رویهمرفته قضاوتی که کنت دو گوبینو راجع به رفعت و علو این حالت‏مسلمین دارد مورد تصدیق و تایید تاریخ اسلام و گذشته مسلمین است.

وی می‏گوید اگر اعتقاد مذهبی را از ضرورت سیاسی جدا کنند هیچ دیانتی‏تسامح جوی ترو شاید بی تعصب‏تر از اسلام وجود ندارد (12) در واقع همین‏تسامح و بی تعصبی بود که در قلمرو اسلام بین اقوام و امم گوناگون‏تعاون و معاضدتی را که لازمه پیشرفت تمدن واقعی ست‏بوجود آورد وهمزیستی مسالمت آمیز عناصر نامتجانس را ممکن ساخت.

اما آنچه‏استفاده ازین‏«همزیستی‏»را در زمینه علم و فرهنگ بیشتر میسر می‏ساخت‏علاقه مسلمین بود به علم که منشا آن تاکید و توصیه اسلام بود،دراهمیت و ارزش علم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، فاطمه خانم ، revenger ، وحید110 ، m.hossein
۱۰:۰۶, ۲۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
مقام رفیع دانش در اسلام


در واقع،این توصیه و تشویق مؤکدی که
اسلام در توجه به علم وعلما می‏کرد
از اسباب عمده بود در آشنائی مسلمین
با فرهنگ ودانش انسانی.

قرآن،مکرر مردم را به فکر و تدبر
در احوال کائنات‏و به تامل در اسرار آیات دعوت کرده بود (13)



قرآن،مکرر مردم را به فکر و تدبر در احوال کائنات‏و به تامل در اسرار آیات دعوت کرده بود (13) ،
مکرر به برتری اهل‏علم و درجات آنها اشاره نموده بود (14)
و یک جا شهادت‏«صاحبان علم‏»
را تالی شهادت خدا و ملائکه خوانده بود (15)
که این خود،به قول امام‏غزالی،در فضیلت و نبالت علم کفایت داشت (16)

بعلاوه،بعضی احادیث رسول‏که به اسناد مختلف نقل می‏شد
حاکی بود از بزرگداشت علم و علماء (17)


،واینهمه با وجود بحث و اختلافی که در باب اصل احادیث

و ماهیت علم‏مورد توصیه در میان می‏آمد،از اموری بود که

موجب مزید رغبت‏مسلمین به علم و فرهنگ می‏شد

و آنها را به تامل و تدبر در احوال وتفحص و تفکر در اسرار کائنات بر می‏انگیخت.
از اینها گذشته،پیغمبرخود نیز در عمل مسلمین را به آموختن تشویق بسیار می‏کرد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، revenger ، وحید110 ، hesam110 ، m.hossein
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  کربلا؛ نقطه‌ی عطف تقابل تمدن اسلامی با تمدن جاهلی عبدالرحیم 11 3,133 ۱/آذر/۹۲ ۱:۳۷
آخرین ارسال: عبدالرحیم

پرش در بین بخشها:


بالا