|
تمدن درخشان اسلامی
|
|
۱۱:۱۷, ۱۲/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۲۱ توسط شهـاب.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم این جستار جهت آشنایی با "تمدن اسلامی" آغاز گردیده که حدود 6 قرن برترین تمدن بشری بوده و به قول عبدالحسین زرین کوب:
عبدالحسین زرین کوب "کارنامه اسلام" آغاز کنیم و در ادامه به مباحث دیگر برسیم ... (لازم به ذکر است ، بسیاری از دوستان زرین کوب را با "دوقرن سکوت" و تحقیر اسلام می شناسند که در 30 نوشته است ، ولی ایشان در سال 1342 کتاب ارزنده ی "کارنامه اسلام" را نگاشته که نگاه ناسیونالیستی گذشته را به کلی کنار گذاشته است ...) کارنامه اسلام- دکتر عبدالحسین زرین کوب
تمدن اسلامی که لا اقل از پایان فتوح مسلمین تا ظهور مغول قلمرواسلام را از لحاظ نظم و انضباط اخلاقی، برتری سطح زندگی، سعه صدر واجتناب نسبی از تعصب، و توسعه و ترقی علم و ادب، طی قرنهایدراز پیشاهنگ تمام دنیای متمدن و مربی فرهنگ عالم انسانیت قرار داد (5) ، بیشک یک دوره درخشان از تمدن انسانی است و آنچه فرهنگ و تمدنجهان امروز بدان مدیونست اگر از دینی که به یونان دارد بیشتر نباشدکمتر نیست، با این تفاوت که فرهنگ اسلامی هنوز در دنیای حاضر تاثیرمعنوی دارد،و به جذبه و معنویت آن نقصان راه ندارد. پیچیدگی عظیم نژادی و فرهنگی دنیای اسلام حتی در آنروزهای آمیختگی اقوام و فرهنگها چنان غریب مینماید که مورخ ازخود میپرسد روابط دینی باید چقدر استوار باشد تا این مایه عناصرنامتجانس را با هم نگه دارد. (6) 6.524/ Sarton, Introduction, Vol, I 5.10، Durant,W.,The Age of Faith, Part IV, Chap. XIV فعالیت درخشان گذشته چنین تمدنی کهاروپا را از قرون وسطی تا قرن شانزدهم در طب و فلسفه و شاید ریاضیهنوز وامدار خویش نگه داشته بود، آیا باید به حساب تشویق و مساعدتاسلام گذاشته آید یا به حساب شور و علاقه اقوام مسلمانی که در ایجاد و به ثمر رسانیدن آن فعالیت داشتهاند؟ شک نیست که سهم اقوام گونهگونکه در توسعه این تمدن بذل مساعی کردهاند نباید از نظر محقق دور بماند اما آنچه این مایه ترقیات علمی و پیشرفتهای مادی را برای مسلمین میسر ساخت در حقیقت همان اسلام بود . که با تشویق مسلمین به علم وترویج نشاط حیاتی، روح معاضدت و تساهل را جانشین تعصبات دنیایباستانی کرد ! و در مقابل رهبانیت کلیسا که ترک و انزوا را توصیه میکردبا توصیه مسلمین به«راه وسط»توسعه و تکامل صنعت و علم انسانی راتسهیل کرد. در دنیائی که اسلام به آن وارد شد این روح تساهل و اعتدال در حال زوال بود. از دو نیروی بزرگ آن روز دنیا بیزانس در اثر تعصباتمسیحی که روزبروز در آن بیشتر غرق میشد هر روز علاقه خود را بیشاز پیش با علم و فلسفه قطع میکرد. تعطیل فعالیت فلاسفه بوسیلهژوستی نیان،اعلام قطع ارتباط قریب الوقوع بود بین دنیای روم با تمدنو علم. در ایران هم اظهار علاقه خسرو نوشیروان به معرفت و فکر، یک دولت مستعجل بود و باز تعصباتی که برزویه طبیب در مقدمهکلیله و دمنه (7) به آن اشارت دارد [b]هر نوع احیاء معرفت را درین سرزمینغیر ممکن کرد.[/u] |
|||
|
|
۱۹:۴۰, ۱۲/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
در چنین دنیایی که اسیر تعصبات دینی و قومی بود
اسلام نفحهتازهیی دمید. چنانکه با ایجاد دار الاسلام که مرکز واقعی آن قرآنبود -نه شام و نه عراق-تعصبات قومی و نژادی را با یک نوع«جهان وطنی»چاره کرد، و در مقابل تعصبات دینی نصارا و مجوس، تسامح و تعاهد با اهل کتاب را توصیه کرد و علاقه به علم و حیات را. ثمره این درختشگرف-که نه شرقی بود نه غربی- بعد از بسط فتوحاسلامی حاصل شد و توسعه و ترقی آن مخصوصا تا وقتی بود که مشکلاتسیاسی تساهل و تسامحی را که اسلام بر خلاف دنیای بیزانس و ایران به آن اجازه رشد میداد از بین نبرده بود. در واقع،رنسانس اروپا از وقتی آغاز شد که قدرت کلیسا به نفع تعصبات قومی و محلی فرو کاست، در صورتیکه تمدن اسلامی فقط از وقتی به رکود و انحطاط افتاد که درآن تعصبات قومی و محلی پدید آمد و وحدت و تسامحی را که در آن بوداز میان برد. این تسامح نسبتبه«اهل کتاب»که نزد مسلمین اهل ذمه و معاهد خوانده میشدند مبتنی بر یک نوع«همزیستی مسالمت آمیز» بود که اروپای قرون وسطی بهیچوجه آن را نمیشناخت (8) . در واقع،باوجود محدودیتی که اهل ذمه در دار الاسلام داشتند اسلام آزادی وآسایش آنها را تا حد ممکن تضمین میکرد و بندرت ممکن بود بدوننقض عهدی مورد تعقیب باشند. پیغمبر درباره آنها توصیه کرده بود بهرفق و مدارا. حدیثی هم نقل میشد که پیغمبر فرمود هر کس بر معاهدیستم کند یا بروی بیش از طاقت تکلیف نهد، در روز قیامت من با اوداوری خواهم داشت. (9) این تسامح با اهل کتاب سبب میشد که آنهادر قلمرو اسلام غالبا خود را در امنیت و آسایش حس کنند چنانکه نصارائیکه در بیزانس به وسیله کلیسای رسمی مورد تعقیب واقع میشدند در قلمرو مسلمین پناه میجستند. یک بطریق نسطوری در اواخر عهدخلفای راشدین از حمایت و عنایت اعراب، که خداوند فرمانروایی عالمرا به آنها واگذاشته است (10 ، نسبتبه دیانت مسیح اظهار رضایت میکند. 8.متز،الحضارة الاسلامیه،1/57 9.«من ظلم معاهدا و کلفه فوق طاقته فانا حجیجه یوم القیامه»،فتوحالبلدان،/162 10 .131/ Assemani, Bib. Orient. Roma 1917-23 Vol.III |
|||
|
|
۱۸:۴۷, ۱۴/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۸:۴۷ توسط شهـاب.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
قراین بسیار حاکی است که نسطوریها
ظهور مسلمین و اعراب را بمنزله نجات از یوغ کلیسای ملکائی تلقی میکردهاند. یک شاهد عمده بر وجود روح تسامح در اسلام این است که اهل ذمه در امور اداریو بعضی مناصب حکومت هم با وجود کراهت عامه وارد بودهاند وروی هم رفته شواهد موجود نشان میدهد که این روح تساهل در صدراسلام و قرون نخستین آن قویتر و مؤثرتر بوده است تا در عهد مغولو ادوار متاخر. (11) این سعه صدر و تسامح مسلمین نه فقط مناظرات دینی وکلامی را در قلمرو اسلام ممکن ساخت بلکه سبب عمدهیی شد در تعاون اهل کتاب با مسلمین،در قلمرو اسلام. درست است که در اعمال و اقوالآنها از هر آنچه تجاوزی به اسلام تلقی میشد غالبا با قدرت جلوگیری میگشت اما رویهمرفته،و صرف نظر از هیجانات عمومی و موارداستثنائی،در قلمرو اسلام مثلا احوال یهود بهتر از احوال آنها بود درقلمرو کلیسا. بعلاوه،چنانکه گفته شد نصارای شرقی،آن تساهل وتسامحی را که در قلمرو اسلام میدیدند در حوزه کلیسا نمییافتند و ایننکته از اسباب عمده بود در ایجاد رفاه و آسایش،که تمدن و فرهنگانسانی بدان نیاز دارد. در حقیقت اسلام،در غیر مورد اهل کتاب نیز آنخشونت را که سایر ادیان آن اعصار داشتهاند نداشت. با وجود اختلافنظری در ماهیت ایمان،در عمل غالبا همان شهادت لسانی ملاک اسلامبشمار میآمد و حتی خود پیغمبر با منافقین که آنها را میشناخت نیزرفتارش توام با اغماض بود و تسامح. بعد از وی نیز اسلام نه تشکیلاتانکیزیسیون اروپا را بوجود آورد نه سیاهچالهای آن را. اختلاف امت را-مگر در مواردی که اساس اسلام را تهدید کند- مسلمین غالبا نوعیرحمت تلقی میکردند و مذاهب فقهی به همین دستاویز بدون تعارض وتعصب با مسالمت در کنار هم میزیستند-جز در موارد نادر و موردشیعه و خوارج که مذاهبشان دواعی سیاسی نیز داشت و مربوط بهشخصیت امام و خلیفه بود.چنانکه مذاهب کلامی نیز بر خلاف عالممسیحی بدون خونریزیهای تعصب آمیز پدید آمد و حدیث«ستفترقامتی...»نیز که درین مورد نقل میشد حاکی بود از روح تسامح اسلامیدرین مسائل. اقدام هشام اموی در قتل غیلان دمشقی و جعد بن درهموسعی مهدی عباسی در تعقیب زنادقه بیشتر جنبه سیاسی و اداری داشتو همچنین قضایایی مثل«محنه»بوسیله معتزله،و تعقیب معتزله و غلاةو صوفیه هم که گهگاه در عالم اسلام پیش آمد در تاریخ اسلام غالبااستثنائی بود و به روح کلی تساهل و تسامح آن لطمهیی نمیزد. بطوریکه رویهمرفته قضاوتی که کنت دو گوبینو راجع به رفعت و علو این حالتمسلمین دارد مورد تصدیق و تایید تاریخ اسلام و گذشته مسلمین است. وی میگوید اگر اعتقاد مذهبی را از ضرورت سیاسی جدا کنند هیچ دیانتیتسامح جوی ترو شاید بی تعصبتر از اسلام وجود ندارد (12) در واقع همینتسامح و بی تعصبی بود که در قلمرو اسلام بین اقوام و امم گوناگونتعاون و معاضدتی را که لازمه پیشرفت تمدن واقعی ستبوجود آورد وهمزیستی مسالمت آمیز عناصر نامتجانس را ممکن ساخت. اما آنچهاستفاده ازین«همزیستی»را در زمینه علم و فرهنگ بیشتر میسر میساختعلاقه مسلمین بود به علم که منشا آن تاکید و توصیه اسلام بود،دراهمیت و ارزش علم. |
|||
|
|
۱۰:۰۶, ۲۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
مقام رفیع دانش در اسلام
در واقع،این توصیه و تشویق مؤکدی که اسلام در توجه به علم وعلما میکرد از اسباب عمده بود در آشنائی مسلمین با فرهنگ ودانش انسانی. قرآن،مکرر مردم را به فکر و تدبر در احوال کائناتو به تامل در اسرار آیات دعوت کرده بود (13) قرآن،مکرر مردم را به فکر و تدبر در احوال کائناتو به تامل در اسرار آیات دعوت کرده بود (13) ، مکرر به برتری اهلعلم و درجات آنها اشاره نموده بود (14) و یک جا شهادت«صاحبان علم» را تالی شهادت خدا و ملائکه خوانده بود (15) که این خود،به قول امامغزالی،در فضیلت و نبالت علم کفایت داشت (16) بعلاوه،بعضی احادیث رسولکه به اسناد مختلف نقل میشد حاکی بود از بزرگداشت علم و علماء (17) ،واینهمه با وجود بحث و اختلافی که در باب اصل احادیث و ماهیت علممورد توصیه در میان میآمد،از اموری بود که موجب مزید رغبتمسلمین به علم و فرهنگ میشد و آنها را به تامل و تدبر در احوال وتفحص و تفکر در اسرار کائنات بر میانگیخت. از اینها گذشته،پیغمبرخود نیز در عمل مسلمین را به آموختن تشویق بسیار میکرد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| کربلا؛ نقطهی عطف تقابل تمدن اسلامی با تمدن جاهلی | عبدالرحیم | 11 | 3,133 |
۱/آذر/۹۲ ۱:۳۷ آخرین ارسال: عبدالرحیم |
|







