کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تایید رقص صوفیانه (سماع) در تلوزیون و پاسخ مراجع
۱۵:۴۲, ۲۲/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/اردیبهشت/۹۱ ۱۵:۴۳ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم


اساسی ترین مشکل مکاتب بشری (من جمله فلسفه و عرفان مصطلح)، خودبنیادی نظری و اعتقادی و بی توجهی و بلکه مخالفت با تعالیم برهانی و عرفانی اصیل و صحیح اهل بیت علیهم السلام است که تاثیرات آن را میتوان در نظریات این مکاتب در عرصه های گوناگون دینی و اعتقادی مشاهده کرد.

با اینکه در آیات و روایات ، بارها از بدعت گذاری و همچنین تفسیر به رای آیات قرآن مجید ، به شدت نهی شده و حتی آن را مساوی و معادل کفر معرفی کرده اما این مسئله در مطالب عرفا و متصوفه به وفور یافت میشود!

یکی از این بدعتها و انحرافات که توسط متصوفه ترویج و تایید میشود ، سماع نام دارد که با رقص ، حرکات موزون و نواختن آلات موسیقی همراه است.
در اصطلاح صوفیان سماع به معنی خواندن آواز و یا ترانه عرفانی توسط قوال یا قوالان (گاه همراه با نغمه ساز) و به وجد آمدن شنوندگان در مجالس «ذکر جلی» است. به مجموعه ی قوالی، نغمه سازی ، به وجد آمدن و رقص، سماع گفته می*شود.

در دره های مختلف ، در سماعِ صوفیان علاوه بر رقص و موسیقی ، مفاسد دیگری هم صورت میگرفته است . من جمله میتوان اختلاط زن و مرد و شاهد بازی را نام برد. همچنین در تاریخ ذکر شده است که برخی (مولوی) سماع را بالاتر از نماز میدانستند و آن را مانند فریضه ای از فرائض قلمداد میکردند! [۱]

این انحراف آنقدر شدید و ناپسند بوده که حتی برخی از سران تصوف ، زبان به اعتراض گشوده و آن را مذمت کرده اند. برای نمونه محیی الدین ابن عربی آندلسی صاحب فتوحات در موارد مختلف از کتاب*ها و رساله*های خود سماع را مطرح کرده است و در بسیاری از موارد موضع شدیدی در برابر آن گرفته است.

وی میگوید : … بعد از مراسم پر هیاهوی سماع، به یکدیگر به خاطر اعمال خود تهنیت می*گوییم، در حالی که فرشتگان و ملأ اعلی به ما، به خاطر از دست دادن دین و عقل خود تسلیت می*گویند!….. رقص و پایکوبی لایق حضرت حق نیست؛…. وی در ادامه تأکید می*کند: «هر کس (در سماع) حرکت و جست و خیز کند و مدّعی شود که: خدا را شهود کردم و خدا من را به خودم نمود، پس او دروغ*گو است!»[۲]



متن قسمتی از صحبتهای یکی از تحلیل گران تلوزیون در تایید و ترویج سماع (رقص صوفیانه) :
عرض کنم که خب این نسبتهایی که میدن که شما فرمودید هر کسی به اندازه فهم خودش حرف میزنه. یعنی چون در همون مرتبه هستند از رقص فقط الواتی میفهمند و رقاصی میفهمند و هرزه درائی! کسی که رقص رو هرزه درائی میدونه فکر میکنه که رقص مولانا هم هرزه درائیه. این دیگه بیشتر از این هم نمیتونه بفهمه! بیچاره خب چیکار بکنه. این مرتبه فهمش همینه. اون خودش همینه فکر میکنه هر کسی که از رقص صحبت کرد هم در همین حد رقص اوست!...
...اما عارف غیر از حرکت فیزیکی و بدنی که در کل عالم هست یه حرکت روحی داره ، که روحش در حرکته. اصلا روح ریحه پروازه.
این رقص روحانی درونی سرایت میکنه به بدن!!

اون رقص در درونه داره حرکت حبّی در تعالی فکریست و عشقی!!
اما اون روح چنان سیطره بر بدن داره که بدن هم به حرکت درمیاد! یه رقص موزون!

اتفاقا این رقص عارف مطابق همون حرکت درونیشه. یعنی همینطور که قلبش روحش در حرکته بدنش هم به موازات روحش به حرکت درمیاد.
این رقص عارفه! این هرزه درائی نیست که!
مجری : احسنت!



استفتاء از مراجع درباره سخنان ایشان در شبکه ۴ و حکم سماع
سوال : اخیرا یکی از اساتید دانشگاه برای موجه جلوه دادن سماع(رقص صوفیانه) با استناد به سخنان برخی از صوفیان و استشهاد به آیه شریفه (و تری الجبال تحسبها جامده و هی تمرّ مرّالسحاب) گفته که همه کوهها و ابرها و عالم در رقص و سماع اند . وی همچنین با بیان اینکه سماع حرکانی موزون ، ناشی از رقص و تلاطم روح است ، سماع را تایید کرده و به دفاع از آن پرداخته است. با توجه به رواج روز افزون تصوف و عرفانهای کاذب خواهشمندیم بفرمایید آیا از لحاظ اسلام سماع حکم رقص را دارد؟ و حکم آن چگونه است؟


پاسخ مراجع معظم (دام ظلهم) :


مقام معظم رهبری:
ترویج عقاید باطل صوفیه حرام است. تقرب به خدای متعال با عبادت های جعلی حاصل نمی*شود و باید از روش اهلبیت (علیهم السلام) پیروی کرد.

شماره استفتاء : ۲۲۲۷۷۵



آیت الله العظمی سیستانی:
موسیقی لهوی حرام است و همینطور غنا که سخن باطل با کیفیت لهوی است حرام می باشد واگر سخن باطل نباشد نیز اشکال دارد , و این روشها بر خلاف طریقه ی صحیحه اتباع اهل بیت (علیهم السلام) است.



آیت الله صافی العظمی گلپایگانی:
به هیچ وجه مستند شرعی ندارد باید بدانید افرادی که به اصطلاح عرفا نامیده میشوند اکثریت دارای انحرافات فکری و عقیدتی و روشهای خرافی می باشند و گفتارها و سخنانی دارند که بانصوص قرآن مجید و احادیث شریفه مخالفت دارد. افرادی از این فبیل طریقه متشرعه و ملتزمین به احکام و آداب شریعت را نداشته اند و اگر هم برخی آنها را از عقاید فاسده تبرئه نمایند برای شخص مسلمان آراء و عقایدشان حجت نیست و قدر مسلم این است که این افراد و آرائشان در طول چهارده قرن در محیط مذهب و تشیع هیچگاه مرجع و ملجا نبوده است و در همه ادوار واعصار رهبران عقیدتی شیعه ،افرادی مثل ابن بابویه پدرصدوق وخودصدوق و شیخ مفیدها و شیخ طوسی ها و علامه حلی ها و مجلسی ها و صدها و هزارها علما از این قبیل بوده اند که در ارائه مرزهای بین کفر و اسلام و همواره کلامشان قطعی و قاطع بوده است . اکنون هم راه وصراط مستقیم همان راه آنها است. مع ذلک برای مزید شناسایی به حال این افراد میتوانید به کتابهایی مثل: خیراتیه و فضائح الصوفیه و نقدی بر مثنوی و حدیقة الشیعه و عرفان و تصوف و جستجو در عرفان اسلامی رجوع نمایید.
شماره اتوماتیک استفتاء : ۹۰۳۲۷



آیت الله العظمی مکارم شیرازی:
در اسلام چیزی به نام سماع نداشته و نداریم و این مطلب ساخته دست برخی از فرقه های منحرف صوفیه است. آن آیات نیز هرگز دلالت بر جواز رقص سماع نمی کند و استدلال و استناد به آن آیات برای جواز این رقص غلط اندر غلط است. جهت اطلاع از عقاید انحرافی صوفیه می توانید به کتاب ما «جلوه حق»رجوع کنید.



آیت الله مظاهری:
حرام است و شرکت در این گونه جلسات نیز جایز نیست.



آیت الله نوری همدانی:
اینگونه برداشتها از قرآن که منشأ آن هوی و هوس می*باشد و هیچگونه مستند عقلائی ندارد و تفسیر به رأی است حرام است.

شماره استفتاء : ۲۵۶۲



آیت الله سید محمد صادق روحانی:
اولا حکم رقص را دارد ثانیا حکم تفسیر قرآن به رای نیز دارد ثالثا جزای رجاء تصوف و عرفان کاذب را دارد.

شماره استفتاء : ۵۹۶۵۷



آیت الله محمد عزّالدین حسینی زنجانی:
فرق صوفیه و اعمال آنها از نظر فقه شیعه مورد تایید نبوده و سماع نیز جایز نیست.



آیت الله سید محمد شاهرودی:

سماع و حرکاتی که معروف به رقص سماع است نیز جائز نیست.



آیت الله موسوی اردبیلی:
استناد اینگونه اعمال به آیات قرآن بی اساس و فاقد اعتبار است و انجام آنها شرعیتی ندارد.

شماره استفتاء : ۰۰۰۶۰۶۸



آیت الله گرامی:
آیا حرکات ابر و کوه رقص است؟ گویا معنای رقص را استاد نفهمیده . رقص طبق روایات معتبر حرام است .والسلام


لینک منبع


دوستان لطفا دقت کنید به دو نکته، اولا اینکه هنوز دفاعیات اون شخص که این صحبت ها رو کرده نشنیده ایم و شاید اصلا منظور او از بیان این صحبت ها چیز دیگری بوده...
دوما این خبر رو به این دلیل در فروم کپی کردم که به حرام بودن سماع و کلا آداب و سنن صوفیان طبق نظر مراجع پی ببرید.پس خیلی در بند اینکه کی بود و چی شد و ... نباشیم لطفا


یا امام هادی(علیه السلام) مددی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری12 ، فاطمه خانم ، N.Mahdavian ، تفکر ، Woodi2020 ، دل خسته ، azade ، Dragonborn ، یوسف خان ، saloomeh ، MohammadSadra ، hesam110 ، vahid2451 ، خادمة الزهرا ، جبریل ، مسافر ، یار کوچک ، یا زهرا(س) ، aboutorab ، jafar ، عبدالرحمن ، سیمرغ

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۰:۴۱, ۲۵/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اردیبهشت/۹۱ ۰:۴۲ توسط vahid2451.)
شماره ارسال: #21

(۲۵/اردیبهشت/۹۱ ۰:۳۴)Havbb 110 نوشته است:  
نقل قول:و ....
و رقص و سماع مولوی رو تایید میکنه
ذقص مولوی هم در تاریخ و درر کتب شاگردان و نوادگان و ... به وفور توضیح داده شده و همین رقص فیزیکی با ساز و موسیقی بوده


وقتی میگن مولوی منظور اون مولوی عارف هست ، نه مولوی در دوران جاهلیتش!


.........
سلام مجدد
مولوی در زمان به قول شما جاهلیتش اهل سماع نبود و فقیهی متشرع بود
بعد از آشنایی با شمس شروع به سماع کرد
و مولویِ عارف ، همان مولوی سماع کننده هست و اصلا آقای دینانی همین رقص عارف را کلی توضیح و تفسیر میکند.

اما درباره ی ادبیات عرفانی :
الا ای حال منظور آقای دینانی همون رقص فیزیکی صوفیانه ی امثال مولوی بوده ، فقط گفته که این رقص ناشی از رقص روحه و...

اما شما اگه تونستین یک منبع از کتب عرفا بیارین که تعریف شما از سماع فیزیکی رو ارائه داده باشه من همین جا علنا میگم که اشتباه کردم.
منتظر میمونم.
با تشکر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade
۰:۵۲, ۲۵/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #22

نقل قول:بعد از آشنایی با شمس شروع به سماع کرد
خب همین دیگه ، تازه کار بوده :دی گفتم که اصل رو ول کردید چسبیدید به فرع...


در مورد منبع ، اقای دینانی خودشون یکی از معتبر ترین منابع هستند در این زمینه! در ضمن به کتابهای تاریخی که شما اشاره میکنید هم اعتماد زیادی نیست چون اونها هم توسط بشر نوشته شده و سالهای زیادی هم از روش گذشته و ....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۰۴, ۲۵/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اردیبهشت/۹۱ ۱:۰۵ توسط vahid2451.)
شماره ارسال: #23

(۲۵/اردیبهشت/۹۱ ۰:۵۲)Havbb 110 نوشته است:  
نقل قول:بعد از آشنایی با شمس شروع به سماع کرد
خب همین دیگه ، تازه کار بوده :دی گفتم که اصل رو ول کردید چسبیدید به فرع...

عزیز من این از بدیهیات حکایات مولوی و شمس است. مثل اینکه شما فقط میخواهید انکار کنید! لا اقل مدرکی همراه با انکار ارائه دهید Big Grin
برادر من به منابع تاریخی و کتب خودشون اعتماد نکنیم به حرفای کی اعتماد کنیم؟ به شما اعتماد کنیم؟ این شد روش بحث ؟!
باز هم عرض میکنم :
شما اگه تونستین یک منبع از کتب عرفا بیارین که تعریف شما از سماع فیزیکی رو ارائه داده باشه من همین جا علنا میگم که اشتباه کردم.

منتظر میمونم

برای امشب بسه دیر وقته شبتون به خیر
یاعلی
موفق باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade
۱:۱۱, ۲۵/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #24

شما سخنرانی های بزرگان و متخصصان در ادبیات عرفانی و فلسفه رو گوش کنید مثل دکتر الهی قمشه ای یا دکتر دینانی یا....
اینا خودشون منبع هستند....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy_mir
۱۴:۳۹, ۲۵/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #25
آواتار
(۲۵/اردیبهشت/۹۱ ۱:۱۱)Havbb 110 نوشته است:  شما سخنرانی های بزرگان و متخصصان در ادبیات عرفانی و فلسفه رو گوش کنید مثل دکتر الهی قمشه ای یا دکتر دینانی یا....
اینا خودشون منبع هستند....


ببخشید من هم دوست دارم ببینم این بحث دفاع از یک شخص (مولوی ) با وجود استفتاء موجود و تاکید مراجع عظام تقلید بر پیروی از راه ائمه ، بدون ایجاد بدعت، تا کجا میخواد ادامه داشته باشه
اما این نوع منبع دادن شما یعنی هیچ!
توی سخنرانی های بسیار چندین شخص، چطور میشه یک مطلب رو بدون هیچ گونه آدرس مشخصی پیدا کرد؟؟1
ضمن اینکه الان یک مطلب از دکتر دینانی اینجا هست که به وضوح داره در مورد سماع صحبت میکنه

به علاوه، با توهین کردن و نادان دونستن طرف دیگه و از این جور توهین ها ، امکان یک گفتگوی درست رو از بین میبره!
یکی از شرایط یک مناظره و مباحثه سالم، احترام به فرد مقابل و عدم تعصب هست


در ضمن، یک سوال از ما دارم، آیا شریعت همیشه لازمه یا عرفا میتونند به جایی برسند که دیگه نیازی به انجام شریعت و پایبندی به اون ندارند؟!
اگر شما با دومی موافق باشید که اصلا تقلید از مراجع و استفتا کردن از اونها حاصلی نداره! البته به جز تقلید از جناب مولانا که همه چیز میدونند و درکشون بالاست!Angel
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab
۱۶:۱۳, ۲۵/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #26

نقل قول:ببخشید من هم دوست دارم ببینم این بحث دفاع از یک شخص (مولوی ) با وجود استفتاء موجود و تاکید مراجع عظام تقلید بر پیروی از راه ائمه ، بدون ایجاد بدعت، تا کجا میخواد ادامه داشته باشه
چرا دوتا چیزی که ربطی به هم ندارند رو به هم ربط میدید. شما اصلا فتوای مراجع رو دیدید؟! اصلا حرفی از مولوی زدند؟ چرا سفسطه میکنید؟!
کسی نخواسته مولوی رو جایگزین ائمه کنه! و کسی هم نخواسته بدعت ایجاد کنه....


نقل قول:یکی از شرایط یک مناظره و مباحثه سالم، احترام به فرد مقابل و عدم تعصب هست
لابد با سفسطه میشه به نتیجه رسید که شما از همون ابتدا بنای صحبتتون رو روی سفسطه گذاشتید!؟ Huh


لازمه ی بحث اینه که شما از عرفان هم سر دربیارید. نه اینکه بیاید اینجا بنده رو مقابل ائمه و اسلام قرار بدید در حالی که هیچ شناختی نسبت به عرفان ندارید....


نقل قول:در ضمن، یک سوال از ما دارم، آیا شریعت همیشه لازمه یا عرفا میتونند به جایی برسند که دیگه نیازی به انجام شریعت و پایبندی به اون ندارند؟!
بفرما ، این صحبت شما بازهم نشان از این داره که فکر میکنید راه شریعت و عرفان جدا هستند.... خدمتتون عرض کردم که اول مطالعاتی در زمینه ی عرفان انجام بدید و بعد بیاید باهم بحث میکنیم.


نقل قول:اگر شما با دومی موافق باشید که اصلا تقلید از مراجع و استفتا کردن از اونها حاصلی نداره! البته به جز تقلید از جناب مولانا که همه چیز میدونند و درکشون بالاست!
بله ، همونطور که حدس میزدم و در بالا هم گفتم به علت نا آگاهی از عرفان ، بنده رو به دیوار مرجعیت شیعه و اسلام خواهید کوبید در بحث ، و جالب اینه که معمولا افراد در پستهای دوم و سومشون چنین کاری میکردند ولی شما توی همین پست اول این کارو کردید.
پی نوشت: از این متلک که در آخرین جمله تون به بنده انداختید بسیار سپاسگزارم ، این ادبیات کسانیه که دم از کفر بودن عرفان و جدایی عرفان و شریعت میزنند و مثلا میخوان از مراجع دفاع کنند ولی آبروی اونها رو هم میبرن:
نقل قول:البته به جز تقلید از جناب مولانا که همه چیز میدونند و درکشون بالاست!


واقعا شما معتقدید که مولوی همه چیز میدونه؟ یعنی شما دارید برای خدا (و هُوَ بِکُلّ شئٍ علیم) شریک قائل میشید؟
و برام جالبه بدونم که آیا شما معتقدید که مولوی مقامش از ائمه (علیه السلام) بالاتر بوده؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade
۲۲:۳۲, ۲۵/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۳۳ توسط azade.)
شماره ارسال: #27
آواتار
نقل قول:چرا دوتا چیزی که ربطی به هم ندارند رو به هم ربط میدید. شما اصلا فتوای مراجع رو دیدید؟! اصلا حرفی از مولوی زدند؟ چرا سفسطه میکنید؟!


جسارتا یک بار دیگه صورت سوال استفتا رو مطالعه بفرمایید: (برداشت من از پست اول این بود که این سوال استفتا هست ، اگر اشتباه برداشت کردم بفرمایید)

نقل قول: استفتاء از مراجع درباره سخنان ایشان در شبکه ۴ و حکم سماع
سوال : اخیرا یکی از اساتید دانشگاه برای موجه جلوه دادن سماع(رقص صوفیانه) با استناد به سخنان برخی از صوفیان و استشهاد به آیه شریفه (و تری الجبال تحسبها جامده و هی تمرّ مرّالسحاب) گفته که همه کوهها و ابرها و عالم در رقص و سماع اند . وی همچنین با بیان اینکه سماع حرکانی موزون ، ناشی از رقص و تلاطم روح است ، سماع را تایید کرده و به دفاع از آن پرداخته است. با توجه به رواج روز افزون تصوف و عرفانهای کاذب خواهشمندیم بفرمایید آیا از لحاظ اسلام سماع حکم رقص را دارد؟ و حکم آن چگونه است؟


بفرمایید این سوال معناش چی هست ؟

نقل قول:لابد با سفسطه میشه به نتیجه رسید که شما از همون ابتدا بنای صحبتتون رو روی سفسطه گذاشتید!؟ [تصویر: huh.gif]
من قصدم سفسطه نبوده و نیست
نقل قول:بفرما ، این صحبت شما بازهم نشان از این داره که فکر میکنید راه شریعت و عرفان جدا هستند.... خدمتتون عرض کردم که اول مطالعاتی در زمینه ی عرفان انجام بدید و بعد بیاید باهم بحث میکنیم.
مطالعه کامل نکردم اما بی اطلاع هم نیستم !
نقل قول:بله ، همونطور که حدس میزدم و در بالا هم گفتم به علت نا آگاهی از عرفان ، بنده رو به دیوار مرجعیت شیعه و اسلام خواهید کوبید در بحث ، و جالب اینه که معمولا افراد در پستهای دوم و سومشون چنین کاری میکردند ولی شما توی همین پست اول این کارو کردید.


عرض کردم بی اطلاع نیستم
نگران نباشید ، پست اولم هم نیست Smile اوایل بحث یک مطلبی نوشته بودم Smile



نقل قول:پی نوشت: از این متلک که در آخرین جمله تون به بنده انداختید بسیار سپاسگزارم ، این ادبیات کسانیه که دم از کفر بودن عرفان و جدایی عرفان و شریعت میزنند و مثلا میخوان از مراجع دفاع کنند ولی آبروی اونها رو هم میبرن:
فکر میکنم بد نیست شما هم نگاهی به گفته های آقایون عرفا ، مثلا مولوی بندازیدآقای مولوی که اگر اشتباه نکنم سنگشو ،در جوابهاتون به آقای وحید ، به سینه میزدید در یکی از دفترهاش نوشته که شریعت در مرحله ای از بین میره ( که این مرحله عرفانی و در این دنیا الان از ذهن من رفته و امشب هم فرصت ندارم نگاهی بندازم ، البته با توجه به نقدی که به آدرس دهی شما داشتم اگر مایل بودید ، بفرمایید آدرس صحیح رو بدم Smile ) حالا من نمیدونم این دوری از شریعت هست یا نه ! Huhضمنا بنده قصد از بین بردن آبروی مراجع رو ندارم ، نمیدونم چرا این طوری برداشت کردید؟!!!!Huhاتفاقا با اینکه مراجع رو معصوم نمیدونم ، کم خطاترین افراد حال حاضر میدونم و استناد به این بزرگواران رو خیلی خیلی مستدل تر از دیگر اساتید میدونم
نقل قول:واقعا شما معتقدید که مولوی همه چیز میدونه؟ یعنی شما دارید برای خدا (و هُوَ بِکُلّ شئٍ علیم) شریک قائل میشید؟
و برام جالبه بدونم که آیا شما معتقدید که مولوی مقامش از ائمه (علیه السلام) بالاتر بوده؟

اصلا و ابدا ، به هیچ وجه ، نعوذ بالله
انتظار داشتم شما متوجه بشید که این هم یک نقد هست به این همه اعتماد شما به مولوی و استنادها و دفاعیاتتون
گفتم شاید شما ایشون رو اینقدر قبول دارید که حالا که استفتاء علما هم هست باز هم از مولوی دفاع میکنید


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110
۷:۲۶, ۲۶/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اردیبهشت/۹۱ ۷:۲۷ توسط vahid2451.)
شماره ارسال: #28

این مطلب رو مشرق نیوز در جواب برخی شبهات مطروحه بر حرفهای آقای دینانی زده :

درج خبر اظهارات دکتر دینانی استاد فلسفه دانشگاه تهران در ستایش از سماع(1)و رقص صوفیانه (در شبکه چهارم سیما) و فتوای مراجع عظام تقلید بر رد و بطلان این گونه اظهارات در سایت مشرق، با واکنشهای موافق و مخالف فراوانی مواجه شد و خبر مزبور در صدر پر بحث ترین خبرها قرار گرفت.


به گزارش مشرق
، عده ای از موافقان اظهارات دکتر دینانی که نظراتشان در یادداشت های ذیل خبر به صورت کامنت آمده است این ادعا را مطرح کرده اند که سخنان دکتر دینانی خوب فهمیده نشده و موضوع به مراجع تقلید نیز بد و تحریف شده منتقل شده است و الا منظور آقای دینانی از سماع و رقص یک حالت عالی و بالا و والای عرفانی است که هر کس نمی تواند آن را درک کند و با رقص مرسوم و مبتذل تفاوت دارد و یا این که مقصود ایشان از این رقص همان حرکت از نقص به سوی کمال موجودات است و .... توضیحات و توجیهاتی از این دست.
اما به راستی منظور آقای دکتر چه بوده است؟ البته اندک تاملی در متن اظهارات دکترـ که در خبر
مشرق
آمده است ـ موضوع را روشن می کند و نشان می دهد که مراجع عظام تقلید نیز به درستی مقصود آقای دکتر را دریافته اند و فنوا داده اند ولی برای توضیح بیشتر باید بگوییم که جناب دکتر در بخشی از سخنانشان گفته اند که:

«عرض کنم که خب این نسبت هایی که میدن هر کسی به اندازه فهم خودش حرف میزنه. یعنی چون در همون مرتبه هستند از رقص فقط الواطی می فهمند و رقاصی می فهمند و هرزه درائی! کسی که رقص رو هرزه درائی میدونه فکر می کنه که رقص مولانا هم هرزه درائیه. این دیگه بیشتر از این هم نمی تونه بفهمه! بیچاره خب چیکار بکنه. این مرتبه فهمش همینه. اون خودش همینه فکر می کنه هر کسی که از رقص صحبت کرد هم در همین حد رقص اوست!»
خب، از اظهارات فوق چنین بر می آید که از نظر جناب دکتر، رقص و سماع مولوی، همان رقص آرمانی و عرفانی بالا و والا است که عده ای نمی توانند والایی و بالایی آن را درک کنند و به انکار بر می خیزند.
اکنون با این مقدمه به توضیح ابعادی از رقص و سماع جناب مولوی می پردازیم تا معلوم شود که بالاخره حق با آقای دکتر است و یا با مراجع تقلید که بر غیر شرعی بودن چنین اعمال و آدابی تاکید و تصریح فرموده اند.
به نوشته کتب متعدد عرفانی مولوی پس از آشنایی با شمس تبریزی و عشق آتشینش به این مرد، به رقص و سماع رو آورد:
كتب مناقب و آثار بر اين متفق است كه مولانا بعد از اين خلوت (خلوت با شمس) روش خويش را بدل ساخت، و به جاي اقامه نماز و مجلس وعظ به سماع نشست، و چرخيدن و رقص بنياد كرد، و به جاي قيل و قال مدرسه و اهل بحث، گوش به نغمه جان‏سوز ني و ترانه رباب نهاد. (2)
سماع، يكي از ارمغان‏هايي بود كه شمس تبريزي همراه خود براي مولوي آورد. مولوي قبل از ملاقات با شمس، هر چند صوفي بود، ولي اهل سماع و شعر و... نبود.(3)
و لكن بعد از آشنايي با شمس و انفعال باور نكردني وى، يكسره به شعر و سماع پرداخت. به خصوص چرخ زدن در حال رقص و سماع را بايد يكي از آموزه‏ ها و نوآورى هاي شمس تبريزي در قونيه به حساب آورد.(4)
مولوي پس از بر خورد با شمس، موسيقي و دوستي سماع را تا بدان حد گسترش می ‏دهد كه حتي به طور هفتگى، مجلسي ويژه بانوان، همراه با گل‏افشاني و رقص و پاى‏كوبي زنان در قونيه بر پا می‏ دارد.(5) ... تا جايي كه حتي در مواردي چون سرگرم رباب و موسيقي می شده است نمازش قضا می ‏شده است، و با وجود تذكار به وى، موسيقي را رها نمی كرده است، بلكه نماز را ترك می گفته است! (6)
علاوه بر زنان طبقات مرفه، بين زنان... طبقات پايين و اصناف نيز مولانا علاقه‏منداني داشت كه به خاطر او مجلس ترتيب می ‏دادند و دعوتش مى‏كردند. وقتي مولوي در مجلس آنان حاضر می شد، گلبارانش مى‏كردند و همراه او به سماع بر می خاستند! شب‏هاي جمعه زنان قونيه در منزل امين‏ الدين ميكائيل كه نايب خاص سلطان بود گرد می ‏آمدند و سماع می كردند. (7)
روزي علم‏الدين قيصر سماع بزرگ داشت، و مولانا در آن سماع هر چه پوشيده بود به قوّالان (خوانندگان) بخشيده و همچنين عريان رقص مى‏كرد! و بعد از سماع، علم‏الدين لباس سر تاپايي كه مناسب او بود آورد و مولانا پوشيد و بيرون آمد. در راه آواز "رباب" از خانه ارمنيان شنيد، به چرخ آمد و ذوق‏ها كرد تا صباح ديگر بر سر آن راه، در نعره و صياح بود، باز هر چه پوشيده بود به مردمان شراب‏خانه بخشيد و برفت! (8)
و بالاخره سلطان ولد (فرزند مولوى) با اشاره به حالت پدر بعد از فراق شمس مى‏گويد:
شيخ مفتي ز عشق شاعر شد گشت خمار اگر چه زاهد بد
يك نفس بي سماع و رقص نبود روز و شب لحظه‏ اي نمی ‏آسود
خلق از روي وي ز شرع و دين گشتند همگان عشق را رهين گشتند
ورد ايشان شده است بيت و غزل غير اين نيستشان صلات و عمل
عاشقي شد طريق و مذهبشان غير عشق است پيششان هذيان
كفر و اسلام نيست در رهشان شمس تبريز شد شهنشهشان
گفته منكر ز غايت انكار نيست بر وفق شرع و دين اين كار(9)
بله اين خلاصه ای از سماع و رقص عرفانی مولانا بود که جناب دکتر دینانی آن را ستوده و بین آن با هرزه درایی و رقاصی مبتذل فرق گذاشته اند!
فکر می کنم اکنون قضاوت (برای کسانی که شریعت برایشان اصل و معیار و مبنا است) در مورد این که آیا مراجع تقلید در فتوایشان مقصود آقای دکتر را درست فهمیده اند یا نه، بسی سهل و آسان است. البته برای کسانی که دینشان بر مدار تصوف و عرفان است پذیرش اموری چون رقص و سماع و ... بسی سهل است چرا که جناب مولوی که از پیامبران محوری مرام تصوف و عرفان صوفیانه است، در مقدمه مثنوی تصریح می کند که: اذا ظهرت الحقایق بطلت الشرایع یعنی هرگاه بر عارف و صوفی حقیقت آشکار شود، احکام شریعت باطل می شود!

*م-صالح- طلبه حوزه علمیه قم
--------------------------------------------------

1.
سماع عبارت است از وجد و سرور و پاي كوبي و دست افشاني صوفيان با آداب و تشريفاتي خاص.( فرهنگ معين، واژه سماع)
[2]

. رساله در تحقيق حال و شرح آثار مولوى ص 70، مناقب العارفين، ص 89؛ فروزان‏فر، بديع الزمان: احوال و زندگى مولانا جلال الدين محمد، تهران، 1315، ص 70 ـ 69، به نقل از خط سوم، 56 ـ آ
[3]

. خط سوم، ص 39 بخش آ
[4]

. خط سوم، ص 77، بخش آ
[5]

. افلاكى: 3 / 468، 3 / 591، به نقل خط سوم: 74، آ
[6]

. افلاكى 3 / 328، به نقل خط سوم: 75 ـ آ
[7]

. مولانا جلال الدين، 34، دكتر زرين كوب: پله پله تا ملاقات، 165
[8]

. مناقب العارفين، 489، بنا به نقل تنبيه الغافلين، 80
[9]
. رجوع كنيد به: نقد مثنوي، 311 ، 56؛ سماع، عرفان و مولوي، 125؛ مولانا جلال الدين، 149
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، azade ، aboutorab
۱۶:۰۷, ۲۶/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/اردیبهشت/۹۱ ۱:۴۷ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #29

سلام
دروغ چرا ! دو پست آخر رو به صورت نصفه نیمه مطالعه کردم...



اول بگم که به نظرم ادامه ی این بحث صلاح نیست... بعدم تمامی صحبتهای شما رو بنده قبلا جوابش رو دادم فقط چند تا نکته:



1- بنده در دفاع از عرفان و عرفا به هیچ عنوان قائل به: عصمت عارفان ، صحیح و کامل بودن اشعار و نظراتشان ، بالاتر بودن مقامشان از ائمه ، قابل مقایسه بودن و یا قابل جایگزین بودن عرفا به جای ائمه و.... نیییییییستم!



2- بنده عارفان رو در حد اینکه در مسیر حق تا یه جاهایی پیش رفتند بعضی هاشون + نکات اخلاقی خیلی خوبی در کتابهاشون پیدا میشه (که صد البته اینا رو از احادیث ائمه و یا قرآن استخراج کرده و با زبانی دیگر مثلا به شعر گفتند و آدم لذت میبره ازش) قبولشون دارم و اشعارشون رو میخونم.



3- اصطلاحاتی در ادبیات عرفانی هست که بدون شک معنایی بسیار مثبت و متعالی دارند (در جواب آقا وحید که گفتند تو داری توجیه میکنی!)

مثلا شراب ، مست بودن ، رقص صوفیانه ، صوفی گری ، خرقه پوشیدن ، لب (!) ، نی ، مطرب و....

همه ی اینها اصطلاحاتی هستند که در ظاهر اصلا چیزهای خوب و پسندیده ای نیستند ، ولی در اصطلاح ادبیات عرفانی اینها در استعاره به کار میروند و معمولا استعاره یا مجاز یا تشبیه هستند به مفاهیم بسیار متعالی ، مثلا مستی معنیش میشه تجلی نور حق در قلب انسان.

خود مولانا میگه:

زان شراب آسمانی که خدا دهد نهانی

به نهان ز دست خصمان قدحی به دست ما ده



خب اینجا دیگه کاملا واضحه که این شراب چه نوع شرابی بوده!

حالا شما هی برید از مراجع بپرسید حکم خوردن شراب چیه.... معلومه که با این روش توی بحث به جایی نمیرسیم!



خلاصه با این پیش فرض که رقص صوفیانه همین معنی رقص رو میده و منظورم از ساز و طرب و اینا همین معنی ظاهری بوده و منظور از شراب هم همین شراب الکلیه به هیچ عنوان نمیشه ادبیات عرفانی خوند. بنابر این وقتی بنده به شما عزیزان میگم برید ادبیات عرفانی مطالعه بفرمایید منظورم یاد گرفتن این اصطلاحات هست....



یا علی (علیه السلام) Heart
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، molasadra
۱۶:۳۶, ۲۶/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #30
آواتار
ببخشید

در بحث عرفان بین مکاتب فلسفی (خودش انواع داره )

تصوف و انواعش

عرفان شیعی و انواعش

عرفان نظری و مکاتب مختلفش و ... باید فرق گذاشت

عرفان به طور خلاصه یعنی: تکر محرمات . انجام واجبات . پاک کردن نفس برای مشاهره خدا در ایینه جان !

این خیلی بحث مفصلیه

همه رو با یه چوب نمیشود راند

اقای بهجت هم فقیه بود هم عارف .

امام خمینی ... اقای جوادی ... و ...

یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، molasadra ، مجید121 ، Havbb 110 ، یا ثارالله ، نگار
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا