کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شاید تو آن یک نفر باشی!
۱۳:۱۸, ۲۸/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
بســــم رب الـــمهــــدی



گفتم: آقای من... پس کی میایی؟
گفت:چرا نمی گی آقا ... کی من می آیم؟


گفتم: یعنی چی؟من کجا باید برم؟


گفت:شاید...شاید سیصدو دوازده نفر حاضر شده باشند...
وجهان، تنها، منتظر یک نفر باشد..

شاید آن یک نفر، تو باشی!

شاید آخرین مانع گناه تو باشد...

گفتم:گناه من مانع ظهور باشه؟! مگه من کی ام؟!

گفت:مگه نخوندی توقیع شریف حضرت رو که به شیخ مفید نوشتن(نقل به مضمون):

... وچیزی جز گناه شیعیان مارا محبوس نگه نمی دارد......

اگر نبود گناه شیعیان ما، توفیق دیدار ما نصیب شان می شد...

... گفتم:یعنی من ...

گفت:آره... تو... شاید تنها تو مانده باشی...شاید خوب شدن تو شرط آخر باشد...


نگوآقا بیا... که خواهم گفت: تو کی خواهی آمد؟

گر حـجــاب ظهــورت، حضــور پــست من اســت
دعــا کن کــه بــمــیــرم، چـرا نمی آیی؟
" الــلــهــم عــجـــل لولــیــک الـــفــرج "

امضای N.Mahdavian


از هر راهي كه داري ميري همين الان پات رو بكوب رو ترمز!
فرمون رو بچرخون و بنداز تو "صراط مستقيم"
تا تـــهِ تــــــهِ ش برو
ميرسي به خـــــــــــدا...
حتي اگه آخرش بن بست باشه!




[تصویر: t945_9n09smhkxpumq9k5q34.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sarallah ، دل خسته ، یا ثارالله ، seyed313 ، سرباز سید علی ، Mitsonary ، فدک زهرا ، Mohammad Trust ، MohammadSadra ، یوسف خان ، erfaneh ، jamandeh ، azade ، حقیر ، تفکر ، abbas313 ، رهجو ، حسین14
۱۳:۲۳, ۲/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
ازت سوال می کنم: چرا نمیشه محبوب ترین خلقت رو ببینم؟ … تو می دونی اما به روم نمیاری …


من دوباره می پرسم … تو از «العجل العجل یا حسین» گفتن های اهل کوفه میگی و از عاشورا …

من نمی فهمم ازت صدباره می پرسم … باز غرورم رو نمی شکنی به جاش امتحانم می کنی …

من امتحانت رو رد می شم اما باز نمی فهمم باز سوال می کنم وباز … و باز … و … محکم تر از همیشه سوال می کنم ….

سخت تر از همیشه امتحانم می کنی …من زمین می خورم این بار می فهمم … تو با مهربونی بلندم میکنی …

من ازت خجالت می کشم: یا رب ظلمت نفسی تو اشکامو پاک می کنی …


دیگه اون سوال رو نمی پرسم دیگه می دونم ، حالا فقط می پرسم چقدر طول می کشه اونقدر چشمام لایق بشه که محبوب ترین خلقت رو ببینم ؟


تو می گی از همین حالا شروع کن …


حالا من یه منتظرم برای اون لحظه … و می دونم تو از من منتظرتری …. تو که همیشه از من به من مهربانتری … پس دستم رو بگیر


به امیدلایق شدن دلهایمان
التماس دعای فرج
به امید ظهور
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدک زهرا ، سید ابراهیم ، Mitsonary ، یوسف خان ، azade ، تفکر ، رهجو
۱۹:۳۴, ۲/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
احتمالا این شعر تکراریه اما واقعا جالبه ...عمریست که از حضور او جاماندیم
در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر است تا که ما برگردیم
ماییم که در غیبت کبری ماندیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: N.Mahdavian
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا