|
چگونه از فتنه های آخرالزمان در امان باشیم؟؟!!
|
|
۱۲:۲۹, ۲۲/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۱ ۱۳:۰۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
در یکی از سخنرانی هایی که حقیر شخصاً از آیت الله حائری شیرازی در حرم حضرت معصومه بعد از نماز عشای روز عرفه ی سال قبل شنیدم، ایشان به نکات بسیار جالبی اشاره کردند. از جمله این که: در قدیم الایام کشاورزان گندم ها را درو می کردند بعد آنها را روی هم جمع می کردند بعد منتظر می مانندند و می گفتند خدایا فتنه بده ، فتنه چه بود ؟ باد بود. هنگام وزیدن باد آنها گندم ها را به هوا پرتاب میکردند و کاه ها و قسمت های سبک را باد به دور تر می افکند و دانه ها که سنگینتر بود به این شکل جدا می شد. خاصیت امتحان و به خصوص فتنه هم همین است که عیار ایمان انسان ها را رو می کند و فرق حرف و عمل و نفاق و ایمان را مشخص می کند. ایشان افزودند که فتنه خوب است و فتنه های بزرگتری در راه است. و در تأیید حرف ایشان، امام صادق عليه السلام فرموداند: بخدا قسم شما شيعيان همچون شيشه شکسته ميشويد، و شيشه را بعد از شکستن ميتوان ذوب کرد و بصورت نخست برگرداند بخدا قسم شما مانند سفال شکسته ميشويد. سفال بعد از شکسته شدن ديگر بصورت اول بر نمي گردد. بخدا قسم شما امتحان ميشويد و غربال خواهيد شد تا نيکان در غربال مانده و غير نيکان بيرون بريزند چنانکه دانه تلخ از ميدان گندم جدا ميشود. (بحارالانوار، ج 52، ص101) از اين سه تشبيه چنين استفاده مي شود که شيعيان در زمان غيبت امام زمان، جمعي سخت گمراه مي شوند و سپس توبه کرده و مثل شيشه شکسته بصورت نخست بر مي گردند و دسته اي وقتي منحرف گشتند مانند سفال شکسته ديگر بصورت اول در نمي آيند و گروهي غربال شده خوبان و بدان از هم جدا مي شوند. نکته ی بسیار مهم دیگر اینکه ایمان نیم بند در آخر الزمان جواب نمی دهد و نمی تواند انسان را در امان نگاه دارد!!!!! همچنان که خدا در قرآن در باره ی ایمان نصفه و نیمه فرموده: ... أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (85 البقره) ... آيا شما به پارهاى از كتاب ايمان مىآوريد، و به پارهاى كفر مىورزيد؟ پس جزاى هر كس از شما كه چنين كند، جز خوارى در زندگى دنيا چيزى نخواهد بود، و روز رستاخيز ايشان را به سختترين عذابها باز برند، و خداوند از آنچه مىكنيد غافل نيست. (85) درست است که روی سخن خداوند در درجه اول با یهودیان است، اما این دستور، یک حکم کلی است که هر کس به پاره ای از آیات ایمان بیاورد و به پاره ای دیگر کفر ورزد طبق آیات قرآن ، آن می شود که ... امروز، اگر با خود صادق باشیم، بعضی از ما به بهانه های مختلف بعضی واجباتمان را انجام نمی دهیم (خودمونی بگم رفقا با یک سری توجیحات از زیرش درمیریم). یکی از این واجباتی که معمولاً امروز با توجیحات مختلف از انجامش شانه خالی می کنیم خمس است که اگر خدا توفیق داد پستی هم در این موضوع ارسال خواهم کرد. اما یکی از مهمترین دستوراتی که خود ائمه به ما در این دوران پرفتنه برای رهایی از سرگردانی و عافیت یافتن از ماجراهای آخرالزمان به ما داده اند دعاست آنهم دعای عاجزانه و ملتمسانه و چگونگی آن در روایت زیر آمده: يونس بن عبد الرحمن از عبد اللَّه بن سنان روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود: در اين زودى براى شما شبههاى پيش خواهد آمد كه نه علم خروج از آن را داريد و نه امامى هست كه شبهه را براى شما حل كند، و در سرگردانى خواهيد ماند، افرادى كه بخواهند از اين گونه شبهات رهائى پيدا كنند بايد دعاى غريق را بخوانند گويد: عرض كردم دعاى غريق كدام است؟ فرمود: ميگوئى: «يا اللَّه يا رحمان يا رحيم، يا مقلب القلوب ثبت قلبى على دينك» گفتم: «يا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبى على دينك» فرمودند: خداوند مقلب قلوب و ابصار هست و ليكن همان طور كه من دستور دادم قرائت كن و بگو: «يا مقلب القلوب ثبّت قلبى على دينك» كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص: 353 البته به جز این مورد یک قائده ی قرآنی هم داریم که( إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً- اگر تقوای الهی پیشه کنید برایتان فرقان (قدرت تشخیص حق از باطل) قرار می دهیم (29-انفال)) و البته عمل به دستور امام هم از مهمترین مصادیق تقواست و همچنین ترک معصیت و انجام واجب در تحصیل فرقان بسیار بسیار مؤثر است. و همچنین کسی که تقوا پیشه کند، خداوند شخصاً به او تعلیم می دهد { وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّه – تقوا پیشه کنید خداوند شخصاً شما را تعلیم می دهد} و این از برکات ویژه و کم نظیر رعایت تقواست. إن شاء الله اگر خدا توفیق دهد در پستی هم به بحث تقوا و آثار تقوا و چگونگی رابطه ی خداوند و امام زمان با متقین می پردازم. عجالتاً همانطور که شماهم می دانید تقوا یعنی خواست خدا را بر هوای نقس خود ترجیح دهیم. و همچنین به شدت باید از ظلم پرهیزکنیم ، ظلم یکی از کارهایی است که شدیداً ما را از هدایت خدا باز می دارد آنچنان که خداوند کریم در قرآن می فرماید: { وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ (258- بقره) خداوند مردمان ظالم را هدایت نمی کند.} ما در حق خودمان و احکام خداوند و خلق خداوند نباید ظلم کنیم. خداوند عالم از هدایت خلق دریغ ندارد آنچنان که خورشید از نور افشانی دریغ ندارد، اما اگر ما جلوی پنجره، پرده ای ضخیم بیاندازیم آیا می توانیم بگوییم که خورشید نور نمی دهد آیا اگر ما با اعمال خود جلوی پنجره قلب خود با انجام گناهان و ظلم به خود و دیگران پرده بیافکنیم و مانع رسیدن انوار هدایت پروردگار شویم می توانیم از هادی نبودن خدا شکایت کنیم؟! همچنین در حدیث دیگری رسول خدا می فرمایند مبادا ظلم کنید که دلهای شما را ویران می کند (مستدرک الوسائل ج2 ص10) و اگر دل آدمی ویران شد دیگر مجالی برای هدایتش هم نمی ماند. یکی دیگر از کارهایی که در هدایت ما به سمت حق بسیار مؤثر است هم در حدیث زیر آمده: اگر به آنچه می دانید عمل کنید، خداوند آن چه را که نمی دانید به شما خواهد آموخت. یکی از مهمترین دانسته های ما که تا به آنها عمل نشود، می تواند مانع رسیدن هدایت های بعدی خداوند به ما شود توصیه ها و تأکید های اهل بیت است که إن شاء الله اگه خدا توفیق بدهند بعضی از مهمترین توصیه هایی را که معصومین در رابطه با امام زمان و آخرالزمان کرده اند را خدمت رفقا عرض خواهم کرد. و نکته ی بسیار بسیار مهم برای عدم گمراه شدن در فتنه های آخرالزمان پرهیز بر طبق روایات اهل بیت علیهم السلام پرهیز فوق العاده شدید از مال حرام است پیشنهاد میکنم حتماً به این تاپیک ها هم نظری بیافکنید فتنهاى اضطراب آور،شكننده و نابود كننده،آغاز خواهد شد!!!!!!! کسی که از لحاظ مالی حقی بر گردن دارد نمیتواند در رکاب امام زمانش باشد (B+)علل باز ماندن افراد، از ياري رساندن و بودن در رکاب امامِ زمانشان خدایا ما را به راه راست هدایت فرما و آنی و کمتر از آنی ما را به حال خود وامگذار. راستی پیشنهاد میکنم که حتماً به این تاپیک هم نظری بیافکنید کدام اثر از آثار مال حرام بیشتر شما را میترساند؟!! [size=xxx-large][/size] [size=xxx-large][/size] بهره گیری از ادعیه ای که اهل بیت بسیار توصیه کرده اند که در فتنه های آخرالزمان برای حفظ ایمان و هدایت به آنها باید مستمسک شد هم بسیار مهم است دو مورد از مهمترین آنها را تقدیم میکنم: 1- دعای غریق: کتاب بحار الانوار جلد2 صفحه149 روایتی را از امام صادق(علیه السلام) جهت نجات از شبهات مهدوی نقل کرده که برای منتظران ظهور آموزنده و نجات دهنده است. عین روایت امام صادق(علیه السلام) از کتاب بحار الانوار رادر ادامه می خوانیم: عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ :قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع سَتُصِیبُکُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ یُرَى وَ لَا إِمَامٍ هُدًى لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ قُلْتُ وَ کَیْفَ دُعَاءُ الْغَرِیقِ قَالَ تَقُولُ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ فَقُلْتُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَکِنْ قُلْ کَمَا أَقُولُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ بحارالأنوار ج : 52 ص : 149 عبدالله بن سنان میگوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبههای عارض شما میگردد؛ پس (در ایام) بدون نشانهای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمییابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند. عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: میگویی: یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ من گفتم: [b]یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آنچنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»[/b] نکته ی بسیار مهمی در این مسئله که نباید کلمه ای را به دعای امام اضافه یا کم کرد برای اثر بخشی دقیق آن نهفته است که إن شاء الله اگر عمری بود و توفیقی حتماً تقدیم خواهد شد و اما دعای دیگر: امام صادق (علیهالسلام) فرمودهاند: «در زمان غیبت طولانی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باطل گرایان [در اعتقاد و دین خود] به شک و تردید گرفتار میشوند». زراره از یاران خاص امام گفت: «اگر آن زمان را شاهد بودم چه عملی انجام دهم؟» امام صادق (علیهالسلام) فرمود: «این دعا را بخوان: اللهم عرفنی نفسک فإنک ان لم تعرّفنی نفسک لم اعرف نبیّک اللّهم عرّفنی رسولک فإنک إن لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک الّلهمّ عرفنی حجّتک فإنّک ان لم تعرّفنی حجّتک ضللت عن دینی» (خدایا خودت را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی نبی تو را نخواهم شناخت خدایا رسولت را به من بشناسان که بدون شک اگر رسولت را به من نشناسانی حجت تو را نخواهم شناخت خدایا حجت خود را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی در دینم گرفتار گمراهی خواهم شد) غیبت نعمانی، باب 10، فصل 3، ح 6، ص 1700 |
|||
|
|
۱۴:۰۰, ۱۷/دی/۸۹
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
آیت الله بهجت
علت غیبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود ما هستیم ![]() سبب غیبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) خود ما هستیم، زیرا دستمان به او نمیرسد، وگرنه اگر در میان ما بیاید و ظاهر و حاضر شود چه كسی او را میكشد؟! آیا جنّیان آن حضرت را میكشند، یا قاتل او انسان است؟! ما از پیش در طول تاریخ ائمه(علیه السلام) امتحان خود را پس دادهایم كه آیا از امام حفظ و اطاعت میكنیم یا اینكه او را به قتل میرسانیم؟! انحطاط و پستی انسان به حدّی است كه قوم حضرت صالح(علیه السلام) ناقه صالح را با اینكه وسیله ارتزاق و نعمت آنها بود، پی كردند، چنانكه قرآن كریم درباره آن میفرماید: «لها شربٌ و لكم شرب یوم معلوم، یعنی، یك روز آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن، آن ناقه، یك روز آب چاه را میخورد و در عوض به آنها شیر میداد! بنابراین، همانگونه كه ممكن است عقلاً خزینه و انبار نعمت خود را نابود كنند، همچنان كه ناقه صالح را كشتند، امكان دارد كه ما انسانهای عاقل(!) نیز امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) را كه تمام خیرات از او است و از ناقه صالح بالاتر و پرفیضتر است برای اغراض شخصیه خود به قتل برسانیم! لزوم احتیاط در فتنههای آخرالزّمان سؤال: از حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درباره آخرالزّمان و فتنههای آن نقل شد كه فرمودهاند: تشخیص تكلیف در آن زمان مشكل است. پس چه باید كرد؟ میلاد منجی جواب: اگر به دست آوردن تكلیف مشكل باشد، احتیاط كردن كه مشكل نیست، باید توقّف كرد و احتیاط نمود. ریختن خون مردم، هتك اَعراض [آبروهای] آنها و از بین بردن اموال و دین آنها شوخی نیست، برای ما اتمام حجّت شده است. گویا به كلی از «عین الله الناظره» غافل هستیم! اهل بیت عصمت و طهارت(علیه السلام) بندگانی هستند كه علم و صوابشان مطرد (فراگیر) است، یعنی با داشتن مقام عصمت نه خطا میكنند و نه خطیئه و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) «عین الله النّاظره و اُذنه السّامعه و لسانه النّاطق، و یده الباسطه؛ چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا و دست گشاده خداوند است و از اقوال، افعال، افكار و نیات ما اطلاع دارد؛ مع ذلك گویا ما، ائمه(علیه السلام) و به خصوص امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) را حاضر و ناظر نمیدانیم، بلكه گویا مانند عامّه، اصلاً زنده نمیدانیم و به كلّی از آن حضرت غافل هستیم! اشراف امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر اعمال بندگان گویا بنا بر این است كه در عمل، خدا، نادیده گرفته شود، با اینكه در روایت «كافی» دارد كه: «در هر شهری عمودی از نور است كه امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اعمال بندگان را در آن میبیند یا ملَكی برای او خبر میآورد». همچنین «روح القدس» مؤید او با او است، غیر از آن روحی كه هر سال یك بار در شب قدر بر او نازل میشود. از حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درباره آخرالزّمان و فتنههای آن نقل شد كه فرمودهاند: تشخیص تكلیف در آن زمان مشكل است. پس چه باید كرد؟ جواب: اگر به دست آوردن تكلیف مشكل باشد، احتیاط كردن كه مشكل نیست، باید توقّف كرد و احتیاط نمود. ریختن خون مردم، هتك اَعراض [آبروهای] آنها و از بین بردن اموال و دین آنها شوخی نیست، برای ما اتمام حجّت شده است. بنابراین، اگر مثلاً پردهای هم دور عمل خود بكشیم، فایده ندارد و دید امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نافذتر است و در برابر چشمان واقع بین او مانع و حائل ایجاد نمیكند. همچنین در رؤیت امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مقابله و محاذات (همسویی) شرط نیست، بلكه هر جا كه نشسته، بر أرضین سفلیٰ و سماوات سبع و ما فیهنّ و ما بینهنّ اشراف دارد. خداوند متعال میفرماید: «و آتیناه الحكم صبیاً؛ در حال كودكی، حكم را به او عطا كردیم» و نیز میفرماید: «قال إنّی عبدالله آتانی الكتاب و جعلنی نبیاً؛ گفت: من بنده خدایم، خداوند به من كتاب عطا كرده و مرا پیامبر قرار داده است. اگر مسئله امام شناسی بالا رود، خداشناسی هم بالا میرود؛ زیرا چه آیتی بالاتر از امام(علیه السلام)؟ امام آیینهای است كه حقیقت تمام عالم را نشان میدهد. ![]() حدیث ثقلین و اثبات غیبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) «حدیث ثقلین» از ادلّه اثبات غیبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) است، زیرا در آن حدیث میفرماید: «إنّهما لن یفترقا، قرآن و عترت از هم جدا نمیشوند»، یعنی، چه حاضر باشند یا غایب، اگر كسی این حدیث را تحقیق و معنای آن را تحصیل كند، مسئله غیبت خیلی برای او واضح خواهد بود؛ زیرا در غیر این صورت، «لزم الإنفكاك بین القرآن و العتره؛ لازمه آن جدایی بین قرآن و عترت خواهد بود». |
|||
|
|
۱۶:۲۴, ۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بزرگترین فتنه آخرالزّمان
خطر دجّال برای جوامع بشری چنان گسترده و ویرانگر است که همة پیامبران الهی دربارة آن هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشتهاند. پیامبر گرامی اسلام در این زمینه میفرماید: «هیچ پیامبری نبوده است مگر اینکه پیروانش را از دجّال بر حذر داشته است». معنا و مفهوم دجّال «دجّال» بر وزن فعّال صیغة مبالغه است که در ادبیات عرب برای دلالت بر زیادی انجام کار از سوی فاعل به کار میرود. در کتابهای لغت، احتمالهای متعددی برای ریشه و معنای این واژه مطرح شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم: الف) واژة دجّال از «دُجَیل» به معنای «قَطْران»۲ گرفته شده است، گفتنی است اعراب در گذشته، بدن شتران خود را برای پوشاندن عیوب آنها با ماده سیاهرنگی به نام قطران میپوشاندند و در عرف عرب به پوشاندن کامل بدن شتر با این ماده «تَدجیل» میگفتند. از آنجا که دجّال نیز چون قطران سراسر زمین را میپوشاند، از او با این عنوان یاد میشود. ب) واژة یاد شده از «دَجْل» به معنای «دروغ»و «فریب» مشتق شده و دلیل نامگذاری دجّال به این نام این است که او ادّعای پروردگاری میکند و این کار از بزرگترین دروغهاست. ج) ریشة لغت دجّال، «دَجْل»، به معنای «در نوردیدن» است و از این رو این نام به دجّال اطلاق میشود که او بیشتر مناطق جهان را درمینوردد و تحت سلطة خود درمیآورد. د) دجّال از «تَدجیل» به معنای «پوشاندن» ریشه گرفته است و به این دلیل دجّال را با این نام میخوانند که او با کفرش مردم را میپوشاند یا زمین را با فراوانی لشکریانش میپوشاند یا اینکه حق را با باطل میپوشاند. هـ) این واژه از «تَدجیل» گرفته شده که به معنای «زراندود کردن» برای فریب است. بنابر این قول، دلیل نامگذاری دجّال به این نام این است که او با دروغ و نیرنگ خود و همچنین با بیان کردن خلاف آنچه در دل دارد، باطل را حق جلوه میدهد و موجب فریب مردم میشود. و) لغت دجّال از «دُجال» به معنای «طلا» یا «آب طلا» مشتق شده است؛ چون دجّال در هر جا که قدم میگذارد گنجهای طلا نیز با او همراه است. ز) ریشة این لغت «دَجّاله» به معنای «گروه بزرگ همسفران» است و به این دلیل دجّال را به این اسم نامگذاری کردهاند که او سراسر زمین را با هواداران فراوان خود میپوشاند. ح) این واژه از لغت «دَجال» به معنای «سرگین»، گرفته شده است؛ زیرا دجّال نیز مانند سرگین گسترة زمین را با اعمال خود آلوده میکند.۳ مؤلف لغتنامة «تاج العروس» پس از نقل اقوال یاد شده مینویسد: «…بهترین وجه آن است که گفت: دجّال به معنای بسیار دروغگوست و دروغ او سحر، فریب، تهمت، حقپوشی و اظهار مطالبی است که در دل او وجود ندارد».۴ دجّال در روایات با نگاهی اجمالی به مجموعه روایتهایی که در زمینة خروج دجّال و رویدادهای وابسته به آن نقل شده است، با موضوعها و سرفصلهای متعدّدی روبهرو می شویم که بررسی کامل همة آنها نیازمند پژوهشی ژرف و گسترده است. در این مجال اندک، برخی از این موضوعها و سرفصلها را بررسی میکنیم. الف) حتمی بودن خروج دجّال: در روایات متعدّدی بر گریزناپذیر بودن خروج دجّال، به عنوان یکی از رویدادهای آخرالزّمان یا نشانههای قیامت، تأکید شده است. از جمله در روایتی که امیرمؤمنان علی علیهالسلام از پیامبر گرامی اسلام نقل میکند، میخوانیم: «پیش از ساعت [قیامت] ده رویداد گریزناپذیر است: [خروج] سفیانی، [خروج] دجّال و…».۶ در برخی روایات حتمی بودن خروج دجّال به مانند حتمی بودن ظهور امام مهدی علیهالسلام دانسته شده و انکار آن کفر به شمار آمده است. از آن جمله میتوان به روایت نبوی زیر اشاره کرد: «هر کس خروج مهدی را منکر شود به آنچه بر محمّد نازل گشته، کافر شده است و هر کس نزول عیسی را منکر شود کافر شده و هر کس خروج دجّال را انکار کند، کافر شده است». |
|||
|
|
۱۵:۵۱, ۱۶/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آذر/۹۰ ۱۶:۰۷ توسط L.payam.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
با عرض سلام.
"ایمان نیم بند در آخر الزمان جواب نمی دهد و نمی تواند انسان را در امان نگاه دارد!!!!!" یادمه شنیدم پیامبر یه حدیث دارن. در مورد ایمان در آخرالزمان. و می فرمایند کار ما سخت تره. چون باید تنها به گفته هایی که از قدیم نقل شده و "خطی روی کاغذ" ایمان بیاریم. خوب. الان در دوره و زمونه ای هستیم که ضد و نقیض زیاده. من از اعتقادات خودم حرف نمی زنم. در این بین ذهن ها گم میشه. طبق روایت، وقتی جبرئیل در کل کهکشان فریاد میزنه و سلام میده به حضرت قائم(صلوات)، ابلیس در آسمان دوم فریاد انکار بر میاره و مردم دو دسته میشن. خوب. این الان به نظر من و شما شاید خیلی آشکار باشه که کدوم درسته. اما الان جز من و شما، 6ملیارد و 999 میلیون و 99 هزار و 998 نفر دیگه هم هستن. و در این بین خیلی ها هستن که به هر دلیلی، سمت اینجور مباحث نمیان. برای بیدار کردن اونا چه کردید؟ چه می کنید؟ "حسین سفینت النجات است." کاری کرد که در کل تاریخ موندگار شد. کاری که هر کس شنید، انگشت بر دهان موند و میمونه. من و شما که پیرو ایشونیم کاری می کنیم جز تکرار نوشته های کتاب ها؟ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ (258- بقره) خداوند مردمان ظالم را هدایت نمی کند.} ما در حق خودمان و احکام خداوند و خلق خداوند نباید ظلم کنیم. یادمه تو راهنمایی که تاریخ اسلام می خوندیم، معلم تاریخم که خیلی دوسش داشتم از جنگ جمل می گفت. جنگ علی با طلحه و زبیر و همسر پیامبر، عایشه. یکی از همونایی که تو کتاب مستر همفر گفته همه مردم می دیدنش. معلمم گفت بعد از شکست و اسارت عایشه، اون حضرت به 40خانم دستور می ده که لباس جنگ بپوشن و رو بگیرن؛ به طوری که معلوم نشه خانم هستن. عایشه رو هم در کجاوه می شونه تا ببرنش. عایشه میگه ای علی، تو که پسر عموی پیامبر، شوهرم؛ هستی منو دست این سربازان نامحرم می سپاری؟ [b]وقتی حضرت علی دستور می ده زن ها چهره هاشونو باز کنن، خیال عایشه راحت می شه. [align=JUSTIFY]قربون این علی برم که این همه هوش و تدبیر داشته؛ و بیچاره من که فکر نمی کنم تا ببینم هدف علی چی بوده؟و در مورد دجال. تلویزون و شبکه و ماهواره و، در کل صدا و سیما، به نظر خیلی شبیه به دجال میاد. |
|||
|
|
۱۱:۱۶, ۹/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱۴/دی/۹۰ ۲۰:۲۸)راوی110 نوشته است: فرازی از خطبه ی 151 نهج البلاغه ی شریف: |
|||
|
|
۱۳:۰۵, ۱۷/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بهره گیری از ادعیه ای که اهل بیت بسیار توصیه کرده اند که در فتنه های آخرالزمان برای حفظ ایمان و هدایت به آنها باید مستمسک شد هم بسیار مهم است
دو مورد از مهمترین آنها را تقدیم میکنم: 1- دعای غریق: کتاب بحار الانوار جلد2 صفحه149 روایتی را از امام صادق(علیه السلام) جهت نجات از شبهات مهدوی نقل کرده که برای منتظران ظهور آموزنده و نجات دهنده است. عین روایت امام صادق(علیه السلام) از کتاب بحار الانوار رادر ادامه می خوانیم: عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ :قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع سَتُصِیبُکُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ یُرَى وَ لَا إِمَامٍ هُدًى لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ قُلْتُ وَ کَیْفَ دُعَاءُ الْغَرِیقِ قَالَ تَقُولُ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ فَقُلْتُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَکِنْ قُلْ کَمَا أَقُولُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ بحارالأنوار ج : 52 ص : 149 عبدالله بن سنان میگوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبههای عارض شما میگردد؛ پس (در ایام) بدون نشانهای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمییابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند. عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: میگویی: یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ من گفتم: [b]یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آنچنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»[/b] نکته ی بسیار مهمی در این مسئله که نباید کلمه ای را به دعای امام اضافه یا کم کرد برای اثر بخشی دقیق آن نهفته است که إن شاء الله اگر عمری بود و توفیقی حتماً تقدیم خواهد شد و اما دعای دیگر: امام صادق (علیهالسلام) فرمودهاند: «در زمان غیبت طولانی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باطل گرایان [در اعتقاد و دین خود] به شک و تردید گرفتار میشوند». زراره از یاران خاص امام گفت: «اگر آن زمان را شاهد بودم چه عملی انجام دهم؟» امام صادق (علیهالسلام) فرمود: «این دعا را بخوان: اللهم عرفنی نفسک فإنک ان لم تعرّفنی نفسک لم اعرف نبیّک اللّهم عرّفنی رسولک فإنک إن لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک الّلهمّ عرفنی حجّتک فإنّک ان لم تعرّفنی حجّتک ضللت عن دینی» (خدایا خودت را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی نبی تو را نخواهم شناخت خدایا رسولت را به من بشناسان که بدون شک اگر رسولت را به من نشناسانی حجت تو را نخواهم شناخت خدایا حجت خود را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی در دینم گرفتار گمراهی خواهم شد) غیبت نعمانی، باب 10، فصل 3، ح 6، ص 1700 |
|||
|
|
۱۶:۳۳, ۱۸/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
سلام و عرض ادب
بسم الله الرحمن الرحیم
قالَ علی عَلَيْهِ السَّلامُ: [b]« كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ; لا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ، وَ لا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ. »آن حضرت فرمود: «در فتنه همچون شتر بچه باش، او را نه پشتى است كه سوارش شوند، و نه پستانى كه شيرش دوشند» [/b] با علي عليه السلام باشيد فتنه چيست؟ در قرآن کريم کلمۀ فتنه به دو معنا بکار رفته است، 1. در يک مورد به معناي آزمايش بکار رفته که به عنوان نمونه مي توان به اين دو آيه اشاره کرد: «اعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ( انفال، آيه 28)»« بدانيد اموال و اولاد شما، وسيله آزمايش است» «نَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَهً( انبياء ، آيه 35)» مبتلي مي کنيم شما را به وسيله بدي و خوبي به جهت آزمايش، يعني اگر زماني بدي يا چيزي بر شما روي آورد بدانيد که اين آزمايش است. 2. امّا فتنه در مواردي از آيات قرآن کريم به معني آشوب بکار رفته استکه به عنوان نمونه مي توان به اين دو آيه اشاره کرد: «الْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ( بقره ، آيه 191)» فتنه سخت تر از کُشتن است. «الْفِتْنَهُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ( بقره ، آيه 217)»فتنه بزرگتر از کُشتن است. در اين دو آيه فتنه در معناي آشوب بکار رفته است که در اصل چنين برداشت مي شود که فتنه بزرگتر و سخت تر از کشتن است. در توضيح و تفسير اين دو معناي آشوب و آزمايش، بايد گفت: هر دو مورد در واقع به يک معناست، چرا که هر دو از مصدر "فِتَن" به معناي آزمايش مي باشند و در هر دو معنا اضطراب و نگراني وجود دارد، يعني اضطراب و نگراني هم در آزمايش است هم در آشوبها. حال اگر اين اضطراب ونگراني فردي باشد به معناي آزمايش است امّا اگر اين اضطراب و نگراني توسعه پيدا کند وارد جامعه شود، به معناي آشوب است. [b] راه هاي برخورد با فتنه ها: حضرت امير عليه السلام درمورد نحوۀ برخورد با فتنه ها در خطبۀ 5 مي فرمايد: [/b] «أَيُّها النَّاسُ، شُقُّوا أَمْوَاجَ الفِتَنِ» اي مردم موجهاي فتنه و آشوب را بشکافيد يعني وقتي امواج آشوب به شما روي آورد آن را بشکافيد و نگذاريد تراکم پيدا کند، چرا که سبب مي شود عظمت تاريکي آن بيشتر شود امّا اگر آن را به دقت بشکافيد آنگاه هدفها و انگيزه ها مشخص مي شود و حق و باطل به وضوح نمايان مي شود. در اين صورت است که حق جويان به دنبال حق و طرفداران باطل به سمت باطل مي روند. امّا به فرموده حضرت امير(علیه السلام) در اين خطبه، اين شکافتن و تکه تکه کردن ميسّر نمي شود. مگر: 1. سفینه النجاه: کشتي هاي نجات، که مراد اهل بيت پيامبر اکرم «صلي الله عليه و آله و سلم » مي باشد که در روايتي از آن حضرت نقل شده که چنين فرمودند: «مَثَلُ اهلِ بيتي کَمَثل سفينه النجاه» «مثل اهل بيت من همانند کشتي نجات است.» «مَن رَکَبها نَجاه»«هر کس سوار بر آن شد نجات مي يابند.»«و مَن تَخُلفَ عَنها هَلَکَ»«هر کس تخلف کند نابود مي شود.» [b]2. دوري از اختلاف ها و پراکندگي ها "اعرجوا عن طريق المناخره" 3. زمين گزاردن تاج مفاخرت و فخرفروشي "وضعُوا تيجانَ المفاخره"يعني اگر شخصي که مدتي پيرو اهل باطل بوده حال متنبه شده و در مسير حق قرار گرفته با گفتن جملاتي همچون تا ديروز کجا بودي؟ او را آزرده و نسبت به او فخر نفروشيم. 4. تقواي الهي: همچنان که حضرت امير عليه السلام در خطبه182 مي فرمايد:«مَنْ يَتَّقِ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ» «کسي که تقواي الهي پيشه کند خداوند راه خارج شدن از فتنه ها را بر او قرار مي دهد.» يعني شخصي بايد در موضع گيريهاي خود در چنين مواقعي دقت کند که آيا براي خدا موضع گيري مي کند و يا براي غير خدا، اگر براي خدا موضع گيري کند خداوند راه نجات را به او نشان خواهد داد. 5. قرآن: در حديثي از حضرت امير عليه السلام نقل شده که فرمودند:« إذَا إلتَبَستْ عَلَيکُمْ الفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّيْلُ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْکُمْ بِالْقُرَانِ» زماني که بر شما آشوبها همانند پاره هاي شب تاريک پوشيده شد پس بر شما باد بر قرآن که نجات از طريق قرآن است. http://www.basaer.ir/detailnews.asp?id=7091 موفق باشید [/b] |
|||
|
|
۲۱:۰۷, ۲۰/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
در حديثى از امام باقر (علیه السلام) آمده كه از شر سفيانى پرهيز كن و از شر آن عدَه از آل محمد كه شذوذ دارند بر حذر باش. [1]
منظور از شؤاذ آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) افراد تكرو، كجرو و فرصت طلبى هستند كه از جهت نسبت به اهل بيت منسوب اند، ولى براى به دست آوردن حكومت به ادعاهاى دروغين متوسل مى شوند تا بدين وسيله افراد مذهبى و با حرارت را به طرف خود جذب كنند. [2] [1] بحارالانوار، ج 52 ص 278 . [2] روزگار رهایی ج2 ص 993. |
|||
|
|
۱۲:۳۳, ۲۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
قشرى گرى يكى از آسيب هاى تربيتى مهدويت است.
منظور از آن، جمود بر ظواهر متون دينى، در فهم، و ظواهر مناسك شریعت، در مقامِ عمل است . قشرى گرى از اين جهت آسيب زاست كه انسان را در قشر دين متوقف مى سازد و به اين ترتيب، خود فرد را از دين بى بهره، و ديگران را در دام بدفهمى گرفتار مى سازد. قشرى گرى در دين، مانع فهم عمق معارف دينى مى گردد و از اين رو بسترى براى رشد كج فهمى و انحراف و بدعت است . نمونه بارز اين امر در زمان حكومت حضرت على (علیه السلام) توسط خوارج آشكار گرديد. كسانى كه حاضر نشدند به ورق هاى كاغذين قرآن تعرض كنند، اما سرانجام بر آن شدند تا قرآن ناطق را خاموش كنند. اين گونه قشرى گرى، هميشه دركمين تربيت دينى است. در دوران غيبت امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نيز همواره اين تهديد وجود دارد. ذهن ها وانديشه هاى خام برخى متدينان، آنان را به بدفهمى وبدعت وا مى دارد، چنان كه به هنگام ظهور مهدى -ارواحنا له الفداء سخنان او و احكام دينى كه او مطرح مى سازد، در نظر مردم جديد و ناشناخته است و قشرى بودن افراد، آنان را به تعبيرهاى نادرست از احكام دينى خواهد كشاند. امام صادق (علیه السلام) به اين نكته اشاره دارد، آن جا كه مى فرمايد: قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در جريان پيكار خود، با امورى رو به رو مى گردد كه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و سلم با آن ها رو به رو نشد. همانا رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در حالى به سوى مردم آمد كه آنان، بت هاى سنگى و چوب هاى تراشيده را مى پرستيدند، ولى عليه (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مى شورند و كتاب خدا را عليه او تأویل مى كنند و بر اساس آن با او مى جنگند. [1] بنابراين، يكى از آسيب هايى كه دركمين تربيت مهدوى قرار دارد اين است كه افراد تحت تربيت، ذهن و انديشه هايى خام داشته باشند و معارف دين را در حد فهم هاى قاصر خود، محدود و محصور سازند. [2] [1] غيبة نعمانى ص 297. [2] برترین هاى فرهنگ مهدويت در مطبوعات ص 54. |
|||
|
|
۲۲:۳۴, ۱۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
تنها راه اینه که تک تک کارهامون رو با معیار های اهل بیت و امام زمان بسنجیم
یه جورهایی فقط با تهذیب نفس امکان پذیره اون هم با این فضای کثیف جهانی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مستند جدید فتنه های آخرالزمان | omid220 | 0 | 1,170 |
۴/اسفند/۹۲ ۱۴:۳۴ آخرین ارسال: omid220 |
|
| «فتنه آخرالزمان» از زبان مرحوم آیتالله بهجت | عدالت | 0 | 1,842 |
۱۹/مهر/۹۱ ۱۸:۵۵ آخرین ارسال: عدالت |
|










![[تصویر: 724671371742017155137204224518522661242.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1389/03/724671371742017155137204224518522661242.jpg)
![[تصویر: 4751713885439414522783642241477022744.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1389/05/4751713885439414522783642241477022744.jpg)

