کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: در مقابل هجوم تفکر ضد مهدوی چقدر امام زمان ( عج ) میشناسی؟ من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية
این نظرسنجی بسته شده است.
فقط پاسخگوی خودم هستم 42.86% 3 42.86%
میتونم در مقابل دیگران دفاع کنم 42.86% 3 42.86%
میدونم ولی در مقابل دیگران نوع دفاع کردن را نمیدونم 14.29% 1 14.29%
تمام 7 رأی 100%
  اگر در نظرسنجی شرکت کرده باشید، گزینه انتخابی شما با * مشخص شده [نمایش جزئیات آرا]



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چقدر امامتو میشناسی؟
۲۳:۵۹, ۳۰/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۰:۲۸ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام دوستان
لولاالحجة لسخت الارض باهلها : اگرحجت الهی نبود هرآینه زمین اهلش را می بلعید
در این بخش تا جایی که بشه به مسایلی در باره حضرت صاحب الزمان عج الله تعالي فرجه الشريفبپردازیم.
این بحثها در زمینه های طول عمر ، غیبت ، تشرف ،ظهور ، بشارت در ادیان الهی ( منجی از دید گاه دیگر مذاهب ) بپردزیم .
از تمام دوستان دعوت به همکاری میکنم.
این پست هم واسه خودتونه .فقط اگه دوستان متن حدیث یا مطلبی رو قرار میدن لطفا با ذکر سند باشد.
در پست های بعدی شروع میکنیم ، این پست جهت دعوت به همکاری و معرفی پست هستش.
حضرت صادق فرمود: «الفجر هو القائم و لیال عشر الائمة من الحسن الی الحسن و الشفع امیرالمؤمنین و فاطمه ( ع ) و الوتر هو الله وحده لاشریک له ؛ مراد از فجر وجود مقدس حضرت قائم(علیه السلام) و «لیالی عشر» امامان از امام حسن مجتبی(علیه السلام) تا امام عسکری(علیه السلام)‌اند و شفع امیرمؤمنان و حضرت فاطمه(علیه السلام) می‌باشد و مراد از وتر خداوند یکتا است» البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی،‌ج4، ص 461.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: نگار ، حسنیه ، فاطمه خانم ، محیصا ، m.hossein ، میثاق ، ساقی ، mohammad reza ، يك منتظر ، mahdy1 ، سدرة المنتهی ، بیداری12 ، شهیدطیبه واعظی ، شیدا ، saloomeh ، aboutorab ، laanbar1-2-3 ، لبخند خدا
۰:۲۰, ۱/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/خرداد/۹۱ ۴:۰۷ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام
اللهم عرفني نفسک فانک ان لم تعرفني نفسک لم اعرف نبيک.
اللّهم عرفني نبيک فانک ان لم تعرفني نبيک لم اعرف حجتک.
اللهم عرفني حجتک فانک ان لم تعرّفني حجتک ضللت عن ديني؛
کمال الدین، ج‏2، ص‏512 .
پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناساني، نميتوانم پيغمبرت را بشناسم.
پروردگارا! پيغمبرت را به من بشناسان که اگر پيغمبرت را به من نشناساني، نميتوانم حجت تو را بشناسم.
پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناساني، دين خود را از دست ميدهم، و گمراه خواهم شد".
امام زمان علیه السلام در آیینه زیارت جامعه
قسمت اول
مسئله مهدویت از مسائل مهم و حیاتی است که از زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به صورت واضح و روشن مطرح شده و بر زنده نگه داشتن آن تأکید و تشویق فراوان شده است. و امامان معصوم علیهم السلام نیز به فراخور فرصتهایی که برای آنها پیش آمده این مسئله را مطرح و بیان نموده اند. دوران امام هادی علیه السلام و امام حسن عسکری علیه السلام از دورانهایی است که حکومت وقت به شدّت مسائل مهدویت و حتی تولد حضرت مهدی علیه السلام را پی گیر بوده و تحت نظر داشت است. اختناق و سخت گیری در این زمینه نیز به اوج خود رسیده بود؛ با این حال، حضرت هادی علیه السلام از فرصتها بهره برداری نمود و گاه به صورت صریح و زمانی در پوشش دعا مسئله مهدویت را زنده نگهداشت.
از جمله در زیارت جامعه کبیره که از متقن ترین، صحیح ترین و جامع ترین متون زیارتی شیعه است، علاوه بر بیان اصل امامت، مسئله مهدویت مخصوصا دوران ظهور حضرت مهدی علیه السلام و رهاورد حکومت او مورد اشاره و توجّه قرا گرفته است. آنچه پیش رو دارید، نگاهی است گذرا به مسئله مهدویت در زیارت جامعه کبیره.
در زیر فرازهایی از این زیارت شریف را که درباره امام زمان علیه السلام می باشد از نظر خوانندگان عزیز می گذرانیم:
الف. بقیّة اللّه

«السَّلَامُ عَلَی الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ... وَ بَقِیَّةِ اللَّهِ؛ سلام بر امامان دعوت کننده [به سوی خداوند]... و باقیمانده خدا!»
مرحوم صدوق نقل کرده است که: «اولین آیه ای که حضرت قائم علیه السلام به هنگام قیام می خواند، این آیه است: «بَقِیَّتُ اللّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُوءْمِنینَ»؛ «بقیة اللّه بهتر است برای شما، اگر مؤمن باشید.»
آن گاه می فرماید: «أَنَا بَقِیَّةُ اللّه ِ فِی اَرْضِهِ وَ خَلِیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیْکُمْ فَلا یُسَلِّمَ عَلَیهِ مُسْلِمٌ اِلاَّ قالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقِیَّةَ اللّه ِ فِی اَرْضِهِ؛ من بقیة اللّه در زمین خدا و خلیفه و حجّت او بر شما هستم. پس هر مسلمانی که به او سلام می کند، می گوید: درود بر تو ای بقیة اللّه در زمین او!»

انشا الله ادامه دارد ... .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، vahid1878 ، محیصا ، بیداری12 ، m.hossein ، میثاق ، ساقی ، mohammad reza ، mahdy1 ، سدرة المنتهی ، نگار ، علی ابوتراب ، حقیر ، aboutorab ، لبخند خدا
۲:۴۱, ۲/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
امام زمان علیه السلام در آیینه زیارت جامعه

ب. خبر از غیبت امام زمان علیه السلام



در سخت ترین دورانی که اختناق همه جا را فرا گرفته بود و امامان معصوم علیهم السلام تحت نظر بودند و به شدّت حرکات و رفتار و گفتار آنها کنترل می شد، حضرت هادی علیه السلام از دعا و زیارت بیشترین استفاده را برد و مسائل مهم امامت را بیان کرد و مسئله غیبت امام زمان علیه السلام را گوشزد نمود تا شیعیان را برای چنین دوران سخت و غمباری آماده سازد و لذا فرمود: «مُوءْمِنٌ بِسِرِّکُمْ وَ عَلَانِیَتِکُمْ وَ شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ وَ أَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُم؛ ایمان آورنده به نهان و آشکار شما و حاضر و غائب شما و اوّل و آخر شما.»



مراد از شاهد، امامی است که مردم او را مشاهده کنند و او مردم را مشاهده نماید و مراد از غایب، حضرت قائم علیه السلام است که در هستی و جامعه حضور دارد، ولی ظهور ندارد؛ یعنی او مردم را می بیند و می شناسد، امّا مردم یا او را نمی بینند و یا می بینند، ولی نمی شناسند.



تا کی به انتظار تو شب را سحر کنمشب تا سحر به یاد رُخَت ناله سر کنم



ای غائب از نظر نظری کن به حال منتا چند سیل اشک روان از بصر کنم



بگذشت عمر و راه وصال تو طی نشدآیا شود که بر رخ خوبت نظر کنم؟

انشا الله ادامه دارد ... .

مبلغان :: بهمن 1386، شماره 100
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، محیصا ، m.hossein ، میثاق ، ساقی ، mohammad reza ، mahdy1 ، سدرة المنتهی ، نگار ، حقیر ، aboutorab ، لبخند خدا
۴:۵۴, ۳/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
ج. انتظار ظهور دولت حق
از بهترین و برترین آرزوهایی که امامان ما به جامعه تلقین کرده و نوید تحقق آن را داده اند، ظهور حکومت عادلانه مهدوی است. تزریق و تلقین این آرزو، جامعه را با نشاط و فعال و سرزنده نگه می دارد و روح امید را در دل انسانها می دمد.
هر شبی گویم که فردا یارم آید از سفرچون که فردا می شود گویم که فردای دگر
آنقدر امروز و فردا انتظارش می کشمکاقبت روز فراق یار من آید به سر
گر بیاید روزگار تیره ام روشن شودشام هجران می شود از وصف روز از سحر
حضرت هادی علیه السلام نیز این آرزوی بلند را این گونه تلقین می کند: «مُنْتَظِرٌ لاَِمْرِکُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِکُمْ؛ منتظر امر [و خروج] شما و چشم به راه دولت شمایم.»
جمله فوق هر چند به صورت خبری است، ولی گویا انشاء این امر است که انتظار آمدن مهدی علیه السلام و تشکیل حکومت توسط آن حضرت امری است مستحب و با فضیلت؛ چنان که در روایات دیگر نیز به آن اشاره شده است:
1. امام صادق علیه السلام فرمود: «مِنْ دِینِ الاَْئِمَّةِ الْوَرَعُ وَالْعِفَّةُ... وِانْتِظارُ الْفَرَجِ بِالصَّبْرِ؛ از دین امامان، ورع و عفت... و انتظار فرج با صبر کردن است.»
عمّار ساباطی می گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم که: آیا عبادت پنهانی با امام غائب و پنهان در دوران دولت باطل بهتر است و یا عبادت با ظهور دولت حق [و در زمان ظهور مهدی علیه السلام ]؟
حضرت فرمود: «شما در ورود به دین خدا و نماز و روزه و حج و دیگر خیراتی که خداوند توفیق داده و به عبادت خدا در پنهان سبقت دارید و از دیگران پیشی گرفتید و پیوسته به حق امام و حقوق خویش می نگرید که در دست ستمگران است و ایشان که شما را ناچار به زندگی دنیوی و طلب معاش با شکیبایی بر دین و عبادت و طاعت امام و خوف از دشمنان نموده اند. بنابراین، خداوند اعمال شما را در دنیا مضاعف کرده است. پس گوارای وجود شما باد!»
تنها به آرزوی تشکیل دولت حضرت مهدی علیه السلام اکتفا نمی شود، بلکه گام را فراتر نهاده و آرزو می کند که جزء حکمرانان و کارگزاران و یاران اصلی حضرت مهدی علیه السلام قرار گیرد و لذا می فرماید: «وَ جَعَلَنِی مِمَّنْ ... وَ یُمَلَّکُ فِی دَوْلَتِکُمْ وَ یُشَرَّفُ فِی عَافِیَتِکُمْ وَ یُمَکَّنُ فِی أَیَّامِکُم؛ و مرا از کسانی قرار بده... که در دولت شما به فرمانروایی رسد و در عافیت شما گرامی گردد و در روزگار شما تمکّن یابد.»
یعنی در دولت شما از حکمرانان و فرمانداران بر مردم باشم و در زمان سلامت و عافیت شما به جایگاه بلند برسم؛ به طوری که ستم ستمکاران و طاغیان به من نرسد و در زمان دولت و چیرگی شما دارای ارزش و اعتبار و منزلت شوم.
و با این آرزوها، آرزوی دیدار آن حضرت نیز برآورده می شود که: «وَ تَقَرُّ غَدا بِرُؤْیَتِکُمْ؛ و چشمش فردا به دیدار شما روشن شود.»
انشا الله ادامه دارد ... .
مبلغان :: بهمن 1386، شماره 100
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، محیصا ، m.hossein ، میثاق ، ساقی ، mohammad reza ، mahdy1 ، سدرة المنتهی ، نگار ، aboutorab ، لبخند خدا
۱:۳۹, ۴/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
امام زمان علیه السلام در آیینه زیارت جامعه

د. رجعت در زمان حضرت مهدی علیه السلام

یکی از اعتقادات قطعی شیعه، اعتقاد به رجعت است. براساس این اعتقاد و بر مبنای روایات اهل بیت علیهم السلام در زمان حضرت مهدی علیه السلام عدّه ای از انسانهای خوب و بد به این دنیا باز خواهند گشت.

از جمله مسائلی که در جای جای زیارت جامته به آن تصریح شده، بحث رجعت است؛ آن هم با عبارات قطعی و یقینی. در یک جا می فرماید: «مُؤْمِنٌ بِاِیابِکُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ؛ مؤمن به آمدن شما و تصدیق کننده رجعت شما هستم.»

دو جمله فوق صرفا برای تأکید نیست؛ بلکه برای بیان اعتقاد به این است که رجعت اتفاق می افتد، چه اینکه هر چه را معصومین علیهم السلام ـ که از اشتباه و خطا مصون اند ـ خبر دهند، واقع خواهد شد و باید به آن ایمان داشت.

و در جای دیگر می فرماید: «وَ یَکُرُّ فِی رَجْعَتِکُمْ؛ [و قرار ده مرا از کسانی که] باز گردد در رجعت و برگشت شما!» و در زیارت وداع در ذیل زیارت جامعه می خوانیم: «وَ اَحْیانِی فِی رَجْعَتِکُمْ؛ [خدا] زنده گرداند مرا در رجعت و برگشت شما!»

انشا الله ادامه دارد ... .

مبلغان :: بهمن 1386، شماره 100
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محیصا ، m.hossein ، میثاق ، ساقی ، mohammad reza ، mahdy1 ، سدرة المنتهی ، aboutorab
۱:۱۲, ۵/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار
بخش پایانی

امام زمان علیه السلام در آیینه زیارت جامعه

ه . رهاورد ظهور

رهاورد حکومت مهدوی آرزوی تمام انبیاء و اولیاء و صالحان و بلکه تمامی بشریت است و در روایات به صورت گسترده به آن پرداخته شده است. آنچه در اینجا اشاره می شود، مواردی است که در زیارت جامعه به آن پرداخته شده است.

1. زنده شدن دین

گذشت زمان، غیبت امام زمان علیه السلام و وجود تحریف گران و بدعت گذاران در طول تاریخ، باعث تغییر چهره دین و دستورات دینی می شود، تا آنجا که دین به ظاهر مرده و کهنه شده به حساب می آید و دستورات آن به تعطیلی کشیده می شود؛ از اینرو با ظهور حضرت دستورات دین آن چنان که هست، بیان و اجرا می شود. به این جهت، آن حضرت احیا کننده دین شمرده شده است. در زیارت جامعه می خوانیم: «حَتّی یُحیِیَ اللّه ُ تَعالی دِینَهُ بِکُمْ؛ تا اینکه خداوند دینش را به وسیله شما زنده گرداند.»

به تعبیر عرفانی، با ظهور حضرت قائم علیه السلام خداوند مظاهرش را که محمد و آل او هستند، حیات می بخشد و قدرت اهل بیت علیهم السلام با پاکی زمین از طاغوتها و شاخه های آن، یعنی فحشا و منکرات و ستم و دیگر زشتیها بر جهان، حاکم می شود. و در همه جا دستورات اسلام اجرا می گردد. علی علیه السلام فرمود: «وَ یُحْیِی مَیِّتَ الْکِتابِ وَالسُّنَّةِ؛ و [مهدی بخشهای] مرده کتاب [خدا] و سنّت [پیامبر صلی الله علیه و آله ] را زنده می کند.» و با زنده شدن دین است که اهل بیت علیهم السلام به منزلت بزرگی دست می یابند و به تعبیر که در زیارت جامعه آمده: «یُمَکِّنَکُمْ فِی اَرْضِهِ؛ و تمکن و قدرت دهد شما را در زمین خویش.»

این دو فقره اشاره به همان مطلبی دارد که قرآن دویست سال قبل از بیان امام هادی علیه السلام به آن اشاره نموده است؛ «وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»؛ «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، وعده می دهد که قطعا آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد؛ همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده است. برایشان پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل می کند؛ [آنچنان] که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقان اند.»

و در آیه دیگر فرمود: «اعْلَمُوآا أَنَّ اللّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنّا لَکُمُ الآْیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ»؛ «بدانید خداوند زمین را بعد از مردنش زنده می گرداند. به تحقیق آیات را برای شما بیان کردیم، شاید تعقل کنید.»

2. روشن شدن زمین

«وَاَشْرَقَتِ الاَْرْضُ بِنُورِکُمْ؛ و زمین با نور شما روشن می شود.»

این جمله از زیارت جامعه، اشاره ای لطیف به ظهور حضرت مهدی علیه السلام دارد که با وجود نور آن حضرت، زمین نورانی خواهد شد و در واقع، اشاره دارد به آیه ای که می فرماید: «وَاَشْرَقَتِ الاَْرْضُ بِنُورِ رَبِّها»؛ «و زمین [در آن روز] به نور پروردگارش روشن می شود.»

و امام صادق علیه السلام فرمود: «ربّ و پروردگار زمین، امام آن است. عرض کردند: هنگامی که (مهدی) قیام کند، چه خواهد شد؟ فرمود: مردم از نور خورشید و ماه بی نیاز می شوند و از نور امام استفاده می کنند.»

و در جای دیگر فرمود: «هنگامی که قائم ما ظهور کند، زمین به نور پروردگارش روشن شود و مردم از نور خورشید بی نیاز می شوند و تاریکی از بین می رود.»

3. فراگیر شدن عدالت

رهاورد دیگری که از ظهور حضرت مهدی علیه السلام در زیارت جامعه مورد توجه قرار گرفته است، عدالت فراگیر و جهانی است؛ عدالتی که تمام هستی و تمام جوانب و زوایای زندگی بشر را زیر بال می گیرد و به قول امیرمؤمنان علیه السلام : «فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السِّیرَةِ؛ روش عادلانه [در حکومت حق [را به شما می نمایاند.» و عدالت واقعی را برای همه جهانیان به نمایش می گذارد و طعم شیرین آن را به همه خواهد چشاند.

در زیارت جامعه می خوانیم: «وَ یُظْهِرَکُمْ لِعَدْلِهِ؛ و شما را برای [اجرای[ عدالتش آشکار کند.»

تعبیر فوق اشاره به این دارد که خداوند با ظهور حضرت مهدی علیه السلام آخرین و کامل ترین صحنه از عدالت خویش را آشکار می سازد و به مردم نشان خواهد داد.

مبلغان :: بهمن 1386، شماره 100
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، میثاق ، ساقی ، mohammad reza ، mahdy1 ، سدرة المنتهی ، نگار ، aboutorab
۲:۲۷, ۶/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #7
آواتار
مسئله امامت به آن معنی که در میان شیعه یا لااقل در زبان ائمه شیعه مطرح است، غیر از امامت به معنی ای است که در زبان اهل تسنن مطرح است، و غیر از مسئله حکومت است که زیاد مطرح است. مسئله امامت اساسا مسئله ای است تالی تلو نبوت ولی نه به این معنی که مقامش از هر نبوتی پائینتر است، بلکه مقصود اینست که چیزی که است شبیه نبوت که انبیای بزرگ این را هم داشته اند یعنی نبوت را با امامت توأم داشته اند. یک چنین حالت معنوی است. تکیه گاه سخن ائمه در این زمینه مسئله انسان است به طور کلی.

از نظر معتقدات اسلامی و قرآنی و بلکه همه مذاهب آن اولین انسان موجودی است که از بسیاری از انسانهای بعد از خودش حتی از انسانهای امروز متکاملتر است یعنی از اولی که این انسان پا به عرصه عالم گذاشته است، به عنوان خلیفة الله و به عبارت دیگر در حد یک پیغمبر به وجود آمده و این، در منطق دین نکته قابل توجهی است که چرا اولین انسانی که در دنیا به وجود آمد، به صورت یک حجت خدا و پیغمبر به وجود آمد در صورتی که به نظر می رسد که روی مسیر عادی تکاملی باید انسانها بیایند و پس از آنکه به مراحل عالی ترقی نائل شدند، یکی از آنها به مرحله نبوت و پیغمبری برسد نه اینکه اولین انسان خودش پیغمبر باشد.

در قرآن یک چنین برداشت عظیمی برای انسان هست که اولین انسانی که پا در این عالم می گذارد، به عنوان حجت خدا، پیغمبر خدا و موجودی که با عالم غیب پیوستگی و ارتباط دارد پا می گذارد. تکیه گاه کلام ائمه ما روی همین اصالت انسان است به این معنا که اولین انسانی که روی زمین آمده است، از آن سنخ بوده و آخرین انسانی هم که روی زمین باشد از همین تیپ خواهد بود و هیچگاه جهان انسانیت از موجودی که حامل روح: «انی جاعل فی الارض خلیفة؛ من در زمین جانشینی خواهم گماشت.» (بقره/ 30) باشد خالی نیست. (اصلا محور مسئله این است). سایر انسانها کأنه موجوداتی هستند فرع بر وجود چنین انسانی، و اگر چنین انسانی نباشد، انسانهای دیگر هم هرگز نخواهند بود. اینچنین انسان را حجت خدا تعبیر می کنند: «اللهم بلی لا تخلو الارض من قائم لله بحجة»؛ ولی آری هرگز روی زمین خالی نمی شود از کسی که به حجت الهی قیام کند. که این جمله در نهج البلاغه است (حکمت 147) و در کتب زیادی نقل شده است.

حجت خدا از نظر امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام درباره پیامبران و رسل و حجت خدا در زمین می فرماید: «حکماء مودبین بالحکمة غیر مشارکین للناس علی مشارکتهم لهم فی الخلق مبعوثین بها مؤیدین من عند الحکیم العلیم بالحکمة ثم ثبت ذلک فی کل دهر و زمان لکیلا تخلو الارض من حجة یکون معه علم یدل علی صدق مقالته و جواز عدالته»؛ خود اینها باید حکیمانی باشند و به حکمت تأدیب شده باشند. (یعنی دعوتشان دعوت حکمت باشد.) در عین اینکه در خلقت با مردم شریکند، در یک جهاتی باید با مردم شریک نباشند. (یک جنبه علاوه ای باید در آنها وجود داشته باشد.) و مؤید از ناحیه او باشند. در تمام ازمنه چنین وسائطی لازم است تا زمین از وجود حجتی خالی نباشد که علمی داشته باشد که بر راستی گفتار و عدالتش گواهی دهد.
حدیث دیگر اینکه امام صادق فرمود: «ان الارض لا تخلو الا و فیها امام» « اصول كافى، ج‏1، ص 178 - حديث 2 »؛ زمین هیچگاه خالی از امام باقی نمی ماند. و نیز از آن حضرت است که: «لو بقی اثنان لکان احدهما الحجة علی صاحبه» « اصول كافى، ج‏1، ص 179، باب 2، حديث‏2»؛ اگر دو نفر در روی زمین باقی بمانند، یکی از اینها باید حجت در روی زمین بر دیگری باشد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، ساقی ، mohammad reza ، mahdy1 ، m.hossein ، سدرة المنتهی
۳:۲۲, ۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #8
آواتار
عصر امام هادي(علیه السلام) عصر مهدويت گرايي زماني كه امام هادي(علیه السلام) متولد شد و پس از امام جواد(علیه السلام) ولايت و امامت امت را به دست گرفت، تفكر مهدويت به شدت در جامعه رو به افزايش بود. اين مسئله اختصاصي به شيعيان و علويان نداشت. از آن جايي كه عباسيان خود از بني هاشم بودند و تفكراتي مشابه تا عصر آغازين عباسي داشتند و بر اين باور بودند كه در زمانه اي، جور و ظلم و بي عدالتي افزايش مي يابد و از نسل نهم امام حسين(علیه السلام) شخصي همنام و هم كنيه حضرت پيامبر، زاده مي شود و به عنوان مهدي امت، حكومت جهان را در دست مي گيرد و نظام عدالت محور ولايي را ايجاد مي كند. اين تفكر در ميان اهل سنت نيز بخاطر وجود روايات بسياري از پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وجود داشت. در برخي از روايات، از امامي قريشي ياد مي شد و در برخي ديگر نيز از امامي هاشمي نسب سخن به ميان مي آمد. در برخي ديگر تصريح به فرزندي از فرزندان حسين(علیه السلام) شده بود و اين كه او فرزند حسن(علیه السلام) است. تركيب حسن و حسين در برخي از روايات گول زننده و از مقوله متشابهات بود. مراد از حسن در اين روايات حسن فرزند امام حسين(علیه السلام) بود ولي برخي بر اين باور شدند كه مراد، فرزندي از فرزندان امام حسن(علیه السلام) است. به هر حال آن چه ثابت بود و كسي درباره آن تشكيك نمي كرد مسئله ظهور امامي قريشي و هاشمي بود كه در هنگام ظلم و جور قيام مي كند و جامعه جهاني را در عدالت مديريت مي كند و ظلم را ريشه كن مي سازد و در آن زمان همه گنج هاي زمين آشكار مي شود و مردم آسايش و آرامش را در زمين تجربه مي كنند. اين همان حكومت صالحان است كه خداوند در قرآن بدان وعده داده و تفكر عصر طلايي را در آينده در اذهان مسلمانان پرورانده است. تلاش عباسيان براي انحصار تفكر مهدويت شيعيان و پيروان اهل بيت(علیه السلام) از ائمه به ويژه از امام باقر و امام صادق و امام رضا(علیه السلام) روايات بسياري به خاطر داشتند كه نظام ولايي مهدوي و حكومت عدالت محور وي را مطرح مي كرد. آنان به اميد ظهور و تولد آن حضرت روز شماري مي كردند. هر چه به نسل نهم از فرزندان امام حسين(علیه السلام) نزديك مي شدند اين تفكر تشديد مي شد. در گذشته عباسيان براي اين كه مسئله را مديريت كنند كوشيدند يكي از خلفاي خويش را به نام المهدي غالب كنند و به مردم بباورانند كه مهدي از عباسيان و از همين نظام خلافت سلطنتي است؛ چه آنان هم قريشي هستند و هم هاشمي نسب مي باشند و اين كه خلافت پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در اختيار آنان قرار گرفت خود بيانگر آن است كه مهدي از نسل آنان است و همين حكومت و نظام است كه روزي جهاني مي شود. در عصر هارون الرشيد حكومتي نيمه جهاني آن روز تشكيل شده بود و همه در زير خلافت عباسي زندگي مي كردند پس بعيد نمي بود كه امام مهدي از همين حكومت و خاندان، زمام امور را به دست مي گيرد و جهان را مديريت مي كند. با شكست اين تفكر در ميان عباسيان به ويژه با فعاليت هاي امام موسي الكاظم و امام رضا(علیه السلام) و در تقابل قرار گرفتن نظام ولايي و نظام خلافت سلطنتي، تفكر ناب شيعي در زمينه ظهور و بروز كرد. روند رو به رشد تفكر مهدويت در جامعه آن روز كه ظلم و ستم در آن بيداد مي كرد، موجب شد تا خلافت سلطنتي عباسي در برابر چالش قرار گيرد. اگر تفكر نظام ولايي كه امام رضا آن را مطرح ساخت و به صورت عملي آن را در برابر خلافت عباسي قرار داد به نوعي مشروعيت سياسي و ديني حكومت خلافت سلطنتي را تضعيف كرده بود، تفكر مهدويت به نوعي ديگر اين مشروعيت را سست و بي بنياد مي كرد. اگر مردم در انتظار زاده شدن مهدي موعود و حكومت و خلافت وي باشند، اين به معناي عدم مشروعيت نظام كنوني است كه با عنوان خلافت سلطنتي از سوي پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و مسئله قريشي بودن در رأس قدرت قرار گرفته بود. حال اگر آن حضرت از ميان بني هاشم و آن نيز از تيره علوي است پس حكومت عباسي به زودي زوال مي يابد و به جاي آن حكومت علويان به شكل جهاني برپا مي شود. حضور اين تفكر كه به معني چيزي جز عدم مشروعيت نظام كنوني نبود. افزون بر اين كه تفكر مهدوي بيان مي كند كه آن حضرت در زمان اوج ظلم و ستم به قدرت مي رسد اگر اين گونه است بايد گفت كه دولت عباسي دولت ظلم است چون بر پايه روايات، آن حضرت به زودي زاده خواهد شد. آنان اين گونه تفسير و تبيين مي كردند كه زادن آن حضرت به معناي برپايي حكومت علوي و نفي سلطه هرگونه حكومت ديگري است كه به عنوان حكومت جور و باطل مطرح مي باشد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، ساقی ، mohammad reza ، mahdy1 ، m.hossein ، سدرة المنتهی
۱:۱۰, ۲۳/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
تقابل عباسيان با تفكر مهدويت
عباسيان نمي توانستند با تفكر مهدويت از بنياد مخالفت كنند؛ زيرا زمان زيادي برپايه آن مردم را به دور حكومت خويش گرد آورده بودند. همان گونه كه آنان نمي توانستند فضيلت و برتري و حقانيت امام علي(علیه السلام) را نفي كنند و يا از امام حسين(علیه السلام) و قيام عاشورايي سخني به ميان نياورند؛ زيرا حكومت را به عنوان انتقام از قاتلان آن حضرت و دست يابي هاشميان به حق خود شروع كرده بودند. اكنون همين تفكر خود عاملي مهم در عدم مشروعيت ديني و سياسي آنان شده بود. اگر تفكر مهدويت راست است كه هست مي بايست آنان نظام جور و باطل باشند. بنابراين مي بايست به گونه اي جلوي تحقق نظام ولايي و حتي زاده شدن آن گوهر يگانه دهر را بگيرند. از اين رو همانند فرعون خواستند تا موسايي به دنيا نيايد كه حكومت فرعوني ايشان را نابود سازد.


هراس بني عباس از وجود امام هادي(علیه السلام)
بازداشت خانگي حضرت امام هادي(علیه السلام) و فرزندش امام حسن عسكري(علیه السلام) براي مهار تفكر مهدوي انجام نشد بلكه براي اين صورت گرفت كه هرگونه تحركي را كه نويد پديد آمدن كودكي مي داد از ميان بردارند. آنان خود به اين مسئله آگاه بودند كه حضرت مهدي(علیه السلام) فرزندي هاشمي و از فرزندان امام حسين(علیه السلام) است. از آن جايي كه پس از امام جواد(علیه السلام) تنها امام هادي(علیه السلام) بود كه از اين موقعيت برخوردار بود و لذا او را به سامره مي برند. سر من راي (سامره) در آن روزگار پادگان نظامي بود و عباسيان هر چند قدرتي نداشتند و اميران ترك و ايراني بودند كه در عمل حكومت مي كردند ولي تفكر مهدويت به شدت همه را هراسان كرده بود.

امام هادي(علیه السلام) با تشديد تفكر مهدويت، در عمل نظام خلافت سلطنتي را به چالش مي خواند و نظام ولايي را تبليغ مي كرد. آن حضرت(علیه السلام) اگر هم سخن نمي گفت ولي وجود او خود فرياد بلندي بود كه نظام ولايي را تأييد و نظام خلافت سلطنتي را تهديد مي كرد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ساقی ، mohammad reza ، mahdy1 ، m.hossein ، سدرة المنتهی
۷:۳۳, ۲۳/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
بسم رب المهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
سلام علیکم
با تشکر خیلی فراوان از شما برادر و همسنگر عزیزم به خاطر این تاپیک فوق العاده عالی و مفیدتون که ایجاد کردین،انشاالله که حق تعالی به شما و خانواده محترمتون خیر کثیر عنایت کنن .
و انشاالله دیگر دوستان هم به جای اینکه در دیگر بخشها وقت خودشون صرف کنن به این تاپیک و دیگر تاپیکهایی که در این زمینه هست توجه نشون بدن و نهایت استفاده ببرند .
انشاالله که شما هم همیشه در این راستا به لطف حضرت حق و حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پایدار و موفق باشید ،
انشاالله که ما هم بتونیم در این زمینه همراه و یوارتون باشیم .
و در آخر این پستتون خواندش کمی سخت هست به خاطر راحتر شدن خواندش من با اجازه ویرایش میکنمش و در ضمن بنده حقیر کاره ا ی نیستم فقط در چند تا پستتون ذکر سند را فراموش کردین لطفآ سعی کنین که سند و منبع را ذکر کنین با تشکر فراوان.

(۸/خرداد/۹۱ ۳:۲۲)mahdy30na نوشته است:  عصر امام هادي(علیه السلام) عصر مهدويت گرايي;
زماني كه امام هادي(علیه السلام) متولد شد و پس از امام جواد(علیه السلام) ولايت و امامت امت را به دست گرفت، تفكر مهدويت به شدت در جامعه رو به افزايش بود.
اين مسئله اختصاصي به شيعيان و علويان نداشت.
از آن جايي كه عباسيان خود از بني هاشم بودند و تفكراتي مشابه تا عصر آغازين عباسي داشتند,
و بر اين باور بودند كه در زمانه اي، جور و ظلم و بي عدالتي افزايش مي يابد و از نسل نهم امام حسين(علیه السلام) شخصي همنام و هم كنيه حضرت پيامبر، زاده مي شود و به عنوان مهدي امت، حكومت جهان را در دست مي گيرد و نظام عدالت محور ولايي را ايجاد مي كند.
اين تفكر در ميان اهل سنت نيز بخاطر وجود روايات بسياري از پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وجود داشت.
در برخي از روايات، از امامي قريشي ياد مي شد و در برخي ديگر نيز از امامي هاشمي نسب سخن به ميان مي آمد.
در برخي ديگر تصريح به فرزندي از فرزندان حسين(علیه السلام) شده بود و اين كه او فرزند حسن(علیه السلام) است.
تركيب حسن و حسين در برخي از روايات گول زننده و از مقوله متشابهات بود.
مراد از حسن در اين روايات حسن فرزند امام حسين(علیه السلام) بود ولي برخي بر اين باور شدند كه مراد، فرزندي از فرزندان امام حسن(علیه السلام) است. به هر حال آن چه ثابت بود و كسي درباره آن تشكيك نمي كرد مسئله ظهور امامي قريشي و هاشمي بود كه در هنگام ظلم و جور قيام مي كند و جامعه جهاني را در عدالت مديريت مي كند و ظلم را ريشه كن مي سازد و در آن زمان همه گنج هاي زمين آشكار مي شود و مردم آسايش و آرامش را در زمين تجربه مي كنند.
اين همان حكومت صالحان است كه خداوند در قرآن بدان وعده داده و تفكر عصر طلايي را در آينده در اذهان مسلمانان پرورانده است.
تلاش عباسيان براي انحصار تفكر مهدويت;
شيعيان و پيروان اهل بيت(علیه السلام) از ائمه به ويژه از امام باقر و امام صادق و امام رضا(علیه السلام) روايات بسياري به خاطر داشتند كه نظام ولايي مهدوي و حكومت عدالت محور وي را مطرح مي كرد. آنان به اميد ظهور و تولد آن حضرت روز شماري مي كردند.
هر چه به نسل نهم از فرزندان امام حسين(علیه السلام) نزديك مي شدند اين تفكر تشديد مي شد.
در گذشته عباسيان براي اين كه مسئله را مديريت كنند كوشيدند يكي از خلفاي خويش را به نام المهدي غالب كنند و به مردم بباورانند كه مهدي از عباسيان و از همين نظام خلافت سلطنتي است؛
چه آنان هم قريشي هستند و هم هاشمي نسب مي باشند و اين كه خلافت پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در اختيار آنان قرار گرفت خود بيانگر آن است كه مهدي از نسل آنان است و همين حكومت و نظام است كه روزي جهاني مي شود.
در عصر هارون الرشيد حكومتي نيمه جهاني آن روز تشكيل شده بود و همه در زير خلافت عباسي زندگي مي كردند پس بعيد نمي بود كه امام مهدي از همين حكومت و خاندان، زمام امور را به دست مي گيرد و جهان را مديريت مي كند. با شكست اين تفكر در ميان عباسيان به ويژه با فعاليت هاي امام موسي الكاظم و امام رضا(علیه السلام) و در تقابل قرار گرفتن نظام ولايي و نظام خلافت سلطنتي، تفكر ناب شيعي در زمينه ظهور و بروز كرد.
روند رو به رشد تفكر مهدويت در جامعه آن روز كه ظلم و ستم در آن بيداد مي كرد، موجب شد تا خلافت سلطنتي عباسي در برابر چالش قرار گيرد.
اگر تفكر نظام ولايي كه امام رضا آن را مطرح ساخت و به صورت عملي آن را در برابر خلافت عباسي قرار داد به نوعي مشروعيت سياسي و ديني حكومت خلافت سلطنتي را تضعيف كرده بود، تفكر مهدويت به نوعي ديگر اين مشروعيت را سست و بي بنياد مي كرد.
اگر مردم در انتظار زاده شدن مهدي موعود و حكومت و خلافت وي باشند، اين به معناي عدم مشروعيت نظام كنوني است كه با عنوان خلافت سلطنتي از سوي پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و مسئله قريشي بودن در رأس قدرت قرار گرفته بود.
حال اگر آن حضرت از ميان بني هاشم و آن نيز از تيره علوي است پس حكومت عباسي به زودي زوال مي يابد و به جاي آن حكومت علويان به شكل جهاني برپا مي شود.
حضور اين تفكر كه به معني چيزي جز عدم مشروعيت نظام كنوني نبود. افزون بر اين كه تفكر مهدوي بيان مي كند كه آن حضرت در زمان اوج ظلم و ستم به قدرت مي رسد اگر اين گونه است بايد گفت كه دولت عباسي دولت ظلم است چون بر پايه روايات، آن حضرت به زودي زاده خواهد شد.
آنان اين گونه تفسير و تبيين مي كردند كه زادن آن حضرت به معناي برپايي حكومت علوي و نفي سلطه هرگونه حكومت ديگري است كه به عنوان حكومت جور و باطل مطرح مي باشد.

صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ‏وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ
وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ )أَهْلِهِ( وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً )کَثِيراً.
درود فرست بر محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و آل محمد (علیه السلام)
و با من آن کن که لایق حضرت توست .
اللهم صل علي محمد ال محمد و عجل فرجهم
و لعنة الله على عدائهم اجمعين و جعلنا من خير أنصاره
و أعوانه و المستشهدين بين يديه
واللهم عجل الوليك الفرج.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، mohammad reza ، mahdy1 ، m.hossein ، سدرة المنتهی ، نگار
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  اگه امامتو دوست داري بسم الله... اميرمهدي 12 5,174 ۱۸/بهمن/۹۲ ۱۷:۲۸
آخرین ارسال: اميرمهدي

پرش در بین بخشها:


بالا