|
تلمود در آئین یهود
|
|
۲:۰۵, ۲۱/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۰ ۱۲:۵۵ توسط hadi.ah.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
خاخام هاي يهودي طي سالهاي متمادي شرحها و تفسيرهاي خود سرانه و گوناگوني برتورات نوشته اند كه همه آنها را خاخام « يوخاس » درسال 1500 م جمع آوري نموده و به اضافه چند كتاب ديگر كه در سالهاي 230 و 500 م نوشته شده بودند, کتابی به نام « تلمود » يعني تعليم ديانت وآداب يهود, جمع آوري كرد.
![]() 1ـ روز دوازده ساعت است : درسه ساعت اول آن خداوند شريعت را مطالعه مي كند . در سه ساعت دوم احكام صادر مي كند . در سه ساعت سوم هم جهان را روزي مي دهد . در سه ساعت آخر هم با حوت دريا كه پادشاه ماهيها است به بازي مي پردازد. هنگامي كه خداوند امر كرد « هيكل » را خراب كنند خطا كرده بود، به خطاي خويش اعتراف كرده و به گريه در آمد وگفت : واي بر من كه امر كردم خانه ام را خراب كنند و هيكل را بسوزانند و فرزندان مرا تاراج نمايند . خداوند ، از اين كه يهود را به چنين حالي گذاشته سخت پشيمان است و هر روز لطمه به صورت خود مي زند و زار زار گريه مي كند ، گاهي از چشمانش دو قطره اشك به دريا مي چكد و آن چنان صدا مي كند كه تمام اهل جهان صداي گريه او را مي شنوند و آبهاي دريا به تلاطم و زمين به لرزه در مي آيد . هرگز خداوند از كارهاي ابلهانه وغضب و دروغ بركنار نيست . 2 ـ قسمتي از شياطين ، از فرزندان آدم هستند ، آدم زني داشت از شياطين به نام « ليليث » كه مدّت 130 سال همسر آدم بود ، شياطين از نسل او متولد شدند! « حوا » در اين مدّت 130 سال جز شيطان فرزندي نزائيد زيرا او هم همسر يكي از شياطين شده بود . و اگر غيريهود در دريا در حال غرق شدن است، نبايد نجاتش بدهي، زيرا آن هفت ملتي كه در زمين « كنعان » بودند و بنا بود يهوديان آنها را به قتل برساند . 3 ـ ارواح يهود ، از ارواح ديگران افضل است ، زيرا ارواح يهود جزء خداوند است ! همچنان كه فرزند جزء پدرش مي باشد ، روحهاي يهود نزد خدا عزيزتر است زيرا ارواح ديگران شيطاني و مانند ارواح حيوانات است . نطفه غير يهودي ، مثل نطفه بقيه حيوانات است . 4 ـ بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمي شوند ، ولي جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و جز گريه و زاري چيزي عايد آنها نمي گردد, زيرا زمينش از گل و بسيار تاريك و بدبو است . پيامبري به نام مسيح نيامده است و تا حكم اشرار (غير يهود) منقرض نشود ، ظهور نخواهد كرد و هر وقت كه او بيايد زمين خمير نان و لباس پشمي مي روياند ، در اين وقت است كه سلطه و پادشاهي يهود باز گشته و تمام ملتها مسيح را خدمت خواهندكرد ! آن زمان هر يهودي دو هزار و هشتصد برده و غلام خواهد داشت . 5-بر يهود لازم است كه املاك ديگران را خريداري كند تا آنها صاحب ملك نباشند و هميشه سلطه اقتصادي براي يهود باشد. و چنانچه غير از يهودي بر يهود تسلط پيدا كند ، يهود بايد بر خود گريه كند و بگويد: واي بر ما، اين چه ننگي است كه ما زير دست و جيره خوار ديگران شده ايم. پيش از آنكه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را بدست آورد لازم است جنگ جهاني بر پا و دو ثلث بشر نابود شود، و در مدت هفت سال يهود اسلحهاي جنگ را خواهد سوزانيد و دندانهاي دشمنان بني اسرائيل به مقدار بيست و دو ذرع كه تقريباً هزار و سيصد و بيست برابر دندانهاي عادي مي شود ! از دهانشان بيرون خواهد آمد. هنگامي كه مسيح حقيقي پا به عرصه وجود گذارد يهود آنقدر ثـروت ومال خواهند داشت كه كليد صندوقهايشان را بر كمتر از سيصد الاغ حمل نتوان كرد ! كشتن مسيحي از واجبات مذهبي ما است1 و پيمان بستن با او يهودي را ملزم به ادا نمي كند . روساي مذهب نصراني و هر كه دشمن يهود است را, بايد در روز سه مرتبه لعن كرد . «يسوع ناصري» (حضرت مسيح عليه السلام) كه ادعاي پيامبري كرده ونصاري (مسيحيان) گولش را خوردند ،با مادرش مريم كه او را از مردي به نام «باندار» به زنا آورده بود ، در آتش جهنم مي سوزند .كليساهاي نصاري كه در آن سگهاي آدم نما به صدا در مي آيند به منزله زباله خانه است . 6- اسراييلي در نزد خداوند بيش از ملائكه محبوب و معتبر است. اگر غيريهودي، يك يهودي را بزند چنان است كه به عزت الهيه جسارت كرده است و جزاي چنين شخصي جز مرگ چيز ديگري نيست و بايد او را كشت. اگر يهود نبود، بركت از روي زمين برداشته ميشد و آفتاب ظاهر نشده و باران نميباريد. همچنان كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد، يهود بر اقوام ديگر فضيلت دارد. نطفهاي كه از غيريهودي منعقد ميشود، نطفة اسب است. اجانب (غيريهوديان) مانند سگ هستند و براي آنها عيدي نيست, زيرا عيد براي اجنبي و سگ خلق نشده است. سگ افضل از غير يهودي است، زيرا در اعياد بايد به سگ نان و گوشت داد، ولي نان دادن به اجنبي حرام است. هيچ قرابت و خويشي بين اجانب نيست، مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتي است؟ خانههاي غيريهودي به منزلة طويله است. اجانب دشمن خدا و مثل خنزير قتلشان مباح است. اجانب براي خدمت كردن يهود, به صورت انسان خلق شدهاند. يسوع مسيح كافر است زيرا از دين مرتد گشت و به عبادت بت پرداخت و هر مسيحي كه يهودي نشود بتپرست و دشمن خدا خواهد بود و از عدالت خارج است و انساني كه بر غيريهود كوچكترين ترحمي روا دارد، عادل نيست. غش و خدعه كردن با غير يهودي منع نشده است. سلام كردن بر كفار (غيريهوديان) اشكال ندارد, به شرط آنكه سراً او را مسخره كرده باشد. 7- چون يهود با عزت الهيه مساوي هستند، بنابراين تمام دنيا و هر چه در اوست ملك آنها ميباشد و حق دارند كه بر آن تسلط كامل يابند، دزدي از يهودي حرام است و از غيريهودي جايز ميباشد، چون اموال ديگران مانند رملهاي دريا است و هر كس زودتر بر آن دست گذاشت او مالك است. يهود مانند زن شوهردار است و همچنان كه زن در منزل به استراحت ميپردازد و شوهر، خرجي او را ميدهد, بي آن كه در كارهاي خارج از منزل با او شركت كند، يهود هم به استراحت پرداخته و ديگران بايد آنها را روزي بدهند. 8- هرگاه يهودي و اجنبي شكايت داشته باشند, بايد حق را بجانب يهودي داد اگرچه بر باطل باشد. براي شما جايز است كه مأمورين گمرك را غش بنمائيد و براي او قسم دروغ بخوريد ... از خاخام «صموئيل» ياد بگيريد، صموئيل از مردي اجنبي كاسهاي از طلا به قيمت چهار درهم خريداري كرد، در حالي كه فروشنده نميدانست كه آن طلا است. با اين حال يك درهمش را هم دزديد! ربودن اموال ديگران بوسيلة ربا مانعي ندارد، زيرا خداوند شما را به ربا گرفتن از غيريهودي امر ميفرمايد. به كساني كه يهودي نيستند قرض ندهيد, مگر آن كه نزول بگيريد, در غير اين صورت، قرض دادن به غير يهودي جايز نيست و ما مأموريم كه به آنها ضرر برسانيم. حيات و زندگاني ديگران ملك يهود است، چه رسد به اموال آنها! هرگاه غيريهودي احتياج به پول داشته باشد, آن قدر بايد از او ربا و نزول گرفت كه تمام دارائي خود را از دست بدهد. 9- غيريهودي هر چند صالح و نيكوكار باشد، او را بايد كشت. حرام است غيريهودي را نجات بدهيد، حتي اگر در چاهي بيفتد, بايد فوراً سنگي بر در آن گذاشت! اگر يكي از اجانب را بكشيم, مثل اين است كه در راه خدا قرباني كردهايم. اگر يك نفر يهودي كمكي به غيريهودي بكند, گناهي نابخشودني مرتكب شده است. انسان مي تواند شيطان را بكشد به شرط اينكه خمير نان عيد را نيكو به عمل آورد. (خمير نان عيد از خون غير يهوديان ساخته مي شود) همه آنها نابود نشدند و ممكن است آن شخصي كه در حال غرق شدن است, از آنها باشد. تا ميتوانيد از غيريهود بكشيد و اگر دستتان به كشتن او رسيد و او را نكشتيد، مرتكب خلاف شدهايد. هلاك كردن مسيحي ثواب دارد و اگر كسي نميتواند او را بكشد, لااقل سبب هلاكتش را فراهم نمايد. كساني كه مرتد شوند(يهودياني كه از آئين يهود سر باز زنند), اجنبي و اعدامشان لازم است, مگر آن كه براي خدعة به ديگران مرتد شده باشند. 10- تعدي كردن به ناموس غيريهودي مانعي ندارد، زيرا كفار مثل حيوانات هستند و حيوانات را زناشوئي نيست. يهودي حق دارد، زنهاي غيرمؤمنه (زناني كه يهودي نباشند) را به غصب بربايد و زنا و لواط با غيريهودي عقاب و كيفري ندارد. براي يهودي مانعي ندارد تسليم اميال و شهوات خويش شود. 11- قسم خوردن جايز است، خصوصاً در معاملات با غير يهود. اصول قسم خوردن براي قطع نزاع تشريع شده است, اما نه براي كفار، زيرا آنها انسان نيستند. جايز است انسان شهادت زور بدهد(با اينكه مي داند حق با يهودي نيست، ولي شهادت دروغ بدهد), چنانچه لازم است اگر ميتوانيد بيست قسم دروغ بخوريد, ولي برادر يهودي خويش را در معرض خطر قرار ندهيد. بر يهود واجب است روزي سه مرتبه مسيحيان را لعن كنند و دعا كنند تا خداوند آنها را نابود سازد. بر ما لازم است كه با نصاري، مانند حيوانات معامله كنيم. كليساهاي نصاري، خانه گمراهان است و خراب كردن آنها ضروري و واجب است. 12- ملت برگزيده خداوند مائيم و لذا براي ما, حيوانات انسان نمايي خلق كرده است, زيرا خدا ميدانست كه ما احتياج به دو قسم حيوان داريم، يكي حيوانات بيشعور و غيرناطقه مانند بهائم و ديگري حيوانات ناطقه و باشعور مانند مسيحيان و مسلمانان و بودائيان و براي آنكه بتوانيم از همة آنها به اصطلاح سواري بگيريم، خداوند ما را در جهان متفرق ساخته است و لهذا ما بايد دختران زيبا و خوشگل خود را براي پادشاهان و وزرا و شخصيتهاي برجستة غير يهود, به تزويج درآوريم، تا بوسيلة آنها بر حكومتهاي جهان، تسلط داشته باشيم! چنانچه معلوم شد يهود يك حزب خطرناكي براي فريب دادن مردم است كه آن هم به صورت مذهب و آئين درآمده است. حالا شما بر نژاد پرستی یهودیان قضاوت کنید... منبع : Yahood.net |
|||
|
|
۵:۰۵, ۱۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
فَوَيْلٌ لِلَّذينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْديهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَليلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْديهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ (سوره شریف بقره /آیه 79)
ترجمه: "پس واى بحال كسانى كه كتاب را با دست خود مىنويسند و آن گاه مىگويند اين كتاب از ناحيه خداست تا باين وسيله بهايى اندك بچنگ آورند پس واى بر ايشان از آنچه كه دستهاشان نوشت و واى بر آنان از آنچه بكف آوردند " متاسفانه یکی از تحریفات بی شرمانه ای که توسط بنی سامری در کتب عهدین بوجود آمد ، وارد نمودن الفاظ و سخنان جنسی و شنیع واز آن مهم تر نسبت دادن آن به انبیا الهی است.لذا پیشاپیش از شما عزیزان به خاطر ذکر نمونه هایی از این دست پوزش خواسته و از در گاه الهی طلب مغفرت می نماییم. مواردی مذکور فقط مختص به تلمود نبوده بلکه در تورات و دیگر کتب موسوم به عهد عتیق نیز وجود دارد برای مثال به چند نمونه اشاره می گردد: پيدايش،باب 19 آيه 38 و 30: «و لوط در آمده در كوه ساكن شد.دو دخترش با وي بودند.ترسيده با دخترانش به غار پناه بردند،دختر بزرگتر به كوچكتر گفت:پدرمان پير شده،بر روي زمين هم مردي كه با ما هم بستر شود وجود ندارد.بيا،به پدرمان شراب بنوشانيم و با وي همبستر شويم،تا نسلي از پدر خود نگاه داريم،آن شب بهپدرشان شراب نوشانيدند.دختر بزرگ رفته با پدرش همبستر شد.و او از خوابيدن و برخاستن وي آگاه نشد.روز بعد دختر بزرگتر به ديگري چنين گفت:ديشب با پدرم همبستر شدم.بيا امشب هم به او شراب خورانيم و امشب هم،تو با وي همبستر شو،تا نسلي از پدر خود نگاهداريم.آنشب هم به پدرشان شراب خوراندند و دختر كوچك همخواب وي شد،و او از خوابيدن و برخاستن وي آگاه نشد.پس هر دو دخترلوط از پدر خود آبستن شدند.» غزل غزلهاي سليمان،باب 7 آيه 10،8،4: كاش تو بسان برادرم بوديكه پستانهاي مادرم را ميمكيد تا چون ترا بيرون مييافتم ميبوسيدمت ومرا رسوا نميساختند تا شراب ممزوج و عصير انار خود را به تو مينوشانيدم من ديواري هستم وپستانهايم بسان برجهاست پيدايش،باب 29 آيه 31 و 16: «لابان را دو دختر بود كه نام بزرگتر ليه و نام كوچكتر راحيل بود.و يعقوب عاشق راحيل بود.و گفت براي دختر كوچكت راحيل هفت سال ترا خدمت ميكنم.پس يعقوب براي راحيل هفت سال خدمت كرد.و يعقوب به لابان گفت زوجهام را به من بسپار تا به وي در آيم.پس لابان هنگام شام دختر خود ليه را برداشته،نزد وي آورد،و يعقوب به وي در آمد. صبحگاهان ديد كه اينك ليه است،پس به لابان گفت:اين چيست كه با من كردي،لابان گفت در ولايت ما دختر كوچكتر را زودتر از دختر بزرگتر شوهر نميدهند.هفته (هفت سال) اين را تمام كن،راحيل را هم به تو ميدهم،براي هفت سال ديگر كه خدمتم بكني.پس يعقوب چنين كرد و هفته او را تمام كرد و لابان راحيل را هم بزني بدو داد،و به راحيل نيزدر آمد.» شیخ حسین انصاری در تحقیقی جامع اثبات نموده است که حضرت یعقوب هر دو خواهر را با هم نداشته است بلکه پس از فوت یکی دیگری را به زنی گرفته است و این از اسرائلیات است که به پیامبر معصوم الهی نسبت می دهند.(سخنرانی ایشان در رادیو معارف) غزل غزلهاي سليمان،باب 7 آيه 9،1: اي دختر امير،پايهايت در نعلين چه زيباست حلقههاي رانهايت چون گوهري خوشتراش است ناف تو مانند كاسه مدّوري استكه شراب ممزوج در آن كم نباشد بر تو،توده گندم است كه سوسنها آنرا در بر گرفته باشد دو پستانت،دو بچّه توأم غزال است گردن تو مثل برج عاج و چشمانت مثل بركههاي حشبون نزد دروازه بيت ربيم بيني تو مثل برج لبنان است كه به سوي دمشق مشرف است سر تو مثل كرمل و موي سرت مانند ارغوان است و پادشاه در طرههايش اسير است اي محبوبه،چه بسيار زيبا و چه بسيار شيرين و خوشگواري قد رعناي تو بسان درخت خرماو پستانهايت مثل خوشه انگور است گفتم از درخت بالا روم و خوشه بگيرم پستانهايت چون خوشههاي انگوربوي نفس تو بسان بوي سيب و دهان تو مانند شراب مرغوب كه بملايمت فرو رود و لبهاي خفتگان را متكلّم سازد. تثنيه،باب 25 آيه 12 و 11: «و اگر دو شخص منازعه نمايند و زن يكي پيش آيد تا شوهر خود را از دست ضارب رها كند ودست خود را دراز كرده عورت او را بگيرد،پس دست او را قطع كن و چشم تو بر او ترحّم نكند.» هوشع،باب 4،آيه 14: «و من دختران شما را در حيني كه زنا ميكنند، و عروسهاي شما را در حيني كه فاحشهگري مينمايند،سزا نخواهم داد.» غزل غزلهاي سليمان،باب 4،آيه 14 و 5: دو پستانت مثل دو بچّه توأم آهوست كه در ميان سنبلها ميچرند اي محبوبه من تمامي تو زيباست اي خواهر و عروس من،دلم را بيكي از چشمانت و با يكي از گردنبندهايت ربودي اي خواهر و عروس من محبتهايت چه بسيار لذيذ است محبّتهايت از شراب چه بسيار نيكوتر است و بوي عطرهايت از جميع عطرها اي عروس من لبهاي تو عسل چكان است خواهر و عروس من باغي بسته شده است باغي با سنبل و زعفران و ني و دارچين و انواع درختان كندربا چشمهها و بركه آب زنده و... در باب يازدهم کتاب دوم سموئيل به وضوح به داوود پیامبر زنای محصنه(زنای با زن شوهر دار) نسبت داده می شده وکودک زاده شده در نتیجه این عمل شنیع العیاذ بالله حضرت سلیمان (علیه السلام) نبی معرفی می گردد!!! اینجاست که در می یابیم چرا در قرآن شریف (که جانم به فدای او باد) در ماجرای سخن گفتن حضرت سلیمان (علیه السلام) با مورچگان از لسان او می شنویم: حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ فَتَبَسَّمَ ضَاحِكاً مِّن قَوْلِهَا وَ قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنىِ أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتىِ أَنْعَمْتَ عَلىََّ وَ عَلىَ وَالِدَىَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَلِحًا تَرْضَئهُ وَ أَدْخِلْنىِ بِرَحْمَتِكَ فىِ عِبَادِكَ الصَّلِحِينَ (سوره شریف نمل آیات18و 19) ترجمه: تا چون به وادى مورچه رسيدند مورچهاى گفت: اى مورچگان به لانههاى خود برويد تا سليمان و سپاهيان او به غفلت شما را پايمال نكنند (18) سليمان لبخندى زد و از گفتار او خنديد و گفت: پروردگارا! مرا وادار كن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم مرحمت فرمودهاى سپاس دارم و عملى شايسته كنم كه آن را پسند كنى و مرا به رحمت خويش در صف بندگان شايستهات در آور (19). براستی چرا حضرت سلیمان (علیه السلام) به پدر و مادر بزرگوارش اشاره فرموده و ایشان را متنعم در گاه الهی معرفی می کند . مگر نه اینکه خداوند نعمات بزرگی از این دست را فقط به بندگان خاص خویش عطا می نماید حال چهره حضرت سلیمان (علیه السلام)و والدین گرامی اش در قرآن عزیز را با نقل کتاب دوم سموئیل باب 11 مقایسه کنید: و واقع شد بعد از انقضاي سال ، هنگام بيرون رفتن پادشاهان كه داود، يوآب (فرمانده نظامی داوود)را با بندگان خويش و تمامي اسرائيل فرستاد و ايشان بني عمون را خراب كرده ربّه را محاصره نموده اما داود در اورشليم ماند(1) و واقع شد در وقت عصر كه داود از بسترش برخاسته بر پشت بام خانه پادشاه گردش كرد و از پشت بام زني را ديد كه خويشتن را شستشو ميكند و آن بسيار نيكو منظر بود(2) پس داود فرستاده درباره زن استفسار نمود و او را گفتند كه آيا اين بتشبع دختر اليعام زن اورياي حتي نيست(3) و داود قاصدان فرستاده او را گرفت و او نزد وي آمده داود با او همبستر شد و او از نجاست خود طاهر شده به خانه خود برگشت(4) و آن زن حامله شد و فرستاده داود را مخبر ساخت و گفت من حامله هستم(5) پس داود نزد يوآب فرستاد كه اورياي حتي را نزد من بفرست و يوآب اوريا را نزد داود فرستاد(6) و چون اوريا نزد وي رسيد داود از سلامتي يوآب و از سلامتي قوم و از سلامتي جنگ پرسيد(7 ) و داود به اوريا گفت به خانهات برو و پايهاي خود را بشو پس اوريا از خانه پادشاه بيرون رفت و از عقبش خواني از پادشاه فرستاده شد(8 ) اما اوريا نزد در خانه پادشاه ، با ساير آقايش خوابيده به خانه خود نرفت(9 ) و داود را خبر داده گفتند كه اوريا به خانه خود نرفته است پس داود به اوريا گفت آيا تو از سفر نيامدهاي پس چرا به خانه خود نرفتهاي(10) اوريا به داود عرض كرد كه تابوت و اسرائيل و يهودا در خيمهها ساكنند و آقايم يوآب و بندگان آقايم بر روي بيابان خيمه نشيناند و آيا من به خانه خود بروم تا اكل و شرب بنمايم و با زن خود بخوابم ؟ به حيات تو و به حيات جان تو قسم كه اين كار را نخواهم كرد(11) و داود به اوريا گفت امروز نيز اينجا باش و فردا تو را روانه ميكنم پس اوريا آن روز و فردايش را در اورشليم ماند(12) و داود او را دعوت نمود كه در حضورش خورد و نوشيد و او را مست كرد و وقت شام بيرون رفته بر بسترش با دیگر بندگان آقايش خوابيد و به خانه خود نرفت(13) و بامدادان داود مكتوبي براي يوآب نوشته به دست اوريا فرستاد(14) و در مكتوب به اين مضمون نوشت كه اوريا را در مقدمه جنگ سخت بگذاريد و از عقبش پس برويد تا زده شده بميرد(15) و چون يوآب شهر را محاصره ميكرد اوريا رادر مكاني كه ميدانست كه مردان شجاع در آنجا ميباشند گذاشت(16) و مردان شهر بيرون آمده با يوآب جنگ كردند و بعضي از قوم از بندگان داود افتادند و اورياي حتي نيز بمرد (17) پس يوآب فرستاده داود را از جميع وقايع جنگ خبر داد(18) و قاصد را امر فرموده گفت چون از تمامي وقايع جنگ خبر داده باشي(19 ) اگر خشم پادشاه افروخته شود و تو را گويد چرا براي جنگ به شهر نزديك شديد آيا نميدانستيد كه از سر حصار تير خواهند انداخت؟ (20 ) كيست كه ابيملك بن يربّوشت را كشت آيا زني سنگ بالائين آسيائي را از روي حصار بر او نينداخت كه در تاباص مرد پس چرا به حصار نزديك شديد آنگاه بگو كه بندهات اورياي حتّي نيز مرده است(21 ) پس قاصد روانه شده آمد و داود را از هر آنچه يوآب او را پيغام داده بود مخبر ساخت(22 ) و قاصد به داود گفت كه مردان بر ما غالب شده در عقب ما به صحرا بيرون آمدند و ما بر ايشان تا دهنه دروازه تاختيم(23 ) و تيراندازان بر بندگان تو از روي حصار تير انداختند و بعضي از بندگان پادشاه مردند و بنده تو اورياي حتي نيز مرده است(24) داود به قاصد گفت به يوآب چنين بگو اين واقعه در نظر تو بد نيايد زيرا كه شمشير اين و آن را بي تفاوت هلاك ميكند پس در مقاتله با شهر به سختي كوشيده آن را منهدم بساز پس او را خاطر جمعي بده(25) و چون زن اوريا شنيد كه شوهرش اوريا مرده است براي شوهر خود ماتم گرفت(26) و چون ايام ماتم گذشت داود فرستاده او را به خانه خود آورد و او زن وي شد و برايش پسري(سلیمان) زائيد اما كاري كه داود كرده بود در نظر خداوند ناپسند آمد(27). خداوند در قرآن عزیز در باره سلیمان (علیه السلام) می فرماید: وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ (سوره شریف ص آیه 30) ترجمه: "و ما به داوود سليمان را عطا كرديم كه چه بنده خوبى بود و بسيار رجوع كننده (به ما) بود" این است تفاوت آنچه خدا درباره پیامبرش می گوید با آنچه عده ای شیطان صفت و عمله های بی جیره مواجب ابلیس به پاکان درگاه خدا نسبت می دهند. اینک قضاوت با شما عزیزان ، اکنون باید دانسته باشید چه جریانی در پس ماجرای کاریکاتور های موهنی است که برای دردانه آفرینش و به نقل قرآن "خاتم النبیین" حضرت محمد مصطفی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کشیده شد. ادامه دارد... منبع:antidevil.net |
|||
|
۵:۱۲, ۱۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
در برخی موارد دیگر اینان خزعبلاتی از این دست را به فرزاندان پیامبران نیز نسبت داده اند:
دوّم سموئيل،باب 13 آيه 14 و 12: «و بعد از اين واقع شد كه آبشالوم پسر داود،خواهري نيكو صورت داشت كه نامش تامار بود.و آمنون پسر داود او را دوست ميداشت.و آمنون چنان گرفتار شد كه بيمار گشت زيرا او باكره بود ودشوار بود كه با وي كاري كند.آمنون دوستي بنام يوناداب بن شمعي داشت،كه پسر برادر داود بود. يوناداب مردي بسيار زيرك بود،به او گفت:اي پسر پادشاه چرا روز بروز لاغرتر ميشوي آمنون گفت:خواهر ناتنيام،تامار خواهر برادرم آبشالوم را دوست ميدارم. يوناداب گفت:بر بستر خود بخواب و خود را مريض جلوه بده،و چون پدرت به عيادت آمد،بگو،خواهش ميكنم دستور دهيد خواهرم تامار اينجا بيايد و به من خوراك بخوراند،جلوي چشمم غذا درست كند تا طرز تهيّه غذا را به بينم و از دست او غذا بخورم. و آمنون خوابيده،خود را مريض جلوه داد.موقعي كه شاه به ديدن او آمد،گفت:تمنّا دارم اينكه خواهرم تامار بيايد و در مقابل چشمانم دو قرص نان تهيّه كند تا از دست او غذا بخورم. و داود به تامار پيغام فرستاد كه بخانه آمنون برود و براي آمنون غذا تهيّه نمايد.آمنون خوابيده بود كه تامار به خانهاش آمد.تامار آرد گرفته خمير كرد.در مقابل چشمان آمنون نان پخت،تاوه نان را جلوياو خالي كرد ولي آمنون نخورد و گفت همه بيرون بروند،همه بيرون رفتند.به تامار گفت نانها را بياور تا از دست تو غذا بخورم.تامار نانهاي پخته شده را به اطاق آمنون آورد،و تا نزديك شد،آمنون او را گرفت و به او گفت:بيا با من بخواب خواهرم،و او گفت:نه،برادرم،چنين كار در اسرائيل كرده نشود.من با اين خواري چه خواهم كرد.تو در اسراييل مثل ديوانهها خواهي شد.تمنّا میکنم اينكه به پادشاه بگوئي،او مرا از تو دريغ نخواهد داشت.ليكن او نخواست گوش به حرف وي دهد او را زمين انداخته و با او خوابيد.» پيدايش،باب 37 آيه 19 و 13: «به تامار خبر داده گفتند:اينك پدر شوهرت براي چيدن پشم گلّه خويش به تمنه آمد.پس تامار رخت بيوگي را بيرون كرده،برقعي به رو كشيده به دروازه بنشست.چون يهودا او را ديد ويرا فاحشه پنداشت.گفت بيا تا به تو در آيم.زيرا ندانست كه عروس اوست. گفت:مرا چه ميدهي تا به من در آئي؟گفت بزغالهاي از گله.گفت:آيا گرو ميدهي تا بفرستي؟ گفت:چه گرو دهم؟گفت مهر و زنّار و عصاي خود را.پس به وي داد و بدو در آمد.و او از وي آبستن شد...» متاسفانه را بطه جنسی سالم و شرعی که در اسلام به عنوان هدیه ای الهی از ان یاد شده است و وسیله ای است برای استحکام روابط زن و مرد و از سویی دیگر ادامه نسل بشری در غرب به قهقرا کشیده شده است . تا جایی که بنا بر اعلام ایالات متحده 56 در صد کودکان این کشور حرام زاده بوده و از راه نامشروع به دنیا آمده اند . جرايم جنسي : آميزش جنسي بين يك زن شوهردار يهودي با هر مردي غير ازهمسرش براي دو طرف گناه كبيره محسوب ميشود و يكي از سه گناهشنيع است. وضعيت زنان غير يهودي كاملا فرق ميكند.از نظر«هالاخا»،غير يهوديان كلا بدكارهاند و آيه«شهوت او مانند شهوت خر و نژادش[ازنطفه]مانند نژاد اسب است.» در مورد همين ها آمده است. هيچتفاوتي بين يك زن غير يهودي ازدواج كرده با زن غير يهودي ازدواج نكرده وجود ندارد،چون تا آنجا كه به يهوديان مربوط ميشود،مفهوم واقعي زناشويي يا عروسي در مورد غير يهوديان كاربرد ندارد(ازدواج با كافر جايز نيست)بنابراين،آميزش جنسي بين يك مرد يهودي و يك زن غير يهودي نيز زنا محسوب نميشود. تلمود گناه چنين آميزشي را تقريبا برابر با گناه مجامعت با حيوان ميداند. به همين دليل غير يهوديان عموما به عنوان افرادي كه پدر معيني ندارند فرض ميشوند(اشاره به حرام زاده بودن تمامی غیر یهودیان). در«دائرة المعارف تلمود»ميخوانيم:«مردي كه در مورد رفتار جنسي همسر يك غير يهودي اطلاعاتي داشته باشد و بدهد ، مشمول مجازات مرگ نميشود.»زيرا در تلمود نوشته شده است:«همسر دوست تو»،نه«همسر غريبه»و حتي اين حكم كه يك فرد«ميتواند با همسر يك غير يهودي همبستر شود»كه خطاب به غير يهوديان است،شامل يهودي نميشود،درست مثل حكم«ازدواج با كافر جايز نيست.»و اگر چه يك زن شوهردار غير يهودي بر همه غير يهوديها حرام است اما يك يهودي،تحت هر شرايطي مستثني است،[بر يهودي حرام نيست.] البته اين بدان معنا نيست كه آميزش جنسي مرد يهودي با زن غير يهودي مجاز است،درست بر عكس،مجازات هم دارد اما مجازات اصلي بر زن غير يهودي تحميل ميشود كه بايستي اعدام گردد حتي اگر توسط مرد يهودي مورد تجاوز به عنف قرار گرفته باشد!!! (گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری) اگر يك يهودي با يك زن غير يهودي،اعم از يك دختر بچه سه ساله يا بالغ،ازدواج كرده يا ازدواج نكرده،جماع كند،و مرد يهودي هم بچه سال بوده و فقط نه سال و يك روز داشته باشد،به خاطر آنكه جماع او با زن غير يهودي با تمايل(به غير عنف)صورت گرفته،در اينجا اين زن است كه بايد كشته شود!!! درست مثل حكم جماع با حيوان،چرا كه به واسطه اين زن بوده كه مرد يهودي دچار دردسر شده است.!!! البته مرد يهودي هم بايد شلاق بخورد و چنانچه او يك«كوهن»(عضو طايفه روحاني)باشد بايد دو برابر شلاق بخورد،زيرا مرتكب جرم مضاعف شده است:يك كوهن (کاهن / خاخام) نبايد با يك زن بدكاره همبستر شود و زنان غير يهودي هم كه همگي بدكاره محسوب ميشوند.{تاريخ يهود آيين يهود (سابقه سه هزارساله) /نويسنده اسرائيل شاهک/ترجمه رضا آستانه پرست / انتشارات قطره/ص 168 . شاهاك خود یهودی است که بر اثر جنایات اسرائیل بر فلسطینیان علیه نظام دینی خاخامی میشورد و شروع به افشای حقایق می کند در اين كتاب تلاش مىكند تا اهميت عامل ايدئولوژى يهود را در تصميمات متخذه از سوى سياستگذاران اسرائيل تشريح نمايد. اين كتاب در شش فصل تنظيم شده است. } متاسفانه چندی است برخی از این روابط شنیع جنسی از طریق سایتهایی که از سوی صهیونیزم جهانی حمایت می شوند در کشور های اسلامی علی الخصوص ایران عزیز در حال لجن پراکنی هستند و از آن دست می توان به سایتهایی مانند آویزون ، ایکس پرشیا ، بیا کلیپ و ... اشاره نمود که البته خوشبختانه توسط نیروهی امنیتی ایران دستگیر و این کانون های شیطانی منحل گشتند. سیاست این سایتها شکستن تابوهای جامعه دینی و رواج روابط کثیف جنسی در میان ایرانیان بود تا جایی که بخش های خاصی در این سایتها به رابطه جنسی با محارم اختصاص داشت !!! نکته عجیب اینکه چنین مواردی به وضوح در ادبیات تلمودی قابل ردیابی است به موارد زیر توجه بفرمایید: تالمود كثوبوت: اين تالمود تا صفحه 198 توسّط دكتر ساموئل ديشز،و بعد از صفحه 198 توسّط دكتر اسرائيل و.اسلوتكي،نوشته شده است.در سال 1936 در لندن توسّط انتشارات سانكينو بچاپ رسيده است. مستهجنترين بخشهاي تالمود،تالمود كثوبوث است.مسائل راجع به روابط جنسي،زنا و مثالها و نمونههائي در مورد فحشاء،در قالب جملات و كلمات پست،مطالب اين تالمود را تشكيل داده است.در نسخ قديمي موجود كثوبوث كه بزبان عبراني نوشته شده،نيز مشابه مطالب فوق بسيار زياد است.اين آثار بسيار بدآموز و مستهجن توسّط دكتر ديشز و دكتر اسلوتكي،از زبان عبري به انگليسي ترجمه شده است.اكنون براي روشن شدن اذهان نمونههائي از تالمود كثوبوث نقل ميگردد. تالمود كثوبوث باب 14 و 11: «ارزش بكارت يك دختر يهودي دويست آغچه(نوعي سكّه قديمي يهودي)است.اين را ميتوانبا چانه زدن،كم و زياد كرد.»!!! «اگر كسي با بچّهاي،با دختر بچّهاي،يا با زنش از ناحيه دبر تماس حاصل نمايد،اگر در اثر فرياد اين بچّه،يا دخترك،كساني متّوجه كار بشوند،به آن شخص توصيه ميگردد كه از انجام اين عمل خودداري كند.ولي اگر زنش بود توصيه ميشود كه براي مدّتي باين صورت حركت ننمايد.» «روابط جنسي،كاملا در تاريكي و شب هنگام،در داخل اطاق نيمه روشن بايد انجام شود.باين علّت كه،اگر اين كار در محيط باز انجام شود،هر كس كار و زندگي خود را رها كرده،به اين منظره تماشا خواهد كرد،بدتر از اين،آنها در محيط كارشان سعي خواهند نمود از كساني كه همبستر ميشوند،تقليد كنند.نان نانوا خواهد سوخت.انگور تاكستانها توسّط غير يهوديها دزديده خواهد شد،كاسه كاسه فروش افتاده خواهد شكست،چشم نگهبان شهر به طرف ديگري برگشته و شهر پر از دشمن خواهد شد.فايده ديگر برقراري تماس در تاريكي اينست كه اگر با يك غير يهودي اين عمل انجام ميشود(آموزش تجاوز جنسی به غیر یهودیان!!!)،بعدها غير يهودي نخواهد توانست كسي را بعنوان شاهد تجاوز نشان دهد،حتّي خودش هم صورت شما را بدرستي نخواهد ديد.» «كسي كه با عشق و علاقه،و بخاطر تمتّع جنسي،با خواهرش كه اعتراض ننموده است،همبستر شود،مرتكب گناه نشده است.ولي اگر مواجه با شكايت همشيرهاش گردد،عدم تكرار آن كار بايد به وي ابلاغ شود.» «كسيكه مادرش هنوز پير نشده،در صورتيكه پدرش مرده باشد و مادرش نخواهد با اجنبيها همبستر شود،و بخواهد با پسرش بخوابد و پسر نيز به اين كار رضا دهد اشكالي ندارد.تا زمانيكه پسر بزرگ شده وبخواهد همسري انتخاب نمايد،اگر مادرش بخواهد از اين كار جلوگيري كند،پسر بايد هم نيازهاي جنسي زنش،و هم مادرش را تأمين كند تا اينكه والدهاش،مرد مناسبي بيابد.» یکی دیگر از انحرافات جنسی عجیب دنیای غرب مسئله رابطه جنسی با حیوانات است موضوعی که در مخیلیه هیچ ذهن سالمی نمی گنجد (نه الزاما یک انسان دین مدار) لذا این توهم نیست که این جریانات کثیف را متاثر از یهودیت صهیونیستی بدانیم برای نمونه به موارد زیر توجه فرمایید: تالمود يباموث: محتويّات اين تالمود را،نمونههائي درباره روابط جنسي،زنا و فحشا تشكيل ميدهد. از مناسبات و روابط جنسي زنان با همديگر،يا با حيوانات،در اين كتاب به تفصيل بحث شده است.در پايان نيز به اين جملات بر ميخوريم: «يك بيوه يهودي،براي ارضاي اميال جنسي خود،ميتواند به هر طريقي متوسّل شود.اگر زني بعللي،با يك حيوان،روابط جنسي برقرار نمايد،كار نامناسبي نكرده است.زني كه با ذوق و شوق،اين كار را انجام ميدهد و بعد به ازدواج فكر ميكند،در آينده ميتواند حتّي از طرف خاخام بزرگ دعوت به ازدواج شود.زن زيبائي كه از گرماي زياد نيمه عريان شده مشغول تميز كردن باشد،چنانچه از پشت سر مورد حمله سگهاي ده واقع شده و سگي به او تسلّط پيدا كند،در آينده نزديكي حتي ميتواند با يك راهب ازدواج كند.!!! موضوع فقط در مورد زني كه براي يك مشت پول و بمنظور هيجان بخشيدن به مردم،با يك حيوان عمل جنسي انجام ميدهد،فرق ميكند.»(تالمود يباموث از 56 آ،تا 59 ب) تا اينجا،بروشني توضيحات و تعبيرات انحرافي و گمراه كننده و بدآموز تورات، و تالمود را كه اساس و پايه دين يهودي را تشكيل ميدهند،ملاحظه كرديم.اين كتابها،كه مقّدس بودن آنها مورد شك و شبهه است،از نظر يك فرد يهودي،تا چه حد معتبر است؟(فراماسونري و يهود/ گروه تحقيقات علمي/ ترجمه :جعفر سعيدي/ ص 26 ). منبع:antidevil.net |
|||
|
۱۲:۴۰, ۲۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
1-
خداوند از آنکه یهود را به چنین حالی گذاشته است سخت پشیمان است، به طوری که هر روز به صورت خود لطمه می زند و زار زارگریه میکند. گاهی از چشمانش دو قطره اشک به دریا می چکد، و آنچنان صدا می کند که تمام اهل جهان آن را می شنوند و آب های دریا به تلاطم می افتد و زمین به لرزه در می آید . 2- هرگز خداوند ازکار های ابلهانه و غضب و دروغ برکنار نیست.(نعوذ بالله !!) [/b] 3- قسمتی از شیاطین از فرزندان آدم هستند. آدم زنی داشت از شیاطین به نام لیلیث که مدت 130 سال همسر آدم بود و شیاطین از نسل او متولد شدند.حواء در این مدت 130 سال جز شیطان نزائید زیرا او هم همسر یکی از شیاطین شده بود. 4- ارواح یهود از ارواح دیگران افضل است، زیرا ارواح یهودجزء خداوند است، همچنان که فرزند جزء پدرش می باشد. و روح های یهود نزد خداوند عزیزتر است، زیرا ارواح دیگران شیطانی و مانند ارواح حیوانات است. 5- نطفه غیر یهود مثل نطفه بقیّه حیوانات است. 6- بهشت مخصوص یهود است، و هیچ کس به جز آنها داخل آن نمی شود.( )ولی جهنم جایگاه مسیحیان و مسلمانان ( )است و در آنجا فایده ای جز گریه وزاری عاید آنها نمی گردد، زیرا زمینش از گل و بسیار تاریک و بدبو است.7- بر یهودیان لازم است که املاک دیگران را خریداری کنند تا آنها صاحب مِلک نباشند و همیشه سلطه اقتصادی برای یهود باشد. 8- پیش از آنکه یهود نفوذ و سلطه کامل خود را به دست آورد لازم است جنگ جهانی بر پا شود، دو ثلث بشر نابود شوند. در این وقت، مدت هفت سال یهوداسلحه های جنگ را خواهند سوزانید و در این وقت است که دندان های دشمنان بنی اسرائیل بیست و دو ذرع خارج از دهانشان بیرون خواهد آمد. 9- هنگامی که مسیح حقیقی پا به عرصه وجود گذارد، یهود آنقدر ثروت و مال خواهد داشت که کلید صندوق هایشان را سیصد الاغ نمی تواند حمل کند. 10-کشتن مسیحی از واجبات مذهبی ما است و پیمان بستن با او، یهودی را ملتزم به اداء نمی کند. 11- رؤسای مذهب مسیحیان و هر که دشمن یهود است باید در هر روزی سه مرتبه لعن کرد. 12- کلیساهای مسیحیان که در آن سگ های آدم نما به صدا در می آیند به منزله زباله خانه است. 13- اسرائیلی در نزد خداوند از فرشتگان محبوبیت بیشتری دارند( [/b] 14- اگر یک نفر غیر یهودی، یک یهودی را بزند مثل آن است که به عزت الهیه جسارت کرده است، و جزای چنین شخصی جز مرگ چیز دیگری نیست و باید او راکشت. 15- اگر یهودیان نبودند، برکت از روی زمین برداشته می شد (100% )و آفتاب ظاهر نمی شد و باران نمیبارید.[/b] 16- سگ افضل از غیر یهودی است زیرا در اعیاد باید به سگ نان و گوشت داد ولی نان دادن به اجنبی و غیر یهودی حرام است. 17- ربودن اموال دیگران به وسیله ربا مانعی ندارد، زیرا خداوند شما را به ربا گرفتن از غیر یهودی امر می فرماید. 18- غیر یهودی هر چند نیکوکار و صالح باشد باید او را به قتل رساند و حرام است غیر یهودی را نجات بدهید. 19- تعدی و تجاوز به ناموس غیر یهودی مانعی ندارد، زیرا کفار مثل حیوانات هستند و حیوانات را زناشویی نیست. 20- یهودی حق دارد زن های غیر مؤمنه را به زور برباید و زنا ولواط به غیر یهودی عقاب و کیفری ندارد. 21- هر گاه یک نفر یهودی جلوی زن خود با زنی زنا کند، زن او حقندارد مانع او شود یا بر علیه او شکایت کند. 22- قسم دروغ خوردن جایز است مخصوصاً در معاملات با غیر یهود. 23- ما ملت برگزیده خداوند هستیم بر همین اساس خداوند برای ماحیوانات انسانی خلق کرده، زیرا می دانست که ما احتیاج به دو قسم حیوان داریم، یکی حیوانات غیر ناطقه و بی شعور مانند چهارپایان و دیگری حیوانات ناطقه و با شعورمانند مسیحیان و مسلمانان و بودائیان. و برای آنکه بتوانیم از همه آنها سواری بگیریم، خداوند ما را در جهان متفرق ساخته است. ...(خطراليهودية العالمية) تأليف عبدالله التل اقتباس شده كه او نيز از كتاب (الكنزالمرصود فى قواعد التلمود) تأليف دكتر رو هلبخ ترجمه يوسف نصرالله، چاپ بغداد1899 م،نقل مینماید از آنچه بیان شد، افکار خطرناک یهود(اسرائیل) روشن شد، و اگر اسرائیل با این عقاید باطل باقی بماند، جهان روی آرامش را نخواهد دید. این فقط گوشه ای ازعقاید باطل این قوم است که در تلمود گفته شده است. با دانستن این عقاید دیگر نباید از جنایات وحشتناکی که آنها مرتکب می شوند تعجب نمود. [/b] ![]() |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اندیشکده مطالعات یهود (یهود شناسی) | vahrakan | 20 | 8,948 |
۲۳/اسفند/۹۵ ۱۵:۲۰ آخرین ارسال: vahrakan |
|





![[تصویر: talmud_jmmanuel.jpg]](http://www.bio-plasmics.org/images/talmud_jmmanuel.jpg)




![[تصویر: eek.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/eek.gif)
![[تصویر: confused.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/confused.gif)
)و آفتاب ظاهر نمی شد و باران نمیبارید.![[تصویر: 13729_628.jpg]](http://fardanews.com/files/fa/news/1386/12/13/13729_628.jpg)