کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دانشجویان شهید
۱۷:۱۰, ۱۱/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/خرداد/۹۱ ۱۶:۴۵ توسط جانثار مهدی.)
شماره ارسال: #1
آواتار
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم وَ بِه ذِکرِ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَري)»---

با سلام خدمت عزیزان

کتابی که ازش مطلب می خوام بنویسم، کتاب «صحیفه ی شهادت» ه که فرهنگ نامه ی شهدای دانشجوی خراسان رضویه ...
و من الله توفیق



دانشجوی شهید : احمد آتش دست[تصویر: 07840522128568124125.gif]
تاریخ تولّد : 1339
رشته ی تحصیلی و مکان دانشگاه : پزشکی - دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
تاریخ شهادت : 1361/11/20
نام عملیات : والفجر 1
محل شهادت : فکه

«اوایل انقلاب، دایی برای دیدن احمد به دانشگاه اصفهان رفت .اونجا منتظر احمد میمونه تا بیاد.
وقتی که کلاس ها تعطیل میشه ، خانم های دانشجویی رو می بینه که حجاب درستی ندارن.
وقتی که احمد میاد ، دایی به شوخی می گه : احمد جان، عجب جایی هستی ! یکی از همین خانوم ها رو برای خودت انتخاب کن.
احمد می گه: دایی جون، این خانم ها مثل عروسک های پشت ویترین هستن و برای من هیچ ارزشی ندارن.
دایی هم می گه: می دونستم نظرت چیه!فقط می خواستم تو رو امتحان کنم.
آخر هم یکی از همکلایس ها شو که دختر با تقوایی بود ، برای زندگی انتخاب کرد و به قول خودش ، بهترین انتخاب زندگیش رو کرده بود.»

راوی: خواهر شهید (زهرا آتش دست)

[تصویر: 08726701132688776346.jpg]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، 59-11(یامهدی) ، یوسف خان ، m.hossein ، MAHDI59 ، یا صاحب الزمان ، 7parsa4 ، hsmoa ، میثاق ، تفکر ، rastin ، یا زهرا(س) ، محب الزهرا ، Farzaneh ، حسن.س. ، یاران مهدی ، بیداری اندیشه ، فاطمه خانم ، mohamad ، ANTI satan ، خاک ، nooromahdi ، Agha sayyed ، شهیدطیبه واعظی ، عبدالرحیم ، مجید املشی ، ali0077 ، help me
۲۳:۲۶, ۱۲/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم وَ بِه ذِکرِ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَري)»---

دانشجوی شهید : اصغر آروین[تصویر: 76766250104553916081.jpg]
تاریخ تولّد : 1344
رشته ی تحصیلی : جغرافیا - دانشگاه فردوسی مشهد(سراسری)
تاریخ شهادت : 65/2/28
نام عملیات : کربلای 1
محل شهادت: مهران
«یه روز اومد و گفت : مامان دیشب یه خوابی دیدم.
گفتم : چه خوابی؟

گفت: خواب دیدم که جنگ شده و حرم امام رضا(علیه السلام) سوخته و مردم هم دارن به سمت حرم می رن که آتیش رو خاموش کنن، یه نفر به من گفت : تو چرا ایستادی و نمیای؟
گفتم: من می خوام بیام، ولی مادرم اجازه نمیده ...
این خوابش باعث شد که دیگه مانع رفتنش به جبهه نشم و اجازه بدم.»
راوی مادر شهید
[تصویر: 48471766647987498693.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، MAHDI59 ، یا صاحب الزمان ، 7parsa4 ، 59-11(یامهدی) ، hsmoa ، میثاق ، تفکر ، rastin ، yamin ، یا زهرا(س) ، محب الزهرا ، m.hossein ، Farzaneh ، مسافر ، شهیدطیبه واعظی ، fiftynine
۱۴:۱۵, ۱۳/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/خرداد/۹۱ ۱۴:۱۶ توسط جانثار مهدی.)
شماره ارسال: #3
آواتار
دانشجویان شهید 3
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم وَ بِه ذِکرِ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَري)»---


دانشجوی شهید : سیّد علی آل شهیدی(متأسّفانه عکس موجود نبود)
(برای مشاهده ی تصویر عمومی ، اینجا را کلیک کنید)
تاریخ تولد : 1346
رشته ی تحصیلی : ادبیات(در دانشگاه فردوسی مشهد) و طلبه ی حوزه ی علمیّه
تاریخ شهادت : 67/5/14
نام عملیات : بعد از عملیات مرصاد و یک روز قبل از آتش بس
محل شهادت : اهواز
«دوستانش برامون تعریف می کردند که علی دوست داشت اعمال عبادیش رو دور از جمع و دغدغه های روزانه انجام بده.
یک بار توی منطقه دنبال علی می گشتیم ، کنار دریاچه پیداش کردیم .بهش گفتیم:علی اینجا چه کار می کنی؟
گفت : دنبال آب می گشتم ، می خواستم غسل کنم ، خدا هم این دریاچه رو سر راهم قرار داد تا غسل شب احیا رو انجام بدم.»
راوی خواهر شهید : (نویده آل شهید)
[تصویر: 48471766647987498693.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hsmoa ، میلاد.م ، میثاق ، MAHDI59 ، ali.khm ، rastin ، yamin ، یا زهرا(س) ، محب الزهرا ، m.hossein ، Farzaneh ، شهیدطیبه واعظی ، mhklord
۱:۳۷, ۱۵/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/خرداد/۹۱ ۱:۳۸ توسط جانثار مهدی.)
شماره ارسال: #4
آواتار
دانشجویان شهید4
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم وَ بِه ذِکرِ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَري)»---
[align=BASELINE]
دانشجوی شهید : محمود ابدالی تکلّو [تصویر: 63364470872464511212.jpg]
تاریخ تولّد : 1347
نام دانشگاه : تربیّت معلّم شهید بهشتی مشهد مقدّس
تاریخ شهادت : 66/11/29
نام عملیات : تک دشمن
محل شهادت : جزیره ی مجنون

«بعد از شهادت دوستش ، خیلی گرفته بود.چون باهم خیلی صمیمی بودند.اوقات بیکاریش رو میرفت سر مزار دوستش.وقتی می اومد ، چشماش قرمز بود.
می گفتم : چی شده ؟هیچی نمی گفت.
همیشه می گفت : می خوام برم پیش دوستم.
از تربیّت معلّم مشهد که اعزام شد ، باهاش اومدم.
رفت حرم و برگشت.
گفتم : محمود نرو ، تو هنوز خیلی وقت داری ، التماسش کردم.
گفت : مادر می رم ولی خیلی زود بر می گردم.رفت و به قولش وفا نکرد.شاید به امام رضا(علیه السلام) قولی داده بود که به اون وفا کرد.»
(راوی : مادر شهید)
[تصویر: 88555625288930894374.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، تفکر ، میثاق ، taleb ، MAHDI59 ، ali.khm ، rastin ، yamin ، یا زهرا(س) ، محب الزهرا ، m.hossein ، Farzaneh ، شهیدطیبه واعظی
۱۳:۱۸, ۱۵/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/خرداد/۹۱ ۱۳:۱۸ توسط جانثار مهدی.)
شماره ارسال: #5
آواتار
دانشجویان شهید5
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم وَ بِه ذِکرِ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَري)»---

دانشجوی شهید : محمّد ابراهیم ایوانی
(متأسّفانه تصویری نیافتم ، جهت مشاهده ی تصویر عمومی 2 کلیک کنید.)
تاریخ تولّد : 1363
رشته ی تحصیلی : مهندسی عمران - دانشگاه فردوسی مشهد
تاریخ شهادت : 64/12/29
نام عملیّات : والفجر 8
محل شهادت : فاو

«برام خیلی مهم بود که بدونم از عملکرد من راضی هست یا نه ؟یک شب خواب دیدم از در وارد شد ، همون موقع هم مادرم داشت منو صدا می زد ، تا ایشون رو دیدم ، گفتم : چه خوب شد که اومدی ، می خواستم ازت بپرسم که از من راضی هستی یا نه؟
گفت : اول جواب مامان رو بده.
گفتم : شما می خوای بری ، ولی مامان هست.
گفت : اول جواب مامان رو بده.
گفتم : باشه!جواب مامانو می دم.
شنیدم که می گفت : پاشو دخترم ، پاشو نمازت رو بخون.توعالم خواب و بیداری گفتم : چشم مامان.
هنوز حضور برادرم رو حس می کردم.گفتم : حالا بگو از من راضی هستی؟
نگام کرد ، خندید و بعد محو شد.»
راوی خواهر شهید (معصومه ایوانی)
[تصویر: 00654727471927571587.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، میثاق ، taleb ، MAHDI59 ، ali.khm ، rastin ، yamin ، محب الزهرا ، m.hossein ، Farzaneh ، شهیدطیبه واعظی
۱۱:۵۴, ۱۷/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار
دانشجویان شهید 6
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم وَ بِه ذِکرِ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَري)»---


دانشجوی شهید : محسن ابراهیم پور
(متأسّفانه عکسی پیدا نکردم ، برای مشاهده ی تصویر عمومی 3 ، کلیک کنید.)
تاریخ تولد : 45
رشته ی تحصیلی : دبیری ادبیات فارسی ، دانشگاه تبریز
تاریخ شهادت : 65/10/21
نام عملیات : کربلای 5
محل شهادت : شلمچه

«سال 1331 بود.بیست سالم بود و دو تا بچه بیشتر نداشتم.یک روز بعد از نماز صبح ، خواب دیدم از دیوار اتاقی که رو به قبله بود ، دستی بیرون اومد و به طرفم دراز شد.
با خودم گفتم : شاید این دست حضرت ابوالفضل(علیه السلام) باشه ، گفتم بیام با دست حضرت ابوالفضل (علیه السلام) بیعت کنم.
دست چپم رو دراز کردم ؛ یک دفعه صدایی اومد ، با دست چپ که کسی بیعت نمی کنه!باید با دست راست بیعت کنی.
من هم بیعت کردم.
بعد ها وقتی خبر شهادت محسن رو آوردند ، خیلی بی تابی و گریه می کردم.متوسّل شدم به حضرت ابوالفضل(علیه السلام).

گفتم : چه کار کنم ؟ نمی تونم طاقت بیارم که یک دفعه یادم اومد از خوابی که سی و یک سال پیش دیده بودم ، به خودم گفتم : تو با حضرت ابوالفضل(علیه السلام) ، دست بیعت دادی ، پس باید راه ایشون رو ادامه بدی...»
راوی : مادر شهید
[تصویر: 09798866336536670747.jpg]
(راستش خیلی وقتا وقتی این مقاله ها رو می نویسم ، مو به تنم سیخ می شه...)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، میثاق ، taleb ، MAHDI59 ، ali.khm ، rastin ، yamin ، محب الزهرا ، m.hossein ، Farzaneh ، شهیدطیبه واعظی
۱۷:۵۳, ۱۸/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/خرداد/۹۱ ۱۷:۵۳ توسط جانثار مهدی.)
شماره ارسال: #7
آواتار
دانشجویان شهید7
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم وَ بِه ذِکرِ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَري)»---

دانشجوی شهید : یحیی احمدی

(متأسّفانه عکسی پیدا نکردم ، برای مشاهده ی تصویر عمومی 3 ، کلیک کنید.)
تاریخ تولّد : 37
رشته ی تحصیلی: زبان آلمانی - مدرسه ی عالی ترجمه
تاریخ شهادت : 59/10/17
نام عملیات : تک دشمن
محل شهادت : ایلام
«زمانی که انقلاب شد ، امام دستور فرار سرباز ها رو دادن ، ایشون هم فرار کرده بود.
گفتم : داداش بقیه فرار کردن ، ولی شما این کار رو نکن.
گفت : نه دستور امامه.
تو روستاها سیم کشی کابل های برق رو می کرد.دختر عمه ام رو براش عقد کردیم.
یه روز بهم گفت : می خوام برم جبهه.
گفتم : نه، تو حالا زن داری.
گفت : باید برم.
از لحاظ درسی خیلی با استعداد بود و توی هنرستان ، شاگرد اول بود و بورسیه ی خارج از کشور بهش دادند ، اما ایشون نرفت.»
(راوی : برادر شهید(محمد علی احمدی)
[تصویر: 09798866336536670747.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، Lancelot ، میلاد.م ، MAHDI59 ، ali.khm ، rastin ، yamin ، محب الزهرا ، m.hossein ، Farzaneh ، شهیدطیبه واعظی
۱۴:۲۶, ۱۹/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #8
آواتار
دانشجویان شهید8
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم وَ بِه ذِکرِ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَري)»---
دانشجوی شهید : مسعود ارشادی[تصویر: 11120741381231703282.jpg]
تاریخ تولد : 41
رشته ی تحصیلی : مهندسی عمران - دانشگاه فردوسی مشهد
تاریخ شهادت : 65/2/23
نام عملیات : تک دشمن
محل شهادت : جزیره ی مجنون
«می گفت : اگه درسم تموم شد ، بیکار نمی شینم می رم جهاد دانشگاهی و برای رضای خدا کار می کنم[sup](1)[/sup].خیلی صبور بود و آرامش خاصی داشت به خصوص اوایل انقلاب که بحث بین گروههای مختلف خیلی زیاد بود.
وقتی بحث می شد ، خیلی با متانت صحبت می کرد.خیلی کم ناراحت می شد.اگر هم ناراحت می شد ، توی خودش می ریخت.
مشکلاتی رو که براش پیش می اومد رو خودش حل می کرد و اگه برای ما مسئله ای پیش می اومد ، به مسعود می گفتیم برامون حل می کرد.»
راوی : پدر شهید
[تصویر: 98255473781778729866.jpg]

1-(آباد سازی روستاها و مناطق محروم توسط بسیجیان همه ساله به عنوان جهاد بسیج دانش آموزی/دانشگاهی نامیده می شود.)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، Lancelot ، میلاد.م ، MAHDI59 ، ali.khm ، rastin ، yamin ، محب الزهرا ، m.hossein ، Farzaneh ، شهیدطیبه واعظی
۲۲:۰۹, ۲۱/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
شهیدان دانشجو 9
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم وَ بِه ذِکرِ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَري)»---
دانشجوی شهید : سیّد ضیاء الدّین اسدی نوقابی
(متأسّفانه تصویری نیافتم ، جهت مشاهده ی تصویر عمومی 5 کلیک کنید.)
تاریخ تولد : 45
رشته ی تحصیلی : مهندسی - دانشگاه فردوسی مشهد
تاریخ شهادت : 68/11/13
نام عملیات : غرب مهران
محل شهادت : مشهد - بیمارستان قائم(عجّ)
«منطقه بود ، بهش زنگ زدم ، گفتم : عروسی خواهرت نمیای؟
گفت باشه میام.
بعد از چند روز اومد، یه کمی موج انفجار گرفته بودش ، ولی به ما چیزی نگفت ، دستش هم باند پیچی بود.
رفت توی اتاق و نوار ها رو جا به جا کرد و یه نوار مربوط به جنگ رو توی ضبط گذاشت.
دامادمون اومد و گفت : آقا ضیاء ، مثل اینکه جبهه رو آوردند مشهد ! تو عروسی که نوار جبهه نمی ذارن! یه نوار دیگه بذار.
در جوابش گفت : بله عروسی داریم ، ولی الآن زمان جنگه ، اینجا هم باید این نوار ها رو بذاریم که یادمون نره جنگی هم هست.»
راوی مادر شهید
[تصویر: 09892969939541276767.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، MAHDI59 ، ali.khm ، rastin ، yamin ، محب الزهرا ، m.hossein ، Farzaneh ، شهیدطیبه واعظی
۱۶:۴۶, ۲۲/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
شهیدان دانشجوی10
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم وَ بِه ذِکرِ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَري)»---
دانشجوی شهید : محمود امیر خانی[تصویر: 90223058419928473599.jpg]
تاریخ تولد : 29
رشته ی تحصیلی : مهندسی الکترونیک - دانشگاه فردوسی مشهد
تاریخ شهادت : 61/7/15
نام عملیات : مسلم بن عقیل
محل شهادت : سومار

«برای ادامه ی تحصیل ، می خواست بره فیلیپین.روزی که عازم سفر بود ، من یادداشتی تو کیفش گذاشتم که توش نوشته بودم : اونجا که رفتی به یاد ما باش و ما رو فراموش نکن.
بعد از مدتی نامه ای برامون فرستاد که توش نوشته بود : پدر جان ، شما مدام تأکید کردین که به یاد خانواده باش ، ولی یه بار هم نگفتین به یاد خدا باش.»
راوی پدر شهید
[تصویر: 27921023997212066979.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، MAHDI59 ، ali.khm ، rastin ، yamin ، محب الزهرا ، m.hossein ، Farzaneh ، شهیدطیبه واعظی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا