|
نگوییم ، بگوییم.
|
|
۲۳:۵۳, ۱۵/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/خرداد/۹۱ ۱۰:۵۹ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم جمیعا و رحمة الله و برکاته. من در مدتی که در این تالار حضور داشتم ، چند نکته در شیوه گفتار به ذهنم رسید ، گفتم مبحثی در این خصوص ایجاد کنم و این نکات رو گوشزد کنم. همین طور دوستان دیگه اگر مایل هستند به این نکات اضافه کنند. خوب از این جا شروع می کنم : - نگوییم "اهل سنت" و "سنی" ، بگوییم "اهل تسنن" همانطور که می دونید ، شیعیان در واقع اهل سنت رسول الله صلی الله علیه و آله هستند ، و این سنت ولایت بلاشک امیرالمومنین علیه السلام پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هست.پس در واقع مخالفین شیعه "اهل تسنن" هستند ، یعنی خودشون رو به سنت نبوی نسبت می دند ، پس بیایید بگیم "اهل تسنن" - نگوییم "امام علی" ، بگوییم "امیرالمومنین علیه السلام" تفاوت ما با برادران اهل تسنن در این هست که اونها غیر از امیرالمومنین علیه السلام رو هم امیر مومنان می دونند ، در صورتی که به گفته نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله ، فقط امیرالمومنین علیه السلام حق دارند از این لقب استفاده کنند. - نگوییم "فلان امام (به اسم) علیه السلام) ، یا "حضرت فاطمه سلام الله علیه" ، بلکه از کنیه ایشان استفاده کنیم. همونطور که می دونید ، بردن اسم کوچک افراد در خطاب عرب نوعی توهین تلقی میشه ، پس بنا به احترام می بایست تا جای ممکن از کنیه یا صفات سندیده اشخاص محترم استفاده کنیم. مثل "سید الشهداء (ابا عبدالله) علیه السلام" برای امام سوم علیه السلام ، یا "ابا عبدالله ثانی علیه السلام" برای امام ششم علیه السلام ، یا "اباالحسن (امیرالمومنین) علیه السلام " برای امام اول علیه السلام ، یا "صاحب العصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه" ، برای امام زمان علیه السلام. (۱۶/خرداد/۹۱ ۱:۱۶)seiied نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم. (۱۶/خرداد/۹۱ ۲:۲۴)Havbb 110 نوشته است: رحلت پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رو هم باید اصلاح کنیم به شهادت. (۱۶/خرداد/۹۱ ۸:۳۷)حصان نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم- نگوییم "خلفای راشیدن" ، بگوییم "خلفای سه گانه" ، یا "خلفای غاصبین" ، چرا که ایشان با غصب خلافت باعث جلوگیری از رشد اسلام و جهان شدند. - نگوییم "معاویة ابن ابی سفیان".پدر واقعی معاویه مشخص نیست ،بگوییم "معاویة ابن ابیه" ، یعنی معاویه فرزند پدرش. - نگوییم "عمرو عاص" ، بگوییم "عمرو ابن نابغه" (نابغه اسم مادر عمرو است) ، یا "عمرو ابن ابی سفیان" (چون بیشتر از همه به ابی سفیان شبیه بود و ابی سفیان بارها گفته بود که عمرو پسر او است) دلایل در پست 23 [/b] |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۵۷, ۲۷/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/خرداد/۹۱ ۱:۰۰ توسط فانوس *7*.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
آقا بذارید من یه چیز بگم ولی لطفا مهربون باشید البته هستید مهربون تر باشید
من الان اولییییییییییییین بار تو زندگیمه که دارم میشنوم که پیامبر شهید شده به ما گفتن : پیامبر مریض بودن رحلت کردن ما فک کردیم : چون خب پیامبر عزیزه مردم بود قضیه ی امام خمینی بوده دیگه ! که کسی جرئت نداشت ایشون رو بعد انقلاب بکشن هرچند که استاد مطهری و امسال ایشون رو کشتند ! ولی امام خمینی رو نمیشده..... خب پیامبر هم کسی جرات کشتنشونو نداشتن از طرفی ما نشنیدیم بگن که بعد از مرگ رسول الله حرکتی از جانب مردم شد اصلا ! درسته بعد از مرگ بعضی از اماما هم نشد ولی مثلا خیلی ها فک می کردن امام حسین کافر است یا اصلا در موقع پیامبر همه دایه ی دین داشتند بعد از مرگ پیامبر هم همین طور اما هرجور دوست داشتن دین رو تفسیر کردن اما در زمان پیامبر نه دیگه نمیشد ! حالا نمیدونم شما چی میفرمایید نه تنها تقویم بلکه رسانه ها حتی اساتید در دانشگاه ها دبیران در مدارس هم باید اصلاح بشوند اگر شما دارید درست می گید چون کم چیزی نمیگید و کم مسئله ای نیس |
|||
|
|
۱:۴۰, ۲۷/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
شاید علتش این بوده که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به طوری شهید شدند که خیلیا متوجه نشدند.... اگر با شمشیر شهید میشدند قطعا به قول شما بعد از ایشون شاید اعتراض ها و قیامهایی بودیم. مصلحت و حکمت الله هم شوخی بردار نیست که بنده بخوام با عقل ناقصم در موردش قضاوت کنم....
|
|||
|
|
۹:۳۶, ۲۷/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
سلام
قضیه شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله در کتب درسی ما به صورت نامحسوس اومده بود (گفته بود علتفوت ایشان مریضی ناشی از ریختن خاکستر یا زهر یا چیزی مثل این بوده). ببینید دوست من ، زهرهای مختلفی وجود داشته و داره ،بعضی ها آنا می کشند ، بعضی ها رفته رفته ، بعضی ها هم علایمی مثل مریضی دارند ، که قابل تشخیص نیستند توسط افراد عادی.در تشییع جنازه مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هم افراد زیادی حضور نداشتند ، در ثانی چطور می تونستند با علم اون زمان تشخیص بدند زهر رو؟و بالفرض که می تونستند ، کی باور می کرد کهکار همسر پیامبر باشه (با تبلیغات گسترده به نفع همسران پیامبر ، هنوز هم خیلی ها عایشه رو ام المومنین می دونند!). |
|||
|
|
۱۶:۳۶, ۲۷/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
نقل قول:کی باور می کرد کهکار همسر پیامبر باشه (با تبلیغات گسترده به نفع همسران پیامبر ، هنوز هم خیلی ها عایشه رو ام المومنین می دونند!). الان شما فرمودید همسر پیامبر میشه بگید کدوم همسر پیامبر ؟ راستی یکی از دوستان گفتند همه ی 14 معصوم شهید میشوند حتی امام زمان ؟ |
|||
|
|
۰:۱۲, ۲۸/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/خرداد/۹۱ ۰:۱۳ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
سلام نگوییم "خلفای راشیدن" ، بگوییم "خلفای سه گانه" ، یا "خلفای غاصبین" ، چرا که ایشان با غصب خلافت باعث جلوگیری از رشد اسلام و جهان شدند.
نگوییم "معاویة ابن ابی سفیان".پدر واقعی معاویه مشخص نیست ،بگوییم "معاویة ابن ابیه" ، یعنی معاویه فرزند پدرش. نقل قول:ابن كُلبى مى گويد: «كان معاوية لعمارة بن وليد بن المغيرة المخزومي و لمسافر بن أبي عمرو، و لابي سفيان و لرجل آخر سمّاه و كانت هند امّه من المغيلمات، و كان احبّ الرجال اليها السودان...»مثالب العرب: ۷۲ منبع :http://maktabshia.blogfa.com/post-3.aspx نگوییم "عمرو عاص" ، بگوییم "عمرو ابن نابغه" (نابغه اسم مادر عمرو است) ، یا "عمرو ابن ابی سفیان" (چون بیشتر از همه به ابی سفیان شبیه بود و ابی سفیان بارها گفته بود که عمرو پسر او است) نقل قول:نسب عمروعاص (نامعلوم بودن پدر عمروعاص)[/b] منیع : http://www.rasekhoon.net/library/content-19827-12.aspx نقل قول:مادرش: «سلمی» و به نقلی «لیلی»، از زنان بدکاره و مشهور مکه بود که همه او را به اسم «نابغه» می شناختند. او کنیز مردی از طایفه «غنزه» بود و اسیر شد. «عبدالله بن جدعان تیمی» او را خرید و چون زناکار بود، آزادش کرد. این زن با پنج نفر: ابوسفیان، عاص بن وائل، ابولهب، امیه بن خلف و هشام بن مغیره مخذومی، هم بستر شد و «عمروعاص» بدنیا آمد. هر کدام از آنان، ادعای این بچه را نمود، گفتند: در تعیین پدر، مادرش سلمی را حکم می کنیم. مادر گفت: متعلق به «عاص» است چون او به سلمی پول و نفقه زیادی میداد ولی ابوسفیان خسیس بود. در حالی که «عمروعاص»، بسیار به ابوسفیان شباهت داشت. عمروعاص از قبیله «بنی سهم» از قبایل بزرگ قریش بود. لقبش: ابوعبدالله و یا «ابومحمد» است- یکی از این پسرانش بود که از دشمنان سرسخت علی بن ابیطالب (علیه السلام) و در جنگ صفین، در صف لشگریان معاویه، جنگید.چون پدر عمروعاص، مشخص نبود، او را «ابن النابغه» می گفتند. چنانکه امیرالمومنین علی (علیه السلام) در خطاب به او می فرماید: «یابن النابغه» منبع : http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=18544 |
|||
|
|
۱۱:۴۹, ۲۱/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
نگوییم حج عمره
بگویید عمره عمره حج نیست. |
|||
|
|
۱۶:۲۴, ۲۴/خرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/خرداد/۹۴ ۹:۴۷ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
نگوییم خدا بد نده،
بگوییم ان شالله که به صحت برسید. یا بلا دور باشه. خداوند نعوذ بالله بد نمی دهد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











