|
مستندفاطیما+نیروهای مذهبی شهرهای دیگر هم یاد بگیرند
|
|
۱۱:۰۹, ۱۹/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/خرداد/۹۱ ۱۱:۱۰ توسط hed_gol.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
۳۰مگابایت از اتفاق عجیبی که در سال ۱۹۱۷ افتاد خبر دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!! +فعالیتی نو در عرصه فرهنگی(حتما تاآخر مستند را ببینید) کاری نو درایران که پس از انقلاب مغفول مانده حتما ببینید وشما هم در شهر خودتان انجام دهید |
|||
|
|
۲۲:۰۰, ۱۹/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/خرداد/۹۱ ۲۲:۰۲ توسط Lancelot.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
نقل قول:از اتفاق عجیبی که در سال ۱۹۱۷ افتاد خبر دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!بنده خبر دارم ولی گویا شما خبر ندارید. چطور میتونین بانوی مقدس اسلام رو به یه حادثه ی دروغ مرتبط کنید؟ این مقاله ایه که بنده 5 سال پیش در همین مورد نوشتم. یکی از نکاتی که بهتره بهش توجه کنین اینه که کسی که در سال 1917 در روستایی به نام فاطیما ظهور کرد ( یا نکرد! معلوم نیست راسته یا دروغ ) هیچ ارتباطی به حضرت فاطمه ی زهرا (علیها السلام) نداره. اسم اون شخص اصلاً فاطیما نبوده، اسم روستا فاطیما بوده! بعد هم این اتفاق مال خیلی وقت پیشه و اصلاً نمیشه گفت راست بوده یا دروغ. هر چی بوده ( بر فرض راست بودن ) مطمئناً فرستاده ای از خدا نبوده!!! به عنوان مسلمان ، نباید ما این خرافات رو (که احتمالاً کار مسیحیاس برای افزایش اعتبار دینشون، یا شاید کار یه عده که میخواستن جنگ جهانی متوقف بشه) باور کنیم. و بدتر از اون به اسلام مرتبطشون کنیم. نقل قول:در سیزدهم ماه می سال 1917 ، یعنی در قرن بیستم ، در روستایی به نام فاطیما ( = فاطمه ) ، زنی ظهور می کند و به نزد سه کودک می رود. آن سه کودک ، یعنی ، لوسیو سنتز ، ژاکینتا مارتو و فرانچسکو مارتو ، گزارش کردند که چنین خانمی دیده اند و بر این باور بودند که او مریم مقدس (سلام الله علیها ) بوده است. لوسیو سنتز ، در مورد این زن می گوید که او از خورشید نورانی تر بود. ========== معجزه یک نشانه ی بزرگ که به عقیده ی بسیاری الهی بودن بانوی فاطیما را تایید می کند ، چیزی بسیار عجیب است و باور آن بسیار سخت است ! و آن ، چرخش خورشید است. هنگامی که بانوی فاطیما و سه کودک ، مشغول صحبت هستند ، و مردم نیز در صحنه هستند ، در حضور هفتاد هزار شاهد ، خورشید شروع می کند به حرکات زیگ زاگ واری در آسمان. کودکان ، به نام بانوی فاطیما ، این واقعه را پیشبینی کرده بودند! بنابراین ، بسیاری باور کرده اند که این ، نشانه ای بزرگ از طرف خداوند بوده تا به آنها ثابت شود که آن بانو از طرف خدا بوده است. جالب تر از این ، این است که هفتاد هزار نفر ، همگی به راحتی به خورشید خیره شده بودند بدون آنکه چشم هایشان اذیت شود. وقتی همه آن را نگاه می کردند ، خورشید کوچک و بزرگ می شد ، رنگ خود را عوض می کرد و با حرکاتی زیگ زاگ وار در آسمان حرکت می کرد ، به آنها نزدیک میشد و دوباره دور میشد! این روی داد را مورد بررسی قرار خواهیم داد. به گفته ی برخی ، او معجزه ای دیگر نیز داشت . بانوی فاطیما ، آبی به وجود آورد که شفا بخش بود. این آب ، در 90 مایلی شمال لیسبون ( در روستای فاطیما ) ، در پرتقال بود. در پی این وقایع ، بعضی زیاده روی کرده ، او را مادر خدا نامیدند! بعضی دیگر او را مریم مقدس دانستند. از نظر شخص بنده ، او مریم مقدس (سلام الله علیها) نبوده . در انتها بیشتر خواهم گفت. مکانی که در آن ، بانوی فاطیما به ملاقات سه کودک می آمد ، بسیار مقدس شمرده شد ، و یک مکه ی کوچک لقب گرفت که از سراسر جهان ، برای دیدن آن ، می رفتند ؛ اما در زمانی زود ، اما کمی بعد ، این مکان ، یا هر خانه ای که بوده است ، غیب می شود ! از سه کودک ، به غیر از لوسیو ، 2 کودک دیگر کمی بعد از دنیا رفتند و لوسیو ، طبق گفته ی بانوی فاطیما ، زنده ماند. سه راز بانوی فاطیما ، از سه راز سخن می گوید. در سیزده July ، بانوی فاطیما ، به کودکان می گوید که می خواهد آنها را وارد سه راز بکند. راز اول ، جهنم ، از قول یکی از سه کودک ( که احتمالا "لوسیو" ست ) : « بانوی ما ، به ما دریایی بسیار بزرگ از آتش را نشان داد که در زیر کره ی زمین بود. در این آتش ، ارواح و شیاطین همه جا را گرفته بودند. آنها می سوختند. در آتش شناور بودند ، با شعله های آتش بالا می رفتند ، به پایین می آمدند ، بدون وزن و تعادل. و در میان جیغ و داد می کردند و از شدت درد و ناامیدی ، می نالیدند . ما از این ترسیدیم و برای ما ناگوار بود. شیاطین دیگران را می ترساندند ، شکلی تهوع آور داشتند ، شبیه به جانورانی ناشناخته و وحشتناک بودند. همه ی آنها سیاه و شفاف بودند ! ... ، چگونه می توانیم از مادرمان متشکر باشیم که این ها را به ما نشان داد؟ کسی که پیش از این نیز ما را آماده ساخته بود با وعده هایش ، در اولین حضور ، که ما را به بهشت ببرد . و گرنه ، من فکر می کنم که ما از شدت ترس و وحشت دیدن آن صحنه ها ، می مردیم » . شاید در نظر بسیاری از شما خوانندگان ، این مکان ، جهنمی بوده که پیامبر خدا از آن خبر داده است. اما آیا واقعا چنین است؟ آیا بانوی فاطیما ، واقعا بانویی مقدس و از طرف خداست؟ آیا یکی از بزرگان است و یا اینکه موجودی فرازمینی ست با قدرت های زیاد؟ مسلما هیچ جوابی نداریم. از طرفی ، خداوند آخرین پیامبر خود را 1450 سال پیش فرستاد و از طرفی ، نمی توانیم به قطع بگوییم که او با خدا ارتباط نداشته است. شاید ، به عقیده ی بسیاری ، او حضرت مریم (سلام الله علیها) بوده. شاید یک فرشته بوده! یا شاید هم افسانه ای بیش نیست. چیزی که انکاری به وجود آن نیست ، بانوی فاطیما و هفتاد هزار نفری ست که او و اتفاقات زمان او را ( که چندان هم دور نبوده است ) دیده اند. بنابراین چنین کسی وجود داشته. اما واقعا چه موجودی بوده؟ از سیاره ای دیگر ؟ از آن جهان ؟ از طرف خدا ؟ معمولا بشر ، برای چنین اتفاقاتی ، بیشتر به انکار و خرافات روی می آورد. چون جوابی منطقی وجود ندارد. با بررسی راز دوم ، شاید بتوانیم بیشتر در مورد ماهیت این داستان و بانوی این روستا ، نظر بدهیم. راز دوم شامل این است که چگونه می توانیم ارواح را از رفتن به جهنم نجات داده و جهان را به کاتولیک ، مبدل کنیم : « شما جهنم را در جایی که ارواح گناهکار در آن می روند ، دیده اید ، ... ، اگر هر آنچه که به شما می گویم انجام شود ، بسیاری از ارواح از جهنم نجات می یابند و آن جا مکانی آرام خواهد شد. جنگ به پایان خواهد رسید : اما اگر مردم آتش بس نکنند ، به خدا ظلم کرده اند. چیز بدتری شیوع پیدا خواهد کرد در زمان امامت پاپ پایوس. وقتی شما می بینید که شب با یک نور ناشناخته روشن شده است ، بفهمید که آن نشانه ای بزرگ از طرف خدایتان است که او می خواهد جهان را به وسیله ی جنگ مجازات کند ، به خاطر گناه های جهانیان. با آمدن جنگ ، خشکسالی و آزار کلیسا ها و پدر روحانی نیز به دنبالش خواهند آمد ، ... ، اگر به درخواست های من جامه ی عمل بپوشانید ، روسیه عوض می شود و در آنجا صلح بر قرار خواهد شد. اگر نه ، روسیه خطاهای خود را به جهان ساطع خواهد کرد. جنگ ها را آغاز کرده و کلیسا را آزار خواهد داد. خوبی ، شهید راه خدا می شود. پدر روحانی ، زیر شکنجه های زیادی می رود ، نژاد های گوناگونی از بین می روند. در پایان ، قلب معصوم من پیروز خواهد شد. پدر مقدس ، روسیه را وقف من خواهد کرد ، و باید مبدل شود. و عصر صلح صاحب امتیاز جهان خواهد شد » . شاید بتوان گفت که بانوی فاطیما ، مقصودش بر آن بوده که جنگ جهانی اول را خاتمه دهد. چنانچه می دانیم ، جنگ جهانی اول ، در سال 1918 خاتمه یافت و بانوی فاطیما ، سخنانش را در یک سال قبل ، سال 1917 ارائه داد. شکی نیست که روسیه در آن هنگام ، به همراه انگلستان و فرانسه ، مستعمراتی در اختیار داشت. آیا بانوی فاطیما هیچ اثری بر این جنگ و خاتمه ی آن داشته است؟ هیچ مطلبی بر تصدیق این مورد نیست. پاپ پایوس ، در سال 1952 ، در این رابطه نامه ای نوشت : « ... تنها در چند سال پیش ، ما انسانی بی عیب و پاک را تقدیس کردیم به قلب پاک مریم مقدس ، مادر خدا . بنابراین امروز نیز ، ما تمام مردم روسیه را وقف این قلب معصوم می کنیم ... » . در این مورد ، بنده قضاوتی از خود سر نمی دهم و به شما وا می گذارم. اما چند سؤال مطرح می کنم : چگونه می توان مطمئن بود که سخنان بانوی فاطیما ، تحریف نشده اند ؟! آیا شخص دیگری این سخنان را نپرانده ؟ برای مختصر شدن ، راز سوم را ذکر نمی کنیم و برای کسانی که دوست دارند بدانند ، لینک می فرستیم! اما قرار شد که در مورد 2 مطلب ، بیشتر توضیح دهم. اولی ، در مورد چرخش خورشید بود. بد نیست که ابتدا مطالب یک روزنامه ی مشهور پرتقالی را در این مورد بخوانیم و بعد نظر یک نویسنده ( منظور من نیستم ) را : « قبل از آنکه چشمان جمعیت متحیر شود ، که جنبه ای توراتی داشت ، در حالی که مردم آسمان را جستجو می کردند ، خورشید درخشید و حرکاتی غیر منتظره و خارج از قوانین منظومه ی شمسی انجام داد . خورشید ، در مقابل جمعیت زیادی از مردم ، شروع به رقصیدن کرد . چنانچه مردم می گفتند ! » و حال نظر یک نویسنده ، این بوده است که واقعا خورشیدی نبوده که برقصد! آن شیء ، جز بشقاب پرنده ، چیزی بیش نبوده است. ما هم اکنون در قرن 21 زندگی می کنیم و بسیاری از گزارشات مشاهده ی UFO ها را شنیده ایم. در زمان 1917 ، چیزی به عنوان Ball Lighting که به زبان ما ، بشقاب پرنده ترجمه می شود ، وجود نداشت و اواخر جنگ جهانی دوم بود که نیرو های هوایی ، اعلام به مشاهده ی این گونه اجسام کردند و آن ها را از آن پس ، UFO ، یا Unidentified Flying Object ، نامیدند. اما مطلب دوم ، در مورد این بود که من این شخص را مریم مقدس و به طور کلی ، از اولیای بزرگ الهی نمی دانم. این نظر شخص من است. آیا کسی نظری مکمل دارد؟ نتیجه ی مطلب بانوی فاطیما ، واقعا کیست؟ می دانیم که نمی توان این را داستان و یا افسانه نامید. حتی خواهر Lucio در همین سه سال پیش ، در 97 سالگی دار فانی را وداع گفت! این وقایع ، توسط افراد بسیاری تایید شده اند و جایی برای انکار و تکذیب آن باقی نگذاشته اند! آیا بانوی فاطیما ، واقعا کسی بوده که از آنسوی آسمان ، از سیاره ای دیگر آمده؟ یا اینکه جهان را درگیر دروغی بزرگ برای گسترش مسیحیت کرده اند؟ واقعا چه جواب هایی می توان برای راز های او عنوان کرد؟ حقیقت چیست؟ |
|||
|
|
۰:۲۶, ۲۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
مستند بسیار ضعیفی بود !
به نظر من کارهایی در این حد بهتر است اصلا ساخته نشود . دوستان عزیز ! برای هر کاری باید از کارشناس آن رشته استفاده کرد و یا کمک گرفت . |
|||
|
|
۱۳:۲۱, ۲۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
به نظر من كه مستندجالبي بود
خدا اجرتان دهدواقعا عملكرد شما در روستاها بسيار قابل تقدير است برخي از نيروهاي مذهبي دلشون خوشه كارفرهنگي ميكنن ولي اين مستندو كه ديدم اميدوار شدم كه هنوز نيروهاي مخلصي هستند كه براي رضاي خدا جلسات اهل بيت رو كيلومترها دورتر در روستاها برگزار كنند خدا خيرتان دهد درضمن شيخ محسن قنبريان رو قبول دارم وبه همه توصيه مي كنم كه سخنرانيهاشو حتما دنبال كنند |
|||
|
|
۲۳:۰۸, ۲۲/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/خرداد/۹۱ ۲۳:۰۹ توسط hed_gol.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
مقاله ای درجهت تکمیل بحث و مستند: [b]تجلی در غرب ![]() 1. زیارتگاه FATIMA «فاطمه» یا (فاطمیا) یک روستا و مکان مقدس در بخش « سانتارم» در مرکز پرتغال در فاصله حدود ۲۹ کیلومتری در شرق منطقه «لیریا ”در سرزمین” کوادا ایریا» قرار دارد. اولین زیارت رسمی از فاطیما در سال ۱۹۷۰ اتفاق افتاد کار کلیسای Basilica در سال ۱۹۲۸ شروع و در سال ۱۹۵۳ این کلیسا تقدیس شد این کلیسا برجی به ارتفاع ۲۱۳ پا دارد که این برج تاج و صلیبی به وزن ۷ تن را حمل میکند در اطراف این کلیسا بیمارستان و در فاصله دورتر از آن خانههای نشمین قرار دارد. در سال ۱۹۶۷ (پنجاهمین سالگرد واقع فاطیما) جمعیتی که حدود یک میلیون تخمین زده میشد در فاطیما گرد هم آمدند تا به سخنان پاپ پال ششم گوش دهند و مراسم عشای ربانی برگزار کنند و برای صلح دعا کنند» از آن سالها تاکنون همواره در ماه می صدها هزار زائر آنجا میآیند موارد زیادی از شفا بیماران در آن گزارش شده است و برخی، مسافتهای بسیار را با دو زانو راه میروند تا اینگونه احترام خود را به این مکان مقدس و صاحب آن ادا نمایند. ۲- واقعه فاطیما دایره المعرف بریتانیکا (Britannica) ج ۹ ص ۱۱۵ آن را چنین گزارش کرده است: « در ماه می برج پنجم از سال میلادی (۱۹۱۷) سه کودک از خانواده کشاورز به نام«لوسیالوس سنتوس» ( ۱۹۰۷) و او عموزادهاش به نامهای «فرانسیسکو» ( ۱۹- ۱۹۰۸) و «جاسینتامارتو» (۲۰ – ۱۹۱۰) در حالی که داشتند از گوسفندان مراقبت میکردند تصویری ( شبحی یا تمثلی) از یک خانم را دیدند. طبق آنچه که آن خانم وعده کرده بود تمثل در سیزدهم هر ماه تا اکتبر آن سال به استثنای ماه اگست تکرار میشد. در ماه اگست این بچهها به چراگاه و الینوس ( در نزدیکی الجسترال قریهای که محل تولدشان بود) رفته بودند که در آن جا آنها تمثل آن خانم را در نوزدهم اگست دیدند. خبرهای منتشره طبیعتاً شوق و رغبت عدهای را برانگیخت و در سیزدهم اکتبر جمع وسیعی – که تعداد آنها تخمین به هفتاد هزار نفر میرسید) در قریه فاطمه گرد هم آمدند . این خانم طبق اخبار نقل شده خودرا به این بچهها به عنوان «بانوی تسبیح» (Lady of the rosary ) نمایان کرد و تقاضا نمود که برای وی معبدی در آن مکان بسازند. بلافاصله پس از این اتفاق یک پدیده خورشیدی رخ میدهد که این اتفاق توسط عده زیادی که در آن قریه حضور داشتند گزارش میشود یکی از آنها استاد دانشگاه کویمبرا آقای Garrett.A بود: « خورشید که در پس ابر پنهان بود لحظاتی قبل از این اتفاق ابر ضخیم را دریده و با قدرت و روشنایی تابیدن گرفت. خورشید یک چرخه سوخته به نظر میرسید این قرص نور در گرد خودش میچرخید و با سرعت هم چرخید. سپس خورشید گنبد آسمانی خود را رها کرده و در حالی که سرعت و تندی قبلی خود را داشت به سمت زمین نزدیک شد. چهره خورشید بسان خون رنگ مینمود و هیبت آن توده آتشین کره زمین به سقوط و نابودی تهدید مینمود». ۳- رازهای فاطمه لوسیا تنها باز مانده از آن سه کودک از چهار راز که «بانوی تسبیح» به آنها گفت سربسته سخن گفت او رازها را در کتابی مهر و موم شده نوشت و به واتیکان داد. کلیسا فقط دو راز آن را عمومی کرد البته آنها را هم دیر هنگام: یکی وقوع انقلاب روسیه و یکی هم جنگهای جهانی . پاپ اصرار داشت «راز سوم» را پیش بینی بانوی تسبیح از سوء قصد به جان خودش (پاپ) در ۱۹۸۱ تفسیر کند که ظاهراً پیشگویی با این عبارات بوده است که: « اسقفی ملبس به ردای سفید چنانکه گویا گلوله باران شده است از آسمان به زمین خواهد افتاد». درباره رازهای فاطمیا اختلافات عمیقی رخ داد است عدهای نظریه توطئه را قبول کردهاند که مبنی بر توطئه کلیسای کاتولیک و تحریف و تأویل رازهاست برای نمونه « آنتونیوسوسی (خبرنگار کاتولیک و نویسنده کتاب راز چهارم فاطمیا) که اول سخنان پاپ را پذیرفته بود بعد به سخنان او خدشه کرد و گفت: تحقیقاتش نشان میدهد که بخش پنهان راز چهارم یک بحران ایمان در غرب را پیش بینی میکند و میگوید: «با بروز موجی از کفر و ارتداد امپراطوری کلیسا فرو خواهد ریخت». اگر سخن او درست باشد باید راز چهارم فاطیما مربوط به دوران رنسانس ، فروپاشی نظام کلیسایی و رواج بحران ایمان در غرب باشد که تاکنون شاهد آن هستیم. «مارکوتوساتی» ( از افراد واتیکان و نویسنده کتاب پیشگوییهای فاطیما) نیز نظریه توطئه را قبول دارد و میگوید: به نظر میرسد واتیکان موضوعی را پنهان میکند. اما کاردینال برتون ( از حامیان کلیسای کاتولیک) با حمله به تئوریهای بدبینانه اصلاً بودن راز چهارم را انکار میکند! اما سرّ فاش نکردن این رازها علی رغم زنده بودن لوسیا تا چند سال پیش خود معمایی است که کلیسا باید به آن پاسخ دهد از مجموع تحقیقات بر میآید که راز سوم و چهارم درباره حوادث آخر الزمان و صلح جهانی باشد. ۴- بانوی فاطیما کیست؟ کاتولیکها او را تجلی مریم مقدس میدانند و نسبت به توجه مسلمان و شیعیان به خاطر شباهتهای او با حضرت زهرا (سلام الله علیها) شدیداً موضع میگیرند که: این واقعه ربطی به فاطمه بنت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ندارد. اما آیا واقعاً چنین است؟ ۴-۱- نام فاطمیا در بین شهرهای اطراف و نام مناطق که همه به زبان پرتغالی و نامأنوس است چرا نام اینجا فاطمیا (لاتین فاطمه) است؟ چه حادثهای از این بهتر برای نامگذاری این مکان به این نام میتوان یافت؟ کاتولیکها ادعا میکنند از ۶۰۰ سال پیش نامش فاطمیا بوده البته بدون اینکه وجه تسمیهاش برای این نام ذکر کنند. اما این ادعا غیر از اینکه قابل بررسی است مشکلی را حل نمیکند. چرا باید این بانو با شباهتهای دیگر به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در روستائی که به طور اتفاقی نامش فاطیما است تجلی کند؟! ۴-۲- بانوی تسبیح برای توجیه، دست و پایی زدهاند که مسیحیت کاتولیک هم تسبیح دارد اما: اولاً مریم مقدس به تسبیح شناخته نشده است حتی در متون مسیحی برای مریم تسبیحی ذکر نشده است در حالی که اولین تسبیح به شکل متداول را حضرت زهرا (سلام الله علیها) ساخته است و ایشان کاملاً به تسبیح شناخته شدهاند به طوری که نام تسبیح و ایشان بهم تداعی دارند. ثانیاً بنا به گزارش دایرۀ المعارف بریتانیکا پس از پذیرش این واقعه توسط کلیسا، تسبیح به این مراسم و شاید به مسیحیت اضافه شد و اذکاری القاء شد نه قبل از آن. عبارت بریتانیکا: « بعد از مخالفت ابتدایی از ناحیه اسقف لیریا مشاهدات این کودکان در ۱۳ اکتبر ۱۹۳۰ مورد پذیرش قرار گرفت و اعلام شد این کودکان چهره مریم پاکدامن را دیدهاند در همین سال به بازدید کنندگان آداب و شعائر و اذکاری توصیه شد محتوای این اذکار و شعائر شامل تسبیح و ریاضت برای پاکی از گناهان بود»… ۴-۳- نپذیرفتن کلیسا تا سال ۱۹۳۰ شاهد دیگر که در نقل قول گذشته از بریتانیکا هم بود این است که کلیسا این واقعه را تا سال ۱۹۳۰ یعنی ۱۳ سال بعد نپذیرفت در حالی که حدود۷۰ هزار نفر اعجاز آن را دیده بودند! و در حالی که کراماتی منتسب به مریم در فرانسه، بوسنی و واتیکان و ایتالیا و …. را بسیار زودتر از این میپذیرفت و تبلیغ میکرد. به این مطلب باید اختفاء رازهای چهارگانه فاطمه را هم افزود با وجودی که لوسیا آن را کامل اما سر به مهر بر واتیکان داد اما هرگز نشر نیافت. ۴-۴- خانواده مقدس در روز تجلی عمومی یکی ازبهترین شواهد برای مریم نبودن آن تمثل و حضرت فاطمه بودنش اینکه در روز تجلی عمومی (۱۳ اکتبر) یکی از دختر بچهها گفت: « خانواده مقدس» را در آسمان میبینید؟! و جماعت به آسمان نگاه کردند و آن معجزه را دیدند ( مجله دانشمند شماره آبان ۱۳۸۶ ، ص ۸۵). اگر حضرت مریم میبود برای او خانواده مقدس معنا نداشت چون خانواده اقلاً زن و شوهر و فرزنداناند که باید همه هم مقدس باشند. در حالی که خانواده مقدس در فرهنگ اسلامی کاملاً شناخته شده است همان است که «اهلبیت نبوت» ، « خاندان عصمت» ، « ائمه اطهار» میخوانیم که محور همه آنها فاطمه (سلام الله علیها) است چنانچه در حدیث کساء ذکر شده است: هم فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها. ۴-۵- تنها اشکالی که بسیار بر آن سماجت میشود گفتههای تنها بازمانده ماجرا لوسیا است که میگویند در کتابش همه جا سخن از مریم مقدس است و لوسیا خود آن بانو را مریم مقدس میخواند نه فاطمه(سلام الله علیها). در پاسخ باید بین حقیقت تجارب دینی و تأویل و تفسیر آن فرق نهاد. یک مسیحی اگر فردی نورانی را در رؤیا یا بیداری ببیند و برایش خرق عادتی کند اما خود را بنام معرفی نکند چون در پارادایم مسیحی زیست می کند ناخودآگاه او را مسیح(علیه السلام) میخواند در حالی که هیچ دلالت منطقی بین این تأویل و آن حقیقت نیست. به گفته خود لوسیا آن بانو خود را مریم معرفی نکرده است بلکه بانوی تسبیح معرفی کرده است پس مریم نامیدن او یک تأویل است . بنا به گزارش بریتانیکا تا سال ۱۹۳۰ یعنی قبل از پذیرش واقعه توسط کلیسا آن بانو مریم نامیده نمیشد در این سال بود که از سوی کلیسا اعلام شد”این کودکان چهره مریم پاکدامن را دیدهاند” این تأویل را کلیسا شایع کرده است نه خود بانو. شاهد دیگر تأویل رازسوم است. لوسیا با وجودی که خود مشاهده کننده بوده است و راز سوم را شنیده است اما در تأویل آن – البته در پایان عمر و ۹۷ سالگی – سخن پاپ را میپذیرد که آن «اسقف ملبس به ردای سفید که گویا تیرباران شده از آسمان میافتد» همین پاپ ژان پل دوم است. (کاردینال برتون در کتاب آخرین پیشگویی فاطمیا). در حالی که پاپ تیرباران نشد و فقط یک سوء قصد بود که از آن هم جان به سلامت در برد. وقتی در تأویل روحانی ملبس به ردای سفید میتواند این اشتباه صورت بگیرد چرا درباره بانویی با چادر سفید و نورانی که هرگز نامی از مریم نبرده است، اشتباه صورت نگیرد؟! بعلاوه اینکه از کجا معلوم هر چه لوسیا دیده و گفته برای ما نقل شده باشد؟ چنانچه گذشت لوسیا ۴ راز را مهر و موم کرده به واتیکان داد اما کسی مثل «برتون» اساساًوجود راز چهارم را انکار میکند. اگر کسی بگوید بانو خود را فاطمه هم معرفی نکرده است پس این هم یک تأویل است میگوئیم البته چنین است اما این تأویل با قرائن مطمئن گذشته تأیید میشود جالب اینکه معرفی به اوصاف و به القاب مثل اینکه خود را بانوی تسبیح معرفی کند برای کسانی که نمیشناسند بیشتر مطابق با حکمت است در حالی که برای افرادی که او را میشناسند معرفی به نام مشهور صورت میگیرد. معنا نداشت مریم خودرا برای مسیحیان بانوی تسبیح معرفی کند. اینها همه شواهدی است که مریم مقدس بودن آن بانو را تضعیف و فاطمه (سلام الله علیها) بودنش را تقویت مینماید. ۵- برهان اهل برهان و عرفان سخن بالاتری دارند که بینیاز از این بررسیهاست و آن اینکه با آمدن پیامبر خاتم نه فقط تشریع سایر پیامبران ذیل شریعت محمدی، معنا میگیرد بلکه تصرفات تکوینی سایر اولیاء نیز ذیل ولایت کلیه محمدیه صورت میگیرد. لذا اگر ارواح مطهر اولیاء گذشته یا وجود مثالی آنها در عالم تصرفی نماید در ظل ولایت محمدی است بلکه همه آنچه از مکاشفات و تصرفات در اکناف عالم انجام میگیرد – به خصوص آنچه نام برخود ندارد و تأویلگران آن را به دین خود تأویل میبرند – همه جلوت تصرفات الهیه حضرات معصومین (علیه السلام) است. در این باره جای تفصیل بسیار است که به یک اشاره بسنده می شود : علامه مجلسی در ضمن روایت صحیحه ای از حضرت امام صادق علیه السلام نقل می کند : که درباره صدیقه طاهره (سلام الله علیها) فرمودند : … و علی معرفتها دارت القرون الاولی . یعنی بر اساس معرفت آن حضرت نسلهای گذشته تا کنون برقرار مانده است. بحار الانوار، ج۴۳ ، ص ۱۰۵، باب۵۵ . نویسنده: محسن قنبریان |
|||
|
|
۸:۵۳, ۲۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
واقعا مقاله جامع وجالبي بود ممنونم از استاد قنبريان
|
|||
|
۱۱:۲۴, ۱۶/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
شنیدم تو ماه رمضان هم راهش انداخته اید؟
|
|||
|
۲۱:۲۲, ۲۷/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
احسنتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: fatima.gif]](http://www.radepaclip.com/wp-content/uploads/2012/06/fatima.gif)



![[تصویر: fatima1.jpg]](http://www.portugalvirtual.pt/_tourism/costadeprata/fatima/fatima1.jpg)