کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ღღღمجـــــموعه داســتان های بعد از ظهور از زبان یک منتظر....
۲۲:۵۷, ۳۰/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/بهمن/۹۲ ۲۲:۵۹ توسط رضوانه.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا
سلام



خب دوستان فکر میکنم عنوان تاپیک واقعا گویا باشه



میخواهیم افکارتان را چکش کاری کنیم!...ایده بدید ،،،آرزوهای خودتون که واقعا دوست دارید در زمان ظهور به وقوع بپیونده،،،،Cool[b]کاملا بیان کنید
دوست دارید جهان در زمان ظهور چه شکلی بشه؟



تمام سیم خاردارها رو کندیم انداختیم دور!!!! Big Grin
اندیشه تان را آزاد بگذارید برای اندیشیدن ....
محدودیت را کنار بگذارید...



محدودیت از نظر شما در دنیای امروز ما چیه؟
شما فقط بفرمایید که دوست دارید جامعه موعودتون ،،،یا اون بهشت روی زمین چطور باشه



در مرحله بعدی باید چند تا نویسنده خوب استخدام کنیم
هر کدوم از دوستان که ذره ای در خودشون این توانایی رو میبینن برای مرحله های بعدی، بسم الله[تصویر: rose.gif]



پس چی شد؟
فعلا در مرحله اول فقط آرزوهاتون رو بفرمایید
مرحله بعدی میشه تحقق آرزوها
یعنی داستان نویسی برای به بند کشیدن افکارمون در قفس کاغذ!CoolSmile



نظراتتون رو بفرمایید[تصویر: rose.gif]

[/b]
ببینید دوستان
اصل هدف برای زدن این تاپیک این بوده و هست که برای من و شمایی که حداقل....حداقل ادعای انتظار رو داریم....جامعه زمان ظهور ملموس بشه...
میدونید منظورم چیه؟
مثلا فکر کنید ما تو داستانمون از زبان یک آقا یا خانم (که داره توی زمان ظهور زندگی میکنه...یعنی ظهور اتفاق افتاده) میایم داستان رو تعریف میکنیم....
اول یه فلش بک بزنیم به زمانی که هنوز ظهور اتفاق نیفتاده بوده....یعنی زمان بیچارگی الان ما
مثلا اون خانم یا آقا تعریف میکنه که:
آره مثلا یادم میاد که زمانی که منتظر آقا بودیم مثلا توی سال 1392، وضعیت اینطوری بود،،،،فلان مشکل رو داشتیم....فلان جا جنگ بود ....بعد ادامش هم میگیم که مثلا درگیری ها چقدر زیاد شد و غیره
و بعد مرحله عینی سازی ظهور
ما نمیخوایم تاریخ تعیین کنیم دوستان
ما فقط میخوایم به یک منتظر بگیم بابا انقدر جامعه ظهور رو دور از ذهن نباید بدونی....
باید براش ملموس بشه
نباید احدی تصور کنه جامعه ظهور یعنی فقط کشت و کشتار...
از طرفی هم باید حس حماسی در فرد ایجاد کنه برای رسیدن به اون جامعه موعود
بچه ها به جان خودم اگر ما بتونیم این داستان رو استارت بزنیم....خود امام زمان به ما کمک میکنه که ادامش بدیم....
اول از همه هم نیاز به یکسری مطالعه کامل داریم که بفهمیم دقیقا ظهور چه جوری اتفاق میفته و بعد از ظهور قراره چه اتفاقایی بیفته....
بقیش دیگه میشه ذهن های فعال شما دوستان....من هم هستم ان شاءالله
میدونید اگر با این کارمون بتونیم حتی دید یک نفر هم تغییر بدیم چه کار بزرگی کردیم؟؟؟؟؟؟!!!!
غیر قابل بیانه
الان شما...همین الان توی اینترنت search کنید ببینید چند تا داستان درباره بعد از ظهور نوشته شده؟؟؟؟!!!!
خب؟
وقتی ما کوتاه بیایم و دست روی دست بذاریم دشمن هم از موقعیت استفاده میکنه...
این خط این نشون
توی همین چند سال آینده به احتمال زیاد یه فیلم درباره واقعه ظهور هم میسازن و همه چیز رو دقیقا به نفع خودشون تموم میکنن...
اون وقت ما چی؟
هیچی به هیچی!!!!
همینطوری نشستیم و میگیم ای خدا لعنتتتون کنه!!!!
نه دوست من
این فحش دادنا فایده نداره...
باید دستمونو بذاریم روی زانوی خودمون بگیم یا علی
[تصویر: rose.gif][b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: help me ، Ali#59 ، وحید110 ، حسن.س. ، عبدالرحمن ، fafa* ، مجید املشی ، عبدالرحیم ، شهیدطیبه واعظی ، M03TAFA ، Mohammad Trust ، محب الزهرا ، یاســین ، fiftynine

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۲۷, ۶/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #11
آواتار
یعنی بعد از ظهور هنوز عزاداری محرم ادامه پیدا میکنه؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رضوانه
۱۱:۴۶, ۶/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/اسفند/۹۲ ۱۱:۵۳ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #12
آواتار
ایده از من، داستان از داستان نویسا...
من هیچ وقت ماشین شیک و مدل بالا دوست نداشتم.
چون باید با بنز آخرین سیستم هم توی هوای آلوده تهران بنزین بسوزونی و پشت ترافیک ساعت ها بشینی و تازه کلی هم نگران باشی که مبادا کسی بهش خط نندازه...
من همیشه دوست داشتم که اونقدر ایمانم بالا بود که خدا یه طی الارض هم به من میداد...
دیگه نه خرج ماشین و نه بنزین...
نه ترافیک...
مثلاً افطار میخوای بری جایی 5 دقیقه قبل از افطار حاضر میشی و با طی الارض دم خونه میزبان میرسی...
نه تو سرما زیر برف و بارون موندن...
نه تو گرما هل هل کردن...
من فکر میکنم توی اتوپیای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دیگه هیچ ماشینی وجود نداره و از اونجایی که امام معصوم عاری از بخله، به همه یاد میده که چه جوری طی الارض داشته باشن...
دیگه خیابون و اتوبان و جای پارک بی معنی میشه...
پ.ن:
من فکر میکنم منظور رضوان جان این بود که حدس بزنین تو مدینه فاضله امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه اتفاقایی میافته...
وصف العیش نصف العیش...
نه این که بعد از ظهور چی میشه...
یعنی باید صبر کنیم تا اتوپیا ساخته بشه، بعد توش این اتفاقا بیافته...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، رضوانه
۲۳:۴۰, ۶/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #13
آواتار
بله خانم Mozeعزیز
یه جوری همون مدینه فاضله
ما باید جامعه آرمانیمون رو برای همه دست یافتنی بکنیم...
ما ایمان داریم...که روزی اون منجی میاد....
پس باید دائما ایمانمون رو قوی کنیم و به کسی اجازه تمسخر افکارمون رو ندیم...
راستش من فکر میکردم خیلی بیشتر از این استقبال بشه....
واقعا برام تعجبه که بعضی از بزرگانی که براشون پیام خصوصی هم فرستادم حتی جواب پیان خصوصی رو هم ندادن!
حداقل نگفتن نخیر مخالفیم!
من نمیدونم این چه شیوه ایه!!!!
حداقل در جواب پیام خصوصی بفرمایید که نظرتون چیه!!!!
اینکه هیچی نمیگید یه خرده به آدم برمیخوره!!!!
بگذریم....
دوستان منتظر ایده های دیگتون هستیم...
اصلا دوست دارید داستان چه جوری بیان بشه؟
از زبان چه کسی بیان بشه؟
از زبان یک ایرانی یا یک تازه مسلمان یا غیره؟




آقای بالیستا اونطور که من میدونم تا روز قیامت که حضرت فاطمه از خداوند میخوان که انتقام خون امام حسین رو از قاتلانشون بگیرن....این ماتم همیشه ادامه داره....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ballista
۱:۲۰, ۱۸/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #14
آواتار
ببینید من خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که هر بار یک داستان کوتاه تعریف بشه...

و هر بار از زبان اشخاص مختلف باشه...
نه یک شخص خاص...


به این نتیجه رسیدم که داستان کوتاه از همه بهتره...
اون شخصی هم که تعریف میکنه هر بار...
میتونه هر شخصی باشه...
ایرانی...غیر ایرانی...مسلمون...مسیحی...یهودی...و غیره...
میخوایم اون دید جهانی رو بگم...
دارم سعی میکنم یک نمونشو روی کاغذ بیارم و اینجا براتون بنویسم که نظرتون رو بفرمایید...
شما هم اگر تونستید یه داستان کوتاه طراحی کنید...خیلی خوشحال میشم که اینجا بذاریدش

به عنوان اولین موضوع داستان کوتاه
با همه کاربرانی هستم که این پست رو میخونن
تصور کنید امام زمان ظهور کردن و شخص مورد نظر میخواد خودشو به امام زمان برسونه...
که گفتم میتونه هر شخصی باشه...
از ذهنتون کمک بگیرید و یک داستان کوتاه در این مورد بنویسید...
اگر مایل بودید
یا حق
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا